صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: %%%%زندگينامه حضرت زهرا(س)%%%%

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203

    %%%%زندگينامه حضرت زهرا(س)%%%%




    ولادت حضرت زهراس

    %%%%زندگينامه حضرت زهرا(س)%%%%

    پنج سال از بعثت پيامبر اكرمص مى‏گذشت و خانه او در انتظار نوزادى مبارك به سر مى‏بُرد؛ نوزادى كه قبل از انعقاد نطفه‏اش، پيامبر خداص مأمور به كناره‏گيرى از همسرش خديجه شد و چهل روز تمام به روزه روز و عبادت شب گذراند و در چهلمين روز تنهايى‏اش، طعامى الهى و آسمانى فرود آمد رسول خداص از آن تناول كرده، به سوى خديجه شتافت نوزادى كه وقتى مادرش خديجه تنها شده بود و زنان مكّه به سبب ازدواج او با پيامبرص، از وى دورى مى‏كردند و احترامش نمى‏گذاردند، از درون رَحِم با مادر خود سخن مى‏گفت و انيس و مونس او بود

    نوزادى كه هنگام ولادتش، زنان قريش و بنى‏هاشم، حاضر به قابلگى مادرش نمى‏شدند و چون خديجه غمگين مى‏شود، به ناگاه چهار زن را در مقابل خود مى‏بيند يكى از آنان چنين مى‏گويد اى خديجه غم مخور؛ خداوند ما را به سوى تو فرستاده است و ما خواهران توايم، من ساره‏ام و اين ديگرى آسيه كه رفيق تو در بهشت است و ديگرى مريمِ بنت عمران است و چهارمى كلثوم، خواهر موسى بن عمران؛ خداوند ما را براى زايمان تو مأمور ساخته است نوزاد به دنيا مى‏آيد در حالى كه طاهر و پاكيزه است و شرق و غرب عالم را به نور خويش، نور مى‏بخشد نام او را فاطمه نهادند و زهرا، صدّيقه، طاهره، محدّثه، مباركه، راضيه، مرضيّه و زكيّه لقب گرفت
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    دوران كودكى حضرت زهراس


    فاطمهس در زمانى چشم به جهان گشود كه هر چه پيامبرص در خواندن مردم به سوى خدا بيشتر مى‏كوشيد، دشمنان نيز در آزار و شكنجه او و يارانش تلاش بيشترى مى‏كردند در حادثه غم‏انگيز شعب ابوطالب كه مسلمانان تا سه سال در ميان كوهى محاصره شده بودند و از رسيدن آب و آذوقه به آنان جلوگيرى مى‏شد، فاطمهس نيز چون كودكان گرسنه ديگر به خود مى‏پيچيد و رنج مى‏بُرد پس از رهايى از شعب ابوطالب نيز، فاطمهس شاهد دشمنى‏هاى مشركان با پدرش بود و چون مادرى مهربان با رسول خداص رفتار مى‏نمود؛ خاكستر از سر و رويش مى‏شست و بر زخم‏هاى بدن مطهّرش مرهم مى‏گذاشت او بارها شاهد چهره خونين و پيكر مجروح پدر بود
    فاطمهس نظاره‏گر روزى بود كه پدرش به طايف رفت و اهل آن را به خدا دعوت كرد ولى حتّى يك نفر پاسخ مثبت به آن حضرت نداد فاطمهس شاهد مرگ مادرش، خديجه بود، در حالى كه از مال دنيا هيچ نداشت پس از آن كه ثروتمندترين زن زمان خود بود
    فاطمهس در نخستين سال‏هاى زندگى با چنان مصائب و مشكلاتى روبرو بود كه در تاريخ كمتر كسى را مى‏توان همانند او يافت
    هنگام رويداد ليلة المبيت كه كفّار، خانه پيامبرص را محاصره كردند و مى‏خواستند وى را به قتل برسانند، فاطمهس كه هشت سال بيش نداشت، ناظر بر ماجرا بود
    وقتى پيامبر اكرمص به مدينه هجرت كرد، على ع به سفارش پيامبرص خانواده آن حضرت را به سوى مدينه حركت داد كه در ميان آنان، كودكى هشت ساله به نام زهرا وجود داشت در اين سفر كه سرپرستى آن با على ع بود، كفّار به تعقيب خاندان پيامبرص و بنى‏هاشم پرداختند و درصدد جلوگيرى از پيوستن آنان به پيامبرص بودند كه با مقابله على ع ، ناكام گرديدند در تمام اين سفر، فاطمهس همراه زنان و دختران ديگر، رنج‏هاى بسيارى متحمّل شد فاطمهس پس از هجرت به مدينه نيز شاهد وقايع و رويدادهاى بزرگى بود و بدين ترتيب شخصيّتش هر روز كاملتر مى‏شد در جنگ اُحد كه نبرد به زيان مسلمانان در جريان بود، فاطمهس نيز شركت داشت و به مداواى زخم‏هاى بدن پيامبرص و اصلاح شمشير آن حضرت و يارانش مى‏پرداخت
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203





    ازدواج حضرت زهراس

    حضرت زهراس پس از هجرت به مدينه، به سنّ و سال ازدواج رسيده بود و از جانب بزرگان اصحاب مورد خواستگارى قرار گرفته بود ولى پيامبر اكرمص امر ازدواج آن حضرت را به خداوند موكول كرده بود از آنجا كه فاطمهس داراى شخصيّتى ارزشمند و بى‏نظير بود و مراتب فضل و برتريش بر همگان آشكار و پيامبرص علاقه بسيار زيادى به وى ابراز مى‏نمود، همه مى‏دانستند كه رسول خداص در انتظار شخصى است كه هم‏شأن دخترش زهراس باشد؛ به همين علّت، ابوبكر و عمر كه قبلاً از فاطمهس خواستگارى كرده، جواب ردّ شنيده بودند، با مشورتى كه با سعد بن معاذ كردند به اين نتيجه رسيدند كه شخص مورد انتظار پيامبرص كسى جز على ع نيست آنان به دنبال على ع رفتند و پس از يافتن آن حضرت، نتيجه مشورت خود را به عرض ايشان رساندند على ع نيز پيشنهاد آنان را پذيرفت و با خوش‏حالى به سوى خانه پيامبر اكرمص رفت ولى شرم و حيا مانع صحبت او بود و مهر سكوت بر لب گزارده بود رسول خداص سكوت مجلس را شكست و فرمود گويا براى كارى آمده‏اى؟ على ع شروع به گفتن سوابق خود در اسلام و ايمان به رسول خداص كرد و فعاليت‏هاى خويش در راه اسلام را يادآور

    شد رسول خداص سخنان او را تأييد كرده، فرمود از آنچه گفتى برترى سپس على ع مقصود خويش را از آمدن بيان كرده، فاطمهس را از پيامبر اكرمص خواستگارى كرد پيامبرص در جواب او فرمود درخواست شما را با دخترم در ميان مى‏گذارم رسول خداص به اتاق فاطمهس رفت و با ذكر سوابق على ع و خدمات ارزنده‏اش به اسلام و پيامبرص موضوع خواستگارى را مطرح ساخت فاطمهس سكوت كرد، امّا روى برنگرداند پيامبرص رضايت را در سكوت او ديد و فرمود اللّه اكبر، سكوت او نشانه رضايت اوست
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    مهريه حضرت زهراس


    بعد از آن كه فاطمه به ازدواج با على ع رضايت داد، پيامبر اكرمص به على ع فرمود آيا چيزى دارى تا تو را بوسيله آن تزويج كنم؟ على ع گفت پدر و مادرم فداى تو، به خدا سوگند چيزى از من بر تو پنهان نيست، شمشير دارم و زرهى و نيز شترى كه با آن آب مى‏كشم و چيز ديگرى ندارم حضرت فرمود شمشير براى جهاد مورد نياز توست و شتر در آب رسانى به نخلستان و خانه‏ات و باركشى در سفر، مورد نياز است، لكن تو را در مقابل آن زره تزويج مى‏كنم و به آن راضيم على ع زره را چهارصد تا پانصد درهم فروخت و پول آن را به عنوان مهريه در اختيار پيامبر اكرمص قرار داد.
    ویرایش توسط شاماهي : ۱۳۸۸/۰۷/۲۱ در ساعت ۱۶:۳۳
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    جهيزيّه حضرت زهراس


    پيامبر اكرمص پولى را كه از على ع گرفته بود در اختيار اصحاب گذاشت تا براى فاطمهس و على ع اثاث منزل و عطر خريدارى كنند اصحاب نيز بنا بر فرموده رسول خداص اثاثيه‏اى به شرح زير تهيّه كردند
    1 پيراهنى به بهاى هفت درهم؛
    2 يك روسرى به بهاى يك درهم؛
    3 قطيفه‏اى مشكى؛
    4 تخت عربى از چوب و ليف خرما؛
    5 دو تُشك از كتان مصرى؛
    6 چهار بالش؛
    7 پرده؛
    8 حصير هجرى؛
    9 دستاس؛
    10 طشت بزرگ؛
    11 مشكى از پوست؛
    12 كاسه چوبى؛
    13 ظرفى از پوست؛
    14 آفتابه؛
    15 ظرف بزرگ مسى؛
    16 چند كوزه؛
    17 بازوبندى از نقره ياران پيامبرص وقتى وسايل خريدارى شده را خدمت آن حضرت آوردند، فرمود خدايا زندگى را بر كسانى كه بيشتر ظروف آن‏ها را سفال تشكيل مى‏دهد مبارك گردان
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    مجلس عقد حضرت زهراس


    از آنجا كه پيامبرص علاقه داشت مراسم عقد زهراس و على ع در مسجد واقع شود، به على ع فرمود جلوتر از من برو؛ من به مسجد مى‏آيم و تو را در حضور مردم تزويج مى‏كنم و فضايل تو كه موجب شاديت و شادى دوستانت مى‏شود را بيان خواهم كرد على ع با سرعت و در كمال خوش‏حالى به سوى مسجد رفت و در پى او رسول خداص نيز با سرور و شادى فراوان وارد مسجد شد پيامبرص بلال، مقداد و سلمان را طلب كرد و به آنان فرمود به همه مناطق مدينه برويد و مهاجرين و انصار و مسلمين را جمع كنيد چنين كردند و مسجد پر از جمعيّت شد پيامبرص بر بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى خداوند در ضمن خطبه‏اى قرّاء فرمود خداوند متعال به من فرمان داده تا دخترم فاطمه را به برادر و پسر عمويم و سزاوارترين مردم به خودم، على بن ابى‏طالب تزويج كنم به خداى عزّوجل

    قسم كه او خود، على را در آسمان به فاطمه تزويج كرده و ملائكه را شاهد گرفته است و به من فرمان داده تا او را در زمين تزويج كنم و شما را شاهد و گواه بر آن بگيرم پيامبر اكرمص پس از ايراد خطبه، نشست و به على ع فرمود كه بايست و خطبه بخوان على ع نيز خطبه‏اى ايراد فرمود و جريان ازدواج خود با حضرت زهراس و مهريه ايشان را بيان كرد و سپس مسلمانان تبريك گفتند و براى ايشان دعا كردند
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    %%%%زندگينامه حضرت زهرا(س)%%%%

    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    جشن عروسى حضرت زهراس


    يك ماه از مراسم عقد فاطمهس مى‏گذشت و شرم و حيا به على ع اجازه نمى‏داد كه براى عروسى اقدام كند روزى زنان پيامبرص به على ع گفتند آيا از پيامبر بخواهيم كه مراسم عروسى فاطمه برپا شود؟ على ع فرمود اين كار را انجام دهيد زنان، خدمت پيامبرص رفتند و امّ ايمن شروع به سخن كرده، گفت اى رسول خداص اگر خديجه زنده بود از زفاف و عروسى فاطمه خوش‏حال مى‏شد و على نيز همسر خود را طلب مى‏كند؛ چشمان فاطمه را به شوهرش روشن گردان و كار او را به انجام رسان و چشمان ما را نيز به اين سبب روشن فرما رسول خداص فرمود چرا على همسرش را طلب نمى‏كند؟ من منتظر هستم على ع كه در مجلس حاضر بود گفت حيا، از من جلوگيرى مى‏كرد پيامبرص رو به زنان كرده، فرمود در خانه من اتاقى براى دختر و پسر عمويم مهيّا كنيد و هم‏چنين به همسران خود فرمود كه فاطمه را تزيين كنند و كارهاى مربوط به وى را انجام دهند و سپس رو به على ع نموده، گفت براى عروسى وليمه‏اى لازم است با اين ده درهم خرما و روغن و كشك تهيّه كن سعد بن معاذ نيز گوسفندى آورد پيامبرص آستين خود را بالا زد و با دست‏هاى مبارك خويش طعامى نيكو آماده ساخت و سپس به على ع فرمود هر كه را مى‏خواهى دعوت كن على ع به مسجد رفت و اصحاب زيادى از پيامبرص را مشاهده كرد و خطاب به همه آنان گفت رسول خدا را اجابت كنيد عدّه بسيار زيادى به سوى خانه رسول اللّهص آمدند در حالى كه غذا، خيلى كم‏تر از آن بود كه به همه آنان برسد پيامبرص شروع به ريختن غذا در ظرف‏ها كرد و عبّاس، حمزه، عقيل و على ع به پذيرايى از مردم پرداختند
    همه مردم از غذا تناول كردند بدون اين‏كه از آن كم شود سپس پيامبرص كاسه‏هاى بزرگى طلبيد و آن‏ها را براى فقراى مدينه كه در مجلس حاضر نبودند، پر از غذا كرد و كاسه‏اى ديگر نيز از غذا پر كرد و فرمود اين براى فاطمه و شوهر اوست
    بعد از آن كه آفتاب غروب كرد، رسول خداص به امّ سلمه فرمود فاطمه را بياور فاطمه در حالى كه عرق حيا از چهره‏اش سرازير بود وارد شد و از شدّت خجالت پايش لغزيد پيامبرص با مشاهده اين صحنه فرمود خداوند تو را از لغزش در دنيا و آخرت نگاه دارد
    زهراس مقابل پيامبرص ايستاد حضرت، نقاب از چهره منوّرش برداشت و على ع خورشيد جمال فاطمه را مشاهده كرد پيامبرص دست فاطمه را گرفت و در دست على ع گذاشت و فرمود خداوند ازدواج دختر رسول خدا با تو را مبارك گرداند على، فاطمه خوب همسرى است و خطاب به فاطمه گفت دخترم؛ فاطمه، على خوب شوهرى است پس از اتمام مراسم، رسول خداص على ع و فاطمه را با تشريفات خاصّى به خانه خودشان فرستاد و خود نيز به آنجا آمد و پس از سفارش‏هايى به آن دو، از خانه خارج شد.
    ویرایش توسط شاماهي : ۱۳۸۸/۰۷/۲۱ در ساعت ۱۶:۴۲
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    حضرت زهراس در خانه على ع



    خانه على ع به نور وجود فاطمه روشن شد و اين دو گل زيباى الهى در كنار يكديگر ساكن گرديدند خانه زهرا و على، كانون مهر و محبّت دو شخصيّت گران‏بها و دو يار و ياور رسول خداص شده بود فاطمه س على ع را به عنوان سرور اوصيا و برترين مردم پس از پيامبرص و صاحب مقامى والا نزد خداوند مى‏دانست و على ع نيز از عظمت و بزرگى زهراس آگاه بود و مى‏دانست كه او سرور زنان جهان است و شفاعتش نزد خداوند متعال مورد قبول واقع مى‏شود هر يك از آن دو بزرگوار، مسؤوليتى را براى اداره خانه به عهده گرفته بود و از روز اوّل، پيامبر اكرمص وظايف آنان را اين گونه تقسيم كرده بود على ع بايد خانه را بروبد و آب بياورد و دادن نفقه نيز از وظايف اوست فاطمه بايد آرد فراهم كند و خمير درست كرده، نان بپزد و تربيت فرزندان و انجام امور آنان نيز به عهده فاطمه

    باشد
    بدين ترتيب وظايف سنگينى بر دوش حضرت زهراس قرار داشت كه موجب خستگى زياد براى آن حضرت مى‏شد، به همين سبب روزى از سنگينى كار به پيامبر خداص شِكوه كرده، درخواست خدمتگذار كرد رسول خداص به وى فرمود من به تو چيزى مى‏آموزم كه بيشتر از خدمتگزار به تو سود رساند فاطمه پرسيد آن چيست؟ پيامبر خداص فرمود هنگامى كه از نماز فارغ شدى پيش از آن كه به چپ و راست خود بنگرى، 34 مرتبه اللّه اكبر، 33 مرتبه الحمد للّه و 33 مرتبه سبحان اللّه بگو؛ وقتى چنين كنى خداوند نيرو و نشاط به تو عنايت مى‏كند آن‏گاه پيامبرص به او نگريست و فرمود آيا به اين خرسندى؟ فاطمهس پاسخ داد آرى اى رسول خدا خرسندم پس از گذشت مدّتى، پيامبر اكرمص فضّه را براى خدمت به حضرت زهراس به خانه ايشان فرستاد يكى ديگر از كارهايى كه فاطمه به عهده داشت، وساطت ميان رسول خداص و زنان مسلمان بود زنانى كه در مسائل شرعى مشكلى داشتند، مشكل خود را از طريق فاطمهس به پيامبرص منتقل مى‏كردند و بدين ترتيب از وظيفه شرعى خود آگاه مى‏شدند.
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    نقاشي-اسب سواري
    نوشته
    63
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    203



    رفتار زهراس با همسرش على ع



    زندگى مشترك على ع و فاطمه هنگامى آغاز شد كه نبرد نظامى پيامبرص با كفّار و مشركان آغاز شده بود و جنگ بدر به تازگى پايان يافته بود
    علىّ بن ابى‏طالبع، سردار بزرگ سپاه پيامبرص بود كه در تمام آن‏ها حضور داشت و تنها در جنگ تبوك به عنوان جانشين پيامبرص در مدينه باقى ماند بدين سبب، همسر باوفاى على ع علاوه بر وظايف عادى خود، وظيفه سنگين ديگرى نيز به دوش خود داشت او بايد خانه را چنان اداره مى‏كرد كه فكر و ذهن على ع از جهت خانه راحت باشد و نگران اهل آن نباشد
    پس از پايان هر جنگ، على ع با پيكرى مجروح و خونين و خسته از شدّت جنگ، به خانه باز مى‏گشت و در چنين حالى زهراس به استقبال او مى‏رفت و به وى رسيدگى مى‏كرد، مرهم بر زخم‏هايش مى‏گذاشت و شجاعت و دليرى وى را تحسين مى‏كرد و بدين ترتيب خستگى از جسم او مى‏برد و آرامشى به روحش مى‏داد از ويژگى‏هاى فاطمه اين بود كه همگام با على ع مشكلات زندگى را تحمّل مى‏كرد و لب از شكايت فرو مى‏بست و بلكه بالاتر از آن، درخواستى از على ع نمى‏كرد روزى على ع از فاطمه پرسيد آيا چيزى دارى؟ فاطمه گفت به خدا قسم كه سه روز است چيزى ندارم تا از شما پذيرايى كنم على ع پرسيد پس چرا به من خبر ندادى؟ فاطمه گفت زيرا رسول خداص مرا از اين كه چيزى از تو بخواهم نهى كرد و فرمود از پسر عمويت چيزى مخواه، اگر چيزى آورد كه آورد وگرنه از او درخواست مكن على ع از منزل بيرون رفت و از شخصى، يك دينار قرض كرد در راه بازگشت به خانه با مقداد بن اسود روبرو شد و علّت بيرون آمدن وى را از خانه در آن هنگام شب جويا شد مقداد گفت خانواده‏ام از شدت گرسنگى گريه مى‏كردند و من طاقت ديدن آن صحنه را نداشتم و از خانه بيرون آمدم على ع جريان خود را نقل كرد و يك دينار را به مقداد داد و خود دست خالى روانه خانه شد و پيامبر اكرم ص نيز ميهمان آنان شد وقتى به خانه رسيدند، ظرفى پر از غذا را در آنجا ديدند و فاطمه را در حال نماز خواندن مشاهده كردند پس از آن كه نماز حضرت زهراس به پايان رسيد، على ع از وى پرسيد اين از كجا برايت آمده است؟ فاطمه پاسخ داد از جانب خداست و خداوند هر كه را بخواهد، بدون حساب روزى مى‏دهد رسول خداص به على ع فرمود يا على اين به جاى دينار توست كه به مقداد دادى و پاداش دينار تو از جانب خداست و خدا به هر كه خواهد روزى بى‏حساب مى‏دهد سپس رسول خداص گريان شد و فرمود حمد و سپاس خداوندى را كه شما را از دنيا بيرون نبرد تا آن كه تو را به منزله زكريّا گردانيد و فاطمه را به منزله مريم، دختر عمران.
    حضرت حيدر بنام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
    اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه
    گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود