صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا عقل انسان نمی تواند به مصالح و مفاسد احکام دین پی ببرد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287

    چرا عقل انسان نمی تواند به مصالح و مفاسد احکام دین پی ببرد؟




    با سلام خدمت تمام دوستان و کاربران و کارشناسان و مدیران محترم سایت
    همان طور که می دانید شریعت در یک تقسیم بندی کلی به 3 حوزه اعتقادات - اخلاق و احکام تقسیم می شود.
    شیعیان معتقدند که اعتقادات دینی می بایست دلیل عقلانی داشته باشد. در این راستا در طول تاریخ اسلام متکلمان و فیلسوفان بزرگی در این زمینه پا به عرصه گذاشتند و سعی کردند که اعتقادات اسلامی و شیعی را با براهین عقلی اثبات کنند. اصولا پیدایش علم کلام به همین خاطر بود که ادله ای ارایه دهند تا هر چه بیشتر این حوزه از شریعت را بر عقل منطبق گردانند.
    در زمینه اخلاق هم البته نزاع های فراوانی در طول تاریخ اسلام در گرفته است که نمونه بارز آن مجادله های فراوان اشاعره و معتزله در صدر اسلام است. نظر شیعیان در این زمینه به نظر معتزله نزدیک تر است که قایل به حسن و قبح عقلی بودند در مقابل اشاعره که قایل به حسن و قبح شرعی هستند.
    تا اینجا شیعیان در دو حوزه اعتقادات و اخلاقیات قایل با انطباق آنها با عقل هستند و در این زمینه مجاهدات فراوانی هم انجام داده اند.
    از میان این 3 حوزه فقط حوزه احکام دین است که جمیع علمای اسلام بر این عقیده اند که عقل در کشف مصالح و مفاسد احکام ناتوان است.
    سوالی که مطرح است این است که :
    چرا عقل می تواند اعتقادات و اخلاقیات را بر اساس عقل اثبات کند ولی قادر به کشف مصالح و مفاسد احکام نیست؟
    و من الله توفیق


  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    چرا عقل انسان نمی تواند به مصالح و مفاسد احکام دین پی ببرد؟







    کارشناس بحث: استاد صادق



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,049
    حضور
    192 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28784



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    با سلام خدمت تمام دوستان و کاربران و کارشناسان و مدیران محترم سایت
    همان طور که می دانید شریعت در یک تقسیم بندی کلی به 3 حوزه اعتقادات - اخلاق و احکام تقسیم می شود.
    شیعیان معتقدند که اعتقادات دینی می بایست دلیل عقلانی داشته باشد. در این راستا در طول تاریخ اسلام متکلمان و فیلسوفان بزرگی در این زمینه پا به عرصه گذاشتند و سعی کردند که اعتقادات اسلامی و شیعی را با براهین عقلی اثبات کنند. اصولا پیدایش علم کلام به همین خاطر بود که ادله ای ارایه دهند تا هر چه بیشتر این حوزه از شریعت را بر عقل منطبق گردانند.
    در زمینه اخلاق هم البته نزاع های فراوانی در طول تاریخ اسلام در گرفته است که نمونه بارز آن مجادله های فراوان اشاعره و معتزله در صدر اسلام است. نظر شیعیان در این زمینه به نظر معتزله نزدیک تر است که قایل به حسن و قبح عقلی بودند در مقابل اشاعره که قایل به حسن و قبح شرعی هستند.
    تا اینجا شیعیان در دو حوزه اعتقادات و اخلاقیات قایل با انطباق آنها با عقل هستند و در این زمینه مجاهدات فراوانی هم انجام داده اند.
    از میان این 3 حوزه فقط حوزه احکام دین است که جمیع علمای اسلام بر این عقیده اند که عقل در کشف مصالح و مفاسد احکام ناتوان است.
    سوالی که مطرح است این است که :
    چرا عقل می تواند اعتقادات و اخلاقیات را بر اساس عقل اثبات کند ولی قادر به کشف مصالح و مفاسد احکام نیست؟
    و من الله توفیق
    پاسخ:
    با سلام و آرزوی موفقیت برای شما .
    در ابتدا باید گفت در نگاه شیعی عقل در کنار کتاب وسنت جز منابع استنباط احگام شرع است وجکم آن مثل حکم کتاب وسنت حجت شرعی است .
    به دلیل این که عقل ذاتا و تکوینا حجت الهی بر مردم است و در کنار حجت ظاهری یعنی انبیا و ائمه ،راهنمای انسان به سوی سعادت است ، در همه امور از جمله مسایل خداشناسی معیار و ملاک محسوب می‌شود. اگر عقل اعتباری نداشته باشد، و واقیت را از این طریق بدست نیاوریم هیچ چیزی قابل اثبات نیست.
    اگر همه چیز و یا بسیاری از مسایل اعتقادی از طریق وحی و نبوت اثبات می‌شود ، نبوت و نیاز بشر به راهنمای آسمانی (پیامبر و امام معصوم) به وسیله عقل ثابت می‌شود. چون نبوت به وسیله نبی اثبات نمی‌شود، زیرا این موجب دور می‌شود. چه این که عقل چراغ است و شریعت راه. کسی به کمال می‌رسد که هم چراغ دارد و هم راه. انسانی که چراغ دارد، ولی راه ندارد، یا راه را نمی‌داند، چگونه می‌تواند به هدف برسد؟
    از این رو برخی از اندیشوران بزرگ تصریح کرده اند: در برخی امور عقل معیار، در برخی مصباح و چراغ، در بعضی دیگر مفتاح است . در مجموع عقل را در همه محورهای سه گانه معتبر است. معیار و میزان بودن عقل نسبت به برخی از امور و اصول و عقاید به گونه‌ای است که انسان به کمک آن ها ضرورت شریعت وحی را اثبات می‌کند، ولی عقل با تدبر در چشمه سار زلال وحی از تمام غبارهایی که او را تیره و تار نماید ،پاک می‌شود.
    بنابراین حضور عقل در دامن شریعت همانند وجود چراغ است که آدمی را به جریان جاودان رسالت و سرچشمه جوشان شریعت هدایت می‌کند. با تمسک به این چراغ است که احکام شریعت مشخص می‌گردد. مفتاح و کلید بودن عقل نسبت به شریعت به این معناست که عقل بعد از آن که به عنوان چراغ وظیفه خود را نسبت به قوانین و مقررات شریعت انجام داد و احکام شریعت را در افق هستی خود به صورت مفاهیم کلی اظهار نمود ،نیاز خود را به شریعت اذعان می‌کند. (1)
    در ارزش و اهمیت و اعتبار عقل مباحثی دیگر نیز است که تفصیل آن را در منبع ذیل جویا شوید. (2)
    پس از نظر عقلانی و وحیانی تردیدی در اعتبار و ملاک بودن عقل نیست . این اعتبار ذاتی عقل است که از سوی آموزه‌های وحیانی بر آن تاکید شده است.
    با توجه به آنچه بیان شد، ملاک بودن عقل کاملا مشخص است زیرا وقتی عقل از نظر ذاتی آن اعتبار را دارا است و از نظر آموزه های دینی نیز بر حجیت آن تاکید شده ، معلوم می شود هر چه عقل بگوید، نه تنها صحیح، بلکه حجت است . البته با تفاوت در نوع دریافت های عقلی و امکان طبیعی خطا در برخی از این آموزه ها لااقل در قسم بدیهیات شبه ریاضی احتمال خطا و اشتباه وجود ندارد .
    بی‌تردید عقل چراغ فهم و استنباط است و بدون پرتو افکنی آن بهره‌گیری از کتاب و ممکن نیست، بدین معنا همه خردگرایان و خردستیزان در روشنگر بودن عقل اتفاق نظر دارند.(3)
    خامسا یکی دیگر از دلایل حجیت عقل، قاعده ملازمه است . آن قاعده مربوط به ملازمه بین حکم عقل و حکم شرع است. بر اساس این قاعده هر حکمی که شرع دهد، عقل نیز مطابق آن فرمان می‌راند.
    این قاعده از نتائج مسأله حُسن و قبح ذاتی افعال است. حتی بر اساس برخی از مبانی، عین آن شمرده می‌شود، زیرا اگر پسندیده بودن کار به معنای شایستگی در دنیا و پاداشی در آخرت باشد، خود به خود ملازمة حکم عقل و شرع اثبات می‌شود.
    پس در نگاه شیعه عقل در همه امور دینی اعم از اعتقادی واخلاقی وفقهی (احکام) معتبر وحجت است . اما این که نمی تواند اسرار ومصالح را درک نماید وبه حکمت وفلسفه احکام شرع واقف گردد بدلیل آن است که غیر از خدا و پیامبر وائمه از آن امور آگاه نیست وآن امور فوق درک عقل بشر عادی است .
    پی‌نوشت‌ها:
    1. . جوادی آملی معرفت در آینه شریعت نشر الزهرا، تهران، 1378 ش .، ص 211.
    2. جلوه‌های قرآنی در نگاه امام خمینی، پیشین ص 58.
    3. . حسن یوسفیان، عقل و وحی، نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1383ش. ص 234 ـ 248.

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    از میان این 3 حوزه فقط حوزه احکام دین است که جمیع علمای اسلام بر این عقیده اند که عقل در کشف مصالح و مفاسد احکام ناتوان است.
    سوالی که مطرح است این است که :
    چرا عقل می تواند اعتقادات و اخلاقیات را بر اساس عقل اثبات کند ولی قادر به کشف مصالح و مفاسد احکام نیست؟
    سلام
    نه اینکه نمی تواند بفهمد بلکه سعی و تلاش کمی صورت گرفته و ابزارهای عقل در این وادی ( جزئیات امور) کم است
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    313
    حضور
    12 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    756



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    همان طور که می دانید شریعت در یک تقسیم بندی کلی به 3 حوزه اعتقادات - اخلاق و احکام تقسیم می شود.
    شیعیان معتقدند که اعتقادات دینی می بایست دلیل عقلانی داشته باشد. در این راستا در طول تاریخ اسلام متکلمان و فیلسوفان بزرگی در این زمینه پا به عرصه گذاشتند و سعی کردند که اعتقادات اسلامی و شیعی را با براهین عقلی اثبات کنند. اصولا پیدایش علم کلام به همین خاطر بود که ادله ای ارایه دهند تا هر چه بیشتر این حوزه از شریعت را بر عقل منطبق گردانند.
    در زمینه اخلاق هم البته نزاع های فراوانی در طول تاریخ اسلام در گرفته است که نمونه بارز آن مجادله های فراوان اشاعره و معتزله در صدر اسلام است. نظر شیعیان در این زمینه به نظر معتزله نزدیک تر است که قایل به حسن و قبح عقلی بودند در مقابل اشاعره که قایل به حسن و قبح شرعی هستند.
    تا اینجا شیعیان در دو حوزه اعتقادات و اخلاقیات قایل با انطباق آنها با عقل هستند و در این زمینه مجاهدات فراوانی هم انجام داده اند.
    از میان این 3 حوزه فقط حوزه احکام دین است که جمیع علمای اسلام بر این عقیده اند که عقل در کشف مصالح و مفاسد احکام ناتوان است.
    سوالی که مطرح است این است که :
    چرا عقل می تواند اعتقادات و اخلاقیات را بر اساس عقل اثبات کند ولی قادر به کشف مصالح و مفاسد احکام نیست؟
    با عرض سلام خدمت شما سرور گرامی
    من میخواهم تجربیات خودم را در این موضوع بگویم
    من در سخن شما در تقسیم دین به سه بخش عقاید اخلاق و فقه، اخلاق را کنار میگذارم. چون در مفهوم آن برای من ابهام وجود داردو در موضوع اخلاق بر خلاف فقه کتب بسیار کمی نوشته شده.
    از یک طرف اگر کاری به فعل و عملی منتهی شود آن موضوع حکم فقهی دارد. برای مثال ممکن است فعلی مانند دروغ یا غیبت یک جا واجب یک جا مستحب یک جا مباح یک جا مکروه و جای دیگری حرام باشد.
    این که مثلا من بگویم مثلا اصل حیا و انضباط در رفتارهای جنسی(یا هر اصل دیگری) امری عقلانی و مورد اشتراک انسانهاست و مثلا طبق این اصل تجاوز بد است. و در کتب اخلاق بنویسم. این امر مورد اشتراک انسانهست اما مصادیق آن در بین کشورها و ادیان و مذاهب مختلف ممکن است با اختلافاتی همراه باشد و هرگروه مواردی غیر عقلانی هم در این موضوع داشته باشد. اگر به آموزه های دینی ما و فقه ما رجوع شود ما مواردی مثل تعدد زوجات، صیغه، کنیزان و احکام آنها، ازدواج با بچه ها، ازدواج با دخترخوانده، حجاب و دورنگه داشتن بیش از حد زن، و ......... متعدد مواردی از این دست در افراط یا تفریط داریم
    فقها اذعان به این امر دارند که عقل ما قادر به کشف دلیل در حوزه فقه نیست و مواردی که بیان میشود از وجه حکمت گفته میشوند.

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    313
    حضور
    12 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    756



    نقل قول نوشته اصلی توسط شریعت عقلانی نمایش پست ها
    چرا عقل می تواند اعتقادات و اخلاقیات را بر اساس عقل اثبات کند ولی قادر به کشف مصالح و مفاسد احکام نیست؟
    من دیده ام که وقتی ازعلت یک حکم فقهی سوال میشود ابتدا برای آن موضوع توجیهات مختلف و بعضا تحمیلی گفته میشود و سرانجام وقتی فرد قانع نشود و دلائل یا توجیهات اثر نکند گفته میشود دلیل احکام شرع برای ما روشن نیست و این احکام فوق عقول بشری هستند و انسان نمیتواند به مصالح و مفاسد احکام و دلیل آنها پی ببرد. درواقع اگر ما با دلائل عقلی پی بردیم که خداوند وجود دارد و او حضرت محمد را به پیامبری فرستاده است وقتی اینها رو با دلائیل عقلی اثبات کردیم آنگاه هر چه خدا بگوید را قبول میکنیم زیرا خدا خیرخواه بندگان است هر چند دلیل و صلاح آنها را نفهمیم ولی یقین میدانیم که خداوند مصالح ما را بهتر از علوم و عقل ناقص بشری میدانسته است.
    لذا میگویند دلیل احکام در واقع به استناد پذیرفتن عقلانی عقاید است.
    درواقع از دلیل (و بلکه توجیه و اصرار بر ساخت انواع توجیهات و طرح ادعاهایی فراوان و بدون اثبات) (از قبیل ادعاهای تحقیقات علمی ثابت شده برای هر مورد مستحب یا مکروه) تنها به اندازه ای استفاده میشود که موید هستند. نه به عنوان دلیل مطلب (برای هر حوزه ای نه فقط فقه)
    من عین این رویه را در زمینه عقاید هم دیده ام یعنی بازهم دیده ام که اگر موضوعات عقایدی و کلامی مثل بحث نبوت عامه و نبوت خاصه و بحث اعجاز و اعجاز قرآن با توجیهات مختلف و بعضا تحمیلی کارگر نشود مثل بحث آموزه‌ها(فقه) در آنها هم تعبد جاری میشود میگویند مگر عقل انسان میتواند در این موضوعات صرفا با عقل وارد شود این مسائل به دله به عشقه ما با دلمون و احساسمون خدا و ائمه رو حس میکنیم نه با عقلمون. خدا به هر کس بخواهد نور ایمان رو در قلب او اعطا میکند و هر که را هم بخواهد نه، حتی در برخورد با متعصبین حکم کشتن جاری میگردد.
    خلاصه کلام: بر خلاف صورت سوال شما، سخنی که در مورد ناتوانی عقل از کشف دلیل احکام هست در مورد عقاید هم وجود دارد و بحث عشق و احساس وجود خدا و ائمه مطرح میشود.
    ویرایش توسط dinshenasii : ۱۳۹۲/۰۷/۱۰ در ساعت ۰۲:۱۷

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    229
    حضور
    11 روز 8 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    55
    صلوات
    1311



    سلام ...
    به نظره من علتش دو تا چیز میتونه باشه :

    1- وقتی که شما بخواین برای خیل انسانها ایدیولوژی تعریف کنین ... بالاجبار باید بگین { مثلا : دروغ بده ... } ولی وقتی خوده این شخص وارده منزلش میشه ممکن هست به فرزندش بگه { خوب چرا اونجا دروغ نگفتی که کارت راه بیوفته ... } به بیانه دیگه برای اینکه سنگ رو سنگ بند بمونه ... ناگزیر عقل جمعی محدودیت هایی رو اعمال میکنه که عقل فردی نمیتونه اونها رو قبول کنه ... یا اونها رو عقلانی بدونه ...

    2- دایره علت و معلولی که دنیا بر اساسه اون ساخته شده ... وارده ابعادی میشه که از قدرته درک کردنه ما خارج میشه ... و اگر قرار بود عقل ما میتونست تمامی قوانین علت و معلولی و روابط پنهانه بین اونها رو کشف کنه .... که دیگه خدا بود ... نه انسان .


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    313
    حضور
    12 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    756



    نقل قول نوشته اصلی توسط عنکبوت سرخ نمایش پست ها
    1- وقتی که شما بخواین برای خیل انسانها ایدیولوژی تعریف کنین ... بالاجبار باید بگین { مثلا : دروغ بده ... } ولی وقتی خوده این شخص وارده منزلش میشه ممکن هست به فرزندش بگه { خوب چرا اونجا دروغ نگفتی که کارت راه بیوفته ... } به بیانه دیگه برای اینکه سنگ رو سنگ بند بمونه ... ناگزیر عقل جمعی محدودیت هایی رو اعمال میکنه که عقل فردی نمیتونه اونها رو قبول کنه ... یا اونها رو عقلانی بدونه ...
    شاید کسی از خدا بخواد استثناها هم در نظر گرفته بشن برای مثال در این مثال این فرد میتواند توریه کند و بگوید پدرم خانه نیست و معنی خانه رو اتاق در نظر بگیره. این کار او حلال و جایز است.
    ولی منظوره سوال کنندگان اغلب به شرایط کلی برمیگرده تا استثناها. یعنی کلیات عقلانی باشد استثناها پیشکش.

    نقل قول نوشته اصلی توسط عنکبوت سرخ نمایش پست ها
    2- دایره علت و معلولی که دنیا بر اساسه اون ساخته شده ... وارده ابعادی میشه که از قدرته درک کردنه ما خارج میشه ... و اگر قرار بود عقل ما میتونست تمامی قوانین علت و معلولی و روابط پنهانه بین اونها رو کشف کنه .... که دیگه خدا بود ... نه انسان .
    این بیان شما دقیقا همان سخن فقها و عالمان است.
    در این صورت حتی اگر خدا امر به دزدی یا قتل یا تجاوز هم بدهد این بیان صدق کرده و ممکن است در آن مصالحی باشد که ما بیخبر باشیم و قادر به درک آن نباشیم. و عدم درک ما از مصالح و نقصان عقل و علم بشر امر بعیدی نیست.

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    313
    حضور
    12 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    756



    لذا به ترتیب روال موضوع این طور شد: پرسش از آموزه (فقه)- استدلال یا توجیهات تحمیلی- ذکر عدم دلیل داشتن فقه و استناد به عقلانیت عقاید- پرسش از عقاید- استدلال یا توجیهات تحمیلی- ذکر عدم دلیل داشتن عقاید و ارجاع به عشق- بررسی مساله عشق و احساس.

    البته گاهی غیر از این ترتیب هم عمل میشود مثلا از عقاید به سمت آموزه ها و فقه ارجاع داده میشود مثلا در عقاید استدلال میشود اگر جهان آخرت وجود نداشت مومن و کافر هر دو مساوی هستند ولی اگر وجود داشت مومن برد کرده و کافر زیان. (قاعده دفع خطر احتمالی). اگر گفته شود زندگی را نمیتوان با احتمال پی ریخت میگن چه اشکالی داره یه عمر پاک زندگی کردیم حق الناس رو رعایت کردیم خدا رو عبادت کردیم و کلا سعی کردیم انسان بهتری باشیم. یا همین طور در مواقع دیگه از عقاید برویم به خوبی های دین استناد کنیم.

    پس با این که بین اینها گاهی حرکت میشه ولی عموما روالشون به همین ترتیبه

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    پس در نگاه شیعه عقل در همه امور دینی اعم از اعتقادی واخلاقی وفقهی (احکام) معتبر وحجت است . اما این که نمی تواند اسرار ومصالح را درک نماید وبه حکمت وفلسفه احکام شرع واقف گردد بدلیل آن است که غیر از خدا و پیامبر وائمه از آن امور آگاه نیست وآن امور فوق درک عقل بشر عادی است .
    سلام

    کارشناس گرامی

    بسیاری از دستورات و فلسفه احکام قابل فهم هستند و می شه دلیل عقلانی انها رو
    پیدا کرد منتهی تعصب خاصی روی این مساله وجود داره
    و واقعا من هم نمی تونم درک کنم چرا واقعا علما در این حوزه عقل و تعطیل کردند !!!!
    مثلا همین وضو علت عقلانیش طهارت و پاکی و یک نوع امادگی روحی و جسمی
    برای شروع نمازه

    اصل مطلب اینه که صورت شسته بشه
    حالا بعضی ها می گن یک بار واجب دوبار مستحب و سه بار حرامه یا وضو باطله
    عقل می گه این سه بار اب ریختن برای این هست که اب هدر نشه

    یا غسل و می گن اول طرف راست بعد چپ بعد سر
    از نظر حقیر علت این ترتیب کمبود اب در ان زمان و این روش برای اطمینان از شستن تمام قسمتهای بدن است
    و لزومی نداره با دوشهای اب امروزه این ترتیب رعایت بشه بلکه می شه با اطمینان از رسیدن
    اب به تمام بدن بدن را یکباره شست

    البته می دونم شما و هم بقیه بشدت با حرفام مخالفت خواهید کرد
    اینجاست که گفتم تعصب شدید مانع از این میشه که ما به علت عقلی این مسائل فکر کنیم
    و علت انها رو جز علوم غیب می دونیم که بر ما پوشیده است



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود