صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه با بیماری ام کنار بیام و عادی زندگی کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا، اهل بیت، شیعه و کتاب
    نوشته
    620
    حضور
    18 روز 12 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    30
    صلوات
    5584

    چگونه با بیماری ام کنار بیام و عادی زندگی کنم؟




    زنی 33 ساله هستم شش ماهه پیش متوجه شدم مبتلا به سرطان از نوع بدخیم هستم هشت جلسه شیمی درمانی شدم و الان جراحی شدم و یکی از سینه هام رو از دست دادم.
    باید بازم شیمی درمانی کنم نمیدونم چند جلسه بعد معلوم میشه.
    چیکار کنم با بیماریم کنار بیام و عادی زندگی کنم؟؟؟
    ممنون میشم راهنماییم کنید. یاحق


  2. صلوات ها 24


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58286



    با نام و یاد دوست




    چگونه با بیماری ام کنار بیام و عادی زندگی کنم؟







    کارشناس بحث: استاد حامی

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ در ساعت ۱۶:۳۷ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 15


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    با سلام خدمت شما خواهر محترم
    ممنونم از اعتمادتون

    این سؤال یک سؤالی است که از یک انسان بالغ مطرح می شود برخی مواقع ما درگیر دوران کودکی و رشدنایافتگی هستیم و آن زمانی است که نمی خواهیم مشکل را بپذیریم و یا آن را انکار می کنیم و به ناخودآگاه می فرستیم.
    شما در واقع یک مرحله از بسیاری از افرادی که درگیر بیماری و اختلال جسمی یا ذهنی می شوند جلوتر هستید این که پذیرفته اید و دنبال کنترل شرایط هستید

    قالَ الصّادِقُ علیه السلام : «إِیاک وَ الْجَزَعَ فَإِنَّهُ یقْطَعُ الاْءَمَلَ، وَ یضْعِفُ الْعَمَلَ، وَ یورِثُ الْهَمَّ، وَ اعْلَمْ أَنَّ الْمَخْرَجَ فی أَمْرَینِ، فَما کانَتْ لَهُ حیلَةٌ فَالاْءِحْتِیالُ وَ ما لَمْ یکنْ لَهُ حیلَةٌ فَالاْصْطِبارُ»؛
    امام صادق علیه السلام فرموده: «از بی صبری و جزع بپرهیز که رشته امید را قطع می کند و کار و کوشش را تضعیف می نماید و اندوه و غم به بار می آورد. بدان برای نجات از بی صبری دو راه بیش نیست، اگر چیزی که مایه جزع شده، با مهارت و هوشمندی زایل می شود، باید اقدام کرد و اگر مصیبت قطعی و ناشدنی است، باید به رنج و المش تن داد، بردباری را به خود تحمیل نمود و بی قید و شرط، تسلیم قضای حتمی گردید.


    خب طبیعی است که از دست دادن قسمتی از نعمت سلامتی فشار زیادی بر انسان می آورد. کما این که خواندن این سؤال مشاوره برای بنده و دیگران تأثر انگیز است.
    قصد ندارم به گزاف چیزی بگویم که سبب دلخوش کردن شما باشد ولی قدرت انسان بیش از چیزی است که ما تصور می کنیم در واقع انسان نان باورهایش را می خورد در جبهه جنگ جوانان و نوجوانان شرکت می کردند و با باور دینی خود در برابر ترکش ها و مقاومت می کردند و عده ای در اسارت شکنجه ها را تحمل می کردند. به عنوان نمونه
    تقاضا دارم کتاب پایی که جا ماند را بخوانید.

    صبوری و بی تابی
    صبوری ما مثل باطری قابل شارژ است و بی تابی ما مثل سرسره های بادی بسیار بلند می ماند که کافی است بر لب آن قرار بگیریم ما را به زیر می کشاند. وقتی ورزش های پارا المپیک را می بینیم وقتی برخی برنامه های ماه عسل را می بینیم واقعا به این حرف باور خواهیم داشت که انسان توانایی اش بیش از چیزی است که خودش ار خودش خبر داره.
    شایع ترین مشکلات روانی و روحی بیماران مبتلا به سرطان، افسردگی، اضطراب، جسمانی سازی و اختلال در عملکرد اجتماعی می باشد که عدم رفع این موارد موجب کاهش اثربخشی درمان های داروئی و مراقبت های پزشکی می گردد. بنابراین
    باید تلاش کنید که عوارض این بیماری را خنثا کنید.

    باورهای دینی
    در تگزاز بیمارستان هایی وجود دارد که در آن افرادی فقط برای روحیه دادن به بیمار در کنار پزشکان فعالیت می کنند. تحقیقات نشان می دهد تقویت معنویت بیماران سبب می شود داروها اثر بخش تر باشد. بنابراین باورهای دینی را خیلی جدای به عنوان یک عوامل حمایت کننده در نظر بگیرید. نماز، زیارت ائمه، امامزدگان و دعا، نذر، صدقه و دوستان معنوی و...به ما در گرفتارهای کمک زیادی می کنند.
    ارتباط خود را باسات های دینی مثل همین سایت حفظ کنید. و پیوسته از نظر معنوی خود را شارژ نگه دارید. کتاب انسان در جستجوی معنا را مطالعه کنید (از گوگل جستجو کنید )

    روان شناس سرطانی
    یک سال قبل مصاحبه ای خواندم از یک خانم سرطانی.ایشان نوشته بود بیماریم را با دنیا عوض نمی کنم. او اعتقاد داشت این بیماری من را با خدا آشنا کرد.
    این حرف را باور اولم نبود می شنیدیم و می خواند در مشاوره ای تلفنی خانمی از بیمارستان تماس گرفت. می گفت خیلی شر و شور بودم. اهل نماز و خدا هم نبودم. پیوسته با دوستانم در گردش بودیم. تا این که به بیماری ام اس مبتلا شدم. با بیماریم روز به روز بدنم تحلیل رفت. تا این که دوستانم که خود را دوست جان جانی می دانستند یکی یکی از من قطع رابطه کردند. وقت فراغتم زیاد شده بود. هنوز خلوتی نداشتم که خودم باشم و خدای خودم تا این که این بیماری من را به صورت جبری چنین شرایطی برایم ایجاد کرد. و من خدا را گوشت و پوست و همه وجودم درک و حس کردم. روزی پرستاری از روی ترحم کنارم آمد تا به من دلداری بدهد کمی از خدا برایش گفتم. او می گفتم خدا را از زبان تو بهتر می شناسم. و اصرار داشت که گاهی از خدا برایش بگویم.
    همنشینی با افراد
    در مطالعه ای به افراد عکس افراد خویشتندار و با اراده را به عهده ای دادند و در خواست کردند که برای مدتی آنها را روزی چند بار ببیندد بعد از آن مدت از آنها تست گرفتند نتایج نشان می داد که این افراد نسبت به قبل از مشاهده تصاویر درجه خویشتنداریشان بالاتر آمده است.
    وقتی تصویر این قدرت را دارد حتما ارتباط با افراد با اراده و صبور و معنوی بیشتر می تواند به ما قدرت دهد و روحیه ما را تقویت کند. ارتباط با افرادی که وضعیت شما را داشته اند و با بیماری و شرایط خود کنار آمده اند بسیار اثر بخش است
    اگر برای تان امکان دارد در کنار درمان دارویی از مشاوره حضوری نیز کمک بگیرید.


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ در ساعت ۰۰:۱۰
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 21


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    فقدان و بیماری ها مختلف در مرحله اول برای فرد و خانواده شوک ایجاد می کند و مرحله بعد مرحله انکار است. این را خودم به خاطر مشکلی درک کرده ام خیلی سخت است و مدت ها انسان را مثل گرداب در خود می چرخاند.
    همیشه ممکن است این سؤال در ذهن بیاید چرا من ؟ یا چرا ما؟
    گاهی ممکن است انسان تلاش کند ان را چون ناراحت کننده است از هشیاری به ناخوداگاه بفرست
    یا ممکن است انسان مدتی با خدا قهر کند و گلایه
    اما انسان بالغ باید تلاش کند بر همه موارد یاد شده اگر چه تلخ است فایق آید بگوید که بالاخره این بیماری هست من چه کار می توانم بکنم
    چه کار می توانم بکنم که عوارض را به حداقل برسانم و خود را سازگار کنم
    http://www.askdin.com/thread18276.html#post218159
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 17


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    229
    حضور
    11 روز 8 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    55
    صلوات
    1311



    أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۶
    آیا خداوند کفایت کننده ( امور ) بنده اش نیست؟! و تو را از کسانی غیر او می ترسانند! و هر کس را خداوند در گمراهی واگذارد هرگز او را راهنمایی نخواهد بود.



    يَا بَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ ﴿۸۷﴾
    از رحمت خدا نا امید مباشید که جز کافر هیچ کس از رحمت خدا نا امید نیست .



    من همیشه تو سخت ترین شرایطه زندگیم گفتم ... تو صاحب داری از هیچ چیز نترس ...

    ویرایش توسط عنکبوت سرخ : ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ در ساعت ۲۰:۲۰


  11. صلوات ها 17


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا، اهل بیت، شیعه و کتاب
    نوشته
    620
    حضور
    18 روز 12 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    30
    صلوات
    5584



    به نام حق
    با تشکر از شما و نکته های ظریف که اشاره فرمودید.
    شکر خدا از اول بیماریم سوالی مثل چرا من؟ برام پیش نیومد چون واقعا تسلیم خواسته ی خدا هستم و بارها گفتم راضیم به رضای او.
    شکر خدا روحیه ی خوبی دارم اما دوستان و اطرافیانم حتما از روی دلسوزی اثر بدی روی من میزارن. بعضی وقتها فکر میکنم دیگه هیچ وقت نمیتونم طبیعی زندگی کنم مدام باید نگاه دلسوز همه رو در مورد اینکه آخی سرطان داره؟ تحمل کنم یا اینکه با این حرفا و رفتارها کنار بیام این برام سخته، گذشتن و فراموش کردن.
    احساس میکنم خیلی ها منتظر مرگم هستند و من بهشون امید میدم.
    به من میگن چقدر بدشانسی تازه زندگیت خوب شده بود خدا چرا با تو این کار رو کرد؟ من میگم مگه سختی های من چقدره؟ مگه امام حسین بنده ی خوب خدا نبود؟ از دست دادن همه عزیزانش و در آخر بریده شدن سرش. مگه نعوذ بالله خدا نمیدید؟
    کفر گفتنشون خیلی اذیتم میکنه خیلی به حرفاشون فکر میکنم.
    نمدونم میتونم یه روزی از کنار این حرفا راحت بگذرم؟

  13. صلوات ها 18


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    نمدونم میتونم یه روزی از کنار این حرفا راحت بگذرم؟

    سلام دوست عزیز ان شاءالله که خدا شفا بده.

    بنظرم به یه نفر بگیید تا به بقیه تذکر بده که سعی کنن رفتارهای عادی داشته باشن.

    این مهمه ولو اینکه نقش بازی کنن.

    این بیماری هم مثل یه چیز ضروری انگار باید تو همه خونواده ها باشه خدا همه رو شفا بده و صبر عنایت کنه.
    ویرایش توسط همره : ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ در ساعت ۲۱:۲۵
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  15. صلوات ها 14


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    61
    حضور
    1 روز 18 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    412



    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    شکر خدا از اول بیماریم سوالی مثل چرا من؟ برام پیش نیومد چون واقعا تسلیم خواسته ی خدا هستم و بارها گفتم راضیم به رضای او.
    واقعا به خانم "به طه به یاسین" باید تبریک گفت به خاطر این ایمان و تسلیم..... و بشر الصابرین.
    ویرایش توسط raz : ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ در ساعت ۲۱:۳۵

  17. صلوات ها 16


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,192
    حضور
    144 روز 10 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44194



    نقل قول نوشته اصلی توسط به طاها به یاسین نمایش پست ها
    به حرفاشون فکر میکنم
    به حرف های دیگران اعتنا نکن.خدا بزرگه
    به این وبلاگ هم سزی بزن:
    http://skystar89.blogfa.com/post-371.aspx
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا، اهل بیت، شیعه و کتاب
    نوشته
    620
    حضور
    18 روز 12 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    30
    صلوات
    5584



    با تشکر از شما دوست گرامی.
    متاسفانه اینایی که گفتم خودشون بزرگ فامیل هستن.:
    ولی از راه حلتون ممنون:

  21. صلوات ها 11


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۴, ۱۷:۴۱ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود