صفحه 1 از 111 1231121314151101 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مثلهاى قرآنى - آيت الله ناصر مکارم شيرازى

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940

    مثلهاى قرآنى - آيت الله ناصر مکارم شيرازى




    مقدمه

    آيت الله ناصر مکارم شيرازى

    مثالهاى زيباى قرآن جلد 2
    مجموعه بحثهاى تفسير معظم له در دو ماه مبارك رمضان است كه توسط يكى از فضلاى حوزه بحث ايشان گردآورى و تنظيم شده است و مشتمل بر 60 مثال قرآنى است.
    تعداد جلد: 2 جلد
    زبان: فارسى
    تعداد صفحات: 752 صفحه
    قطع: وزيرى
    نوع جلد: گالينگور
    نوبت چاپ: سوم
    پيشگفتار
    سخن گفتن پيرامون زواياى مختلف قرآن ـ تنها نسخه شفابخش دردها و آلام بشر و تنها كتاب آسمانى محفوظ از تحريف و دستكارى ـ كارى بس دشوار است. به اين جهت، دست به دامان معصومين(عليهم السلام) مى زنيم كه طبق حديث ثقلين هميشه با قرآن بوده و خواهند بود و چنگ زدن به دامان آنها در سايه قرآن موجب نجات و رستگارى است.
    از ميان احاديث و روايات بسيار فراوانى كه در اين زمينه وجود دارد، در اين جا تنها به يك حديث از امام رضا(عليه السلام) ـ كه از جاودانگى و طراوت هميشگى كتاب خدا سخن مى گويد ـ قناعت مى كنيم؛ فرمود :
    هُو حَبلُ اللّه المَتينُ... الْمُؤدِّى إِلَى الْجَنَّةِ، وَالمُنجى مِن النّارِ، لا يَخلُقُ عَلَى الأزمِنَةِ وَ لا يَغِثُّ علَى الألسِنَةِ، لأنّه لم يُجْعَلْ لزَمان دونَ زَمان، بل جُعِلَ دليلَ البُرهانِ وَالحُجّة على كُلِّ إنسان(1)؛ قرآن ريسمان محكم (ارتباط) خداوند
    (با خلق او) است... ؛ قرآن هدايت كننده به سوى بهشت و نجات دهنده از آتش (دوزخ) است و بر اثر گذر زمانها، كهنه نمى شود و زبانهاى گوناگون، آن را به انحطاط نمى كشاند؛ چرا كه قرآن براى زمان خاصّى قرار داده نشد بلكه راهنماى برهان و حجّت بر كلّ انسان گرديد.
    قرآن مجيد دارويى است شفابخش براى تمام انسان ها در تمام دورانها.
    قرآن هميشه و براى همه كس، مطالب تازه و نو دارد و هيچگاه نبايد به آنچه مفسّران عاليقدر تاكنون گفته و نوشته اند، بسنده كرد كه اين خود قدر نشناسى از قرآن و عدم معرفت كافى نسبت به اين عطيّه بزرگ و بى بديل الهى است.
    به اين جهت كتاب هاى تفسيرى جديد اغلب مطالب تازه تر وكامل ترى نسبت به تفاسير پيشينيان دارد؛ هرچند زحمات و تلاش هاى پر ارزش گذشتگان نبايد فراموش شود.
    كتاب حاضر
    اين كتاب، حاصل سه دوره از جلسات تفسير قرآن در ماه مبارك رمضان است كه توسّط مرجع عاليقدر جهان تشيّع، مفسّر قرآن كريم، حضرت آية اللّه العظمى مكارم شيرازى «مدّظلّه العالى» بيان شده است.
    اين مجموعه كه حاصل مطالب تنظيم شده و مدوّن فرموده هاى معظّم له است، پس از تحقيق لازم پيرامون مدارك و منابع آن، به عنوان جلد دوم «امثال القرآن» و مشتمل بر سى مثال قرآنى ديگر به شيفتگان معارف الهى و قرآنى تقديم مى گردد.
    در پايان لازم مى دانم از تمامى عزيزانى كه به نوعى در تهيّه و نشر اين اثر ارزشمند مساعدت داشته اند، مخصوصاً از حجّة الاسلام آقاى دهقانى كه زحمت مقابله قسمت عمده آن را متقبّل شدند، تقدير و تشكّر كنم.
    پيشاپيش از پيشنهادها و انتقادهاى شما خوانندگان فاضل، كه در تكميل اين اثر در چاپ هاى بعد مؤثّر خواهد بود، قدردانى مى كنم.
    خداوندا! ما را با قرآن زنده بدار!
    با قرآن بميران!
    و با قرآن محشور فرما!
    آمين يا ربّ العالمين.
    رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنّا اِنَّكَ اَنْتَ السَّمِيعُ الْعَليمُ
    حوزه علميّه قم ـ ابوالقاسم عليان نژادى،بهار 80
    پي نوشتها

    1 . ميزان الحكمة، باب 3294، حديث 16436 .


    ویرایش توسط دايي حسن : ۱۳۹۲/۰۶/۲۴ در ساعت ۱۶:۵۴
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    هدف از مثَلَها، از زبان قرآن

    ناصر مکارم شيرازى

    در آياتى از قرآن، هدف از مثلهاى قرآنى بيان شده است؛ به سه نمونه از آن توجّه كنيد:
    1ـ در آيه 25 سوره ابراهيم پس از اين كه كلمه «طيّبه» را به «شجره طيّبه» تشبيه مى كند ـ كه بحث آن خواهد آمد ـ در آخر آيه مى فرمايد: «وَ يَضْرِبُ اللّهُ الاَمْثالَ لِلْنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» خداوند براى مردم مَثَلها مى زند، شايد متذكّر شوند.
    بنابراين آيه، هدف از «مَثَل» تذكّر و يادآورى است.
    2ـ در آيه 21 سوره حشر بعد از تشبيه قلب انسانهاى سياه دل، به كوهها و اين كه اثر قرآن بر كوهها بيشتر از تأثير آن بر قلب بعضى از انسانها است؛ مى فرمايد: «وَ تِلْكَ الاَْمْثالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» ما اين مَثَلها را براى مردم بيان مى كنيم، شايد تفكّر و انديشه كنند. بر اساس اين آيه شريفه، هدف از «مثل» تفكّر و انديشيدن است.
    3ـ در آيه 43 ـ 40 سوره عنكبوت، پس از اين كه كسانى را كه غير خدا را ولىّ خود قرار داده اند، به عنكبوتى تشبيه مى كند كه به تارهاى خود اعتماد و اتّكا دارد؛ مى فرمايد: «وَ تِلْكَ الاَْمْثالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ ما يَعقِلُهَا اِلاّ الْعالِمُونَ» ما اين مثلها را براى مردم مى زنيم ولكن اين مَثَلها را جز عالمان و انديشمندان درك نمى كنند. طبق اين آيه شريفه، هدف از «مَثَل» تفكّر عالمانه است.
    از آيات ياد شده نتيجه گرفته مى شود كه سه مرحله را در تأثيرگذارى مثلها بر انسان مى توان شناخت:
    اوّل: مرحله تذكّر ويادآورى است كه حقيقت پيام الهى در خاطر مرور مى شود؛
    دوّم: مرحله انديشه وتفكّر است كه به موضوع مثل وحكمت آن انديشه مى شود؛
    و سوّم: مرحله ادراك است كه با تفكّر، حقايق شناخته و درك شود.(1)
    پي نوشت

    1- دو احتمال ديگر را نيز مى توان در نظر گرفت: اوّل تقسيم مثلها به نتيجه: مثلهايى كه موجب تذكّر مى شود، مثلهايى كه باعث تفكّر مى شود و مثلهايى كه موجب ادراك مى شود. دوّم: تقسيم مَثَلها به مخاطب: مخاطبين سه دست اند و هر كدام از اقسام مثل به گروهى از مردم مربوط مى شوند.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  4. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    چرا قرآن «مثال» زده است؟

    ناصر مکارم شيرازى

    در قرآن مجيد مثلهاى زيادى، بيش از پنجاه مَثَل،(1) ديده مى شود. تنها در سوره بقره ـ كه دوّمين سوره قرآن است ـ حدّاقل ده مثل ذكر شده است. چه حكمتى در اين مثالها نهفته است كه خداوند تا اين ميزان مثل آورده است؟
    پاسخ: مَثَل يعنى تشبيه حقايق عقلى به امور حسّى و قابل لمس. از يك سو، مسائل عقلى بسيارى وجود دارد كه اكثر مردم قابليّت فهم و جذب آن را پيدا نمى كنند. و از سوى ديگر، مردم به محسوسات و عينيّات عادت كرده اند و ضرب المثل «عقل مردم به چشمشان است» بدين معناست كه ديده ها و امور قابل لمس، آسان تر و بهتر درك مى شود. بدين خاطر است كه خداوند متعال برخى از مفاهيم بلند عقلى را در قالب مثلها بيان فرموده است تا عموم مردم آنها را به تناسب ادراك خود دريابند. بنابراين، فلسفه مثلهاى قرآن، تنزّل مسايل بلند و عميق و بيان آنها در اُفق فكر مردم است.
    مثلهاى عملى و لسانى
    اين نكته قابل توجّه است كه مثل گاهى عملى است و به زبان كردار بيان مى شود و گاهى لفظى است و به زبان گفتار.
    مثلهاى قرآن مجيد از نوع دوّم است؛ ولى در سيره پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) و ائمّه هدى(عليهم السلام) گاهى مثالهاى عملى نيز ديده مى شود كه طبعاً اثر بيشترى هم دارد.(2) به دو نمونه آن توجّه كنيد:
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    1ـ گناهان كوچك وقتى كه انبوه مى شود!
    روزى پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) به همراه عدّه اى از ياران خود به سفر رفتند. پيامبر(صلى الله عليه وآله) تصميم گرفت خطر گناهان صغيره را ـ كه مردم به خاطر صغيره بودنش كمتر بدان توجّه مى كنند ـ گوشزد كند. در بيابانى خشك و بى آب و علف به اصحابش دستور داد مقدارى هيزم جمع كنند ـ شايد منظور ديگرى از تهيّه آتش، مورد نظر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بوده است ـ اصحاب عرض كردند: در اين بيابان هيزمى وجود ندارد! حضرت فرمودند: جستجو كنيد؛ هر مقدار يافتيد ولو اندك كافى است. اصحاب پراكنده شدند و هر يك پس از لحظاتى هيزم مختصرى جمع كردند. حضرت دستور داد هيزم ها را يك جا بريزند، وقتى هيزم هاى كم، يك جا جمع شد؛ چشمگير و قابل ملاحظه شد. سپس حضرت آنها را آتش زد؛ هيزم ها آتش گرفت؛ آتش شعله كشيد؛ شعله ها حرارت آفريدند و حرارت سوزان، اصحاب را از دور آتش به عقب راند. حضرت در اين جا فرمودند: «هكَذا تُجْتَمَعُ الذُّنُوبُ! ثُمّ قالَ: اِيّاكُمْ وَ الَمحَقَّراتِ مِن الذُّنُوبِ» گناهان نيز اين گونه ـ همانند اين هيزمها ـ جمع مى شوند! بنابراين، از گناهان صغيره نيز بپرهيزيد.(3)
    آرى گناه صغيره هم مانند اين هيزمها، كم كم جمع مى شوند و ناگهان تبديل به كوهى از آتش مى شوند. خطر گناه صغيره همين بى توجّهى به آن است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) با اين مثل عملى، خطر آن را گوشزد كرد.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  6. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    2ـ ترسيم آتش سوزان جهنّم
    حضرت على(عليه السلام) در زمانى كه خليفه بر حق مسلمانان است و اختيار بيت المال با اوست، برادرش عقيل كه مردى عيالوار و محتاج است و دريافتى سرانه او از بيت المال، مخارج زندگيش را تأمين نمى كند، به خدمت برادر مى رسد و سهم بيشترى را از بيت المال تقاضا مى كند. حضرت على(عليه السلام) براى نشان دادن زشتى درخواست و عذاب گناه بى عدالتى به برادر خود، آهن سرخ شده اى را به طرف دست برادر مى برد ـ بر خلاف گمان بعضى از مردم، به دست او نمى زند ـ فرياد «عقيل» بلند مى شود كه اين چه رفتارى است كه با برادر نابيناى خود مى كنى؟! حضرت على(عليه السلام) در جواب فرمودند: برادرم! تو نمى توانى اين آتش اندك دنيا را تحمّل كنى! چگونه مرا به آتش جهنّم كه قابل مقايسه با آتش دنيا نيست دعوت مى كنى؟(4) تو طاقت حرارت آتش دنيا ندارى! چگونه مرا به ناخشنودى خدا براى خشنودى بنده او وا مى دارى كه سرانجامى جز دوزخ سوزان ندارد؟ تو طاقت عذاب گرماى ناچيز ندارى! چگونه مرا به نافرمانى از خدا و دورى از راه حق و عدالت فرا مى خوانى كه پيامدش عذاب الهى است؟
    اين مَثَلها درك و فهم بسيارى از مفاهيم را آسان مى سازد. اگر به جاى اين مَثَل عملى، موعظه و نصيحت مى شد، اين اندازه موثّر نبود. اين مثل نه تنها براى «عقيل» و در آن عصر و زمان، بلكه در همه عصرها و زمانها قابل فهم همگان است. بخاطر اين آثار است كه قرآن از مثلها بهره گرفته است.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    پي نوشتها

    1- البتّه مثلهاى لفظى و به زبان گفتار نيز از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمّه اطهار(عليهم السلام) نقل شده است كه علاقه مندان مى توانند در اين باره به ميزان الحكمة، روايت 18106 تا 18236 مراجعه كنند.

    2- ميزان الحكمة، باب 1372، حديث 6593.

    3- اين كه در بعضى از كتابهاى «امثال قرآن»، مثالهاى قرآن را تا يك صد و سى مثل شمرده اند، ظاهراً صحيح نمى باشد، زيرا در آنها، ضرب المثلهاى قرآن نيز مَثَل محسوب شده اند؛ مثلا آيه شريفه 164 انعام «... و لا تزرو وازرة وزر اُخرى...» و آيه 39 سوره نجم «... ليس للانسان الاّ ما سعى» كه «مثَل» به حساب آورده شده است، «ضرب المثل» هستند؛ زيرا كه در آنها، تشبيهى بيان نشده است.

    4- نهج البلاغه، خطبه 224.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  8. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    اهمييت پيام مثل



    ناصر مکارم شيرازى
    مردم در بسيارى از امور، بزرگى را دليل بر عظمت و كوچكى را دليل بر كم اهمّيّت بودن آن امر تلقّى مى كنند؛ در حالى كه چنين نيست. مهم، پيامى است كه مراد گوينده مى باشد. در قرآن نيز موضوع مهم، پيامى است كه در مثال بيان مى شود نه بزرگى و كوچكى چيزى كه به آن مثال زده مى شود (مُمَثّل).
    خداوند حكيم در آيه شريفه 26 سوره بقره مى فرمايد: «اِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِى اَنْ يَضْرِبَ مَثَلا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوقَهَا فَاَمّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ اَنَّهُ الحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ اَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا اَرادَ اللّهُ بِهَـذَا مَثَلا يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدِى بِهِ كَثيراً وَ مَا يُضِلُّ بِهِ إلاَّ الْفاسِقِينَ.»
    خداوند ابايى ندارد كه (به موجودات ظاهراً كوچكى مانند) پشه، و حتّى كمتر از آن مثال بزند. (در اين ميان) آنان كه ايمان آورده اند، مى دانند كه آن، حقيقتى است از طرف پروردگارشان؛ و امّا كافران (اين موضوع را بهانه قرار داده) مى گويند: منظور خداوند از اين مثل چه بوده است؟! خدا جمع زيادى را با آن گمراه، و گروه بسيارى را هدايت مى كند؛ ولى تنها فاسقان را گمراه مى سازد!
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    درآمدى بر آيه شريفه
    با تأمّل در اين آيه شريفه، نتايج زير به دست مى آيد:
    اوّل: خداوند متعال، خود هدف از طرح مثل را هدايت و رستگارى مردم بيان فرمودند؛
    دوّم: موضوع و محتواى مثل اهمّيّتى بيش از ظاهر مضمون و موجودات ياد شده در آن دارد؛
    و سوّم: هر مخلوقى و لو پشه، نشانگر عظمت خالق است.
    شرح و تفسير آيه
    پيش از تفسير و به منظور آماده سازى ذهنى براى درك عميق تر آن، مختصراً به شأن نزول اين آيه شريفه اشاره مى شود.
    يكى از عمده ترين ويژگى هاى منافق بهانه جويى اوست. منافق در هر مسأله اى بهانه جويى و اشكال تراشى مى كند. او به جهت گيرى مخاطب خود كارى ندارد؛ زيرا همواره از موضع مخالف مى نگرد و عمل مى كند. به عنوان مثال: فرض كنيد شخصى يا گروهى در يك شهر، يك مركز اسلامى شامل مسجد، كتابخانه، مصلّى، بيمارستان، خانه سالمندان و... بنا كنند، منافق در مقابل اين كار بهانه جويى مى كند، مى گويد: با وجود مردمان گرسنه در اين شهر آيا ساخت چنين بناى بزرگ و پرهزينه اى، كارى درست و پسنديده است؟ آيا بهتر نبود كه مخارج ساخت اين مركز، در راه سير كردن گرسنگان صرف مى شد؟ آيا بهتر نبود اين هزينه براى ازدواج جوانان نيازمند به كار مى رفت؟ آيا بهتر نبود كه با اين پول هنگفت، بيماران تنگدست درمان مى شدند؟ آيا بهتر نبود اين سرمايه فراوان در راه تعليم و تربيت جوانان دانش آموز و دانشجو مصرف مى شد؟!
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  10. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    حال اگر همان شخص يا جمعيّت خيريّه، از ابتدا آن سرمايه عظيم را در امور خيريّه؛ مانند اطعام گرسنگان، كمك به جوانان، درمان بيماران و... صرف مى كردند، باز همان منافق به نوعى ديگر بهانه جويى مى كرد و مثلا مى گفت: اين چه اسلام و مسلمانى است كه در اين شهر حتّى يك مسجد وجود ندارد و شما سرمايه هاى عظيمى را به آن كارهاى بى حاصل اختصاص مى دهيد! شما با اين كارها اسلام را از بين برديد! از يهود و نصارى ياد بگيريد كه چه عبادتگاههاى زيبايى مى سازند، كه انسان را ناخودآگاه به سوى خود جذب مى كند! از هندوها ياد بگيريد كه براى بتهاى بى جان خود چه معابد عظيمى بنا مى كنند و... .
    خلاصه اين كه؛ كار منافق مخالف خوانى، پاشيدن تخم نفاق و اختلاف و ناراحت كردن ديگران است.
    با توجّه به اين مقدّمه، به تفسير و شرح آيه شريفه مذكور مى پردازيم:
    وقتى كه بعضى از مثلهاى قرآن نازل شد، منافقان شروع به بهانه گيرى كردند كه «اين چه مثلهايى است كه در قرآن آمده است؟!» شأن خداوند بزرگ، بالاتر از اين است كه به موجودى ضعيف مثل عنكبوت و مگس(1) و يا به موجودى بى جان چون آتش و رعد و برق مثال بزند!(2) و منظورشان از اين گفته ها اين بود كه «اينها، آيات قرآنى، از سوى خدا نازل نشده است و وحى نيست!»
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    علاقه به شفا قطع نخاع هستم و 25 ساله هستم.
    نوشته
    6,641
    حضور
    37 روز 2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    16940



    البتّه اگر اين آيات و مثلها نازل نمى شد و يا با كلامى دير فهم و كلماتى دشوار و عباراتى پيچيده بيان مى شد، منافقان قطعاً به گونه اى ديگر بهانه جويى و اشكال تراشى مى كردند كه: «اين چگونه مى تواند كلام خدا باشد در حالى كه ما چيزى از آن نمى فهميم؟ و يا چرا خداوند اين مفاهيم عالى و مطالب پيچيده را با بيانى ساده مطرح نكرده است تا براى همه قابل فهم و درك باشد؟!» همان گونه كه منافقان زمان حضرت شعيب اين مطلب را گفتند؛ خداوند در آيه شريفه 91 سوره هود مى فرمايد: «قالُوا يا شُيَعْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمّا تَقُولُ وَ اِنّا لَنَرَاك فينا ضَعيفاً وَ لَوْلا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما اَنْتَ عَلَيْنا بِعَزيز».
    گفتند: اى شيعب! بسيارى از آنچه را مى گويى، ما نمى فهميم و ما تو را در ميان خود، ضعيف مى يابيم. و اگر به خاطر قبيله كوچكت نبود، تو را سنگسار مى كرديم و تو در برابر ما قدرتى ندارى!
    با استفاده از آيه شريفه روشن مى شود كه منطق اينها بهانه جويى است؛ از طرفى مى گويند: «سخنان تو را نمى فهميم» و از طرف ديگر اظهار مى كنند «تو را به خاطر قبيله ات رها كرده ايم و گرنه مى كشتيم» حضرت شعيب در جواب آنها فرمود: «آيا خداوند عزيزتر است يا قبيله كوچك من؟!»(3)
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



صفحه 1 از 111 1231121314151101 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۰۷/۱۱, ۲۰:۰۸ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

مثلهاى قرآنى - آيت الله ناصر مکارم شيرازى, مثال سى و يكم : مثال هاى كافران, نهمين مثال: رباخواران, چهارمين مثال: مثال كفّار, چهاردهمين مثال: مبدأ و معاد, نوزدهمين مثال: مَثَل كافر و مؤمن, هفتمين مثال: «انفاق»هاى شايسته, هفدهمين مثال: مسجد ضرار, هجدهمين مثال: زندگى زودگذر دنيا, هشتمين مثال: عاقبت امور, و پنجمين مثال: كلمه «طيّبه» و «خبيثه», يازدهمين مثال: انفاق هاى كفار, پنجمين مثال: انفاق, پانزدهمين مثال: بلد طيّب, اوّلين مثال: مثال منافقان, بيست و نهمين مثال: تازه مسلمانان سست ايمان, بيست و چهارمين و بيست, بيست و هشتمين مثال: مشرك و مؤمن, بيست و يكمين مثال: مثال حقّ و باطل, بيست و دومين مثال : تقوا برات بهشت, بيست و سومين مثال: اعمال كافران, بيست و ششمين مثال: مثال والايى براى خداوند, دهمين مثال: خلقت شگرف حضرت عيسى بن مريم(عليهما السلام), دوّمين مثال: تشبيهى ديگر براى منافقين, دوازدهمين مثال: مثال كفر و ايمان, سوّمين مثال: قساوت قلب, سى امين مثال: كفران نعمت, سيزدهمين مثال شرح صدر, شانزدهمين مثال: عالم منحرف, ششمين مثال: انفاق هاى همراه با اذيّت و آزار

نمایش برچسب‌ها

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود