جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عبد العزيز بن عبد الله بن محمد بن عبد اللطيف آل الشيخ : مفتی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    Physics , Quran , Math , Talking , Caricator , SlowMusic , Hejaz Muzic & My love karate
    نوشته
    40
    حضور
    1 روز 9 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    98

    مطلب عبد العزيز بن عبد الله بن محمد بن عبد اللطيف آل الشيخ : مفتی




    اسم کامل :

    عبد العزيز بن عبد الله بن محمد بن عبد اللطيف آل الشيخ.

    محل و تاریخ تولد :

    در رياض سال 1362 هـ به دنیا آمد... و در به طور مادرزادی از ضعف چشم آزار می برد, تا در سال 1381
    هـ ... بینایی اش رو از دست داد

    تحصیلات :

    در مسجد أحمد بن سنان آموزش علم قرآن کریم رو شروع کرد, و قرآن رو در سن 12 سالگی حفظ کرد.
    , سپس آموختن رو نزد بعضی از علما در الحلق شروع کرد, و در سال 1375 هـ به معهد إمام الدعوة ملحق شد , و تحصیلاتش رو در كلية الشريعة در سال 1383هـ/ 1384 هـ تمام کردکارها :

    زندگی اش رو بعد از قبول شدن از كلية الشريعة در سال 1384 هـ آغاز کرد, و به عنوان معلم در معهد
    إمام الدعوة العلميتا سال 1392 هـ مشغول به کار و درس دادن بود., و بعد برای تدریس به كلية الشريعة في الرياض منتقل شد,
    وو در آن جا کارش را تا سال 412اهـ انجام می داد, و در سال 1416 هـ
    یک نائب مفتی عام المملكة معین نمود, قبل از این این هم یک عضو مفتی در مجلس مجلس هيئة كبار العلماء 1407هـ معین ساخت،
    و حالا کارش , مفتی العام در کشور عربستان سعودی است و رئیس كبار العلماء در کشور می باشد...

    و به علاوه بر کارش تلاش های قابل پسند و علمی دیگری انجام داده است...


    چند تا عکس از عبدالعزیز





  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    434
    حضور
    11 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1317



    حالا اینی که گذاشتی یعنی چی ؟ مفتي اعظم عربستان شيخ عبد العزيز آل شيخ در برنامه زنده كه از ماهواره المجد عربستان پخش مي شد در پاسخ خانمي در رابطه با يزيد و قيام امام حسين عليه السلام اين چنين پاسخ داد:

    زمان پرداختن به اين امور گذشته و زمان آن سپري شده است . آنها گروهى بودند كه درگذشتند، هر كار نيك و بدي كردند براى خود كردند و شما هم هر چه كرديد براى خود خواهيد كرد و مسئول كار آنها نخواهيد بود.
    بيعت يزيد بن معاويه، بيعتي شرعي است كه در زمان پدرش معاويه از مردم گرفته شد و مردم هم بيعت كرده و به اين بيعت گردن نهادند. امّا هنگامي‌ كه معاويه از دنيا رفت حسن و حسين بن علي و ابن زبير از بيعت با او خودداري كردند.
    حسين و ابن زبير در تصميمشان مبني بر بيعت نكردن به خطا رفتند. چون بيعت با يزيد بيعتي شرعي بود و اين بيعت در زمان زندگي پدرش معاويه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولي خداوند در آنچه مقدر مي فرمايد حكيم و عليم است، آن امت‌ها هم بنا به تقدير خداوند در گذشتند و از دنيا رفتند.
    شما را به خدا قسم! من دوست ندارم اين مطالب را از من نقل كنيد. اين‌ها مسائلي است كه گذشته است. تاريخ هم در باره اين مطالب به شكل‌هاي مختلف حكايت نموده است. ولي به هر شكل اين‌ قضايا گذشته و تمام شده ... يزيد و حسين بيش از هزار و اندي سال است كه از دنيا رفته‌اند ...
    ولي به عقيده من بيعت يزيد بن معاويه بيعتي شرعي بوده! و حسين را نصيحت كرد‌ند كه از مدينه به طرف عراق نرود، او را نصيحت كردند كه بيعت كند ولي او نپذيرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسياري از صحابه او را از رفتن به عراق بر حذر داشته و به او گقتند كه: رفتن به عراق به مصلحت او نيست. ولي حسين اين نصيحت‌ها را نپذيرفت... و خدا هم هر ‌آن‌چه مقدر فرموده بود انجام شدو...
    ولي با اين وجود ما براي حسين از خداوند درخواست رضايت كرده و براي او عفو و بخشش را خواستاريم. و مقدرات الهي حكمت‌هايي دارد كه ما از آن آگاه نيستيم ...
    اصلاً فائده نقل اين مطالب چيست؟ حسين هر اشتباهي كرده براي خود كرده...
    عقيده اهل سنت و جماعت اين است كه واجب است تا به فرامين كسي كه مورد بيعت قرار گرفته و مردم حول محور او جمع شده‌اند گوش فرا داده شده و از او پيروي گردد!!! و قيام و سركشي عليه او نيز حرام مي‌باشد. و از همين‌رو خروج و قيام حسين عليه يزيد حرام بود...
    ما مي‌گوييم: حسين در قيامش عليه يزيد اشتباه كرد و براي او بهتر بود كه اين كار را نمي‌كرد. و باقي ماندن در مدينه و بر آن‌چه مردم بر آن اجتماع كرده بودند بهتر و سزاوار‌تر بود. و هر چه به او گفته شد كه عراق طرفدار و همراه تو نيست گوش نداد و توجهي ننمود...
    و حقيقت اين است كه مردم عراق و شام و مصر و حجاز و يمن با يزيد بن معاويه در زمان زندگي و حيات پدرش بيعت كرده و امامت و رهبري وي را پذيرفته بودند، به همين جهت هم قيام عليه او و تجاوز به حريم خلافت او جايز نبود. اين تمام مطلب است بيش از اين هم سخني نمي گوئيم و معتقد به بيش از اين هم نيستيم


    ************************************************** ***********************************************


    آخرش خود این جماعت هم نفهمیدند چی میخوان. اولش میگن پیامبر جانشین تعیین نکرد ، و با این حرف خلافت رو از امیر المومنین علی ع گرفتند ، بعدش ابوبکر و عمر با شمشیر بیعت گرفتند و حضرت فاطمه زهرا س رو به شهادت رسوندند . بعدش ابوبکر ، عمر رو به جای خودش نصب کرد و عمر ، عثمان رو ، معاویه هم پسرش رو جانشین کرد. گویا همه میدونستن باید بعد از خودشون جانشین قرار بدن به جز خدا و پیامبرش

    غاصب اولی که باعث شهادت دختر پیامبر شد ، معاویه ی 4 پدر هم با این کارش و انتخاب یزید شراب خوار ، باعث شهادت فرزند پیامبر شد. پس اگه یزید هیچ گناهی از نظر این مفتی جاهل نکرده ، و هم حسین ع بهشتیه هم یزید ، بنده موندم پس چه کسانی قراره تشریف ببرن جهنم ؟




    به نقل صحيح مسلم : حفصة به عمر گوشزد مى كند كه كسى را بعنوان جانشين خود معين كند، و بدنبال آن عبد اللّه فرزند عمر به وى مى گويد : اگر چوپان تو، شتران و گوسفندان را بدون سرپرست رها كند، به وى اعتراض خواهى كرد كه چرا باعث نابودى آنها گرديدى ؟ پس بفكر اين امت باش! و كسى را بعنوان خليفه براى آنان تعيين كن! چون رعايت حال اين امت از مراعات وضع شتران و گوسفندان لازم تر است
    صحيح مسلم : 6 / 5 ( 3 / 1823 ) ، كتاب الإمارة ، باب الاستخلاف وتركه، مسند أحمد : 1 / 47، المصنف لعبد الرزاق : 5 / 448



    همچنين عائشه بوسيله عبد اللّه فرزند عمر به وى پيام مى دهد : امت محمد را بدون چوپان رها مكن و كسى را بعنوان جانشين تعيين نما، چون واهمه آن را دارم كه آنان گرفتار فتنه گردند. الإمامة والسياسة : 1 / 42 بتحقيق الشيري


    همينطور، معاوية كه به قصد گرفتن بيعت براى يزيد وارد مدينه شد، در جمع صحابه و ضمن گفتگو با عبد اللّه بن عمر گفت : من وحشت دارم، كه امت پيامبر را همانند گوسفند بدون چوپان رها سازم و بروم . تاريخ الطبري : 4 / 226، ط . مؤسسة الأعلمي بيروت، الإمامة والسياسة : 1 / 206 بتحقيق الشيري، 1 / 159 بتحقيق الزيني، ط . مؤسسة الحلبي القاهرة


    و مطابق نقل ابن سعد در طبقات، عبد اللّه عمر به پدرش گفت : ( اگر چنانچه كسى را وكيل تو بر روى زمينهاى كشاورزى است، فرا خوانى، آيا كسى را جايگزين آن خواهى كرد يا خير ؟ گفت : آرى! و پرسيد : اگر كسى را كه گوسفندان تو را چوپانى مى كند فرا خوانى، كسى را بجاى آن قرار خواهى داد يا خير ؟ گفت : آرى! ) طبقات ابن سعد 3 ص 343، ط . دار صادر بيروت، فليراجع : تاريخ مدينة دمشق : 44 / 435


    آيا اين بالاترين اهانت به رسول خدا ( ص ) نيست كه به مقدار عائشة و حفصة و يا معاوية هم بفكر امت نبود ؟ ! و پیامبر احساس نفرمود كه امت خود را نبايد بدون چوپان رها سازد ؟ !! و آيا كسى نبود به رسول اكرم ( ص ) تذكر دهد كه كسى را بعنوان جانشين تعيين كند ؟ و يا از حضرت، راه و روش تعيين خليفه را سؤال نمايد ؟ !

  4. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود