جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روش‌های شیطان برای ایجاد اختلاف میان مؤمنان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    10
    حضور
    10 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23

    روش‌های شیطان برای ایجاد اختلاف میان مؤمنان




    روش‌های شیطان برای ایجاد اختلاف میان مؤمنان
    گناهان متعددی وجود دارد که اثر مهم آنها سلب امنیت اجتماعی، نابودی اعتماد میان افراد جامعه و دوری دل‌ها از همدیگر است؛ همانند: غیبت، حسد، بدگمانی، سخن چینی و ... . خداوند از این گناهان به شدت نهی کرده است و شیطان برای ایجاد بی‌اعتمادی و تفرقه در میان مؤمنان، پیگیرانه تلاش می‌کند. به عنوان نمونه، برخی از این گناهان که ابزار شیطان برای تفرقه است، بیان می‌گردد.


    حسد
    ضربه زدن به حیثیت افراد، پیوند و همبستگی اجتماعی را تهدید می‌کند. مهم‌ترین عواملی که موجب می‌شوند انسان شخصیت دیگران را در جامعه تحقیر کند و آبروی‌شان را بریزد، خودخواهی و حسد است. این دو، ارتباط نزدیک به هم دارند و شاید بتوان گفت که اولی، زمینۀ پیدایش دومی می‌گردد.[1] حسد و رشک بردن به دیگران، گر چه ریشه روانی دارد و ناشی از خودخواهی انسان است، در عین حال، زمینۀ مناسبی برای وسوسه‌های شیطان است. شیطان که از این نقطه ضعف انسان‌ها به خوبی آگاه است، با پاشیدن تخم نفاق و کینه میانشان، از آن بهره می‌جوید. از امام صادق(ع) نقل شده است:
    «یقول ابلیس لجنوده: القوا بینهم الحسد و البغی فانهما یعدلان عندالله الشرک
    ؛[2] ابلیس به لشکر خود فرمان می‌دهد: در میان آنان حسد و سرکشی را ایجاد کنید که این دو نزد خدا با شرک هم ترازند».
    قرآن کریم نمونه‌ای از این دام را در مورد برادران یوسف(ع) چنین گزارش می‌دهد: شیطان شعلۀ حسادت را در سینه‌های آنها برافروخت تا بدانجا که حاضر شدند به برادرکشی دست زنند یا او را در زمینی دور دست بیفکنند،[3] ولی یعقوب(ع) از قبل، توطئه شیطان را شناخت و هشدار داد و گفت: (إِنّ الشّيْطانَ لِْلإِنْسانِ عَدُوّ مُبينٌ)؛[4]
    «شیطان برای آدمی، دشمنی آشکار است».


    بدگمانی
    بدگمانی، آثار اجتماعی زیان‌آور زیادی دارد. بدگمانی، نظام اجتماعی، گروهی و خانوادگی را مختل می‌کند و موجب از بین رفتن امنیت و همکاری اجتماعی می‌گردد. اختلاف‌ها، خیانت‌ها و نزاع‌ها در پی‌ آن گسترش می‌یابد، فضیلت‌ها جای خود را به رذیلت می‌دهند و زمینۀ هر گونه رشد و تربیت نابود می‌گردد.[5]
    شیطان تلاش می‌کند از ابزار بدگمانی، بهرۀ کافی را ببرد و آن را میان مؤمنان گسترش و عمق بیشتر بدهد. در واقعۀ حدیبیه، افرادی به پیامبر(ص) و مؤمنان بدگمان شدند. قرآن کریم در ضمن بیان اصل ماجرا، به نقش شیطان در ایجاد بدگمانی و زیبا جلوه دادن آن اشاره می‌کند:
    (وَ زُيِّنَ ذلِكَ في قُلُوبِكُمْ)؛[6]
    «این بدگمانی و پندار اشتباه (درباره پیامبر و مؤمنان) در دل‌های آنان تزیین شده بود».
    امام سجاد(ع) از این ترفند شیطان به خدا پناه می‌برد و می‌گوید: «اللهم اجعل ما یلقی الشیطان فی روعی من التمنی و التظنی و الحسد ذکرا لعظمتک، و تفکرا فی قدرتک، و تدبیرا علی عدوک ؛[7] خدایا! آرزوهای دراز و رشک را که شیطان در دلم می‌افکند، با یاد عظمتت، اندیشیدن در قدرتت و تدبیر در مقابل دشمنت، جایگزین نما».


    غیبت
    اعضای جامعه از گناه معصوم نیستند و خواسته یا ناخواسته در کردارها و زندگی افراد، اشتباهات و عیب‌هایی وجود دارد که اگر فاش و برای دیگران بازگو شود، آبرویشان می‌ریزد، از محبت‌ها و عاطفه‌ها کاسته می‌شود، دل‌ها از یکدیگر دور می‌گردند و در نتیجه، بی‌اعتمادی و از هم گسیختگی اجتماعی به وجود می‌آید. از امام علی(ع) نقل شده است: «لو تکاشفتم ما تدافنتم
    ؛[8] اگر از اسرار هم آگاه شوید، یکدیگر را دفن نمی‌کنید».
    خداوند برای حفظ آبروی مؤمنان و مصالح جامعه اسلامی، از غیبت به شدت نهی کرده و آن را همانند خوردن گوشت برادر مؤمن دانسته است؛ ولی شیطان همواره در تلاش است که مؤمنان را به آن آلوده سازد و بدین صورت، دل‌های آنان را از همدیگر دور سازد. از امام صادق(ع) نقل شده است: «... و من اغتاب أخاه المؤمن من غیر ترۀ بها فهو شرک الشیطان ؛ کسی که غیبت برادر مؤمنش را می‌کند، بدون آنکه بینشان دشمنی باشد، پس او شریک شیطان است.[9]

    محمد قدیر دانش


    [1] . اخلاق در قرآن، محمد تقی مصباح یزدی، ج3، ص231
    (مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، چ1، 1378ش.).
    [2] . میزان الحکمه ، محمدی ری‌شهری، ج2، ص426 (دارالحدیث، قم، 1371ش.).
    [3] .یوسف/8و9.
    [4]یوسف/5
    [5] . بدگمانی ریشه فتنه‌ها و اختلاف‌ها، سید محمد شجاعی، ص110 به بعد (مهر امیرالمؤمنین، قم، چ1، 1384ش.).
    [6] . فتح/12.
    [7] . صحیفه سجادیه، دعای بیستم.
    [8]ر.ک: نهج البلاغه.
    [9] . من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج4، ص299؛ تفسیر راهنما، ج10، ص177

    منبع: مجله فرهنگ کوثر شماره 78
    هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق **** ثبت است بر جریده عالم دوام ما


  2. صلوات ها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود