صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حکایت زیبا و خواندنی از معصومین(ع)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    مطلب حکایات زیبا و خواندنی از امامان (حتماً شرکت کنید)




    سلام دوستان
    در این تاپیک ها انشاءالله حکایت زیبا از امامان معصوم(ع) ایجاد می شود، انشاءالله مورد رضایت شما عزیزان و خداوند متعال باشد.
    از نام این تاپیک مشخص است که به موضوعاتی پرداخته می می شود اما فقط به یک چیز نیاز داریم! اون هم همت و همکاری است، که انشاءالله توسط من و شما صورت می گیرد!
    باید دو نکته در مورد این تاپیک عرض کنم:
    1_ حکایت با ذکر منبع
    2- فقط از معصومین(ع) باشد
    انشاءالله با همت شما بزرگواران این موضوع ادامه پیدا خواهد کرد!
    موفق باشید

    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۰۶/۲۱ در ساعت ۱۸:۳۶ دلیل: فونت
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  2. صلوات ها 25


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    مطلب جود و بخشش




    روزی مردی در برابر امام حسن علیه السلام ایستاد و گفت : ای پسر امیر المؤ منین ! به خدائی كه به تو نعمت بخشیده است قسم می دهم كه حق مرا از دشمنم بگیری كه بسیار مستبد و ظالم است ، نه به پیر مرد احترام می گذارد و نه به كودك رحم می كند. امام علیه السلام كه تكیه داده بود با شنیدن سخنان او از جا حركت كرد و گفت : دشمن تو كیست تا حقت را از او بگیرم ؟ آن مرد گفت : فقر. امام علیه السلام مدتی سر به زیر انداخت ، آنگاه سرش را بسوی خادم خود بلند كرد و به او فرمود: آنچه پول نقد هست بیاور. خادم پنجاه هزار درهم آماده كرد. امام علیه السلام فرمود: همه را به آن مرد بده ، سپس به او فرمود: به همان قسمهائی كه به من دادی قسمت می دهم كه هرگاه دشمن ظالم تو دوباره آمد به نزد من آیی!
    قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) / محمد رضا اکبري
    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۰۶/۰۶ در ساعت ۱۲:۵۳
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  5. صلوات ها 33


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217



    سلام علیکم
    فقط پست ها را مطالعه نکنید، خودتان هم ایجاد کننده مطلب باشید!
    التماس دعا

    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    213 روز 18 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام
    ممنون از تاپیک شما
    ولی باید روایات را در کنار هم دید. ائمه خودشان اهل تلاش علمی و کاری بودند
    در کنار یتیم و فقیر نوازی اشتغال ایجاد می کردند و تشویق به کار و اجتناب از اهمالکاری می کردند

    اَنَس بن مالك مي­گوید: هنگامي كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از جنگ تبوك بازگشت. سعد انصاري به استقبال ايشان آمد و پيامبر (صلي الله عليه و آله) با او احول پرسی کرد و دست داد. سپس به او فرمود: چرا دستانت خشن و زبر شده؟گفت: اي پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) طناب مي­كشم و بيل مي­زنم تا خرجي خانواده ام را فراهم آورم. پيامبر (صلي الله عليه و آله) دست او را بوسيد و فرمود: اين دستي است كه آتش دوزخ به آن نمي­رسد.[1]

    [1]. اُسد الغابة في معرفة الصحابة، ابن اثير، ج ،2 ص 420؛ اِنَّ رَسُولَ اللهِ لَمّا أَقْبَلَ مِنْ غَزْوَةِ تَبُوكَ إِسْتَقْبَلَهُ سَعْدُ الْاَنْصارِيُّ فَصافَحَهُ النَّبِيُّ ثُمَّ قالَ لَهُ : ما هَذَا الَّذِي أَكْتَبَ يَدَيْكَ؟ قالَ: يا رَسُولَ اللهِ (ص)، أَضْرِبُ بِالْمَرِّ وَ الْمِسْحاةِ فَاُنْفِقُهُ عَلي عِيالِي فَقَبَّلَ يَدَهُ رَسُولُ اللهِ (ص) وَ قالَ هذِهِ يَدٌ لا تَمَسُّهَا النّارُ.



    .
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 27


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    1,015
    حضور
    41 روز 5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    712
    صلوات
    5492

    پاداش کمک حضرت زهرا (س) به یک زن




    دو نفر زن که یکی مؤمن و دیگری از دشمنان اسلام بود، در مطلبی دینی با هم اختلاف نظر داشتند.
    برای حل اختلاف، محضر حضرت فاطمه(س) رسیدند و موضوع را طرح کردند. چون حق با زن مؤمن بود، حضرت فاطمه (س) گفتارش را با دلیل و برهان تایید کرد و بدین وسیله زن مؤمن بر زن دشمن پیروز گشت و از این پیروزی خوشحال شد.
    حضرت فاطمه (س) به زن مؤمن فرمود: فرشتگان خدا بیشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شیطان و پیروانش نیز بیشتر از غم و اندوه زن دشمن می باشد.

    امام حسن عسکری(ع) می فرماید: بدین جهت خداوند به فرشتگان فرمود: «در عوض خدمتی که فاطمه به این زن مؤمن کرد، بهشت و نعمت های بهشتی اش را هزار هزار برابر آنچه قبلا تعیین شده بود، قرار دهید و همین روش را درباره هر دانشمندی که با علمش مؤمنی را تقویت کند- که بر معاندی پیروز گردد- مراعات کنید و ثوابش را هزار هزار برابر قرار دهید!»

    منبع:
    ۱- بحارالانوار،ج۲،ص۸.
    ۲- داستانهای بحار الانوار،ص۶۳.


  11. صلوات ها 25


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    205
    حضور
    18 روز 3 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    1465



    مادر


    مردی نزد پیامبر ص امد و گفت :
    یا رسول الله به چه کسی احسان کنم؟
    به مادرت
    سپس به چه کسی؟
    به مادرت
    سپس به چه کسی؟
    به مادرت
    سپس به چه کسی؟
    به پدرت

    منبع :چرا قیام نمی کنی؟
    در ادامه ی داستان راستان(از داستان های اصول کافی و ...)

    ((امید به وعده ی خدا=ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ))
    امام رضا (ع) فرمود جدم امام باقر (ع)فرموده است:
    گاهی خدا بنده ای را دوست دارد،دعایش را مستجاب میکند اما سالها آن را به تاخیر می اندازد تا ارتباط او با خدا قطع نشود؛وقتی به یاد حاجتش می افتد گریه می کند و با خدا حرف می زند.
    هیچ وقت ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خودتان ، مقایسه نکنید.
    کاربر حق تعالی = کاربر در محضر خدا

  13. صلوات ها 19


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    مطلب توصیه پیامبر(ص) به نماز




    انس بن مالك گوید: رسول خدا (ص) نماز صبح را با جماعت خواند و پس ‍ از نماز به جمعیت رو كرد و فرمود: ای گروه مردم ! كسی كه خورشید بر او ناپدید شد، به ماه تمسّك كند، و هرگاه ماه ناپدید شد به ستاره زهره ، متمسك شود، و اگر ستاره زهره ناپدید شد، به ستاره فرقدان (دوستاره درخشنده ای كه نزدیك قطب شمالی دیده می شوند و در فارسی به آن دو برادر گویند) متمسك گردد. سپس فرمود: من خورشیدم ، و علی (ع) ماه است ، وستاره زهره ، حضرت زهرا(ع) است ، و دو ستاره فرقدان ، حسن وحسین (ع) می باشند، و همچنین به كتاب خدا متمسك شوید و این دو (قرآن و عترت) از همدیگر جدا نشوند (و بهم دیگر پیوند دارند) تا آن هنگام كه در روز قیامت كنار حوض ‍ كوثر بر من وارد گردند. و در بعضی عبارات آمده آنحضرت فرموده : از خورشید پیروی كنید و بعد از آن از ماه و بعد از آن از فرقدان ، سپس هر یك از این امور را به مطالب فوق تفسیر فرمود.
    داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي

    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  15. صلوات ها 21


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    کمک و بخشش

    حضرت امام صادق علیه السلام می فرماید: مردی به عثمان بن عفان در حالی که در مسجد نشسته بود گذشت، از او درخواست کمک کرد. به دستور عثمان، پنج در هم به او پرداختند، مرد به عثمان گفت مرا به جایی که دردم را دوا کنند راهنمایی کن. عثمان گفت: نزد آن جوانمردان که آنان را می بینی برو و با دستش اشاره به ناحیه ای از مسجد کرد که حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام و عبدالله بن جعفر در آن قرار داشتند. آن مرد به سوی آنان رفت ، سلام کرد و از آنان درخواست کمک نمود. امام حسن علیه السلام به او فرمود: سؤال از دیگران جز در سه مورد جایز نیست: یا برای دیه ای که دل سوختگی دارد، یا وامی که دل شکستگی آرد، یا فقری که غیر قابل تجمل است؛ تو دچار کدام یک از این سه موردی؟
    گفت: دچار یکی از آنها هستم. امام مجتبی علیه السلام فرمان داد پنجاه دینار به او بپردازند و حضرت امام حسین علیه السلام دستور به چهل و نه دینار داد و عبدالله بن جعفر فرمان به چهل و هشت دینار.
    آن مرد پس از دریافت دینارها برگشت و بر عثمان گذر کرد. عثمان گفت: چه کردی؟ مرد گفت: بر تو گدشتم، جهت کمک به من به پنج دینار فرمان دادی و چیزی هم از من نپرسیدی. ولی آن بزرگواری که گیسوی پرپشت دارد چیزهایی را از من پرسید و پنحاه دینار به من عطا کرد و دومی آنان چهل و نه دینار و سومی چهل و هشت دینار؛ عثمان گفت: چه کسی برای دوای درد تو مانند این جوانمردان است؟ اینان دانش و آگاهی را به خود اختصاص داده اند و خیر و حکمت را در خود جمع کرده اند

    (الخصال: 1/135، حدیث 149؛
    بحار الأنوار:43/332، باب 16، حدیث 4).

    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  17. صلوات ها 13


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    1,015
    حضور
    41 روز 5 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    712
    صلوات
    5492



    روزی رسول خدا روبه اصحاب کردند و فرمودند :هر کس برود و علی را برای من بیاورد من یکی از آرزوهای او را برآورده می کنم.سلمان رفت و توانست علی (ع) را پیدا کند.سلمان ماجرا را به حضرت علی (ع) گفت.علی (ع) به سلمان فرمود که اگر خواستی از رسول خدا چیزی درخواست کنی به ایشان بگو که یکی از رازهای معراج را برای تو بازگو کند.سپس دو تایی نزد پیامبر رفتند.سلمان خواسته خود را عرض کرد.پیامبر فرمود یک کاسه آب و یک سوزن بیاورید.پیامبر سوزن را در آب زدند و به علی (ع) و سلمان فرمودند به قطرات آب روی این سوزن نگاه کنید.سپس فرمود هر کس به اندازه ای این قطرات آب روی سوزن علی(ع) و ولایت او را قبول داشته باشد وارد بهشت میشود

    (کتاب نصايح - سخنان چهارده معصوم - هزار و يک سخن : ص 233) به نقل از کتاب داستانهايي از بسم الله الرحمن الرحيم (جلد 2) تاليف قاسم مير خلف زاده )


  19. صلوات ها 11


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217

    مطلب ثروتمندان شیعه




    محمدبن عجلان گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم كه یكی از شیعیان او واردشد و سلام كرد. حضرت از او پرسید: برادرانت كه از نزد آنها آمدی چگونه بودند؟ اودر پاسخ آنها را ستود و پاك و نیكو معرفی كرد.
    امام علیه السلام فرمود: عیادت ثروتمندان از فقرا چگونه بود؟ عرض كردم : بسیار ناچیز است . امام علیه السلام فرمود: دیدار و احوالپرسی ثروتمندان از فقرا چگونه بود؟ عرض كردم : اندك است .
    حضرت فرمود: دستگیری ثروتمندان از فقرا چگونه بود؟ عرض كردم : شما از اخلاق و صفاتی سوال می كنید كه در بین مردم ما كمباب است . حضرت فرمود: پس چگونه آنها خود را شیعه می دانند؟
    قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام)
    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۸:۴۷
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  21. صلوات ها 11


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود