صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سوال در باب اصل مرجعیت دینی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433

    چند سوال در باب اصل مرجعیت دینی




    امروزه در شیعه بسیار بر اصل مرجعیت تاکید می شود. و بنا به عقیده بسیاری از علماء اسلام انسانها یا باید برای قبولی طاعات و عباداتشان حتما باید مرجع تقلید داشته باشند. ( مگر انکه خود مرجع تقلید باشند یا احتیاط کنند)
    اما اصولا از دیدگاه منطقی تقلید چگونه است؟
    1- چرا یک انسان باید از کسی تقلید بکند؟ آیا صرف داشتن دانش در یک زمینه باعث تقلید می شود ؟
    2- پیامبر و امامان به حکم وحی که بر آنها نازل می شد و ارتباط با خداوند و همچنین معصومیتی که داشتند.اطاعت از آنها در راستای اطاعت از خدا محسوب می شد. و حکم آنها همسان حکم خدا بود. اما چرا باید یک عالم دینی ( که مشابه یک دانشمند علوم طبیعی درس خوانده است ) بر دیگران رجحان داشته باشد و مردم بدون چون و چرا از دستورات انها پیروی کنند؟
    3- در مرجیعت تقلید مردم باید از یک مرجع تقلید پیروی کنند. انهم مرجعیت تقلیدی که خود مردم رای به عالمیت او دادند ( نه مانند پیامبران که خدا او را برگزیده است ) و رد اینجا یک دور ایجاد می گردد. دوری که تایید یکی را بر تایید دیگری ( و بالعکس ) قرار می دهد. و همانطور که مشخص است در فلسفه این دور باطل است!!
    4- مرجع تقلید اصولا تا چه زمانی می تواند در باب دین اجتهاد کند؟ آیا مرزی برای اینکار هست؟ یا بدون مرز می تواند اجتهاد کند و خلاف حکم خدا هم فرمان بدهد؟ ( یعنی مستحبی را واجب کند ! مکروهی را حرام کند یا حرامی را مباه! )
    5- آیا کسی می تواند مرجعیت فردی را که مرجع تقلید است از وی بگیرد؟ ملاک عزی و نصب مرجع تقلید چیست یا کیست؟

    و در آخر : چرا آیت الله صانعی از مرجعیت شیعه عزل گردیدند؟
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    بگذارید کمی جلوتر برویم و سوالات را از منظر علوم دیگر نگاه کنیم.
    در علوم دیگر مثلا ریاضیات وقتی فردی از ریاضیدانی سوالی می پرسد : فرد ریاضیدان جواب سوال را به همراه راه حل دقیق و اصولی به فرد ارائه می دهد. و فرد قانع می شود و جواب خود را می گیرد.
    اما نکته قابل ذکر در علوم دیگر این است که فرد یادگیرنده (دانشجو ) به صرف دانشمند بودن فرد نظریات او را بدون چون و چرا قبول نمی کند. و مرید و مراد کسی نمی شود. ( یعنی فرد دانشجو خود را وابسته به مثلا بک دانشمند بکند و هرچه او گفت بدون چون و چرا انجام دهد.و حرف دیگر دانشمندان هم برایش پشیزی نیارزد!)
    اما در مرجعیت تقلید موضوع برعکس است. یعنی فرد باید یک مرجع تقلید انتخاب کند و در همه مسائل از وی پیروی بکند. وقتی علت این کار پرسیده می شود معمولا گفته می شود که شما باید مرجع تقلید اعلم را انتخاب کنید! و چون مرجع تقلید انتخابی از نظر شما اعلمتر از دیگر مراجع است باید از همه دستورات او اطاعت شود.
    در صورتی که خود این مساله بازهم دچار اشکال است. و نوعی سفسطه است! چرا که در این باب معلوم نیست که اعلم به چه معناست؟ در چه زمینه ای فرد اعلم است؟ آیا فرد انتخابی در همه زمینه ها اعلم تر از دیگران است؟ آیا همچین فردی ( که در همه علوم اخروی و دنیوی اعلم ترین مردم باشد ) اصولا وجود حقیقی دارد؟

    از سویی معمولا مرجع تقلید را با دکتر متخصص قیاس می کنند و می گویند چون شما وقتی به دکتر می روید بدون چون و چرا نسخه دکتر را می خورید پس باید از مرجع تقلید هم بدون چون و چرا عمل کنید!
    خوب این مثال مع الفارغ است. چراکه در باب طبابت ما از روی بی علاقگی به یادگیری پزشکی نسخه را عمل می کنیم. آنهم نه در جایی که خودمان علم داریم. ( مثلا وقتی جایی از بدنمان زخم کوچکی می شود و در خانه چسب زخم داریم دکتر نمی رویم!) ضمن اینکه این اجرای دستورات در دنیای مادی است. نه رفتارهای اخروی!!
    اما در باب رفتارهای دینی تقلید کورکورانه چه معنایی دارد؟ و آیا این رفتار تقلیدی اصلا ارزشی در پیشگاه خدا دارد؟ رفتاری که از روی جهل و جبر ما ناشی می شود ( جهل از این باب که دلیل این رفتار را به ما نگفتند و فقط استفتاء کردیم و عمل کردیم , و جبر هم از این باب که دستور یک مرجع تقلید را بی چون و چرا اجرا کردیم) و نه از روی آگاهی و اختیار؟
    ویرایش توسط فریاد : ۱۳۸۸/۱۲/۰۶ در ساعت ۰۰:۵۵
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    بگذارید سوال را کمی بازتر بکنم: فرض کنید مرجع تقلیدی اشتباه بکند. و مقلدان او هم این حکم اشتباه را انجام بدهند.
    آیا در روز قیامت بهانه تقلید را از کسی قبول می کنند؟ یا از او بازخواست می کنند که وظیفه خودت بوده است که دنبال حقیقت می رفتی و آن را می یافتی ؟
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    خدمت دوست عزيز فرياد گرامي ورودتان به جمع دوستان را در اين روزهاي گرامي به فال نيك مي كيريم

    اما در مورد مطالبتان

    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    امروزه در شیعه بسیار بر اصل مرجعیت تاکید می شود. و بنا به عقیده بسیاری از علماء اسلام انسانها یا باید برای قبولی طاعات و عباداتشان حتما باید مرجع تقلید داشته باشند.



    برخلاف انچه فرموده ايد اصل در اسلام تقليد نيست بلكه دراصل در اسلام اموختن و يادگيري مسايل فقهي است تا دستورات ديني و قوانين الهي را انجام دهد

    در اسلام برهمه كس واجب است كه دنبال يادگيري مسايل فقهي و ديني خود برود پس يادكيري مسايل فقهي از واجبات است

    حال آموختن و يادگيري اين مسايل براي همه كس ممكن نيست و اين يك اصل عقلي است كه هر فردي در جامعه دنبال كارهاي تخصصي رود ونمي شود ونمي توانند هركسي خصوصا در اين جامعه همه كاره شود وتمام كارهاي روزمره خود را انجام دهد و اين امري است نشدني.

    براي همين طبق ايه قراني و احاديث ائمه عده اي كه استعداد آموختن مسايل ديني را دارند به مراكز علمي و ديني ميروند و پس از آموختن علم فقه و تفقه و اجتهاد در دين مي پردازند

    و بقيه مردم كه به هر دليلي نتوانستند به تفقه در دين بپردازند با تقليد از اين عالمان مسايل ديني و فقهي خود را از ايشان ياد مي گيرند و بدانها عمل ميكنند

    اين است اصل موضوع اجتهاد و تقليد


  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    باز سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    - چرا یک انسان باید از کسی تقلید بکند؟ آیا صرف داشتن دانش در یک زمینه باعث تقلید می شود ؟


    شما بفرماييد چرا يك انسان از كسي تقليد نكند؟ جناب عالي كه منكريد دليل بياوريد.
    اين يك اصل عقلي است

    تقليد يك فرد جاهل از عالم يك اصل عقلي است شما بفرماييد چه اشكالاتي بر اين اصل وارد است؟

    فرموده ايد صرف داشتن دانش در يك زمينه

    اولا خدمتتان معروضم كه مجتهدين در يك علم تخصص ندارند بلكه در چند علم تخصص دارند مثل علم رجال ، علم درايه، علم اصول فقه،و....در ضمن در مورد هر علمي كه اظهار نظر ميكنند بايد اطلاع كافي از ان علم داشته باشند و ان را تطبيق بدهند با قوانين و احكام دين.

    ثانيا اين كه يك فردي در يك دانشي تخصص دارد و فردي در همان دانش از ايشان تقليد مي كنند چه اشكالي دارد بفرماييد؟


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط فریاد نمایش پست ها
    پیامبر و امامان به حکم وحی که بر آنها نازل می شد و ارتباط با خداوند و همچنین معصومیتی که داشتند.اطاعت از آنها در راستای اطاعت از خدا محسوب می شد. و حکم آنها همسان حکم خدا بود.


    دوباره سلام

    اصلاحي در اين جملات كه براي پيامبر وحي مي شود ولي براي امام وحي نازل نمي شود


    بله حكم امامان و پيامبران در راستاي اطاعت از حكم خداست ولي اگر همين امامان بفرمايند كه از عالمان ديني اطاعت بكنيد چطور؟

    همين امامان اطاعت از عالمان ديني را به شيعيان خود توصيه كرده اند

    وصد البته كه براي عالمان ديني هم شرايطي ذكر بفرمايند


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    اين مطالب را چندي پيش درتايپك ديگري آوردم حال هم در همين جا مي اورم:

    اجتهاد يعني كوشش عالمانه با متد صحيح، براي درك مقررات اسلام، با استفاده از قرآن، روايات، اجماع و عقل. و اجتهاد و تفقه كه نيروي محركة اسلام نام گرفته، يكي از موجبات جاويد ماندن اسلام است

    زيرا از همين راه مي‌توان حكم هر موضوعي را از قرآن و روايات استخراج كرد و به اين وسيله از قوانين ديگران بي‌نياز بود.

    كساني كه با تاريخ فقه اسلامي آشنائي دارند، مي‌دانند كه اجتهاد، حتي در زمان خود پيامبر گرامي و سائر پيشوايان ديگر نيز بر قرار بوده است،

    چه رسد به زمانهاي بعد. البته بايد توجه داشت كه اجتهاد در آن زمان، با زمان ما فرق بسيار داشته‌است.

    اجتهاد در آن زمان بسيار روشن بود، و بيشتر شامل نقل و حفظ احاديث مي‌شد. در آن عصر قرائني كه مي‌توانست فهم احاديث را آسان كند، فروان بود.

    و به علاوه، در مواردي كه آيه يا روايت پيچيدگي و ابهام داشت، مي توانستند از شخص پيامبر صلي الله عليه وآله و يا امام (ع) سئوال كنند تا شك و ترديد و ابهام را از خود دور سازند. اما هر چه از آن زمانها دورتر مي‌شويم،

    بر اثر اختلاف آراء و روايات و نيز مشكوك بودن حال برخي از راويان، اجتهاد جنبة فني به خود گرفته و نياز امت اسلامي به اجتهاد زيادتر و دائرة آن وسيع‌تر گرديده است.

    براي اين كه بدانيم اجتهاد در ميان ياران پيامبر گرامي وجود داشته، كافي است از ميان روايات زياد، به مفاد دو روايت ذيل توجه كنيد.

    1ـ هنگامي كه «معاذبن جبل» از طرف رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم به يمن مي‌رفت، آن حضرت به او فرمود: در مواردي كه مي‌خواهي داوري كني از چه مداركي استفاده مي‌كني؟
    گفت: از آيات قرآن مجيد.

    پيامبر فرمود: اگر درباره موردي كه مي‌خواهي قضاوت كني، آيه‌اي كه خصوص حكم آن مورد را بيان كرده باشد نيافتي چه مي‌كني؟ گفت: از احاديثي كه از شما شنيده و در دست دارم استفاده مي‌كنم.

    حضرت فرمود: اگر در آن مورد، حديث به خصوصي نشنيده باشي، چه خواهي كرد؟ گفت: اجتهاد مي‌كنم، يعني از كليات و قواعدي كه از آيات قرآن و روايات شما در دست دارم، حكم آن مورد مخصوص را استنباط مي‌كنم.

    رسول اكرم(ص) خوشحال شد و فرمود: سپاس خدايي را كه فرستادة پيامبر خود را به راهي موفق داشته كه آن راه مورد رضايت پيامبر او است (فهرس شيخ/41)

    2ـ امام باقر(ع) به «ابان بن تغلب» كه يكي از ياران فقيه و دانشمند آن حضرت بوده است، فرمود: ابان، در مسجد مدينه بنشين، و فتوي بده، من دوست دارم كه افرادي مثل تو در بين دوستان و شيعيانم باشند (طبقات كبري، 2/347)

    واضح است كه منظور از فتوي اين نيست كه فقط به نقل روايت اكتفاء شود. مقصود اين است كه در هر مورد كه آيه يا روايت وارد شده، يعني حكم آن مورد خاص در آيه يا روايتي ذكر شده است، طبق آن آيه يا روايت فتوي دهد.

    اما در موردي كه آيه يا روايت در خصوص آن مورد وارد نشده است، از آيات و روايات كلي تر و قواعد عامه‌اي كه از جانب امام(ع) صادر شده است، حكم آن مورد را استنباط و استفاده نموده و فتوي بدهد،
    همانطور كه خود ائمه (ع) فرموده‌اند:
    «علينا القاء الا صول و عليكم التفريع» (وسائل الشيعه، 18/كتاب قضاء باب 6 ، حديث 51 و 52

    [ما قواعد و كليتي را براي شما بيان مي‌كنيم، تا شما موارد جزئي و خصوصي را از آن قواعد و كليات استفاده و استنباط كنيد و كليات را بر موارد تطبيق نمائيد


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    اين مطالب را چندي پيش درتايپك ديگري آوردم حال هم در همين جا مي اورم:

    اجتهاد يعني كوشش عالمانه با متد صحيح، براي درك مقررات اسلام، با استفاده از قرآن، روايات، اجماع و عقل. و اجتهاد و تفقه كه نيروي محركة اسلام نام گرفته، يكي از موجبات جاويد ماندن اسلام است

    زيرا از همين راه مي‌توان حكم هر موضوعي را از قرآن و روايات استخراج كرد و به اين وسيله از قوانين ديگران بي‌نياز بود.

    كساني كه با تاريخ فقه اسلامي آشنائي دارند، مي‌دانند كه اجتهاد، حتي در زمان خود پيامبر گرامي و سائر پيشوايان ديگر نيز بر قرار بوده است،

    چه رسد به زمانهاي بعد. البته بايد توجه داشت كه اجتهاد در آن زمان، با زمان ما فرق بسيار داشته‌است.

    اجتهاد در آن زمان بسيار روشن بود، و بيشتر شامل نقل و حفظ احاديث مي‌شد. در آن عصر قرائني كه مي‌توانست فهم احاديث را آسان كند، فروان بود.

    و به علاوه، در مواردي كه آيه يا روايت پيچيدگي و ابهام داشت، مي توانستند از شخص پيامبر صلي الله عليه وآله و يا امام (ع) سئوال كنند تا شك و ترديد و ابهام را از خود دور سازند. اما هر چه از آن زمانها دورتر مي‌شويم،

    بر اثر اختلاف آراء و روايات و نيز مشكوك بودن حال برخي از راويان، اجتهاد جنبة فني به خود گرفته و نياز امت اسلامي به اجتهاد زيادتر و دائرة آن وسيع‌تر گرديده است.

    براي اين كه بدانيم اجتهاد در ميان ياران پيامبر گرامي وجود داشته، كافي است از ميان روايات زياد، به مفاد دو روايت ذيل توجه كنيد.

    1ـ هنگامي كه «معاذبن جبل» از طرف رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم به يمن مي‌رفت، آن حضرت به او فرمود: در مواردي كه مي‌خواهي داوري كني از چه مداركي استفاده مي‌كني؟
    گفت: از آيات قرآن مجيد.

    پيامبر فرمود: اگر درباره موردي كه مي‌خواهي قضاوت كني، آيه‌اي كه خصوص حكم آن مورد را بيان كرده باشد نيافتي چه مي‌كني؟ گفت: از احاديثي كه از شما شنيده و در دست دارم استفاده مي‌كنم.

    حضرت فرمود: اگر در آن مورد، حديث به خصوصي نشنيده باشي، چه خواهي كرد؟ گفت: اجتهاد مي‌كنم، يعني از كليات و قواعدي كه از آيات قرآن و روايات شما در دست دارم، حكم آن مورد مخصوص را استنباط مي‌كنم.

    رسول اكرم(ص) خوشحال شد و فرمود: سپاس خدايي را كه فرستادة پيامبر خود را به راهي موفق داشته كه آن راه مورد رضايت پيامبر او است (فهرس شيخ/41)

    2ـ امام باقر(ع) به «ابان بن تغلب» كه يكي از ياران فقيه و دانشمند آن حضرت بوده است، فرمود: ابان، در مسجد مدينه بنشين، و فتوي بده، من دوست دارم كه افرادي مثل تو در بين دوستان و شيعيانم باشند (طبقات كبري، 2/347)

    واضح است كه منظور از فتوي اين نيست كه فقط به نقل روايت اكتفاء شود. مقصود اين است كه در هر مورد كه آيه يا روايت وارد شده، يعني حكم آن مورد خاص در آيه يا روايتي ذكر شده است، طبق آن آيه يا روايت فتوي دهد.

    اما در موردي كه آيه يا روايت در خصوص آن مورد وارد نشده است، از آيات و روايات كلي تر و قواعد عامه‌اي كه از جانب امام(ع) صادر شده است، حكم آن مورد را استنباط و استفاده نموده و فتوي بدهد،
    همانطور كه خود ائمه (ع) فرموده‌اند:
    «علينا القاء الا صول و عليكم التفريع» (وسائل الشيعه، 18/كتاب قضاء باب 6 ، حديث 51 و 52

    [ما قواعد و كليتي را براي شما بيان مي‌كنيم، تا شما موارد جزئي و خصوصي را از آن قواعد و كليات استفاده و استنباط كنيد و كليات را بر موارد تطبيق نمائيد
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    با سلام
    درود
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    و بقيه مردم كه به هر دليلي نتوانستند به تفقه در دين بپردازند با تقليد از اين عالمان مسايل ديني و فقهي خود را از ايشان ياد مي گيرند و بدانها عمل ميكنند
    ما دو نوع یاد گرفتن داریم.
    1- انسانی
    2- حیوانی
    یادگیری انسانی همان آموزش و تعلیم از دیگران است. که فرد بر اساس فهم و شعور و عقل خود چیزی را یاد می گیرد. مثل دروس مدرسه ....
    و یک نوع اموزش حیوانی ( یا همان تقلیدی ) داریم. یک حیوان را شرطی می کنند. یعنی با تمرینهای مختلف به یک حیوان به وی آموزش می دهند که یک رفتار را یاد بگیرد . ( معمولا برای سیرکها چنین حیواناتی را تعلیم می دهند ) مثلا یک ببر را بر روی دوپا می برند. حیوان نمی داند چرا باید بر روی دوپا راه برود! اما می داند که اگر نرود کتک می خورد و اگر برود غذا به او می دهند.

    پس باید مشخص بشود بحث تقلید جزو کدام اموزشهاست. اگر آموزش انسانی باشد که بر اساس فطرت و ذات انسان است و همان مباحث درسی است. ( یعنی فرد با خواندن کتاب یا رفتن به حوزه یا گفتگوهای عامیانه و ... یاد می گیرد و دلیل کار خود را با فهم و شعور می فهمد. )
    اما بعضی موقع ها شخص دلیل رفتار خود را نمی داند. و مانند همان حیوان می ماند که بخاطر مجازات و پاداش ( که برای انسان اخروی است ) کاری را تقلید می کند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    شما بفرماييد چرا يك انسان از كسي تقليد نكند؟ جناب عالي كه منكريد دليل بياوريد.
    دوست گرامی هنوز شما روی یک اصل بدیهی منطق ماندید !
    در اصل منطق مدعی باید دلیل بیاورد نه منکر!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    اين يك اصل عقلي است
    اولا من از شما می خواهم منظور این جمله تان را دقیق بفرمایید!
    1- اینکه این یک اصل عقلی است بدین معناست که کسانی که این اصل را قبول ندارند بی عقلند؟
    2- این اصل عقلی که شما می فرمایید در کدام کتاب فلسفی یا منطق نوشته شده است؟ و تئوریسین او کیست؟
    3- اینکه چیزی از لحاظ شما عقلی بیاید آیا تعمیم به کل داده می شود؟

    و ثانیا شما بفرمایید که وقتی هنوز شما قابلیت فهم بدیهی ترین اصل منطق را ندارید چگونه به خود اجازه می دهید در منطق صاحب نظر شوید و یک چیز از بن غلط را اصل عقلی بنامید و مخالفان را متهم به بی عقلی کنید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    تقليد يك فرد جاهل از عالم يك اصل عقلي است شما بفرماييد چه اشكالاتي بر اين اصل وارد است؟
    اول اینکه این اصلا اصل عقلی نیست. ( نمی دانم چرا شما هر وقت در استدلال کم می اورید و نمی توانید سوالی را جواب بدهید ان را اصل عقلی یا اصل بدیهی می نامید!! ) ثانیا هیچ فرد جاهلی با تقلید از دیگری عالم نشده است. پس همچنان جاهل است! و ثالثا : آیات ابتدایی که بر پیامبر نازل شده است را بخوانید :
    .... الذی علم بالقلم, علم الانسان ما لم یعلم
    می بینید! خدا به انسان نمی گوید : تقلید کن!! می گوید با قلم یاد بگیر!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    فرموده ايد صرف داشتن دانش در يك زمينه اولا خدمتتان معروضم كه مجتهدين در يك علم تخصص ندارند بلكه در چند علم تخصص دارند مثل علم رجال ، علم درايه، علم اصول فقه،و....در ضمن در مورد هر علمي كه اظهار نظر ميكنند بايد اطلاع كافي از ان علم داشته باشند و ان را تطبيق بدهند با قوانين و احكام دين.
    همه این علومی که می گویید! همگی زیر مجموعه علوم حوزوی است. همه اساتید ( و دانشجویان ) که می بینید هم اگرچه بظاهر یک درس خواندند و در آن یک درس تخصص دارند. اما گاها صدتا درس را همزمان خواندند و برای رسیدن به آن مدرک دکترا باید صد نوع واحد درسی دیگر را بگذرانند! مثلا استاد ( یا حتی دانشجوی ) فیزیک باید ریاضی و شیمی را در حد اعلاء بلد باشد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    ثانيا اين كه يك فردي در يك دانشي تخصص دارد و فردي در همان دانش از ايشان تقليد مي كنند چه اشكالي دارد بفرماييد؟
    قبلا بیان شد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    بله حكم امامان و پيامبران در راستاي اطاعت از حكم خداست ولي اگر همين امامان بفرمايند كه از عالمان ديني اطاعت بكنيد چطور؟
    باید صحت حدیث مورد ارزیابی قرار بگیرد. یک سخن غیر منطقی نمی تواند حکم امام باشد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    اين مطالب را چندي پيش درتايپك ديگري آوردم حال هم در همين جا مي اورم:
    بحث اجتهاد با بحث تقلید فرق دارد. به هر حال از این مطلب تشکر می کنم. ضمن اینکه همانطور که در تاپیک " آیت الله طالقانی و مساله حجاب " مطرح شد می بینیم که مراجع تقلید ما بر خلاف حکم قرآن اجتهاد کرده اند.
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    با سلام
    درود
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    و بقيه مردم كه به هر دليلي نتوانستند به تفقه در دين بپردازند با تقليد از اين عالمان مسايل ديني و فقهي خود را از ايشان ياد مي گيرند و بدانها عمل ميكنند
    ما دو نوع یاد گرفتن داریم.
    1- انسانی
    2- حیوانی
    یادگیری انسانی همان آموزش و تعلیم از دیگران است. که فرد بر اساس فهم و شعور و عقل خود چیزی را یاد می گیرد. مثل دروس مدرسه ....
    و یک نوع اموزش حیوانی ( یا همان تقلیدی ) داریم. یک حیوان را شرطی می کنند. یعنی با تمرینهای مختلف به یک حیوان به وی آموزش می دهند که یک رفتار را یاد بگیرد . ( معمولا برای سیرکها چنین حیواناتی را تعلیم می دهند ) مثلا یک ببر را بر روی دوپا می برند. حیوان نمی داند چرا باید بر روی دوپا راه برود! اما می داند که اگر نرود کتک می خورد و اگر برود غذا به او می دهند.

    پس باید مشخص بشود بحث تقلید جزو کدام اموزشهاست. اگر آموزش انسانی باشد که بر اساس فطرت و ذات انسان است و همان مباحث درسی است. ( یعنی فرد با خواندن کتاب یا رفتن به حوزه یا گفتگوهای عامیانه و ... یاد می گیرد و دلیل کار خود را با فهم و شعور می فهمد. )
    اما بعضی موقع ها شخص دلیل رفتار خود را نمی داند. و مانند همان حیوان می ماند که بخاطر مجازات و پاداش ( که برای انسان اخروی است ) کاری را تقلید می کند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    شما بفرماييد چرا يك انسان از كسي تقليد نكند؟ جناب عالي كه منكريد دليل بياوريد.
    دوست گرامی هنوز شما روی یک اصل بدیهی منطق ماندید !
    در اصل منطق مدعی باید دلیل بیاورد نه منکر!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    اين يك اصل عقلي است
    اولا من از شما می خواهم منظور این جمله تان را دقیق بفرمایید!
    1- اینکه این یک اصل عقلی است بدین معناست که کسانی که این اصل را قبول ندارند بی عقلند؟
    2- این اصل عقلی که شما می فرمایید در کدام کتاب فلسفی یا منطق نوشته شده است؟ و تئوریسین او کیست؟
    3- اینکه چیزی از لحاظ شما عقلی بیاید آیا تعمیم به کل داده می شود؟

    و ثانیا شما بفرمایید که وقتی هنوز شما قابلیت فهم بدیهی ترین اصل منطق را ندارید چگونه به خود اجازه می دهید در منطق صاحب نظر شوید و یک چیز از بن غلط را اصل عقلی بنامید و مخالفان را متهم به بی عقلی کنید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    تقليد يك فرد جاهل از عالم يك اصل عقلي است شما بفرماييد چه اشكالاتي بر اين اصل وارد است؟
    اول اینکه این اصلا اصل عقلی نیست. ( نمی دانم چرا شما هر وقت در استدلال کم می اورید و نمی توانید سوالی را جواب بدهید ان را اصل عقلی یا اصل بدیهی می نامید!! ) ثانیا هیچ فرد جاهلی با تقلید از دیگری عالم نشده است. پس همچنان جاهل است! و ثالثا : آیات ابتدایی که بر پیامبر نازل شده است را بخوانید :
    .... الذی علم بالقلم, علم الانسان ما لم یعلم
    می بینید! خدا به انسان نمی گوید : تقلید کن!! می گوید با قلم یاد بگیر!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    فرموده ايد صرف داشتن دانش در يك زمينه اولا خدمتتان معروضم كه مجتهدين در يك علم تخصص ندارند بلكه در چند علم تخصص دارند مثل علم رجال ، علم درايه، علم اصول فقه،و....در ضمن در مورد هر علمي كه اظهار نظر ميكنند بايد اطلاع كافي از ان علم داشته باشند و ان را تطبيق بدهند با قوانين و احكام دين.
    همه این علومی که می گویید! همگی زیر مجموعه علوم حوزوی است. همه اساتید ( و دانشجویان ) که می بینید هم اگرچه بظاهر یک درس خواندند و در آن یک درس تخصص دارند. اما گاها صدتا درس را همزمان خواندند و برای رسیدن به آن مدرک دکترا باید صد نوع واحد درسی دیگر را بگذرانند! مثلا استاد ( یا حتی دانشجوی ) فیزیک باید ریاضی و شیمی را در حد اعلاء بلد باشد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    ثانيا اين كه يك فردي در يك دانشي تخصص دارد و فردي در همان دانش از ايشان تقليد مي كنند چه اشكالي دارد بفرماييد؟
    قبلا بیان شد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    بله حكم امامان و پيامبران در راستاي اطاعت از حكم خداست ولي اگر همين امامان بفرمايند كه از عالمان ديني اطاعت بكنيد چطور؟
    باید صحت حدیث مورد ارزیابی قرار بگیرد. یک سخن غیر منطقی نمی تواند حکم امام باشد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    اين مطالب را چندي پيش درتايپك ديگري آوردم حال هم در همين جا مي اورم:
    بحث اجتهاد با بحث تقلید فرق دارد. به هر حال از این مطلب تشکر می کنم. ضمن اینکه همانطور که در تاپیک " آیت الله طالقانی و مساله حجاب " مطرح شد می بینیم که مراجع تقلید ما بر خلاف حکم قرآن اجتهاد کرده اند.
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    229
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    433



    یکی از چیزهایی که شاید بهتر است اینجا بیان شود. این موضوع است که ما در هیچ علمی بجز علم الهیات ( یا حوزه دین شناسی و یا علم اجتهاد و یا هر اسمی که بر آن می نهیم ) تقلید نداریم.
    یعنی اگر بقول آقای طاها تقلید یک جاهل از عالم یک اصل عقلی باشد . هیچ کدام از انسانها این اصل عقلی را ( بجز احتمالا در حوزه دین شناسی ) رعایت نمی کنند.
    بطور مثال بهتر است از دوستان بپرسیم که در علم ریاضیات از چه کسی تقلید می کنند؟ یا در علم فیزیک مقلد کدام دانشمندند؟ یا در زیست شناسی ؟ یا روانشاسی و یا ....

    و واقعا این یک سوال اساسی است که جناب طاها و طرفداران مرجعیت تقلید باید به آن پاسخ بدهند.
    که چرا در علوم دیگر ما خود را بی نیاز از تقلید می دانیم! اما در حوزه دین شناسی اجبار به تقلید داریم؟
    امام علی(ع): «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها»
    «روی کارآمدن افراد فرومایه و کم سنان تازه به دوران رسیده، نشانه انحلال و انحطاط و سقوط یک حکومت است»!





  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود