صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تلخ .............

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647

    تلخ .............




    توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد .....
    یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....
    آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش .....

    همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی مِخی نِنه ؟
    پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده نِنه .....
    قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پُونصَد تُومَن فَقَط اّشغال گوشت مِشِه نِنه بدم؟
    پیرزن یه فکری کرد گفت بده نِنه!
    قصاب اشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....
    اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
    پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟
    جوون گفت اّره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چجوری اینا رو می‌خوره؟
    پیرزن گفت: مُخُوره دیگه نِنه ..... شیکم گشنه سَنگم مُخُوره .....
    جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش مِگن تُوله سَگِ دوپا نِنه ..... اینا رو برا بچه‌هام می‌خام اّبگوشت بار بیذارم!
    جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن .....
    پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره بره سَگِت نگرفته بُودی؟
    جوون گفت: چرا
    پیرزن گفت ما غِذای سَگ نِمُخُوریم نِنه .....
    بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.


    تلخ .............

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  2. صلوات ها 38


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647

    ماجرای امید بخش ترین آیه قرآن




    در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن كدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه "ان الله لا یغفر ان یشرك به و یغفر ما دون ذلك لمن یشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد) سوره نساء آیه 48

    امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه "و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110
    امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست .


    بعضى دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم" (اى بندگان من كه دراثر گناه، بر خویشتن زیاده روی کرده اید، ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است) سوره زمرآیه53
    امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله" (پرهیزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى كنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بیامرزد)
    سوره آل عمران آیه135
    باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم كه فرمود:
    امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است
    "واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكرى للذاكرین"
    سوره هود آیه 114

    و فرمود: اى على! آن خدایى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشیر و نذیرم قرار داده یكى از شما كه برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش كنار نمى‏رود مگر آنكه از گناهانش چیزى نمى‏ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می‏كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد
    بعد فرمود: یا على جز این نیست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حكم را دارد.




    تلخ .............

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  5. صلوات ها 21


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647

    سرباز زخمی




    دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای دشمن محاصره شده بود.

    سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد: می توانی بروی اما من فکر نمی کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می اندازی.

    حرف های ستوان را شنید ، اما سرباز تصمیم گرفت برود به طرز معجزه آسایی خودش را به دوستش رساند، او را روی شانه های خود گذاشت و به سنگر خودشان برگرداند ترکش هایی هم به چند جای بدنش اصابت کرد.


    وقتی که دو مرد با هم بر روی زمین سنگر افتادند، فرمانده سرباز زخمی را نگاه کرد و گفت: من گفته بودم ارزشش را ندارد، دوست تو مرده و روح و جسم تو مجروح و زخمی است.

    سرباز گفت: ولی ارزشش را داشت ، ستوان پرسید منظورت چیست؟ او که مرده، سرباز پاسخ داد: بله قربان! اما این کار ارزشش را داشت ، زیرا وقتی من به او رسیدم او هنوز زنده بود و به من گفت: می دانستم که می آیی....

    می دانی ؟! همیشه نتیجه مهم نیست . کاری که تو از سر عشق وظیفه انجام می دهی مهم است. مهم آن کسی است یا آن چیزی است که تو باید به خاطرش کاری انجام دهی. پیروزی یعنی همین.


    تلخ .............

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  7. صلوات ها 17


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647

    شیطان و فرعون




    فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.
    روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.
    فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.
    فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.


    شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!
    بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟


    پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟
    شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.


    تلخ .............

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 21


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647

    حکایت مرد بی نیاز






    شخصی به یكی از خلفای دوران خود مراجعه و درخواست كرد، تا در بارگاه او به كاری گمارده شود.

    خلیفه از او پرسید: قرآن می‌دانی؟

    او گفت: نمی‌دانم و نیاموخته‌ام.

    خلیفه گفت: از به كار گماردن كسی كه قرآن خواندن نیاموخته است، معذوریم.

    مرد بازگشت و به امید دست یافتن به مقام مورد علاقه‌ی خود، به آموختن قرآن پرداخت.

    مدتی گذشت، تا این كه از بركت خواندن و فهم قرآن به مقامی رسید كه دیگر در دل نه آرزوی مقام و منصب داشت و نه تقاضای ملاقات و دیدار با خلیفه.

    پس از چندی،خلیفه او را دید و پرسید:

    «چه شد كه دیگر سراغی از ما نمی‌گیری؟»

    آن آزادمرد پاسخ داد:

    «چون قرآن یاد گرفتم، چنان توانگر شدم كه از خلق و از عمل بی‌نیاز گشتم».

    خلیفه پرسید:

    «كدام آیه تو را این گونه بی‌نیاز كرد؟»

    مرد پاسخ داد:

    «مَن یَتّقِ اللّه یَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِب ؛ هر كس از خدا پروا بدارد و حدود الهی را رعایت نماید، خدا برای بیرون شدن او از تنگناها، راهی پدید می‌آورد و از جایی كه تصور نمی‌كند، به او روزی می‌رساند و نیازهای زندگی‌اش را برطرف می‌سازد». (سوره‌ طلاق، آیات 2 و 3)
    منبع

    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۲/۰۸/۱۰ در ساعت ۲۱:۴۳

    تلخ .............

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  11. صلوات ها 17


  12. #6
    گل ليلا آنلاین نیست. مدير نشريات الكترونيك و نرم افزارهاي ديني

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    برنامه نويسي - شناخت ائمه اطهار(ع) - تبليغ دين
    نوشته
    2,964
    حضور
    116 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    262
    آپلود
    33
    گالری
    493
    صلوات
    37367




    تلخ .............


    "پسرک در حالی که از خانه دور شده بود چشمش به شیئی درخشان افتاد که در آن سوی خط آهن جلوه گری می کرد، به دنبال آن رفت تا آن را بردارد. او یک سکه پیدا کرده بود. پس با خوشحالی سکه را برداشت و برای آنکه با آن چیزی بخرد به راه افتاد. وقتی می خواست از ریل عبور کند سکه از دستش رها شد و بین سنگریزه ها و ریل آهن افتاد. کودک مصصم بود سکه را به دست بیاورد، بنا بر این روی ریل نشست تا سکه را هر طوری شده از زیر ریل بیرون بکشد. در همین لحظه ها که کودک روی ریل نشسته بود مادر صدای قطار را شنید که نزدیک می شود. پس کنار پنجره رفت تا ازفرزندش بخواهد به داخل خانه برگردد اما دید که فرزندش روی ریل نشسته است و به صدای قطار توجهی نمی کند. سراسیمه از خانه بیرون آمد تا فرزندش را از روی ریل کنار بکشد اما با فرزندش خیلی فاصله داشت و ممکن نبود مادر بتواند زودتر از قطار به فرزندش برسد. در همین لحظه بود که تمام لحظاتی را که او با فرزندش گذرانده بود جلوی چشما نش ظاهر شد. ناگهان او تصمیم بزرگی گرفت ، به جای اینکه به سمت کودک بدود، روی ریل ایستاد و خواست هر طوری شده قطار را متوقف کند. او در حالی که بلند فریاد می زد، از پسرش می خواست تا زودتر از ریل خارج شود، ولی کودک هم چنان بدون توجه به فریادهای مادرش در تکاپوی یافتن سکه بود. در همین لحظه ها راننده قطار با دیدن زن بلافاصله ترمز را کشید اما دیگر دیر شده بود و قطار پس از برخورد با مادر در چند قدمی کودک ایستاد. نجات فرزند به بهای خون مادر تمام شد. ” مبادا ما نیز همچون کودکی باشیم که به بهانه سکه ای مادر و پدرمان را در حالی که با تمام وجود برای ما و به خاطر ما از خودشان می گذرند، نادیده بگیریم...


    ویرایش توسط گل ليلا : ۱۳۹۲/۰۸/۱۰ در ساعت ۲۳:۱۶
    تلخ .............

  13. صلوات ها 14


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خندیدن
    نوشته
    561
    حضور
    13 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2572



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها


    شخصی به یكی از خلفای دوران خود مراجعه و درخواست كرد، تا در بارگاه او به كاری گمارده شود.

    خلیفه از او پرسید: قرآن می‌دانی؟

    او گفت: نمی‌دانم و نیاموخته‌ام.

    خلیفه گفت: از به كار گماردن كسی كه قرآن خواندن نیاموخته است، معذوریم.

    مرد بازگشت و به امید دست یافتن به مقام مورد علاقه‌ی خود، به آموختن قرآن پرداخت.

    مدتی گذشت، تا این كه از بركت خواندن و فهم قرآن به مقامی رسید كه دیگر در دل نه آرزوی مقام و منصب داشت و نه تقاضای ملاقات و دیدار با خلیفه.

    پس از چندی،خلیفه او را دید و پرسید:

    «چه شد كه دیگر سراغی از ما نمی‌گیری؟»

    آن آزادمرد پاسخ داد:

    «چون قرآن یاد گرفتم، چنان توانگر شدم كه از خلق و از عمل بی‌نیاز گشتم».

    خلیفه پرسید:

    «كدام آیه تو را این گونه بی‌نیاز كرد؟»

    مرد پاسخ داد:

    «مَن یَتّقِ اللّه یَجعَل لَهُ مَخرَجاً وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِب ؛ هر كس از خدا پروا بدارد و حدود الهی را رعایت نماید، خدا برای بیرون شدن او از تنگناها، راهی پدید می‌آورد و از جایی كه تصور نمی‌كند، به او روزی می‌رساند و نیازهای زندگی‌اش را برطرف می‌سازد». (سوره‌ طلاق، آیات 2 و 3)
    منبع
    یعنی اون شخص دیگه کار نکرد و خدا بهش روزی داد؟
    یعنی اگه بابای منم سر کار نره خدا روزیمونو میده ؟

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337



    نقل قول نوشته اصلی توسط ღ✿ღ Parisa ღ✿ღ نمایش پست ها
    یعنی اون شخص دیگه کار نکرد و خدا بهش روزی داد؟
    یعنی اگه بابای منم سر کار نره خدا روزیمونو میده ؟
    نه پریسا جان فکر کنم منظورون این بود که به جایی رسید که احتیاجی به دنیا نداشت دیگه البته فکر کنم

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خندیدن
    نوشته
    561
    حضور
    13 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2572



    نقل قول نوشته اصلی توسط shaparak نمایش پست ها
    نه پریسا جان فکر کنم منظورون این بود که به جایی رسید که احتیاجی به دنیا نداشت دیگه البته فکر کنم
    واااااا
    ینی غذا نمیخورده؟

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337



    نقل قول نوشته اصلی توسط ღ✿ღ Parisa ღ✿ღ نمایش پست ها
    واااااا
    ینی غذا نمیخورده؟
    ههه ههه
    چرا ولی دیگه پست ومقام برتر بودنو نمیخواد

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود