صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علل سكوت 25 ساله--- عقده ها وکینه های دیرینه

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    علل سكوت 25 ساله--- عقده ها وکینه های دیرینه




    با سلام خدمت دوستان

    همان طور كه مي دانيد يكي از دوستان در تايپكي مطالبي را در مورد سكوت 25 ساله مولا علي(ع) ذكر كرده اند

    براي دفع شبهات متن اين كاربر عزيز اين تايپك كليد مي خورد.

    1-ابتدا بنده ادرس تايپك دوست عزيز را مي دهم تا دوستان ان مطالب را نيز بخوانند

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=3078&p=11162

    2- اين تايپك قطعا ادامه خواهد داشت و در چند پست خلاصه نخواهد شد.

    3-دوستاني كه قصد مشاركت در بحث را دارند پست هاي خود را در صورت امكان كوتاه بنويسند.

    ادامه دارد....




  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    58
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    314



    مهمترين علل سكوت علي(ع) را در برابر غصب خلافت در محورهاي زير مي توان بيان كرد:

    1- سفارش پيامبر اعظم(ص)

    پيامبر اعظم(ص) به علي(ع) توصيه فرموده بود، در صورتي كه حقت را غصب كردند اگر تعداد يارانت از تعداد انگشتان دست و پايت فزون شد براي گرفتن حقت دست به شمشير ببر وگرنه صبر پيشه نما.

    در اين رابطه بعد از ماجراي سقيفه وقتي عده اي از اصحاب علي(ع) مي آيند و اعلام آمادگي مي كنند حاضريم حقت را بگيريم، حضرت براي اينكه ايمان، وفاداري و پايداري آنان را بيازمايد، فرمود: «فردا همه شما با سرهاي تراشيده در اينجا حضور بيابيد كه در پاسخ به نداي حضرت جز چهار يا پنج نفر حاضر نشدند.


    2- حفظ وحدت جامعه اسلامي

    علي(ع) را بايد بنيانگذار وحدت مسلمانان دانست چرا كه بيش از هر كسي در اين راه فداكاري و سختكوشي نموده است. بعد از رحلت پيامبر(ص)، فرهنگ قبيله اي دوباره جان گرفت و علي(ع) براي حفظ وحدت مجبور به سكوت شد كه تحمل آن از دست بردن به شمشير بسيار سخت تر و جانفرساتر بود.

    جامعه اسلامي در آن عصر با هجوم دشمن خارجي به ويژه روميان مواجه بود و وجود پيامبران دروغين مزيد بر علت بود و علي(ع) در سخني مي فرمايد من از همه حريصتر به وحدت مردم در جامعه مي باشم.


    3- پيدايش مرتدين و پيامبران دروغين

    علاوه بر ارتدادي كه در سال دهم هجري در قبايل بني حنيفه، اسد، كنده، غطفان و... اتفاق افتاد و اوج آن پس از رحلت پيامبر(ص) نمودار گشت، پيامبران دروغين نيز در نقاط مختلف عربستان ادعاي نبوت مي كردند و وحدت اسلامي را مورد تهديد قرار مي دادند كه امام در نامه اي به مالك اشتر يكي از علل سكوت خود را پيدايش مرتدين و پيامبران دروغين مي داند.

    4- فعال شدن منافقان مدينه و ديگر اعراب منافق

    منافقين كه در صدد از هم پاشيدن جزيره العرب و وحدت مسلمين بودند و قيام امام به اهداف آنان كمك مي نمود، عامل ديگري بود كه امام علي(ع) راهبرد سكوت را براي خنثي نمودن توطئه شوم منافقين انتخاب كرد.

    5- كمي ياران و حاميان

    امام علي(ع) در خطبه شقشقيه يكي از علل سكوت خود را كمي ياران و حاميان خويش مي داند كه در اين زمينه مخير بود يا با قلت ياران حق خود را بگيرد و يا نسبت به وضع تاريك روزگار سكوت را پيشه نمايد. آن حضرت شرايط را اين چنين توصيف مي فرمايد:
    «در حالي كه در چشمم خار و گلويم را استخوان گرفته و ميراثم به تاراج رفته بود، صبر را پيشه كردم.

    6- حفظ كيان و بقاي اسلام

    امام در خطبه پنجم نهج البلاغه كمي ياران و حفظ كيان اسلام و جلوگيري از اختلافات را بيان كرده و علت سكوت خود را ترس از مرگ نمي داند بلكه قيام خود را بي حاصل و براي جامعه اسلامي زيانبار مي داند.

    7- عوامي مردم و احياي فرهنگ قبيله اي

    پيامبر اعظم(ص) در مدت 23سال تبليغ رسالت خود، فرهنگ جاهليت را در جامعه از بين برد ولي بسياري از سران مكه كه بعد از 23 سال جنگ، به اسلام ايمان آورده و پيامبر خدا(ص) لقب طلقا به آنان داد، به علت عدم درك روح اسلام و عمق فرهنگ ديني، مجدداً فرهنگ جاهليت را در بين خود بعد از رحلت پيامبر(ص) احيا كردند. بنابراين چون رئيس قبيله از علي(ع) پيروي ننمود مردم نيز به تبع آنان از امام علي(ع) حمايت ننمودند.

    8- حركت خشونت طلبانه و مستكبرانه

    برخي از صحابه چنان دست به خشونت زدند كه كمتر كسي ياراي مخالفت با آن را داشت. عده اي را روانه كوچه ها مي كردند و مردم را به بيعت با خليفه اول دعوت مي كردند مردم هم تابع احساسات قبيله اي بودند و از روي حرص و بي اطلاعي با خليفه بيعت كردند.

    9- سرعت بيعت و شدت عمل اصحاب سقيفه

    فرايند انتخاب خليفه و بيعت گرفتن به حدي شديد و سريع بود كه امكان بروز هرگونه عكس العمل را از امام علي(ع) گرفت. آن حضرت كه در حال غسل و كفن پيامبر اعظم(ص) بود و واگذاشتن جنازه پيامبر(ص) را بدون غسل و كفن بي احترامي و خيانت بزرگي به پيامبر خدا(ص) مي دانست اصحاب سقيفه از اين دل مشغولي علي(ع) بهره جسته و به حدي در گرفتن بيعت سرعت عمل نشان دادند كه آب غسل پيامبر(ص) خشك نشده بود و آنان كار را تمام كرده بودند.

    10- نگه داشتن حرمت دين

    علي(ع) خلافت را حق خود مي دانست ولي حرمت دين را برتر از آن مي ديد و اگر دين ضربه مي ديد جبران آن به راحتي مقدور نبود. آن حضرت اگرچه حق خود را حق دين مي دانست اما وحدت ديني را لازمتر از حق خود مي پنداشت.
    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۸/۱۲/۰۲ در ساعت ۲۲:۳۶ دلیل: با اجازه نيما عزيز
    امام زمان (علیه السلام ):
    اگر شیعیان ما در وفای به عهدی که بر عهده ایشان است یکدل و مصمم بودند، نعمت لقا و دیدار ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد.
    بحار الانوار ج 53 ص 176

  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    86



    آیا علی (ع) در مقابل انحراف مسلمانان از مسأله خلافت سکوت اختیار کرد؟

    در پاسخ به این سؤال باید گفت :

    اولاً: با مراجعه به تاریخ در می یابیم که امیرمؤمنان علی(ع) در موارد متعددی به حدیث غدیر و دستور خاص پیامبر به جانشینی خویش اشاره کرده است و به گفتار رسول خدا (ص) درباره خود احتجاج نموده است و هرگز سکوت نکرده است.

    ما به برخی از این موارد اشاره می کنیم:

    1- در کتاب مناقب خوارزمی از ابوطفیل عمرو بن واثله روایت شده است که: در روز شورا کنار درب منزل ایستاده بودم و شنیدم که علی(ع) به اهل شورا فرمود: « لاحتجن علیکم بما لا یستطیع عربیکم و لا عجمیکم تغییر ذلک » من بر علیه شما استدلالی می آورم که هیچ عرب و عجمی قدرت تغییر آن را نداشته با شد...

    سپس حضرت بعد از چندین احتجاج می فرماید: شما را به خدا سوگند آیا درباره کسی غیر از من رسول خدا (ص) فرمود:«
    من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره » و آنگاه فرمان داد حاضران به غایبان اطلاع دهند؟ همگان گفتند: بار خدایا خیر!(1)

    2- حاکم در کتاب مستدرک به سند خود از رفاعه از پدرش از جدّش روایت کرده است: در روز جنگ جمل با علی(ع) بودیم،
    حضرت به طلحة بن عبید الله خبر رساند که به دیدار من بیا! پس از حضور طلحه حضرت فرمود: تو را به خدا سوگند، آیا از رسول خدا شنیدی که فرمود:

    «
    من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه (هر کس من مولای اویم پس این علی مولای اوست. بار خدایا دوست بدار دوست دار او را و دشمن بدار دشمن اورا!؟) گفت: بله، فرمود: پس چرا به جنگ من آمدی؟(2)

    3- حموینی در فرائد السمطین می نویسد: علی (ع) در احتجاجی طولانی که با گروهی از انصار و مهاجرین در زمان خلافت عثمان داشته است، می فرماید:" شما را به خدا سوگند آیا می دانید زمانی که آیه « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » (3)

    و آیه «
    انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»(4)
    و آیه «
    ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله اذین جاهدوا منکم و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجة(5)» نازل شد ،

    گروهی از مردم گفتند: ای رسول خدا! آیا این آیات مخصوص بعضی از مؤمنین است یا همه را شامل می شود ؟ در اینجا بود که خداوند پیامبر (ص) را مأمور کرد تا والیان امر را به مردم بشناساند و برای آنان همان گونه که نماز و روزه و زکات و حج را تفسیر کرد ،

    ولایت را نیز تفسیر کند. پس پیامبر(ص) مرا در روز غدیر به ولایت منصوب فرمود...

    همگان گفتند: بار خدایا آری! این را از رسول خدا شنیدیم و آنچه را گفتی شاهد بودیم.(6)

    ثانیاً: علی (ع) در سقیفه حضور نداشت و مشغول تجهیز جنازه مطهر رسول خدا(ص) بود، با این حال چگونه در برابر جریان غصب خلافت در سقیفه بایستد و نظر خویش را بیان کند. مؤید این مطلب ، گفتاری است که ابوبکر جوهری در کتاب « السقیفة و فدک» می نویسد،

    وی می گوید: " امام ابوجعفر محمد بن علی (ع) می فرماید: علی(ع)، فاطمه را بر دراز گوشی می نشانید و شبانه به در خانه انصار می رفت و از آنها مدد می جست.

    فاطمه نیز از آنان یاری می طلبید ولی آنان در پاسخ آن حضرت می گفتند: ای دختر رسول خدا! ما با ابوبکر بیعت کردیم و اگر پسر عمویت قبل از ابوبکر می آمد با او بیعت می کردیم.

    علی (ع) فرمود: «
    اکنت اترک رسول الله میتاً فی بیته لا اجهزه و اخرج الی الناس انازعهم فی سلطانه » (آیا جنازه رسول خدا را بدون غسل رها می کردم و به سوی مردم رفته ، بر سر جانشینی و خلافت او با مردم درگیر می شدم؟) پس فاطمه گفت: ابو الحسن جز آنچه که سزاوار بوده انجام نداد و آنها کاری کردند که خدا به حسابشان خواهد رسید(7)


    طرفی پیامبر گرامی اسلام در حدیثی امیر مؤمنان را تشبیه به کعبه نموده و این را وظیفه مردم دانسته که بسوی علی(ع) بیایند ، نه آنکه حضرت بسوی مردم رفته ، خلافت و امارت خویش را بر مردم تحمیل کند. رسول خدا (ص) می فرماید :« ای علی! مثل تو همانند کعبه است که مردم بسویش می آیند، نه آنکه او بسوی مردم برود»(8)


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
    1. مناقب خوارزمی، ص313
    2. حاکم حسکانی، المستدرک علی الصحیحین،ج3ص419ح5594
    3. نساء : 59
    4. مائدة : 55
    5. توبه : 16
    6. فرائد السمطین ،ج1،ص312،ح250
    7. شرح نهج البلاغه، ج6، ص13به نقل از "سقیفه و فدک"، ص 62.
    8. علی محدث( بندر ریگی)، سیاهترین هفته تاریخ.


    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۸/۱۲/۰۲ در ساعت ۲۲:۵۷ دلیل: با اجازه افتاب پنهان عزيز
    چه انتظار عجیبی
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
    چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی
    فقط نشسته وگفتیم
    خدا کند که بیایی

  7. صلوات ها 7


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229




    نخستین برگ ورق می خورد

    نخستین برگ این فصل در لحظه ای ورق خورد که سرمبارک پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم بر سینه امام - علیه السلام بود وروح او به ابدیت پیوست. حضرت علی - علیه السلام جریان این واقعه را در یکی از خطبه های تاریخی خود چنین شرح می دهد:

    یاران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که حافظان تاریخ زندگی او هستند به خاطر دارند که من هرگز لحظه ای از خدا وپیامبر او سرپیچی نکرده ام. در جهاد با دشمن که قهرمانان فرار می کردند وگام به عقب می نهادند، از جان خویش در راه پیامبر خدا دریغ نکردم.

    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جان سپرد در حالی که سرش بر سینه من بود وبر روی دست من جان از بدن او جدا شد ومن برای تبرک ست برچهره ام کشیدم. آنگاه بدن او را غسل دادم وفرشتگان مرا یاری می کردند

    گروهی از فرشتگان فرود آمده گروهی بالا می رفتندوهمهمه آنان که بر جسد پیامبر نماز می خواندند مرتب به گوش می رسید; تا اینکه او را در آرامگاه خود نهادیم. هیچ کس در حال حیات ومرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از من به او سزاوارتر وشایسته تر نیست
    .

    درگذشت پیامبر گروهی را در سکوت فرو برد وگروهی دیگر را به تلاشهای مرموز ومخفیانه وا داشت.

    پس از رحلت پیامبرنخستین واقعه ای که مسلمانان با آن روبرو شدند موضوع تکذیب وفات پیامبر از جانب عمر بود!او غوغایی در برابر خانه پیامبر برپا کرده بود وافرادی را که می گفتند پیامبر فوت شده است تهدید می کرد.

    هرچه عباس وابن ام مکتوم آیاتی را که حاکی از امکان مرگ پیامبر بود تلاوت می کردند مؤثر نمی افتاد. تا اینکه دوست او ابوبکر که در بیرون مدینه به سر می برد آمد وچون از ماجرا آگاه شد با خواندن آیه ای
    (1)که قبل از او دیگران نیز تلاوت کرده بودند عمر را خاموش کرد!

    هنگامی که حضرت علی(ع) مشغول غسل پیامبر (ص) شد وگروهی از اصحاب او را کمک می کردند ودر انتظار پایان یافتن غسل وکفن بودند وخود را برای خواندن نماز بر جسد مطهر پیامبر آماده می کردند جنجال سقیفه بنی ساعده به جهت انتخاب جانشین برای پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم برپا شد.

    رشته کار در سقیفه در دست انصار بود، اما وقتی ابوبکر وعمر وابوعبیده که از مهاجران بودند از برپایی چنین انجمنی آگاه شدند جسد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را که برای غسل آماده می شد ترک کردند وبه انجمن انصار در سقیفه پیوستند وپس از جدالهای لفظی واحیانا زد وخورد ابوبکر با پنج رای به عنوان خلیفه رسول الله انتخاب شد، در حالی که احدی از مهاجران، جز آن سه نفر، از انتخاب او آگاه نبودند
    . (2)

    پي نوشت:

    1-آیه 30 سوره زمر: انک میت و انهم میتون ( تو می می میری ودیگران نیز می میرند).
    2 - در باره تاریخچه سقیفه واینکه چگونه ابوبکر با پنج رای روی کار آمد به کتاب رهبری امت و پیشوائی در اسلام تاليف ايت الله سبخاني مراجعه شود

    ادامه دارد....


  9. صلوات ها 7


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    حضرت بيعت نمي كند؟؟!!


    در این گیر و دار که امام مشغول تجهیز پیامبر بود وانجمن سقیفه نیز به کار خود مشغول بود، ابوسفیان که شم سیاسی نیرومندی داشت به منظور ایجاد اختلاف در میان مسلمانان در خانه حضرت علی (ع) را زد وبه ايشان گفت:

    دستت را بده تا من با تو بیعت کنم ودست تو را به عنوان خلیفه مسلمانان بفشارم، که هرگاه من با تو بیعت کنم احدی از فرزندان عبد مناف با تو به مخالفت برنمی خیزد، واگر فرزندان عبد مناف با تو بیعت کنند کسی از قریش از بیعت تو تخلف نمی کند وسرانجام همه عرب تو را به فرمانروایی می پذیرند.

    ولی حضرت علی (ع)سخن ابوسفیان را با بی اهمیتی تلقی کرد وچون از نیت او آگاه بود فرمود: من فعلا مشغول تجهیز پیامبر(ص)هستم
    .

    همزمان با پیشنهاد ابوسفیان یا قبل آن، عباس نیز از حضرت علی - علیه السلام خواست که دست برادر زاده خود را به عنوان بیعت بفشارد، ولی آن حضرت از پذیرفتن پیشنهاد او نیز امتناع ورزید.

    چیزی نگذشت که صدای تکبیر به گوش آنان رسید. حضرت علی - علیه السلام جریان را از عباس پرسید.

    عباس گفت: نگفتم که دیگران در اخذ بیعت بر تو سبقت می جویند؟ نگفتم که دستت را بده تا با تو بیعت کنم؟ ولی تو حاضر نشدی ودیگران بر تو سبقت جستند
    .

    ادامه دارد...



  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    86



    سکوت برای حفظ نظام جامعه اسلامی

    امام علی علیه السلام در نامهای که به مردم مصر نوشته است، به این مطلب اشاره میکند و میفرماید:
    أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بَعَثَ مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ، وَمُهَیْمِناً عَلَی الْمُرْسَلِینَ.
    فَلَمَّا مَضَی علیه السلام تَنَازَعَ الْمُسْلِمُونَ الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ. فَوَ اللَّهِ مَا کَانَ یُلْقَی فِی رُوعِی، وَلَا یَخْطُرُ بِبَالِی، أَنَّ الْعَرَبَ تُزْعِجُ هذَا الْأَمْرَ مِنْ بَعْدِهِ صلی الله علیه وآله عَنْ أَهْلِ بَیْتِهِ، وَلَا أَنَّهُمْ مُنَحُّوهُ عَنِّی مِنْ بَعْدِهِ! فَمَا رَاعَنِی إِلَّا انْثِیَالُ النَّاسِ عَلَی فُلَانٍ یُبَایِعُونَهُ.
    فَأَمْسَکْتُ یَدِی حَتَّی رَأَیْتُ رَاجِعَةَ النَّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْإِسْلَامِ، یَدْعُونَ إِلَی مَحْقِ دِینِ مُحَمَّدٍ - صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ - فَخَشِیتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ أَنْ أَرَی فِیهِ ثَلْماً أَوْ هَدْماً، تَکُونُ الْمُصِیبَةُ بِهِ عَلَیَّ أَعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلَایَتِکُمُ الَّتِی إِنَّمَا هِیَ مَتَاعُ أَیَّامٍ قَلَائِلَ، یَزُولُ مِنْهَا مَا کَانَ، کَمَا یَزُولُ السَّرَابُ، أَوْ کَمَا یَتَقَشَّعُ السَّحَابُ؛
    فَنَهَضْتُ فِی تِلْکَ الْأَحْدَاثِ حَتَّی زَاحَ الْبَاطِلُ وَزَهَقَ، وَاطْمَأَنَّ الدِّینُ وَتَنَهْنَهَ.


    «پس از یاد خدا و درود! خداوند سبحان محمّد صلی الله علیه وآله را فرستاد تا بیم دهنده جهانیان، و گواه پیامبران پیش از خود باشد، آنگاه که پیامبر صلی الله علیه وآله به سوی خدا رفت، مسلمانان پس از وی در کار حکومت با یکدیگر درگیر شدند،
    در فکرم میگذشت، و در نه خاطرم میآمد که عرب خلافت را پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله از اهل بیت او بگرداند، یا مرا پس از وی از عهدهدار شدن حکومت باز دارند، تنها چیزی که نگرانم کرد شتافتن مردم به سوی فلان شخص بود که با او بیعت کردند.

    آنجا که دیدم گروهی از اسلام بازگشته، میخواهند دین محمد صلی الله علیه وآله را نابود سازند، پس ترسیدم که اگر اسلام و طرفدارانش را یاری نکنم، رخنهای در آن بینم یا شاهد نابودی آن باشم، که مصیبت آن بر من سختتر از رها کردن حکومت بر شماست، که کالای چند روزه دنیاست، به زودی ایّام آن میگذرد چنانکه سراب ناپدید شود، یا چونان پارههای ابر که زود پراکنده میگردد.
    پس در میان آن آشوب و غوغا بپا خواستم تا آن که باطل از میان رفت، و دین استقرار یافته، آرام شد.»

    نامه 62 نهج البلاغه

    چه انتظار عجیبی
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
    چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی
    فقط نشسته وگفتیم
    خدا کند که بیایی

  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    86



    سکوت برای حفظ وحدت

    امام علی علیه السلام در یکی از سخنرانیها به برخی از علل و عوامل سکوت خود اشاره میفرماید:
    فَإنْ أَقُلْ یَقُولُوا: حَرَصَ عَلَی الْمُلْکِ، وَإِنْ أَسْکُتْ یَقُولُوا: جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ! هَیْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَیَّا وَالَّتِی! وَاللَّهِ لَابْنُ أَبِی طَالِبٍ آنَسُ بالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّهِ، بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَی مَکْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمُ اضْطِرَابَ الْأَرْشِیَةِ فِی الطَّوِیِّ الْبَعِیدَةِ!
    در شرائطی قرار دارم که اگر سخن بگویم، میگویند بر حکومت حریص است، و اگر خاموش باشم، میگویند: از مرگ ترسید!!
    هرگز! من و ترس از مرگ؟! پس از آن همه جنگها و حوادث ناگوار؟!
    سوگند به خدا، اُنس و علاقه فرزند ابیطالب به مرگ در راه خدا، از علاقه طفل به پستان مادر بیشتر است، اینکه سکوت برگزیدم، از علوم و حوادث پنهانی، آگاهی دارم که اگر باز گویم مضطرب میگردید، چون لرزیدن ریسمان در چاههای عمیق!!.

    خطبه 5 نهج البلاغه

    چه انتظار عجیبی
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
    چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی
    فقط نشسته وگفتیم
    خدا کند که بیایی

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    86




    سکوت به مقتضای مصلحت اسلام

    باری، امیرالمومنین علی (ع) در مواضع مختلف نهجالبلاغه از خود، از جنگهایی که در معیت پیامبر (ص) داشتهاند و از اندوهها و احوال تلخی که بر ایشان گذشته، سخن گفتهاند. یکی از آن موارد در خطبهی شقشقیه است.
    این خطبه قاعدتا نباید خطبهی عمومی باشد. بلکه میباید از بیانات نسبتا خصوصی ایشان در جمع پارهای از دوستان محرم و نزدیک باشد. چرا که آنچنان که از تاریخ میدانیم، مشی و داب امیرالمومنین (ع) این نبوده است که در ملا عام و در حضور عموم در باب خلافت و سیاست سخن آشکاری در مخالفت بگویند. ایشان در آن خطبه در بیان احوال خود میفرماید:
    من کسی هستم که سیل معارف از من فرو میریزد و هیچ پرندهای نمیتواند به آن قلهای برسد که من بر آن جا دارم.
    سپس توضیح میدهند که:

    وضعیتی که پیش آمد مرا به تامل واداشت: آیا با دست بریده حمله کنم؟ یا با اندوهی عمیق بنشینم و صبر کنم؟ دیدم که صبر کردن خردمندانه تر است. نشستم و صبر کردم. سخن نگفتم و اقدامی هم نکردم.



    چه انتظار عجیبی
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
    چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی
    فقط نشسته وگفتیم
    خدا کند که بیایی

  17. صلوات ها 5


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    مطلب




    ادامه پست هاي 4و5


    آیا پیشنهاد عباس وابوسفیان واقع بینانه بود؟

    چنانکه حضرت علی(ع) تسلیم پیشنهاد عباس می شد وبلافاصله پس از درگذشت پیامبر (ص) گروهی از شخصیتها را برای بیعت دعوت می کرد، مسلما اجتماع سقیفه به هم می خورد ویا اساسا تشکیل نمی شد.

    زیرا دیگران هرگز جرات نمی کردند که مسئله مهم خلافت اسلامی را در یک محیط کوچک که متعلق به گروه خاصی بود مطرح سازند وفردی را با چند رای برای زمامداری انتخاب کنند
    .

    با این حال، پیشنهاد عمومی پیامبر وبیعت خصوصی چند نفر از شخصیتها با حضرت علی (ع) دور از واقع بینی بود و تاریخ در باره این بیعت همان داوری را می کرد که در باره بیعت ابوبکر کرده است.

    زیرا زمامداری حضرت علی (ع) از دو حال خالی نبود:

    یا امام
    ولی منصوص وتعیین شده از جانب خداوند بود یا نبود.
    در صورت نخست، نیازی به بیعت گرفتن نداشت واخذ رای برای خلافت وکاندیدا ساختن خود برای اشغال این منصب یک نوع بی اعتنایی به تعیین الهی شمرده می شد

    وموضوع خلافت رااز مجرای منصب الهی واینکه زمامدار باید از طرف خدا تعیین گردد خارج می ساخت ودر مسیر یک مقام انتخابی قرار می داد;

    وهرگز یک فرد پاکدامن وحقیقت بین برای حفظ مقام وموقعیت خود به تحریف حقیقت دست نمی زند وسرپوشی روی واقعیت نمی گذارد، چه رسد به امام معصوم.

    در فرض دوم، انتخاب حضرت علی (ع)
    برای خلافت همان رنگ و انگ را می گرفت که خلافت ابوبکر گرفت وصمیمی ترین یار او، خلیفه دوم، پس از مدتها در باره انتخاب ابوبکر گفت: «کانت بیعة ابی بکر فلتة وقی الله شرها». (1) یعنی انتخاب ابوبکر برای زمامداری کاری عجولانه بود که خداوند شرش را باز داشت.

    از همه مهمتر اینکه ابوسفیان در پیشنهاد خود کوچکترین حسن نیت نداشت ونظر او جز ایجاد اختلاف ودودستگی وکشمکش در میان مسلمانان واستفاده از آب گل آلود وبازگردانیدن عرب به دوران جاهلیت وخشکاندن نهال نوپای اسلام نبود.

    وی وارد خانه حضرت علی (ع) شد واشعاری چند در مدح آن حضرت سرود که ترجمه دو بیت آن به قرار زیر است:
    فرزندان هاشم! سکوت را بشکنید تا مردم، مخصوصا قبیله های تیم وعدی در حق مسلم شما چشم طمع ندوزند.
    امر خلافت مربوط به شما وبه سوی شماست وبرای آن جز حضرت علی کسی شایستگی ندارد. (2)
    ولی حضرت علی (ع) به طور کنایه به نیت ناپاک او اشاره کرد وفرمود: «تو در پی کاری هستی که ما اهل آن نیستیم ».

    طبری می نویسد:
    علی او را ملامت کردوگفت: تو جز فتنه وآشوب هدف دیگری نداری. تو مدتها بدخواه اسلام بودی. مرا به نصیحت وپند وسواره وپیاده تو نیازی نیست. (3)

    ابوسفیان اختلاف مسلمانان را در باره جانشینی پیامبر (ص)به خوبی دریافت ودر باره آن چنین ارزیابی کرد:
    طوفانی می بینم که جز خون چیز دیگری نمی تواند آن را خاموش سازد. (4)

    ابوسفیان در ارزیابی خود بسیار صائب بود واگر فداکاری واز خودگذشتگی خاندان بنی هاشم نبود طوفان اختلاف را جز کشت وکشتار چیزی نمی توانست فرو نشاند.

    پي نوشت:

    1-تاریخ طبری، ج 3، ص 205; سیره ابن هشام، ج 4، ص 308.
    2- الدرجات الرفیعة، ص 87:
    3- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 2، ص 45.
    4- «
    انی لاری عجاجة لا یطفؤها الا الدم ». ; همان، ج 2، ص 44 به نقل از کتاب السقیفة جوهری
    .


    ادامه دارد.....



  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    علاقه
    پینگ پنگ
    نوشته
    11
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    104



    قالَ الاْمامُ علي - عليه السلام - : لَوْ لاَ الدّينُ وَ التُّقي، لَكُنْتُ أدْهَي الْعَرَبِ.
    «أعيان الشّيعة، ج 1، ص 350»
    امام علي - عليه السلام - فرمود: چنانچه دين داري و تقواي الهي نمي بود، هر آينه سياستمدارترين افراد بودم ـ ولي دين و تقوا مانع سياست بازي مي شود ـ

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود