صفحه 2 از 10 نخست 1234 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا هیچ توجیه علمی برای گفت و گو پیامبران (ع) با حیوانات وجود دارد؟

  1. #11

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    علاقه
    ...
    نوشته
    56
    حضور
    2 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    96



    سلام به همه شما اعضای محترم اسک دین

    کاشکی یکم فکر می کردید یادتون رفته؟؟؟!

    خدا ساخته حیوانات رو و خداست که میتونه هر کاری بکنه..

    خدا به حیوانات شعور حیوانی داده که میتونند کارهای مورد نیازشونو انجام بدهند..

    اما یه مسئله ای هست که خدا توی قرآن هم نقل کرده :
    ( سوره النحل آیات 68 و 69 )


    وَ أَوْحى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ ...و پروردگار تو به زنبور عسل وحی نمود
    حیوانات عقل و درک و اختیار خدا بهشون نداده و بنابر این خدا بهشون مستقیما وحی میکنه و راهنمایی شون میکنه نمیتونند مثل انسان وسیله ای برای کارهاشون داشته باشند (یعنی عقل و تفکر)
    یه مسئله ی خیلی واضحه و تعجب زیادی نداره
    خدا تو این عالم توانای بر همه کار هست!



    امام باقر علیه السلام ـ به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه ـ فرمود : اگر به شرق و غرب بروید، هرگز دانش درستى را نخواهید یافت، مگر همان چیزى که از ما خاندان صادر شود.

  2. صلوات ها 2


  3. #12

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,097
    حضور
    39 روز 23 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4075



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    بر فرض شعور حیوانات رو قبول کنیم چون با ازمایش ثابت شده در دلفین ها فیل ها پرندگان و بعضی دیگر حیوانات کمی شعور هست.
    اما یک مورچه نا چیز چگونه تونسته با حضرت سلیمان حرف بزنه.دیگر این رو منکر نیستید که مورچه نه زبان داره نه حلق و حنجره داره پس چجوری با سلیمان حرف زده؟ حالا اصلا کاری ندارم حرفای مورچه حتی از شعور خود سلیمان هم بیشتر بوده! ولی دیگه حرف زدنشو چجوری باور کنیم؟
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام

    به نظر نمی رسد کوچکی یا بزرگی حیوانات در صحبت کردن یا نکردن آنها تاثیر داشته باشد. همانطور که یک فیل قادر به صحبت و رابطه برقرار کردن است، انواع دیگر حیوانات از جمله حشرات و از جمله مورچه ها نیز قدرت بر تکلم و ایجاد ارتباط با یکدیگر دارند.

    ارتعاشات صوتی ای که مورچه تولید می کند بیشتر از بازه ی شنیداری انسان است ، ما صداهای بین 20 تا 20000 هرتز را می شنویم ( صداهای کمتر از این حد را فروصوت و امواج قوی تر را فراصوت می گویند ) با این حساب مورچه ها صوتی بالا تر از 20000 هرتز ( فراصوت ) تولید می کنند ( پس جای شکر دارد که اصوات آن ها در بازه ی شنیداری ما نیست وگرنه کر می شدیم).

    علم مورچه شناسى نشان مى‏دهد از اينكه مورچه گفت اى مورچگان بلانه ‏هاى خود داخل شويد تا سليمان و لشكريانش شما را پايمال نكنند چند چيز معلوم مى‏شود.
    1- مورچگان فرمانروا و فرمانبر دارند، فرمان مى‏دهند، اجرا مى‏شوند.
    2- مورچگان سخن گفتن دارند، ما فى الضمير خويش را به يكديگر تفهيم مى‏كنند.
    3- مورچگان نظير تلفن و امواج راديويى وسائل ارتباطى دارند كه به وسيله آن، فرمان مورچه به مورچگان رسيد.[1]

    نکته عجیب این است که مورجه را بخاطر صحبت کردن، از پیامبر خدا برتر بدانیم!؟



    [1]- قرشى سيد على اكبر،تفسير احسن الحديث، ج‏7، ص: 445.







  4. صلوات ها 5


  5. #13

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    علاقه
    فیزیک ,کیهان شناسی,فلسفه,تاریخ باستان
    نوشته
    804
    حضور
    73 روز 18 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6
    صلوات
    1207



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست ها
    ارتعاشات صوتی ای که مورچه تولید می کند بیشتر از بازه ی شنیداری انسان است ، ما صداهای بین 20 تا 20000 هرتز را می شنویم ( صداهای کمتر از این حد را فروصوت و امواج قوی تر را فراصوت می گویند ) با این حساب مورچه ها صوتی بالا تر از 20000 هرتز ( فراصوت ) تولید می کنند ( پس جای شکر دارد که اصوات آن ها در بازه ی شنیداری ما نیست وگرنه کر می شدیم).
    سلام
    نمیدانم شما از چه نوع تکلمی صحبت میکنید.منظورم اینه که مورچه قدرت تکلم مثل انسان رو نداره.در حالیکه در گفتگوی مورچه و سلیمان انگار مورچه مثل یک انسان با سلیمان تکلم کرده.
    وگرنه من کاری به ارتعاشات صوتی مورچه ها ندارم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست ها
    مورچگان نظير تلفن و امواج راديويى وسائل ارتباطى دارند كه به وسيله آن، فرمان مورچه به مورچگان رسيد.[1]
    منظورتون اینه مورچه ها همانند انسانها وسیله ارتباطی مانند تلفن و گوشی دارند که با امواج رادیویی کار مکینه؟!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست ها
    نکته عجیب این است که مورجه را بخاطر صحبت کردن، از پیامبر خدا برتر بدانیم!؟
    گفتگوی مورچه با سلیمان رو بخونید مورچه داره سلیمانی که پیامبر هست رو موعظه میکنه.یعنی مورچه علاوه بر قدرت تکلم قدرت موعظه هم داره و اونم تازه یک پیامبر! دیگه این رو کجای دلمون بگذاریم؟
    ویرایش توسط Miss.Narges : ۱۳۹۶/۰۶/۱۲ در ساعت ۲۲:۴۴

  6. صلوات


  7. #14

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,097
    حضور
    39 روز 23 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4075



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    نمیدانم شما از چه نوع تکلمی صحبت میکنید.منظورم اینه که مورچه قدرت تکلم مثل انسان رو نداره.در حالیکه در گفتگوی مورچه و سلیمان انگار مورچه مثل یک انسان با سلیمان تکلم کرده.
    وگرنه من کاری به ارتعاشات صوتی مورچه ها ندارم.
    قرار نیست همه حیوانات مثل هم صحبت کنند. هر حیوانی و موجودی به مقتضای شرایط خودش صحبت می کند. اینکه ما متوجه صحبت بعضی حیوانات نمی شویم دلیل بر عدم قدرت آنها بر ایجاد رابطه و مفهوم رسانی نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    منظورتون اینه مورچه ها همانند انسانها وسیله ارتباطی مانند تلفن و گوشی دارند که با امواج رادیویی کار مکینه؟!!
    وسیله ارتباطی دارند اما نه از نوع همراه اول و ایرانسل و... بلکه آنها بوسیله امواجی که خودشان تولید می کنند با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و پیام می رسانند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    گفتگوی مورچه با سلیمان رو بخونید مورچه داره سلیمانی که پیامبر هست رو موعظه میکنه.یعنی مورچه علاوه بر قدرت تکلم قدرت موعظه هم داره و اونم تازه یک پیامبر! دیگه این رو کجای دلمون بگذاریم؟
    مورچه حضرت سیلمان(علیه السلام) را موعظه نمی کند بلکه به هم نوعان خودش خبر می دهد که لشکر عظیمی در راه است و مواظب باشید تا زیر پای آنها از بین نروید. صحبت کردن مورچه ها با یکدیگر خیلی عجیب نیست، کرامت این است که حضرت سلیمان(علیه السلام) می تواند با حیوانی که به ظاهر کوچک و فاقد قدرت تکلم است ارتباط برقرار کند و منظورش را متوجه شود.


  8. صلوات ها 3


  9. #15

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    علاقه
    فیزیک ,کیهان شناسی,فلسفه,تاریخ باستان
    نوشته
    804
    حضور
    73 روز 18 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6
    صلوات
    1207



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست ها
    مورچه حضرت سیلمان(علیه السلام) را موعظه نمی کند بلکه به هم نوعان خودش خبر می دهد که لشکر عظیمی در راه است و مواظب باشید تا زیر پای آنها از بین نروید. صحبت کردن مورچه ها با یکدیگر خیلی عجیب نیست، کرامت این است که حضرت سلیمان(علیه السلام) می تواند با حیوانی که به ظاهر کوچک و فاقد قدرت تکلم است ارتباط برقرار کند و منظورش را متوجه شود.
    این گفتگوی رو ببینید انگار مورچه از سلیمان که پیامبره بیشتر میفهمه::
    سلیمان پرسید: چرا گفتی فرار کنند؟
    مورچه: این زمین زر دارد و آدمی به زر حریص است ترسیدم این زمین را بکنند و زیر و رو کنند و به سپاه من رنج فراوان برسد.سلیمان پرسید: این دانش را از کجا کسب کردی؟
    مورچه: ای سلیمان تو فکر می کنی تنها خودت علم داری، خداوند همه ی عقل و دانش را به یک کس ندهد.
    سلیمان: می خواهی به تو علومی یاد بدهم که بدانی ما دانشمندیم.
    مورچه: من از تو سۆالی می کنم.
    سلیمان: هرچه می خواهی بپرس.
    مورچه: ای سلیمان از خدا چه خواستی؟
    سلیمان: مُلکی که هیچ کس نداشته باشد.
    مورچه : از این سخن تو بوی حسد می آید و پیغمبران سخن حسد آمیز نمی گویند. چه می شد اگر کس دیگری مانند تو پادشاهی می داشت؟
    سلیمان از سخن او به خشم آمد.
    مورچه: آری، سخن حق تلخ است چرا عصبانی می شوی، دیگر چه خواسته ای از خدا؟
    سلیمان: اینکه باد به فرمان من باشد تا تخت مرا ببرد و بیاورد.
    مورچه: می دانی خدا با اجابت دعای تو چه چیز را به تو داده است؟
    سلیمان: تو بگو.
    مورچه: برای آن که باد خبر مرگ تو را به تو برساند.
    سلیمان: به گریه افتاد و گفت راست می گویی؟
    مورچه: تو با این تقاضای اندک چیزی خواستی که اگر صبر و تحمل می کردی فرشته ها را به فرمان تو درمی آورد. چنانچه در آخرالزمان محمد خاتم آنچه برای تو مهم است برایش مهم نیست و خداوند فرشتگان را به فرمان او امرمی کند.
    سلیمان: دوباره گریست و گفت تو حکیمی مرا پند بده.
    مورچه: ای سلیمان خداوند هرکه را سلطنت دهد باید با رعیت مهربان باشد آیا تو هر شب از حال رعیت باخبری؟
    سلیمان: نه.
    مورچه: من هر روز و شب میان قوم خود می گردم تا اگر رنجی رسیده باشد خودم برطرف کنم و هر شب نخوابم تا همه را بررسی کنم.
    سلیمان: تعجب کرد و از آن مورچه پند گرفت، سلیمان خواست برود.
    مورچه: روا نباشد بروی و من از تو پذیرایی نکنم با آن چه که خدا به ما ارزانی فرموده است.
    سلیمان قبول کرد و مورچه پای ملخی نزد سلیمان آورد.
    سلیمان خندید و گفت: مرا با این سپاه بسیارم با این ملخ پذیرایی می کنی؟
    مورچه: بله، تو را با این سپاه بزرگت با این ملخ پذیرایی می کنم.



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست ها
    قرار نیست همه حیوانات مثل هم صحبت کنند. هر حیوانی و موجودی به مقتضای شرایط خودش صحبت می کند. اینکه ما متوجه صحبت بعضی حیوانات نمی شویم دلیل بر عدم قدرت آنها بر ایجاد رابطه و مفهوم رسانی نیست.
    پس یعنی تکلم مورچه با سلیمان تکلم زبانی و ادای حروف نبوده بلکه ایجاد امواجی توسط خودشون بوده که فقط سلیمان میتونسته درک کنه؟
    ویرایش توسط Miss.Narges : ۱۳۹۶/۰۶/۱۳ در ساعت ۱۲:۰۵

  10. صلوات ها 3


  11. #16

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,300
    حضور
    50 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5141



    نقل قول نوشته اصلی توسط saeed.motallebi نمایش پست ها
    با سلام خدمت همه عزیزان
    ما بارها در قران و روایات مشاهده میکنیم که معصومین (ع) با حیوانات بحث و گفت و گو میکنند وگاهی مطالب بسیار مهم و دقیقی را از قول انها بیان میکنند .
    اما با دانشی که امروزه از حیوانات داریم و بعضا انها را از انجام کارهائی که با کمی تدبیر حل شدنی است عاجز میبینیم چگونه ثابت کنیم که مثلا مورچه با حضرت سلیمان (ع) چنین گفت و گوئی کرده است
    سلام
    علوم و دانش هایی که بهره هر موجودی است برای اداره بهتر حیات خاص او و دستیابی به اهداف مطلوب زندگی همان موجود است. مطمئنا بهره یک حیوان از دانشها به نحوی نیست که بخواهد مثلا نقش انسان را در جهان ایفا کند. در عین حال بسیاری از دانش ها هم می تواند در حوزه نظری برای آنها فراهم باشد که به نحوی با ما مشترک است. مانند دانش های لازم برای ایجاد ارتباط با سایر همنوعان. دانش های لازم برای اداره یک گله یا یک خانواده، تامین غذا ووو این علوم و امثال آن دامنه گسترده ای دارند همچنانکه در میان انسانها گسترده است. دانش های والاتر هم برای این موجودات قابل تصور است مانند علم و معرفت به پروردگار و سایر حقایق عالم در حد وجودی خودشان. فراموش نکنیم که باطن یکی از طرق دستیابی به علوم است. از بیانات برخی اهل معرفت چنین بدست می آید که این نوع دانش ها را حیوانات از این طریق بدست می آورند چه اینکه ظاهرا اسباب علوم اکتسابی برای حیوانات زیاد نیست. مثلا کتاب و درس و مدرسه به معنای خاص زندگی بشری آنجا وجود ندارد اما عرصه زندگی و حیات آنها هم برایشان مدرسه ای است که خیلی چیزها از آن می توانند بیاموزند. با توجه به اینکه علوم فعلی بشری راهی به درون آگاهی های موجودات ندارد نمی توان گفت اندازه دانش های آنها چقدر است. بیشتر از انسان است یا کمتر؟؟؟؟؟
    یا علیم


    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  12. #17

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,097
    حضور
    39 روز 23 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4075



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    این گفتگوی رو ببینید انگار مورچه از سلیمان که پیامبره بیشتر میفهمه::
    سلیمان پرسید: چرا گفتی فرار کنند؟
    مورچه: این زمین زر دارد و آدمی به زر حریص است ترسیدم این زمین را بکنند و زیر و رو کنند و به سپاه من رنج فراوان برسد.سلیمان پرسید: این دانش را از کجا کسب کردی؟
    مورچه: ای سلیمان تو فکر می کنی تنها خودت علم داری، خداوند همه ی عقل و دانش را به یک کس ندهد.
    سلیمان: می خواهی به تو علومی یاد بدهم که بدانی ما دانشمندیم.
    مورچه: من از تو سۆالی می کنم.
    سلیمان: هرچه می خواهی بپرس.
    مورچه: ای سلیمان از خدا چه خواستی؟
    سلیمان: مُلکی که هیچ کس نداشته باشد.
    مورچه : از این سخن تو بوی حسد می آید و پیغمبران سخن حسد آمیز نمی گویند. چه می شد اگر کس دیگری مانند تو پادشاهی می داشت؟
    سلیمان از سخن او به خشم آمد.
    مورچه: آری، سخن حق تلخ است چرا عصبانی می شوی، دیگر چه خواسته ای از خدا؟
    سلیمان: اینکه باد به فرمان من باشد تا تخت مرا ببرد و بیاورد.
    مورچه: می دانی خدا با اجابت دعای تو چه چیز را به تو داده است؟
    سلیمان: تو بگو.
    مورچه: برای آن که باد خبر مرگ تو را به تو برساند.
    سلیمان: به گریه افتاد و گفت راست می گویی؟
    مورچه: تو با این تقاضای اندک چیزی خواستی که اگر صبر و تحمل می کردی فرشته ها را به فرمان تو درمی آورد. چنانچه در آخرالزمان محمد خاتم آنچه برای تو مهم است برایش مهم نیست و خداوند فرشتگان را به فرمان او امرمی کند.
    سلیمان: دوباره گریست و گفت تو حکیمی مرا پند بده.
    مورچه: ای سلیمان خداوند هرکه را سلطنت دهد باید با رعیت مهربان باشد آیا تو هر شب از حال رعیت باخبری؟
    سلیمان: نه.
    مورچه: من هر روز و شب میان قوم خود می گردم تا اگر رنجی رسیده باشد خودم برطرف کنم و هر شب نخوابم تا همه را بررسی کنم.
    سلیمان: تعجب کرد و از آن مورچه پند گرفت، سلیمان خواست برود.
    مورچه: روا نباشد بروی و من از تو پذیرایی نکنم با آن چه که خدا به ما ارزانی فرموده است.
    سلیمان قبول کرد و مورچه پای ملخی نزد سلیمان آورد.
    سلیمان خندید و گفت: مرا با این سپاه بسیارم با این ملخ پذیرایی می کنی؟
    مورچه: بله، تو را با این سپاه بزرگت با این ملخ پذیرایی می کنم.
    سند این داستان کجاست؟!

  13. صلوات ها 2


  14. #18

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۴
    علاقه
    فیزیک ,کیهان شناسی,فلسفه,تاریخ باستان
    نوشته
    804
    حضور
    73 روز 18 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    6
    صلوات
    1207



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست ها
    سند این داستان کجاست؟!
    من اینو در اینجا پیدا کردم
    http://article.tebyan.net/254621/%DA...B1%DA%86%D9%87

  15. صلوات


  16. #19

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,097
    حضور
    39 روز 23 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4075



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    من اینو در اینجا پیدا کردم
    ttp://article.tebyan.net/254621/%DA...B1%DA%86%D9%87

    همانطور که در ابتدای این داستان- اگرچه اصل آن مورد قبول نیست- ذکر شد، حضرت سلیمان(علیه السلام) حاکمی فرزانه بودند.
    در داستان مذکور به تعبیر شما مورچه از حضرت سلیمان(علیه السلام) برتر معرفی شد. چگونه می شود میزبانی دانشمندتر از پیامبر زمان، بخواهد مهمانش و لشکریان وی را تنها با ران ملخی مهمان کند؟!

    در قرآن داستان حضرت سلیمان(علیه السلام) و پادشاه سبأ یعنی بلقیس ذکر شده است. در این داستان عاصف بن برخیا که دانشمند و جانشین حضرت سیلمان بود، در کمتر از چشم بر هم زدن توانست تخت بلقیس را نزد سلیمان(علیه السلام) حاضر کند.[1]
    چگونه ممکن است، سلیمان(علیه السلام) با داشتن چنین وزیری که به تعبیر قرآن بخشی از علم نزد وی بود، علم و آگاهیش از یک مورچه کمتر باشد؟!

    اشکالات فراوانی در این داستان وجود دارد که بحث از همه آنها طولانی خواهد شد. آنچه مسلم است، داستان های این چنینی از نظر اسلام و قرآن اعتباری ندارد و جمله داستان های اسرائیلیات محسوب می شود.



    1. سوره نمل،آیه40






  17. صلوات ها 2


  18. #20

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۵
    علاقه
    علم، عرفان، انقلاب اسلامی، مبارزه با استکبار جهانی
    نوشته
    561
    حضور
    15 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1158



    درست است که آصف ابن برخیا خواهرزاده حضرت سلیمان بوده است؟
    أعوذ بالله من شرّ نفسی
    از « خودم » به « خدا » پناه می برم.

    رهبر انقلاب: مذاکره با این طرف
    (آمریکا)، هم خیانت است هم حماقت.
    « لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر همه خائنین به اسلام »

    هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة

  19. صلوات


صفحه 2 از 10 نخست 1234 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۰۸/۲۱, ۲۲:۱۱ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود