صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پلورالیسم دینی از منظر قرآن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    اسلام.روشنفكري ديني.علم.سياست جدا از ديانت.ملي
    نوشته
    34
    حضور
    22 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    74

    پلورالیسم دینی از منظر قرآن




    بنده قرار بود نوشتاری در خصوص جهاد آماده کنم اما پیش از آن،قرار است در خصوص مسئله پلورالیسم دینی یا تکثرگرایی دینی از منظر قرآن صحبت کنم که چندان بی ربط به نوشتار بعدی نیست و در این نوشتار،بیشتر به بررسی و تشریح آیات قرآن و این موضوع مهم که آنچه از قرآن تحت عنوان تکثرگرایی استخراج می شود،می پردازم.


    پلورالیسم دینی یا تکثرگرایی،که پایه گذاری آن در مسیحیت شکل گرفته است،یک تئوری دینی است و به ما می گوید:ضمن اینکه همه ادیان حق اند،راه حق و رستگاری معطوف به یک دین نیست و راه رستگاری در همه این ادیان الهی وجود دارد و هر کسی هر دینی را اختیار کند؛می تواند با آن دین رستگار و کامیاب شود.اگر فردی به انتخاب خود مسیحیت اختیار کرد،اگر کسی یهودیت اختیار کرد،اگر کسی اسلام اختیار کرد،انتخاب او حق است و حقانیت دارد و می تواند با آن ادیان به رستگاری برسد و باید بر اساس احکامی که مختص به دین اوست،سنجیده شود؛مثلا در اسلام نوشیدن شراب حرام است،اما در ادیان دیگر چنین نیست،پس یک مسیحی که در آئین او شراب حرام نیست با نوشیدن آن مرتکب گناه نشده است.به نوعی همه ادیان حق اند و حقانیت دارند و هر فردی می تواند با هر دینی به این حقیقت برسد.پروفسور جان هیک یکی از فیلسوفان تکثرگرای دینی است و این نظریه را خیلی بسط داده است.
    این نظریه،چه در میان مسیحیان که در میان آنها پایه گذاری شده است،و چه در میان مسلمانان که البته بسیاری طالب این نظریه هستند و در طول تاریخ این افراد وجود داشتند،مخالفان و منتقدانی دارد.انحصارگرایان دینی که در میان آنها مسیحیان و مسلمانان و یهودیان نیز هستند که می گویند،راه رستگاری تنها در دین ماست،و اگر کسی مسلمان باشد تنها به بهشت می رود و یا اگر کسی مسیحی باشد اهل بهشت است؛یعنی خدا از ایمان پیروان ادیان دیگر و از کارهای نیکو و تقوای آنان می گذرد و بدون سنجش اعمال آنها،آنان را برای جهنم آماده می کند!
    فرض بر آن بگیریم یک دانشمند در 100 سال پیش نظریه ای را بیان کرد،یک دانشمند دیگر در 50 سال پیش ضمن پذیرش نظریه سابق،آن را گسترش داد و امروز دانشمندی آن نظریه را ضمن پذیرش دو نظریه پیشین،آن را کامل می کند.پس هر سه این نظریات درست و صحیح اند و نظریه امروز آن نظریات را باطل نمی کند و اگر کسی به هر شکلی بیشتر موافق نظریه ای باشد که در 100 سال پیش و یا در 50 سال پیش اظهار شده است،از منظر علمی هیچ اشکالی ندارد و سخن او حق است.و یا اینکه کسی بگوید عدد 2 زوج است،کس دیگر بگوید 4 هم زوج است،یک فردی هم بگوید 2 و 4 زوج است،6 هم زوج است.این خاصیت زوج بودن عدد6،زوج بودن 2 و 4 را باطل نمی کند،کسی که اعتقاد دارد 2 و 4 زوج است،سخن او درست و حق است و شاید ادله ای دارد که بیان می کند 6 زوج نیست.مسئله ادیان هم همین است،ادیان در احکام با یکدیگر متفاوت اند؛مثلا مسیح گفت احکام در باطن انسان است و نه در ظاهر،اما اسلام چیز دیگری به ما می گوید.در اسلام،احکامی چون جهاد،نماز،روزه و...است که در مسیحیت وجود ندارد،و یا این احکام در اسلام بدون حضور روحانیون مشروعیت دارد و در مسیحیت این چنین نیست.اما هر یک از ادیان،مردم را به سوی اخلاق مداری سوق می دهند،مردم را به سوی نیکی می خوانند،مردم را به سوی خدا می خوانند،حالا فردی که اعمال نیکو انجام می دهد،خدا را خالصانه می خواند و به دین خود مومن است،با هر دینی که دارد،سخن او و کردار او حق است و مستحق پاداش است؛اگر به گفته انحصارگرایان مسیحی باشد،خدا در آخرت از یک میلیارد مسلمان و 14 میلیون یهودی و 2 میلیون زرتشتی می گذرد و به اعمال نیک آنها نمی نگرد و آنان را مستحق مجازات می داند؟!و یا اگر به گفته انحصارگرایان مسلمان باشد یعنی خدا از اعمال 2 میلیارد مسیحی می گذرد و آنان را در آتش جهنم می اندازد؟!این نگرش به هیچ وجه منطقی و قابل قبول نیست.درست است که اسلام آخرین دین الهی است،اما ادیان قبل از خود را رد و باطل نمی کند؛بلکه از تصدیق آنان سخن می گوید.
    اما بیشتر به مسئله تکثرگرایی دینی در قرآن بنگریم که مخالفان و ناقدانی دارد.در این میان،یک گروه مسلمانانی هستند که به طور کلی با تکثرگرایی دینی مخالفند و سخن از نفی تکثرگرایی دینی در قرآن می گویند،گروه دیگر در واقع مخالفان اسلام و موافقان تکثرگرایی دینی هستند که در میان آنها بی دینها و مسیحیان نیز دیده می شود و سخن آنها،همان سخن گروه اولی است؛یعنی رد تکثرگرایی دینی در قرآن.پاپ سابق هم بیان کرده بود که تکثرگرایی برای مسلمانان قابل قبول نیست،بسیاری از بی دینها نیز این مسئله را بیان می کنند،یکی از کشیش های مسیحی نامه ای سرگشاده نوشته بود و پا فراتر نهاده بود و در آن بیان کرده بود مطابق قرآن با مسیحیان و یهودیان باید جنگید تا مسلمان شوند و البته در آن زمان،دکتر عبدالعلی بازرگان،فرزند مرحوم مهندس بازرگان و فعال ملی-مذهبی،پاسخ بسیار مطلوبی به این کشیش داده بود.
    در این بخش از نوشتار،با بررسی و تشریح دقیق آیات قرآن،تکثرگرایی دینی از منظر قرآن را مورد ارزیابی قرار می دهم و ضمن نقد و نفی این مسئله که تکثرگرایی دینی از منظر قرآن پذیرفته نیست،ادله ام را همراه با آیات قرآن در این خصوص بیان خواهم کرد.بنده آیاتی از قرآن را که مربوط به کثرت گرایی دینی بودند را جمع آوری کردم.
    اگر در آیات قرآن نظر کنیم،در میابیم که در این آیات ادیان ابراهیمی،همگی حق اند و از جانب خدا مقبول اند و حقانیت دارند.در واقع معیار مسلمان بودن،پذیرش ادیان پیشین ابراهیمی و پذیرش آنان به عنوان پیامبر است.مولوی تعبیر درستی دارد که می فرماید:
    نـــام احـمد نـــام جــملهٔ انـبیــاســـت
    چون که صد آمد نود هم پیش ماست
    و این مسئله کاملا در آیات قرآن مشهود است:
    سوره بقره آیه 136 – قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَىٰ وَعِیسَىٰ وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
    بگویید که ما (مسلمین) ایمان به خدا آورده‌ایم و به آن کتابی که بر پیغمبر ما فرستادند و به آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان او نازل شده و به آنچه به موسی و عیسی داده شده و هم به آنچه به پیغمبران از جانب خدا داده شده، به همه عقیده‌مندیم و میان هیچ یک از آنان فرق نگذاریم و تسلیم فرمان او هستیم.
    سوره بقره آیه 285 – آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ کُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ
    این رسول به آنچه خدا بر او نازل کرده ایمان آورده و مؤمنان نیز همه به خدا و فرشتگان خدا و کتب و پیغمبران خدا ایمان آوردند (و گفتند) ما میان هیچ یک از پیغمبران خدا فرق نگذاریم، و (همه یک زبان و یک دل) اظهار کردند که ما (فرمان خدا را) شنیده و اطاعت کردیم، پروردگارا، ما آمرزش تو را خواهیم و (می‌دانیم) بازگشت همه به سوی توست.
    سوره مائده آیه 46 – وَقَفَّیْنَا عَلَىٰ آثَارِهِمْ بِعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ ۖ وَآتَیْنَاهُ الْإِنْجِیلَ فِیهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِینَ
    و از پی آن رسولان باز عیسی پسر مریم را فرستادیم که تصدیق به درستی توراتی که پیش او بود داشت و انجیل را نیز به او دادیم که در آن هدایت و روشنی (دلها) است، و تصدیق به درستی تورات که پیش از او بود دارد و راهنمایی خلق و اندرز برای پرهیزکاران عالم است.
    سوره انعام آیه 91 – وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ ۗ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتَابَ الَّذِی جَاءَ بِهِ مُوسَىٰ نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ ۖ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِیسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ کَثِیرًا ۖ وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُکُمْ ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ
    و آنها خدا را آن گونه که باید، نشناختند که گفتند: خدا بر هیچ کس از بشر کتابی نفرستاده. بگو: کتاب توراتی را که موسی آورد و در آن نور (علم) و هدایت خلق بود چه کسی بر او فرستاد که شما آیات آن را در اوراق نگاشته، بعضی را آشکار می‌نمایید و بسیاری را پنهان می‌دارید و آنچه را شما و پدرانتان نمی‌دانستید به شما آموختند؟ بگو: خداست (که رسول و کتاب فرستد)، سپس آنها را بگذار تا به بازیچه خود فرو روند.
    سوره انعام آیه 92 – وَهَٰذَا کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا ۚ وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ
    و این (قرآن) کتابی است که ما فرستادیم با خیر و برکت بسیار و گواه صدق سایر کتب آسمانی که در مقابل اوست (تا مردم را به پاداش الهی مژده دهی) و تا خلق را از اهل مکه و هر که به اطراف آن است بیم دهی. و آنان که به آخرت ایمان آوردند به این کتاب نیز ایمان خواهند آورد و آنها (اوقات) نمازشان را محافظت می‌نمایند.
    در آیات قرآن،گاهی مسیحیان و یهودیان و پیروان دیگر ادیان که اهل کتاب خوانده شدند،مورد خطاب قرار گرفتند و گاه مورد تحسین و گاه مورد نکوهش قرار گرفتند.از مسلمانانی که منکر تکثرگرایی از منظر قرآن هستند،آنها نیز اعتقاد بر این دارند که اسلام ادیان ابراهیمی را تصدیق کرده است،اما آنها مدعی اند که با ظهور اسلام،دین خاص خدا همان اسلام است.چند آیه از قرآن است که صدای این گروه را زیاد بلند کرده است.آیاتی که در قرآن مسیحیان و یهودیان و اهل کتاب مورد نکوهش قرار گرفتند و بیان شده است که جز اسلام،دین دیگری پذیرفته نیست.باید به شأن نزول آیات توجه کرد،به تفسیر آن آیات و آیات پیش و پس از آن نیز توجه کرد.به این آیات بنگریم:
    سوره مائده آیه 51 – یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِیَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
    ای اهل ایمان، یهود و نصاری را به دوستی مگیرید، آنان بعضی دوستدار بعضی دیگرند، و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند به حقیقت از آنها خواهد بود؛ همانا خدا ستمکاران را هدایت نخواهد نمود.
    این نوع آیات از قرآن،در واکنش به خیانت ها و دشمنی برخی از مسیحیان و یهودیان نسبت به مسلمانان است.غرض از بیان این آیه این نبود که مسلمانان در هیچ دوره ای حق ندارند مسیحیان و یهودیان را به دوستی بگیرند،مسلمانان در آن وضعیت زمانی و مکانی که قرار داشتند،نمی توانستند آنان را به دوستی و سرپرستی بگیرند.البته نزاع بر سر این موضوع که آیا در این آیه دوستی صدق می کند و یا سرپرستی،وجود دارد.
    در واقع این آیه،حاصل اختلافات فکری میان مسلمانان و مسیحیان و یهودیان نبود،حاصل دشمنی آنان با مسلمانان بود.پیامبر گرامی اسلام با بسیاری از قبایل یهودی عهد و پیمان صلح بست اما آن قبایل عهد شکنی کردند.نه اینکه چون آنها مسیحی بودند و یا یهودی،این گونه مورد نکوهش قرار گرفتند،بلکه به سبب انحراف آنان به سوی شرک و دشمنی آنان با مسلمانان بود.به نقل از مفسران ماجرا و شأن نزول این آیه این بود که عبادة بن صامت خزرجى خدمت پیامبر رسید و گفت: من هم پیمانانى از یهود دارم که از نظر عدد زیاد و از نظر قدرت نیرومندند، اکنون که آنها ما را تهدید به جنگ میکنند و حساب مسلمانان از غیر مسلمانان جدا شده است.و مطابق این اتفاقات و حوادث این آیات نازل شد.و در آیات دیگر نیز اشاره دارد:
    سوره مائده آیه 80 – تَرَىٰ کَثِیرًا مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَفِی الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ
    بسیاری از آنها را خواهی دید که با کافران دوستی می‌کنند. ذخیره‌ای که برای خود پیش می‌فرستند و آن غضب خداست بسیار بد ذخیره‌ای است و آنها در عذاب جاوید خواهند بود.
    سوره مائده آیه 81 – وَلَوْ کَانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالنَّبِیِّ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیَاءَ وَلَٰکِنَّ کَثِیرًا مِنْهُمْ فَاسِقُونَ
    و اگر به خدا و پیغمبر و کتابی که بر او نازل شده ایمان آورده بودند البته کافران را دوست خود نمی‌گرفتند، ولیکن بسیاری از آنها فاسق و بدکردارند.
    در آن زمان هم،مسلمانان در جنگ با مشرکان بودند و عهد شکنی ها و همکاری با آنان،ضربه و آسیب فربه ای به اسلام می زد.مسیحیان و یهودیانی که مورد خطاب قرآن قرار می گیرند،با مشرکان همکاری می کنند و آئین شرک در احکام آنان وارد شده است.اما مسئله ای که گواه بر این سخن است که آنان به جهت دشمنی با مسلمانان این گونه مورد نکوهش قرار گرفتند،این آیه از قرآن است که در کنار سرزنش یهودیان،مسیحیان را مورد تحسین قرار می دهد:
    سوره مائده آیه 82 – لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا ۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ ۚ ذَٰلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ
    هر آینه دشمن‌ترین مردم نسبت به مسلمانان، یهود و مشرکان را خواهی یافت، و با محبت‌تر از همه کس به اهل ایمان آنان را که گویند: ما نصرانی هستیم. این (دوستی نصاری نسبت به مسلمین) بدین سبب است که برخی از آنها دانشمند و پارسا هستند و تکبر و گردنکشی (بر حکم خدا) نمی‌کنند.
    این سخن قرآن با اهل کتابی است که از دین خود منحرف شدند:
    سوره آل عمران آیه 64 – قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
    بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم.
    بیشتر قرآن یهودیان و مسیحیان را از شرک بر حذر می دارد نه آنکه آنان را از دین خود محروم کند،سخن قرآن در این آیه بیشتر دعوت به سوی خداست تا اینکه دعوت به سوی اسلام باشد و برای همین است که اسلام را شایسته آنان می داند؛چراکه دین و آئین آنان،در خطر بود و آنها بیشتر با مشرکین همراه بودند تا اینکه به آئین خود،مسیحیت و یهودیت،مومن باشند.
    به این سه آیه بنگریم:
    سوره بقره آیه 135 – وَقَالُوا کُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ تَهْتَدُوا ۗ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا ۖ وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
    یهود و نصاری گفتند که به آیین ما درآیید تا راه راست یافته و طریق حق پویید. (ای پیغمبر در جواب آنها) بگو: بلکه ما آیین ابراهیم را پیروی می‌کنیم که به راه راست توحید بود و از مشرکان نبود.
    سوره بقره آیه 137 – فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا ۖ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِی شِقَاقٍ ۖ فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
    پس اگر به آنچه شما ایمان آوردید یهود و نصاری نیز ایمان آوردند، راه حق یافته‌اند و اگر (از حق) روی بگردانند شک نیست که آنها در ستیز با حق خواهند بود و خداوند تو را از شر و آسیب آنها نگه می‌دارد و خدا شنوا و داناست.
    سوره بقره آیه 138 – صِبْغَةَ اللَّهِ ۖ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً ۖ وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ
    رنگ خداست (که به ما رنگ ایمان و سیرت توحید بخشیده) و چه رنگی بهتر از رنگ (ایمان به) خدا؟ و ما او را پرستش می‌کنیم.
    در آیات 135 و 138 سوره بقره،اشاره بر ایمان و پرستش خدا و قبیح بودن شرک دارد و در آیه 137 بقره هم اشاره دارد که اگر مسیحیان به آنچه شما ایمان آوردید،ایمان آوردند،راه حق یافته اند.مگر مسیحیان و یهودیان مشرک هستند که گویی آنها را از خداباوری جدا می سازد و آیات 138 و 135 را خطاب به آنان می گوید؟باری؛از این آیات درمیابیم که مشکل مسیحیان و یهودیان،ایمان به اسلام نیست بلکه ایمان به خداست و آنها به سوی شرک جذب شدند.
    این آیات از قرآن نیز مضمون آیات فوق را دارد:
    سوره بقره آیه 91 – وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَیْنَا وَیَکْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ ۗ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
    و چون به یهود گویند: به قرآن که خدا فرستاده ایمان آرید، پاسخ دهند که تنها به تورات که بر ما نازل شده ایمان آوریم، و به غیر تورات کافر می‌شوند، در صورتی که قرآن کتاب حق است و کتاب آنها را تصدیق می‌کند. بگو: اگر شما در دعوی ایمان به تورات راستگویید پس چرا پیغمبران پیشین را می‌کشتید؟
    سوره بقره آیه 92 – وَلَقَدْ جَاءَکُمْ مُوسَىٰ بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ
    و با آن همه آیات و معجزات روشن که موسی برای شما آشکار نمود باز گوساله پرستی اختیار کردید، و شما مردمی سخت ظالم و ستمکارید.
    در آیه 91،ضمن تصدیق یهودیت،اشاره به انحراف آنان از آئین خود دارد که ایمان آنها راستین نیست و در آیه 92 هم به گوساله پرستی آنان اشاره کرده است.در واقع یهودیان به سبب آن به سوی قرآن دعوت شدند که در انحراف بودند و در واقع آنان دین یهودیت را اختیار نکرده بودند.وقتی قرآن از تصدیق دین یهودیت و مسیحیت سخن می گوید،چرا باید پیروان آن را مورد نکوهش قرار دهد؟
    و در آیه ای دیگر از قرآن،به تحسین بعضی از اهل کتاب و به نکوهش بعضی دیگر به سبب اخلاق و کردار آنها می پردازد:
    سوره آل عمران آیه 75 – وَمِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینَارٍ لَا یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَیْهِ قَائِمًا ۗ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَیْسَ عَلَیْنَا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَیَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَهُمْ یَعْلَمُونَ
    بعضی از اهل کتاب (به آن حد درستکارند که) اگر مال بسیار به آنها بسپاری ردّ امانت کنند، و برخی دیگر از اهل کتاب (تا آن اندازه نادرستند که) اگر یک دینار به او امانت دهی رد نکنند جز آنکه بر مطالبه آن سخت‌گیری کنی، از این رو که گویند: برای ما (پیروان تورات) به هر وسیله خوردن مال امیّان (غیر اهل تورات) گناهی ندارد، و این سخن را به دروغ به خدا نسبت دهند در صورتی که می‌دانند (که به خدا نسبت دروغ می‌دهند).

    اما در خصوص ادعای منکران تکثرگرایی دینی در خصوص آیاتی که قرآن با این مضمون بیان کرده است که هیچ دینی جز اسلام نزد خدا پذیرفته نیست.این آیات در قرآن مشهود است:
    سوره آل عمران آیه 19 – إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ ۗ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ
    همانا دین (پسندیده) نزد خدا آیین اسلام است، و اهل کتاب راه اختلاف نپیمودند مگر پس از آگاهی به حقّانیت آن، و این خلاف را از راه حسد در میان آوردند. و هر کس به آیات خدا کافر شود (بترسد که) محاسبه خدا زود خواهد بود.
    اما اگر به آیه بعدی آن بنگریم،درمیابیم که مقصود از اسلام همان تسلیم شدن در برابر خداست و نه لزوما اسلام آوردن و مسلمان شدن یهودیان و مسیحیان و اهل کتاب.
    سوره آل عمران آیه 20 – فَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ ۗ وَقُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْأُمِّیِّینَ أَأَسْلَمْتُمْ ۚ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا ۖ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلَاغُ ۗ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ
    پس اگر با تو (برای مخالفت با دین حقّ، به باطل) احتجاج کنند، بگو: من و پیروانم خود را تسلیم امر خدا نموده‌ایم. و بگو با اهل کتاب و با امّیان: آیا شما هم (چون حق پدیدار شود) تسلیم حق شده و ایمان آرید؟ و چنانچه ایمان آرند هدایت یافته‌اند و اگر (از حق) روی گردانند بر تو چیزی جز تبلیغ (دین خدا) نیست و خداوند به حال بندگان بیناست.
    آنچه در این آیه هم سبب نکوهش اهل کتاب شده است،انحراف آنان است اینکه آنان خود را تسلیم خدا نکردند و به سوی شرک رفتند.مرحوم طباطبایی هم در خصوص کلمه اسلام در این آیه،این تفسیر را بیان کرده است:
    " آن دین واحد عبارت است از تسلیم شدن در برابر بیانى که از مقام ربوبى در مورد عقائد و اعمال و یا در مورد معارف و احکام صادر مى شود"( تفسیر المیزان-جلد 3)
    تسلیم شدن در برابر پروردگار و سخن حق،آئین ادیان ابراهیمی و خصلت آن ادیان است و مقصود لزوما دین اسلام نیست،بلکه تسلیم شدن در برابر پروردگار است.در آیات دیگر قرآن،که در نقد مصادره ابراهیم توسط برخی یهودیان و مسیحیان است،این سخن کاملا صدق می کند:
    سوره آل عمران آیه 65 – یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِی إِبْرَاهِیمَ وَمَا أُنْزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنْجِیلُ إِلَّا مِنْ بَعْدِهِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
    ای اهل کتاب، چرا در آیین ابراهیم با یکدیگر مجادله می‌کنید (که هر یک او را به خود نسبت می‌دهید)؟! در صورتی که تورات و انجیل شما فرستاده نشد مگر بعد از ابراهیم؛ آیا تعقل نمی‌کنید؟
    سوره آل عمران آیه 67 – مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ یَهُودِیًّا وَلَا نَصْرَانِیًّا وَلَٰکِنْ کَانَ حَنِیفًا مُسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
    ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، ولى حق گرا و تسلیم [فرمان خدا ]بود و از مشرکان نبود.
    ابراهیم حق گرا و تسلیم خدا بود.پس روح ادیان ابراهیمی که مسیحیت و یهودیت هم از آن است،تسلیم شدن در برابر خدا و سخن حق البته با اندیشه و ادله است و آنچه در این آیات آمده است،مضمون تسلیم شدن است نه اسلام آوردن.
    سوره آل عمران آیه 85 – وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ
    هر کس غیر از اسلام دینی اختیار کند هرگز از وی پذیرفته نیست، و او در آخرت از زیانکاران است.
    در این آیه نیز،اگر به آیه پیش و پس آن بنگریم،مقصود از اسلام همان تسلیم شدن در برابر خداست.در آیه 84 آل عمران آمده است:
    سوره آل عمران آیه 84 – قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَیْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَىٰ وَعِیسَىٰ وَالنَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
    بگو: ما به خدای عالم و شریعت و کتابی که به خود ما نازل شده و آنچه به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش نازل شده و آنچه به موسی و عیسی و پیغمبران دیگر از جانب پروردگارشان داده شده (به همه ایمان آورده‌ایم) فرقی میان هیچ یک از پیغمبران نگذاریم و ما مطیع فرمان خداییم.
    قرآن همۀ ادیان ابراهیمی را حق می داند و در آخر می گوید ما مطیع فرمان خداوندیم،و در آیه پس از آن چنین می فرماید:
    سوره آل عمران آیه 86 – کَیْفَ یَهْدِی اللَّهُ قَوْمًا کَفَرُوا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَیِّنَاتُ ۚ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
    چگونه خداوند گروهی را که بعد از ایمان به خدا و گواهی دادن به راستی رسول او و بعد از ادلّه روشن باز کافر شدند، به راه راست هدایت کند؟ و خدا هرگز گروه ستمکاران را رهبری نخواهد کرد.
    یعنی اشاره قرآن به کفار است و کسی که مسیحیت اختیار کرده است،یهودیت اختیار کرده است،خدا را عبادت کرده است،مورد خطاب قرار نمی گیرد و همان گونه که گفتیم،مطابق آیات قرآن ادیان ابراهیمی یعنی تسلیم شدن در برابر خدا و سخن حق،و این به معنای اسلام نیست.
    اما نکته دیگر این است که قرآن،انحصارگرایان دینی را که بهشت را به نفع خود مصادره می کنند و می گویند بهشت فقط برای مسیحیان است و یا برای یهودیان است،مورد انتقاد شدید قرار می دهد.این مسئله در آیات 111 بقره تا 113 بقره بیان شده است:
    وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ کَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ ۗ تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ ۗ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ بَلَىٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ وَقَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَیْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَىٰ شَیْءٍ وَهُمْ یَتْلُونَ الْکِتَابَ ۗ کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ ۚ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ
    و یهود گفتند: هرگز به بهشت نرود جز طایفه یهود، و نصاری گفتند: جز طایفه نصاری. این تنها آرزوی باطل آنهاست، بگو: بر این دعوی برهان آورید اگر راست می‌گویید.(111) آری، هر که تسلیم حکم خدا گردید و نیکوکار گشت مسلّم اجرش نزد خدا خواهد بود و آنان را هیچ خوف و اندیشه و هیچ اندوهی نخواهد بود.(112) یهود بر این دعویند که نصاری را از حق چیزی در دست نیست، و نصاری بر این دعوی که یهود را از حق چیزی در دست نیست، در صورتی که هر دو گروه در خواندن کتاب آسمانی یکسانند. این گونه دعویها نظیر گفتار و مجادلات مردمی است که از کتاب آسمانی بی‌بهره‌اند. و خداوند در این اختلافات روز قیامت میان آنها حکم خواهد فرمود.(113)
    در این آیات به نکته بسیار نیکویی اشاره شده است و آن این است که یهودیان و مسیحیان،هر دو دارای کتاب آسمانی اند و این سخن گواه این است که هر دو بهشتی اند.
    اما آیات زیادی از قرآن موجود است که از تفکیک میان اهل کتاب و مشرکان سخن گفته است،از ورود مسیحیان و یهودیان به بهشت سخن گفته است و مسیحیت اختیار کردن و یهودیت اختیار کردن را حق دانسته است و این مسئله کاملا در آیات قرآن مشهود است:
    سوره مائده آیه 47 – وَلْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ ۚ وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ
    و اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن کتاب فرستاد حکم کنند، و هر کس به خلاف آنچه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از فاسقان خواهد بود.
    سوره مائده آیه 69 – إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
    البته هر کس از گرویدگان به اسلام و یهودان و ستاره‌پرستان و نصاری که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکار شود هرگز آنان را ترسی و اندوهی (در عالم آخرت) نخواهد بود.
    سوره حج آیه 17 - إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ
    البته خدا بین اهل ایمان و یهود و صابئان و نصاری و گبران و آنان که به خدا شرک آوردند محققا روز قیامت جدایی افکند (و هر کس را به جایگاه استحقاقش برد) که خدا بر (احوال و پاداش) همه موجودات عالم (بصیر و) گواه است.
    سوره بقره آیه 62 - إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالنَّصَارَىٰ وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
    هر یک از مسلمانان و یهود و نصاری و صابئان (پیروان حضرت یحیی) که از روی حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکاری پیشه کند، البته آنها از خدا پاداش نیک یابند و هیچ گاه بیمناک و اندوهگین نخواهند بود.
    و این آیات نمی تواند تحت عنوان نفی تکثرگرایی دینی مطرح شود و مغایرتی هم با آن ندارد،بلکه آن را تصدیق می کند.در آیات 62 بقره و 69 مائده و 17 حج،به صراحت از تفکیک میان مسیحیان و یهودیان با مشرکان سخن می گوید و این پیام را می رساند که هر فردی با هر آئین و دینی،اگر به خدا و روز قیامت مومن باشد و کار نیکو کند،راه رستگاری را شناخته و از اهل بهشت است.


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58310



    با نام و یاد دوست





    پلورالیسم دینی از منظر قرآن





    کارشناس بحث: استاد کریم

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505




    وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني‏ إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبين.‏و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت: «اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آيد و نام او «احمد» است بشارتگرم.» پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد، گفتند: «اين سحرى آشكار است.
    البته بنده متوجه نشدم آیاتی که نقل کرده اید چطور بر تکثر گرایی وحقانیت سایر ادیان البته تحریف شده ودین موجود فعلی دلالت دارد . والبته در مورد بهشت وجهنم دین اسلام قائل به این نیست که هر کس مسلمان نباشد به جهنم خواهد رفت بلکه در این میان مابین کسانی که از روی عناد دین حق راقبول نمی کنند وآنانی که مستضعف فکری هستند ویا دین حق به دلیلی برای آنها عرضه نمی شود وزمینه تحقیق نیز فراهم نمی گردد فرق می گذارد وتنها کسانی در این میان به یقین اهل جهنم هستند که از روی عناد وتعصب وبا یقین به حقانیت اسلام به آن ایمان نمی آورند ودر باطل خود پافشاری می کنند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهروند سبز نمایش پست ها
    فرض بر آن بگیریم یک دانشمند در 100 سال پیش نظریه ای را بیان کرد،یک دانشمند دیگر در 50 سال پیش ضمن پذیرش نظریه سابق،آن را گسترش داد و امروز دانشمندی آن نظریه را ضمن پذیرش دو نظریه پیشین،آن را کامل می کند.پس هر سه این نظریات درست و صحیح اند و نظریه امروز آن نظریات را باطل نمی کند و اگر کسی به هر شکلی بیشتر موافق نظریه ای باشد که در 100 سال پیش و یا در 50 سال پیش اظهار شده است،از منظر علمی هیچ اشکالی ندارد و سخن او حق است.و یا اینکه کسی بگوید عدد 2 زوج است،کس دیگر بگوید 4 هم زوج است،یک فردی هم بگوید 2 و 4 زوج است،6 هم زوج است.این خاصیت زوج بودن عدد6،زوج بودن 2 و 4 را باطل نمی کند،کسی که اعتقاد دارد 2 و 4 زوج است،سخن او درست و حق است و شاید ادله ای دارد که بیان می کند 6 زوج نیست.مسئله ادیان هم همین است،ادیان در احکام با یکدیگر متفاوت اند؛مثلا مسیح گفت احکام در باطن انسان است و نه در ظاهر،اما اسلام چیز دیگری به ما می گوید.در اسلام،احکامی چون جهاد،نماز،روزه و...است که در مسیحیت وجود ندارد،و یا این احکام در اسلام بدون حضور روحانیون مشروعیت دارد و در مسیحیت این چنین نیست.اما هر یک از ادیان،مردم را به سوی اخلاق مداری سوق می دهند،مردم را به سوی نیکی می خوانند،مردم را به سوی خدا می خوانند،حالا فردی که اعمال نیکو انجام می دهد،خدا را خالصانه می خواند و به دین خود مومن است،با هر دینی که دارد،سخن
    با سلام
    مساله به اين شکل هم که می فرمایید نیست واختلاف فقط در احکام نمی باشد بلکه عمده اشکالی که هست بین بعضی از عقاید ادیان موجود تناقض ئتضاد وجود دارد ونمی تواند هر دو این نظرات درست باشد مثلا مسلمانان به خدای واحد یکتا معتقدند ولی مسیحیت به تثلیث ویهود به دو خدا وقالت الیهود عزیربن الله وقالت النصاری المسیح بن الله ذلک ولهم بافواههم یضاهؤن قول الذین کفروا من قبل قاتلهم الله أنی یؤفکون (توبه/30) یهود گفتند عزیر پسر خداست ونصاری گفتند مسیح پسر خداست . این سخنی است باطل که به زبان می آورند وشبیه به سخن کسانی است که قبل از این کافر شدند. خدا بکشد آنها چگونه از حق باز گردانده می شوند؟
    وقتی اعتقاد اصلی دو دین در تضاد با هم وصددر صد مخالف هم می باش چطور هر دو در مسیر حق وصواب هستند وهر دو حق را می گویند مگر می شود دو اعتقاد ضد هم در باره توحید الهی درست باشند؟
    البته اینکه ما به همه انبیاء الهی باور واعتقاد داریم حرفی نیست ولی معتقد هستیم که این ادیان ابراهیمی بعد از پیامبران خود به انحراف کشیده شده ومتاسفانه عقاید بیان شده از جانب پیامبران خود را به تحریف کشیده اند. که آیات قرآن نیز شاهد بر این مساله است.
    يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا في‏ دينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسيحُ‏ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى‏ مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكيلا(نساء/171)
    اى اهل كتاب، در دين خود غلوّ مكنيد، و در باره خدا جز [سخنِ‏] درست مگوييد. مسيح، عيسى بن مريم، فقط پيامبر خدا و كلمه اوست كه آن را به سوى مريم افكنده و روحى از جانب اوست. پس به خدا و پيامبرانش ايمان بياوريد و نگوييد [خدا] سه‏گانه است. باز ايستيد كه براى شما بهتر است. خدا فقط معبودى يگانه است. منزّه از آن است كه براى او فرزندى باشد. آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آنِ اوست، و خداوند بس كارساز است.
    لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسيحُ‏ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسيحُ‏يا بَني‏ إِسْرائيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصار(مائده/72)كسانى كه گفتند: «خدا همان مسيح پسر مريم است»، قطعاً كافر شده‏اند، و حال آنكه مسيح، مى‏گفت: «اى فرزندان اسرائيل، پروردگار من و پروردگار خودتان را بپرستيد؛ كه هر كس به خدا شرك آوَرَد، قطعاً خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جايگاهش آتش است، و براى ستمكاران ياورانى نيست.
    اینها نمونه آیاتی است که نشانگر تحریف عقاید اهل کتاب بعد پیامبرشان بر خلاف خواست ونظر اوست.
    نکته دیگر اینکه شکی در این نیست که همه ادیان الهی همان اسلام هستند اما باید توجه داشت که پیامبران سابق به پیروان خود توصیه کرده بودند که بعد از بعثت حضرت محمد صلی الله علیه وآله به ایشان ایمان بیاورند که آنها در واقع به توصیه پیامبرشان عمل نکردند وجمله فارقلیط در انجیل که همان نام حضرت محمد(ص) به زبان سریانی وآیه 6سوره صف گواه بر این مطلب است.

    پلورالیسم دینی از منظر قرآن
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط شهروند سبز نمایش پست ها
    هر فردی با هر آئین و دینی،اگر به خدا و روز قیامت مومن باشد و کار نیکو کند،راه رستگاری را شناخته و از اهل بهشت است.
    سلام
    شکی نیست که همه ادیان الهی به حق دعوت می کرده اند و می کنند اما به شرط سلامت از تحریف
    وگرنه همان اندازه که در آنها تحریف صورت گرفته از حقیقت و سعادت دور میشوند
    و اما در خصوص نسبت اسلام با سایر ادیان ( به شرط عدم تحریف ) هرچند به لحاظ تعالیم نتوان تفاوت چندانی قائل شد چرا که قانون الهی بر مبنای فطرت بوده و هست اما مربیان الهی که عهده دار تربیت الهی انسانها هستند امروز از دین اسلام اند و سایر ادیان مربی الهی ندارند لذا
    سعادت تضمینی از ان کسی است که علاوه بر تکیه بر تعالیم دینی مصون از تحریف در تحت تربیت و ارشاد مربی الهی هم باشد و این اکنون جز در اسلام محقق نیست
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    336
    حضور
    10 روز 14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    459



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    اما مربیان الهی که عهده دار تربیت الهی انسانها هستند امروز از دین اسلام اند و سایر ادیان مربی الهی ندارند لذا سعادت تضمینی از ان کسی است که علاوه بر تکیه بر تعالیم دینی مصون از تحریف در تحت تربیت و ارشاد مربی الهی هم باشد و این اکنون جز در اسلام محقق نیست
    اگر منظور از مربیان الهی، علما و فقها هستند پس به این روایات معصومین(ع) توجه کنید:

    امیرالمومنین علی(ع) فرمودند :
    کجايند کسانى که پنداشتند که راسخون در علم آنهايند ،
    غير از ما اهل بيت ؟ دروغ مى بندند و بر ما ستم روا مى دارند .
    نهج البلاغة ج 2 ص 27 . خطبه 144


    امام صادق‏ علیه‌ السلام ابو حمزه ثمالی را هشدار داد: (
    بپرهیز از اینکه جز حجت خدا، کسی را در همه سخنانش تصدیق کنی)کافی 2 / 298 ؛ معانی الاخبار/ 169

    امام باقر(ع) میفرمایند:«....بر حذر باشيد از كساني كه خود را به دروغ به آل محمد نسبت مي‌دهند. كه همانا براي آل محمد و علي (ع) يك پرچم است و براي ديگران پرچم‌ها. پس در جاي خودت ثابت باش و ابداً از هيچ‌كس تبعيت نكن تا مردي را از فرزندان حسين (ع) ببيني كه با او وصيت رسول الله(ص) و پرچم او و سلاح او باشد.» تفسير العياشي ج1 ص64، بحار الأنوار ج52 ص222، الزام الناصب ج۲ ص96

    الحمد لله رب العالمین
    ویرایش توسط خادم الیمانی(ع) : ۱۳۹۲/۰۶/۱۹ در ساعت ۲۲:۲۲

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    البته بنده متوجه نشدم آیاتی که نقل کرده اید چطور بر تکثر گرایی وحقانیت سایر ادیان البته تحریف شده ودین موجود فعلی دلالت دارد . والبته در مورد بهشت وجهنم دین اسلام قائل به این نیست که هر کس مسلمان نباشد به جهنم خواهد رفت بلکه در این میان مابین کسانی که از روی عناد دین حق راقبول نمی کنند وآنانی که مستضعف فکری هستند ویا دین حق به دلیلی برای آنها عرضه نمی شود وزمینه تحقیق نیز فراهم نمی گردد فرق می گذارد وتنها کسانی در این میان به یقین اهل جهنم هستند که از روی عناد وتعصب وبا یقین به حقانیت اسلام به آن ایمان نمی آورند ودر باطل خود پافشاری می کنند.

    سلام خدمت شما

    بزرگوار من فکر می کنم همین مطالبی که خود شما اینجا اوردید نشان دهنده تکثر گرایی در دین اسلام
    است

    چون اکثر کسانی که معتقد به ادیان دیگر
    هستند د زمره افرادی هستند که شما بر شمردید
    و مهمترین ایه هم ایه زیر است

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهروند سبز نمایش پست ها
    سوره مائده آیه 69 – إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئُونَ وَالنَّصَارَىٰ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
    البته هر کس از گرویدگان به اسلام و یهودان و ستاره‌پرستان و نصاری که به خدا و روز قیامت ایمان آورد و نیکوکار شود هرگز آنان را ترسی و اندوهی (در عالم آخرت) نخواهد بود.

    و یک سوال هم در این مورد دارم ممنون میشم توضیح بدید

    کسانی که به ادیان غیر الهی معتقدند مانند شینتو مردم ژاپن
    یا حتی ادیانی مثل موش پرستی و غیره

    اگر افراد خوبی باشند تکلیف انها چیست ؟

    ایا رواست فردی که یک عمر با خوبی زندگی کرده و هیچ گناهی مرتکب نشده فقط به دلیل
    بی اعتقادی به خدا به جهنم بره ؟




    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم الیمانی(ع) نمایش پست ها
    اگر منظور از مربیان الهی، علما و فقها هستند پس به این روایات معصومین(ع) توجه کنید:

    امیرالمومنین علی(ع) فرمودند :
    کجايند کسانى که پنداشتند که راسخون در علم آنهايند ، غير از ما اهل بيت ؟ دروغ مى بندند و بر ما ستم روا مى دارند .
    نهج البلاغة ج 2 ص 27 . خطبه 144


    امام صادق‏ علیه‌ السلام ابو حمزه ثمالی را هشدار داد: (بپرهیز از اینکه جز حجت خدا، کسی را در همه سخنانش تصدیق کنی)کافی 2 / 298 ؛ معانی الاخبار/ 169

    امام باقر(ع) میفرمایند:«....بر حذر باشيد از كساني كه خود را به دروغ به آل محمد نسبت مي‌دهند. كه همانا براي آل محمد و علي (ع) يك پرچم است و براي ديگران پرچم‌ها. پس در جاي خودت ثابت باش و ابداً از هيچ‌كس تبعيت نكن تا مردي را از فرزندان حسين (ع) ببيني كه با او وصيت رسول الله(ص) و پرچم او و سلاح او باشد.» تفسير العياشي ج1 ص64، بحار الأنوار ج52 ص222، الزام الناصب ج۲ ص96

    الحمد لله رب العالمین
    سلام
    اولا منظور از مربیان الهی اصالتا همان ائمه معصومین علیهم السلام اند
    ثانیا خود ائمه ع علمای ربانی را ملجا مومنین قرار دادند
    ثالثا اگر علمای ربانی به نیابت ولی عصر هدایتگر جامعه نباشند پس بفرمایید نزدیک به 1200 سال است که برنامه هدایت الهی تعطیل شده است
    رابعا روایاتی که اوردید هیچ ربطی به نفی آن چیزی که شما در صدد نفیش هستید نیست
    والله الهادی

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    336
    حضور
    10 روز 14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    459



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    اولا منظور از مربیان الهی اصالتا همان ائمه معصومین علیهم السلام اند
    ثانیا خود ائمه ع علمای ربانی را ملجا مومنین قرار دادند
    ثالثا اگر علمای ربانی به نیابت ولی عصر هدایتگر جامعه نباشند پس بفرمایید نزدیک به 1200 سال است که برنامه هدایت الهی تعطیل شده است
    رابعا روایاتی که اوردید هیچ ربطی به نفی آن چیزی که شما در صدد نفیش هستید نیست
    والله الهادی
    علیکم السلام برادر محترم

    اولا با تمسک به ثقلین ، راه هدایت الهی، برای کسانی که مشتاق ان باشند همیشه باز بوده است ولی دین نیاز به مصداق دارد که مصداق مطلق آن فقط و فقط معصوم(ع) میباشد و در دوران طولانی غیبت، جامعه مسلمین و بخصوص شیعیان از این نعمت عظیم و درک مستقیم حضرت حجت(ع) محروم بوده اند هر چند فیض و رحمت الهی بواسطه معصومین(ع) و بخصوص حضرت ولی عصر(عج) به اهل زمین می رسیده است ولی لیاقت درک مستقیم ان را نداشتیم!

    بنده منکر زحمات علمای محترم بخصوص متقدمین ایشان، در جمع آوری، محافظت و ترویج روایات معصومین(ع) نیستم و اجرشان نزد خدا محفوظ است انشا الله.

    فقط در مورد نقش و جایگاه ایشان و بخصوص در قرون اخیر ، معتقدم در مواردی از حدودی که معصومین(ع) مشخص کرده بودند فراتر رفته اند که در این مورد در چندین تاپیک مجزا بحد کافی بحث شده است که بعنوان نمونه آخرین مورد آن در لینک زیر

    http://www.askdin.com/thread29298-2.html#post383025
    میباشد.

    الحمد لله رب العالمین
    ویرایش توسط خادم الیمانی(ع) : ۱۳۹۲/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۳:۱۰

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم الیمانی(ع) نمایش پست ها
    علیکم السلام برادر محترم

    اولا با تمسک به ثقلین ، راه هدایت الهی، برای کسانی که مشتاق ان باشند همیشه باز بوده است ولی دین نیاز به مصداق دارد که مصداق مطلق آن فقط و فقط معصوم(ع) میباشد و در دوران طولانی غیبت، جامعه مسلمین و بخصوص شیعیان از این نعمت عظیم و درک مستقیم حضرت حجت(ع) محروم بوده اند هر چند فیض و رحمت الهی بواسطه معصومین(ع) و بخصوص حضرت ولی عصر(عج) به اهل زمین می رسیده است ولی لیاقت درک مستقیم ان را نداشتیم!

    بنده منکر زحمات علمای محترم بخصوص متقدمین ایشان، در جمع آوری، محافظت و ترویج روایات معصومین(ع) نیستم و اجرشان نزد خدا محفوظ است انشا الله.

    فقط در مورد نقش و جایگاه ایشان و بخصوص در قرون اخیر ، معتقدم در مواردی از حدودی که معصومین(ع) مشخص کرده بودند فراتر رفته اند که در این مورد در چندین تاپیک مجزا بحد کافی بحث شده است که بعنوان نمونه آخرین مورد آن در لینک زیر

    آیا ساحران با معجزه حضرت موسی ایمان آوردند یا سخنان هارون؟ (شبهه دجال کذاب احمدالحسن)
    میباشد.

    الحمد لله رب العالمین
    سلام
    آنکس که نیابت عام را به علمای ربانی داد
    ضامن است
    فکر میکنم مشکل در تشخیص مصداق است
    وخدا پاک دلان را به پاکان هدایت می کند
    و بدانید که
    اگر برای من و شما حجت بر پشت معانی و الفاظ سوارند
    برای برخی حجت در پیش چشمشان و بر اسب سوار است
    و هوالله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    بزرگوار من فکر می کنم همین مطالبی که خود شما اینجا اوردید نشان دهنده تکثر گرایی در دین اسلام
    است
    چون اکثر کسانی که معتقد به ادیان دیگر
    هستند د زمره افرادی هستند که شما بر شمردید
    و مهمترین ایه هم ایه زیر است
    دوست عزیز تکثرگرایی به آن معنایی صاحب نظران آن مانند جان هیک دارند از نظر معارف اسلامی صدر در صد غلط ونادرست است بر اساس اشکالات وسخنانی که بیان شد ودلیل اینکه طبق قرآن وقتی دین جدید از جانب خداوند با پیامبر اولوالعزم جدید مبعوث می شود ودین قبلی دوره اش خاتمه پیدا می کند بیان شد.
    البته طبق آنچه ما آموخته ایم کسانی که از باب جاهل قاصر نتوانسته اند دین حق را پیدا کنند معذور هستند واهل نجات ولی اهل عناد هرچند تابع دین مسیح فعلی باشند با علم به اینکه دین اسلام حق است ولی از روی تعصب ازدین تحریف شده خود دست نکشند عاقبت بدی خواهند داشت که بخشی از آیات مربوطه نیز بیان شد. شما در سوره بقره می خوانید که یهودیان به پیامبر اسلام ایمان نیاوردند با اینکه نشانه های نبوتی که در کتاب مقدس آنها نقل شده بود را در او می دیدند ویعرفونه کما یعرفون ابنائهم وبه حقانیت آنحضرت همانند شناختی که از فرزندان خود داشتند شناخت داشتند. ولی باز هم به خاطر لجاجت وتعصب ایمان نیاورده ودر برابر آنحضرت ایستادند. پس ما در حقانیت ادیان انحصار گرا هستیم وبه تصریح قرآن تنها دین اسلام را حق می دانیم. ولی اگر منظورتان از تکثر گرایی در نجات باشد واینکه بهشت رفتن منحصر در مسلمانان نیست ما نیز این مساله را قبول داریم. ولی این غیر از حق بودن همه ادیان است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    و یک سوال هم در این مورد دارم ممنون میشم توضیح بدید
    کسانی که به ادیان غیر الهی معتقدند مانند شینتو مردم ژاپن
    یا حتی ادیانی مثل موش پرستی و غیره
    اگر افراد خوبی باشند تکلیف انها چیست ؟
    ایا رواست فردی که یک عمر با خوبی زندگی کرده و هیچ گناهی مرتکب نشده فقط به دلیل
    بی اعتقادی به خدا به جهنم بره ؟
    یک کطلب واضح وروشنی است وآن اینکه خداوند در حق هیچ بنده اجحاف وظلم نمی کند وبیشتر از آنچه مستحق آن اشت عذابش نمی کند وچون رحمت خدا مقدم بر غضبش بوده مسلما کسانی که کار نیک وخیری انجام می دهند بی اجر نخواهند بود هرچند که این اجر در قالب کاهش عذاب جهنم نسبت به آنها باشد ودر این وسط کسانی که مستضعف بوده وحق به آنها نرسیده است واگر دین حق به آنها می رسید عنادی در پذیرش آن نداشتند که امید است خداوند آنها را ببخشد واز عذاب الهی در امان باشند.
    پلورالیسم دینی از منظر قرآن
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۹, ۲۰:۱۴ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود