"وَ أَذِّن فى النَّاسِ بِالحْجّ یَأْتُوک رِجَالاً وَ عَلى کلِّ ضامِر یَأْتِینَ مِن کلِّ فَج عَمِیق؛ لِّیَشهَدُوا مَنَفِعَ لَهُمْ وَ یَذْکرُوا اسمَ اللَّهِ فى أَیَّام مَّعْلُومَت عَلى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِیمَةِ الأَنْعَمِ فَکلُوا مِنهَا وَ أَطعِمُوا الْبَائس الْفَقِیرَ"؛
و در میان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زایران] پیاده و [سوار] بر هر شتر لاغرى که از هر راه دورى مى‏آیند به سوى تو روى آورند؛ تا شاهد منافع خویش باشند و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دامهاى زبان‏بسته‏اى که روزى آنان کرده است ببرند پس از آنها بخورید و به درمانده مستمند بخورانید (حج 27 و 28)


فرا رسیدن موسم حج و آغاز اعزام حجاج به سرزمین وحی در کنار وجود این آیات بار دیگر این سوال را به ذهن می آورد که چه فلسفه ای پشت این اعمال و زمان مشخصش نهفته است.

مهمترین فلسفة حج همان دگرگونی اخلاقی است که در انسان ها به وجود می آورد، مراسم «احرام» انسان را به طور کلی از تعنیات مادی و امتیازات ظاهری و لباس های رنگارنگ و زر و زیور بیرون می برد، و با تحریم لذائذ و پرداختن به خودسازی که از وظائف محرم است او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمی از نور و روحانیت و صفا فرو می برد و آنها را که در حال عادی بار سنگین امتیازات موهوم و درجه ها و مدالها را بر دوش خود احساس می کنند یک مرتبه سبکبار و راحت و آسوده می کند.

علاوه بر این، به گفته بزرگان فقهاى اسلام مراسم حج در عین اینکه خالصترین و عمیقترین عبادات را عرضه مى کند، مؤثرترین وسیله براى پیشبرد اهداف سیاسى اسلام است. روح عبادت، توجه به خدا، و روح سیاست، توجه به خلق خدا است، این دو در حج آنچنان به هم آمیخته اند که تار و پود یکپارچه!. حج عامل مؤثرى براى وحدت صفوف مسلمانان، مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافیائى است.

از نظر فرهنگی و ارتباط قشرهای مسلمانان در ایام حج می تواند به عنوان مؤثرترین عامل مبادلة فرهنگی و انتقال فکرها درآید. مخصوصاً با توجه به این که اجتماع شکوهمند حج، نمایندة طبیعی و واقعی همة قشرهای مسلمانان جهان است، لذا در روایات اسلامی می خوانیم؛ یکی از فوائد و فلسفة حج نشر اخبار آثار رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به تمام جهان اسلامی است.

اما حج در کنار مسائل معنوی و اخلاقی به مادیات نیز نظر دارد، بر خلاف آن چه بعضى فکر مى کنند، استفاده از کنگره عظیم حج براى تقویت پایه هاى اقتصادى کشورهاى اسلامى نه تنها با روح حج منافات ندارد بلکه طبق روایات اسلامى یکى از فلسفه آن را تشکیل مى دهد چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پایه یک بازار مشترک اسلامى را بگذارند، و زمینه هاى مبادلاتى و تجارى را در میان خود به گونه اى فراهم سازند که نه منافعشان به جیب دشمنانشان بریزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد، که این دنیا پرستى نیست، عین عبادت است و جهاد. و به همین دلیل در همان روایت هشام بن حکم از امام صادق (علیه السلام) ضمن بیان فلسفه هاى حج صریحا به این موضوع اشاره شده بود که یکى از اهداف حج، تقویت تجارت مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادى است.

بنابراین، اجتماع میلیونی مسلمانان در مکه، بدون تشریفات و امتیازات و بدون جدال لفظی و نزاع عملی در مکانی مقدس، از امتیازات اسلام است و اگر به منافع گوناگونی که در پرتو مراسم حج حاصل می شود مثل حلالیت طلبیدن هنگام رفتن، دیدوبازدید، رونق تجاری، پرداخت خمس و زکات، آشنایی با معارف و امت ها، قرار گرفتن در قدیمی ترین مرکز توحید، هم ناله شدن با انبیاء و پا جای پای آنها قرار دادن، توبه کردن در صحرای عرفات و مشعر، به یاد قیامت افتادن، مانور سیاسی و برائت از کفار و سایر برکات را در نظر بگیریم، می فهمیم که این برنامه های حج برخاسته از علم بی نهایت خدایی است که بر همه چیز هستی آگاه است و هرگز علم محدود نمی تواند دستوری به این جذابیت و جامعیت صادر کند.