صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بحث در مورد چگونگی ادبیات قرآن و حدیث در بیان باطن حقایق عالم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213

    اشاره بحث در مورد چگونگی ادبیات قرآن و حدیث در بیان باطن حقایق عالم




    سلام.

    اخیراً در تاپیک توهم خدا، ضمن مباحثه با جناب حامد در مورد خطبه اشباح حضرت علی(ع) در مبحث گسترش خشکیها بر روی آب رسیدیم به این موضع:
    نقل قول نوشته اصلی توسط حاج سید مهندس دکتر نمایش پست ها
    چون آشنائی با علم حدیث ندارم، به قول شما استاد عزیز اکتفا نموده و صحت اسناد نهج البلاغه را میپذیرم.
    حال همانطور که قبلاً فرمودید، باید دید که منظور ایشان چه بوده. و یا در واقع باطن فرمایشات ایشان چیست.
    منتها باز در اینجا سؤالی پیش می‌آید:
    بطون قرآن را امام معصوم(ع) تبیین میکند.
    باطن کلام امام(ع) را چه کسی تبیین میکند؟ و برای نادانی همچون من توضیح می‌دهد؟
    آیا باطن کلام امام(ع) در این موردِ گسترش خشکیها روی آب توسط امامان دیگر یا توسط علماء دین بیان شده؟
    جنابعالی چه نظری راجع به باطن کلام ایشان در مورد گسترش خشکیها روی آب دارید؟
    و ایشان فرمودند:
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    بهتره برای این موضوع تاپیک مستقلی بزنید
    چون ارزششو داره در این مورد مفصل بحث کنیم
    میتونه سوالش این باشه
    ادبیات دینی در بیان باطن حقایق عالم چگونه است؟
    حال خوشحال میشوم در ابتدا منحصرا در مورد باطن کلام امام(ع) در مبحث گسترش خشکیها بر روی آب در خطبه اشباح روشنگری صورت گیرد.
    و سپس در مورد چگونگی ادبیات دینی در بیان باطن حقایق عالم به طور کلی بحث گردد.

    با تشکر
    ویرایش توسط یا عالی : ۱۳۹۵/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۶:۵۸

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58317



    با نام و یاد دوست




    بحث در مورد چگونگی ادبیات قرآن و حدیث در بیان باطن حقایق عالم







    کارشناس بحث: استاد مجید


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    نقل قول نوشته اصلی توسط حاج سید مهندس دکتر نمایش پست ها
    حال خوشحال میشوم در ابتدا منحصرا در مورد باطن کلام امام(ع) در مبحث گسترش خشکیها بر روی آب در خطبه اشباح روشنگری صورت گیرد.
    با صلوات بر محمد وآل محمد
    باسلام وعرض ادب
    در این پست ابتدا متنی که مربوط به این قسمت می باشد همراه با ترجمه خدمت شما عزیزان اسک دین ارائه می گردد تا نکات دیگر در پست های بعدی خدمت شما عر ض شود بعون الله تعالی.
    خطبه اشباح خطبه 91 نهج البلاغه می باشد ویکی از بزرگ ترین خطبه های این کتاب شریف است،بخشی از آن خطبه به قرار ذیل می باشد:
    و منها في صفة الأرض و دحوها على الماء؛ و از اين خطبه است در وصف زمين و گسترش آن بر روى آب

    كَبَسَ الْأَرْضَ عَلَى مَوْرِ أَمْوَاجٍ مُسْتَفْحِلَةٍ، وَ لُجَجِ بِحَارٍ زَاخِرَةٍ ؛ زمين را در امواج شديد و با صولت و در درياهاى پر آب فرو برد،

    تَلْتَطِمُ أَوَاذِيُّ أَمْوَاجِهَا ؛ در حالى كه موجهاى عظيم آن درياها به هم مى ‏خوردند،

    وَ تَصْطَفِقُ مُتَقَاذِفَاتُ أَثْبَاجِهَا ؛ و امواج بلند آن كه در حال تدافع يكديگر بودند به هم مى ‏كوفتند

    وَ تَرْغُو زَبَداً كَالْفُحُولِ عِنْدَ هِيَاجِهَا ؛ و همانند شتران نر در موقع هيجان و مستى كف به وجود مى ‏آوردند.

    فَخَضَعَ جِمَاحُ الْمَاءِ الْمُتَلَاطِمِ لِثِقَلِ حَمْلِهَا ؛ پس سركشى آب به خاطر سنگينى زمين حالت فروتنى گرفت،

    وَ سَكَنَ هَيْجُ ارْتِمَائِهِ إِذْ وَطِئَتْهُ ‏بِكَلْكَلِهَا؛ و چون زمين به سينه خود به روى آب قرار گرفت اضطراب و هيجان آب فرو نشست

    وَ ذَلَّ مُسْتَخْذِياً إِذْ تَمَعَّكَتْ عَلَيْهِ بِكَوَاهِلِهَا ؛ و چون با شانه خود مانند حيوانى كه در خاك بغلتد بر روى آب درغلتيد آب آرام گرفت.

    فَأَصْبَحَ بَعْدَ اصْطِخَابِ أَمْوَاجِهِ سَاجِياً مَقْهُوراً وَ فِي حَكَمَةِ الذُّلِّ مُنْقَاداً أَسِيراً ؛ آب پس از هيجان و اضطراب امواجش آرام و مغلوب شد، و در دهنه خوارى مطيع و اسيرگشت.
    وَ سَكَنَتِ الْأَرْضُ مَدْحُوَّةً فِي لُجَّةِ تَيَّارِهِ وَ رَدَّتْ مِنْ نَخْوَةِ بَأْوِهِ وَ اعْتِلَائِهِ وَ شُمُوخِ أَنْفِهِ وَ سُمُوِّ غُلَوَائِهِ وَ كَعَمَتْهُ عَلَى كِظَّةِ جَرْيَتِهِ فَهَمَدَ بَعْدَ نَزَقَاتِهِ وَ لَبَدَ بَعْدَ زَيَفَانِ وَثَبَاتِهِ. زمين گسترده شده در ميان آن آب پر موج ساكن شد، و آب را از نخوت و كبر و از باد دماغ و سركشى و تجاوز باز داشت، و دهان آن را كه پر موج بود بست، و آب از آن همه هيجان و هيبت و جست و خيز به جاى خود نشست. (ترجمه ‏نهج‏ البلاغه (انصاريان)، صفحه‏ ى 197-199)


  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    علاقه
    تحقیقات در زمینه ی معارف اسلامی
    نوشته
    2,166
    حضور
    29 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9019



    با صلوات بر محمد وآل محمد
    با سلام وعرض ادب
    در ادامه بحث قبل به بررسی لغات این خطبه شریف می پردازیم.
    كبس: با قدرت و قوت آن را در آب فرو برد.
    مور: دگرگون شدن حركت، بالا و پايين رفتن موج
    مستفحله: هيجان حيوان نر براى جهيدن بر حيوان ماده
    تلاطم: جنبش آب دريا
    زاخره:مملو وپر شدن
    اواذى: جمع آذىّ: موج بزرگ دريا
    اصطفاق:زدن چیزی بر چیزیدیگر،به گونه ای که صدایی از آن بر خیزد، به حركت در آمدن امواج دريا
    متقاذفات:در گیری وپر تاب شدن برروی یکدیگر
    اثباج: جمع ثبج: پس و پيش رفتن امواج دريا و متراكم شدن آب
    ترغو:مواد تشکیل دهنده ی زمین،که بر روی آن ماده ی مذاب نخستین،پیدا شد.
    هيج الفرس: وقتى كه اسب هيجان زده شود و اختيار را از كف صاحبش بگيرد.
    جماح: سرکشی کردن اسب ومانند آن.
    ارتماء: جذر و مدّ يافتن امواج دريا
    كلكل: صدر و سينه
    مستخذى: خضوع كننده
    تمعّك: با خاك در آميختن و دگرگون شد
    اصطخاب امواجه: بر امواج آب غلبه يافت و سر و صداى آن را فرو نشاند
    ساجى: آرام، آرامش پيدا كننده
    حكمة: افسارى كه بر سر حيوان مى ‏زنند و آن را در اختيار مى ‏گيرند
    دحو: گستردن پهن كردن
    تيّار: موج دريا
    نخوة: خود برتر و بزرگ ديدن
    بأو: فخر و افتخار
    شمح بأنفه: تكبّر كرد
    غلواء: پا از حد بيرون نهادن
    كعمته: دهانش را بست
    كظة: نهايت بزرگى شكم
    همد: آرام گرفت و خاموش شد
    نزق: سبك و خوار شدن، مورد حمله قرار گرفتن
    و لبد: آرام گرفت و بر زمين چسبيد
    زيفان: فخر و غرور
    بررسی خطبه از جهت بیانی
    از این خطبه است در ستايش خداوند متعال به لحاظ آفرينش زمين در آب و خصوصيات ديگرى كه براى زمين مقرر شده است.
    بحث اول در باره؛ استعاره‏ ها، تشبيهات و بحث هاى لفظى است كه در كلام امام (ع) به كار رفته است .
    1- لفظ «كبس» را براى خلقت زمين كه بخش اعظم آن در آب قرار دارد استعاره به كار برده است، از جهت تشبيه كردن زمين به مشكى كه در آن دميده و بر آب افكنده باشند چنان كه مشك در آب فرو نمى‏ رود و بر آب تكيه دارد، زمين نيز بر آب تكيه دارد.
    2- لفظ «استفحال» را براى موج استعاره آورده جهت شباهت شركت داشتن موج و حيوان نر، در هيجان، اضطراب و حمله است.
    3- موج دريا را به حيوان نر تشبيه كرده است وجه شباهت جوشش و خروش و كفى است كه بر روى موج پديد مى‏ آيد، چنان كه بر دهان حيوان نر به هنگام هيجان كف ظاهر مى ‏شود.
    4- لفظ «جماح» را براى حركت بى نظم و ترتيب آب استعاره آورده، زيرا حركت امواج چنان اضطراب آميز است كه قابل كنترل نيست، مانند اسبى كه اختيار را از كف سواره بگيرد. و قدرت بر رام كردن آن نباشد.
    5- اوصاف شتر را از سينه و شانه «كلكل و كاهل» براى زمين استعاره آورده و با ذكر «وطى و تعمكّ» كه، به معناى لگد مال كردن و به هم ماليدن مى‏ باشد، استعاره را ترشيحيّه كرده است. اختصاص دادن «سينه و شانه» به ذكر و بيان بدليل نيرويى است كه در اين دو عضو شتر وجود دارد، و همه اين اعضا را كنايه از شتر آورده است.
    6- براى آب دريا كلمات «استخذا- قهر- حكمت- انقياد و اسهر» را استعاره به كار برده، و همه اين ها كنايه از ملحق كردن آب به حيوانى است كه داراى‏ صولت و قدرت و... باشد، مانند اسب. اضافه كردن كلمه حكمت به كلمه «ذلّ» از باب اضافه سبب به مسبّب است.
    7- الفاظ «النخوة، البأو، شموخ الأنف، الغلواء، النّزق، الزّيفان و ،وثبات» را به دليل اضطراب و هيجان آب براى دريا استعاره آورده است، از باب تشبيه كردن آب به انسان گستاخ و سرگردان كه حركات و رفتارش بيان كننده تكبّر و غرور مى‏ باشد. (ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ ميثم)، ج 2، صفحه‏ ى 777، پیام امام،ج4،ص139)



    ویرایش توسط مجید : ۱۳۹۲/۰۶/۱۵ در ساعت ۰۹:۴۰

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام.
    استاد گرامی، جناب مجید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مجید نمایش پست ها
    بررسی خطبه از جهت بیانی
    از این خطبه است در ستايش خداوند متعال به لحاظ آفرينش زمين در آب و خصوصيات ديگرى كه براى زمين مقرر شده است.
    بحث اول در باره؛ استعاره‏ ها، تشبيهات و بحث هاى لفظى است كه در كلام امام (ع) به كار رفته است .
    1- لفظ «كبس» را براى خلقت زمين كه بخش اعظم آن در آب قرار دارد استعاره به كار برده است، از جهت تشبيه كردن زمين به مشكى كه در آن دميده و بر آب افكنده باشند چنان كه مشك در آب فرو نمى‏ رود و بر آب تكيه دارد، زمين نيز بر آب تكيه دارد.
    بابت بیان معنی کلمات، و نیز بیان استعارات بکار رفته ممنونم.
    در موارد ذکر شده فقط جمله قرمز رنگ آیتم 1 برایم جای سؤال است.
    شما یک مطلب علمی بیان نموده‌اید و استعاره حضرت امیر(ع) را بر مبنای آن توضیح داده‌اید.
    اما آن بیان علمی صحیح نیست. اگر منظورتان کره زمین هست، بخش اعظم آن درون آب نیست. بلکه سطح اعظم زمین را آب پوشانده. و این یعنی آب بر روی زمین است. نه زمین روی آب.
    و اگر هم بنا به قول جناب حامد، منظور ار ارض، خشکیها باشد، باز هم نمیتوان گفت که قسمت اعظم خشکیها در آب قرار دارد. چون خشکیها سطحی از زمین هستند که بیرون آب باشند. و بازهم خشکی روی آب واقع نشده. (وزنش توسط آب تحمل نمی‌گردد)
    بنابراین با توجه به ایندو، استعاره امام(ع) مفهومی پیدا نمیکند.

    به نظرم از نظر ادبی این استعاره را نمیتوان بر مطالب علمی منطبق نمود.
    و احتمالاً بنا به فرمایش جناب حامد باید باطنی را بر آن تأویل نمود.

    نظرتان چیست؟

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    بنده خلاصه نظرم را در تاپیک قبلی عرض میکنم بعد به اصول بیانات باطنی می پردازم :
    1- ارض به معنای کره زمین نیست بلکه به معنای خشکی است
    2- حضرت درصدد تشریح بوجود آمدن خشکیها در دریا و گسترش آن است
    3- حضرت این واقعیت را با بیانی ادبی و متناسب با فهم و زبان آنروز مطرح کرده است

    و اما از اصول بیانات باطنی :
    1-
    نسبت دادن ویژگیهای انسانی به اشیاء عالم از قبیل اراده و قصد و ....
    در بیانات قرآن کریم این معنا به روشنی وجود دارد :
    سبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض ( عاقلانه تسبیح می کند )
    ائتیا طوعا او کرها قالتا اتینا طائعین ( سخن می گوید )
    قلنا یا نار کونی بردا و سلاما لابراهیم ( فرمان میشنود و فرمان میبرد )
    ووو
    سوالی که در اینجا قابل طرح است آنستکه این نوع بیانات بیانات باطنی است یعنی وقایع را به حسب باطن اشیاء و امور مطرح می کند یا نوعی شخصیت بخشی به اشیاء و موجدات است که در ادبیات جهان معروف و شناخته شده است ؟
    وجه تمایز این دو چیست ؟
    باید ببنیم آیا قران کریم اصولی را بیان کرده که بتوان با تکیه بر آنها اینگونه بیانات را باطنی دانست یا خیر ؟
    قرآن کریم تسبیح موجودات عالم را امری واقعی می داند :
    تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً (اسرا 44)
    ترجمه:
    44- آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند همه تسبيح او مى‏گويند، و هر موجودى تسبيح و حمد او مى‏گويد، ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد او حليم و آمرزنده است
    لذا بیاناتی از این قبیل از جنس ادبیات مذکور نیست بلکه بیان واقعیتی در مرتبه باطن عالم است
    یا این آیه شریفه :
    وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً (فتح7)
    ترجمه:
    7- لشكريان آسمانها و زمين تنها از آن خدا است، و خداوند شكست ناپذير و حكيم است

    که آسمانها و زمین را لشکریان خدا می داند . دقت در تعبیر لشکریان این معنا را روشن می کند که موجودات عالم صرفا یک ابزار ناآگاه و بی اراده و اختیار نیستند بلکه مانند افراد لشکر دارای میل و اراده و خواست هستند
    این بیان واقعیتی آگاه و صاحب قصد و اراده در مورد تمامی موجدات عالم کشف می کند که ابعاد مختلف آن می تواند موضوع بیانات باطنی باشد
    با این تفصیل اساسا
    قرآن کریم هیچ نیازی به آن ادبیات کذایی ندارد بلکه حقیقتی والاتر و بالاتر از ان نوع خیال انگیزی نااگانه در دسترس قران کریم است که می تواند منشا بی نهایت کلمه و معنا باشد
    در حقیقت در بیان باطنی آنچه را که ما انسانها از روی نا آگاهی و جهل بی جان و بی ادراک و بی میل می پنداریم به همه این اوصاف متصف می گردند چه اینکه حقیقتا در متن عالم چنین واقعیتی نهان است
    بر این اساس می توان بیان به ظاهر غیر عادی علی ع را که بطور دقیق بر واقعیتهای بیرونی ایجاد زمین یا خشکیها منطبق نیست یک بیان باطنی دانست که در حال شرح تقابل خشکی و دریا حین خلق زمین یا خشکیهاست
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    سلام
    شاید بتوان گفت دومین اصل در بیانات باطنی :
    وقوع پدیده ها در فضایی الهی است
    بگونه ای که پدیده ، یا فعل الهی است یا به نوعی در ارتباط با خدای متعال دیده میشود
    این در حالیستکه شیوه ادبی شخصیت دهی به موجودات اغلب خالی از این ارتباط است
    پس در بیان باطنی این واقعیت که همه اشیاء و موجودات عالم پیوسته به حقیقتی واحدند
    ساری و جاری است ، بطوری که در پرتو اوصاف این حقیقت واحده همه اشیاء زنده ، آگاه و صاحب میل و اراده اند
    در این نگاه بنیان و اساس ، مشاهده حقیقتی برتر از این عالم است که در نگاه خشکیده ما از آب حیات زندگی و علم خالی است و اجزاءش هریک برای خود اند نه برای خدا
    اما در نگاه باطنی همه چیز برای خدا و بسوی او و در ارتباط با اوست و انصراف از این نگاه تنزل در نگاه عادی عامیانه است که رونقش را در پیوستگی های خیالی تامین می کنند
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260



    بسم الله الرحمن الرحیم

    دوستان عزیز نظر حقیر این است که باید لحن کلام و اصطلاح یس و آل یس را بفهمیم و بدانیم واقعا منظور آنها از زمین و آسمان و آب و هوا و آتش و باد چیست . چیزی که در دیگر احادیث مشخص می شود که آل محمد در همه جا بهمین اصطلاح و اسلوب در آفرینش آسمان و زمین سخن می گفتند و از قرینه ی سخنانشان پیداست که معانی که ما از این الفاظ می فهمیم را در نظر نداشته اند . بگذارید به عنوان مثال این حدیث را قرار بدهم که مقصودم بهتر فهمیده شود .

    بحار الأنوار، ج‏57، ص: 80
    از تفسیر علی بن ابراهیم عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ قُلْتُ أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُكِ فَقَالَ هِيَ مَحْبُوكَةٌ إِلَى الْأَرْضِ وَ شَبَّكَ بَيْنَ أَصَابِعِهِ فَقُلْتُ كَيْفَ تَكُونُ مَحْبُوكَةً إِلَى الْأَرْضِ وَ اللَّهُ يَقُولُ رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ أَ لَيْسَ يَقُولُ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها قُلْتُ بَلَى فَقَالَ فَثَمَّ عَمَدٌ وَ لَكِنْ لَا تَرَوْنَهَا قُلْتُ كَيْفَ ذَلِكَ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ قَالَ فَبَسَطَ كَفَّهُ الْيُسْرَى ثُمَّ وَضَعَ الْيُمْنَى عَلَيْهَا فَقَالَ هَذِهِ أَرْضُ الدُّنْيَا وَ السَّمَاءُ الدُّنْيَا عَلَيْهَا فَوْقَهَا قُبَّةٌ وَ الْأَرْضُ الثَّانِيَةُ فَوْقَ السَّمَاءِ الدُّنْيَا وَ السَّمَاءُ الثَّانِيَةُ فَوْقَهَا قُبَّةٌ وَ الْأَرْضُ الثَّالِثَةُ فَوْقَ السَّمَاءِ الثَّانِيَةِ وَ السَّمَاءُ الثَّالِثَةُ فَوْقَهَا قُبَّةٌ وَ الْأَرْضُ الرَّابِعَةُ فَوْقَ السَّمَاءِ الثَّالِثَةِ وَ السَّمَاءُ الرَّابِعَةُ فَوْقَهَا قُبَّةٌ وَ الْأَرْضُ الْخَامِسَةُ فَوْقَ السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ وَ السَّمَاءُ الْخَامِسَةُ فَوْقَهَا قُبَّةٌ وَ الْأَرْضُ السَّادِسَةُ فَوْقَ السَّمَاءِ الْخَامِسَةِ وَ السَّمَاءُ السَّادِسَةُ فَوْقَهَا قُبَّةٌ وَ الْأَرْضُ السَّابِعَةُ فَوْقَ السَّمَاءِ السَّادِسَةِ وَ السَّمَاءُ السَّابِعَةُ فَوْقَهَا قُبَّةٌ وَ عَرْشُ الرَّحْمَنِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَوْقَ السَّمَاءِ السَّابِعَةِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ فَأَمَّا صَاحِبُ الْأَمْرِ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْوَصِيُّ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص قَائِمٌ هُوَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ فَإِنَّمَا يَنْزِلُ الْأَمْرُ إِلَيْهِ مِنْ فَوْقِ السَّمَاءِ مِنْ بَيْنِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ قُلْتُ فَمَا تَحْتَنَا إِلَّا أَرْضٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ مَا تَحْتَنَا إِلَّا أَرْضٌ وَاحِدَةٌ وَ إِنَّ السِّتَّ لَهُنَّ فَوْقَنَا

    همینطوری که دوستان از متن حدیث بالا می فهمند که حضرت رضا علیه السلام آسمان اول را بر بالای زمین اول می دانند و زمین دوم را بر بالای آسمان اول می دانند و آسمان دوم را بر بالای زمین دوم می دانند و زمین سوم را بر بالای آسمان دوم و همینطور الی آخر می دانند ... خب مشخص است اینجا ائمه نخواستند ادبی چیزی را بیان کنند و سعی داشتند حقیقت آسمان و زمین را برای طرف مقابلشان بصراحت بیان کنند که معلوم است مرادشان از آسمانها و زمینهای هفتگانه غیر از این اعراض دنیاست و مرادشان عوالم حقیقی است که مثلا آسمان عالم دوم برای عالم سوم زمین است و زمین عالم دوم برای عالم اول آسمان است و مراد از آسمان و زمین این بوده که آسمان نسبت به زمین لطیف تر است و زمین نسبت به آسمان کثیف(تجسدش بیشتر ) است و در آن عوالم آسمان به منزله روح و زمین به منزله جسم است یعنی همچین شباهتی دارند .
    ان شاء الله در پست های آتی بیشتر در مورد انچیزی که حقیر فهمیدم می دهم که مقصودم بهتر فهمیده شود.



    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۰۸:۵۱

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام.
    برادر بزرگوار، جناب حامد

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    و اما از اصول بیانات باطنی :
    1- نسبت دادن ویژگیهای انسانی به اشیاء عالم از قبیل اراده و قصد و ....
    مطالب ارزشمندتان را مطالعه نمودم.
    از دیدگاه حقیر، ذرات بنیادی تشکیل دهنده اتمها و کوانتومهای انرژی، هوشمند و دارای شعورند. در نتیجه مواد و اجسام نیز که متشکل از ذرات باشعور می‌باشند، خود نیز با شعورند.
    شعور و هوشمندیی که در قرآن کریم به وجه زیبائی از آن تعبیر به طوعا او کرها و نیز تسبیح شده.
    در مبحث فیزیک کوانتوم، مرز این هوشمندی ذرات بنیادی تا به آنجا پیش رفته که چیزی نمانده دانشمندان اعتراف به داشتن نوعی اختیار (و نه صرفا شعور برای فهم قوانین و پیروی از آن) برای ذرات کنند. (طوعا او کرها)

    معتقدم بیان باطن حقایق عالم، اساساً بر مبنای حقیقت است و نه لزوماً واقعیت. چرا که چیزی که ما مثلا با حس بینائی مشاهده میکنیم (واقعیت) ممکن است حقیقتاً آنگونه نباشد (به عنوان نمونه میتوان به خطاهای مشهور بصری اشاره نمود)
    نقص و خطای علوم تجربی را نیز قبول دارم. اما نه در آن حد که مثلاً واقع شدن آب بر روی پوسته زمین یک حقیقت نباشد.

    بنابراین، به نظرم هر منظوری که مد نظر امام(ع) باشد، منطقاً بیان باطن حقایق باید بر حقیقت استوار باشد.

    در مورد سرد شدن آتش بر ابراهیم(ع) که ذکر فرمودید، سرد شدن آتش، با توجه به قوانین جاری و سنت الهی، انجام نمی‌شود. اما محافظت از سلولهای بدن که حرارت آتش را تحمل کنند بدون آسیب دیدن (سلاما: بی آسیب باش در انتهای آیه)، با توجه به قوانین جاری و سنت الهی، انجام می‌شود.
    نتیجه ایندو سالم ماندن ابراهیم(ع) در آتش است. اگر در آیه مورد بحث از لفظ سلاما استفاده نشده بود، شاید بتوان ایراد گرفت که شالوده بیان بر پایه حقیقت نیست (آتش سرد نمیشود. آتشِ سرد وجود خارجی ندارد و معدوم است)، اما اضافه شدن سلاما به انتهای آیه به زیبائی این ابهام را رفع میکند. بی آسیب شدن آتش بر ایشان را میتوان بر مبنای علوم مربوط به مغز و اعصاب و میدانهای الکتریکی و الکترومغناطیسی، پذیرفت. به عبارت دیگر باطن آن سخن، بر پایه یک حقیقت بنا شده. که البته بشر بتازگی توانسته بر حقیقتش آگاهی پیدا کند.

    زمین و آسمان و همه موجودات (از جاندار و بی‌جان) با شعورند. این یک حقیقت است. (هر چند مدتها قبل با شهود و مکاشفه و اخیراً با دانش به آن آگاهی حاصل شده) اما به هر حال چون حقیقت است پس می‌توان بر آن بطن یا بطونی را تأویل نمود.

    اما واقع شدن خشکی بر روی آب به نحوی که آب وزن خشکی را متحمل گردد، یک حقیقت نیست. بنابراین شاید نتوان بطنی را بر این ناحقیقت تأویل نمود.

    موفق باشید
    ویرایش توسط استوار : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۱۰:۲۴

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260



    نقل قول نوشته اصلی توسط حاج سید مهندس دکتر نمایش پست ها
    از دیدگاه حقیر، ذرات بنیادی تشکیل دهنده اتمها و کوانتومهای انرژی، هوشمند و دارای شعورند.
    می شه بیشتر در این مورد توضیح بدهید از روی حدیث ها به این نتیجه می شود رسید ولی بطور علمی چنین چیزی تا حالا از کسی نشنیدم
    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۰۹:۳۴

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۴/۰۲/۲۶, ۱۹:۳۸ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود