صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پیامبر منتقل کننده ی وحی بودند یا برداشتشان را از وحی بیان می کردند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837

    پیامبر منتقل کننده ی وحی بودند یا برداشتشان را از وحی بیان می کردند؟




    پیامبر فقط سخن خداوند را منتقل میکردند یا انچه از سخن خدا برداشت میکردند رو به عنوان قران بیان میکردند؟لطفا دلیل هم بیارید برای هر موردی که پاسخ هست؟
    (البته به نظرم از خود قران نمیشود دلیل اورد چون ممکن است خود پیامبر متوجه این مسئله نبوده باشه و فکر کنه انچه فهمیده عین سخن خداست)

    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله






    پیامبر منتقل کننده ی وحی بودند یا برداشتشان را از وحی بیان می کردند؟





    کارشناس بحث: استاد میقات


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط mona690 نمایش پست ها
    پیامبر فقط سخن خداوند را منتقل میکردند یا انچه از سخن خدا برداشت میکردند رو به عنوان قران بیان میکردند؟لطفا دلیل هم بیارید برای هر موردی که پاسخ هست؟
    (البته به نظرم از خود قران نمیشود دلیل اورد چون ممکن است خود پیامبر متوجه این مسئله نبوده باشه و فکر کنه انچه فهمیده عین سخن خداست)


    با سلام و درود

    قرآن کلام الهی است و با همین الفاظ و عبارات، از طرف خداوند بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نازل شده است.

    برای اثبات وحیانی بودن قرآن می توان از خود قرآن استفاده کرد:

    1. خداوند بارها قرآن را از جانب خود معرفی کرده و فرموده:

    «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (حجر، 9)

    «وَ أَنْزَلَ الْفُرْقان‏»؛ و كتابى كه حق را از باطل مشخّص مى‏سازد، نازل كرد. (آل عمران، 4)

    «ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ»؛ اينها، به خاطر آن است كه خداوند، كتاب (آسمانى) را به حق، (و توأم با نشانه‏ها و دلايل روشن،) نازل كرده است. (بقره، 176)

    «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآن‏»؛ اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مى‏كرديم. (حشر، 21)

    و ...


    2. قرآن می فرماید پیامبر حق تغییر و تبدیل در قرآن را ندارد:

    «قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَي‏»؛ بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم! (یونس، 15)

    «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ»؛ اگر او سخنى دروغ بر ما مى‏بست، ما او را با قدرت مى‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مى‏كرديم‏. (حاقه، 44ـ 46)


    3. هم‏ چنين در آيات ديگرى تعبيرهاى «قرائت» (نحل، 98)، «تلاوت» (آل عمران، 58) و «ترتيل» (مزمل، 4) به كار رفته است، که دلالت دارد بر اين‏ كه الفاظ و عبارت ‏هاى قرآن از پيامبر صلى اللّه عليه وآله نيست‏.


    4. برخى از اوصاف قرآن نظير «كلام اللّه» (بقره، 75؛ توبه، 6؛ فتح، 15) و «كلمات اللّه» (لقمان، 27) نيز با اين نكته سازگار است كه قرآن در قالب الفاظ و عبارات نازل شده است.


    نکته:

    ممکن است اشکال شود که شما با خود قرآن می خواهید الهی بودن آن را اثابت کنید، و این دور است و دور هم باطل است.

    در جواب می گوییم، فرض ما بر این است که روی سخن ما با کسی است که به نبوت و مقام علم و عصمت پیامبر صلی الله علیه وآله، ایمان دارد. در این صورت اگر در ابتدا هم احتمال بدهیم قرآن کلام پیامبر است، ولی با تصریح خود قرآن، دیگر جای شک و تردی باقی نمی ماند.

    پیامبر منتقل کننده ی وحی بودند یا برداشتشان را از وحی بیان می کردند؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    بیانی دیگر



    اگر بخواهیم به آیات تحدی قرآن اشاره کنیم، که دیگر این اشکال و جواب فوق هم پیش نمی آید.

    در قرآن کریم، تحدی به همه قرآن (اسراء، 88)، تحدی به ده سوره (هود، 13)، تحدی به یک سوره (یونس، 38 و بقره، 23)، و تحدی به گفتاری چون قرآن (طور، 34) شده است.

    این که کسی نمی تواند مانند قرآن بیاورد و هنوز هم نتوانسته است بیاورد، از دلائل واضح الهی بودن قرآن است.

    هم چنین آیه شریفه: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً»؛ آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند. (نساء، 82)

    همین که اختلافی در قرآن نیست، دلالت برای دارد که کار بشر نیست و الهی است.

    پیامبر منتقل کننده ی وحی بودند یا برداشتشان را از وحی بیان می کردند؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    استدلالی دیگر



    در مقایسه قرآن و کلام پیامبر (روایات)، تفاوت افق این دو (از لحاظ سبک، بيان و شيوه تركيب كلمات و جملات‏) آشکار است و با اندک تأملی این دوگانگی که واقعیتی انگار ناپذیر است، روشن می شود، و این نشانگر این است که الفاظ قرآن هم کلام الهی است، نه گفتار پیامبر صلی الله علیه وآله.


    روش دیگر اثبات الهی بودن قرآن و الفاظش، استفاده از کلام معصومین علیهم السلام است؛ یعنی روایات قطعی از شخص رسول اكرم صلی الله علیه وآله، یا یكی از امامان معصوم علیهم السلام که فرموده اند: قرآن از طرف خداوند می باشد.

    با توجه به مقام علم و عصمت این حضرات، جای تردیدی باقی نمی ماند كه قرآن كلام پیامبر نیست، بلكه عین الفاظش نیز نازل شده از سوی خداوند است.

    پیامبر منتقل کننده ی وحی بودند یا برداشتشان را از وحی بیان می کردند؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,900
    حضور
    21 روز 10 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8432



    با سلام

    قبلا بحث كرديم كه بايد معني كلمه : قرآن : روشن شود زيرا مصاحف اصحاب با يكديگر فرق داشته و خليفه عثمان قرآن يا همان وحي معجز را از غيرآن يعني وحي بياني و شان نزولها ، تنقيح و تهذيب نمود وموجب اختلاف در تفسير قرآن شد .

    وخداي متعال هم فرمود : وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى {النجم/3} إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى {النجم/4}

    بنابراين كلمه قران در صدر اسلام به معني مجموع آيات و تفسير آنها (يا فرقان) بوده و بعد از جمع مصحف امام به اين كتاب فعلي كه شايع است اطلاق شد.




  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط mona690 نمایش پست ها
    پیامبر فقط سخن خداوند را منتقل میکردند یا انچه از سخن خدا برداشت میکردند رو به عنوان قران بیان میکردند؟لطفا دلیل هم بیارید برای هر موردی که پاسخ هست؟
    (البته به نظرم از خود قران نمیشود دلیل اورد چون ممکن است خود پیامبر متوجه این مسئله نبوده باشه و فکر کنه انچه فهمیده عین سخن خداست)
    سلام
    چون قائلیم
    قرآن کریم تا مرتبه لفظ هم از آن خداست لذا مساله برداشت از وحی در قرآن مطرح نیست و تصور اشتباه پیامبر ص در این خصوص هم برداشته می شود به اصل عصمت و به این اصل
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    162
    حضور
    2 روز 4 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    853



    پیامبر گرامی اسلام (ص) عینا بدون کم و کاست وحی را نقل عینی میکردند.هیچ تصرف شخصی بر وحی نداشتند.به همین دلیل متاز از دیگر نبیین اند.

  17. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    . خداوند بارها قرآن را از جانب خود معرفی کرده و فرموده:

    «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ»؛ ما قرآن را نازل كرديم و ما بطور قطع نگهدار آنيم! (حجر، 9)
    با سلام.
    این آیه می تواند از خود پیامبر باشد منتها چون وجود ایشان به حدی به عالم بالا اتصال برقرار کرده است که گویی او خدا شده است. در دیدگاه عرفانی مشکلی از این بابت نیست. چه اینکه حالتی برای حلاج اتفاق افتاد که او هم خود را حق نامیده است. هم چنین بایزید که گفت : لا اله الا اناها فاعبدون.
    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    قرآن می فرماید پیامبر حق تغییر و تبدیل در قرآن را ندارد:

    «قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَي‏»؛ بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مى‏شود، پيروى مى‏كنم! (یونس، 15)
    این آیه هم در پاسخ به کسانی که از پیامبر خواستند آیات را مطابق با خواسته هایشان تغییر دهد نازل شده است. در حقیقت این سوال و خواسته دغدغه ای را در درون پیامبر ایجاد کرده است و نور بی صورت الهی هنگامی که از وجود پیامبر گذر کرده است بر اساس این دغدغه تبدیل به این الفاظ شده است. لذا تبدیل وحی بی صورت به کلمات با صورت در درون پیامبر و بر اساس دغدغه های درونی اش اتفاق می افتد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ»؛ اگر او سخنى دروغ بر ما مى‏بست، ما او را با قدرت مى‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مى‏كرديم‏. (حاقه، 44ـ 46)
    مسلما اگر کلمات قرآن را از پیامبر و وحی بی صورت را از خدا بدانیم در این حالت پیامبر دروغی بر خدا نبسته است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    . برخى از اوصاف قرآن نظير «كلام اللّه» (بقره، 75؛ توبه، 6؛ فتح، 15) و «كلمات اللّه» (لقمان، 27) نيز با اين نكته سازگار است كه قرآن در قالب الفاظ و عبارات نازل شده است.
    ولی در قرآن از عیسی هم به کلمه خدا تعبیر شده است. حضرت علامه و حضرت آیت الله جوادی آملی در تفاسیرشان بر اساس فلسفه صدرایی اینچنین حکم کردند مه تمام عالم کلمه خدایند. خوب قرآن هم می توان محصول خود پیامبر باشد و در عین حال کلمه خدا باشد.
    در ضمن مگر در عالم وجودی غیر از خدا هست که کلام محمد (ص) کلام خدا محسوب نشود. پیامبر به خاطر شدت اتصالش به عالم بالا کلام خود را کلام خدا نامیده است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    اگر بخواهیم به آیات تحدی قرآن اشاره کنیم، که دیگر این اشکال و جواب فوق هم پیش نمی آید.

    در قرآن کریم، تحدی به همه قرآن (اسراء، 88)، تحدی به ده سوره (هود، 13)، تحدی به یک سوره (یونس، 38 و بقره، 23)، و تحدی به گفتاری چون قرآن (طور، 34) شده است.

    این که کسی نمی تواند مانند قرآن بیاورد و هنوز هم نتوانسته است بیاورد، از دلائل واضح الهی بودن قرآن است.
    در کل ایرادات تحدی هم جانبه در قرآن به شرح زیر است :
    1. عدم وجود داور بی طرف برای قضاوت مبارزه کننده با خدا.
    2. بی فایده بودن آن چرا که مسلمانان کلام هیچ کسی را هم تراز با کلام خدا نمی دانند. در حقیقت داوری قبل از مبارزه انجام شده است.
    3. نبود ملاک های مشخص برای مبارزه و مقایسه متون.
    4. اینکه متنی که قرار است برای مبارزه عرضه شود باید به چه زبانی باشد؟ آیا به مبارزه طلبیدن یک سری عرب هنر بزرگی است؟ اگر هم تمام انسانها به مبارزه طلبیده شدند به چه زبانی؟ به هر زبانی؟ چگونه می توان دو متن را به دو زبان مختلف با هم مقایسه کرد؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    هم چنین آیه شریفه: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً»؛ آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند. (نساء، 82)
    ثابت کنید بشر نمی تواند کلامی بیاورد که در آن اختلاف نباشد.
    در ضمن اختلافات زیادی در قرآن وجود دارد که در همین سایت به خیلی از آنها اشاراتی رفته است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    در مقایسه قرآن و کلام پیامبر (روایات)، تفاوت افق این دو (از لحاظ سبک، بيان و شيوه تركيب كلمات و جملات‏) آشکار است و با اندک تأملی این دوگانگی که واقعیتی انگار ناپذیر است، روشن می شود، و این نشانگر این است که الفاظ قرآن هم کلام الهی است، نه گفتار پیامبر صلی الله علیه وآله.
    این مسئله شاید در مورد برخی آیات قرآن صادق باشد. ولی خیلی از ادعیه که از معصوم داریم از لحاظ فصاحت و بلاغت و البته محتوای درونی از بسیاری از آیات قرآن بالاترند. خیلی از دعاهای امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه اینچنینند. در مورد خیلی از خطبه های نهج البلاغه اوضاع به همین شکل است.

    کلام آخر :
    دم که مرد نایی اندر نای کرد ................ در خور نای است نه در خورد مرد
    و من الله توفیق


    ویرایش توسط شریعت عقلانی : ۱۳۹۲/۰۷/۲۸ در ساعت ۰۰:۵۶
    سعدی : چو رسی به کوه سینا "ارنی" مگو و بگذر
    که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"

    حافظ : چو رسی به طور سینا "ارنی" بگو و بگذر
    تو جواب دوست بشنو نه جواب "لن ترانی"

    مولانا : "ارنی" کسی بگوید که تو را ندیده باشد
    تو که با منی همیشه چه "تری" چه "لن ترانی"

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,247
    حضور
    53 روز 22 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6125



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها

    با سلام.
    این آیه می تواند از خود پیامبر باشد منتها چون وجود ایشان به حدی به عالم بالا اتصال برقرار کرده است که گویی او خدا شده است. در دیدگاه عرفانی مشکلی از این بابت نیست. چه اینکه حالتی برای حلاج اتفاق افتاد که او هم خود را حق نامیده است. هم چنین بایزید که گفت : لا اله الا اناها فاعبدون.



    با سلام و درود

    این حالت را می شود تصویر کرد ولی توجه داشته باشید که دیگر، خداوند است که به زبان پیامبرش سخن می گوید، پس آن هم حرف خداوند است، لذا اشتباه و خطای انسانی در آن نیست.

    به بیان دیگر، ممکن است انسان به مراتبی برسد که کلام خدا از زبانش جاری شود، ولی به این معنا نیست که خطای انسانی در آن راه دارد، زیرا دیگر آن کلام آن انسان نیست.

    البته گرچه این نظریه قابل تصویر است ولی با ظاهر آن چه از قرآن و روایات استفاده می شود سازگار نیست.

    در قرآن اشاره به اقسام وحی نموده و نیز به فرشته ای اشاره می کند که رساننده وحی است:

    «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكيمٌ»؛ و شايسته هيچ انسانى نيست كه خدا با او سخن گويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجاب، يا رسولى مى‏فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحى مى‏كند چرا كه او بلندمقام و حكيم است! (شوری، 51)

    «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْريلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ بگو: «كسى كه دشمن جبرئيل باشد (در حقيقت دشمن خداست) چرا كه او به فرمان خدا، قرآن را بر قلب تو نازل كرده است‏. (بقره، 97)

    هم چنین در روایات متعدد، از جبرئیل (فرشته وحی) توصیفاتی شده و برخی اوصاف او ذکر شده است.

    ظاهر این آیات و روایات، با این نظریه قابل جمع نیست.

    پیامبر منتقل کننده ی وحی بودند یا برداشتشان را از وحی بیان می کردند؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  20. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود