صفحه 1 از 26 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقدیم به فرشته مهربان روی زمین ۩♥♥♥۩ مـــــادر ۩♥♥♥۩ با احترام وارد شوید . . .

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد 1392
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,036
    صلوات
    43661
    حضور
    138 روز 20 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3111

    تقدیم به فرشته مهربان روی زمین ۩♥♥♥۩ مـــــادر ۩♥♥♥۩ با احترام وارد شوید . . .




    بسم الله الرحمن الرحیم

    هر کسی هر شعری در مورد مادر دارد
    میتونه اینجا قرار بده:


    تقدیم به فرشته مهربان روی زمین ۩♥♥♥۩ مـــــادر ۩♥♥♥۩ با احترام وارد شوید . . .
       
    مدیرهای عزیز لطفا این یکی تاپیک مارو ادغام نکنید باتشکر

    ویرایش توسط ابوالفضل : 1392/07/20 در ساعت 17:38
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک




    خواهر محترمی (باحجاب،بی حجاب) که تصویرت رو در فضای مجازی قرار میدی؟
    میدانی مصداقش چی هست در دنیای واقعی ؟
    کلیک کنید


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    مدیریت وبسایتم و...
    نوشته
    186
    صلوات
    2370
    حضور
    6 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7



    تقدیم به فرشته مهربان روی زمین ۩♥♥♥۩ مـــــادر ۩♥♥♥۩ با احترام وارد شوید . . .



  4. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد 1392
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,036
    صلوات
    43661
    حضور
    138 روز 20 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3111



    تاج از فرق فلک برداشتن
    جاودان آن تاج بر سر داشتن
    در بهشت آرزو ره یافتن
    هر نفس شهدی به ساغر داشتن
    روز در انواع نعمت ها و ناز
    شب بتی چون ماه دربر داشتن
    صبح، از بام جهان چون آفتاب
    روی گیتی را منور داشتن
    شامگه
    ، چون ماه رویا آفرین
    ناز بر افلاک و اختر داشتن
    چون صبا در مزرع سبز فلک
    بال در بال کبوتر داشتن
    حشمت و جاه سلیمان یافتن
    شوکت و فر سکندر داشتن
    تا ابد در اوج قدرت زیستن
    ملک هستی را مسخر داشتن
    بر تو ارزانی که ما را خوشتر است:
    لذت یک لحظه مادر داشتن

    فریدون مشیری
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک




    خواهر محترمی (باحجاب،بی حجاب) که تصویرت رو در فضای مجازی قرار میدی؟
    میدانی مصداقش چی هست در دنیای واقعی ؟
    کلیک کنید


  5. #4

    عضویت
    جنسیت مهر 1391
    علاقه
    علوم دینی
    نوشته
    1,241
    صلوات
    8294
    حضور
    35 روز 14 ساعت 31 دقیقه
    وبلاگ
    12
    دریافت
    145
    آپلود
    1
    گالری
    48



    در آسمان هفتم،طفلی سرود با ژست:
    "آه ای خدا به دنیا،هرگز مرا تو نفرست!

    من کودکی ضعیفم آنجا خطر زیاد است
    جسم نحیفم آنجا چون شمع رو به باد است."

    اما خدا به او گفت:" خواهی نبود تنها
    زیرا فرشته ای نیز همراه توست آنجا "

    کودک به زیر لب گفت:" آن زندگی بوَد سخت
    بی شعر و خنده آنجا کی می شویم خوشبخت؟ "

    گفتا خدا که :" آنجا هم پایه با بهشت است
    پر از صدای شاد آن... فرشته است ." --> اصلاحیه ی خودم پر از صدای شاد آن مهربان فرشته است

    کودک دوباره غر زد:" اما خدای هشیار!
    حتما زبان آنها بیگانه است و دشوار‌"

    گفتا خدا :" فرشته دارد تو را بسی دوست
    آموزش زبان هم آنجا وظیفه ی اوست. "

    کودک دوباره گفتا:" باید کنی مرا درک
    مجبور می شوم من آنجا تو را کنم ترک "

    گفتا خدا به لبخند،در پاسخش به کودک :
    "دلواپسی ندارد این مشکلات کوچک

    همراه آن فرشته تو سوی من می آیی
    می گوید او چگونه باید کنی دعایی! "

    کودک به خویش لرزید،گفتا:" ولی ای ارباب!
    می ترسم از بدی ها،از دوستان ناباب!"

    گفتا خدا :" فرشته،حفظت کند از آنها
    شادی و مهربانی می بخشد او به دنیا."

    کودک به گریه گفتا :" از باغ خود نرانم
    من دوست دارم اینجا در پیش تو بمانم."

    گفتا خدا:" عزیزم،آنجا زمن بکن یاد
    با آن فرشته سر کن یک زندگانی شاد

    نیکویی و صفا را با او نما تو پیشه
    تا پیش من بیایی یک روز تا همیشه

    آماده باش زیرا وقت سفر رسیده!"
    کودک به زیر لب گفت:" رنگ از رخم پریده!

    حالا که می روم من از پیش تو به آنجا
    با من بگو اقلاٌ نام فرشته ام را!"

    گفتا خدا:" تو خیلی کردی سوال از ما
    “Su nombre no importa, tu le diras Mama”

    معنی مصرع آخر:
    "اسمش مهم نیست،تو به او خواهی گفت مامان!"

    وَ اللهِ اِن قَطَعــــــتُموا یَمینی

    اِنّی اُحامی اَبَداً عَن دینی





  6. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد 1392
    علاقه
    ღ med ღ وبلاگ نویسی ღ مطالعه ღ نقاشی ღ موزیک ღ
    نوشته
    419
    صلوات
    3651
    حضور
    33 روز 20 ساعت 2 دقیقه
    وبلاگ
    48
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    60



    شعر شهریار در وصف مادر:
    آهسته باز از بغل پله ها گذشت

    در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود

    اما گرفته دور و برش هاله ای سیاه

    او مرده است و باز پرستار حال ماست

    در زندگی ما همه جا وول میخورد

    هر کنج خانه صحنه ای از داستان اوست

    در ختم خویش هم بسر کار خویش بود

    بیچاره مادرم

    هر روز میگذشت از این زیر پله ها

    آهسته تا بهم نزند خواب ناز من

    امروز هم گذشت

    در باز و بسته شد

    با پشت خم از این بغل کوچه میرود

    چادر نماز فلفلی انداخته بسر

    کفش چروک خورده و جوراب وصله دار

    او فکر بچه هاست

    هرجا شده هویج هم امروز میخرد

    بیچاره پیرزن ، همه برف است کوچه ها

    او از میان کلفت و نوکر ز شهر خویش

    آمد به جستجوی من و سرنوشت من

    آمد چهار طفل دگر هم بزرگ کرد

    آمد که پیت نفت گرفته بزیر بال

    هر شب در آید از در یک خانه فقیر

    روشن کند چراغ یکی عشق نیمه جان

       
    او را گذشته ایست ، سزاوار احترام :

    تبریز ما ! بدور نمای قدیم شهر

    در ( باغ بیشه ) خانه مردی است باخدا

    هر صحن و هر سراچه یکی دادگستری است

    اینجا بداد ناله مظلوم میرسند

    اینجا کفیل خرج موکل بود وکیل
       


    مزد و درآمدش همه صرف رفاه خلق

    در ، باز و سفره ، پهن

    بر سفره اش چه گرسنه ها سیر میشوند

    یک زن مدیر گردش این چرخ و دستگاه

    او مادر من است

    انصاف میدهم که پدر رادمرد بود

    با آنهمه درآمد سرشارش از حلال

    روزی که مرد ، روزی یکسال خود نداشت

    اما قطارهای پر از زاد آخرت

    وز پی هنوز قافله های دعای خیر

    این مادر از چنان پدری یادگار بود

    تنها نه مادر من و درماندگان خیل

    او یک چراغ روشن ایل و قبیله بود

    خاموش شد دریغ

    نه ، او نمرده ، میشنوم من صدای او

    با بچه ها هنوز سر و کله میزند

    ناهید ، لال شو

    بیژن ، برو کنار

    کفگیر بی صدا

    دارد برای ناخوش خود آش میپزد

    او مرد و در کنار پدر زیر خاک رفت

    اقوامش آمدند پی سر سلامتی

    یک ختم هم گرفته شد و پر بدک نبود

    بسیار تسلیت که بما عرضه داشتند

    لطف شما زیاد

    اما ندای قلب بگوشم همیشه گفت :

    این حرفها برای تو مادر نمیشود .

    پس این که بود ؟

    دیشب لحاف رد شده بر روی من کشید

    لیوان آب از بغل من کنار زد ،

    در نصفه های شب .

    یک خواب سهمناک و پریدم بحال تب

    نزدیکهای صبح


    او زیر پای من اینجا نشسته بود

    آهسته با خدا ،‌

    راز و نیاز داشت

    نه ، او نمرده است .

    نه او نمرده است که من زنده ام هنوز

    او زنده است در غم و شعر و خیال من

    میراث شاعرانه من هرچه هست از اوست

    کانون مهر و ماه مگر میشود خموش

    آن شیرزن بمیرد ؟ او شهریار زاد

    هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق

    او با ترانه های محلی که میسرود

    با قصه های دلکش و زیبا که یاد داشت

    از عهد گاهواره که بندش کشید و بست

    اعصاب من بساز و نوا کوک کرده بود

    او شعر و نغمه در دل و جانم بخنده کاشت

    وانگه باشکهای خود آن کشته آب داد

    لرزید و برق زد بمن آن اهتزاز روح

    وز اهتزاز روح گرفتم هوای ناز

    تا ساختم برای خود از عشق عالمی

    او پنج سال کرد پرستاری مریض

    در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد

    اما پسر چه کرد برای تو ؟ هیچ ، هیچ

    تنها مریضخانه ، به امید دیگران

    یکروز هم خبر : که بیا او تمام کرد .

    در راه قم به هرچه گذشتم عبوس بود

    پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد

    صحرا همه خطوط کج و کوله و سیاه

    طوماز سرنوشت و خبرهای سهمگین

    دریاچه هم بحال من از دور میگریست

    تنها طواف دور ضریح و یکی نماز

    یک اشک هم بسوره یاسین چکید


    مادر بخاک رفت .

    آنشب پدر بخواب من آمد ، صداش کرد

    او هم جواب داد

    یک دود هم گرفت بدور چراغ ماه

    معلوم شد که مادره از دست رفتنی است

    اما پدر بغرفه باغی نشسته بود

    شاید که جان او بجهان بلند برد

    آنجا که زندگی ،‌ ستم و درد و رنج نیست

    این هم پسر ، که بدرقه اش میکند بگور

    یک قطره اشک ، مزد همه زجرهای او

    اما خلاص میشود از سرنوشت من

    مادر بخواب ، خوش

    منزل مبارکت .

    آینده بود و قصه بیمادری من

    ناگاه ضجه ای که بهم زد سکوت مرگ

    من میدویدم از وسط قبرها برون

    او بود و سر بناله برآورده از مغاک

    خود را بضعف از پی من باز میکشید

    دیوانه و رمیده ، دویدم بایستگاه

    خود را بهم فشرده خزیدم میان جمع

    ترسان ز پشت شیشه در آخرین نگاه

    باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش

    چشمان نیمه باز :

    از من جدا مشو

    میآمدیم و کله من گیج و منگ بود

    انگار جیوه در دل من آب میکنند

    پیچیده صحنه های زمین و زمان بهم

    خاموش و خوفناک همه میگریختند

    میگشت آسمان که بکوبد بمغز من

    دنیا به پیش چشم گنهکار من سیاه


    وز هر شکاف و رخنه ماشین غریو باد

    یک ناله ضعیف هم از پی دوان دوان

    میآمد و بمغز من آهسته میخلید :

    تنها شدی پسر .

    باز آمدم بخانه چه حالی ! نگفتنی

    دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض

    پیراهن پلید مرا باز شسته بود

    انگار خنده کرد ولی دلشکسته بود :

    بردی مرا بخاک کردی و آمدی ؟

    تنها نمیگذارمت ای بینوا پسر

    میخواستم بخنده درآیم ز اشتباه

    اما خیال بود

    ای وای مادرم


    ویرایش توسط ღ پریا ღ : 1392/07/15 در ساعت 23:51

    روی پیشـونـی فـرشتـه هـا نوشتـه

    هـر کـی دختــر داره جـاش وسـط بهـشتــه



  7. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد 1392
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,036
    صلوات
    43661
    حضور
    138 روز 20 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3111



    خدا انداخت زير پای مادر

    بهشتی کز همه چيز است برتر

    اگر خواهی شوی مهمان جنت

    نداری بهتر از مادر تو نعمت

    بود شرط بهشت اين حرف آخر

    که باشی خاک زير پای مادر

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک




    خواهر محترمی (باحجاب،بی حجاب) که تصویرت رو در فضای مجازی قرار میدی؟
    میدانی مصداقش چی هست در دنیای واقعی ؟
    کلیک کنید


  8. #7

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    مدیریت وبسایتم و...
    نوشته
    186
    صلوات
    2370
    حضور
    6 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7



    تقدیم به فرشته مهربان روی زمین ۩♥♥♥۩ مـــــادر ۩♥♥♥۩ با احترام وارد شوید . . .



  9. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد 1392
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,036
    صلوات
    43661
    حضور
    138 روز 20 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3111



    عشق يعنی چه؟

    عشق يعنی پر گسستن در هوايه بيشه زار


    عشق يعنی پاره پاره کردنه زنجيره تن

    عشق يعنی گريه کردن با صدايه مادرم

    عشق يعنی آسمانی زيستن

    عشق يعنی پرسه در قلبه مادر زدن

    عشق يعنی بغض کردن با صدايه مادرم

    عشق يعنی خلوته سکوته مادرم

    عشق يعنی هستی و ماوايه من

    عشق يعنی سبزيه فصله بهار

    عشق يعنی يعنی رنگه سبزه بيشه زار

    عشق يعنی جا نمازه مادرم

    عشق يعنی مشقه شب در پيکرم

    عشق يعنی کودکانه زيستن

    عشق يعنی فرياده دله بی مادران

    عشق يعنی چرخشه نيلوفری بر دوره ياس

    عشق يعنی پيچشه تسبحه مادرم

    عشق يعنی مردانگی همچون علی

    عشق يعنی مردمه ايرانه من

    عشق يعنی يک صدايه آشنا

    عشق يعنی نم نمه باران در بوته ها

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک




    خواهر محترمی (باحجاب،بی حجاب) که تصویرت رو در فضای مجازی قرار میدی؟
    میدانی مصداقش چی هست در دنیای واقعی ؟
    کلیک کنید


  10. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند 1391
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,884
    صلوات
    19629
    حضور
    56 روز 16 ساعت 7 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253

    تقدیم به فرشته مهربان روی زمین ۩♥♥♥۩ مـــــادر ۩♥♥♥۩ با احترام وارد شوید . . .

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..


  11. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد 1392
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,036
    صلوات
    43661
    حضور
    138 روز 20 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3111



    تقدیم به فرشته مهربان روی زمین ۩♥♥♥۩ مـــــادر ۩♥♥♥۩ با احترام وارد شوید . . .

    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک




    خواهر محترمی (باحجاب،بی حجاب) که تصویرت رو در فضای مجازی قرار میدی؟
    میدانی مصداقش چی هست در دنیای واقعی ؟
    کلیک کنید


صفحه 1 از 26 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 19

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود