صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا اینکه اقوام بسیاری از داشتن پیامبر محروم بودند نشان دهنده ی نقض ضرورت وجود نبی نیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه،سوال،طبیعت،سَحر و هر چیزی که یاداور مالکو صاحبم باشه
    نوشته
    1,212
    حضور
    15 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    46
    آپلود
    1
    گالری
    5
    صلوات
    3259

    پرسش آیا اینکه اقوام بسیاری از داشتن پیامبر محروم بودند نشان دهنده ی نقض ضرورت وجود نبی نیست؟




    اینکه اقوام بسیاری از داشتن نبی محروم بودند نشان دهنده ی نقض ضرورت وجود نبی نیست؟
    ما دلخوش به سلامی هستیم که پاسخ ان واجب است!السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
    یا رب!
    ما رو عامل تعجیل ظهور موعودت قرار بده!
    کمک کن تسکین غم هایش باشیم!
    و خنده ی روی لبهاش!
    نه (پناه بر تو!) اشک گوشه ی چشم هاش!


  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 8 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58333



    با نام و یاد دوست




    آیا اینکه اقوام بسیاری از داشتن پیامبر محروم بودند نشان دهنده ی نقض ضرورت وجود نبی نیست؟







    کارشناس بحث: استاد رئوف


  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,331
    حضور
    28 روز 18 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3972

    هدایت




    نقل قول نوشته اصلی توسط hoorshid نمایش پست ها
    اینکه اقوام بسیاری از داشتن نبی محروم بودند نشان دهنده ی نقض ضرورت وجود نبی نیست؟

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    در مورد این مسئله توجه به چند نکته لازم است:

    - این چنین نیست که بسیاری از اقوام از داشتن پیامبر محروم باشند. برعکس بر اساس آنچه قرآن می فرماید، هیچ قومی بدون انذار دهنده نبوده است: إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِيهَا نَذِيرٌ (1) ما تو را به حق به رسالت فرستاديم تا مژده دهی و بيم دهی و هيچ ملتی نيست مگر آنکه به ميانشان بيم دهنده ای بوده است

    - مطلب دیگر این است که اطلاع ما نسبت به اقوام گذشته محدود است و پیامبران و اقوام محدودی در قرآن ذکر شده اند. در واقع خود قران نیز به این مطلب اشاره می کند: ولقد ارسلنا رسلا من قبلك منهم من قصصنا عليك ومنهم من لم نقصص عليك (2) ما پيش از تو رسولانى فرستاديم; سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نكرده‏ ايم

    - با توجه به مطالب فوق و نیز تعداد بسیار پیامبران 124000 هزار نفر، به نظر نمی رسد که اقوامی وجود داشته باشند که در میان آنها پیامبر یا نذیر وجود نداشته باشد. البته پر واضح است که تمام اقوام از وجود پیامبران اولوالعزم برخوردار نبوده اند ولی این مسئله به معنای گمراهی آنها نیست و راه هدایت همیشه برای بشریت باز بوده است به این معنا که اگر کسی طالب کمال و هدایت بوده است، می توانسته است راه را پیدا کند و این مضمون آیه قرآن است که می فرماید: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (3) کسانی را که در راه ما مجاهدت کنند ، به راههای خويش هدايتشان می کنيم ، و خدا با نيکوکاران است. با توجه به تمام مطالب بیان شده، فرض سوال شما صحیح نیست بنابراین خدشه ای به ضرورت وجود پیامبر وارد نمی کند.

    موفق باشید



    1. فاطر 24
    2. مومن 78
    3. عنکبوت 69

  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    به نظر نمی رسد که اقوامی وجود داشته باشند که در میان آنها پیامبر یا نذیر وجود نداشته باشد
    سلام.
    به ظاهر همه اقوام پیامبر یا نذیر نداشته‌اند. مانند بومیان آدمخوار و یا سرخپوستان و یا اسکیموها. در مورد اینها آدم خواری و یا آداب و رسوم عجیبشان، این احتمال را قوت می‌بخشد که فاقد پیامبر بوده‌اند. همچنانکه تاریخ و نیز ادیان، غالباً از ظهور پیامبران در منطقه خاورمیانه خبر می‌دهند.
    اگر ممکن است در این مورد نیز توضیح بدهید.

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    religion
    نوشته
    233
    حضور
    7 روز 8 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    648



    نقل قول نوشته اصلی توسط حاج سید مهندس دکتر نمایش پست ها
    سلام.
    به ظاهر همه اقوام پیامبر یا نذیر نداشته‌اند. مانند بومیان آدمخوار و یا سرخپوستان و یا اسکیموها. در مورد اینها آدم خواری و یا آداب و رسوم عجیبشان، این احتمال را قوت می‌بخشد که فاقد پیامبر بوده‌اند. همچنانکه تاریخ و نیز ادیان، غالباً از ظهور پیامبران در منطقه خاورمیانه خبر می‌دهند.
    اگر ممکن است در این مورد نیز توضیح بدهید.
    سلام
    مگر اینایی که تو سوریه آدم می خورند پیامبر نداشتند. اینا که حضرت محمد (ص) به زبان خودشان سخن گفته دارند آدم می خورند. والا سرخپوستها و اسکیموها صد شرف دارند.

    ویرایش توسط maes : ۱۳۹۲/۰۶/۱۳ در ساعت ۲۳:۴۱
    منم بنده اهل بیت نبی - ستاینده خاک و پای وصی - بر این زادم و هم بر این بگذرم - چنان دان که خاک پی حیدرم - نباشد جز از بی پدر دشمنش - که یزدان به آتش بسوزد تنش *** درود بر فردوسی !

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    گفتگوی دینی
    نوشته
    1,736
    حضور
    33 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    119
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3287



    نقل قول نوشته اصلی توسط maes نمایش پست ها
    مگر اینایی که تو سوریه آدم می خورند پیامبر نداشتند. اینا که حضرت محمد (ص) به زبان خودشان سخن گفته دارند آدم می خورند. والا سرخپوستها و اسکیموها صد شرف دارند.
    با سلام.
    بله ولی این ها که آدم می خورند خودشان به وجود پیامبری از جانب خدا اعتقاد دارند و یا حداقل در تاریخ خود به وجود چنین پیامبری باور دارند. ولی ظاهرا در تاریخ بسیاری از اقوام هیچ پیامبری دیده نمی شود.
    و من الله توفیق


  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    Atheism
    نوشته
    691
    حضور
    7 روز 15 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1515



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها

    - با توجه به مطالب فوق و نیز تعداد بسیار پیامبران 124000 هزار نفر، به نظر نمی رسد که اقوامی وجود داشته باشند که در میان آنها پیامبر یا نذیر وجود نداشته باشد. البته پر واضح است که تمام اقوام از وجود پیامبران اولوالعزم برخوردار نبوده اند ولی این مسئله به معنای گمراهی آنها نیست و راه هدایت همیشه برای بشریت باز بوده است به این معنا که اگر کسی طالب کمال و هدایت بوده است، می توانسته است راه را پیدا کند و این مضمون آیه قرآن است که می فرماید: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (3) کسانی را که در راه ما مجاهدت کنند ، به راههای خويش هدايتشان می کنيم ، و خدا با نيکوکاران است. با توجه به تمام مطالب بیان شده، فرض سوال شما صحیح نیست بنابراین خدشه ای به ضرورت وجود پیامبر وارد نمی کند.
    بگذریم که از این 124,000 پیامبر، اسم و داستان 1 درصدشون رو هم نمی دونیم ولی از نظر عددی هم این ادعا صحیح نیست. امروز می دونیم بشر دو پای امروزی (هوموساپینس ساپینس) حدود 300,000 سال است روی زمین زندگی می کند و حدود 300 میلیارد انسان روی زمین زندگی کرده اند، این 124,000 پیامبر اصلا عدد بالایی نیست یعنی برای حدود هر 2.5 میلیون انسان یک پیامبر که اصلا منطقی نیست.

    اون شخصی که این عدد 124,000 پیامبر رو از خودش در آورد اصلا ایده ای نداشته که زمین چقدر قدیمی است و چه تعداد انسان تابحال روی زمین زندگی کردند.
    ویرایش توسط وایسلی گوجا : ۱۳۹۲/۰۶/۱۴ در ساعت ۰۳:۴۷
    گویند بهشت و حور و عین خواهد بود آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
    گر ما می و مـعشوق گزیدیم چه باک چـون عـاقبت کـار چـنین خواهد بود
    آیا در مدینه فاضله باران می بارد؟

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط وایسلی گوجا نمایش پست ها
    اون شخصی که این عدد 124,000 پیامبر رو از خودش در آورد اصلا ایده ای نداشته که زمین چقدر قدیمی است و چه تعداد انسان تابحال روی زمین زندگی کردند.
    سلام
    124000 برای تعیین نیست بلکه برای تکثیر است یعنی می خواسته اند بفرمایند خیلی
    ضمن اینکه در روایاتی هم بر ادوار مختلف حیات بشری روی کره زمین تصریح شده
    والله الهادی

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قدم زدن زیر بارون
    نوشته
    1,578
    حضور
    61 روز 9 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    50
    صلوات
    4213



    سلام.
    جناب حامد گرامی.

    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    124000 برای تعیین نیست بلکه برای تکثیر است یعنی می خواسته اند بفرمایند خیلی
    ضمن اینکه در روایاتی هم بر ادوار مختلف حیات بشری روی کره زمین تصریح شده
    والله الهادی
    چرا برای بیان تکثیر از این عدد استفاده شده. و مثلا نگفته هزار هزار (یک میلیون).

    یا چرا به تبعیت از قرآن برای تکثیر از هزار یا 50 هزار یا هفتاد هزار ... استفاده نشده؟

    این خرده داشتن رقم (منظورم 4000 آخرش هست) به نظر می‌آید یک رقم نسبتاً دقیقی را بیان میدارد نه تکثیر را.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط استوار : ۱۳۹۲/۰۶/۱۴ در ساعت ۰۹:۰۰

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    دین
    نوشته
    162
    حضور
    6 روز 8 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    260



    بسم الله الرحمن الرحیم
    طبق حدیث بلوهر و یوذاسیف این نتیجه بدست می آید که قرار نیست برای هر قومی پیامبری و یا پیام آوری باشد تنها وجود اشخاص حکیم برای اشکار شدن حجت کافی است چنانچه در قرآن هم خدا نفرموده برای هر قومی پیامبری است بلکه خدا مثلا در جایی فرموده لکل قوم هاد یعنی برای هر قومی هدایتگری است. یا در آیاتی وجود نذیرانی برای آشکار شدن حجت خدا کافی است .
    اما چیزهای دیگری که از داستان بلوهر و داستاهای داخل این داستان فهمدیده می شود این است که دستورات پیامبران به مانند انوار خورشید هستند و تنها عده ی کمی منظور پیامبران را می فهمند زیرا بسیاری از مردمان کور از فهمیدن حقایق هستند . و چیزی که مشخص بوده از داستان های انبیاء این است که همواره عده ی بسیار کمی به آنها ایمان می آوردند و و بعد از سالهای کمی هم دستورات انبیاء کاملا فراموش می شد و پیام انها را به افسانه و داستان های اساطیری تعبیر می کردند .
    همه پیامبران راهی را برای زندگی انسان ها معرفی کردند که حتی این راه در امروزه هم فراموش شده است . پیامبران مردم را دعوت به شناسایی خودشان کردند تا مردم بتوانند راهی به سوی غیب پیدا کنند . زیرا حقیقت انسانی سوار بر این جسد حیوانی است که آنرا نسناس می گویند که این جسد حیوانی از نسل حیوان است و دانشمندان زیست شناس کاملا در این زمینه حق دارند . ولی نکته ای که باید به ان اشاره بشود این است که انسان بوسیله یک واسطه( مربوط به مغز است) به این جسد دستوراتی میدهد یا بر آن تعلق می گیرد که بنده تعبیر به سوار شدن آن حقیقت بر این بدن حیوانی این تعلق را معرفی کردم . آری پیامبران از مردم می خواستند که خودشان را در عالم جابرسا و جابلقا یا وادی شمروخ و شمریخ پیدا کنند و در آنجا به حیاتی برسند که خالی از هر رنج و غم و فقر و ترسی است و بهمین دلیل بدون شناخت خودشان ابدا قادر به شناخت پروردگار نیستند . زیرا این چیزی که بر آن سوار هستند حیوانی است که معارف غیبی را ابدا نمی تواند کسب و درک کند . مثالی میزنم که بهتر منظور خودم را از این الفاظ که رستاخیز معانی غیب هستند بیان کنم . کسی را تصور کنید که سوار بر خری است و آن کس چون همیشه خود را با خر می دیده و همیشه سوار بر خر بوده خودش را فراموش کرده و همه حرکات را از خرش می پندارد و بقولی مالیخولیایی شده و خر را جزئی از خود می پندارد . فرض کنید کسی این بیمار را دیده و دلش برای او سوخته و طبیبی را در قصر پادشاه می شناسد و به این شخص می گوید که همراه من بیا تا تو را بنزد کسی ببرم که به تو سود زیاد و پاداش ها می دهد و اگر آنجا نیایی دچار عذاب خواهی شد . آن بیمار می گوید اگر راست گو هستی علامتی را نشان من بده . آن شخص می گوید علامت من بسیار اشکار است . آن قصری که از دور میبینی همان قصر است و تو مدت کمی با من همراهی و نبود وعده هایی که مربوط به قصر است در زندگی تو تفاوت چندانی نمی کند . و من از تو مالی و کمکی نخواستم که بخواهم گولت بزنم . آری آن شخص و بیمار به شهری که قصر در آنجاست می رسند و وارد آن می شوند که بیمار می بیند سودی که فعلا به او نرسیده مگر این که فقط چیزهای جدیدتری دیده و این چیزها ربطی به وعده آن شخص ندارد سپس به دربی از قصر می رسند که طبیب حاذق در آنجا است ولی حتما باید از این درب بدون خر بگذرند و آنجاست که این بیمار را شخص هدایت می کند و می گوید وارد قصر شو تا هزار هزار سود به تو برسد که هیچ چیزی به اندازه آن مهم نیست . آن بیمار می گوید که این قسمت از وجودم را این خرم را این جسدم را چه کنم ؟ این شخص می گوید ضرری نمی کنی این جسد را به اینجا ببند و همراه من شو و زود بازگرد . آن بیمار می گوید که این جسد جزئی از من است و بدون این جسد می میرم . آن شخص می گوید ایا مادرت چنین جسدی دارد ؟ می گوید نه ولی بعضی وقت ها داشته است ، می پرسد پدرت چه ؟ می گوید ان هم به اینطور بوده . می پرسد ایا تو از اول با چنین جسدی بودی ؟ می گوید نه ، و آن شخص می گوید که پس همانطوری که بار اول زنده بودی بدون جسد بار دیگر هم بدون جسد زنده می مانی و جسم حقیقی تو آن است که بر این جسد سوار است . آن بیمار این سخن بر او حجتی است آشکار اگر پذیرفت به سود خودش است و اگر نپذیرفت بر خودش ظلم کرده . پس آن بیمار به طمع پاداش و ترس از عذاب از خر پیاده می شود به درون قصر می رود . و آن گاه می پرسد که کجاست آن شخص که وعده اش را دادی ؟ آن شخص گوید آن منم و من طبیبی هستم که تو را درمان کردم زیرا طبیب تو همان هدایت گر قصر است و من پادشاه این قصرم و چون خود را شناختی این بهترین سود توست و من هم بهترین دوست تو هستم . ولی اگر سود جسمانی بخواهی من مال فراوان دارم و همینطور خر ها و گوسفند ها و گاو و خانه ها که مقداری از آن ها را به تو می بخشم اگر چه بهترین سود تو این است که با من باشی که هر روز تو را بالاتر از امروزت می برم و باز این بدن تو جسدی است که جسم هورقلیایی تو بر آن سوار است پس به دستورات حکیمان چون بلوهر گوش کن تا چون یوذاسیف عوالم غیب را ببینی و در این راه ابدا ضرر نخواهی کرد و فقط چهل روز دستورات شریعت و طریقت و حقیقت را عمل کن که از جسد حیوانی خارج شوی و آنگاه خود می بینی که ما راست گفتیم و اینقدری که عمرت را آقای فلان خرج نقد سخنان ما کردی کمتر از آن را صرف عمل به چیزهایی که ما می گفتیم می کردی که ابدا ضرر دنیایی هم ندارد آن وقت می دیدی که چه چیزی هستی و از کجا آمدی . اما ان طبیب حکیم است و پدر و مادر بیمار آل محمدند آن شهر شریعت است و ان راه طریقت است و ان قصر حقیقت است که آیت اصلی و نشانه هستی خداست.

    ویرایش توسط afzali.polaris : ۱۳۹۲/۰۶/۱۴ در ساعت ۱۱:۱۵

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود