صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ادبیات خواستگاری

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37596

    ادبیات خواستگاری




    دوره زمونه عوض شده، همه چیزش، مدل خواستگاری هایش هم!

    این روزها آدم چیزهای عجیب و غریب زیاد می شنود! من از دید یک دختر حرف میزنم،قطعا همین قدر که من می خواهم از رفتارها و گفتارهای عجیب برخی پسرها و خانواده هاشون حرف بزنم، هستند دخترها و خانواده هایی که رفتارهای بیگانه با فرهنگ ما انجام می دهند، اما من از آنچه که دیده و شنیده ام می گویم! نه برای خودم که خدا را شکر هنوز گرفتار بعضی آدمهای عجیب غریب نشده ام و ایشالا هیچ وقت هم گرفتارشان نشوم اما در دوستان و نزدیکان بسیییییییار دیده ام! و البته قطعا خیلی خیلی بیشتر از این مثال هایی که من میزنم هستند خانواده های محترمی که طبق اصول پیش می روند و عاقبت به خیر هم می شوند. اما می خواهم نیمه ی خالی لیوان را بگویم. یک زمانی مقام و جایگاه پسرها طالب بودن بود و خواستگاری معنای اصیلش را در خود نگه داشته بود! این دخترها بودند که ناز می کردند و پسرها بودند که باید ناز را می خریدند. چیزی که حقیقتا با ذات انسان و فطرت زن و مرد سازگار بود و است. اما نمی دانم چه اتفاق هایی افتاد که نقش ها عوض شد، که نگاه ها عوض شد، که رفتارها تغییر کرد. شاید شرایط بد جامعه، شاید کم شدن آدمهای خوب، باعث شد برخی پسرها و خانواده هاشان به خود غره شوند و با دیدی غیر طالب بودن بروند سراغ دخترهای مردم. و یادشان رفت همان قدر که پسر خوب کم شده دختر خوب هم! که گمان می کنند اگر پسرشان سالمه و در زمانه ای که دوست دختر داشتن عادی ترین مساله شده، پی این حرفها نیست و اهل اعتیاد و امثالهم هم نیست، یعنی شده اعجوبه ی خلقت و توهم برشان می دارد که این دخترها هستند که باید ناز پسر انها را بکشند... برخی های شان انگار برای تفریح و سرگرمی می روند خواستگاری! برای دور هم بودن! هیچ جدیتی در کارشان نیست، شد شد، نشد یه جای دیگر!! چه بهتر که سرگرمی تمام نشود!! درست است که به خاطر خیلی تغییرها مثل قدیم نیست که وقتی می روند خواستگاری، طالب کامل باشند و مطمئن، درست است که به خصوص در مورد خواستگاری های سنتی، جلسات اول بیشتر حالت معارفه و آشنایی دارد تا به معنای دقیق کلمه خواستگاری. اما کاش حداقل به ظاهر برخی خانواده ها ادبیات و رفتار خواستگاری را رعایت می کردند و خودشان را جای خانواده ی دختر می گذاشتند! چند مورد مثال میزنم، قضاوت با خودتان. در همه ی این مثال ها دخترها را از نزدیک می شناسم، اکثر قریب به اتفاق این دخترها همه چیز تموم، مومن، زیبا، خانواده خوب، و از خیلی جهات در سطوح بالا و البته در حال حاضر تقریبا همه شون در کنار همسران فهیم و با کمالات شان در حال گذران زندگی هستند.

    یک نفر زنگ زده منزل دخترخانمی و بعد از این که اطلاعات را کامل گرفته بود گفته بود: اِه خونتون فلان جاست؟؟ واااای خیلی دوره، نه! نمیایم! ( به همین وضوح! دور بودن هم یعنی یه محله دیگر بود و برای خواستگاری باید کمی در ترافیک می ماندند و خب چه کاریه؟!!)
    یک خانواده رفته بودند جایی خواستگاری خونه ی دختر خانم که در یکی از مناطق خوب و شمالی تهران هم بود، خانه شان پله زیاد داشت، وقتی رسیده بودند بالا مادر آقا پسر (که کاملا غریبه بودند) با اخم و گلایه گفته بود این دیگه چه خونه ایه؟! اَه، چه قدر پله دارید، زانو نمیگذاره برای ادم!
    یک دوست داشتم دختر زیبایی هم بود، مادر آقا پسر که عکسشو دیده بود به واسطه گفته بود: بینی اش را عمل نمی کند؟! اگه می شود و میدانید قصد عمل کردن دارد، یه جوری هماهنگ کنید که عمل کند بعد ما بریم منزلشون که پسرم ببینه...( بینی دوستم معمولی بود یعنی واقعا یه چیز آفسایدی نبود! یعنی شما فکر کنید میگن دختر مردم بره زیر تیغ جراحی و عمل و مکافات تا آقا پسر تشریف ببرند فقط ببینند که آیا بپسندند آیا نپسندند!! اعصاب می ماند برای آدم؟؟؟)
    یه خانواده رفته بودند جایی خواستگاری بعد مادر آقا پسر وقتی نشستند با یک عالمه غر و ناله گفته: واااااااااااااااااااای چه قدر مبل های تان سفته، مثل سنگه!
    یه خانواده ای رفته بودند خواستگاری بعد دیگه ازشان خبری نشد، در این جور مواقع ماکسیمم یک هفته ده روز که میگذرد، معمولا قضیه منتفی در نظر گرفته میشود، اما آنها بعد از 2ماه (!) یادشان افتاده بوده که یک جایی رفته بودند خواستگاری!! زنگ می زنند که جواب را بگیرند!!!! ( به طور کلی خیلی بده وقتی بعد از خواستگاری خبری از جانب خانواده ی پسر نشود، حتی وقتی نمی پسندند واقعا کار اخلاقی این است که تماس بگیرند و از زحمات خانواده دختر تشکر کنند و به بهانه ای و طوری که دخترخانم هم ناراحت نشود نظر منفی شان را بگویند، چرا که قضیه زود تمام می شود و حتی اگر نظر خود دخترخانم هم منفی باشد دیگر فکرش مشغول نمی ماند. در مواقعی هم که می خواهند قضیه را ادامه بدهند فاصله ی زیاد از رفتن تا تماس بعدی اثر بدی بر دید دختر و خانواده اش میگذارد).
    یک بار مادر آقا پسری تماس گرفته بودند منزل دختر خانم اطلاعات را گرفته بودند، کلی هم استقبال کرده بودند ولی دیگر تماس نگرفته بودند، بعد از چند هفته دوباره تماس گرفته بودند و از اول اطلاعات را گرفتند! مادر دختر که مشخصات آقا پسر را می شنود متوجه می شود تکراری است! ولی مادر پسر اصلا و ابدا یادش نبوده که یک بار دیگر تماس گرفته بوده!!! (گاهی فکر میکنم بعضی ها یک لیست شماره می گیرند و واقعا قصد جدی داماد کردن پسرشان را ندارند، برای این که پیش وجدان شان شرمنده نشوند به شماره ها زنگ می زنند که به خودشون و پسرشان بگویند ما داریم اقدام میکنیم! شاید هم قصدشان سرگرمیه، شاید هم ترس از ازدواج در خانواده ها بیشتر از خود جوان هاست! و بسیاری شایدهای نامعلوم دیگر!)
    یکی از بستگانم واسطه شده بود برای یکی از دوستانش، یک دختر بسیار بسیار خانوم، با خانواده ای بسیار عالی، البته مادر پسر را نمیشناخت و زمانی مادر پسر با این واسطه تماس گرفته بود برای خود واسطه که ایشون ازدواج کرده بود ولی گفته بود دختر خوب می شناسد و ... آقا پسر سی و خورده ای سالش بود، وقتی شرایط را واسطه به ایشان گفته بود اشتیاق زیادی نشان داده بودند اما از وقتی شماره گرفتند مدتها طول کشید تا با منزل دخترخانم تماس گرفتند، از حواشی اش بگذرم، بعد از مدتی واسطه برای پیگیری، تماسی گرفته بود که حاج خانم امر خیرتون به کجا رسید؟ مادرپسر: کدوم بود؟ادبیات خواستگاری واسطه: خانم فلانی دیگه! مادرپسر: آهان اون که دیپلم بود؟ نهههه! دخترم آخه پسر من لیسانسه دختر دیپلم نمیخواهیم. واسطه: نخیر ایشون لیسانس فلان رشته بودند، و البته حاج خانم این مسائل خیلی هم مهم نیست. مادر پسر: پس کدوم بود؟! آهان اون ۳۰ سالش بود، سنش خیلی زیاده! واسطه: نخیر ایشون سنشون فلان قدر بود. مادر پسر:پس کدوم بود آخه؟! بگذار ببینم کی بوده؟ (همزمان با همسر و پسرش صحبت میکنه) حاج آقا، خانم فلانی رو رفتیم خواستگاری؟! کدوم بود؟! تماس گرفتیم؟ رفتیم؟ نرفتیم؟ و بعد از کلی شور با خانواده، آهاااااااااااااان! فهمیدم دخترم! ایشون پدرش مرده بود! پسرم گفته چون پدر ندارد دیگر مزاحمشون نمیشیم! ما دختری که پشت نداره نمیخواهیم!! واسطه:ادبیات خواستگاری حاج خانم یعنی انقدر مهمه؟! ایشالا که سایه حاج آقاتون از سرتون کم نشه!(البته بعید میدونم اون خانم منظور واسطه را از این دعا فهمیده باشه!) ایشون که دخترفوق العاده ای بودند، من باز هم دخترهای خوب زیادی میشناسم، اما لطف کنید دیگه با من تماس نگیرید! و بعدها فهمیدیم طی تماسی به مادر دختر هم اون خانم همین حرف را زده است!! جالب اینجا بود که در اولین تماس و قبل از دادن شماره، واسطه شرایط را گفته بود و در توضیحات در مورد خانوادشون گفته بود که پدرشون دو ساله که فوت شده! و واقعا آیا پشت یک دختر حیات یا ممات پدرش است؟ آیا مردی که یک عمر با عزت و آبرو زندگی کرده و در همه جا به نیک نامی یادش زنده است بعد از مرگش پشت دخترش نیست؟ آیا وقتی پدری را برای دخترش در حد اعلا به جای آورده و از بد حادثه شاهد عروس شدن دخترش نبوده ربطی به خوب بودن یا نبودن دخترش دارد؟ آیا انقدر باید غافل باشیم که نفهمیم وقتی به مادر یک دختر میگوییم چون شوهرت مرده دخترت پشت ندارد، چه طور دلش را میشکنیم؟ آیا فکر میکنیم پدر فرزند ما تا ابد زنده است؟ آیا فکر میکنیم تا ابد خودمان زنده ایم؟ و آیا مجبوریم انقدر ازدواج پسرمان را با سرگرمی اشتباه بگیریم که اصلا یادمان نیاید در هفته های اخیر کجا رفتیم خواستگاری و کجا نرفتیم؟!
    و یک نکته: کاملا قبول دارم که در حقیقت در خواستگاری های سنتی و بدون شناخت هر دو طرف حق دارند ببینند شرایط را می پسندند یا نه، و همان قدر که دختر باید قبول کند بیایند پسر باید قبول کند برود یا ادامه بدهد اما همه ی حقایق را که نباید به زبان آورد! زبان قابلیت این را دارد که به طرق مختلف بچرخد! اگر یک درصد احتمال بدهیم یک تماسی که می گیریم ممکن است به وصلت نهایی ختم بشود، بهتر نیست کمی بیشتر ادبیات خواستگاری را در آن رعایت کنیم؟؟

    منبع:یک رهگذر




    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37596



    دوستان شما هم چند نمونه از ادبیات خواستگاری رو بگید

    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    290
    حضور
    2 روز 16 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1563



    یا رب

    مشکل اصلی اینه که پسرها دیگه طالب نیستند در واقع انگار دوست دارند مطلوب باشند!!!!!!!!!!!!!

    واقعا نقش ها عوض شده...

    نکته های کاربردی برای زندگی: این وبلاگ

    شاید مفید برای همه:
    بوی خاک



  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم
    نوشته
    120
    حضور
    6 روز 13 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    745



    باغ بهشت عزیز حرف دلمون رو زدی. اینقدر از این ادا و اصول های پسرا و خانوادشون دیدیم که برامون عادی شده.
    اَین بقیة الله؟؟؟

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259



    نقل قول نوشته اصلی توسط باغ بهشت نمایش پست ها
    اگر یک درصد احتمال بدهیم یک تماسی که می گیریم ممکن است به وصلت نهایی ختم بشود، بهتر نیست کمی بیشتر ادبیات خواستگاری را در آن رعایت کنیم؟؟
    این ادبیاتی که مثالاشو اوریدن همون بهتر که به وصلت نهایی ختم نشه!!!!

    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    فعالیت های مذهبی در فضای مجازی
    نوشته
    137
    حضور
    26 روز 4 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    16
    صلوات
    1564



    سلام
    متشکر از متن جالب تون

    -------------
    بیشترین موردی که ازارم میده همینه که بعد از جلسه اول خاستگاری دیگه از خانواده پسر خبری نمیشه
    و واقعا می مونی تو بلا تکلیفی....که شما هم بهش اشاره کردید
    یه مورد دیگه هم حتی اگه دختر زبیایی ان چنانی هم نداشت ...به دلایل دیگه می تونیم بیان کنیم که منصرف شدیم نه اینکه
    غرور اون دختر رو بشکنیم
    -----
    انشاا... که به حق حضرت محمد (ص) و الش همه دخترخانم ها و اقا پسرها خوشبخت بشوند
    التماس دعا

    ویرایش توسط **فاطمه : ۱۳۹۲/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۱:۲۶
    تنها نگذارم در میدان، ولی را / مولايم رهبرم سِيد علی را

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    هنر
    نوشته
    200
    حضور
    4 روز 10 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    23
    صلوات
    1249



    حالا جالبه من یه موردی برای دوستم پیش اومده بودیه بار میان دختر رو می پسندن بعد نزدیک به ده دفعه به این خانواده گفتن امشب میایم ولی نیمدن آخر سر هم خواهر پسره میاد به مادر دختر میگه بابام استخاره کرده بد اومده حالا می خوایم بریم خواستگاری دختر خاله ام من موندم مگه این خانواده نمی دونستن یه دختر خاله دارن که شرایطش با پسرشون جوره چرا دل این دختر رو شکستن واقعا این ها عاقبت به خیر میشن؟
    برای خوشحالی
    امام زمان

    گناه
    نکنیم


  15. صلوات ها 11


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم
    نوشته
    120
    حضور
    6 روز 13 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    745



    یه بار مامان یه طلبه زنگ میزنه خونمون و آقازادشون هم پشت تلفن همش از مادرشون میخواستن بپرسن که دختر قیافش چه شکلیه؟ قدش دقیق! چنده؟ و امثالهم که آخر سر مامان من شاکی میشن و به مادره میگن به پسرتون بگین حداقل طلبه ها نباید اینقدر ظاهر بین باشن و ... تازه حاج اقا امام جماعت یه مسجد هم بوده که اینقدر به ظاهر طرفش اونم دقیق گیر میداده. خلاصه ما از این جور ادا و اصولا زیاد دیدیم.
    اَین بقیة الله؟؟؟

  17. صلوات ها 12


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    هنر
    نوشته
    200
    حضور
    4 روز 10 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    23
    صلوات
    1249



    به نظر من کسی که زیاد قر وفر میاد نباید آدم حسابش کرد خانم این دختر ماست می خوای بفرما نمی خوای خدا روزی تو جای دیگه برسونه
    برای خوشحالی
    امام زمان

    گناه
    نکنیم


  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم
    نوشته
    120
    حضور
    6 روز 13 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    745



    یه بار یه خانمی زنگ میزنه خونمون که بیاد خواهر کوچیکه رو ببینه. میاد و بعد میره و میگه استخاره کردم بد اومده میشه برای دختر بزرگترتون بیام که ما مخالفت کردیم شدید ولی ایشون اینقدر اینقدر اینقدر اصرار کردن که من به مامانم گفتم راهشون بدیم فقط فقط واسه خاطر اینکه بخاطر اینهمه اصرار داره غرور یه مسلمون شکسته میشه خلاصه مادره یه بار دیگه و البته برای دختر بزرگتر اومدن خونه ما ولی رفتن و دیگه ازشون هیچ خبری نشد یعنی حتی یه زنگ هم نزدن که بگن دیگه نمیان اونم بعد اینهمه اصرار. خلاصه مامانم که خیلی ازشون دلخور شد و هردفعه که اسمشون به میون میاد با ناراحتی ازشون یاد میکنن فکر کنم اون دنیا بدجوری باید از خجالت مامانم دربیان. حالا خوبه که خانواده مذهبی بودن و اینهمه بی ملاحظه.
    اَین بقیة الله؟؟؟

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۲/۰۶/۲۶, ۱۶:۰۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود