صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا حضرت علي(ع) سكوت كرد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    16
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    92

    چرا حضرت علي(ع) سكوت كرد؟




    در اين گفتار مي خواهيم رفتار شخصيت ديگر اين داستان يعني كسيكه مدعيان, مدعي اند حقش غصب شده است را بررسي كنيم ما رفتار او در مقابل غاصبان را از منابعي نقل ميكنيم كه پيروان او از هر فرقه اي قبول دارند.
    همه پذيرفته اند حضرت علي رضي الله عنه براي كسب حق خدا دادي دست به شمشير نبردند و 25 سال سكوت كردند، چرا؟
    تا آنجا كه من ميدانم تشيع معمولاً براي توجيه اين سكوت دو دليل مياورند:
    دليل اول: حضرت بدان خاطر سكوت فرمود كه اساس اسلام بخطر نيفتد ايشان مصلحت خود را فداي اسلام كردند زيرا اسلام جوان و نو پا بود و احتمال داشت بر اثر مخالفت حضرت علي بطور كلي نابود ميشد.
    دليل دوم: حضرت علي قدرت نداشت كه حق خود را بگيرد پس بناچار در مقابل دشمنان سكوت كرد.
    اما اين توجيهات يك معني ديگر هم دارد و آن اينكه خلفاي پيش از حضرت علي به اسلام خدمت ميكردند و اعتراف ضمني به اين است كه آن راد مؤمناني بودند كه هدفشان پيش بردن اهداف اسلام بود لهذا خدمتشان تا آن اندازه مفيد بود كه حضرت علي اين گناه عظيم يعني غصب خلافت را سهل شمردند و سكوت فرمودند.
    صرف نظر از تضاد موجود در اين دليل بهر حال و حداقل، يك موضوع ثابت مي شود و آن اينكه اصحاب منافق و مرتد نبودند بلكه خادمان مخلص اسلام محسوب مي شدند و با ثابت شدن اين ديگر چگونه مي توان اتهام عظيم نافرماني از فرامين الهي را متوجه آن پاكبازان كرد.
    و دليل دوم كه ميگويند حضرت قدرت نداشت نيز دليلي سست و بي پايه است زيرا براي گرفتن حق و اقدام براي راست كردن كجيها قدرت ملاك نيست حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم نيز در اول نيرو نداشتند و يك تنه شروع كردند. و رفته رفته اصحاب پيرامون ايشان جمع شدند و تا بالاخره حكومت اسلام را پايه ريزي كردند و آنگهي كه آدم قدرت نداشته باشد مگر بايد زير بار حكومت منافقين 25 سال زندگي كند؟ نه گمان نمي كنم اين روش و سيرة شير خدا علي مرتضي رضي الله عنه باشد.
    بعدها كه حضرت علي رضي الله عنه خود بخلافت رسيدند در مقابل امير شام (معاويه) رضي الله عنه نرمش نشان ندادند. درحاليكه قدرت كافي هم نداشتند و مصلحت هم نبود. و در جواب آنهائي كه به ايشان عرض ميكردند كه معاويه در شام قوي و نيرومند است و بهتر است مدتي به او چيزي نگوييد. فرمودند: يك روز هم او را تحمل نمي كنم.
    اينجا كه ميرسيم مي گويند:علي مصلحت گرا نبود. پس حرف ما را ميزنند, يعني اينكه دليل دوم آنها به اعتراف خودشان بطور كلي نادرست است.
    علي براي جان خود بخاطر پيش برد حق ارزشي قائل نبود فراموش نكنيم علي اولين فدائي در اسلام بود مگر اين علي نبود كه به جاي رسول خدا در رختخواب خوابيد؟ و جانش را در معرض خطر گذاشت از اين بالاتر حضرت عليرضي الله عنه ميدانست كه اگر حق با او باشد پيروز خواهد شد زيرا ابرقدرت يعني خداوندجل جلاله او را تأييد ميكرد زيرا او اين آيه را خوانده بود و به معني آن آگاهي داشت كه:
    (كَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِيلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً كَثِيرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ)[1]
    «چه بسا گروه اندكي كه پيروز شدند برجماعتي بزرگ به اراده خدا و خدا باشكيبايان است».
    اغلب تشيع بر اين باورند كه هر گناهي كه پس از وفات رسول صلي الله عليه وآله وسلم رخ داد ريشه اش درهمان انحراف اوليه است آنها جمله معروفي دارند كه: عمرگناهي ازگناهان ابوبكر بود.!
    پس گناهان معاويه هم گناهي ازگناهان ابوبكر محسوب مي شود و بر اساس منطق واقعاً هم همينطور بايد باشد اگر علي حقش توسط ابوبكر غصب نمي شد ديگر يزيد ميداني پيدا نميكرد, كه امام حسين را بكشد.
    حتما حضرت عليرضي الله عنه بيشتر از ما به اين حقيقت كه كژ روي اوليه سنگ بناي تمام انحرافات بعدي است واقف بودند.
    پس چرا سكوت كردند؟
    چرا براي تغيير اين ظلم عظيم آنطور اقدام نكردند كه پسرشان حسين رضي الله عنه عمل كردند؟
    و از اين بالاتر ديگر چرا به آنها كمك كردند؟
    ما در تاريخ خوانده ايم كه آن حضرت مشاور خوبي براي خلفاي سه گانه بودند تشيع به اين قول حضرت عمر كه فرمودند: «اگر علي نميبود عمر هلاك مي شد». افتخار مي كنند و آنرا دليلي بر دانش علي ميدانند من هم افتخار ميكنم به دانش علي رضي الله عنه هم به تواضع عمر رضي الله عنه و هم به دوستي و برادري موجود در بين آن دو راد مرد بزرگ تاريخ ولي بهر حال اين جمله ثابت مي كند كه علي خير خواه عمر بود وقتي حضرت عمر اراده فرمود كه براي جنگ با دشمنان اسلام شخصاً به ميدان نبرد ايران برود حضرت علي فرمودند: «اگر تو بروي و شكست بخوري يا بميري روحيه سربازان خراب مي شود اما اگر در مدينه باشي مي تواني در پي هر شكست بر ايشان نيروي كمكي و تازه نفسي بفرستي».
    علي حريص بود كه عمر عمرش طولاني باشد نمي توان براي يك منافق مرتد عمر بيشتري را آرزو كرد. نه با هيچ منطقي علي چنان كاري نمي كرد علي دشمن منافقان و مرتدان بود علي حتي باكفار حرف نمي زد, علي دخترش را به عمر داد! اين مگر ممكن است كه آدمي مثل علي دخترش را به كافري مرتد و منافق بدهد؟! اين مگر امكان دارد كه آدمي مثل علي دخترش را به كسي بدهد كه نافرماني خدا را در مهم ترين دستورات دين انجام داده است؟ اگر رفتار حضرت علي در قبال خلفاي راشدين ديگر را با گفتار مدعيان پيروي او بسنجيم تضادي بزرگ مي بينيم و ناچاريم بگوئيم:
    يا آن رفتار از علي سر نزده و يا اين اقوال دروغ است.
    اما همه موافقند به اينكه علي رضي الله عنه آنچه را بر شمرده ايم انجام داده است.
    و تازه ما مي گوئيم پيوند هاي دوستي و برادري آنها حتي زيادتر از آنچه بود كه نوشتيم, اما بهرحال همان قدري هم كه بين ما مشترك است كافي است پس مي ماند اين احتمال كه آن اقوال دروغ است بله آن حرفها دروغ است پذيرش اين جمله تنها راه خلاصي از مخمصه تضاد است.
    اصلا اين مسئله قابل درك و تصور نيست كه خداوند تبارك و تعالي حكم رهبري امت بعد از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم را بنام علي صادر فرمايد و علي بنا به صلاح ديد خود از آن حق صرف نظر كند.
    اينجا مسئله حق مطرح نيست. مسئله وظيفه پيش مي آيد علي موظف بود كه به دستور الله جل جلاله عمل كند او مأمور بود كه حكم خداوند جل جلاله را اجرا كند لذا اينكه مي گويند: «حق علي را خورده اند و علي سكوت كرد». جملة نادرستي است.
    بايد بگويند: «مانع انجام وظيفه حضرت علي شدند و علي سكوت كرد». و اين را چطور جرأت دارند كه بگويند؟
    در اينجا تشيع براي ساختن پاسخي به اين ايراد مي گويند: حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم وقتي به علي دستور الهي را ابلاغ فرمود در ضمن اضافه كردند كه: «يا علي اگر با تو ناسازگاري كردند و تو را نپذيرفتند سكوت كن».
    اگر اين توجيه آنها را بپذيريم پس بايد اين را نيز باور كنيم كه براي اولين بار و آخرين بار خداوند جل جلاله حكمي صادر كردند و تنفيذ آنرا مشروط به پذيرش مردم نمودند و الا تا آنجا كه ما ميدانيم در هيچ دستور الهي پذيرش مردم شرط اجراي آن از طرف مؤمنان نيست و مسلمانان موظفند چه مردم قبول كنند يا نكنند حكم الله جل جلاله را در روي كره زمين بمرحله اجرا در آورند و لو آنكه همه مردم دنيا يك طرف باشند مسلمان در طرف ديگر و لو آنكه جنگها شود و خونها بر زمين ريزد.
    حتي يك مورد هم در تاريخ نيست كه مؤمنان حكم الله را تنها به اين دليل كه مردم نپذيرفته اند معلق بگذارند و اگر اين حرف تشيع را بپذيريم پس بايد باوركنيم كه يك استثناء در سنت الهي پديد آمده است.
    براي توجيه سكوت به چه دلايلي كه نياويخته اند علت اين دور شدن از جاده منطق اين است كه آنها اين مسئله كه:«حق علي خورده شده است». را محور ساخته اند و موضوعي غير قابل بحث قرار داده اند. لذا ديگر پرواي اين را ندارند كه براي آراستن آن حتي نظام خلقت را نيز زير سوال ببرند!
    اينجا شايد كسي بگويد:
    « كه برخي از فرامين اسلام گاهي معطل مي شوند، آن هنگام كه ديده شود ضرر انجام كاري از نفع آن بيشتر است, و علي چون ضرر اقدام مسلحانه را بيش از فايده اش ميديد لذا سكوت كرد».
    اما بلا فاصله مي پرسيم كه چه خيري و چه فايده اي ميتواند در رهبري يك امت نو پا توسط مرتدان و منافقان باشد؟
    پس راهي نمي ماند جز آنكه بپذيرم آنها منافق نبودند و در اين صورت نمي توانيم اتهام عظيم انكار و نافرناني و پنهان نمودن حكم الهي را به آنها نسبت دهيم.
    با اين تضاد كاري نمي شود كرد جز آنكه قبول كنيم فرض تشيع از ريشه نادرست است يعني حقي جابجا نشده و علي رضي الله عنه جانشين رسمي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم نبودند خداوند مي فرمايد:
    (أَفَلا يتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً)[2]
    « آيا در قران تدبر نمي كنند و اگر قرآن از جانب كس ديگري غير از الله بود حتما در آن اختلاف و تضاد فراوان ميافتند».
    اين يك شاخص مهم براي شناسائي كلام حق وكتب حق از كلام وكتب باطل است. هر جاكه ديديد عقيده يا مذهبي براي توجيه باورهاي خود دچار دوگانه گوئي مي شود يقين كنيد كه آن مذهب ريشه در دين الهي ندارد.
    خداوند در قرآن به ما امر ميكند كه با منافقين بجنگيم:
    ( يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ)[3]
    « اي پيامبر با كفار و منافقين جنگ كن».
    و امر مي فرمايد: كه به آنها سخت گير باشيم (و اغلظ عليهم ) يعني:« و برآنها سخت گيرباش و درشتي كن» و دستور مي دهد كه برسر قبرآنها حاضر نشويم.
    (وَلا تُصَلِّ عَلَي أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلَي قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ )[4]
    «و نماز نخوان برجسد احدي از آنها و بر سر قبرشان نايست و برايشان طلب آمرزش نكن زيرا كه آنها كافر شدند به خدا و پيامبرش و در حال بدكاري مردند».
    نه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و نه علي رضي الله عنه هيچكدام از اين كارها را در حق اصحاب نكردند و هر كسي خلاف اينرا بگويد ديگر خيلي دروغگو است, زيرا چگونه ممكن است علي اصحاب را كافر بداند و با اين وصف حضرت عمر ايشان را در شوراي شش نفري نامزد كند؟ شش نفري كه قرار شد از بين خود يكي را براي جانشيني عمر برگزينند. چگونه ممكن بود علي عمر را منافق بداند و عمر او را به مجلس خود راه داده و به نصايح او گوش فرا دهد. و بدانها عمل كند.
    ملخص كلام اينكه علي نه با خلفاي پيش از خود جنگيد و نه به آنها سخت گيري كرد و نه از حاضر شدن بر سر قبر و مراسم تدفين آنها روي گردان بوده است. اگر اصحاب منافق بودند معنيش اين است كه علي به سه فرمان مذكور در آيات فوق عمل نكرده و نافرماني خدا را مرتكب شده است و كي جرأت دارد اينرا بگويد؟
    پيروان علي ميگويند علي بخاطر مصالح اسلام سكوت كرد و اين خاموشي را تا پايان خلافت سه خليفه پيش از خويش ادامه داد پيروان علي چرا از علي پيروي نمي كنند؟ حالا كه علي و عمر هر دو درگذشته اند ديگر چه مصلحتي در كار است؟ چرا پس از سه قرن اين بحث ها زنده شد؟! آيا بهتر نبود حالاكه علي بسفارش پيامبر بنا بگفته شما مهر خاموشي بر لب زد و اقدامي نكرد شما هم همانكار را ميكرديد؟!!! در زمان حضرت عثمان اسلام در اوج قدرت بود حضرت علي سكوت كرد شما چه مقصدي داشتيد كه در زمان ضعف اسلام اين بگو مگو ها را شروع كرديد؟!!! آيا بهترنبود اين واقعه را همچون علي فراموش ميكرديد و به قضاوت الهي وا ميگذاشتيد؟؟
    اگر كسي بدقت تاريخ را مطالعه كند تاريخي كه تشيع هم قبولش دارند با تعجب در مي يابد كه دعوايي در بين اهل بيت عمر و ابوبكر و اهل بيت علي رضي الله عنهم اجمعين وجود نداشته است. بياييد به موضوع ازدواج در بين اين دو فاميل نظري بياندازيم.
    ازحضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم شروع كنيم:
    آن حضرت دو دختر خود را به همسري عثمان رضي الله عنه دادند. يعني دختر اول كه فوت كرد دختر دوم را دادند و دختركوچك ايشان به عقد و ازدواج علي رضي الله عنه در آمد، پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم دختري از ابوبكر رضي الله عنه بزني گرفتند و با يك دختر عمر رضي الله عنه نيز عروسي كردند عمر هم يك دختر علي يعني ام كلثوم كبري را به همسري خويش برگزيد!.
    امام صادق موسس مذهب آنها, مادرش از اهل بيت ابوبكر بود.
    جريان به اين صورت رخ داد كه حضرت امام سجاد يعني نوه حضرت علي رضي الله عنه وقتي پسرش باقر بزرگ شد رفت خانه عبدالرحمن نوة ابوبكر, يعني رفت خانه كسي كه جدش حق حضرت علي را خورده بود! و گفت: كه آمده دخترش ام فَروه را براي باقر رحمة الله عليه خواستگاري كند و نوة ابوبكر هم قبول كرد.
    از عجايب اينكه حتي مادر بزرگ حضرت امام صادق رحمة الله عليه نيز از نسل ابوبكر و نوة ايشان بوده است اين سخن را خود امام و مؤسس مذهب شيعيان فرموده كه: «ابوبكر دو بار مرا زاييده است». منظور اينكه من از دو پشت مادري به ابوبكر ميرسم. آيا اينها دليلي براين نيست كه ابداً جنگ و دعوائي بين ابوبكر و علي وجود نداشته است. و داستان جانشيني بلا فصل علي ساخته و پرداخته ذهن هاي بيمار است؟ و اصل و اساسی ندارد؟
    انتظار ندارم كسي كه نمي خواهد حق را بپذيرد با شنيدن اين رويداد هاي تاريخي مجاب شود زيرا او بالاتر از اينها را ميداند و قانع نشده است.
    بالاتر از اين ديگر چيست؟ وقتي خود علي يعني صاحب حق دختر جوانش دختر يازده ساله اش را - دختري كه از بطن فاطمه رضي الله عنها است- را ميدهد به بزرگترين دشمنش. ميدهد به منافق و مرتد؟ (استغفرالله) آري ام كلثوم را ميدهد به عمر پنجاه و چند ساله!.
    داستان كاسه داغ تر از آش را شنيده ايد بعضي از طرفداران علي اينطورند. اما امكان ندارد كه كاسه داغ تر از آش باشد و هر جا كه كاسه را از آش داغ تر ديديد بدانيد كاسه اي زير نيم كاسه است.
    -----------------------------------------------------
    1- البقره:249
    2- النساء:82
    3- سورة توبه آيه:73
    4- سورة توبه آية: 84




    ویرایش توسط kordestan : ۱۳۸۸/۱۲/۰۱ در ساعت ۰۰:۰۱

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    واذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما قال ومن ذريتي قال لا ينال عهدي الظالمين
    و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد [خدا به او] فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از دودمانم [چطور] فرمود پيمان من به بيدادگران نمي‏رسد(بقره124)
    مصداق ظالم كسي است كه گناه هرچند صغيره انجام دهد كه در حق خودش ظالم است به اقرار برادران سني ابوبكر عمر وعثمان معصوم نبوده وحداقل در حق خودشان ظلم نموده اند بنابر اين ايه شريفه هم ظالم نمي تواند پيشواي مردم از جانب خداوند باشد.

    ویرایش توسط محمد : ۱۳۸۸/۱۲/۰۱ در ساعت ۰۰:۳۴
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    238
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1136



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام

    دوست گرامی جناب بانه جک!

    در تاپیک "نظر اهل سنت در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها" نوشته اید نباید گفت شیعه و سنی باید گفت اسلام یا نوشته اید و نباید به این خاطر دینمون رو از دست بدیم!!!

    اما در این تاپیک که مطلبی از یک سایت دیگر کپی نموده اید!!! دارید از اهل سنت طرفداری می کنید و آنها را حق جلوه می دهید و برعلیه شیعه سخن میرانید و آنها را باطل جلوه می دهید!!!

    حال ما کدام سخن شما را بپذیریم؟ آیا اختلافات شیعه و سنی را بررسی بکنیم یا نه؟ اگر می گویید بررسی کنیم پس در آن تاپیک سخنان خود را رد کرده اید اگر می گویید بررسی نکنیم این سخنانتان را چه کنیم؟؟؟!!!

    خودتان ببینید که متاسفانه شما دوستان اهل سنت که شما به عنوان نماینده ای از آنها در این سایت حضور دارید خودتان هم با خودتان مشکل دارید و نمی دانید باید چه کنید و چه بگویید!!!

    و اما دوست گرامی در مورد این مطالبی که کپی کرده اید باید عرض کنم اگر قبل از کپی کمی در سایتها می گشتید دیگر نت پر است از جوابیه های شبهات شما دوستان اهل سنت.

    دوست گرامی اگر مایل به دانستن جواب شبهاتی که در این متن پر است هستید بنده حاضرم در مورد هر یک که بخواهید یکی یکی در تاپیکهای جداگانه با شما مناظره داشته باشم. چه در این سایت و چه در سایت خودمان تالار عقاید اسلامی : http://www.shia-forum.com

    اینکه یک متن پر از شبهه را کپی کنید و بیاورید زیاد کار درستی نیست. یکی یکی بفرمایید جواب همه را ببینید!!!

    و اگر خواستید یک سوال می کنم تنها یک سوال که نه شما و نه علمای شما نمی توانید جواب دهید!!!

    باتشکر - یاعلی
    الحمدلله الذي جعلنا من المتسكين بولايه اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام

    الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين علي ابن ابيطالب عليه السلام


  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    238
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1136



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام

    در ضمن دوست گرامی در مورد جواب مطلب بالا هم می توانید به این دو لینک مراجعه کنید :

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...estion&id=1866

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...estion&id=3591

    باتشکر - یاعلی
    الحمدلله الذي جعلنا من المتسكين بولايه اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام

    الحمدلله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولايه اميرالمومنين علي ابن ابيطالب عليه السلام


  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    با سلام

    جناب banehjok بنده هم با فرمايشات جناب حميد عزيز در جدا مطرح كردن مسايل موافقم و اين طوري راحتتر و بهتر مي توانيم بحث كنيم و حضرتعالي هم به جواب سوالات خود دست يابيد

    هر وقت فرموديد در خدمتيم و از هرگجا كه فرموديد بحث را شروع مي كنيم و اگر جواب نداديد و نفرموديد مجبورا شروع به نقد همين مباحث خواهيم كرد




  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    16
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    92



    سلام

    مي شه از دوستان خواهش كنم جواب قسمت زير رو به من بدهند ممنون:



    ملخص كلام اينكه علي نه با خلفاي پيش از خود جنگيد و نه به آنها سخت گيري كرد و نه از حاضر شدن بر سر قبر و مراسم تدفين آنها روي گردان بوده است. اگر اصحاب منافق بودند معنيش اين است كه علي به سه فرمان مذكور در آيات فوق عمل نكرده و نافرماني خدا را مرتكب شده است و كي جرأت دارد اينرا بگويد؟
    پيروان علي ميگويند علي بخاطر مصالح اسلام سكوت كرد و اين خاموشي را تا پايان خلافت سه خليفه پيش از خويش ادامه داد پيروان علي چرا از علي پيروي نمي كنند؟ حالا كه علي و عمر هر دو درگذشته اند ديگر چه مصلحتي در كار است؟ چرا پس از سه قرن اين بحث ها زنده شد؟! آيا بهتر نبود حالاكه علي بسفارش پيامبر بنا بگفته شما مهر خاموشي بر لب زد و اقدامي نكرد شما هم همانكار را ميكرديد؟!!! در زمان حضرت عثمان اسلام در اوج قدرت بود حضرت علي سكوت كرد شما چه مقصدي داشتيد كه در زمان ضعف اسلام اين بگو مگو ها را شروع كرديد؟!!! آيا بهترنبود اين واقعه را همچون علي فراموش ميكرديد و به قضاوت الهي وا ميگذاشتيد؟؟


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    نقل قول نوشته اصلی توسط banehjok نمایش پست ها
    ملخص كلام اينكه علي نه با خلفاي پيش از خود جنگيد و نه به آنها سخت گيري كرد و نه از حاضر شدن بر سر قبر و مراسم تدفين آنها روي گردان بوده است. اگر اصحاب منافق بودند معنيش اين است كه علي به سه فرمان مذكور در آيات فوق عمل نكرده و نافرماني خدا را مرتكب شده است و كي جرأت دارد اينرا بگويد؟ پيروان علي ميگويند علي بخاطر مصالح اسلام سكوت كرد و اين خاموشي را تا پايان خلافت سه خليفه پيش از خويش ادامه داد پيروان علي چرا از علي پيروي نمي كنند؟ حالا كه علي و عمر هر دو درگذشته اند ديگر چه مصلحتي در كار است؟ چرا پس از سه قرن اين بحث ها زنده شد؟! آيا بهتر نبود حالاكه علي بسفارش پيامبر بنا بگفته شما مهر خاموشي بر لب زد و اقدامي نكرد شما هم همانكار را ميكرديد؟!!! در زمان حضرت عثمان اسلام در اوج قدرت بود حضرت علي سكوت كرد شما چه مقصدي داشتيد كه در زمان ضعف اسلام اين بگو مگو ها را شروع كرديد؟!!! آيا بهترنبود اين واقعه را همچون علي فراموش ميكرديد و به قضاوت الهي وا ميگذاشتيد؟؟


    با سلام

    در همين پست نوشته شد كه از سر هم كردن ماجرا چيزي آيدتان نخواهد شد بحث را جدا جدا مطرح كنيد

    در تايپكي با عنوان علل سكوت 25 ساله علل سكوت مولا علي(ع) به عون الله نوشته خواهد شد.

    مطالب را سرهم ننويسيد و با اندكي تامل سوالات را تك تك بياوريد جواب ها مي ايد....




  14. صلوات ها 6


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229



    باز سلام

    دم از سكوت مي زنيد!!!!

    عجبا!!! مگر فرياد اين سكوت 1400ساله را نمي شنويد چه شده است شما را

    برادر اگر سكوت نبود كه علماي اهل سنت جرات تكفير شيعه را نداشتند.

    اين از سكوت نيست كه به قبور ائمه كنار قبر پيامبر توهين مي كنند؟؟؟

    اين از سكوت نيست كه حكم به تكفير شيعه مي دهند؟ و دركنار خانه خدا توهين به شيعيان مي كنند؟؟

    از سكوت نيست كه با دشمنان اسلام هم سفره مي شوند و شراب مي خورند و آبروي اسلام را مي برند؟

    از سكوت نيست كه توهين به مقدسات و كربلا و سامراء و ......مي كنند ؟؟؟؟

    فكر نمي كنيد كه خار در چشم و استخوان در گلو به نظاره اينها مي نشينيم ؟؟؟!!!

    جنابعالي كه ادعاي اتحاد مي كنيد

    بفرماييد چه كساني قتل علماي شيعه را صادر كرده اند؟؟؟

    بفرماييد كدام عالم شيعه عليه اتحاد عملي كرده است؟؟

    چه گلي بر سر اسلام زده ايد؟؟

    شيعه كه 1400سال حكومت دستش نبوده و در اقليت بود در سكوت بود بفرماييد چه كرده ايد؟؟







    ویرایش توسط طاها : ۱۳۸۹/۱۲/۱۸ در ساعت ۲۲:۳۱

  16. صلوات ها 8


  17. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    86

    پاسخ آیا علی (ع) در مقابل انحراف مسلمانان از مسأله خلافت سکوت اختیار کرد؟




    آیا علی (ع) در مقابل انحراف مسلمانان از مسأله خلافت سکوت اختیار کرد؟

    در پاسخ به این سؤال باید گفت :

    اولاً: با مراجعه به تاریخ در می یابیم که امیرمؤمنان علی(ع) در موارد متعددی به حدیث غدیر و دستور خاص پیامبر به جانشینی خویش اشاره کرده است و به گفتار رسول خدا (ص) درباره خود احتجاج نموده است و هرگز سکوت نکرده است.

    ما به برخی از این موارد اشاره می کنیم:

    1- در کتاب مناقب خوارزمی از ابوطفیل عمرو بن واثله روایت شده است که: در روز شورا کنار درب منزل ایستاده بودم و شنیدم که علی(ع) به اهل شورا فرمود: « لاحتجن علیکم بما لا یستطیع عربیکم و لا عجمیکم تغییر ذلک » من بر علیه شما استدلالی می آورم که هیچ عرب و عجمی قدرت تغییر آن را نداشته با شد...

    سپس حضرت بعد از چندین احتجاج می فرماید: شما را به خدا سوگند آیا درباره کسی غیر از من رسول خدا (ص) فرمود:«
    من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره » و آنگاه فرمان داد حاضران به غایبان اطلاع دهند؟ همگان گفتند: بار خدایا خیر!(1)

    2- حاکم در کتاب مستدرک به سند خود از رفاعه از پدرش از جدّش روایت کرده است: در روز جنگ جمل با علی(ع) بودیم،
    حضرت به طلحة بن عبید الله خبر رساند که به دیدار من بیا! پس از حضور طلحه حضرت فرمود: تو را به خدا سوگند، آیا از رسول خدا شنیدی که فرمود:

    «
    من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه (هر کس من مولای اویم پس این علی مولای اوست. بار خدایا دوست بدار دوست دار او را و دشمن بدار دشمن اورا!؟) گفت: بله، فرمود: پس چرا به جنگ من آمدی؟(2)

    3- حموینی در فرائد السمطین می نویسد: علی (ع) در احتجاجی طولانی که با گروهی از انصار و مهاجرین در زمان خلافت عثمان داشته است، می فرماید:" شما را به خدا سوگند آیا می دانید زمانی که آیه « یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم » (3)

    و آیه «
    انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»(4)
    و آیه «
    ام حسبتم ان تترکوا و لما یعلم الله اذین جاهدوا منکم و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجة(5)» نازل شد ،

    گروهی از مردم گفتند: ای رسول خدا! آیا این آیات مخصوص بعضی از مؤمنین است یا همه را شامل می شود ؟ در اینجا بود که خداوند پیامبر (ص) را مأمور کرد تا والیان امر را به مردم بشناساند و برای آنان همان گونه که نماز و روزه و زکات و حج را تفسیر کرد ،

    ولایت را نیز تفسیر کند. پس پیامبر(ص) مرا در روز غدیر به ولایت منصوب فرمود...

    همگان گفتند: بار خدایا آری! این را از رسول خدا شنیدیم و آنچه را گفتی شاهد بودیم.(6)

    ثانیاً: علی (ع) در سقیفه حضور نداشت و مشغول تجهیز جنازه مطهر رسول خدا(ص) بود، با این حال چگونه در برابر جریان غصب خلافت در سقیفه بایستد و نظر خویش را بیان کند. مؤید این مطلب ، گفتاری است که ابوبکر جوهری در کتاب « السقیفة و فدک» می نویسد،

    وی می گوید: " امام ابوجعفر محمد بن علی (ع) می فرماید: علی(ع)، فاطمه را بر دراز گوشی می نشانید و شبانه به در خانه انصار می رفت و از آنها مدد می جست.

    فاطمه نیز از آنان یاری می طلبید ولی آنان در پاسخ آن حضرت می گفتند: ای دختر رسول خدا! ما با ابوبکر بیعت کردیم و اگر پسر عمویت قبل از ابوبکر می آمد با او بیعت می کردیم.

    علی (ع) فرمود: «
    اکنت اترک رسول الله میتاً فی بیته لا اجهزه و اخرج الی الناس انازعهم فی سلطانه » (آیا جنازه رسول خدا را بدون غسل رها می کردم و به سوی مردم رفته ، بر سر جانشینی و خلافت او با مردم درگیر می شدم؟) پس فاطمه گفت: ابو الحسن جز آنچه که سزاوار بوده انجام نداد و آنها کاری کردند که خدا به حسابشان خواهد رسید(7)


    طرفی پیامبر گرامی اسلام در حدیثی امیر مؤمنان را تشبیه به کعبه نموده و این را وظیفه مردم دانسته که بسوی علی(ع) بیایند ، نه آنکه حضرت بسوی مردم رفته ، خلافت و امارت خویش را بر مردم تحمیل کند. رسول خدا (ص) می فرماید :« ای علی! مثل تو همانند کعبه است که مردم بسویش می آیند، نه آنکه او بسوی مردم برود»(8)


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
    1. مناقب خوارزمی، ص313
    2. حاکم حسکانی، المستدرک علی الصحیحین،ج3ص419ح5594
    3. نساء : 59
    4. مائدة : 55
    5. توبه : 16
    6. فرائد السمطین ،ج1،ص312،ح250
    7. شرح نهج البلاغه، ج6، ص13به نقل از "سقیفه و فدک"، ص 62.
    8. علی محدث( بندر ریگی)، سیاهترین هفته تاریخ.


    چه انتظار عجیبی
    تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
    چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی
    فقط نشسته وگفتیم
    خدا کند که بیایی

  18. صلوات ها 9


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25229

    مطلب




    فعالیتهای امام (ع) در دوره 25 ساله


    بعد از رحلت پیامبر، بر اثر شرایط خاصی که ایجاد شده بود، حضرت علی(ع) مجبور شد به مدت 25 سال از صحنه اجتماع به طور خاصی کناره بگیرد و سکوت اختیار کند، آنحضرت در این مدت نه در جهادی شرکت کرد و نه در اجتماع به طور رسمی سخن گفت، شمشیر در نیام کرد و به وظایف فردی پرداخت
    .

    این سکوت وگوشه گیری طولانی برای شخصیتی که در گذشته در متن اجتماع قرار داشت ودومین شخص جهان اسلام ورکن بزرگی برای مسلمانان به شمار می رفت سهل وآسان نبود.

    روح بزرگی، چون حضرت علی(ع) می خواست که بر خویش مسلط شود وخود را با وضع جدید که از هر نظر با وضع سابق تضاد داشت تطبیق دهد
    .

    فعالیتهای امام (ع) در این دوره در امور زیر خلاصه می شد:

    1 - عبادت خدا، آن هم به صورتی که در شان شخصیتی مانند حضرت علی (ع) بود; تا آنجا که امام سجاد عبادت وتهجد شگفت انگیز خود را در برابر عبادتهای جد بزرگوار خود ناچیز می دانست.

    2 - تفسیر قرآن وحل مشکلات آیات وتربیت شاگردانی مانند ابن عباس، که بزرگترین مفسر اسلام پس از امام (ع) به شمار می رفت.

    3 - پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل ونحل دیگر، بالاخص یهودیان ومسیحیان که پس از درگذشت پیامبر (ص) برای تحقیق در باره اسلام رهسپار مدینه می شدند وسؤالاتی مطرح می کردند
    که پاسخگویی جز حضرت علی
    (ع)، که تسلط او بر تورات وانجیل از خلال سخنانش روشن بود، پیدا نمی کردند.

    اگر این خلا به وسیله امام پر نمی شد جامعه اسلامی دچار سرشکستگی شدیدی می شد. وهنگامی که امام به کلیه سؤالات پاسخهای روشن وقاطع می داد انبساط وشکفتگی عظیمی در چهره خلفایی که بر جای پیامبرنشسته بودند پدید می آمد
    .

    4 - بیان حکم بسیاری از رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت ودر مورد آنها نصی در قرآن مجید وحدیثی از پیامبر گرامی در دست نبود.

    این یکی از امور حساس زندگی امام است واگر در میان صحابه شخصیتی مانند حضرت علی(ع)نبود، که به تصدیق پیامبر گرامی داناترین امت وآشناترین آنها به موازین قضا وداوری به شمار می رفت، بسیاری از مسائل در صدر اسلام به صورت عقده لاینحل وگره کور باقی می ماند
    .

    همین حوادث نوظهور ایجاب می کرد که پس از رحلت پیامبر گرامی امام آگاه ومعصومی به سان پیامبر در میان مردم باشد که بر تمام اصول وفروع اسلام تسلط کافی داشته، علم وسیع وگسترده او امت را از گرایشهای نامطلوب وعمل به قیاس وگمان باز دارد واین موهبت بزرگ، به تصدیق تمام یاران رسول خدا(ص)، جز در حضرت علی (ع) در کسی نبود.

    قسمتی از داوریهای امام علي(ع) واستفاده های ابتکاری وجالب وی از آیات در کتابهای حدیث وتاریخ منعکس است. (1)

    پي نوشت:
    1 - محقق عالیقدر آقای شیخ محمد تقی شوشتری کتابی تحت این عنوان نوشته که به فارسی نیز ترجمه شده است.


    ادامه دارد....



  20. صلوات ها 8


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود