جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا طلوع کردن خورشید از غرب از علایم غیر حتمی است ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    سکوت
    نوشته
    965
    حضور
    11 روز 7 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    142
    آپلود
    43
    گالری
    0
    صلوات
    3951

    آیا طلوع کردن خورشید از غرب از علایم غیر حتمی است ؟




    آیا طلوع کردن خورشید از غرب از علایم غیر حتمی است ؟

    از نظر علمی همچین اتفاقی تقریبا غبر ممکن است

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11166



    با نام الله






    آیا طلوع کردن خورشید از غرب از علایم غیر حتمی است ؟





    کارشناس بحث: استاد پیام
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۶/۱۴ در ساعت ۱۵:۴۰ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تحقیق
    نوشته
    2,487
    حضور
    14 روز 3 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8530



    تقسیم بندی های گوناگونی پیرامون "علایم ظهور" صورت گرفته، که از جمله آنها: علایم حتمی و غیر حتمی است.پنج علامت – طبق برخی احادیث – از علایم حتمی شمرده شده که در اینجا تنها به ذکر اسامی بسنده می شود: [1]
    ابی حمزه ی ثمالی می گوید: "به حضرت امام جعفر صادق (ع) عرض کردم که پدرتان حضرت امام محمد باقر (ع) می فرمودند: خروج شخصی به نام سفیانی از امور حتمی است و انعکاس ندایی در آسمان نیز حتمی است و طلوع خورشید از مغرب حتمی است و چند چیز دیگر هم نام بردند که آن را حتمی می دانستند.

    حضرت امام جعفر صادق (ع) نیز گفتار پدر بزرگوارشان را این گونه تکمیل فرمودند: و نیز اختلاف بنی فلان ] شاید بنی امیه یا همان جبهه باطل است [ از امور حتمی است؛ و کشته شدن "نفس زکیه" حتمی است و خروج و قیام قائم (عج) هم حتمی، بلکه میعاد یقینی است. پرسیدم: درباره علامت ندای آسمانی توضیح دهید!؟ پاسخ فرمودند: در آغاز روزی منادی با صدایی بلند – آن گونه که هر ملتی با زبان خودش آن را می فهمد – فریاد می زند:

    "الا إن الحق فی علی و شیعته؛ بدانید که حق با علی (ع) و شیعیان اوست". و در آخر روز هم ابلیس ندا می دهد: "الا إن الحق فی سفیانی و شیعته؛ بدانید که حق با سفیانی و پیروان اوست".

    این موقع است که نااستواران در حق (اهل باطل) به شک می افتند". [2] ، [3]

    دوم) اعتقاد راسخ و ماندگار به وجود حضرت مهدی (عج) و ثبات قدم در دوره آخرالزمان نیاز به خودسازی، مبازه با هواهای نفسانی، توجه و توکل به خدا، تمسک به قرآن و اهل بیت (ع) و تعمیق ارتباط با اهل الذکر و علما و فقها که امناء و جانشینان امامان (ع) هستند دارد؛ زیرا در زمانه غیبت کبری وسوسه های شیاطین و شبهه های دشمنان دین افزایش یافته و جاذبه های فراوان مادی و امکانات رو به رشد دنیایی سرتاسر زندگی عموم مردم را فرا می گیرد. و در این میان ثابتین قدم و راسخان در عقیده به مهدی موعود (عج) حقیقت ظهور مصلح جهانی بسیار اندکند به گونه ای که پیامبر اکرم (ص) در روایت زیر این گروه اندک را به کبریت احمر و کیمیا تشبیه می کنند: "... قسم به آن خدایی که مرا بحق بشارت دهنده و انذار کننده برانگیخت، همانا کسانی که در زمان غیبت او (حضرت مهدی «عج») بر امامت او ثابت قدم باشند از کیمیا کمیاب ترند." [4]

    در دوران غیبت عده ای از منحرفان و معاندان، احکامی از قرآن و اسلام را بر طبق میل خود تأویل و تغییر می دهند که بسیاری از حدود و احکام چنان فراموش می شوند که گویا اصلاً از اسلام نبوده است. [5]

    قرائت های گوناگون از دین خطرناک ترین حربه ای است که در عصر غیبت با آن مواجه می شویم، هنگامی که امام زمان (عج) تشریف می آورند نه با بت پرستان جاهل که با عالم نمایانی رو به رو می شوند که قرآن را تفسیر به رأی می کنند و قرائت های گوناگون از دین، آن چنان رواج می یابد که همه مردم آن را می پذیرند. [6] مردمی که ارکان و اصول مسلم اسلام را رها کرده و به بعضی ظواهر آن اکتفا نموده اند، از اسلام جز نماز، روزه و اجتناب از نجاسات چیزی نمی دانند، اخلاقیات و دستورات اجتماعی را اصلاً از اسلام محسوب نمی دارند. صفات زشت در نظرآنها هیچ اهمیت ندارد. به بهانه این که واجبات و محرمات اختلافی هستند از زیر بار آنها شانه خالی می کنند. محرمات الاهی را با حیله های گوناگون و تأویلات صوری جایز می شمارند. بنابر این، اگر امام زمان (عج) ظاهر شوند و به آنان بگویند شما از حقیقت و گوهر دین به دور افتاده اید و آیات قرآن و احادیث پیغمبر را بر خلاف واقع تفسیر و تأویل کرده اید و حقیقت نورانی اسلام را رها کرده به بعضی ظواهرش قناعت کرده اید، چنین دین و برنامه ای برایشان تازگی داشته، از آن وحشت می نمایند و آن را اسلام نمی دانند؛ زیرا اسلام را جور دیگری تصور کرده بودند. [7] ، [8] در نتیجه، با این تصور اشتباه عده زیادی از مردم و حتی گروهی از عالم نمایان به ظاهر دین مدار در مقابل حضرت می ایستند و دین و عقاید خود را حق و اسلام حقیقی امام را باطل می شمرند و به این صورت دچار کفر و گمراهی می شوند.

    در روایتی نیز امام صادق (ع) می فرمایند: "وقتی قائم ما قیام کرد مردم را از نو به اسلام دعوت می نماید و به سوی چیزی که مردم از آن دور شده اند هدایت می کند. [9]

    سوم) طبق روایات وارده پس از ظهور حضرت حجت (عج) حضرت عیسی (ع) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان بعنوان یکی از یاران حضرت قائم (عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد. چنانکه در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است: "سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار خویش روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب گیتی می رسد." [10]

    از آنجا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی (ع) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را بعنوان منجی و مصلح جهانی می دانند با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی (عج) علاقمند شده و به حضرتش گرایش و ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است.

    چهارم) همانطور که پیامبر اکرم (ص) آخرین پیامبر و دین او کاملترین ادیان است، حضرت مهدی (عج) نیز آخرین امام معصوم است که با قیام خود تحولی عظیم در جهان ایجاد می کند و بشر را به کمال نهایی و اوج علم و دانش و عالی ترین سطح تقوا و معنویت و عدالت می رساند.

    امام صادق (ع) در باره تکامل علم و دانش در این دوران می فرماید: " علم و دانش 27 حرف (27 نوع) است. تمام آنچه که پیامبران برای مردم آوردند، دو حرف بیش نبود و مردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناخته اند. هنگامی که قائم ما قیام کند، 25 حرف دیگر آن را آشکار و در میان مردم منتشر می سازد و دو حرف دیگر را نیز به آن اضافه می کند تا 27 حرف کامل را منتشر گرداند."

    اگر منظور از حرف در این روایت، را رشته و یا شاخه های علم فرض کنیم، یعنی تا زمان ظهور حضرت مهدی (عج) تمام دانشهایی که بشر به آن دست می یابد به اندازه دو رشته از 27 رشته دانشِ در زمان ظهور آن حضرت می باشد و ایشان 25 رشته دیگر از علم و دانش را برای مردم آشکار می سازند. [11]



    [1] برای اطلاع بیشتر ر.ک: نمایه: علایم ظهور امام زمان (عج)، سؤال 219 (سایت: 2032) .
    [2] کمال الدین، ج 2، ص 652.
    [3] اقتباس از سؤال 219 (سایت: 2032)، نمایه: علایم ظهور امام زمان (عج).
    [4] محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج 1، ص 282.
    [5] دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 325.
    [6] آفتاب ولایت، محمدتقی مصباح یزدی، ص237.
    [7] دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص326.

    [8] برای اطلاع بیشتر ر.ک: نمایه: حضرت مهدی(عج) و دین جدید، سؤال 1424 (سایت: 1636).
    [9] کشف الغمه، ج3، ص254 و ارشاد مفید ص343.
    [10] شیخ صدوق، کمال الدین، ص 163، بنقل از در انتظار خورشید ولایت، نوشته عبدالرحمن انصاری، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، سال 1373.
    [11] عبدالرحمن انصاری، در انتظار خورشید ولایت، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، سال 1373، ص 322 با کمی تغییرات.

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoryone نمایش پست ها
    آیا طلوع کردن خورشید از غرب از علایم غیر حتمی است ؟

    از نظر علمی همچین اتفاقی تقریبا غبر ممکن است
    سلام
    هیچ بعید نیست برخی بیانات در خصوص ظهور به نحو کنایه و استعاره باشد
    اگر این مطلب را بپذیریم و این مورد را هم از مصادیق بدانیم
    معنایش میتواند طلوع تمدن از غرب باشد همانطور که امروز عموم مردم روبه غرب دارند
    والله العالم

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260



    بنظر بنده معنی باطنی دارد شاید معنی باطنی اش همان ایه ای باشد که مربوط به ذی القرنین است

    وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً (83)
    إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ سَبَباً (84)
    فَأَتْبَعَ سَبَباً (85)
    حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ في‏ عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فيهِمْ حُسْناً (86)
    قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلى‏ رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً (87)
    وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى‏ وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْراً (88)
    ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً (89)
    حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى‏ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً (90)
    كَذلِكَ وَ قَدْ أَحَطْنا بِما لَدَيْهِ خُبْراً (91)
    ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً (92)
    حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً (93)
    قالُوا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى‏ أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا (94)
    قالَ ما مَكَّنِّي فيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعينُوني‏ بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً (95)
    آتُوني‏ زُبَرَ الْحَديدِ حَتَّى إِذا ساوى‏ بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُوني‏ أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً (96)
    فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً (97)
    قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا(98)

    طبق روایات مشخص می شود که این عوالمی که ذی القرنین در ان رفت جابرسا و جابلقا بوده و یاجوج و ماجوج مربوط به همین عالم است . این که در قرآن است ذی القرنین به محل غروب خورشید رسید که در درون چشمه ای گل آلود غروب می کند به معنی ورود به عالم جابرسا است که مغرب ماورائی این عالم ملک قرار دارد و در ایه آخر باز این سد شکسته می شود و راه یاجوج و ماجوج به این جهان باز می شود و این در زمان ظهور قائم یا قبل از آن است .و بهمین دلیل می شود گفت که خورشید از غرب طلوع می کند به معنی اینکه راه ماورائی غربی باز و روشن می شود .
    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۶/۱۶ در ساعت ۱۲:۰۶

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    101
    حضور
    6 روز 10 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    530



    نقل قول نوشته اصلی توسط victoryone نمایش پست ها

    از نظر علمی همچین اتفاقی تقریبا غبر ممکن است
    با سلام

    از لحاظ علمی ممکن است در 780 هزار سال پیش جابجایی قطب روی زمین اتفاق افتاده که جابجایی قطب ها سبب تغییر جهت چرخش زمین میشه و این برای ما بنظر مانند این میاد که خورشید از مغرب طلوع کند

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247



    یکی از نشانه هایی که برای ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و اله شمرده می شود، طلوع خورشید از سمت مغرب است.
    روایات مربوط به این نشانه، بیشتر در منابع اهل سنت آمده و آن چه در کتاب های شیعه وجود دارد، همان مضمون را تکرار کرده است. بخش عمده این احادیث، ذیل آیه 158 سوره ی انعام وارد شده و در آنها طلوع خورشید، کنایه یا نشانه ای برای برپایی قیامت گرفته شده است. بخش دیگر روایت که مستقل از تفسیر آن آیه ذکر می شود نیز طلوع خورشید از مغرب را نشانه قیامت می داند. در این میان، تنها چند خبر وجود دارد که ظهور مهدی را با این موضوع مرتبط می کند که به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
    اما روایاتی که در ارتباط با آیه 158 سوره انعام یا در تفسیر واردشده، فراوان است، از جمله:
    (73) محمد بن مسلم از امام باقر و امام صادق علیهم السلام روایت کرده است که مقصود از «بعضء ایت ربک» (برخی نشانه های پروردگارت... ) طلوع خورشید از سمت مغرب و خروج دابه و دود است و وقتی این نشانه ها ظاهر شود، کسی که بر گناهان اصرار کرده و عمل شایسته ای نداشته، ایمانش سودی نخواهد داشت. (1)
    (74) طبق نقل ابن مسکان، امام باقر علیه السلام درباره ی آیه «یوم یأتی بعض ءایت ربک» فرمود: وقتی خورشید از مغرب بیاید، ایمان آوردن در آن روز فایده ای نخواهد داشت. (2)
    (75) نزال بن سبره گوید: امیرالمؤمنین علیه السلام خطبه ای خواند و فرمود: پیش از آن که مرا از دست بدهید از من پرسش کنید. صعصعه بن صوحان بلند شد و پرسید: ای امیرمؤمنان! دجال چه زمانی خواهد آمد؟ علی علیه السلام فرمود... برای این موضوع نشانه هایی است... وقتی مردم نماز نخوانند و امانت را ضایع کنند و دروغ بگویند... سپس دابه الارض سر بر می آورد و این پس از طلوع خورشید از مغرب خواهد بود. آن هنگام توبه برداشته می شود، یعنی نه توبه ای پذیرفته می شود و نه عملی بالا می رود و «هر کس تا آن زمان ایمان نیاورده، ایمان آوردنش سودی ندارد»... . (3)
    (76) امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند محمد صلی الله علیه و اله را با پنج شمشیر برانگیخت که سه تای آن کشیده است و غلاف نخواهد شد تا جنگ تمام شود و جنگ تمام نمی شود تا آن که خورشید از مغرب طلوع کند. آن گاه که خورشید از مغرب در آید، همه مردم ایمان آوردند و آن روز «هرکس تا آن زمان ایمان نیاورده یا عمل شایسته ای نداشته، ایمانش سودی ندارد. »... (4)
    (77) رسول خدا فرمود پیش از شش چیز به انجام عمل روی آورید: 1- طلوع خورشید از مغرب؛ 2- دابه؛ 3- دجال؛ 4- دود؛ 5- خویصه یعنی مرگ؛ 6- امر عمومی. (5)
    (78) ابوسعید خدری از رسول خدا صلی الله علیه و اله نقل کرده است: مقصود از آیه «روزی که نشانه های پروردگارت آشکار شود، ایمان آوردن بی فایده است» طلوع خورشید از سمت مغرب است. (6)
    این روایت و آثاری با همین مضمون، از دیگر صحابه نیز نقل شده و در منابع اهل سنت فراوان است. به طور کلی، از این مجموعه چنین به دست می آید که طلوع خورشید از مغرب، یا علامت واقعی بر پایی قیامت است یا کنایه از آن؛ به گونه ای که هرگاه سخن از طلوع خورشید از مغرب به میان می آید، برپایی قیامت فهمیده می شود. این که در این روایات تأکید شده «وقتی خورشید از مغرب در آید ایمان آوردن سودی نخواهد داشت» بدان جهت است که این، نشانه ی پایان دنیاست و پس از آن، تکلیفی وجود ندارد تا ایمان و عمل مؤثر باشد. شیخ طوسی گوید: «پس از مرگ امامان تکلیف برداشته می شود؛ چون نشانه های قیامت مانند طلوع خورشید از مغرب و خروج دابه و... آشکار خواهد شد. » (7)
    هم چنین در موارد دیگری زمان طلوع خورشید از مغرب، آخرین فرصت برای توبه بندگان به درگاه خداوند تعیین شده است، چنان که در روایت 75 به آن اشاره شد و در روایات مستقل دیگری چنین آمده است:
    (79) ابوهریره از رسول خدا نقل می کند: هرکه پیش از طلوع خورشید از مغرب توبه کند، توبه اش پذیرفته می شود. (8)
    ممکن است گفته شود عنوان طلوع خورشید از مغرب، کنایه از ظهور امام عصر است؛ چنان که صعصعه از کلام علی علیه السلام این گونه برداشت کرده است؛ (9) اما به فرض صحت این نقل، باید گفت در آن صورت دیگر این موضوع، نشانه ی ظهور مهدی نخواهد بود؛ بلکه خود، عنوان و کنایه ای برای آن حضرت است و بنابراین، تحول در آفتاب، جزو نشانه های ظهور تلقی نخواهد شد. لیکن این برداشت که از سوی فاطمیان دامن زده شده،
    از جهاتی محل اشکال است: 1- در روایات دیگری تصریح و حتی قرینه ای بر این که منظور از خورشید مغرب وجود مقدس امام دوازدهم باشد وجود ندارد. 2- در روایات متعددی که به برخی از آنها اشاره شد آمده است که با طلوع خورشید از مغرب، توبه و عمل فایده ندارد، در حالی که ظهور امام عصر علیه السلام ابتدای زندگی واقعی است و معنا ندارد تکلیف برداشته شود و توبه و عمل صالح پذیرفته نشود. 3- در روایات زیادی تصریح شده که طلوع خورشید مغربی نشانه قیامت است. 4- در برخی احادیث، طلوع خورشید از مغرب و ظهور مهدی قائم علیه السلام در کنار هم قرار گرفته اند که نشان می دهد دو موضوع ارتباطی به یک دیگر ندارند بلکه هر دو، نشانه برای مطلب دیگری به شمار می روند.
    (80) ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا آمدن سفیانی حتمی است؟ فرمود: آری، ندا هم حتمی است، طلوع خورشید از مغرب هم حتمی است... قیام مهدی آل محمد صلی الله علیه و اله هم حتمی است. (10)
    (81) ابوطفیل عامر بن واثله از حذیفه بن اسید (در روایت دیگر از ابوسریحه) نقل کرده است: گروهی در حال گفت وگو بودیم که رسول خدا بر ما وارد شد و فرمود: از چه سخن می گویید؟ گفتیم: درباره قیامت. فرمود: قیامت بر پا نمی شود، مگر ده نشانه را ببینید: دود، دجال، دابه، طلوع خورشید از مغرب، فرود آمدن عیسی علیه السلام، یأجوج و مأجوج، فرو رفتن زمین در مشرق، و در مغرب، و در جزیره العرب، آتشی که مردم را به محشر بکشاند. (11)
    همین خبر به گونه ای دیگر در منابع شیعه آمده است:
    (82) ابوطفیل از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می کند که رسول خدا فرمود: ده چیز پیش از قیامت حتمی است: سفیانی، دجال، دود، قیام مهدی علیه السلام، طلوع خورشید از مغرب، فرود آمدن عیسی علیه السلام فرو رفتن زمین در مشرق، (و در مغرب)، و در جزیره العرب، آتشی که مردم را به محشر بکشاند. (12)
    گرچه تفاوت های جدی در مضمون روایات شیعه و سنی (13) اعتماد به آنها را کم می کند، این نکته در همه روایات وجود دارد که طلوع خورشید از مغرب نشانه ای برای قیامت است.
    تا این جا نتیجه چنین شد که مفاد احادیثی که در آنها به طلوع خورشید مغربی اشاره شده، بیان نشانه های قیامت (اشراط الساعه) است و تصریحی به ظهور مهدی ندارد. اما به علت این که این موضوع، نشانه ظهور مهدی علیه السلام قلمداد شده، آمیختگی علائم ظهور با نشانه های قیامت است و آن چه درباره ی نشانه های برپایی قیامت گفته شده، فراوان بر نشانه ظهور قائم علیه السلام حمل می شود. اختلاف مضمون برخی روایات شیعه با اهل سنت در شمارش این نشانه ها نیز دلیل دیگر این آمیختگی است که نمونه آن در روایت 81 و 82 گذشت.
    مطلب دیگری که گویا باعث شده طلوع خورشید از مغرب را نشانه ظهور بدانند، آن است که شیخ مفید در ردیف ده ها علامتی که برای ظهور قائم علیه السلام بیان کرده طلوع خورشید از سمت مغرب را نیز آورده است، اما باید توجه داشت که وی این مطلب را به عنوان روایت نیاورده بلکه در ردیف نشانه ها ذکر کرده و سرانجام هم می گوید خداوند آگاه تر است. (14) روایتی هم که او و شاگردش شیخ طوسی در این زمینه آورده اند، گذشته از آن که ابهام هایی دارد، (15)
    تنها از حتمی بودن برخی حوادث سخن می گوید و حتمی بودن بدان معناست که قضای الهی بر وقوع آنها تعلق گرفته و الزاما مربوط به ظهور قائم نیست؛ به خصوص که در این روایت، طلوع خورشید از مغرب و قیام مهدی در کنار هم ذکر شده اند و معنا ندارد که آن دو نشانه ی ظهور باشند.
    علت اصلی مطلب را باید از سوی اسماعیلیان دانست که از روایات طلوع خورشید از مغرب سوء استفاده کردند و آن را بر مهدی فاطمی تطبیق نمودند.بهره برداری فاطمیان (16)عبیدالله مهدی که درباره انتساب او به اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام اختلاف نظر وجود دارد، پس از یک دوره استتار و دعوت برای فرقه ی اسماعیلیه، از سلمیه به مغرب رفت و پس از جنگ و گریز، در سال 297 دولت فاطمیان را بنا نهاد. از آن جا که فرقه اسماعیلیه با دوران استتار و ظهور همراه بود و از زمان وفات امام صادق علیه السلام یا فرزندش اسماعیل تا ظهور دولت فاطمی در مغرب پنهان بوده اند، این احتمال هست که مقدماتی برای ظهور خود فراهم کرده و روایاتی جعل کرده باشند. در کتاب های ملاحم و فتن آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: در سال سیصد، خورشید از سمت مغرب طلوع خواهد کرد. (17)قاضی نعمان مغربی مورخ اسماعیلی مذهب (متوفای 363ق) نیز این حدیث را گزارش و آن را پیش گویی رسول خدا درباره مهدی فاطمی دانسته و در توجیه آن تلاش کرده است. وی می گوید: «این، حدیث مشهوری است و تاکنون خورشید از مغرب طلوع نکرده و پس از این هم نخواهد کرد، پس مقصود رسول خدا، قیام مهدی از مغرب است و مهدی همان خورشیدی است که فرموده سیصد سال پس از هجرت من طلوع خواهد کرد و چنین هم شد و مهدی علیه السلام در سال 297 ق آشکار گشت». (18) وی سپس مشکل سه سال اختلاف باقی مانده نسبت به حدیث منسوب به پیامبر (در سال 300 ق) را توجیه کرده و اشعاری را که پیش از تشکیل دولت فاطمی سروده شده است، ذکر می کند. در این اشعار می خوانیم: در سال 96 (مقصود 296ق است که به جهت نظم شعری خلاصه شده) پرچمی از غرب بلند می شود و خورشید الهی از سمت مغرب طلوع می کند. در آن هنگام توبه ی توبه کننده فایده ندارد. او هم نام پیامبر و فرزند وصی پیامبر است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. عیسی بن مریم علیه السلام دجال را می کشد... . (19)در شعر دیگری که از احمد بن رمضان بلزمی پیش از ظهور مهدی سروده، چنین پیش گویی شده است: گویا می بینم که خورشید از مغرب بر ما طلوع کرده و زمین را از عدالت پر می کند. (20) با توجه به قدمت کتاب های قاضی نعمان و شیعه بودن او، تطبیق روایات طلوع خورشید از مغرب بر مهدی از وی گرفته شده اما به این نکته توجه نشده است که مقصود قاضی نعمان، مهدی فاطمی است نه مهدی موعود امامیه.مطلب دیگری که سوء استفاده اسماعیلیه از این روایات را نشان می دهد سخنی است که در رد دلایل واقفیه، روایت زیر را مورد استدلال آنان دانسته است:(83) سعید مکی گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: امامان داوزده نفرند؛ وقتی شش نفرشان بگذرند، خداوند به دست هفتمی پیروزی می آورد. پنج نفر از ما اهل بیت حکومت می کند و به دست ششمی خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد. (21)شیخ طوسی می گوید: ابتدای این خبر به این که ائمه دوازده نفرند تصریح دارد، اما بقیه مطالب آن سخن راوی است که براساس مذهب اسماعیلیه بیان شده است. (22) گویا مقصود شیخ این است که موضوع طلوع خورشید از مغرب به دست ششمین نفر از اهل بیت امام صادق علیه السلام، ساخته اسماعیلیه است.بنابراین، شکی نیست که احادیث طلوع خورشید از مغرب مورد تحریف و سوء استفاده اسماعیلیه قرار گرفته است؛ اما این که همه آن احادیث را ساخته آنان بدانیم صحیح نیست، چون اولا: کثرت و شهرت آن روایات به اندازه ای است که جعل کردن همه آنها غیر ممکن می نماید و گرچه مضمون بسیاری از آنها واحد یا شبیه هم دیگر است؛ اما به طرق مختلفی در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است. (23)ثانیا: انگیزه ای در جعل آن همه حدیث برای اسماعیلیه دیده نمی شود، چون در آنها سخنی از مهدی نیست و هیچ کدام تصریح نمی کند که طلوع خورشید از مغرب به معنای ظهور مهدی است. اگر بنا بود آنان روایاتی در این موضوع جعل کنند، به این مقدار اکتفا نمی کردند و بی تردید منافع خود را در آن، پیش گویی و جای گزین می نمودند. آن چه هست روایات انگشت شماری است که طلوع خورشید مغربی را در سال سیصد هجری می داند و تردید ی در رد پای اسماعیلیه (فاطمیان) در آنها نیست. البته ابهام هایی در این باره وجود دارد؛ مثلا ممکن است مقصود از روایت کافی (24) را مهدی بدانیم، چون می فرماید شمشیر محمدی زمانی غلاف خواهد شد که جنگ تمام شود و جنگ زمانی پایان می یابد که خورشید از مغرب طلوع کند و آن گاه همه ایمان می آوردند، ولی ایمان فایده ای ندارد! ممکن است این ایمان را ایمان به مهدی تفسیر کنیم و از روایت استفاده کنیم که تا ظهور مهدی جنگ پیوسته در عالم برپاست. اما این یک احتمال بیش نیست و این روایت و دیگر احادیث، آن را تأیید نمی کند.عدم فایده داشتن ایمان و عدم پذیرش توبه هم قابل بررسی است که آیا با عمومات قرآن سازگاری دارد یا خیر؟ ابهام مهم تر این که در اشعار مربوط به پیش گویی دولت فاطمیان - که پیش تر از شرح الاخبار نقل شد - شباهت هایی به روایات طلوع خورشید از مغرب وجود دارد، مانند بحث از پذیرفته نشدن توبه و نزول حضرت عیسی علیه السلام. از این رو، ممکن است این ذهنیت ایجاد شود که روایات مشابه آن هم ساختگی است؛ لیکن به نظر می رسد این اشعار پس از تشکیل دولت فاطمی در مدح آنان سروده شده یا اگر به عنوان پیش گویی سروده اند، از همان روایات استفاده کرده و آن را تحریف نموده اند.نتیجه گفتارروایاتی که درباره طلوع خورشید از مغرب در منابع شیعه و بیش از آن در منابع اهل سنت وجود دارد، مربوط به نشانه های قیامت است و ارتباطی به ظهور مهدی ندارد و در هیچ کدام تصریحی به نشانه ظهور نیست. اما فرقه اسماعیلیه با نسبت دادن این سخن به پیامبر که فرمود: «در سال 300 هجری من خورشید از سمت مغرب طلوع می کند»خواسته اند این روایات را بر ظهور فاطمیان تطبیق دهند؛ ولی این به معنای خدشه دار بودن دیگر روایات نیست، بلکه آن چه به رسول خدا نسبت داده اند مردود است.پی نوشت ها:1. «عن زراره و حمران و محمد بن مسلم عن ابی جعفر و ابی عبدالله علیهما السلام فی قوله «یوم یأتی بعض ءایت ربک لا ینفع نفسا ایمانها» قال طلوع الشمس من المغرب و خروج الدابه و الدخان و الرجل یکون مصرا و لم یعمل عمل الایمان ثم تجیء الآیات فلاینفعه ایمانه» (تفسیر العیاشی، ج 2، ص 128 و علامه طباطبایی، المیزان، ج 7، ص 404).2. ابراهیم بن هاشم عن صفوان عن ابن مسکان عن ابی جعفر علیه السلام فی قوله «یوم یأتی بعض ءایت ربک»... قال اذا طلعت الشمس من مغربها فکل من آمن فی ذلک الیوم لاینفعه ایمانه. (المیزان، ج 7، ص 404 به نقل از: تفسیر قمی).3. عن الضحاک بن مزاحم عن النزال بن سبره خطبنا امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام... ثم قال سلونی ایها الناس قبل ان تفقدونی - ثلاثا - فقام الیه صعصعه بن صوحان فقال یا امیرالمؤمنین علیه السلام متی یخرج الدجال؟ فقال له علی علیه السلام... احفظ فان علامه ذلک اذا مات الناس الصلاه و اضاعوا الأمانه و استحلوا الکذب... ثم ترفع الدابه رأسها فیراها من بین الخافقین باذن الله جل جلاله و ذلک بعد طلوع الشمس من مغربها فعند ذلک ترفع التوبه فلا توبه تقبل و لا عمل یرفع و «لا ینفع نفسا إیمانها لم تکن ءامنت من قبل أو کسبت فی ایمانها خیرا» (شیخ صدوق، کمال الدین، ص 552 و 554). بخش اول این روایات در منابع اهل سنت هم آمده است (ر. ک: عثمان بن سعید دانی، السنن الوارده فی الفتن (سنن دانی)، ص 145).4. «المنقری عن حفص بن غیاث عن ابی عبدالله علیه السلام قال سأل رجل ابی - صلوات الله علیه - عن حروب امیرالمؤمنین و کان السائل من محبینا فقال له ابوجعفر علیه السلام: بعث الله محمدا صلی الله علیه و اله بخمسه اسیاف ثلاثه منها شاهره فلاتغمد حتی تضع الحرب اوزارها و لن تضع الحرب اوزارها حتی تطلع الشمس من مغربها فاذا طلعت الشمس من مغربها آمن الناس کلهم فی ذلک الیوم فیومئذ «لا ینفع نفسا إیمانها لم تکن ءامنت من قبل أو کسبت فی إیمانها خیرا» و سیف منها مکفوف و سیف منها مغمود... » (کلینی، الکافی، ج 5، ص10 و ر. ک: معجم احادیث المهدی، ج 1، ص 519).5. «عن ابی هریره عن النبی صلی الله علیه و اله قال بادروا بالاعمال ستا:الدجال و الدخان و دابه الارض و طلوع الشمس من مغربها و امر العامه و خویصه احدکم» (صحیح مسلم، ج 2، ص 690 و معجم احادیث المهدی، ج 2، ص205 به نقل از: مسند احمد و دیگران).6. «وکیع عن ابی لیلی عن عطیه العوفی عن ابی سعید الخدری عن النبی صلی الله علیه و اله فی قوله یوم یأتی بعض ءایت ربک لا ینفع نفسا ایمانها قال: طلوع الشمس من مغربها» (مسند احمد، ج 3، ص 98 و 31؛ شیخ طوسی، التبیان، ج 1، ص 171 و مجمع البیان، ذیل تفسیر آیه 158 سوره انعام).7. شیخ طوسی، همان، ج 5، ص 49.8. «عن ابن سیرین عن ابی هریره عن النبی صلی الله علیه و اله: من تاب قبل ان تطلع الشمس من مغربها تاب الله علیه» (خالد بن ناصر غامدی، اشراط الساعه فی مسند احمد و زوائد الصحیحین، ج 2، ص 629 و 630). در این کتاب چند روایت مشابه از مسند احمد و دیگر منابع روایی بدین مضمون آمده است.9. در پایان روایت 75 نزال بن سبره از صعصعه می پرسد: مقصود امیرالمؤمنین علیه السلام چیست؟ صعصعه می گوید: ای ابن سبره! کسی که عیسی بن مریم علیه السلام. پشت سرش نماز می خواند دوازدهمین عترت و نهمین فرزند حسین بن علی علیهما السلام است و همو خورشید طلوع کننده از مغرب است که نزد رکن و مقام ظاهر می شد و زمین را پاک می کند» (شیخ صدوق، کمال الدین، ص 554).10. «الفضل بن شاذان عمن رواه عن ابی حمزه قال قلت لابی جعفر علیه السلام: خروج السفیانی من المحتوم؟ قال نعم و النداء من المحتوم و طلوع الشمس من مغربها محتوم و اختلاف بنی العباس فی الدوله محتوم و قتل النفس الزکیه محتوم و خروج القائم من آل محمد صلی الله علیه و اله محتوم... » (شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 371 و شیخ طوسی، الغیبه، ص 435).11. «عن ابی الطفیل عن حذیقه بن السید: اطلع النبی علینا و نحن نتذاکر الساعه فقال ما تذاکرون قالوا نذکر الساعه، فقال انها لن تقوم حتی ترون عشر آیات: الدخان و الدجال و الدابه و طلوع الشمس من مغربها و نزول عیسی بن مریم و یأجوج و مأجوج و ثلاث خوف: خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزیره العرب و آخر ذلک نار تخرج من الیمن (قعره عدن) تطرد الناس الی محشرهم» (مسند احمد، ج 4، ص 6 و 7؛ صحیح مسلم، ج 2، ص 666 و 667 و لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 551 به نقل از: سنن ابن ماجه).12. «ابن فضال عن حماد عن الحسین بن المختار عن ابی نصر عن عامر بن واثله عن امیرالمؤمنین علیه السلام قال رسول الله صلی الله علیه و اله عشر قبل الساعه لابد منها: السفیانی و الدجال و الدخان و الدابه و خروج القائم و طلوع الشمس من مغربها و نزول عیسی علیه السلام و خسف بالمشرق و خسف بجزیره العرب و نار تخرج من قعرعدن تسوق الناس الی المحشر» (شیخ طوسی، الغیبه، ص 436).13. در روایت 81 که از منابع اهل سنت نقل شد، سفیانی و خروج قائم وجود ندارد و به جای آن دابه و یأجوج و مأجوج آمده است. سند هر دو روایت هم به ابوطفیل کنانی می رسد.14. الارشاد، ج 2، ص 368 و 370.15. این روایت که به شماره 80 گذشت در کمال الدین (ص 680) از همان راوی و در روضه کافی (ص 310) از راوی دیگری نقل شده و در آنها اختلاف هایی وجود دارد: از جمله این که طلوع خورشید از مغرب در کمال الدین و روضه نیست. هم چنین در آن به اختلاف عباسیان اشاره شده که در گفتارهای پیشین درباره ی تاریخی بودن آن بحث شد. البته اگر حتمی را به این معنا بگیریم که قضای الهی بر آن تعلق گرفته، این اشکال بر طرف خواهد شد. ابهام دیگر در این است که در ادامه روایت از ندای آسمانی به نام علی علیه السلام و ندای شیطانی به نام عثمان سخن به میان آمده که محل تأمل است، چون ندای آسمانی وقت ظهور، به نام مهدی است و آن زمان حقانیت امیرمؤمنان علیه السلام و در مقابل آن عثمان، مورد نزاع نیست.16. فاطمیان نام دولتی شیعی است که از سال 297 - 567 ق بر مغرب (مراکش) و مصر حکومت کردند. از آن جا که پایه گذاران این دولت خود را از نسل اسماعیل فرزند امام جعفرصادق علیه السلام می دانستند و معتقدند به امامت او (اسماعیلی مذهب) بودند و بدین طریق نسب خود را به حضرت فاطمه علیهما السلام می رساندند، به فاطمی مشهور شدند.17. «ارطاه بن منذر عن شریح و... قالوا بلغنا ان رسول الله قال... فی الثلاثمأه طلوع الشمس من مغربها و یطبع کل قلب بما فیه... » (الفتن، ص 475، ح 1484و ابن منادی، الملاحم، ص 343).18. شرح الاخبار، ج 3، ص 418 و 419.19. همان، ص 421؛و فی الست و التسعین تهبط رایهمن الغرب فی جمع کثیف المواکبو تطلع شمس الله من غرب ارضهفلا توبه ترجی هناک لتائبسمی نبی الله و ابن وصیهو اکرم مولود و اشرف طالبفیملأ ارض الله عدلا و رحمهبایام صدق طیبات المکاسبو بالاعور الدجال...و یقتله من بعد عیسی...20. همان، ص 426:کانی بشمس الارض قد طلعت لنامن المغرب مقرونا الیها هلالهافیملا ارض الله قسطا بعدلهبما ضم منها سهلها و جبالها21. «عن خلاد الؤلؤی قال حدثنی سعید المکی عن ابی عبدالله علیه السلام و کانت له منزله منه: یا سعید! الائمه اثناعشر اذا مضی سته فتح الله یا علی السابع و یملک منا اهل البیت خمسه و تطلع الشمس من مغربها علی ید السادس» (شیخ طوسی، الغیبه، ص 53).22. همان.23. برای دست یابی به مجموعه این احادیث ر. ک: معجم احادیث المهدی، ج 1، ص 87، 262، 519 و ج 2، ص 113، 131 و 204- 214 و خالد بن ناصر غامدی، اشراط الساعه فی مسند احمد و زوائد الصحیحین، ج 2، ص 624 به بعد.24. ر. ک: همین کتاب، روایت شماره 76.منبع: کتاب تحلیل تاریخی نشانه های ظهور


    خداوندا. من بنده حقیری هستم که در مقابل عظمت و مهربانی تو سر به سجده می اورم چرا که تنها تو هستی که من را وجود بخشیدی و من تورا همیشه در همه حال می بویم و میستایم.

  15. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود