صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه خلقت انسان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    123
    حضور
    3 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    432

    فلسفه خلقت انسان




    با سلام، یکی از همکلاسی هام از معلم دینیمون پرسید که "فلسفه خلقت انسان چیه؟" معلممون هم جواب داد که "اگه خدا انسان رو خلق نمی کرد، کارش ناقص میشد"، حالا میخواستم از دوستان و کارشناسان محترم خواهش کنم تا این جمله رو که "اگه خدا انسان رو نمی آفرید، کارش ناقص میشد" رو بیشتر توضیح بدن و اینکه چرا خدا ناقص میشد؟ با تشکر. در پناه حق.

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله






    فلسفه خلقت انسان







    کارشناسان بحث: استاد صدیق


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط 0123456 نمایش پست ها
    با سلام، یکی از همکلاسی هام از معلم دینیمون پرسید که "فلسفه خلقت انسان چیه؟" معلممون هم جواب داد که "اگه خدا انسان رو خلق نمی کرد، کارش ناقص میشد"، حالا میخواستم از دوستان و کارشناسان محترم خواهش کنم تا این جمله رو که "اگه خدا انسان رو نمی آفرید، کارش ناقص میشد" رو بیشتر توضیح بدن و اینکه چرا خدا ناقص میشد؟ با تشکر. در پناه حق.
    باسلام
    مسئله فلسفه و هدف از خلقت و آفرینش انسان از مسائل حیاتی و مهم و دامنه دار در مورد انسان است. دیدگاه های متفاوتی در این زمینه بیان شده است. قران کریم نیز در چند مورد به این مسئله اشاره کرده است و هدف از افرینش را چند مسئله معرفی نموده است. بررسی این مسئله به مقدماتی نیاز دارد.
    مقدمه اول: هر انسان عاقل و حکیمی از کارهایی که انجام میدهد، اهدافی دارد. خواه اهداف مادی و خواه اهداف معنوی
    مقدمه دوم: اهداف موجودهای محدود از کارهای خود، رفع کمبودها و نیازهای خود نیازهای مادی و نیازهای معنوی و روحی
    مقدمه سوم: خداوند متعال با توجه به اینکه وجودی نامحدود است، کارهایش به خاطر رفع نیازها و کمبودهای وجودی اش نیست.
    مقدمه چهارم: خداوند متعال، فیاض است و مبدئی است که موجودات را در تحت حمایت خویش گرفته و انان را پرورش میدهد.
    مقدمه پنجم: کمال موجودات، ارتقای وجود است که در طی کردن مسیری طولانی بوجود می آید و انسان باید با پای خود این مسیر را طی کند و با اراده و تصمیم خویش، به ان برسد. و با اجبار نمیتواند به آن برسد.
    مقدمه ششم:خداوند متعال بوسیله اوامر و تکالیف و برنامه های تربیتی ادیان و شرایع، به کمک نیروی عقل ادمی امده و مسیر را برایش مشخص کرده است.
    مقدمه هفتم: در حدیث شریفی از امام حسین علیه السلام بیان شده که خداوند متعال انسانها را برای شناخت خودش افرید، و زمانیکه او را بشناسند، از عبادت و بندگی غیر او بی نیاز میشوند و فقط او را میپرستند.«علل الشرایع، ج 1 ص 9؛ تفسیر المیزان، ج18 ص 423)
    مقدمه هشتم: در حدیث شریفی از امام کاظم علیه السلام بیان شده که چون خداوند انسانها را براى هدف تكاملى آفريده وسائل آن را از نظر تكوين و تشريع فراهم ساخته و در اختيار او گذارده است. «ان الله خلق الجن و الانس لیعبدوه و لم یخلقهم لیعصوه»(التوحید، صدوق، ص 356؛)
    مقدمه نهم: هدف از افرینش سایر موجودات غیر از انسان نیز، رسیدن فایده و کمک به انس و جن در مسیر کمال خودشان است. در حدیث مشهور قدسی خطاب به حضرت ختمی مرتبت بیان شده که اگر تو نبودی افلاک را خلق نمیکردم و هدف از افرینش را وجود نازنین ایشان به عنوان انسان کامل معرفی کرده است.«لولاک لما خلقت الافلاک»(بحارالانوار، ج 14 ص 406 )
    با توجه به این مقدمات، آنچه از آیات و روایات به دست می آید این است که هدف نهایی خداوند از آفرینش انسان این است که او را به کمال لایق خودشان برساند. فلسفه عبادات و نیایشهای انسانی نیز برای همین منظور است. تكامل، هدف نهايى افرینش است.اگر در آیات و روایات به موارد دیگری همچون عبادت«ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(ذاریات/56) و معرفت خودش«کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف»(مصباح الشریعه، ص 108) به عنوان فلسفه خلقت اشاره شده، تماما به همین مطلب اشاره دارد و به منظور کامل شدن انسان و رسیدن به قرب اوست.(درخشان پرتوی از اصول کافی، ج1 ص 238) زیرا عبادت و معرفت نظری به ذات خداوند و شناخت او، دو وسیله گرانبها برای سیر این مسیر پر پیچ و خم و حساس است. شناخت خداوند
    به کمک این مباحث روشن میشود که هدف خداوند از افرینش انسان، به کمال رساندن او بوده و هدف از افرینش جهان، رسیدن انسان به این کمال مطلوب خودش بوده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که اگر انسان خلق نمیشد، فلسفه خداوند از خلقت و آفرینش تأمین نمیشد.



  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217



    در مورد این که چرا خدا انسان را آفرید؟ در جواب می گویند: برای این که انسان به حد کمال برسد. حال اگر کسی نخواهد به کمال برسد چطور؟
    برای دریافت کامل پاسخ توجه به نکات ذیل مناسب است.
    1. خداوند چون که حکیم است این دنیا را بیهوده نیافریده است و الا لازمه بیهوده آفریدن دنیا و انسانها این است که خداوند کار بیهوده انجام داده است و هدفی از این کارش نداشته است و حال آن که خداوند مبرّای از لغو است. چون لازمه لغو، نقص در وجود خداوند است و همچنین اگر خداوند انسانها را بیهوده آفریده بود، عذاب و ثواب معنایی نداشت. در قرآن هم آیاتی است که خداوند به این مطلب تصریح می فرمایند: مثلا ما خلقتُ الجنّ و الانسَ إلا لیعبُدون [1]جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادتم، یا آیات دیگری مثل سوره هود، آیه 119.

    پس اگر کسی بگوید نمی خواهم به کمال برسم، خلاف خواست خداوند سخن گفته است چون خداوند که خالق دنیا است آن را با هدف خلق کرده است

    2. انسان موجودی است مرکب از جبر و اختیار به این معنا که در اموری مختار است، می تواند انجام دهد، می تواند انجام ندهد. اما در یک دسته از امور از خود هیچ اختیاری از خود ندارد، به دنیا آمدن او، مرد یا زن بودن, در کجا به دنیا آمدن، کارکرد دستگاه های داخلی بدنش مانند ضربان قلب و ... هیچ کدام در اختیار خود انسان نیست. در این گونه امور خداوند از مجاری و عللی که مقرر فرموده عمل می کند. اما دسته ای از کارها کاملا در اختیار انسان ها است و بدون شک یکی از آن امور، کمال خواستن یا نخواستن است. او میتواند طریق کمال را بپیماید و به سعادت جاویدان برسد، یابه سوی سقوط و تباهی سیر کند.

    بنابر این می توان گفت که انسان اگر نخواهد به کمال برسد، می تواند خداوند را عبادت نکند. چون مطابق نص آیات قرآن، رسیدن به کمال مطلوب انسانی تنها از طریق عبودیت و بندگی خداوند میسر است کسی که عبادت خدا را ترک کند سرنوشتی جز تباهی در انتظارش نیست. اما گوینده این سخن در واقع نمی داند از چه چیزی سخن می گوید و به احتمال زیاد نه از کمال مطلوب آدمی تصویری در ذهن دارد که چنین ساده و آسان از کنار آن می گذرد و نه از عواقب سقوط و تباهی که در انتظارش هست. آن روز که معنای این سخن برایش معلوم گردد بسیار دیر است و ندامت برایش سودی ندارد. [2]

    3. انسانی که به زبان می گوید من طالب کمال نیستم و نمی خواهم به کمال برسم، در واقع به خود دروغ می گوید، شاهد مطلب آن است که اگر او در احوال نفس خود تأمل کند، بالوجدان در می یابد که خواهان کمال است. و این سخن را که من نمی خواهم طالب کمال باشم نیز، از سر کمال خواهی می زند. چون می بیند که عبادت و بندگی مشقت دارد و انسان را ملزم می کند که از بسیاری از لذت های دنیوی دست بر دارد. او از آن جا که لذت های دنیوی را کمال خود میداند و عبادت را مانع بر سر راه این کمالات به حساب می آورد، خواهان آن است که عبادت خداوند نکند. در حقیقت، چنین شخصی مصداق کمال را اشتباه گرفته است و به اصطلاح سوراخ دعا را گم کرده است.

    4. خداوند کمال جویی را در فطرت انسان قرار داده است و او نمی تواند از فطرت خود بگریزد.

    او همیشه کمال جو و کمال طلب باقی خواهد ماند، اما ممکن است این ویژگی فطری او به محاق رود و گرد هوا و هوس جلو دید او را بگیرد و او نتواند کمالات حقیقی انسان را از کمالات حیوانی که شایسته مقام انسان نیست، تمییز دهد. آن روز که خداوند او را در قیامت به صورت سیمای درونش که همان سیمای یک حیوان است، محشور کند، متوجه می شود که چه اشتباه بزرگی نموده است.

    5. انسانها عبد و بنده خدا هستند و عبد در همه چیز باید تحت فرمان مولی باشد.

    در قرآن آیات زیادی وجوددارد که تصریح می کنند انسانها و غیره ... همه بنده و عبد خدایند. در سوره مائده آمده است: إنْ تُعذّبهُم فانّهم عبادک [3] اگر آنان را عذاب کنی باری بندگان تو هستند.

    در این جمله کوتاه، نفوذ تصرفات خود مختارانه مولا را در عبد تعلیل می کند و مشتمل است بر این دلیل که خداوند مولا و مالک اوست و عقل حکم می کند به این که مولی می تواند، به هر نحوی که بخواهد در بنده خود تصرف کند و تنها تصرفاتی را تجویز نمی کند که زشت و بد باشد، آن هم نه از جهت رعایت حال و احترام بنده، بلکه از جهت رعایت احترام خود مولی و اینکه این گونه تصرفات زیبنده ساحت مولویت نیست و لازمه این معنا این است که بنده نیز باید در آنچه که مولایش او را بدان تکلیف کرده و از او خواسته اطاعت و پیروی کند و هیچ عملی را که خوشایند مولی نیست، عبد در آن مستقل و خود مختار نخواهد بود و حق ندارد به میل خودش عمل کند و الا گرفتار عذاب مولا خواهد شد و مستحق عذاب خواهد بود.

    این آیه مشعر به این نکته است که عبد هیچ چیزی از خود ندارد: ضربَ الله مثلاً عبداً مملوکاً لایقدر علی شیء [4] خداوند بنده ای را مثال زده که ملک دیگری است و خود قادر بر هیچ چیزی نیست... پس چون خداوند مالک و خالق حقیقی دنیا و انسانهاست، همین سلطنت حقیقه و ملکیت واقعی پروردگار، منشأ واجب بودن اطاعت موجودات و مخصوصاً آدمیان در برابر اراده تشریعه (یعنی دستورات دینی و احکام شرعی) خداوند است و باید از تمام دستورات خدا، چه دستوراتی که درباره کیفیت عبادت دادن و چه قوانینی که باعث اصلاح امر انسانها است و مایه کمال و سعادت دنیا و آخرتشان می باشد، اطاعت کنند.

    6. اگر این بنده به وجدان خود مراجعه کند، خود را اخلاقاً موظف می داند که خداوند را عبادت کند. چون این همه نعمت ها که خداوند به او داده است، شکری لازم دارد.

    الآن که در دنیا زندگی می کند هم غرق نعمتهای خداوند است. عقل انسان در اینجا حکم به وجوب اطاعت و شکر منعم (نعمت دهنده) می دهد و انسان موظف است (به حکم عقل) در مقابل این همه نعمت خداوند سر تعظیم و شکر را پایین بیاوردو به دستورات او عمل کند. [5]

    پس اگر کسی بگوید من میلی به کمال ندارم، در حقیقت با نوع آفرینش خود که خداخواهی است مخالفت کرده و برخلاف سرشت خود سخن رانده است. شهید مطهری (ره) این بحث را به طور مبسوط در کتاب فطرت مطرح کرده اند، و در آن جا سخن از گرایش های مقدس در انسان رانده اند.

    ایشان می فرمایند: در انسان حقیقت جویی و گرایش به خیر و فضیلت و گرایش به جمال و زیبایی و گرایش به خلاقیت و عشق و پرستش و... وجود دارد و اینها جزء فطریات و ذات هر انسانی هستند. [6] آیا اگر کسی گفت من از زیبایی بدم می آید کسی حرف او را باور می کند؟ آیا اگر کسی گفت من از عشق و حقیقت متنفرم حرف صحیحی گفته است؟
    ________________
    [1] - ذاریات، 56.

    [2] - یونس: 54.

    [3] - مائده: 118.

    [4] - نحل: 175.

    [5] - سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، ناشر موسسه امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، چاپ ششم، 1423، ص 12.

    [6] - مطهری، مرتضی، فطرت، ص 74.

    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط 0123456 نمایش پست ها
    با سلام، یکی از همکلاسی هام از معلم دینیمون پرسید که "فلسفه خلقت انسان چیه؟" معلممون هم جواب داد که "اگه خدا انسان رو خلق نمی کرد، کارش ناقص میشد"، حالا میخواستم از دوستان و کارشناسان محترم خواهش کنم تا این جمله رو که "اگه خدا انسان رو نمی آفرید، کارش ناقص میشد" رو بیشتر توضیح بدن و اینکه چرا خدا ناقص میشد؟ با تشکر. در پناه حق.
    سلام
    انسان به منزله میوه درخت وجود است اگر انسان نباشد این درخت بی ثمر است
    چون انسان موجودی است که کمالات همه موجودات را به نحو اعلا و اشرف در خود جمع می کند
    پس او ثمره این درخت بیکران است
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی، شعر، عکاسی
    نوشته
    541
    حضور
    20 روز 8 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1113



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    خداوند متعال، فیاض است و مبدئی است که موجودات را در تحت حمایت خویش گرفته و انان را پرورش میدهد.
    با عرض سلام
    از این جمله چنین بر می آید که وجود موجودات چیزی خارج از جریان کلی آفرینش جهان است. چیزی شبیه به این که: خداوند موجودات را نیاز مند حمایت یافته و آنها را حمایت میکند همانطور که انسان اگر موجودی مثل یک پرنده زخمی را بیابد آن را حمایت میکند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    کمال موجودات، ارتقای وجود است که در طی کردن مسیری طولانی بوجود می آی
    در مورد سایر موجودات غیر از انسان، ارتقای وجود چه معنایی دارد و مسیر طولانی آن چیست؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    هدف از افرینش سایر موجودات غیر از انسان نیز، رسیدن فایده و کمک به انس و جن در مسیر کمال خودشان است.
    موجوداتی در کائنات، میلیارد ها سال پیش بوجود آمده و از بین رفته اند. موجوداتی در حال حاظر در کائنات هستند که فقط از نظر زمانی در این مقطع از زمان وجود دارند ولی تاثیر احتمالی انها بر کره زمین میلیونها سال دیگر رخ خواهد داد و موجوداتی هم واقعا در میلیونها سال دیگر بوجود خواهند آمد. فایده و کمک آنها به انسان چیست؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    با توجه به این مقدمات، آنچه از آیات و روایات به دست می آید این است که هدف نهایی خداوند از آفرینش انسان این است که او را به کمال لایق خودشان برساند.
    اگر هدف رسیدن به کمال است، چرا عوامل باز دارنده از رسیدن به کمال وجود دارند؟ اگر هدف خداوند رسیدن انسان به کمال است چرا عوامل باز دارنده را اجازه وجود داده است؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بنابراین می توان نتیجه گرفت که اگر انسان خلق نمیشد، فلسفه خداوند از خلقت و آفرینش تأمین نمیشد.
    آیا میتوان از این جمله این نتیجه را گرفت که فلسفه حداوند از خلفت و آفرینش نیازمند خلقت انسان بوده؟

    با تشکر
    اگر شهامت داشته باشی که سوال کنی خواهی دید چقدر سوال بی جواب داری

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    نقاشی، شعر، عکاسی
    نوشته
    541
    حضور
    20 روز 8 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1113



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدی نمایش پست ها
    اگر خداوند انسانها را بیهوده آفریده بود، عذاب و ثواب معنایی نداشت.
    با عرض سلام
    ارتباط عذاب و ثواب با هدف مند بودن آفرینش انسان چیست؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدی نمایش پست ها
    ما خلقتُ الجنّ و الانسَ إلا لیعبُدون [1]جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادتم
    ما انسانها با دانش و توان محدودی که داریم، اگر محصولی را برای هدف خاصی بسازیم، تا جاییکه در توان داریم عوامل بازدارنده برای رسیدن به هدف را از پیش پای محصول بر میداریم. با توجه به توان نامحدود خداوند، چرا عوامل بازدارنده انسان برای عبادت خداوند وجود دارند؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدی نمایش پست ها
    اما در یک دسته از امور از خود هیچ اختیاری از خود ندارد، به دنیا آمدن او، مرد یا زن بودن, در کجا به دنیا آمدن، کارکرد دستگاه های داخلی بدنش مانند ضربان قلب و ... هیچ کدام در اختیار خود انسان نیست. در این گونه امور خداوند از مجاری و عللی که مقرر فرموده عمل می کند.
    در مورد به دنیا آمدن و محل آن درست است ولی تمام موارد دیگری که ذکر فرموده اید در حال حاضر (ممکن) است. این موضوع خللی در استدلال شما ایجاد نمیکند؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدی نمایش پست ها
    انسانی که به زبان می گوید من طالب کمال نیستم و نمی خواهم به کمال برسم، در واقع به خود دروغ می گوید، شاهد مطلب آن است که اگر او در احوال نفس خود تأمل کند، بالوجدان در می یابد که خواهان کمال است. و این سخن را که من نمی خواهم طالب کمال باشم نیز، از سر کمال خواهی می زند. چون می بیند که عبادت و بندگی مشقت دارد و انسان را ملزم می کند که از بسیاری از لذت های دنیوی دست بر دارد. او از آن جا که لذت های دنیوی را کمال خود میداند و عبادت را مانع بر سر راه این کمالات به حساب می آورد، خواهان آن است که عبادت خداوند نکند. در حقیقت، چنین شخصی مصداق کمال را اشتباه گرفته است و به اصطلاح سوراخ دعا را گم کرده است.
    با این ترتیب به نظر میاید علیرغم اینکه خداوند انسان را برای رسیدن به کمال آفریده ولی راه رسیدن به کمال را در او (نهادینه) نکرده است. در مقام مقایسه میتوانم به نیاز حیوانی (سیری) در انسان اشاره کنم. در انسان - و حتی تمام جانداران - رفع گرسنگی و سیر شدن نهادینه شده است و در هر شرایطی انسان برای نجات از گرسنگی تلاش میکند.

    با تشکر
    اگر شهامت داشته باشی که سوال کنی خواهی دید چقدر سوال بی جواب داری

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    4
    حضور
    1 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11



    به نام خدا

    گاهی سوال میشود : هدف از آفرینش انسان چیست ؟و سوال پرسشگر این است که : چرا خدا من را آفرید ؟ من نمیخواستم پا به عرصه ی گیتی بگذازم!!!!! چرا آفریده شدم تا اینهمه مصیبت در زندگی تحمل کنم؟!!

     

    برای پاسخ به این سوال ؛ ابتدا باید به این نکته توجه داشت که قبل از خلقت ، ما موجودیتی نداشتیم تا اینکه با آفرینش یا عدم آفرینش خود موافقت یا مخالفت کنیم !

    (الإنسان : 1 هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُورا)

    آيا انسان را آن هنگام از روزگار [به ياد] آيد كه چيزى درخورِ يادكرد نبود.

    اما برای تبیین پاسخ حلی باید به چند مقدمه دقت کنیم :

     

    ا- پروردگار عالم فیاض علی الاطلاق است .( زیرا هیچکدام از موانع فیض رسانی یعنی جهل ، عجز و بخل در حضرت ایشان وجود ندارد).

    2- انسان ممکن الوجود است ( اگر علتی برای وجود داشتن آن یافت شود موجود میشود) .

    3- بودن و هستی ِ مطلق بهتر و مطلوب تر است از نبودن و نیستی

    حال با توجه به مقدماتی که عرض شد چون انسان قابلیت بوجود آمدن را دارد ( ممکن الوجود است) و هستی انسان بهتر و مطلوبتر است از نیستی و از جهت دیگر پروردگار عالم فیاض هست نتیجه میگیریم که اگر ما لباس هستی بر تن کرده ایم مقتضای فیاضیت پروردگار عالم بوده است.

    اما این سوال بیشتر توسط کسانی مطرح میشود که نقصی یا ضربه ای در زندگی متوجه انان شده است که باید گفت در این مورد باید سوال را ابتداءا از خودشان بپرسند که چرا با سوء اختیار به این مرحله رسیده اند نه اینکه چرا خدا ما را خلق کرده است؟!!!!!!!!!!! برای روشن تر شدن مساله مثالی را تقدیم میکنم : علم همیشه بهتر از جهل می باشد. حال اگر کسی از علم سوء استفاده کرد و با آن بمب اتم ساخته و خساراتی را به بشریت وارد کرد ؛ باید بگوییم علم بد است یا اینکه این شخص از علم سوء استفاده کرده ؟ قطعا جواب این است که : علم همیشه خوب است ولی این فرد از علم استفاده سوء کرده است. دقیقا در مورد سوال ما نیز چنین میباشد یعنی نباید گفت وجود و خلق نامطلوب بوده است بلکه بعضی از انسانها با سوء مدیریت ؛ خود را در تنگنا و مشکلات قرار داداه اند.



  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3287



    در این صورت اگر خدا انسان رو نمی آفرید چه اتفاقی می افتاد آیا اجباری برای آفرنش انسان بود؟


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    20
    حضور
    23 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33



    چرا خدا انسان را آفرید؟
    این سوال ممکن است زمانی رخ دهد که آدمی یا خود با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکند و از آن ها بی تاب شده و یا اینکه مشکلات و مصایب دیگران را میبیند و از رنج آنها رنج میکشد. اما سوال مزبور لزوما برخاسته از مسائل احساسی و اموری چون بی تابی و رنج و درد نیست و میتواند فارغ از مسئله شرور و نقش اختیار انسان در تحقق آنها، به ذهن هر جویای حق و حقیقتی خطور کند. بنده با این نگاه به سوال مذکور مینگرم.
    از اینکه که بگذریم، سوال اصلی ناظر به فلسفه خلقت انسان است نه فلسفه خلقت اعم از انسان و غیر انسان. گرچه پاسخی که به مساله خلقت انسان داده می شود میتواند توسعه داده شده و شامل غیر انسان هم شود اما به نظر میرسد مناسب این است که در چارچوب پرسش بحث کنیم تا گرفتار مباحث فرعی نشویم.
    پاسخ به سوال ذکر شده در گرو تبیین دو امر است: شناخت خدا به عنوان خالق، و شناخت انسان به عنوان مخلوق.
    خدا در فرهنگها و دیدگاه های مختلف به صورتهای گوناگونی تعریف میشود و ما در حال حاضر خدایی که اسلام معرفی میکند را محور بحث قرار میدهیم. خدای واحدی که هیچ نقص و نیستی در او راه ندارد. لطفا دقت کنید: هیچ نقص و نیستی. بر این اساس تمامی صفات و حالاتی که در شأن چنین موجودی نباشد را باید از او نفی کرد و از آن جمله است بخل، ناتوانی، جهل، لغو و... . همچنین تمام صفاتی که نیک و خالی از نقص است را میتوان به او نسبت داد مانند فضل، قدرت، علم، حکمت و... . وقتی با دقت در بی نقص بودن خدا فکر کنیم میتوانیم با قطع و یقین بگوییم خدا میتواند خالق هم باشد و موجوداتی را بیافریند. چون با توجه به تعریفی که از خدا داریم آنچه به نظرمان مانع از خلقت باشد در خدا وجود ندارد. حال سوال این است که آیا خدا دست به خلقت هم زده است؟ خدایی که توانایی خلق کردن دارد آیا به این قدرت جامه عمل پوشانیده است؟ گمان نمیکنم کسی منکر تحقق خلقت باشد. پس خدا خالق است.
    درباره انسان نیز ممکن است تعاریف دقیقی ارائه شود اما آنچه محل بحث ماست همان موجودی است که همه شناختی فی الجمله از او داریم. باید توجه داشته باشیم ما درباره چیزی که وجود ندارد بحث نمیکنیم بلکه درباره موجودی بحث میکنیم که قرنهاست وجود یافته و هنوز هم وجود دارد که نمونه آن خود ما هستیم. پس درباره امری موهوم نظیر اژدهای ده سر صحبت نمیکنیم همانگونه که درباره امری ناممکن و غیرقابل تحقق مانند مربع سه گوش هم صحبت نمیکینم. درباره امری واقعی و قابل تحقق صحبت میکنیم. درباره انسان مخلوق.
    حال به سوال اصلی برمیگردیم: فلسفه خلقت انسان چیست؟ و جواب آن معلم دینی را بازگو میکنیم: اگر خدا انسان را خلق نمی کرد، کارش ناقص میشد. چرا کار خدا ناقص میشد؟ روشن است، زیرا از خدایی که هیچ مانعی برای خلق کردن ندارد توقعی جز این نمیرود که به انسان یعنی موجودی که قابلیت وجود دارد، هستی بدهد. خدا به انسان هستی داده زیرا هم خدا شایسته وجود دادن بوده و هم انسان شایسته دریافت وجود بوده.
    با این حساب دیگر صحبت از مجبور بودن خدا در آفرینش انسان جایی ندارد، مجبور بودن، خود، نشان از نقص است و خدای ما خالی از نقص است. خلقت ناشی از جبر جابر نیست بلکه مقتضای ذات باری است. همچنین خلقت انسان ناشی از نیاز خدا هم نیست زیرا نیازمندی هم نقصی در ساحت خداست.
    اگر میشنویم که در باب فلسفه خلقت گفته میشود: انسان خلق شد تا تکامل یابد، تا خدا را عبادت کند، تا خدا را بشناسد و... همه به دو نکته بیان شده اشاره دارند یعنی بی نقص بودن خدا و قابلیت انسان برای وجود یافتن و ترقی در آن. انسان مخلوق خدایی بی نقص است بنابراین خلقت او خالی از حکمت نیست و انسان قابلیت خلق شدن داشته است و این قابلیت همسو با حکمت الهی است. انسانی که قابلیت دارد وجود داشته باشد و اینکه در او نهادینه شده تا از این وجود با کمک عقل و شرع در مسیر کمال استفاده کند چرا نباید خلق شود؟
    انسان میتواند به قله های کمال دست یابد و در سرای آخرت به ثواب و سعادت ابدی چنگ زند و اگر نمیرسد و خود را به ورطه عذاب می اندازد باید به خود مراجعه کند که چرا با خود چنین کرده است:
    مسیرت مشخص* امیرت مشخص* مکن دل دل ای دل* بزن دل به دریا
    یک پرسش: اگر قرار است انسان به کمال برسد پس موانع چرا؟ به نظر میرسد این سوال برخاسته از درک ناقص از کمال و نیز دنیاست؟ آیا کمال لزوما باید در شرایط فاقد مانع انجام گیرد. گمان نمیکنم کسی میان ایندو ملازمه ای قایل باشد بعلاوه که ما در دنیای تزاحمات زندگی میکنیم. پس انتظار شرایط آسان کمال، نوعی غیرواقع بینی آمیخته با راحت طلبی است. بعلاوه:
    آهن را دهی گر آب و آتش، دشنه ی فولاد می گردد
    دلم از اين خرابيها بُـوَد خوش، زانكه مي‌دانم
    خرابی چون که از حد بگذرد آباد می گردد
    آیا این کمال جویی به خواست انسان بوده یا به او تحمیل شده است؟ این سوال دچار یک مشکل منطقی است و میتوان گفت غلط است زیرا اعمال اراده و اختیار انسان زمانی معنا دارد که او به عنوان موجودی مختار پا به عرصه وجود گذاشته و خلق شده باشد. در این صورت آیا معنا دارد بگوییم چرا خدا قبل از خلقت انسان از انسان نظرخواهی نکرد که او را در مسیر کمال قرار دهد یا خیر؟
    امیدوارم آنچه بیان شد مورد استفاده قرار گیرد. نظرات سازنده شما را با تمام وجود انتظار میکشم.
    والسلام
    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۲/۰۷/۲۰ در ساعت ۱۵:۵۰ دلیل: تکرار

  21. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۳۰, ۱۳:۰۱ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود