صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهی به مسأله امامت از زاویه ای دیگر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    269
    حضور
    5 روز 11 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    466

    اشاره نگاهی به مسأله امامت از زاویه ای دیگر




    بنده با یکی از دوستانم داشتم صحبت میکردم که مسئله ای را مطرح کرد که بنده را مشکوک به امامت کرد. گفت پیامبر دوران های سختی را در مکه گذراند همچنین در شعب ابی طالب. در تمامی این دوران ها و سختی ها همانطور که علی در کنار پیامبر بود ابوبکر و عمر و عثمان هم بودند پس آنها همانند علی در دوران سختی خودشان را نشان دادند و در کنار پیامبر ماندند. بعد حرف دیگری هم که میزد این بود که شاید مثلا عمر در بعضی موارد جلوی پیامبر میایستاد اما با تاکید پیامبر از موضعش کوتاه میامد و این جبهه گیری او منجر به این نمیشد که برای حرف پیامبر ارزشی قائل نشود. در آخر هم گفت اگر علمای شیعه مدعی این هستند که امامت انقدر مسئله مهمی هست که اگر بعد پیامبر ائمه به قدرت نرسند اسلام به بیراهه میرود چطور ممکن هست که پیامبر در مورد چنین مسئله مهمی به اندازه کافی به ابوبکر و عمر و عثمان تاکید کرده باشد اما آنها با وجود تاکید پیامبر حرف او را زیر پا بگذارند؟! اگر آنها قدرت طلب بودند در دوران سختی ها (که به آن اشاره شد) باید اسلام را ترک میکردند اما این کار را نکردند و در کنار پیامبر ماندند پس اینکه بگوییم آنها قدرت طلب بوده اند پس حق خلافت را از علی غصب کردند منتفی هست.

    پاسخ شما به این شبهه چیست؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۹/۰۸ در ساعت ۱۳:۱۳

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58328



    با نام و یاد دوست




    نگاهی به مسأله امامت از زاویه ای دیگر







    کارشناس بحث: استاد عماد

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۶/۱۸ در ساعت ۲۲:۵۵

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    سلام علیکم
    آنچه شما فرموده اید که :

    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    پیامبر دوران های سختی را در مکه گذراند همچنین در شعب ابی طالب. در تمامی این دوران ها و سختی ها همانطور که علی در کنار پیامبر بود ابوبکر و عمر و عثمان هم بودند پس آنها همانند علی در دوران سختی خودشان را نشان دادند و در کنار پیامبر ماندند.
    اما باید خدمتتان عرض شود که
    خیلی ها با پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بودند اما ثابت قدم ماندن شرط است ، نه در زمان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بلکه بعد وقبل از ایشان نیز این سنت جاری بوده است .
    قارون پسر عموی حضرت موسی است ، در بین بین اسرائیل از همه مقدمتر در حفظ تورات بوده است (1) اما به تصریح قران از حضرت موسی فاصله گرفت و به بیراهه رفت (2)
    این قاعده زمان پیامبر صلی الله وله وسلم نیز جاری بوده است و به اعتقاد ما کسانی که فرمایش ایشان را در مورد جانشینی نپذیرفتند از آن جمله بودند
    بعداز رحلت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم نیز زبیر از نزدیکان حضرت علی علیه السلام بود وی علیه ابابکر تحرکاتی داشت(3) حتی در شورای بعد از عمر نیز به نفع حضرت علیه علیه السلام رای داد(4) اما همین شخص جنگ جمل را علیه حضرت علی علیه السلام به راه انداخت (5)، نمی توان گفت چون زبیر از یاران و دوستان حضرت علی علیه السلام بوده پس جنگ جمل دروغ است
    بعد از شهادت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام نیز وکلای ایشان که از نزدیکان حضرت بودند ،بعدا به خاطر مطامع دنیوی فرقه واقفیه را تشکیل دادند (6)
    حتی اگر الان نیز نگاهی به تاریخ معاصر کنید بسیاری از افراد هستند که با فلان آقا بوده اند سختی هم تحمل کرده اند اما بعدها از همان شخص فاصله گرفته اند

    پس نمی توان فلانی با پیامبر بوده است شرایط سخت را هم تحمل کرده است و نتیجه گرفت پس تا آخر مانده است

    1. معارف ومعاریف ، سید مصطفی حسینی دشتی ، ج چهارم ص 639
    2. ایه 76سوره قصص ان قارون کان من قوم موسی و بغی علیهم
    3. امامت‏وسياست/ ابن قتیبه دینوری ، ترجمه،ص:27
    4. امامت‏وسياست/ترجمه،ص:46
    5. الغارات/ ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی ، ترجمه،ص:417
    6. شیخ طوسی ، الغیبه ص 47


  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    شاید مثلا عمر در بعضی موارد جلوی پیامبر میایستاد اما با تاکید پیامبر از موضعش کوتاه میامد و این جبهه گیری او منجر به این نمیشد که برای حرف پیامبر ارزشی قائل نشود
    درباره این جمله شما نیز باید عرض کنیم که
    اولا : شاید نه و قطعا در تاریخ مواردی ذکر شده که عمر بن خطاب علیه نظر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم موضع گیری کرده است

    عمر خود اقرار می کند که :
    در حديبيه چندان شك و ترديد در دل من راه يافت كه خدا مى‏داند، و در آن روز با رسول خدا (ص) صحبتى كردم كه اى كاش نمى‏كردم(1)
    موارد زیادی نیز موجود می باشد پس شاید در این جمله بی معنا است
    ثانیا : اگر در مواردی کوتاه می آمد نه به این معنا بود که برای حرف پیامبر صلی الله علیه واله وسلم ارزش قائل شده بلکه چون نمی توانست در مقابل حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم حرف خود را به کرسی بنشاند ، کوتاه می آمد .
    گواه بر این مطلب ، قضیه قلم و دوات است ، چون در آنجا ثابت کرد که نه تنها برای پیامبر صلی الله علیه واله وسلمارزش قائل نیست بلکه اگر شرایط اجازه دهد دستور پیامبر صلی الله علیه واله وسلمرا نیز عمل نخواهد کرد
    از آنجا می گویم که ارزشی برای حرف پیامبر صلی الله علیه واله وسلم قائل نبود چون در آن قضیه گفت :
    ان الرجل لیهجر (2) یعنی این مرد (العیاذ بلله هزیان می گوید)
    بعضی از منابع گفته اند که وی گفت:
    قد غلب علیه الوجع (3) مریضی بر ایشان غلبه کرده است
    و از انجا می گویم که اگر شرایط اجازه دهد دستور پیامبر صلی الله علیه واله وسلمرا نیز نادیده می گیرد ، چون در زمان رحلت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم شرایط طوری بود که عمر می توانست علیه فرمایش پیامبر صلی الله علیه واله وسلم موضع بگیرد و حرف خود را به کرسی بنشاند (4)ولی در صلح حدیبیه پیامبر اصلی الله علیه واله وسلم ز موقعیتی برخودار بود که مثل عمر توان ایستادگی در مقابل دستور ایشان را نداشت
    ثالثا :آیا حضرت علی علیه السلام که حتی یک مرتبه در مقابل پیامبر صصلی الله علیه واله وسلم موضع نگرفته اند و تابع محض بوده اند با کسانی که خودشان اقرار می کند در صلح حدیبیه شک کردیم یا در مواقع مختلف علیه پیامبر صلی الله علیه واله وسلم موضع می گرفتند مساویند

    1.المغازى/ترجمه،متن،ص:713
    2.الطبقات‏الكبرى،ج‏2،ص:187، اگر چه در طبقات این حرف را به بعض نسبت داده ولی کتابهای بسیاری گوینده این حرف را عمر می دانند
    3. إمتاع‏الأسماع،ج‏14،ص:450
    4. طبقات کبری، همان


  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    اگر علمای شیعه مدعی این هستند که امامت انقدر مسئله مهمی هست که اگر بعد پیامبر ائمه به قدرت نرسند اسلام به بیراهه میرود چطور ممکن هست که پیامبر در مورد چنین مسئله مهمی به اندازه کافی به ابوبکر و عمر و عثمان تاکید کرده باشد اما آنها با وجود تاکید پیامبر حرف او را زیر پا بگذارند؟! اگر آنها قدرت طلب بودند در دوران سختی ها (که به آن اشاره شد) باید اسلام را ترک میکردند اما این کار را نکردند و در کنار پیامبر ماندند پس اینکه بگوییم آنها قدرت طلب بوده اند پس حق خلافت را از علی غصب کردند منتفی هست.


    در پاسخ به این فرمایش شما عرض می کنم
    اولا : ما در تاریخ یک نص صریح یا گزارش قطعی داریم و یک موید تاریخی ، هیچ وقت نمی توان با تحلیل تاریخی گزارش قطعی را خدشه دار کرد
    مثلا ما گزارش قطعی داریم که جنگ جمل صورت گرفته است ، شیعه و سنی در تاریخهایشان این جنگ را با تمام جزئیاتش آورده اند ، ایا می شود کسی با این تحلیل که مگر می شود همسر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم با داماد ایشان جنگیده باشد پس جنگ جمل دروغ است
    در جواب می گویم جنگ جمل از گزارشات قطعی تاریخ است ایا می شود با این موید جنگ را زیر سوال برد
    اینجا هم همینطوراست ، در مواقع مختلف پیامبر صلی الله علیه واله وسلم نسبت به جانشینی حضرت علی علیه السلام تذکر داده بودند ،در جریان عشیرتک الاقربین فرمودند :
    «هذا اخى و وصيى و خليفتى بعدى و وارثى فاسمعوا له و أطيعوا له».(1)
    در جریان غدیر و ........ نیز اعلام کرده بودند ، حال این گزارشات تاریخی که نتیجه آن قطعی بودن جانشینی حضرت علی علیه السلام است نمی توان با موید تاریخی (که مگر میشود ابابکر و عمر حرف پیامبر را نادیده بگیرند) خدشه دار کرد
    ثانیا : فرموده اید (چطور ممکن هست که پیامبر در مورد چنین مسئله مهمی به اندازه کافی به ابوبکر و عمر و عثمان تاکید کرده باشد اما آنها با وجود تاکید پیامبر حرف او را زیر پا بگذارند؟!)
    جواب اینکه ، پیامبر صلی الله به اندازه کافی به همه مسلمانان درباره وصایت امیر المومنین علی علیه السلام صحبت کرده بودند ، از جمله این دو تن ، ولی حرف این است اینها با مخالف این فرمایش پیامبر بودند ، و برنامه برای زیر پا گذاشتن فرمان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم داشتند ، که در پستهای قبلی جریان قلم و دوات و جسارت به ساحت مقدس پیامبر صلی الله علیه واله وسلم ذکر شد ، بارها نیز فرمان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را نادیده گرفته بودند ، ولی متاسفانه بر خلاف فرمایش شما آنها با وجود تاکید پیامبر صلی الله علیه واله وسلم حرف ایشان را زیر پا گذاشتند که که اسناد و شواهد آن موجود می باشد
    ثالثا: گفته اید: (اگر آنها قدرت طلب بودند در دوران سختی ها (که به آن اشاره شد) باید اسلام را ترک میکردند اما این کار را نکردند و در کنار پیامبر ماندند پس اینکه بگوییم آنها قدرت طلب بوده اند پس حق خلافت را از علی غصب کردند منتفی هست.)
    این مثل آن است که بگوییم زبیر در جریان سقیفه که خطر جانی برایش داشت از حضرت علی علیه السلام دفاع کرد ، مگر می شود بعدها علیه حضرت علی علیه السلام جنگ براه انداخته باشد ؟
    بله می شود ، تاریخ می گوید میشود،
    زبیر در آن زمان قدرت طلب نبوده پس بعدش هم قدرت طلب نبوده است.
    ایا انسان از اول عمر تا آخر عمر بر یک صراط است ؟ اگر ابتدا قدرت طلب نبود تا آخر قدرت طلب نیست ؟؟!!!
    نگاهی به فعل وانفعالات سیاسی روز بیندازید ، یا کسانی نبودند که در راه دفاع از امام خمینی جان خود را حاضر بودند فدا کنند اما بعدها در مقابل امام یا مکتب امام قرار گرفتند
    اشکال آنجا است که نقش شیطان را نادیده گرفته اید ، ممکن است در یک جایی انسان از جان خود در راه اهدافش بگذرد ولی طول زمان شیطان بر انسان چیره شود و او را در مقابل حق قرار دهد
    این که بگوییم چون در شرایط سخت با پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بوده اند پس تا آخر مانده اند پذیرفتنی نیست ، ممکن است
    1. تاريخ‏ابن‏خلدون/ترجمه‏متن،ج‏1،ص:647


  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    در آخر هم گفت اگر علمای شیعه مدعی این هستند که امامت انقدر مسئله مهمی هست که اگر بعد پیامبر ائمه به قدرت نرسند اسلام به بیراهه میرود چطور ممکن هست که پیامبر در مورد چنین مسئله مهمی به اندازه کافی به ابوبکر و عمر و عثمان تاکید کرده باشد اما آنها با وجود تاکید پیامبر حرف او را زیر پا بگذارند؟! اگر آنها قدرت طلب بودند در دوران سختی ها (که به آن اشاره شد) باید اسلام را ترک میکردند اما این کار را نکردند و در کنار پیامبر ماندند پس اینکه بگوییم آنها قدرت طلب بوده اند پس حق خلافت را از علی غصب کردند منتفی هست.
    سلام
    مقاومت و ایستادگی در کار نشانگر روحیه قوی یا انگیزه قوی است و هیچ ربطی به قدرت طلب بودن یا نبودن ندارد
    ذیل و صدر این استدلال هیچ ربطی به هم ندارند
    بسیاری از قدرت طلبان عالم پس از تحمل رنجها و سختیهای بسیار به قدرت رسیدند این دو چه ارتباطی با هم دارند ؟
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    269
    حضور
    5 روز 11 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    466



    بحث سر مساوی بودن علی و ابوبکر و عمر و عثمان نیست بحث سر این است که به هر حال در طول 23 سالی که پیامبر رسالت داشتند به غیر از آخر کار که در موضع قدرت در مقابل کفار قرار گرفتند بیشتر زمان ها (مخصوصا در مکه و شعب ابی طالب) در موضع ضعف بودند و اگر خلفاء دنیا پرست بودند از پیامبر فاصله میگرفتند. بعد بنده گفتم این افراد را ما هرچه بنامیم به هر حال مسلمان بودند و پیامبر هم فقط در بستر مرگ نگفتند که علی بعد او خلیفه هست که مثلا عمر بتواند بگوید او مریض است و هذیان میگوید بلکه قبل از افتادن در بستر مرگ بارها بر این مسئله تاکید کرده (از نقطه نظر شیعی) پس عمر و ابوبکر و عثمان که نشان داده اند که اسلام و پیامبر و خدا برایشان مهمتر است چگونه شده که درست بعد از مرگ پیامبر به یکباره اسلام و پیامبر و خدا را فراموش کردند و خلافت را غصب کردند؟! فقط یک منافق میتواند به یکباره تغییر چهره بدهد و مطمئنا با توجه به اینکه پیامبر علم غیب داشته مطمئنا باید قبل از فوت نفاق آنها را برای مسلمین افشا میکرده به هر حال به خلافت رسیدن علی برای زنده نگه داشتن اسلام حقیقی مهم بوده است (از نقطه نظر شیعی) اما چنین کاری نکرده پس نفاقی در کار نبوده.

    در مورد موضوع گزارش تاریخی که میفرمایید حرفتان صحیح است با تحلیل نمیتوان گزارش تاریخی را زیر سوال برد اما در مورد اینکه خلافت بعد از پیامبر حق علی بوده یا نه گزارشات ضد و نقیض هستند و شیعیان میگویند بوده و اهل سنت میگویند نبوده پس تحلیل ها میتواند راهگشا باشد. در مورد قدرت طلب شدن هم این مسئله به یکباره رخ نمیدهد پس اینکه بگوییم تا زنده بودن پیامبر قدرت طلب نبودند بلافاصله بعد فوت ایشان قدرت طلب شدن منطقی نیست. حداقل این مسئله باید چند ماه قبل از فوت پیامبر رخ میداد و با توجه به اینکه پیامبر علم غیب دارد میتوانست در مورد قدرت طلبی برخی صحابه بعد از فوتش به مردم هشدار دهد و اگر چنین هشداری میداد مطمئنا چنین اتفاقی (غصب خلافت از نظر شیعی) رخ نمیداد پس میتوان نتیجه گرفت که اصولا قدرت طلبیی در کار نبوده که پیامبر بخواهد راجع به آن هشداری بدهد.

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    269
    حضور
    5 روز 11 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    466



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    بسیاری از قدرت طلبان عالم پس از تحمل رنجها و سختیهای بسیار به قدرت رسیدند این دو چه ارتباطی با هم دارند ؟
    یعنی میفرمایید ابوبکر و عمر و عثمان رنجها و سختیهای مکه و شعب ابی طالب را تحمل کردند به امید اینکه روزی به قدرت برسند؟! و پیامبر که علم غیب دارد نفاق آنان را آشکار یا در مورد قدرت طلبی آنان به مسلمین هشداری نداده است؟!
    ویرایش توسط m@hdi : ۱۳۹۲/۰۶/۱۹ در ساعت ۱۶:۵۷

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    336
    حضور
    10 روز 14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    459



    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    عنی میفرمایید ابوبکر و عمر و عثمان رنجها و سختیهای مکه و شعب ابی طالب را تحمل کردند به امید اینکه روزی به قدرت برسند؟! و پیامبر که علم غیب دارد نفاق آنان را آشکار یا در مورد قدرت طلبی آنان به مسلمین هشداری نداده است؟!
    جناب مهدی خودبزرگبینی و غرور و منیت ، باعث شد شیطان (لع) که هزاران سال خدا را اطاعت و عبادت کرده و در مقام ملائکه مقرب درگاه الهی قرار گرفته بود ، در نهایت طغیان و سرکشی کند و گمراه و گمراه کننده شود!

    شیطان که با عبادت و اطاعت خدا مشکلی نداشت و در واقع برتری و جایگاه خدا را پذیرفته بود اما وقتی امر شد که به خلیفه خدا سجده( سجده در عالم ملکوت یعنی اطاعت و تکریم) کند ، مقام خود را با مقام آدم(ع) قیاس کرد و دچار غرور و منیت شد و از اطاعت و تکریم آدم(ع) ، و در حقیقت از فرمان و اراده خداوند سرپیچی کرد و در برابر خدا طغیان نمود!

    و همین دام کثیف شیطان (غرور و منیت) همیشه وجود داشته است این بود که شیخین ، با رسوبات فکری و فرهنگی عرب جاهلی، نتوانستند جایگاه و برتری محسوس و مقام خلیفه الهی امیر المومنین علی(ع) ،که جوانی سی و چند ساله بود را تحمل کنند و برای خود کسر شان دیدند که پیرمردانی ریش سفید جوانی را در مقام جانشینی رسول الله(ص) اطاعت و تکریم کنند( همانطور که شیطان برای خود اطاعت و تکریم ادم(ع) را کسر شان دید)
    و سوابق انها اصلا مهم نبود و همه ما هر لحظه در معرض امتحانهای مختلف هستیم و استثنایی نیز وجود ندارد حتی رسول الله(ص) با آن همه شایستگی و عظمت و مقام معنوی نیز در معرض امتحان های الهی بود که با تربیت و مراقبت مستقیم الهی و با حفظ کامل تقوی الهی توانست از عهده همه انها بشایستگی براید و به مقام خیر خلق الله رسید که هیچ مخلوقی تا به ان زمان نرسیده بود و نخواهد رسید!

    خداوند در قران میفرماید:
    أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ
    آیا مردم گمان کرده اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می شوند و آنان مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟

    الحمد لله رب العالمین
    ویرایش توسط خادم الیمانی(ع) : ۱۳۹۲/۰۶/۱۹ در ساعت ۲۰:۲۹

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط m@hdi نمایش پست ها
    و پیامبر که علم غیب دارد نفاق آنان را آشکار یا در مورد قدرت طلبی آنان به مسلمین هشداری نداده است؟!
    سلام
    دوره شبهات آبكي و سياه نمايي مدت زماني است كه گذشته

    ايا خداوند علم غيب داشته يانه؟
    حال كه مي داند انسانها جنايت و خونريزي مي كنند چرا انها را خلق نمود؟
    آيا خدا علم غيب داشت يا نه؟ حال چرا مقام شيطان را ارتقا داده در صورتي كه مي داند در اخر تمرد از دستورش مي كند؟
    آيا رسول خدا غيب مي دانست يا خير؟ اگر مي دانست چرا عبد الله بن ابي را در بيعت شجره وارد نمود كه در نهايت او بشود سركرده و رئيس منافقين مدينه؟

    پيغمبر مامور به حكم ظاهر افراد هستند :::::::: وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ پیامبراسلام گوشی است وبراساس شنید نیهایش قضاوت می کند
    اگر اينگونه كه شما پيش مي رويد ما بخواهيم همراه شما و هم گام شما باشيم بايد به عصمت و علوم خود ذات اقدس الهي نيز شك كنيم



    ویرایش توسط kheymegahabalfazl : ۱۳۹۲/۰۶/۲۰ در ساعت ۰۱:۵۹

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود