صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شما رو به خدا کمکم کنید ( مشکوک شدن به پدرم! ) احترام به نظر کارشناس یادتون باشه: گعده نیست

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    163
    حضور
    4 روز 11 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    956

    شما رو به خدا کمکم کنید ( مشکوک شدن به پدرم! ) احترام به نظر کارشناس یادتون باشه: گعده نیست




    سلام من فرزند دختر و ارشد یه خانواده ای هستم که 26 سال از ازدواجش میگذره
    پدر و مادرم هر دو آدم های مذهبی هستن
    پدرم تا به حال چندین مرتبه حج واجب رفتن و ...
    مشکل وحشتناکی پیدا کردم (
    اصلا نمیدونم چجوری باید بگم
    فکر میکنم پدرم داره به مادرم خیانت میکنه
    گوشی رمزدار
    اسمسای بی موقه و مشکوک
    همیشه سایلنت
    نمیدونم (
    خیلی شرایط بدیه
    احساس خفگی میکنم
    من چیکار باید بکنم ؟؟
    باید این شک رو پیگیری کنم ؟
    باید به مادرم انتقال بدم ؟
    تا الان که فقط ساکت موندم و چیزی نگفتم
    تا الان فهمیدم که اون فرد یه خانم بیوه هستن که شوهرشون با پدر من دوست بودن
    و شوهرشون الان چند ساله که به رحمت خدا رفتن
    من از همون اولم که پدرم به اسم کمک با این خانم صحبت کردن چند بار حس خوبی نداشتم
    چقدر دعا کردم
    چقدر اشک ریختم
    التماس خدا کردم که خودش پدرمو از این امتحان سربلند بیرون بیاره
    خودش باطل رو نابود کنه
    خودش زندگی پدر و مادر منو حفظ کنه

    اما هنوزم چیزایی میبینم که مشکوکن (
    من چیکار باید بکنم ؟

  2. صلوات ها 19


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319



    با نام و یاد دوست




    شما رو به خدا کمکم کنید ( مشکوک شدن به پدرم! ) احترام به نظر کارشناس یادتون باشه: گعده نیست







    کارشناس بحث: استاد حامی


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام خدمت شما خواهر گرامی و بزرگوار
    اولین کاری که می کنید خونسردی و آرامش است. چرا از این همه احتمالی که میشه داد شما دقیقا چیزی را که نزد شما بدترین است انتخاب کردید؟
    امروز هم یاد داشت نوشته بودید که شما آن لاین بودید و جواب من را ندادید در حالی که واقعا من امروز در حد یک سر زدن یکی دو دقیقه ای به سایت سر زده بودم و اصلا در سایت حضور نداشتم ولی صفحه وبم باز بوده و آنلاین نشان داده می شد.
    احتمالی بدهید که واقعا در مورد پدرتان چنین برداشتی شده است.
    چرا گفتم خونسردی خودتون را حفظ کنید؟
    بهتر شما را با یک خطای فکری آشنا کنم مثل نقل و نبات ما در زندگی روزمره از این استفاده بد می کنیم.
    نام این خطا «پیشگویی خود کام بخش» است. حتما می پرسید جل الخالق این دیگه چیه؟ بله درسته ترس داره. غول بیابان است که ما را به بیراهه راهنمایی می کند.
    در آزمايشي به گروهي دانش آموز چند بار گفته شد که خيلي منظم هستند. ديده شد که اين گروه کمتر آشغال مي ريزند. آنها رفتار خود را با انتظار ديگران هماهنگ کرده اند. پديده پيشگويي هاي خود کام بخش(Self-Fulfilling Prophecy) به اين معناست که انتظارات ديگران بر رفتار و حرمت خود ما تأثير مي گذارد.
    مثال
    وقتی که برچسب خجالتی بودن یا غیر اجتماعی به یک کودک زده می شود به تدریج او با خودش فکر می کند که واقعا خجالتی و غیر اجتماعی است و این خود تبدیل به یک پیشگویی خود کام بخش می گردد که طی آن رفتار انزواطلبانه وخجالتی بودن را یاد خواهند گرفت.
    اگر شخصی بزرگسال می گوید که کودکتان خجالتی است و او این حرف را می شنود با گفتن عباراتی نظیر" فرزندم در حقیقت با افرادی که می شناسد زودجوش است" پاسخی مناسب به این اظهار نظرات بدهید. کودک شما این صحبت شما را خواهد شنید و یقینا آن را خواهد پذیرفت زیرا معیار و مرجع اصلی او شما هستید.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 24


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    در مورد سؤال شما
    وقتی شما پیوسته به خودتان القا می کنید که پدرم این گونه است از این به بعد ممکن است رفتارهایی که با پدرتان خواهید داشت طوری باشد که او احساس ارزشمندی و حرمت نزد شما نکند. وقتی ایشان در نگرش شما آن برجسب منفی را خورد روی سرسره بدبینی می افتید و کمتر نقطه مثبتی در او می بینید و او هم ممکن است به خاطر این نگرش ها و حتی سخنان تان از شما فاصله بگیرید و یا با شما مشاجره کند و روز به روز فاصله ها زیادتر شود آن وفت از آنچه می ترسید ممکن است گرفتار شوید.
    حال اگر شما عکس این عمل را داشته باشید. مثلا به شوخی به پدرتان چیزی بگویید و بگویید که خدا رو شکر به شما مطمئن هستیم و احساس ارزشمندی به او تزریق کنید او هم تلاش می کند آن حرمت را حفظ کند و شما هم در برابر احترام بیشتری به او می گذارید
    چاره چیه؟
    خود خوری؟
    پرخاشگری؟
    گوشه کنایه؟
    یا قاطعیت؟

    همه راه ها به جز راه آخر مخرب هستند و هم به شما و هم به ایشان آسیب می زنند.


    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 19


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    قاطعیت چیه؟
    برخی فکر می کنند قاطعیت یعنی تندی، چشم زهره رفتن و صدا را بلند کردن و خط نشون کشیدن و تهدید است.
    نه این ها اقتدار نیست اینها جلوه های خشم و پرخاشگری است.
    قاطعیت و اقتدار چند مؤلفه دارد
    قاطعیت = صراحت + بیان روشن و شفاف در موقعیت مناسب + صمیمیت+ احترام متقابل + بدون مهار کردن و خط نشون کشیدن

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 18


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    313
    حضور
    12 روز 5 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    756



    نقل قول نوشته اصلی توسط MinoOo نمایش پست ها
    شما رو به خدا کمکم کنید ( مشکوک شدن به پدرم! )
    به نظر خودتون بهتر نیست به یک روانشناس یا مشاور در بیرون رجوع کنید و با ایشان مشورت کنید؟ من سختی موقعیت شما رو درک میکنم ولی اگه من جای شما بودم با مشاورین مذهبی در این موضوع مشورت نمیکردم

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    عایق ها را بردارید
    اگر نگران هستید نگرانی را با عمل جواب دهید با چه؟
    1- دعا کنید و صدقه بدهید
    2- قاطعیت داشته باشید در فضای راحت در غیاب مادرتان با پدرتان صحبت کنید البته لازم نیست او را سین جیم کنید
    مثلا می تونید بگید این کار سبب بدبین و رنجش مادر می شود و در موضع تهمت هستید و.....(با ظرافت بدون اقرار گرفتن و بدون طول دادن بحث و...)
    3- اگر مادرتان نسبت به پوشش، آراستگی و پیراستگی و...کم می گذارد او را تشویق کنید که به خودش برسد و در تمکین کم نگذارد (بی توجهی به این امر عایق بزرگی است)
    برخی از خانم ها برای جریمه کردن شوهر کاری می کنند که ضررش به خودشان بر می گردد مثل محروم کردن از آمیزش و....
    تمکین در واقع بارش باران به کوه است که برای کوه چیزی نمی ماند همه اش نصیب کوهپایه می شود و دامنه ها.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 18


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط dinshenasii نمایش پست ها
    به نظر خودتون بهتر نیست به یک روانشناس یا مشاور در بیرون رجوع کنید و با ایشان مشورت کنید؟ من سختی موقعیت شما رو درک میکنم ولی اگه من جای شما بودم با مشاورین مذهبی در این موضوع مشورت نمیکردم
    ما مشاور کافریم
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 17


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    می گویند
    آدم از چیزی که می ترسد به سرش می آید
    شاید برخی فکر کنن این امر متافیزیکی و ماورایی است نه بابا تحلیل آن خیلی راحت است.
    مثال: می خواهید از روی جوی آب که تنه یک درخت روی آن است رد شوید آن قدر تصور می کنید که الان می افتید و زیر پایتان را نگاه می کنید که بالاخره می افتد.
    کسی که شعر می خواند سوت می زند و جلو را نگاه می کند زود عبور می کند

    مثال افتادن در آب
    فرایند کار = قصد عبور ----------- ترس و اضطراب ---------- افکار منفی---------هیجان شدیدتر منفی ----------------عملکرد بد و دست پاچگی -----------سقوط

    در مورد پدرتان باید عکس این فرایند را انجام دهید
    نترسید
    نگران نباشید
    وگرنه هیجان منفی شما و مادرتان سبب رفتار بد و گفتار بد می شود----------------مشاجره ----------- بدبینی بیشتر ------------ فکر بد و هیجان شدید منفی----------فاصله بیشتر----------------------بدبینی شدید تر---------------عملکرد منفی کل خانواده به هم و دوری پدر از منزل
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 16


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علوم دینی
    نوشته
    1,241
    حضور
    35 روز 16 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    145
    آپلود
    1
    گالری
    48
    صلوات
    8306



    سلام
    جناب دین شناسی برای من هم سوال شد!
    مینوخانوم شخصیت مذهبی دارن و برای این مشکل امدند با کسانی که هم اندیش خودشون هستند صلاح مشورت کنند؛ مشاوران بیرون چقدر از آرمان های این خانوم رو درک می کنند که آقای حامی درک نکردند؟


    مینو خانوم تو خصوصی هم برات نوشتم به نظر منم بهترین کار اینه که در کنار دعا، یک تذکر محترمانه به پدر بدی
    بقیشم بسپار دست خدا چون از امثال ما درچنین مواقعی کاری بیش از این برنمیاد.

    درمورد گفتنت به مادر، شدیداً مخالفم. حتی بعد از اینکه مطمئن شدی هم مخالفم.
    چون ممکنه پدر متنبه بشن و برگردن(ان شاء الله همینطور خواهد شد) اونوقت پایه های اعتماد مادر به پدر رفته و تلاش زیادی باید برای اصلاح رابطه بکنید.
    و نیم میلیونیم درصد هم احتمال بدیم که زبانم لال پدر به رفتارشان ادامه دهند گفتن یا نگفتن شما مساله رو درمون نمیکنه. فقط تنش ها رو بیشتر میکنه و حوادث رو جلو میندازه! بعدها زبانم لال اگه قضیه جدی شد و لو هم رفت، اصلاً لزومی نداره کسی بفهمه تو در جریان بودی.

    اما گرا رو به مادر دادن، البته با تاکید میگم "اگه بتونی" عالیه
    بستگی داره صمیمیتت با مادر چقدره و تو چه زمینه هایی
    مثلاً اگه این تو رابطتون ممکنه به مادر تذکراتی بدی غیر مستقیم که محبتشو به پدر بیشتر کنه
    مثلاً به مادر بگی دیشب که بابا اظهار بیماری میکرد حس کردم مشکلش بیماریش نیس داره بهونه می گیره تا تو بهش بیشتر توجه کنی یا تذکرات از این دست.
    خلاصه اگه این هنر رو بتونی به یاری خدا به کار ببندی که پدر رو با محبت دوباره ی مادر برگردونی و جذب خونواده کنی، خیلی از مسائل رو نمیذاری پیش بیاد.

    اگه هم رابطت با مادر در این حد نیس فقط برا هردوشون دعا کن.
    منم دعاتون میکنم

    ویرایش توسط mkhahande313 : ۱۳۹۲/۰۶/۲۷ در ساعت ۲۱:۵۰
    وَ اللهِ اِن قَطَعــــــتُموا یَمینی

    اِنّی اُحامی اَبَداً عَن دینی




  21. صلوات ها 13


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود