صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نمازی بهتر بخوانیم! ( تجارب اسک دینی ها در خواندن نماز )

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا ، صاحب الزمان ، کار های هنری
    نوشته
    271
    حضور
    3 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1107

    راهنما نمازی بهتر بخوانیم! ( تجارب اسک دینی ها در خواندن نماز )




    سلام . من خیلی سعی کردم و می کنم که نمازم با کیفیت باشه . الان به ذهنم رسید که تجارب دوستان در نماز خوندنشون را جمع کنم تا بتونم نماز بهتری بخونم . البته این برای همه اعضا خوبه و امیدوارم که همه استفاده ببرند .
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم عجل لولیک الفرج



  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کامپیوتر (سخت افزار)
    نوشته
    148
    حضور
    3 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1134



    مسواک، عطر، کوتاه کردن ناخن و گذاردن محاسن
    در مقدّمات نماز، از چیزهایی که جزء آداب و بسیار پُر اجر و پُر ارج است؛ مسواک کردن است. روایت­های عجیبی در تشویق به مسواک زدن داریم. از جمله این که پیامبر اکرم صلّی‌‌اللهعلیهوآلهوسلّم میفرمایند: «اگر نبود که نگران بودم برای امّتم مشقّت ­شود؛ مسواک زدن را بر آنان واجب می­کردم.

    [1]» مسواک این قدر مهم است. آیا غیر از این است که در نماز می
    خواهیم با خدا حرف بزنیم؟ وقتی مثلاً سیر خورده­ای و دهانت بو می­دهد؛ شرم میکنی با رفیقت حرف بزنی. تو می­خواهی به نماز بایستی و با خدا حرف بزنی؛ آیات قرآن و کلام خدا می­خواهد از دهانت عبور کند. همین بوی ظاهری را بگیرید؛ همین بوی ته مانده­ی غذا که در دهان انسان میماند و فضای دهان را بدبو میسازد یا در اثر چیز بویناکی که شخص میخورد دهانش بویناک میشود. در چنین وضعی اگر بخواهیم با یک بنده­ی ضعیف صحبت کنیم؛ میگوییم خوب نیست؛ دهانم بو می­دهد. بروم مسواک بزنم؛ دهانم تمیز شود و بویش برود؛ بعد با او حرف بزنم. در نماز می­خواهی با خدا حرف بزنی. لذا در روایت داریم؛ مجرای کلام خدا را پاک و تطهیر کنید.
    [2]بنا به روایت، همین مسواک زدن ساده، ثواب نماز را هفتاد برابر می
    کند.

    [3]پس وقتی وضو می­گیری، مسواک هم بزن. لازم نیست هر نوبت از خمیر دندان هم استفاده کنی. با آبِ خالی دهانت را مسواک کن. این یکی از ادب
    ها است. دهان ظاهر را مسواک کردیم؛ امّا پناه می­بریم به خدا، بوی بد ظاهری کجا و بوی تعفّن باطنیِ گناه کجا؟ بوی عَفِنی که از غیبت، تهمت، زخم زبان زدن، فحّاشی کردن، سخن لغو گفتن، اغوا و وسوسه کردن و ... ایجاد میشود؛ خدا می­داند آن چه تعفّنی دارد! چه مسواکی است که باید آن تعفّن را از دهان انسان پاک کند؟ آن باطن مسواک زدن است. البتّه همین مسواک ظاهر هم خیلی مهم است. از آداب دیگر مقدّمات نماز، عطر استعمال کردن است. بنا به روایات، عطر زدن، ثواب دو رکعت نماز را معادل هفتاد رکعت می­کند.

    [4]ما خیلی مُفت ثواب نماز­ها را از دست می­دهیم! خوب است انسان یک شیشه
    ی کوچک عطر در جیب یا در جانمازش داشته باشد و قبل از نماز کمی عطر بزند تا دو رکعت نماز که میخواند؛ ثواب هفتاد رکعت نماز برایش نوشته شود. همین عطر ظاهری آثار فراوانی دارد. بوی عطر، فضا را برای حضور ملائکه مساعد می­کند؛ لذا کسانی که اهل اِحضاراتاند؛ با عود و عطر و امثال آن، محیط را آماده میکنند تا ملائکه بیایند. این همین عطر ظاهری است. عطرهایی در لایههای عمیقتر وجود انسان است؛ روحیّات معطّر، خلقیّات معطّر، اندیشه­های معطّر و ...، عطر در همهی لایههای وجود انسان وجود دارد. همانطور که گفتم، وجود انسان اقلاًّ هفت لایه است ودر هر یک از این لایهها، برای هر یک از احکام، چه فرائض و چه نوافل، می­توانید مصداق پیدا کنید. ولی اگر همین ظاهر را بگیرید؛ سر از باطن درمی­آورید. یک بار راجع به حضور قلب و رسیدن به باطن نماز اشاره کردم و گفتم همین نماز اوّل وقت خواندن را بگیرید؛ ببینید سر از کجا درمی­آورید. این را که می­گویم؛ از پیش خود نمیگویم. روایت داریم.ادب دیگر این­است که انسان ناخن­هایش را بگیرد تا وقتی می­خواهد نماز بخواند؛ ناخن­هایش بلند نباشد. کوتاه بودن ناخن هم صورت ظاهرش و هم صورت باطنش مورد نظر است. صورت باطن آن یعنی روحیهاش مثل درّنده­ها نباشد که با چنگال­هایشان موجودات را می­درند. ناخن را کوتاه کن، یعنی خوی درندگی را از وجودت بیرون کن. ادب دیگر این­است که وقتی مردبه نماز میایستد؛ محاسن داشته باشد. حدوداً سی و دو، سه سال قبل، سال اوّل انقلاب بود. به اقتضای ضرورت­های انقلاب، بنده جایی کار میکردم که کارمندان قدیمی و پرسنل قدیمی قبل انقلاب آن سازمان هم آنجا بودند. شخصی از همان قدیمی­ها بود که با ما همکاری می­کرد. فرد خوبی بود؛ انسان پاک و سالم و نمازخوانی هم بود. ولی صبح­ها که سرکار می­آمد؛ صورتش را حسابی برق می­انداخت. خیلی با هم صمیمی شدیم. به نحوی که آن حالت که ما نیروهای انقلابیم و آنها اشخاص قبل از انقلابند، بین من و او از بین رفته بود. یک بار با ­حالتی خیلی صمیمی، به من گفت: آخر این ریش چیست که تو میگذاری؟ من را ببین؛ من ریشم را می­زنم. ببین صورتم چقدر قشنگ و نرم است و... . خیلی صادقانه و با صفا اینها را به من گفت. من حال و هوای او را می­شناختم. حال و هوای فرهنگ قبل از انقلاب بود. شروع نکردم به استدلال علمی کردن یا آیه و روایت خواندن که زدن صورت با تیغ چه مضرّاتی دارد و خلاف شرع است و نباید ریش را تراشید. اصلاً وارد این بحث­ها نشدم. با همان حال و هوای جوانی، چون هم خودم بیست و پنج سالم بود؛ هم او شاید سی و یکی دو سالش بود. با همان افقِ فرهنگ قبل از انقلاب، شروع به صحبت با او کردم. گفتم: سؤالی دارم؛ پاسخش را به من راست بگو. گفت: سؤالت را بگو. گفتم: اگر شما دختر خانمی را ببینی و از او خیلی خوشت بیاید و دلت بخواهد یک جوری در دلش جا کنی و توجّه او را به خودت جلب کنی و کاری کنی که دوستت بدارد؛ اگر خبردار شوی آن دختر خانم آقایی را دوست دارد که مثلاً کت و شلوار سُرمه­ای تنش باشد؛ بالاغیرتاً فردا نمی­روی خیّاطی بدهی یک دست کت و شلوار سُرمه­ای برایت بدوزند که تنت کنی؟ گفت: آری. گفتم: هیچ سؤال می­کنی که رنگ سُرمه­ای چرا بهتر از رنگ قهوهای است؟ چه خاصیّتی دارد که انسان کت و شلوار سُرمه­ای بپوشد؟ قطعاً نه. چون اینها برایت مهم نیست. مهم برایت این است که دل آن دختر خانم متوجّه تو شود. تو هم می­دانی که این خانم کسی را دوست دارد که کت و شلوار سُرمه­ای تنش باشد؛ لذا از فردا کت و شلوار سُرمه­ای می­پوشی. گفت: درست می­گویی. آن سالها در آرایش موی سر آقایان، سبک قیصری مد بود. گفتم: اگر خبردار شوی آن دختر خانم آقایی را دوست دارد که موی سرش را مدل قیصری آرایش می­کند. گفتم: بالاغیرتاً همین امروز بعدازظهر نمی­روی آرایشگاه، بگویی موی سرم را مدل قیصری بزن؟ گفت: چرا. گفتم: اصلاً هیچ می­پرسی چه خاصیتی دارد انسان مویش را مدل قیصری بزند؟ اگر مدل دیگری بزند؛ چه عیب و مشکلی دارد؟ گفت: نه. گفتم: علّتش معلوم است. فقط برایت مهم است در دل او جا کنی. گفت: درست میگویی. گفتم: راستش را به تو بگویم؛ من هم عاشق کسی شدهام که مرد­ها را ریشو دوست دارد؛ من هم می­خواهم در دل او راه پیدا کنم. گفت: اِ، عَجب! گفتم: بله، او خدا است. گفت: از کجا میدانی او مردهای ریشو را بیشتر دوست دارد؟ گفتم: دلیلش این است که همهی کسانی که او خیلی دوستشان دارد؛ ریش داشتهاند. یقین دارم پیغمبر اکرم صلّی‌‌اللهعلیهوآلهوسلّم ریشش را نمیتراشید؛ امیرالمؤمنین علیهالسّلام ریشش را نمی­تراشید؛ امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام ریششان را نمی­تراشیدند. خدا اینها را خیلی دوست دارد. چون من هم می­خواهم در دل خدا جا کنم؛ من هم خودم را به شکل آنها در آوردهام. اصلاً هم برایم مهم نیست که ریش بگذاری چه خاصیّتی دارد؛ بتراشی چه خاصیّتی دارد و کدام یک زیبا­تر است؟ اصلاً اینها برای من مهم نیست. مهم این است که در دل او راه پیدا کنم. بعد داستانی را هم تعریف کردم که آن را در کتاب حجاب هم نوشتهام. روایت است در زمان حضرت موسی علیهالسّلام، فرعون دلقکی داشت که او را می­خنداند. دلقک برای این­که فرعون را بخنداند؛ مثل حضرت موسی علیهالسّلام لباس چوپانی بر تن می­کرد؛ چوبی هم شبیه به عصای موسی علیهالسّلام به دست می­گرفت و جلوی فرعون ادای موسی را درمی­آورد و فرعون هم قاهقاه میخندید. او که اَدا درمی­آورد؛ حضرت موسی خیلی اذیّت می­شد. به امر خدا قرار شد بنیاسرائیل مصر را ترک کنند. در مسیرشان به رود خروشان نیل رسیدند. از آن سو هم فرعون با لشکریانش راه افتاده بود که آنها را بگیرد و نابود کند. به امر خدا، حضرت موسی علیهالسّلام عصایش را به رود نیل زد؛ رود نیل شکافته شد و کف رود نیل زمین خشک شد. بنی اسرائیل از رود نیل عبور کردند و به آن طرفِ رود رسیدند. فرعون و لشکریانش هم به رود رسیدند. آنها هم به دنبال حضرت موسی علیهالسّلام و همراهانش راه افتادند. تا وسط­ رود نیل هم که آمدند زمین خشک بود. به وسط­ که رسیدند، خدا به آب امر کرد که دوباره به هم وصل شود. همه­ی لشکریان فرعون و خود فرعون غرق شدند. در این ماجرا، از جمع فرعونیان فقط یک نفر غرق نشد و زنده ماند و او همان دلقک بود. حضرت موسی علیهالسّلام به خدا عرض کرد: خدایا این دلقک که بیش از همه مرا اذیّت کرد! او اَدای مرا در می­آورد و مرا مسخره می­کرد و همه به من قاهقاه می­خندیدند! چرا همه از بین رفتند و او نجات پیدا کرد؟ پاسخ آمد که موسی! من تو را دوست می­دارم. این دلقک خود را به شکل تو که محبوب منی در می­آورد. من دلم نیامد او را که خودش را به شکل تو در می­آورد؛ غرق کنم

    [5]. بعد به آن همکارم گفتم: ما که نمی­توانیم مثل پیغمبر و امیرالمؤمنین باشیم؛ مثل ائمّه­ی معصومین باشیم؛ امّا اقلاً ما هم می­توانیم مثل آن دلقک، قیافه­ی ظاهری
    مان را شبیه آنها کنیم. شاید اینجا هم این طرفند یک کاری صورت داد. گفتم: من آن دلقک فرعونم که قیافه­ی موسی را به خود گرفتهام و ریش گذاشتهام. من که نمی­توانم شبیه به امیرالمؤمنین شوم؛ امّا می­توانم قیافه­ی ظاهری­ام را کمی شبیه به آن حضرت کنم. شاید به سبب این شباهت ظاهری، رحمت الهی شامل حال من هم شد. بحث در مورد محاسن گذاشتن خیلی مفصّل است. من نمی­دانم در طول دوران فقاهت، هیچ فقیه و مرجعی به حِلّیَّت تراشیدن ریش فتوا داده باشد. به لحاظهای مختلف برای این کار حرمت قائلاند. هم به خاطر خودِ عملِ تراشیدن ریش و هم این­که تشبّه به کفّار است. سنّتِ تراشیدنِ ریش، سنّت کفّار بوده که متأسّفانه این­قدر بین ما رایج شده است. روایت است که از حکومت ایران چند نفر پیک به مدینه آمدند که خدمت رسول الله صلّی‌‌اللهعلیهوآلهوسلّمبرسند. حضرت از دور دیدند اینها طبق سنّت زرتشتیها، صورت­ها را تراشیدهاند و سبیل­های بلندی دارند. حضرت به آنها وقت ملاقات ندادند. فرمودند فردا یا مثلاً چند روز دیگر، به شما وقت می­دهم. بعد از چند روز به خدمت حضرت آمدند و پیامشان را رساندند. بعد پرسیدند: آخر چرا ما را همان روز اوّل نپذیرفتید؟ فرمودند: به این خاطر که قیافهی شما، قیافهی کفّار بود؛ صورت­ها تراشیده و سبیل­ها بلند. من مخصوصاً شما را کمی نگه داشتم تا ریش­هایتان بلند شود؛ آن­وقت قبولتان کنم.

    [6]ما اگر بخواهیم پیغمبر ما را هم قبول کند؛ بهتر نیست محاسن داشته باشیم؟ نکند پذیرفتن ما هم به خاطر همین ظاهرمان به تأخیر بیفتد. گرچه دلم نمی­خواهد کسی از دوستان به خاطر ذکر این نکته برنجد؛ ولینباید حقّ مطلب را هم نگفته گذاشت. نهایت محبّت و صمیمیت است که انسان خیرخواهانه نکته­ای را به برادرش توجّه دهد. کما این­که برای خانم­ها هم در بحث حجاب، همین ماجرا را در کتاب حجاب نوشته
    ام که آنها هم نگاه کنند؛ خدا زن چادری را بیشتر دوست دارد. این که مقنعه و مانتو و ...، حجاب اسلامی است، یا نیست؛ من اصلاً کاری به این حرف­ها ندارم. آیا دلت میخواهد خدا دوستت داشته باشد؟ آیا دلت می­خواهد در دل خدا جا کنی؟ خدا زن چادری را بیشتر می­پسندد. چطور تو وقتی از یک خواستگار خوشت می­آید و می­خواهی او هم تو را بپسندد؛ شبیه سلیقه­ی خواستگارت لباس می­پوشی. یا فردا که ازدواج کردی، برای این که شوهرت تو را دوست بدارد؛ به رنگی که شوهرت بیشتر دوست دارد لباس می­پوشی؛ به مدلی که شوهرت بیشتر دوست دارد لباس می­پوشی و کار بسیار خوبی هم است؛ بابت این کار به تو ثواب هم می­دهند. پس چرا آن­گونه که خدا دوست می­دارد، جامه بر تن نمیکنی؟ حجاب اختیار نمیکنی؟ چادر اختیار نمیکنی؟ بعد هم همان داستان دلقک ... . حضرت زهرا سلاماللهعلیها که خدا دوستش دارد و حَبیبه­ی خدا است؛ چادر داشت یا نداشت؟ من اصلاً کاری به این ندارم که چادر خاصیت دارد یا ندارد. پس چرا تو خودت را مانند آن دلقک، شبیه به حضرت زهرا نمی­کنی تا به اصطلاح، در دل خدا راه پیدا کنی؟ اینها نکته­های جنبی­ بود که در رابطه با بحث آماده شدن برای رفتن به سمت نماز عرض کردم.رجب اسم یکی از نهرهای بهشت است و ماه رجب ماه ریزش رگبار باران رحمت الهی است. امیدواریم خداوند به برکت امیرالمؤمنین علیهالسّلام ، به برکت ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام و با ماء ولایت امیرالمؤمنین علیهالسّلام، روح و جان و جسم و فکر و قلب و سرّ و خفیّ و اَخفای همهی ما را تطهیر بفرماید؛ إن­شاءالله
    .
    .................................................
    1. کلینی، کافی، ج 3. ص 22.2. متّقی هندی، کنز العمّال، ج 1، ص 603 و مجلسی، بحار، ج 73، ص 130.3. مجلسی، بحار، ج 73، ص 129.4. مجلسی، بحار، ج 81، ص 330.5. نعمت الله جزایری، انوار النعمانیّه، ج 3، ص 310.6. محدّث نوری، مستدرک الوسائل، ج 1، ص 406. منبع: مقدّمه‌ای بر مبحث «نماز» از کتاب «مصباح الهدیٰ»، استاد مهدی طیّب

    ویرایش توسط Omid. : ۱۳۹۲/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۰:۵۵

  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    279
    حضور
    23 روز 20 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    1741



    سلام

    ببخشید یه سوال دارم: (که به موضوع همین تاپیک هم مربوط میشه)



    امام صادق (ع ) :من قبل الله منه صلاة واحدة لم یعذبه

    اگر خداوند از کسی یک نماز بپذیرد او را عذاب نمی کند.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص .23 محجة البیضاء، ص 339 )


    آیا این حدیث به این معناست که خدا در پذیرفتن نمازها سختگیری میکنه؟



    ممنون
    ویرایش توسط تندیس : ۱۳۹۲/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۱:۰۹

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا ، صاحب الزمان ، کار های هنری
    نوشته
    271
    حضور
    3 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1107



    اول باید از آقا امید عزیز ، تشکر کنم . خیلی زحمت کشیدید و این همه تایپ کردید . ممنونم





    نقل قول نوشته اصلی توسط تندیس نمایش پست ها
    امام صادق (ع ) :من قبل الله منه صلاة واحدة لم یعذبه

    اگر خداوند از کسی یک نماز بپذیرد او را عذاب نمی کند.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص .23 محجة البیضاء، ص 339 )

    من هم شنیده ام . اما آیا خدا نماز من و شما را قبول میکنه ؟ آیا در نمازی که من و شما می خونیم ، فقط خدا را میبینیم و برای او نماز می خونیم ؟ ما وقتی که شروع می کنیم به نماز خوندن ، اولش یاد گمشده هامون میافتیم و خلاصه هر کاری دیگه که بگی . تو نماز ما همه کاری می کنیم ، جز نماز خوندن .

    اگر تونستیم نمازی مانند حضرت علی (ع) بخونیم ، که در آسمانها پرواز می کردند ، شاید این سخنی که فرمودید ، درست باشه .

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم عجل لولیک الفرج



  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    279
    حضور
    23 روز 20 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    1741



    نقل قول نوشته اصلی توسط تولد دوباره نمایش پست ها

    من هم شنیده ام . اما آیا خدا نماز من و شما را قبول میکنه ؟ آیا در نمازی که من و شما می خونیم ، فقط خدا را میبینیم و برای او نماز می خونیم ؟ ما وقتی که شروع می کنیم به نماز خوندن ، اولش یاد گمشده هامون میافتیم و خلاصه هر کاری دیگه که بگی . تو نماز ما همه کاری می کنیم ، جز نماز خوندن .

    اگر تونستیم نمازی مانند حضرت علی (ع) بخونیم ، که در آسمانها پرواز می کردند ، شاید این سخنی که فرمودید ، درست باشه .

    سلام

    حدیث که درست هست،ولی باید شرایطش رو فهمید و به کار برد.

    شما آیا کسی رو میشناسید که مثلا سر نماز تیر از بدنش بیرون بکشند و متوجه نشه؟
    امثال ما که ممکنه متوجه وجود یه مورچه روی دست یا پامون بشیم، چطوری میتونیم یه نمازی مثل نماز حضرت علی علیه السلام بخونیم؟!

    شاید بعضیا باشند که با خوندن این حدیث،امید به قبولی همه اعمال و دعاهاشون رو از دست بدهند.
    مثلا من بگم خب مسلما نمازی که من میخونم رو خدا قبول نمیکنه، چون طبق حدیث احتمال پذیرفته شدنش خیلی خیلی کمه!
    یا بگم دعا نمیکنم چون دعاهامم مستجاب نمیشه!
    یه جورایی ناامیدی رو پیش بگیریم و بگیم خدا واقعا سختگیره!
    ویرایش توسط تندیس : ۱۳۹۲/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۲:۱۴

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا ، صاحب الزمان ، کار های هنری
    نوشته
    271
    حضور
    3 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1107



    آقا امید عزیز یه چیزی نوشته بودند که من دوست دارم یه چند خطی در موردش بگم .

    راستش من وقتی گناه می کنم ، مثلا یه دروغ میگم ، بعدش میرم برای اقامه نماز ، بوی بدی به مشامم می خوره که احساس می کنم خدا را اذیت می کنه . برای همین زیاد عطر میزنم اما اون بوی بد از بین نمیره . اما آخرش نمازم را می خونم . یه روز متوجه شدم که این بود بد از ظاهرم نیست . از محیطی که توی اون نماز می خونم نیست . با یکم تفکر و به لطف خدا فهمیدم که بوی بد گناهیه که قبل خوندن نماز مرتکب شدم و میگم قربون خدا بشم که من و با این چیزا میکشه سمت خودش .

    یه دفعه هم توی ماه رمضان بود ، روزه بودم و کلاس تنیس روی میز هم ثبت نام کرده بودم . قبل اینکه برم کلاس یه غیبت کوچولو پشت سر یه کسی کردم و در صورتی که معده درد شدیدی به خاطر روزه گرفته بودم ، راه افتادم که برم کلاس تنیس . توی راه یه دفعه احساس سیری کردم . دیگه معده درد نداشتم . فکر کردم فهمیدم که غیبته کار خودش را کرده . آخه هر کسی که عیبت می کنه مثل اینه که گوشت برادر مرده خودش را میخوره .

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم عجل لولیک الفرج



  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا ، صاحب الزمان ، کار های هنری
    نوشته
    271
    حضور
    3 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1107



    نقل قول نوشته اصلی توسط تندیس نمایش پست ها
    شاید بعضیا باشند که با خوندن این حدیث،امید به قبولی همه اعمال و دعاهاشون رو از دست بدهند.
    یه جورایی ناامیدی رو پیش بگیریم و بگیم خدا واقعا سختگیره!
    راستش و بخوای ناامیدی گناهه . و اگر ناامید نباشی حتما می تونی چنین نمازی بخونی . سعی کن که تمرکز داشته باشی . فکرت را از مشغله رها کن . من خودم الان خیلی راحت می تونم حداقل یک رکعت از نمازم را فقط برای خدا و به یاد خدا بخونم . توکل کن که توکل بهترین راه است .

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم عجل لولیک الفرج



  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط تندیس نمایش پست ها
    سلام

    ببخشید یه سوال دارم: (که به موضوع همین تاپیک هم مربوط میشه)



    امام صادق (ع ) :من قبل الله منه صلاة واحدة لم یعذبه

    اگر خداوند از کسی یک نماز بپذیرد او را عذاب نمی کند.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص .23 محجة البیضاء، ص 339 )


    آیا این حدیث به این معناست که خدا در پذیرفتن نمازها سختگیری میکنه؟



    ممنون
    با درود و سلام خدمت سرکار گرامی تندیس

    این روایت در اکثر کتب روائی معتبر مانند کافی وجود دارد

    يك نماز مقبول‏

    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ وَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَةً لَمْ يُعَذِّبْه‏

    الكافي ج‏3 266 باب فضل الصلاة ..... ص : 264

    بسند حسن كالصحيح از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه هر كه حق سبحانه و تعالى يك نماز او را قبول كند او را عذاب نمى‏كند و كسى كه يك حسنه او را قبول كند او را عذاب نمى‏كند و در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه منقول است كه اگر شخصى يك نماز تمام به جا آورد حق سبحانه و تعالى همه نمازهاى او را قبول مى‏كند هر چند باقى ناتمام باشد و اگر يك نماز تمام نكرده باشد و همه را فاسد كرده باشد حق سبحانه و تعالى هيچ عبادت او را قبول نمى‏كند و حساب نمى‏كند و در حساب در نمى‏ آورد نه فرايض او را و نه نوافل او را زيرا كه نافله را بعد از فريضه قبول مى‏ كنند بلكه نوافل از جهت اتمام فرايض مقرر شده است و هر گاه فرايض را ادا نكرده باشد نافله چگونه مقبول شود؟! .

    __________
    لوامع صاحبقراني، ج‏3، ص: 104


    اما با توجه به تمام تفاصیلی که حضرت علامه در لوامع ذکر کردند به نظر میرسد عذاب نشدن بخاطر یک نماز بشرطها و شروطها اینکه آن یک نماز انسان را به کمال نزدیک کند چه اینکه اگر بپذیریم فردی مثلا یک نماز مقبول داشته باشد بقیه نمازهایش حتی ناقص باشند قبول میشود معارض با آیه شریفه ویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون است بنا بر این بر مبنای صاحب دیگر جناب علامه در کتاب روضه المتقین منظور نمازیست که با حضور قلب باشد و انصراف نمازهای دیگر هم به حضور قلب شود
    حضرت علامه در کتاب روضه المتقین چنین میفرمایند

    «و قال الصادق عليه السلام: من قبل الله منه صلاة واحدة لم‏ يعذبه‏ إلخ» أي أبدا و يحصل القبول بما ذكر من اقترانها بالإخلاص و الحضور من أولها إلى آخرها بحيث لا يخطر بباله شي‏ء كما روي عنه صلوات الله عليه من صلى ركعتين يعلم ما يقول فيهما انصرف و ليس بينه و بين الله ذنب


    روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه ، ج‏2، ص: 50


    خلاصه این روایت یعنی اینکه آن نمازی نجات بخش است که مقارن با حضور قلب و اخلاص در عمل باشد و زمانی که به نماز ایستاد هیچ چیزی جز معبود در ذهنش خطور نکند همچنانکه در حدیث دیگری است که فرمود کسی که دو رکعت نماز بخواند و بفهمد که چه می گوید نمازش در حالی تمام می شود که بین او و خدایش هیچ گناهی باقی نخواهد ماند


    موفق باشید
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    قرآن ، اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,921
    حضور
    15 روز 23 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    115
    صلوات
    9229



    نقل قول نوشته اصلی توسط تندیس نمایش پست ها
    شاید بعضیا باشند که با خوندن این حدیث،امید به قبولی همه اعمال و دعاهاشون رو از دست بدهند.
    مثلا من بگم خب مسلما نمازی که من میخونم رو خدا قبول نمیکنه، چون طبق حدیث احتمال پذیرفته شدنش خیلی خیلی کمه!
    یا بگم دعا نمیکنم چون دعاهامم مستجاب نمیشه!
    یه جورایی ناامیدی رو پیش بگیریم و بگیم خدا واقعا سختگیره!
    خداوند متعال از مادر به انسان مهربانتر است

    باید در این مقوله به مفاهیم آیاتی همچون رحمته وسعت کل شی و یا عباراتی مشابه دقت شود

    بعلاوه اینکه خداوند متعال در جای جای قرآن کریم نوید قبولی عبادات و ضایع نشدن اجر نیکوکاران داده است

    تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن
    كه خواجه خود روش بنده پرورى داند

    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره اعوانه

  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    خدا ، صاحب الزمان ، کار های هنری
    نوشته
    271
    حضور
    3 روز 3 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1107



    ای داد بیداد .

    منی که بندگی بلد نباشم به چه کار آیم ؟ *** اگر چه خواجه خود سروری بلد باشد .


    کمک کنید که بندگی بیاموزم *** که خواجه را ز خود نرنجانم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم عجل لولیک الفرج



  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود