صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خداوند چند قسمت ندارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    139
    حضور
    3 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    285

    چرا خداوند چند قسمت ندارد؟




    سلام
    چگونه خداوند می تواند همزمان رئوف، عادل، قادر و... باشد ولی نمی تواند تشکیل شده از چند قسمت مثل پدر، پسر و ... باشد؟
    این جمله که امام رضا (ع) می گویند صفات خداوند غیر از خود خدا هستند یعنی چه؟؟

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    چرا خداوند چند قسمت ندارد؟







    کارشناس بحث: استاد اندیشمند



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    با سلام خدمت شما کاربر گرامی

    صفات خداوند اقسامی دارد و در یکی از این تقسیم بندی ها به صفات ذات و فعل تقسیم بندی می شود و صفات ذات خداوند عین ذات هستند.

    صفاتى را ذاتیه گويند كه از كمال ذات الهى انتزاع مى‌يابند؛ همانند حیات، علم و قدرت.
    صفات فعلی آن‌اند كه بر اثر رابطه خداى متعال با آفریدگان پديد مى‌آيند؛ مانند خالقیت و رزاقیت. اين گونه صفات، از افعال خداوند انتزاع مى‌يابند [1]

    بنده به حدیثی که اشاره به این مطلب داشته باشد که صفات ذات خدا غیر از ذات خدا باشند برخورد نکردم در حالیکه دلایل عقلی[2] و نقلی خلاف این مطلب را اثبات می کنند:


    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۲/۰۶/۲۳ در ساعت ۲۳:۱۰
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    در احادیثی كه از ائمه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ روایت شده، توحید صفاتی مورد تأكید بسیار قرار گرفته، ‌و اعتقاد به زیادت صفات ذاتی خداوند بر ذات او مردود دانسته شده است. امام علی ـ علیه السلام ـ نفی صفات زائد بر ذات را كمال اخلاص در توحید دانسته فرموده است:
    «و كمال توحیده الاخلاص له، و كمال الاخلاص له نفی الصفات عنه».

    آنگاه افزوده است: لازمه اعتقاد به صفات زائد بر ذات اعتقاد، به نوعی كثرت انگاری و تجزیه پذیری در ذات خداوندی است كه نشانه جهالت به ساحت و مقام الوهی است.
    «فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه، و من قرنه فقد ثناه، و من ثناه فقد جزأه، و من جزأه فقد جهله[3]؛ آن كس كه خداوند را به صفاتی (مغایر با ذات او) توصیف كند، برای او قرین قائل شده است، و آن كسی كه برای او قرین قائل شود، او را دوگانه دانسته است. و آن كس كه به دوگانگی او قائل شود، ذات خدا را تجزیه پذیر دانسته، و آن كس كه چنین باوری داشته باشد، به خداوند جهل ورزیده است.



    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۲/۰۶/۲۳ در ساعت ۲۳:۱۰
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    بدیهی است مقصود از نفی صفات از خداوند صفات زائد بر ذات است، نه واقعیت صفات، زیرا نفی صفات كمال از خداوند محال است، و از طرفی، امام علی ـ علیه السلام ـ در سخنان بسیاری خداوند را به صفات كمال (چون علم، ‌قدرت، اختیار، و...) توصیف كرده است.

    امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ فرموده است:

    صفات خداوند از نظر واقعیت با یكدیگر اختلاف ندارند، زیرا اگر چنین باشد، ذات خداوند از نظر كمالات وجودی متناهی و محدود خواهد بود: «و لا اختلاف صفه فیتناهی».[4]

    امام جواد ـ علیه السلام ـ فرموده است:

    خداوند «احدی المعنی» است و معانی و صفات كثیر و مختلف در ذات او راه ندارد: «انه واحد احدی المعنی، و لیس بصفات كثیره مختلفه»[5]


    ویرایش توسط اندیشمند : ۱۳۹۲/۰۶/۲۳ در ساعت ۲۳:۱۱
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    از برخی روایات به دست می‎آید كه اعتقاد به صفات زائد بر ذات در عصر ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ رواج داشته است تا آن جا كه برخی از شیعیان نیز به آن گرایش داشته‎اند، و ائمه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ با صراحت، آن را نادرست دانسته‎اند. دلایلی كه در روایات بر نادرستی این نظریه ذكر شده عبارت است از:

    1. اعتقاد به صفات زائد بر ذات، گونه‎ای شرك (شرك غیرصریح) است.
    2. این اعتقاد مستلزم تشبیه گرایی است.
    3. با بساطت و احدیت ذات اقدس الهی منافات دارد.
    [6][7]

    عدم قسمت پذیری خداوند بدین علت است که در وجود خدا ترکیب راه ندارد زیرا هر مرکبی نیازمند اجزای خود می باشد در حالیکه خداوند بی نیاز مطلق است و ترکیب داشتن خدا با این مطلب در تناقض است.

    [1]مصباح یزدی،محمد تقی ،آموزش عقايد، ۷۴
    [2]ر.ک:مقاله عینیت ذات و صفات واجب الوجوداز دیدگاه صدرالمتألهین و حکیم سبزواری ،زیر نظر: استاد دکتر حسینی شاهرودی،گرد آورنده: فائزه علی اکبری
    [3]نهج البلاغه، خطبه اول
    [4]شیخ صدوق، توحید، باب 2، حدیث 5
    [5]همان، باب 11، حدیث 9
    [6]در این باره به كتاب «الالهیات فی مدرسه اهل البیت ـ علیه السلام ـ» علی ربانی گلپایگانی رجوع شود
    [7]برگرفته از کتاب عقائد استدلالی،نویسند:علی ربانی گلپایگانی
    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hrm نمایش پست ها
    چگونه خداوند می تواند همزمان رئوف، عادل، قادر و... باشد ولی نمی تواند تشکیل شده از چند قسمت مثل پدر، پسر و ... باشد؟
    این جمله که امام رضا (ع) می گویند صفات خداوند غیر از خود خدا هستند یعنی چه؟؟
    سلام
    یک شی می تواند در شوون مختلفی ظهور کند
    مثلا خود شما یکوقت شاد و خوشحال بر دیگران ظاهر نمیشوید و گاهی غمگین و ناراحت در حالی که یکی بیش نیستید
    آنوقت دیگران از شما اوصاف مختلف بلکه متضادی برداشت می کنند و به شما صفت شاد یا غمگین می دهند
    خدای متعال نیز به انحاء مختلف برای ما متجلی می شود و به حسب هر نحو تجلی صفتی به او می دهیم اما حقیقت همه این صفات یکی است
    و اما غیریت صفت و ذات هم از اینجا فهمیده میشود که صفت نحو تجلی خاص است در حالیکه ذات باریتعالی مستجمع همه این حقایق و جمع همه این حقایق است لذاست که می توان بین ذات و صفت مغایرتی قائل بود البته منظور از صفت در اینجا صفت فعل است نه صفت ذات چراکه صفت ذات با ذات یگانه است
    و اما اینکه چرا نمی توان خدا را چند پاره دانست مثلا پاره ای پدر پاره ای پسر ووو چون که چند تکه بودن مستلزم جدایی است در حالیکه در حقیقت هستی فرض جدایی و چندگانگی محال است به عبارت ساده تر صرف تصور ذات و حقیقت هستی که ملازم وحدت و یگانگی است چندگانگی و چندپاره بودن را ممتنع می کند
    پس قرار نیست به حسب گفته های این و ان خدایی بسازیم که ظاهرا امکان چندگانگی هم داشته باشد بلکه قرار است خدای متعال خود را به ما بشناساند و انطور که او خود را شناساند او حقیقت یگانه هستی است و این حقیقت ذاتا دو بردار نیست
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,199
    حضور
    144 روز 17 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3159
    صلوات
    44217



    استغرالله اگه فرض کنیم خداوند چند قسمت بود
    اون موقع یه قسمت مثلا زمین رو افریده بود و قسمت دیگر ستاره هارو..
    اون موقع اون قسمتی که زمین رو افریده در مقابل اون قسمتی که ستاره هارو افریده محدود میشد و به چیز محدود خدا نمیگیم
    بنابراین نتیجه میگیریم خداوند یک وجود واحدی هست سراسر عالم رو احاطه کرده است.
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  17. صلوات

    UFA

  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    139
    حضور
    3 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    285



    نقل قول نوشته اصلی توسط اندیشمند نمایش پست ها
    در احادیثی كه از ائمه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ روایت شده، توحید صفاتی مورد تأكید بسیار قرار گرفته، ‌و اعتقاد به زیادت صفات ذاتی خداوند بر ذات او مردود دانسته شده است. امام علی ـ علیه السلام ـ نفی صفات زائد بر ذات را كمال اخلاص در توحید دانسته فرموده است:
    «و كمال توحیده الاخلاص له، و كمال الاخلاص له نفی الصفات عنه».

    آنگاه افزوده است: لازمه اعتقاد به صفات زائد بر ذات اعتقاد، به نوعی كثرت انگاری و تجزیه پذیری در ذات خداوندی است كه نشانه جهالت به ساحت و مقام الوهی است.
    «فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه، و من قرنه فقد ثناه، و من ثناه فقد جزأه، و من جزأه فقد جهله[3]؛ آن كس كه خداوند را به صفاتی (مغایر با ذات او) توصیف كند، برای او قرین قائل شده است، و آن كسی كه برای او قرین قائل شود، او را دوگانه دانسته است. و آن كس كه به دوگانگی او قائل شود، ذات خدا را تجزیه پذیر دانسته، و آن كس كه چنین باوری داشته باشد، به خداوند جهل ورزیده است.



    خیلی ممنون.
    اما من هیچی از این پست و پستهای بعدیتان متوجه نشدم. اگر می شود به زبان ساده توضیح دهید.
    بطور مثال من اصلا نمی دانم زیادت صفات ذاتی چیست!

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    139
    حضور
    3 روز 22 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    285



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    یک شی می تواند در شوون مختلفی ظهور کند
    مثلا خود شما یکوقت شاد و خوشحال بر دیگران ظاهر نمیشوید و گاهی غمگین و ناراحت در حالی که یکی بیش نیستید
    آنوقت دیگران از شما اوصاف مختلف بلکه متضادی برداشت می کنند و به شما صفت شاد یا غمگین می دهند
    خدای متعال نیز به انحاء مختلف برای ما متجلی می شود و به حسب هر نحو تجلی صفتی به او می دهیم اما حقیقت همه این صفات یکی است
    دقیقا! حال اگر شخصی به شما بگوید "خدای متعال نیز به انحاء مختلف برای ما متجلی می شود و به حسب هر نحو تجلی گاهی پسر است گاهی پدر و... اما حقیقت همه این صفات یکی است" چه می گویید؟
    من دنبال اینم که فرق چند قسمت بودن و چند صفت داشتن را متوجه شوم. به نظرم فرقی ندارند. شما کافیست صفت حیات و علم و قدرت را با پدر و پسر و ... جایگزین کنید و ادعا کنید که اینها ذاتیه خداوند هستند و همه اینها یکی هستند!
    اگر می شود به زبانی ساده توضیح دهید.

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود