صفحه 1 از 33 123112131 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مثلهاى قرآنى - آيت الله جعفر سبحانى

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940

    مثلهاى قرآنى - آيت الله جعفر سبحانى





    بسم الله
    يا محمد ص
    سلام.
    خب خدارو شكر مثل هاي مثلهاى قرآنى - آيت الله ناصر مکارم شيرازى تمام شد .
    انشالله ميخواهم مثل هاي مثلهاى قرآنى - آيت الله جعفر سبحانى را نيز بگذارم .



    مقدمه



    آيت الله جعفر سبحانى

    مثل هاى آموزنده قرآن در تبيين پنجاه و هفت مثل قرآنى

    امثال يكى از اركان ادبيات هر زبانى است


    بسم الله الرحمن الرحيم

    در هر زبانى كم و بيش امثالى است كه در اداء مقصود از آن كمك گرفته و مسائل غير ملموس در قالب ملموس ريخته مى شود، و جايگاه مثل در مسائل محسوس ، جايگاه برهان ، در معقولات است زيرا مرور زمان ، «مثل » را شفاف و روشن مى سازد و جاى ترديد در آن باقى نمى گذارد، هرگاه موردى كه در تبيين آن از مثل بهره مى گيريم ، همتاى مثل باشد، قهرا، شفافيت مثل را خواهد داشت .

    فرض كنيد جوان بى تجربه اى ، دارايى موروثى خود را، در مواردى غير ضرورى مصرف مى كند تا آنجا كه حالت اسرافكارى به خود مى گيرد، ديگر پس از اندى ، آهى در بساط نخواهد داشت ، در تبيين مضرات و زيان هاى اين نوع رفتار دور از خرد، هيچ دليل و برهانى برنده تر از مثل وارد در شعر سعدى نيست :

    ابلهى كو روز روشن شمع ، كافورى نهد

    زود باشد كش ، به شب روغن ندارد در چراغ

    يا فردى كه بيش از درآمد خود، خرج مى كند، و از طريق قرض و وام به زندگى خود رونق بيشترى مى بخشد، در تبيين واقعيت دور از خرد اين عمل ، هيچ بيانى گوياتر از مثل زير نيست .

    «پايت را به اندازه گليمت دراز كن ».

    سعدى نيز در نصايح خود از اين مثل ، كمك گرفته و مى گويد:

    مكن تُرك تازى ، بكن ترك آز

    به قدر گليمت بكن پا دراز


    ویرایش توسط دايي حسن : ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ در ساعت ۱۸:۰۹
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2. صلوات


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    حتى حافظ كه بر خلاف سعدى غالبا در آسمان راه مى رود، نه در زمين ، اين بار در زمين راه رفته و از اين مثل بهره گرفته و مى گويد:

    زين سرزنش كه كرد ترا دوست حافظا

    بيش از گليم خويش مكن پا كشيده اى

    تعريف مثل

    تصور اجمالى هر چيزى ، در گرو تعريف آن است كه انسان را با واقعيت موضوع به طور اجمال آشنا سازد، بنابراين شايسته است كه به تعريف «مثل » سپس ويژگى هاى آن بپردازيم .

    در مقدمه كتاب «امثال و حكم » دهخدا، آمده است :... اصولا استاد علامه (دهخدا)، در مقدمه كتابهاى خود احتياط عجيب مقرون به وسواس ‍ داشت ، و پاسخ نگارنده راجع به علت عدم تحرير مقدمه براى امثال و حكم اظهار داشت «در زبان فرانسوى هفده لغت پيدا كردم كه در فرهنگ هاى عربى و فارسى همه را مثل ترجمه كرده بودند، و در فرهنگ هاى بزرگ فرانسوى تعريف هايى كه براى آنها نوشته اند، مقنع نيست و نمى توان با آن تعريفات ، آنها را از يكديگر تميز داد... از اين رو در نوشتن مقدمه و تعريف «مثل » و «حكمت » و غيره خوددارى كردم و كتاب را بدون مقدمه منتشر ساختم .(1)

    جاى شگفت است كه ايشان ، براى تعريف مثل اين همه وسواس به خرج داده است ، لفظ «مثل » هر چند واژه عربى است ، ولى قرنها وارد زبان فارسى شده و عضو اين خانواده گرديده است و در نزد اهل زبان فرقى ميان «مثل » و «متل » نيست ايشان با امعان در خصوصيات امثالى كه در كتاب خود گرد آورده ، مى توانست ، مثل را به صورت روشن تعريف كند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940




    گذشته از اين ، علماى ادب ، مثل را به صورت شفاف و روشن تعريف كرده و قسمتى از آنها را «ميدانى » (متوفاى سال 518) در مقدمه كتاب خود «مجمع الامثال » آورده است .

    مبرد (ت 285) مى گويد: مثل برگرفته از «مثال » است و آن گفتار رايجى كه به وسيله آن حال دومى به حال اولى تشبيه و تبيين مى گردد.(2)

    ابن سكيت مى گويد: مثل از نظر لفظ، با موردى كه در آن به كار مى گيريم ، مغاير ولى از نظر معنى يكسان مى باشند، شبيه نمونه و الگويى كه در اختيار صنعتگران قرار مى گيرد تا مطابق آن بسازند.(3)

    در توضيح گفتار آنان مى افزاييم :

    مثل سخنى است كه به وسيله آن ، حالتى را كه اخيرا رخ داده به حالتى كه پيش از آن پديد آمده است تشبيه كنند، زيرا هر دو، شبيه يكديگر، و همتاى هم مى باشند.

    مثلا درباره صنعتگر يا صاحب كالايى كه در نهايت نياز، از حاصل صنعت و يا كالاى خود، بهره نمى گيرد، مى گويند: «كوزه گر از كوزه شكسته آب مى خورد» و به گفتن اين سخن حالت آن شخص را به حالت كوزه گرى كه پيش از او، وجود داشته ، و با داشتن كوزه هاى سالم از كوزه شكسته آب مى خورده است ، تشبيه مى كنند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  6. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    ويژگى هاى مثل


    آنچه كه به «مثل ، زيبايى مى بخشد، و به گفتگوها و پرسشگرى ها تا حدى خاتمه مى دهد، ويژگى هاى چهارگانه است كه غالبا مثل ها از آنها برخوردار مى باشند:

    1. ايجاز لفظ.

    2. وضوح و روشنى معنى .

    3. حسن تشبيه .

    4. لطافت آن .

    كه پايه هاى فصاحت و بلاغت «مثل » را مى ريزند.

    ابو عبيد قاسم بن سلام مولف كتاب «الاموال » متوفاى 224 درباره امثال عرب مى گويد مثل رشته و شعبه اى از فلسفه و حكمت عرب در زمان جاهليت و پس از اسلام است كه در گفتگوها از آن كمك مى گيرند و گوينده مقصود خود را به وسيله آن روشن مى سازد، و به جاى تصريح به مقصود، از كنايه و تشبيه استفاده مى كند، و اختصار لفظ و استوارى معنى ، و زيبايى تشبيه لطافت آن ، از ويژگى هاى آن است .

    درباره اين سه مثل كه يكى عربى و ديگرى ، فارسى و سومى شعر منظوم است كمى دقت كنيد كه همگى از ويژگى هاى چهارگانه برخوردار بوده ، هر چند از نظر لفظ مختلفند ولى از نظر معنى ، يك هدف را تعقيب مى كنند.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    1. ما تزرع تحصد.

    2. هر چه بكارى همان بدروى .

    نشنيدستى تو اين مثل پندارى با خشت به آسياى شوى خاك آرى

    در اين سه جمله اين حقيقت كه سرنوشت هر كس در گرو كردار پيشين خودش است به نحو مبرهن و روشن بيان شده كه هر مجادله گر را قانع و خاموش مى سازد.

    تمثيل است نه مثل

    در بحث هاى آينده ، روشن خواهيم ساخت كه مثل هاى قرآن همگى تمثيل و تشبيه اند، و حد مثل اصطلاحى بر آنها صدق نمى كند، ولى در عين حال نتيجه اى كه از شنيدن «مثل » عايد مخاطب مى گردد و از شنيدم تمثيل نيز به دست مى آيد.

    پيش از آن كه به تبيين مثل هاى آموزنده قرآن بپردازيم يك رشته بحث مقدماتى درباره «مثل » انجام مى دهيم كه مطالعه پيشين آنها، روشنى بخش مثل هاى قرآنى است .

    نگارنده اين دسته گل را كه تار و پود آن را از آيات قرآنى برگرفته است ، به قرآن پژوهان كشور تقديم مى نمايد اميد آن دارد كه در روز رستاخيز، مشمول شفاعت قرآن گردد، و در شمار عاملان به آن قرار گيرد.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  8. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    پي نوشتها


    1- امثال و حكم : 1/98 يادداشتى از ناشر.

    2- مجمع الامثال : 1/56.

    3- مجمع الامثال : 1/56.

    قم - 26 ماه صفر المظفر 1424 برابر 9/2/1382



    ویرایش توسط دايي حسن : ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ در ساعت ۱۸:۲۶
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940




    مثل هاي قرآن (1)



    مَثَل ْ و مِثْل در لغت و قرآن

    جعفر سبحانى


    از بحث هاى شيرين و زيباى قرآن مثل هاى وارد در سوره هاى مختلف آن است از آنجا كه انسان با امور محسوس و ملموس، انس بيشترى دارد، هرگاه يك رشته مفاهيم عقلى و معارف الهى در قالب مسأل حسى ريخته شود، براى نوع مخاطبان، روشن تر جلوه مى كند.

    مَثَل ْ و مِثْل در قرآن يك معنى بيش ندارند و آن همانند دو چيز است 1. هرگاه لفظ «مثيل» را نيز بر آن بيفزاييم، هر سه لفظ، معنى واحدى خواهند داشت.

    اتفاقا در لغت عرب از ماده ديگر (شبه) سه لفظ داريم كه با اين سه واژه هموزن و هم معنى مى باشند. مانند شِبْه و شَبَه و شَبِيْه و همگى حاكى از همگونى و همنوايى دو شىء با يكديگر است.

    بنابراين به كارگيرى لفظ »مثل» در مورد «تشبيه» به خاطر همگونى «مشبَّه»(چيزى كه از طريق تشبيه در صدد بيان حال وى هستيم)، با «مشبه» (چيزى كه وضع و حال او براى ما روشن است) مى باشد.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  10. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    قرآن عذاب هاى نازل بر امت هاى پيشين را، «مثلاث» مى خواند و مى فرمايد:

    (وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهُمُ المَثُلاث )(رعد: 6.

    «پيش از آنان، عذاب هاى عبرت انگيز نازل شده است».

    زيرا اين عذاب مى تواند مانع از انجام مجدد يك رشته اعمال باشد كه نظير اين عذاب را به دنبال دارد.

    اين بيان كه عصاره چيزى است در كتابهاى لغت 2 وارد شده است، مى رساند كه اين واژه حامل معنى همسان و همگونى است و اين حقيقت در به كارگيرى آن، محفوظ است.

    گاهى تصور مى شود كه اين واژه در معنى دومى مانند «صفت» و «توصيف» نيز به كار مى رود و برخى از پيشوايان لغت بر اين معنى اصرار مى ورزند، و ابن منظور مولف «لسان العرب» آن را از لغت دانانى مانند يونس بن حبيب(متوفاى 182) و محمد بن سلام جمحى(م 232) و ابو منصور ثعالبى(م 429) نقل كرده است.

    زركشى يكى از مولفان پيش كسوت در علوم قرآن مى نويسد ظاهر كلام اهل لغت اين است كه «مثل» به معنى «وصف» درحالى كه ابوعلى فارسى (م 377) آن را انكار كرده و مى گويد اين واژه در لغت عرب يك معنى بيش ندارد، و آن «تمثيل» است 3.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    اين گروه بر گفتار خود با دو آيه استدل مى كنند:

    (مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلىَ الكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداًيَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّهِ وَ رِضْواناً سِيماهُمْ فِى وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذالِكَ مَثَلُهُمْ فِى التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِى الاِنْجِيل ِ)(فتح : 29.

    «محمد فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند، با كافران سرسخت و در ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى بينى، آنان پيوسته خواهان رضاى خدا هستند نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است، اين توصيف آنها در تورات و توصيف آنها در انجيل است».

    يعنى ويژگيهاى آنان در اين دو كتاب همان است كه در اين آيه بيان گرديد: «بر كافران سرسخت، و بر مومنان رووف و...

    در اين آيه لفظ «مثل» به معنى وصف و توصيف به كار رفته است نه تمثيل و تشبيه چيزى به چيزى.

    2- (مَثَلُ الجَنَّةِ الَّتِى وُعِدَ المُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَم ْيَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ ...).(محمد: 15.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  12. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    «وصف بهشتى كه پرهيزگاران وعده داده شده است، چنين است كه در آن نهرهايى از آب صاف، و خالص است كه بدبو نمى شود، و نهرهايى از شير كه طعم آن هرگز دگرگون نمى گردد و نهرهايى از ...».

    «مثل» در اين آيه، در معنى «توصيف» به كار رفته و صفت بهشت موعود همان چهار نهر بزرگى است كه در اين آيه به شرح آن پرداخته است.

    در آينده (در بحث پاسخ به يك پرسش) روشن خواهد شد كه «مثل» در معنى وصف در آيه و يا آيات ديگر نيز به كار رفته است -مع الوصف- بايد يادآور شويم كه كاربرد اين واژه بيشتر در مورد، تشبيه دو شىء به يكديگر است، و اگر هم در موردى در معنى «توصيف» به كار مى رود، بسيار اندك است.

    در لغت عرب گاهى به جاى «تماثل» كه از ماده «مثل» گرفته شده است، واژه «مساوات» به كار مى رود و با اين قيد آنجا كه بخواهند برابرى دو شىء را از نظر كميت بيان كنند، و اين كه اين دو شىء از نظر «مقدار» يكسان است و از اين نظر فزونى و كاستى در ميان آن دو نيست، واژه «مساوات» به كار مى برند، هرچند آن دو باهم از نظر ماهيت مختلف باشند مانند برابرى دو در آهنى و چوبى، درحالى كه واژه «تماثل» را در مورد دو چيز يكسان از نظر «ماهيت» به كار مى برند مانند دو فرد از انسان.

    از اين جا به نكته ديگرى نيز دست مى يابيم و آن اين كه، جايگاه تجربه با استقرإ كاملا متفاوت است، تجربه در مواردى صورت مى پذيرد كه همگان از نظر ماهيت يكسان باشند مانند آزمون در فلزات كه نتيجه آن انبساط در حال حرارت است، درصورتى كه مورد «استقرإ» موضوعات، گوناگون از نظر ماهيت مى باشد، مثلا انسان با تفحص در ميان انواع مختلف از حيوانها مانند گوسفند، و گاو و شتر به اين نتيجه مى رسد كه حيوان به هنگام غذاخوردن، فك پايين را به حركت درمىآورد و از اين استقرإ قانونى را در مورد حيوان انتزاع مى كند.

    خلاصه تجربه از آن «متماثل ها» و استقرإ از آن «متساويها» است.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



صفحه 1 از 33 123112131 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود