صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حمال ذو الوجوه .... افلا یتدبرون القرآن؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37600

    اشاره حمال ذو الوجوه .... افلا یتدبرون القرآن؟؟؟




    سلام
    آیه ای داریم که می فرماید:
    "افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها"
    و نیز روایتی از علی علیه السلام داریم که می فرماید:
    حمال ذوالوجوه

    یعنی قرآن حمل کننده ایست که دارای وجوه مختلفه !!!

    سوال؟!
    چطوری میتونیم این روایت رو به آیه فوق ربط بدیم؟!

       
    سوالهای دیگه ای هم دارم که بعد از پاسخگویی به سوال فوق آنها رامطرح میکنم(انشاالله)


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331





    با نام و یاد دوست





    حمال ذو الوجوه .... افلا یتدبرون القرآن؟؟؟





    کارشناس بحث: استاد عمار

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۶/۰۸ در ساعت ۲۰:۰۸ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,508
    حضور
    23 روز 22 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6207



    با سلام و ادب
    سوالتون خیلی مبهمه و من متوجه نشدم.چرا باید این دو رو به هم ربط داد؟و مشکل کجاست؟
    روایت از امام علی علیه السلام رو هم کامل با سند بنویسید.

    ویرایش توسط عمار : ۱۳۹۲/۰۶/۰۹ در ساعت ۰۹:۳۴
    حمال ذو الوجوه .... افلا یتدبرون القرآن؟؟؟

    الهی من ذاالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا

    آن کس که تورا شناخت جان را چه کند
    فرزند وعیال وخانمان را چه کند.




  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37600



    سلام
    عذر میخوام
    اجازه بدید سوالم رو جور دیگه ای بپرسم
    خدا در قرآن ما را امر به تدبر میکند و خدا انسان را به کار عبث که نتیجه ای نداشته باشه امر نمیکنه.پس لزوما در آیه "افلا یتدبرون القرآن ....." ،با تدبر در آیات قرآن انسان متوجه مفهوم و معنای قرآن میشود و الا لزومی نداشت خدا ما رو به چیزی امر کنه که ما از تدبر در اون چیزی متوجه نشیم.
    اصل سوال من اینه که اگه انسان با تدبر در قرآن به معنا و مفهوم آیات قرآن پی می بره پس نیازی به مبین نیست !!! بحث من بر سر این آیه(آیه تدبر) است و الا میدانم که آیات (64 و 44 نحل) نشان دهنده این است که قرآن نیاز به مبین دارد.اگه قران نیاز به مبین داره پس چرا ما باید تدبر کنیم؟اگه تدبر کنیم و چیزی متوجه نشیم که اینطور میشه که خدا ما را امر به کار عبث کرده(نعوذ بالله)
    باز اگه جایی از سوال مبهم بود بفرمایید واضحتر توضیح دهم .

    ویرایش توسط باغ بهشت : ۱۳۹۲/۰۶/۰۹ در ساعت ۱۰:۲۹

    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط باغ بهشت نمایش پست ها
    سلام
    عذر میخوام
    اجازه بدید سوالم رو جور دیگه ای بپرسم
    خدا در قرآن ما را امر به تدبر میکند و خدا انسان را به کار عبث که نتیجه ای نداشته باشه امر نمیکنه.پس لزوما در آیه "افلا یتدبرون القرآن ....." ،با تدبر در آیات قرآن انسان متوجه مفهوم و معنای قرآن میشود و الا لزومی نداشت خدا ما رو به چیزی امر کنه که ما از تدبر در اون چیزی متوجه نشیم.
    اصل سوال من اینه که اگه انسان با تدبر در قرآن به معنا و مفهوم آیات قرآن پی می بره پس نیازی به مبین نیست !!! بحث من بر سر این آیه(آیه تدبر) است و الا میدانم که آیات (64 و 44 نحل) نشان دهنده این است که قرآن نیاز به مبین دارد.اگه قران نیاز به مبین داره پس چرا ما باید تدبر کنیم؟اگه تدبر کنیم و چیزی متوجه نشیم که اینطور میشه که خدا ما را امر به کار عبث کرده(نعوذ بالله)
    باز اگه جایی از سوال مبهم بود بفرمایید واضحتر توضیح دهم .
    بیان علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه در آیه شریفه

    [مردم بر حسب مراتب قرب و بعدشان از خداى تعالى مراتب مختلفى از علم و عمل دارند]

    مردم بر حسب مراتب قرب و بعدشان از خداى تعالى مراتب مختلفى از علم و عمل دارند، و لازمه اختلاف اين مراتب اين است كه آنچه اهل يك مرتبه، تلقى مى‏كند و مى‏پذيرد، غير آن چيزى باشد كه اهل مرتبه ديگر تلقى مى‏كند، يا بالاتر از آن است و يا پائين‏تر.
    خداى سبحان هم بندگان خود را به اصنافى گوناگون تقسيم كرده، و هر صنفى را داراى علم و معرفتى مى‏داند، كه در صنف ديگر نيست.
    طايفه‏ اى را" مخلصين" معرفى نموده، علم واقعى به اوصاف پروردگارشان را مختص آنان مى‏داند، و مى‏فرمايد:" سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ" .
    طايفه‏ اى ديگر را به نام" موقنين" ناميده، و مشاهده ملكوت آسمانها و زمين را خاص آنان دانسته، مى‏فرمايد:" وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ" .
    طايفه‏ اى را به عنوان" منيبين" معرفى كرده، و تذكر را مخصوص آنان دانسته مى‏فرمايد:" وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ" .
    طايفه‏ اى را" عالمين" خوانده و تعقل مثلهاى قرآن را به آنان مختص كرده، مى‏فرمايد: " وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ، وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ" .
    و گويا منظور از عالمان همان اولو الالباب و متدبرين است چون در آيه:" أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ؟ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً" مى‏فرمايد:" چرا در قرآن تدبر نمى‏ كنند، اگر اين قرآن از ناحيه غير خداى تعالى بود هر آينه در آن اختلافى بسيار مى‏يافتند" و نيز در آيه:" أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ؟ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها"
    مردم را توبيخ نموده مى‏فرمايد:" چرا در قرآن تدبر نمى‏ كنند؟ مگر بر در دلهايشان قفل زده شده؟" و برگشت مضمون اين سه آيه شريفه به يك معنا است، و آن معنا عبارت است از علم به متشابه قرآن، و اينكه چگونه آن را به محكم قرآن برگردانند.
    طايفه ديگر" مطهرين" اند، كه خداى تعالى ايشان را مخصوص به علم تاويل كتاب كرده و فرموده:" إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ" .
    طايفه‏ اى ديگر را عنوان" اولياى خدا" داده، كسانى هستند كه واله و شيدا در عشق خدايند، و از خصايص ايشان اين موهبت است كه به هيچ چيزى جز خداى سبحان توجهى ندارند و بهمين جهت جز از خدا نمى ‏ترسند و به خاطر هيچ چيز اندوهگين نمى‏ گردند، در باره‏ آنان فرموده:" أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ" .
    و نيز طايفه‏ اى را بنام" متقربين" طايفه‏ اى بنام" مجتبين" عده‏ اى را بنام" صديقين" جمعى را" صالحين" گروهى را" مؤمنين" ناميده و براى هر طايفه‏ اى مرتبه‏ اى از علم و ادراك قائل شده .
    و نيز در مقابل عناوين پسنديده و مقامات بلندى كه ذكر شد، عناوين ناستوده و مقامات پستى را براى طوايفى ذكر نموده، و براى هر طايفه‏ اى مختصاتى از علم و معرفت را شمرده است.
    طايفه‏ اى را" كافرين" گروهى را" منافقين" جمعى را" فاسقين" عده‏ اى را" ظالمين" و امثال اين ناميده، و نشانه‏ هايى از سوء فهم و پستى ادراك نسبت به آيات خدا و معارف حقه او اثبات كرده كه به منظور اختصار فعلا از شرح آنها صرفنظر نموده، ان شاء اللَّه در طول كتاب در خلال بحثهايى كه پيش مى‏آيد متعرض آنها مى‏شويم.
    10- اينكه قرآن كريم از حيث انطباق معارف و آياتش بر مصاديق و بيان حال مصاديقش دامنه‏ اى وسيع دارد، پس هيچ آيه‏ اى از قرآن اختصاص به مورد نزولش ندارد، بلكه با هر موردى كه با مورد نزولش متحد باشد، و همان ملاك را داشته باشد جريان مى‏ يابد، عينا مانند مثلهايى است كه اختصاص به اولين موردش ندارد، بلكه از آن تجاوز كرده شامل همه موارد مناسب با آن مورد نيز مى‏شود و اين معنا همان اصطلاح معروف" جرى" است، كه در اوايل اين كتاب در باره‏ اش سخن رفت.
    _____________
    ترجمه الميزان، ج‏3، ص: 103
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37600



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیق مختوم نمایش پست ها
    مردم را توبيخ نموده مى‏فرمايد:" چرا در قرآن تدبر نمى‏ كنند؟ مگر بر در دلهايشان قفل زده شده؟" و برگشت مضمون اين سه آيه شريفه به يك معنا است، و آن معنا عبارت است از علم به متشابه قرآن، و اينكه چگونه آن را به محكم قرآن برگردانند.
    این برگشت مضمون رو چطوری برداشت کردید؟!
    متاسفانه بنده قانع نشدم و هم چنان شبهه ایجاد شده برام پابرجاست !!!

    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط باغ بهشت نمایش پست ها
    سلام
    عذر میخوام
    اجازه بدید سوالم رو جور دیگه ای بپرسم
    خدا در قرآن ما را امر به تدبر میکند و خدا انسان را به کار عبث که نتیجه ای نداشته باشه امر نمیکنه.پس لزوما در آیه "افلا یتدبرون القرآن ....." ،با تدبر در آیات قرآن انسان متوجه مفهوم و معنای قرآن میشود و الا لزومی نداشت خدا ما رو به چیزی امر کنه که ما از تدبر در اون چیزی متوجه نشیم.
    اصل سوال من اینه که اگه انسان با تدبر در قرآن به معنا و مفهوم آیات قرآن پی می بره پس نیازی به مبین نیست !!! بحث من بر سر این آیه(آیه تدبر) است و الا میدانم که آیات (64 و 44 نحل) نشان دهنده این است که قرآن نیاز به مبین دارد.اگه قران نیاز به مبین داره پس چرا ما باید تدبر کنیم؟اگه تدبر کنیم و چیزی متوجه نشیم که اینطور میشه که خدا ما را امر به کار عبث کرده(نعوذ بالله)
    باز اگه جایی از سوال مبهم بود بفرمایید واضحتر توضیح دهم .
    قرآن كتاب انديشه و عمل‏
    آيات مختلف قرآن اين حقيقت را فاش مى‏گويد كه اين كتاب بزرگ آسمانى تنها براى تلاوت نيست، بلكه هدف نهايى از آن" ذكر" (يادآورى)
    " تدبر" (بررسى عواقب و نتائج كار)" انذار"،" خارج كردن انسانها از ظلمات به نور" و" شفا و رحمت و هدايت" است.
    در آيه 50 سوره انبياء مى‏خوانيم: وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ: اين يادآورى پر بركتى است كه ما نازل كرده‏ ايم".
    در آيه 29 سوره (ص) مى‏خوانيم: كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ:" اين كتاب پربركتى است كه بر تو نازل كرده‏ ايم تا در آياتش تدبر كنند".
    و در آيه 19 سوره انعام آمده است: وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ:" اين قرآن به من وحى شده است تا شما و تمام كسانى را كه اين پيام به آنها مى ‏رسد به وسيله آن انذار كنم".
    و در آيه 1 سوره ابراهيم مى‏فرمايد: كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ:" اين كتابى است كه بر تو نازل كرديم تا مردم را به وسيله آن از ظلمتها به سوى نور خارج سازى".
    و بالآخره در آيه 82 سوره اسراء آمده است: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ:" آياتى از قرآن نازل مى‏ كنيم كه مايه شفا و رحمت براى مؤمنان است".
    و به اين ترتيب بايد قرآن مجيد در متن زندگى مسلمانان قرار گيرد و آن را قدوه و اسوه خويش قرار دهند دستوراتش را مو به مو اجرا كنند، و تمام خطوط زندگى خويش را با آن هماهنگ سازند.
    اما متاسفانه برخورد گروهى از مسلمانان با قرآن برخورد با يك مشت اوراد نامفهوم است، تنها به تلاوت سرسرى مى‏ پردازند، و در نهايت به تجويد و مخارج حروف و زيبايى صوت اهميت مى‏ دهند، و بيشترين بدبختى مسلمانان از همين جاست كه قرآن را از شكل يك برنامه جامع زندگى خارج ساخته و تنها به الفاظ آن قناعت كرده‏ اند.
    قابل توجه اينكه در آيات مورد بحث با صراحت مى‏گويد اين منافقان بيمار دل در قرآن تدبر نكردند كه به اين روز سياه افتادند.
    " تدبر" از ماده" دبر" (بر وزن ابر) به معنى بررسى نتائج و عواقب چيزى است، به عكس تفكر كه بيشتر به بررسى علل و اسباب چيزى گفته مى‏شود، و به كاربردن هر دو تعبير در قرآن مجيد پر معنى است.
    اما نبايد فراموش كرد كه بهره‏گيرى از قرآن نياز به يك نوع خودسازى دارد، هر چند خود قرآن نيز به خودسازى كمك مى‏كند، چرا كه اگر بر دلها قفلها باشد، قفلهايى از هوى و هوس، كبر و غرور، لجاجت و تعصب، اجازه ورود نور حق به آن نمى‏دهد، در آيات مورد بحث به همين امر نيز اشاره شده است.
    و چه زيبا مى‏گويد امير مؤمنان على ع در خطبه‏اى كه پيرامون صفات پرهيزگاران فرموده:
    اما الليل فصافون اقدامهم، تالين لاجزاء القرآن يرتلونها ترتيلا، يحزنون به انفسهم، و يستثيرون به دواء دائهم، فاذا مروا بآية فيها تشويق ركنوا اليها طمعا، و تطلعت نفوسهم اليها شوقا، و ظنوا انها نصب اعينهم، و اذا مروا بآية فيها تخويف اصغوا اليها مسامع قلوبهم، و ظنوا ان زفير جهنم و شهيقها فى اصول آذانهم:
    " آنها شب هنگام بر پا ايستاده، قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مى‏ كنند، و جان خود را با آن محزون مى‏ سازند، داروى درد خود را از آن مى‏ گيرند، هر گاه به آيه‏ اى رسند كه در آن تشويق است با علاقه فراوان به آن روى مى‏ آورند، و چشم جانشان با شوق بسيار در آن خيره مى‏ شود، و آن را همواره نصب العين خود مى‏ سازند، و هر گاه به آيه‏ اى رسند كه در آن بيم و انذار است گوشهاى دل خود را براى شنيدنش باز كرده، فكر مى‏كنند صداى ناله آتش سوزان دوزخ و به هم خوردن زبانه‏ هايش در گوش جانشان طنين‏ انداز است" «1».
    **************
    (1) نهج البلاغه خطبه 193 معروف به خطبه حمام.
    ___________
    تفسير نمونه، ج‏21، ص: 470

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط باغ بهشت نمایش پست ها
    این برگشت مضمون رو چطوری برداشت کردید؟!
    متاسفانه بنده قانع نشدم و هم چنان شبهه ایجاد شده برام پابرجاست !!!

    أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها"
    استفهام در اين جمله توبيخى است. و ضمير جمع در" يتدبرون" به همان نامبردگان در آيه قبل برمى‏ گردد. و اگر كلمه" قلوب" را نكره آورد براى اين است كه- به قول بعضى - دلالت كند بر اينكه مراد، قلوب آنان و امثال ايشان است.
    در مجمع البيان گفته: اين آيه دلالت دارد بر بطلان اين سخن كه بعضى گفته‏ اند:
    جائز نيست كسى ظاهر قرآن را تفسير كند، مگر به وسيله خبرى كه از ائمه رسيده باشد و يا انسان خودش از امام چيزى شنيده باشد .

    از عبد اللَّه بن عباس نقل شده است كه تفسير را بر چهار قسم تقسيم نموده است:
    1- تفسيرى كه همه بايد بدانند اگر كسى ندانست عذرى ندارد مانند احكام و قوانين قرآن و خلاصه‏اى از دليل‏هاى توحيد.
    2- تفسيرى كه عرب از راه زبان خود ميفهمد مانند حقيقت لغات و موضوع كلام عرب.
    3- تفسيرى كه تنها علماء ميدانند مانند تأويل متشابهات و فروع احكام
    4- تفسيرى كه جز خدا كسى نمى‏داند مانند علم بقيامت و هر آنچه مربوط بغيب است، و بايد دانست كه شناختن «اعراب» (حركات كلمات) در درجه اول علوم قرآن و أجل آنها است زيرا هر بيان و استدلالي بدان نيازمند است و اين اعراب است كه ابهام و پيچيدگى را از الفاظ گرفته و از درون آنها جواهر گرانبهاى معانى را بيرون ميآورد چه اغراض در زير پرده الفاظ نهاده بوده و اعراب انگيزنده و جوينده و اشاره كننده بدانها ميباشد و تنها اعراب است كه مقياس و وسيله براى دانستن زيادى و كمى جمله‏ها نسبت بمعناى منظور و شناسايى درستى و نادرستى آنها مى‏باشد.
    از رسول اكرم نقل شده كه فرمود: قرآن را اعراب بگذاريد و بدين وسيله غرائب و معانى‏ اش را بدست آوريد.
    آن دسته از آيات قرآن را كه الفاظش مجمل نيست و نياز به بيان ندارد و معنا و مقصود از آنها همانست كه از ظاهرشان فهميده ميشود ميتوانند همه كسانى كه اطلاعى از عربى و اعراب دارند آنها را بفهمند مانند آيات: «وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ» (تنى را كه خدا محترم داشته جز بحق مكشيد) «وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ» (خداى شما خدايى است يكتا) و «لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً» (پروردگار تو بكسى ستم نمي كند) و مانند آنها.
    اما آياتى كه مجملند و ظاهرشان معناى مقصود را بطور مشروح نشان نميدهد مانند آيات: «أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ» وَ «آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ» (حق آن را (زكاة) روز چيدنش بدهيد) كه دانستن مشروح نماز و زكاة احتياج به بيان پيامبر دارد تا او از راه وحى خصوصيات و عدد ركعات نماز و مقدار نصاب زكاة و امثال فراوان آن را بفهمد و بمردم بفهماند و بيان كند.
    بيان اين دسته آيات بدون نقل و حديث جايز نيست و شايد ميتوان حديث نبوى را ناظر به اين نوع آيات دانست اما آياتى كه احتمال دو يا چند معنى را دارند و بدليل فهميده‏ ايم كه نميتوان همه آنها را مراد دانست و جز يكى مراد و منظور نيست اين آيات متشابه اند چون مقصود از آنها با آنچه مقصود نيست بهم مشتبه هستند در اين موارد تنها دليل نقل و حديث است كه ميتواند يك معنا را معين كند و بدون آن نميتوان جرئت كرد و گفت يكى از آن معانى بخصوص مقصود مى‏باشد و سخن مفسران در تعيين يك معنى نيز كافى نيست جز اينكه اجماع بر آن معنى داشته باشند كه در آن صورت، پيروى از آنان واجب است.

    ___________________
    ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 24

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37600



    جناب رحیق مختوم بزرگوار ببینید بنده برداشتم از مطالب شما درست است:
    من اینطور از فرمایشات حضرتعالی برداشت کردم که امر تدبر که خداوند ما را به آن سفارش نموده محدود است .یعنی وقتی قرآن می فرماید تدبر کنید منظور تدبر در عواقب مثلا داستانهایی است که در قرآن آمده .به این استنباط بنده نتیجه میگیرم که یکسری آیات در قرآن هست که معنا و مفهومش واضح و گویاست و نیازی به مبین یا مفسر ندارد بلکه همگان با تدبر در آن آیات به معنا و مفهوم آیات پی میبرن و اما آیاتی هستن که اگرچه انسان تدبر کنه اما با تدبر به تنهایی نمیتونه مفهوم حقیقی آیه را متوجه بشه .و اون آیاتی که انسان نمیتونه مفهومشون رو درک کنه نیاز به مبین داره تا تاویل و تفسیر دقیق آیات رو متوجه شویم.درسته؟!


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37600



    ببخشید یه سوال برام پیش اومد:
    خداوند فرموده"افلا یتدبرون القرآن ......"
    در این آیه کلمه القرآن رو آورده و قیدی بر قرآن نزده .پس باید به استناد این آیه بر کل قرآن تدبر کنیم .

       
    ببخشید اگه خیلی سوال میپرسم چون میخوام مطلب برام خوب جا بیفته که فردا تو کلاس برای دوستان توضیح میدم مشکلی پیش نیاد و اونها هم مطالب بنده رو به درستی متوجه شوند.


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی اصلی ترین اصل از اصول دین؟؟؟
    توسط مریم کوچولو در انجمن دین شناسی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۲۲:۲۴
  2. آیا قائلین به وحدت وجود کافر و نجس هستند؟؟؟!!!!!!
    توسط ask در انجمن طهارت و نجاست
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۱۱, ۰۹:۵۱
  3. من افتخار می کنم ایرانیم چون ؟؟؟
    توسط taravat در انجمن انقلاب اسلامی ایران
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۱۸, ۱۵:۴۶
  4. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۱۴, ۱۸:۳۴
  5. تکثر محبوبها و معشوقها چگونه ؟؟؟
    توسط حامد در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۱۱, ۱۸:۰۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود