صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خاطرات حجاب

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134

    خاطرات حجاب




    یه عالمی میگفت این پوشیدن شلوار لی (بر گرفته از مد غربی) آخه چه سنخیتی با پوشش چادر (لباس مادرمان زهرا (س)) دارد
    بعضی میخواهند وجهه چادر را هم از روی عمد و بعضی ها از روی نادانی خراب کنند
    مادرم عطر چادرت بوی بهشت میدهد

    ویرایش توسط حی علی المهدی : ۱۳۹۲/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۱:۲۶
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  2. صلوات ها 23


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    ده سال طول کشید تا عاشق چادرم شوم
    خاطره ای از یه دختر خانم (کنیز حضرت زهرا (س)

    واقعا نمی تونستم هدیه حضرت فاطمه (س) را کنار بگذارم. الان حدود 3 ساله که عظمت چادر را فهمیدم. میشه گفت عاشق چادرم شدم.
    راستش خجالت می کشم بگم خیلی طول کشید تا عاشق چادرم بشم. چون به نظرم چادر انقدر زیباست که شخصی که اون رو به عنوان حجاب انتخاب می کنه زود جذب می کنه. ولی برای من تقریبا 10 سال طول کشید تا زیباییش را بفهمم.
    از سال اول راهنمایی خودم شروع کردم به چادر سر کردن. دوستانم که مانتویی بودند فکر می کردند به خاطر خانواده، چادر سر می کنم. وقتی متوجه می شدند انتخاب خودمه تعجب می کردند. دیگه از مادرم هم بیشتر به چادر مقید بودم. البته این تقید نه به خاطر علاقه بود و نه به خاطر اجبار خانواده. خیلی ذوق و شوق برای چادر سر کردن نداشتم. گاهی اوقات حتی خودم هم از این همه تداوم تو چادر سر کردنم تعجب می کردم. ولی یه چیز رو خیلی خوب می دونستم انتخاب من، انتخاب درستیه.
    و اما ماجرای چادری شدنم:
    اولین بار که چادر زدم، همون اولین روز رفتن به دوره ی راهنمایی بود. مدرسه ما چادر رو اجباری کرده بود ولی اکثر بچه ها وقتی می خواستند وارد مدرسه بشند چادر سر می کردند و وقتی هم که خارج می شدند چند خیابان بعد چادرشون رو در می آوردند. البته بعضی از دخترها یه کم انصاف رو رعایت می کردند و مسیر خونه - مدرسه رو چادر سر می کردند ولی در موارد دیگه چادر سر نمی کردند. من از این حرکت دوستام خوشم نمی اومد. این کار رو یه جور دورویی می دونستم.

    یه روز سال دوم یا سوم راهنمایی، معلم دینی که از بچه ها پرسید : " به نظرتون چرا بعضی از بچه ها فقط برای مدرسه چادر سر می کنند؟"، یکی از همون بچه ها گفت: "برای اینکه تو خیابون خیلی بمون متلک می گند"
    من تعجب کردم. چون تو اون مدتی که من چادر سرم می کردم یک یا دو بار برام این اتفاق افتاده بود و من خیلی راحت از این اتفاق گذشته بودم در حالیکه بدون چادر این اتفاق بیشتر و بدتر می افته!بعدها که به رفتار همون دختر توی خیابون توجه کردم دیدم واقعا طرز چادر سر کردنش متلک گفتن داره. از طرز چادر زدنش راحت می شد فهمید که چادر را فقط برای مدرسه زده. خب مشخصه که بهش متلک میگند. اون وقت بنده خدا دلیل این متلکا رو به خاطر چادر می دونست نه طرز چادر سرکردن خودش! این چیزها را می دیدم و می فهمیدم که اگر مشکلی هست از رفتار خودمونه نه از چادر.

    خلاصه در ظاهر من به اجبار مدرسه چادری شدم ولی دائمی شدن چادر سرکردنم به دلیل مطمئن بودن از درستی راهم بود. الان حدود 3 ساله که عظمت چادر را فهمیدم. میشه گفت عاشق چادرم شدم.باز اتفاق خاصی برام نیفتاد که عاشق چادر شدم. این که گفتم سه سال پیش، یه زمان تقریبی بود برای تغییر احساسم. ولی شاید تجربه محیط دیگر باعث این تغییر احساس شد. تجربه زندگی با هم اتاقی هایی در خوابگاه. هم اتاقی هایی با عقاید متفاوت اما با ظاهری یکسان و بعد عوض کردن اتاق و زندگی کردن با هم اتاقی هایی که تقریبا هم عقاید و هم ظاهر یکسان داشتیم. اینجا بود که متوجه تفاوت عقاید حتی بین افراد چادری شدم.کسانی که اول باشون هم اتاق بودم چادری بودند (یه اتاق 7نفره و همه چادری!!!) بعضی به خاطر محیط خانواده، بعضی به خاطر محیط شهرشون و بعضی با اختیار خودشون چادر داشتند. ترم دوم از هم اتاقی های اولم جدا شدم. اواخر سال دوم بود که دیدم 3 تا از اونا دیگه کامل چادرشون رو برداشتند.تو دانشگاه دخترایی بودند که در طول دوره دانشگاه اول چادر م سرمی کردند ولی بعد از یکی دو سال دیگه چادرشون رو برداشتند. و بودند دخترایی که با مانتو وارد دانشگاه شدند و بعد از مدتی چادر را برای حجابشون انتخاب کردند.من اول فکر می کردم کسانی که با همون ظاهر وارد دانشگاه می شوند با همون ظاهر دوره دانشگاه رو تمام میکنند. این اتفاق ها رو که دیدم متوجه شدم که هدیه حضرت فاطمه(س) رو نگه داشتن واقعا لیاقت می خواهد و ترسیدم نکند حالا که من احساس خاصی نسبت به چادر ندارم من هم جزو کسانی بشم که این هدیه رو از دست بدم.شاید این ترس باعث شد که حجاب رو سفت و سخت تر بگیرم و سفت و سخت تر گرفتن باعث تغییر احساسم شد.تازه من توی خانواده ای بزرگ شدم که درسته به خیلی چیزها مقیدند ولی با مقیدتر شدنم به حجاب، بعضی جاها به من ایراد می گیرند. مثلا تو مهمونی های خانوادگی من جلوی اقوام همچنان با چادر هستم.
    اوایل مادرم و یا فامیل بم می گفتند "دیگه تو خونه برا چی چادر میزنی؟" منم می گفتم :" شما برای چی تو خیابون چادر می زنید؟" می گفتند: " خب خیابون با خونه فرق می کنه" می گفتم " نامحرم، نامحرمه. فرق نمی کنه آشنا باشه یا غریبه. تازه تو خونه بیشتر در حال نشست و برخاستیم. امکان داره بیشتر جلب توجه بشه" اینا رو که گفتم،دیگه بم کاری ندارند.تازگی ها کتاب "مسئله حجاب" رو خوندم. این کتاب بیشتر رو احساسم اثر گذاشت.به هر حال توفیق خدا بود که چادر زدنم تداوم داشت و از خدا می خواهم همچنان لیاقت حفظ هدیه حضرت فاطمه(س) رو داشته باشم. چون هر لحظه شیطان در کمین است که این هدیه را از ما دخترها بگیرد.اما یه نکته را نباید فراموش کرد. اگه تو این مدت خدا توفیق نمی داد و توی چادر سر کردنم تداوم نداشتم، واقعا نمی دونستم الان چه وضعیتی داشتم.این مطلب رو برای دوستایی فرستادم که در گیر و دار انتخاب نوع حجابشونند. دوست عزیزم! اگه چادر را انتخاب کردی، بعد دیدی احساس خاصی پیدا نکردی، به راهت ادامه بده.
    مطمئن باش راهت درسته. وقتی چادر را برای رضای خدا انتخاب کنی، دیگه مهم نیست تو خوشت بیاد با نیاد. قرار نیست تو از حجابت لذت ببری. قراره خدا از تو راضی باشه.عاقبت بخیر و سر بلند باشید
    التماس دعا

    ویرایش توسط حی علی المهدی : ۱۳۹۲/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۱:۳۸
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  5. صلوات ها 22


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    احساس می کردم با چادر همه یه جور دیگه بهم نگاه می کنند

    راستش چادرو خیلی دوست داشتم.فقط خجالت می کشیدم سرم کنم. احساس می کردم با چادر همه یه جور دیگه بهم نگاه می کنند. با این حال ماه محرم و رمضان و ... سرم می کردم.

    یه روز برادرم کتابی راجع به حجاب آورد خونه. یادم نیست اسم کتاب چی بود.شروع کردم به خوندنش. خیلی تکان دهنده بود. مخصوصا یکی از جملاتش منو متحول کرد.


    نوشته بود:

    اگر نامحرمی کوچکترین عضوی از بدن دختر نامحرم را ببیند و به این علت منحرف شده و به گناه بیفتد، دختر هم در گناه آن شخص شریک است و به همان میزان گناه هم برای دختر نوشته می شود. اگرچه هیچگاه ، هیچ گناهی و هیچ انحرافی در زندگی اش انجام ندهد.

    این جملات را بارها مرور می کردم و در ذهنم تحلیلش می کردم؛ وقتی می دیدم با بی حجابی و بدحجابی، گناه ناخواسته ی دیگری به کارنامه اعمالم اضافه خواهد شد، عقلم حکم می کرد که به خودم ظلم نکنم و حجاب کامل را انتخاب کنم.


    باشگاه خبرنگاران جوان
    ویرایش توسط حی علی المهدی : ۱۳۹۲/۰۶/۱۴ در ساعت ۱۲:۱۶
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  7. صلوات ها 23


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    یه خواهر زاده دارم ،دختره 5 سالشه خیلی بامزه هستش ، وقتی با مادرش بیرون میره به خانمهایی که بی حجاب هستش میگه اینها بی ادبن ، هیچکس هم یادش نداده اینو بگه ولی نمیدونم این کلمه رو چجوری کشف کرده
    انشاالله که یار مولایش بشه
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  9. صلوات ها 21


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    مامان خانوما که چادر ندالن خنده دالن
    خاطره ای جالب

    درست یادمه 4سالم بود که با مامانم توی اتوبوس نشسته بودیم و به خونه می رفتیم وقتی دیدم همه خانوما چادر سرشونه احساس کمبود شدیدی بهم دست داد همین بود که به مامانم گفتم منم چادر میخوام مامانم گفتن: نه مامان تو خیلی کوچیکی نمیتونی چادر نگه داری بزرگتر شدی واست می دوزم ولی من اصلا گوشم بدهکار نبود تا خونه رسیدیم مثل بچه هایی که شکلات یا بستنی میبینن توی خیابون چادر مامانشون رو میگیرن می کشن وهی به مامانشون میگن واسم بخر بخر و گریه می کنن منم همین برنامه رو تاخونه پیاده کردم البته در مورد چادر! اینقدر گریه کردم که حد نداشت.
    وقتی رسیدیم خونه بابام که منو با اون ریخت و قیافه دید پرسید چی شده و مامانم قضیه رو واسش تعریف کرد بابام هم گفتن خوب براش یه چادر بدوز خلاصه با پادرمیونی بابا مامان قبول کرد که برام چادر بدوزه البته با یک تبصره که چادر مشکی نمیدوزم چادر نماز می دوزم
    از اون روز من اون چادر گل گلی رو از خودم دور نمیکردم وقتی چادرکشدار گل گلیمو سر میکردم دقیقا میشدم عین نه نه نقلی و همین قیافه ی بانمک باعث می شد بقیه ذوقم رو بکنن و من برای پوشیدن چادر بیشتر تشویق می شدم دیگه از اول دبستان رسما با پوشیدن چادر مشکی شدم یه دختر چادری .
    یادم نمیره کوله پشتی می انداختم و چادرم رو می کردم سرم. پنجم ابتدایی که بودم یه بار توی مدرسه وقتی با بچه ها توی حیاط در حال بازی بودیم توی برف و گل خوردم زمین چادرم اینقدر گلی شد ه بود که اصلا نمیشد بهش نگاه کرد مدیر و معلمای مدرسه هر کاری کردن حاضر نشدم بدون چادر سوار سرویس بشم آخرش زنگ زدن مامانم اومد دنبالم تا با تاکسی تلفنی دختر لجبازشو تادم در خونه برسونه
    همون روزها بود که داداشم تازه زبون باز کرده بود یه روز که رفتیم دم دانشگاه مامانم اینا. چند تا خانوم مانتویی نسبتا شل حجاب از جلوی ماشین رد شدن داداشم به مامانم گفت: مامان خانوما که چادر ندالن خنده دالن. کلی خندیدیم برادرم همه خانومایی که دوروبرش میدید چادری بودن حتی خواهرای خودش که کم سن تر از اون خانوما بودن، طبیعی بود واسش خانومای مانتویی عجیب باشن
    من فکر میکنم خانواده ها باید اول ارزشها رو تو خونواده ی خودشون نهادینه کنن و بعد از بچه هاشون انتظار داشته باشن بچه های متدینی باشن تو خونه ای که همه از تیپ و قیافه ی دخترای مردم تعریف میکنن یا ماهواره میبینن یا با آدمایی رفت و آمد دارن که ظاهر موجهی ندارن چطور میشه انتظار داشت بچه ها مذهبی بار بیان
    مامان و بابای من به خصوص بابام هیچ وقت منو مجبور نکردن که باید چادر بپوشی حتی بعضی وقتها وقتی دانشجو بودم و مدام چادرم پاره می شد بابام غرغر میکرد که آخه من چقدر چادر بخرم منم به شوخی میگفتم خوب من دیگه از فردا چادر نمیپوشم بابامم خیلی راحت میگفت خوب نپوش من فکر میکنم پدرو مادر من فضای خونه رو طوری آماده کرده بودن که من خودم برم به سمت چادر مثلا ما خیلی به مراسم مذهبی می رفتیم ومن همیشه پای ثابت اجرای یک بخشی از اون مراسم بودم یا دکلمه می خوندم یا توی مجالس قرآنی شرکت می کردم.
    یادمه یک بار یه آقا پسری رو دعوت کرده بودن که حافظ چند جزء قرآن بود و ازش سوال می پرسیدن منم اون موقع دوم ابتدایی بودم و جزء یک رو حفظ کرده بودم از اون آقا یه سوال از سوره ی بقره پرسید بنده خدا با یه جای دیگه قاطی کرد و اشتباه جواب داد من یهو از وسط جمعیت بلند شدم بلند گفتم اشتباه خوند اشتباه خوند بابام که مجری جلسه بودن گفتن خوب درستش چیه خانوم کوچولو و من از وسط جمع شروع کردم به خوندن آیه خلاصه یه سوال از اون آقا می پرسیدن به سوال از من بعدم دعوتم کردن بالا و بهم جایزه دادن و کلی از اینکه چه چادر خوشگلی دارم و چقدر قشنگ قرآن میخونم ازم تعریف کردن امام جمعه هم یه قرآن بهم جایزه داد وکلی برام دست زدن
    تو مراسمها هر وقت برنامه ام تموم میشد و با اون قد کوچولوم چادر به سر میومدمم پایین همه کلی قربون صدقه ام می رفتن همین باعث شد که من فکر کنم با چادر یه چیزایی از بقیه ی هم سن وسالام بیشتر دارم و احترامم بیشتره
    دبیرستانی که بودم وقتی با دوستام که حجاب جالب نداشتن راه می رفتم می دیدم پسرا برای اونا مزاحمت ایجادمی کنن می فهمیدم که این چادرمه که منو داره حفظ میکنه
    ولی تو دانشگاه هم مسخره می کردن هم بعضیا از چادریا بدشون میومد هم توی خوابگاه میگفتن واسه چی چادر میپوشی یه هم اتاقی داشتم که خیلی با من فرق داشت ولی با هم خیلی خوب بودیم یه بار میخواستیم بریم سینما گفت نمیشه! یا شما باید بدون چادر بیاید یا من با چادر میام زشته تو خیابون با این همه تفاوت راه بریم من بدم میاد. من و دوستم گفتیم ما که بدون چادر نمیایم نتیجه این شد که اون دوتا که چادر نداشتن چادر پوشیدن خود هم اتاقیم می گفت وقتی میرم شهرمون خواهرم میگه تو وقتی از اصفهان میای چقدر عوض میشی آخه او اصلا نماز نمیخوند بعد از اینکه با ما هم اتاقی شد نمازخون شد فکرکنم اخلاق ما باعث شد نظرش نسبت به چادریها و دین عوض بشه پس اخلاق چادری ها هم خیلی موثره.

    خلاصه از 4 سالگی تاحالا که 25 سالمه و یه مهندس برقم یادم نمیاد چادرم رو کنار گذاشته باشم عاشق چادرم هستم خیلی هم بهش احترام می گذارم با وجودش احساس کرامت و بزرگی میکنم واقعا حس میکنم یه حفاظی دورم رو گرفته که قوی ترین قدرتهای دنیا هم نمی تونن اون رو ازم بگیره.

    چادر هدیه ای بود که بابام بهم داد باباجونم ازت ممنونم به خاطر چادرم

    باشگاه خبرنگاران

    ویرایش توسط حی علی المهدی : ۱۳۹۲/۰۶/۱۴ در ساعت ۱۲:۲۱
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  11. صلوات ها 20


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    153
    حضور
    1 روز 12 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    524



    شادی روح پدر بزرگم صلوات

    مادرم میگه وقتی زمان شاه نمیذاشتن با حجاب بریم مدرسه و مقنعه ی منو ازم گرفتن عوامل مدرسه ، پدرم فرداش اومد و مقنعه رو ازشون گرفت و داد تا من سرم کنم و از اون به بعد همیشه با حجاب رفتم مدرسه

    یا اَهلَ العالَم قُتِلَ الحُسَینُ بِکَربُبَلا عَطشانا...

    مهدویت ، انتظار www.entm.rozblog.com

  13. صلوات ها 19


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    من 16 ساله ام و در همین سن چادری شدم

    با نهایت تاسف میگم که قبلا بی حجاب بودم بازم میگم با نهایت تاسف با یادآوری اون روزها احساس شرمندگی میکنم از اینکه بعضی پسرا من رو با چشمای ناپاک نگاه میکردند ...

    اما وقتی که چادری شدم... ماه رمضان همین امسال بود تو حال و هوای شبهای قدر و سخنرانی هایی در مورد حجاب که من رو خیلی عوض کرد. سخنرانی ها مرا متوجه عقوبت گناه کردند که از آن غافل شده بودم و همچنین وقتی حاج آقا گفت که دخترایی که بی حجاب هستن و تو خیابون راه میرن و ناز میکنن حقیقت کارشون مثل این می مونه که به مردم التماس میکنن که منو نگاه کنید و این افراد یه نوع کمبود دارن. من دیدم راست می گن درحالیکه هیچوقت دوست نداشتم که افراد نسبت به من این دید رو داشته باشن

    صحبتهایی که مادرم راجع به حجاب و چادر به من میگفت هم منو خیلی تکون داد خیلی زیاد و در من زمینه سازی کرد. ایشان همیشه مرا نصیحت می کردند درسته که من بی حجاب بودم ولی نماز می خوندم و به شهدا علاقه ی بسیاری داشتم مادرم به من توصیه کرد که وصیت نامه های شهدا رو بخونم و من وقتی این چند سطر رو میخوندم به گریه افتادم

    یکی از اونا مال
    شهید منصور رنجبران بود :این دنیا زود گذر است و به زودی همگی ما برای پاسخ در میز محاکمه ی الهی حاضر می شویم.. وآن موقع است که از شما سؤال می کنند

    ای زنان آیا پیرو حضرت زهرا بودید یا نه......

    آن وقت چه جوابی دارید بدهید.......؟؟؟؟!!!!!

    و دیگری
    شهید محمد محمودی :حجاب شما از خون ما که در جبهه ها می ریزد برای دشمن کوبنده تر است....

    و دیگری که منو خیلی تکون داد از
    شهید احمد پناهی :حجاب شما سنگری است آغشته به خون من....اگر آن را حفظ نکنید به خون من خیانت کرده اید....

    همه ی اینها باعث شد کم کم با حجاب آشتی کنم و مانتوی مناسب بپوشم و موهام رو بیرون نزارم تا اینکه بالاخره بعد از شبهای قدر تصمیم گرفتم چادر سرم کنم.

    روز اول که چادری شدم واقعا با چادر احساس امنیت و آرامش داشتم و این احساس همیشه با منه و از اینکه پسرا تو خیابون منو دیگه با چشم ناپاک نگاه نمیکنن خوشحالم

    چون از یه خانواده مذهبی هستم و تمام اقوام چه پدری و چه مادری تماما چادری هستن یا اگه نباشن با حجاب و مانتوی مناسب بیرون میان خیلی به من احترام میزارن و منو تشویق میکنن . امیدوارم که خدا به خاطر اینکه در گذشته بی حجاب بودم منو ببخشه من واقعا توبه کردم ........

    امیدوارم تمام دختران ایران زمین یه روز به راه راست هدایت بشن ...ان شاءالله

    ویرایش توسط حی علی المهدی : ۱۳۹۲/۰۷/۲۰ در ساعت ۲۰:۴۷
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  15. صلوات ها 15


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    علاقه
    حضرت زهرا(س)،شهادت،شهدا،اهل بیت،هیئت
    نوشته
    1,018
    حضور
    4 روز 22 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    9134



    از شوق بهشت تا شوق صاحبش


    یادم می آید دوران راهنمایی یک معلم قرآن و دینی داشتیم که همیشه دعاگویشان هستیم. ایشان در به مسیر آوردن ما برای حرکت به سمت خدا سهم زیادی دارند.

    یادم هست آنقدر زیبا از خدا و بهشت و زیبایی های آن برای ما صحبت کرده بود که با وجود سن کم ، من و یکی از دوستانم تصمیم گرفتیم یک سری کارهای پسندیده را شروع کنیم. یکی از آن کارها انتخاب پوشش چادر بود. چون فکر می کردیم اینطوری به خدا و بهشت زیبایش نزدیکتر می شویم

    وقتی تصمیمان را با خانواده در میان گذاشتیم آنها برای ما چادر تهیه نکردند شاید به خاطر مشکل مالی و یا شاید فکر می کردند این تصمیم، یک هوس کودکانه و زودگذر هست. برای همین ما چاره ای نداشتیم جز اینکه چادرهای مادرمون رو بپوشیم الان که بهش فکر می کنم خنده ام می گیره؛ یه دختر با قد کوتاه و چادر بزرگ، از مدرسه که تعطیل می شدیم چادرهامونو سر می کردیم و کلی جمعش می کردیم تا رو زمین نکشه

    و اصلا برامون مهم نبود که دیگران چی فکر می کنند یا چی می گن یا حتی مسخره کنند

    ما اول به عشق رفتن به بهشت زیبای خداوند چادری شدیم اما به مروز که بزرگتر شدیم متوجه رایحه ی بهشت در روی همین زمین خاکی شدیم؛ عشق و محبت خانوم فاطمه ی زهرا سلام الله علیها و اینکه چادر نشونه ای از این بانوست و وسیله ای برای خشنودی خدای متعال

    و حالا من به چادرم و آدابش حساسم، آن را امانت حضرت زهرا می دانم و سعی می کنم تا همه ی رفتار و کردار و گفتارم به گونه ای باشد تا به امانتداری ام خدشه ای وارد نشود ، این را به حضرت زهرا قول داده ام

    برای چادری شدن همه دختران محب حضرت زهرا و بهتر بگویم فاطمی شدن همه مان دعا می کنم

    یا زهرا

    منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

    ویرایش توسط حی علی المهدی : ۱۳۹۲/۰۸/۰۱ در ساعت ۱۲:۵۸
    امام زمان (عج) فرمودند: برای فرج زیاد دعا کنید ، چرا که این زیاد دعا کردن خود فرج و گشایش کار شماست
    حی علی المهدی (عج)
    خدایا به مادرانمان و خواهرانمان بصیرت ، عفت و حجاب فاطمی عنایت کن
    اشهد ان فاطمة الزهرا عصمة الله کبری و حجة الله الحجج

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    علاقه
    کتاب...ورزش...
    نوشته
    13
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    87



    سلام

    ممنونم بابت تاپیک جالبتون
    آیت‌الله صافی گلپایگانی از مراجع عظام تقلید گفت: امروز چادر بانوان از عبای من با ارزش‌تر است؛ چرا که بانوان با حفظ حجاب برتر خود مروج دین اسلام هستند.


  19. صلوات ها 13


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    خدمت به مردم کشورم
    نوشته
    7,198
    حضور
    60 روز 16 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    278
    صلوات
    41222



    یک روز داشتم بی چادر میرفتم بیرون و رفتم
    گفتم چی اشکالی داره رفتم
    بله و هر روز هم دارم میرم
    هیچ کی بمن چیزی نمی گه!!!!!!!!!!!!
    عیدتون مبارک

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود