جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقریر حقیقت یا تقلیل مرارت، کدام مقدمند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937

    اشاره تقریر حقیقت یا تقلیل مرارت، کدام مقدمند؟




    با سلام خدمت خوانندگان محترم
    مسئله و سوال من سوالی فرضی است فلذا خواهشا بیرون از فرض مسئله بحث نکنید
    فرض می کنیم یک فردی که پایبند به اخلاق است اما به وجود خدا و حقانیت هیچ کدام از ادیان نرسیده است
    و این امر را حقیقت یافته است!
    او نسبت به بقیه افراد جامعه که اعم از سنی و شیعه و مسیحی و یهودی و بودایی و... چه وظیفه ای دارد؟
    1.تقریر حقیقت: برای آنها حقیقتی را که یافته است تقریر کند و دلایل خود را بگوید که بتبع معمولا سبب عدم آرامش و ایجاد شک در طرف مقابل می شود
    2.تقلیل مرارت:برای آنها حقیقتی را که یافته است تقریر نکند و دلایل خود را نگوید و اگر هم می تواند همه افراد را بر عقاید سابقشان تثبیت کند تا احیانا آرامششان زایل نشود.
    نکات:
    1.سوالم را صرفا از منظری اخلاقی کرده ام فلذا خواهشا از منظر برون دینی به سوالم پاسخ داده شود
    2.پاسخ داده نشود که دین اسلام حق است و آن شخص لائیک اشتباه می کند چون فرض مسئله این است
    البته این سوال در مورد همه مطرح است مثلا یک شیعه حق دارد با انداختن سوال و شبهه در یک سنی آرامش او را زایل کند یا خیر.
    3.پاسخ نقضی هم داده نشود که اگر این طور است پس کار پیامبر بد بوده و... ! جواب مستدل و کاملا برون دینی باشد
    اما چرا در صورت تحرّی حقیقت حداقل در بازه ای از زمان آرامش زایل می شود؟
    چون انسان به هر چه وابسته شد دلکندن از آن سبب زوال آرمش او می گردد و عقیده سابق هم یکی از دلبستگیهای انسان است
    باتشکر
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۱۱/۰۸ در ساعت ۲۳:۵۳
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست




    تقریر حقیقت یا تقلیل مرارت، کدام مقدمند؟







    کارشناس بحث: استاد صادق


  4. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777



    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    با سلام خدمت خوانندگان محترم
    مسئله و سوال من سوالی فرضی است فلذا خواهشا بیرون از فرض مسئله بحث نکنید
    فرض می کنیم یک فردی که پایبند به اخلاق است اما به وجود خدا و حقانیت هیچ کدام از ادیان نرسیده است
    و این امر را حقیقت یافته است!
    او نسبت به بقیه افراد جامعه که اعم از سنی و شیعه و مسیحی و یهودی و بودایی و... چه وظیفه ای دارد؟
    1.تقریر حقیقت: برای آنها حقیقتی را که یافته است تقریر کند و دلایل خود را بگوید که بتبع معمولا سبب عدم آرامش و ایجاد شک در طرف مقابل می شود
    2.تقلیل مرارت:برای آنها حقیقتی را که یافته است تقریر نکند و دلایل خود را نگوید و اگر هم می تواند همه افراد را بر عقاید سابقشان تثبیت کند تا احیانا آرامششان زایل نشود.
    نکات:
    1.سوالم را صرفا از منظری اخلاقی کرده ام فلذا خواهشا از منظر برون دینی به سوالم پاسخ داده شود
    2.پاسخ داده نشود که دین اسلام حق است و آن شخص لائیک اشتباه می کند چون فرض مسئله این است
    البته این سوال در مورد همه مطرح است مثلا یک شیعه حق دارد با انداختن سوال و شبهه در یک سنی آرامش او را زایل کند یا خیر.
    3.پاسخ نقضی هم داده نشود که اگر این طور است پس کار پیامبر بد بوده و... ! جواب مستدل و کاملا برون دینی باشد
    اما چرا در صورت تحرّی حقیقت حداقل در بازه ای از زمان آرامش زایل می شود؟
    چون انسان به هر چه وابسته شد دلکندن از آن سبب زوال آرمش او می گردد و عقیده سابق هم یکی از دلبستگیهای انسان است
    باتشکر
    پاسخ : با سلام .
    در این باره آنچه عقل و آخرین وحینامه آسمانی حکم می کند باید عمل کند چون ملاک آن است ونه چیز دیگر .دل بستگی انسان دلیل بر جواز کتمان حقایق نمی شود واگر دراین رابطه کسی به حکم دین پای بند نباشد به حکم عقل باید عمل کند وآن چه حق است به طرف بگوید لذا گفته شده :
    من آن چه شرط بلاغ است با تومی گویم ****تو خواه از سخنم پند گیری خواه ملا ل
    ودر عرف عقلا نیز رویش کار چنین بوده واست چون عقل نمی پسندد کسی در گمراهی باشد ولی فرد آگاه اورا از حقایق آگاه نسازد .
    اما این که گفته شده آرامش او به هم می خورد باید گفت:
    آن آرامش کاذب وزود گذر است که موجب به خطر افتادن آرامش ابدی طرف می شود لذا برای تامین آرامش حقیقی وابدی او باید حقایق را با او گفت تا فکری برای آینده ی خود بکند . برای مثال فرض نماید اگر کسی در حال خواب وآرامش کامل استراحت باشد وماری وخزینده ودرنده ای اورا کمین کرده باشد عقل حکم می کند که اورا بیدار کند تا از خطر نجات پیدا کند

  5. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28777

    جمع بندی




    سوال :چ
    تقریر حقیقت یا تقلیل مرارت، کدام مقدمند؟



    پاسخ :
    در این باره آنچه عقل و آخرین وحینامه آسمانی حکم می کند باید عمل کند چون ملاک آن است ونه چیز دیگر .دل بستگی انسان دلیل بر جواز کتمان حقایق نمی شود واگر دراین رابطه کسی به حکم دین پای بند نباشد به حکم عقل باید عمل کند وآن چه حق است به طرف بگوید لذا گفته شده :
    من آن چه شرط بلاغ است با تومی گویم ****تو خواه از سخنم پند گیری خواه ملا ل
    ودر عرف عقلا نیز رویش کار چنین بوده واست چون عقل نمی پسندد کسی در گمراهی باشد ولی فرد آگاه اورا از حقایق آگاه نسازد .
    اما این که گفته شده آرامش او به هم می خورد باید گفت:
    آن آرامش کاذب وزود گذر است که موجب به خطر افتادن آرامش ابدی طرف می شود لذا برای تامین آرامش حقیقی وابدی او باید حقایق را با او گفت تا فکری برای آینده ی خود بکند . برای مثال فرض نماید اگر کسی در حال خواب وآرامش کامل استراحت باشد وماری وخزینده ودرنده ای اورا کمین کرده باشد عقل حکم می کند که اورا بیدار کند تا از خطر نجات پیدا کند

    تقریر حقیقت یا تقلیل مرارت، کدام مقدمند؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود