صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات امامت در پنج دقيقه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    136
    حضور
    2 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    233

    اثبات امامت در پنج دقيقه




    اثبات امامت در پنج دقيقه - قسمت اول

    فهرست مطالب


    چرا بايد از مذهب تحقيق كنيم؟
    بشارت خداوند به بندگاني که بهترين راه را انتخاب مي‌کنند
    لزوم تحقيق در مذهب، در روايات
    أدله شيعه بر فرقه ناجيه بودن خود
    خلافت حضرت علي (ع) از كتب اهل سنت
    ولاية علي بن أبي طالب در قرآن
    ولايت علي بن ابي طالب درسنت
    ادله اهل سنت بر خلافت ابوبكر
    خلافت عمر بن خطاب
    شوراي 6 نفره خلافت عثمان توسط مردم انتخاب شدند يا توسط شخص عمر

    مقدمه:

    به دنبال برنامه هاي جذاب حضرت آيت الله قزويني در شبکه ولايت در باره امامت، بينندگان عزيز اين شبکه درخواست کردند که اين مطالب به صورت خلاصه شده در سايت قرار گيرد تا آنان بتواند به راحتي از اين مطالب در مناظرات و مباحثات با مخالفان استفاده کنند.

    بدين منظور بر آن شديم که مقاله ذيل تقديم شيعيان و دوست داران اهل بيت عصمت و طهارت شود.

    در اين مقاله مختصر به چند مطلب اساسي پرداخته مي‌شود:

    1. چرا مسلمان ها بايد درخصوص مذهب خود تحقيق کنيم؛
    2. ادله شيعه براي بر حق بودن خود، چيست؟
    3. ادله شيعه بر خلافت بلافصل اميرالمومنين طبق قرآن و تفاسير اهل سنت چيست؟
    4. ادله شيعه بر خلافت بلافصل اميرالمومنين طبق سنت صحيح پيامبر (ص) چيست؟
    5. ادله خلافت ابي بکر از ديدگاه اهل سنت چيست؟

    چرا بايد از مذهب تحقيق كنيم؟

    آيا تحقيق در باره مذهب ضروري است؟ چرا بايد مسلمانان در مذهب خود تحقيق کنند؟ مگر همه ما مسلمان نيستم و همه مسلمانان در صراط مستقيم الهي نيستند و به بهشت نخواهند رفت؟

    در اين بخش به اين سؤال پاسخ داده خواهد شد.

    بشارت خداوند به بندگاني که بهترين راه را انتخاب مي‌کنند

    در قرآن کريم آيات متعددي وجود دارد که لزوم تحقيق و تفحص در عقيده را براي مسلمانان گوشزد مي‌کند که ما به جهت اختصار به يک آيه اشاره مي‌کنيم.

    خداوند رحمن و رحيم در قرآن کريم مي‌فرمايد:

    {فَبَشِّرْ عِبَادِي الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمْ اللهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الاَلْبَابِ}. الزمر: 17 – 18

    بنابراين بندگان مرا بشارت ده، کساني که سخنان را مي‌شنوند و از نيکوترين آنها پيروي مي‌کنند، آنها کساني هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.

    لزوم تحقيق در مذهب، در روايات:

    در روايات شيعه و سني نيز بر اين مطلب تأکيد شده است که هر مسلماني بايد در عقيده خود تحقيق کرده و بهترين راه و مذهب را بيابند و بر اساس آن زندگي نمايند که ما به يک روايت بسنده مي‌کنيم:

    حديث افتراق امت به 73 فرقه

    حديث افتراق امت، از احاديث متواتري است که شيعه و سني آن را در کتاب‌هاي خود با سندهاي صحيح نقل کرده‌اند؛ از جمله ترمذي در سنن خود آورده است که پيامبر (ص) فرمودند:

    وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً....

    قَالَ أَبُو عِيسَى: هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ غَرِيبٌ مُفَسَّرٌ.

    سنن الترمذي: ج4، ص134 ح 2778.
    وصحّحه الحاكم المستدرك: ج 1 ص 6

    امت من به هفتاد سه فرقه تقسيم خواهد شد.

    ترمذي از علماي بزرگ اهل سنت بعد از نقل حديث مي نويسد: سند روايت حسن (معتبر) است و حاكم نيشابوري هم بر صحت روايت شهادت مي دهد.

    و يا در روايت ديگري ميفرمايد:

    وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً كُلُّهُمْ فِي النَّارِ إِلَّا مِلَّةً وَاحِدَةً.

    سنن الترمذي: ج 4 ص 135 ح 2779.

    امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم خواهد شد که تمام آنها اهل آتش جهنم هستند بجز يک فرقه.

    از اين رو، بر ما لازم است راجع به مذهب صحيح و فرقه ناجيه در کلام رسول الله صلي الله عليه واله وسلم بحث و تحقيق بکنيم تا بتوانيم بهترين فرقه را انتخاب کرده و از آن پيروي کنيم.

    أدله شيعه بر فرقه ناجيه بودن خود

    تمام مذاهب اسلامي، ادعا کرده‌اند که آن‌ها فرقه ناجيه هستند و ديگران فرقه باطل. اما در اين ميان تنها مذهبي که براي اثبات ادعاي خود از قرآن و سنت؛ حتي از کتاب‌هاي مخالفان خود دليل و مدرک معتبر دارد، مذهب اماميه اثني عشريه است. هر چند که اين ادله بسيار گسترده است؛ اما به دليل اختصار تنها به چند دليل بسنده مي‌کنيم:

    من مات بلا إمام مات ميتة جاهلية (هر کس بدون امام بميرد به مرگ جاهلي مرده است)

    در صحيح مسلم از كتابهاي معتبر دست اول اهل سنت آمده که رسول خدا (ص) فرمود:

    وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً.

    صحيح مسلم: ج 6 ص 22 ح 4686.

    هرکس بميرد و بر گردن او بيعتي نباشد به مرگ جاهلي مرده است.

    واحمد بن حبنل در مسند خود مي‌نويسد:

    من مات بغير إمام مات ميتة جاهلية.

    مسند أحمد ج 4 96.

    هرکس بدون امام بميرد به مرگ جاهلي مرده است.

    تنها مذهبي که بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله امام زمان خود را مي‌شناسد و همواره بيعت يک امام مشخص را بر گردن داشته، مذهب اثني عشريه است؛ اما ساير مذاهب اين چنين نيستند.

    خلفائي اثناعشر (جانشينان پيامبر صلي الله عليه واله وسلم دوازده نفر هستند)

    شيعه و سني با سندهاي صحيح و متواتر نقل کرده‌اند که رسول خدا صلي الله عليه وآله بارها تأکيد کرده‌اند که جانشينان من تا قيامت تنها دوازده نفر خواهند بود؛ چنانچه مسلم در صحيح خود آورده است که رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود:

    إِنَّ هَذَا الأَمْرَ لاَ يَنْقَضِي حَتَّى يَمْضِيَ فِيهِمُ اثْنَا عَشَرَ خَلِيفَةً.

    صحيح مسلم، ج6، ص3، ح4598.

    اين امر (اسلام) منقضي نمي‌شود تا اينکه دوازده خليفه در بين آنها بگذرد (حکومت کند).

    طبق اين روايت، خلفاي واقعي رسول خدا صلي الله عليه وآله تا زماني که اسلام هست، تنها دوازده نفر خواهند بود.

    به غير از مذهب حقه اثني عشريه، هيچ مذهب ديگري نتوانسته‌اند، اين روايت را بر مذهب خود تطبيق دهند. تعدادي از علماي اهل سنت قاطعانه تصريح کرده‌اند که نتوانسته‌اند معناي اين روايت را بفهمند و هيچ يک از علماي اهل سنت نيز معناي دقيق و قاطعي براي آن ذکر نکرده است؛ از جمله ابن حجر عسقلاني به نقل از ابن جوزي مي‌نويسد:

    قد أطلت البحث عنه، وتطلّبت مظانّه، وسألت عنه، فما رأيت أحدا وقع على المقصود به.

    فتح الباري ج 13 ص 181.

    در باره اين روايت تحقيق زيادي کردم و تمام احتمالات را ملاحظه کرده و از ديگران سؤال کردم؛ اما هيچ کسي را نيافتم که معناي قطعي اين روايت را متوجه شده باشد.

    تنها مذهب شيعه است که مي‌تواند اين روايت را بر باورهاي خود تطبيق دهد.

    خلافت حضرت علي (ع) از كتب اهل سنت

    پيروان مکتب اهل بيت عليهم السلام تنها مذهبي هستند که براي اثبات حقانيت مذهب خود، از قرآن، سنت، عقل و اجماع دليل قطعي دارند که ما به اختصار به چند دليل اشاره مي‌کنيم:

    ولاية علي بن أبي طالب در قرآن

    آيات فرواني در قرآن کريم وجود دارد که به صورت مستقيم و غير مستقيم مي‌توان به آن‌ها براي اثبات ولايت و امامت اميرمؤمنان عليه السلام استناد کرد؛ از جمله:

    آيه ولايت

    {إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ ءَامَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَ كِعُونَ}.

    المائدة: 55.

    سرپرست و صاحب امر شما، تنها خدا، پيامبر او و کسانى هستند که ايمان آورده اند؛ همانها که نماز را بر پا مى‌دارند، و در حال رکوع، زکات مى دهند.

    طبري در تفسير خود به نقل از مجاهد نوشته است:

    {إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ} الآية. نزلت في علي بن أبي طالب تصدق وهو راكع.

    تفسير الطبري ج 6 ص 390

    اين آيه در باره علي بن أبي طالب عليه السلام نازل شده است و او در حال رکوع صدقه داده است.

    همچنبن ابن أبي حاتم در تفسير خود از عتبة بن أبي حكيم همين مطلب را نقل کرده است:

    تفسير ابن أبي حاتم ج 4 ص1162.

    ابن تيميه در باره تفسير طبري و تفسير ابن أبي حاتم گفته:

    تفاسيرهم متضمّنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير.

    منهاج السنة، ج7، ص179.

    تفسير طبري و ابن ابي حاتم از تفاسيري است که روايات نقل شده در آن‌ها، در تفسير قرآن قابل اعتماد هستند.

    آلوسي در باره شأن نزول اين آيه گفته است:

    وغالب الأخباريّين على أنّ هذه الآية نزلت في‌علي‌كرّم اللّه‌وجهه.

    روح المعاني، ج6، ص167.

    اکثر صاحبان روايت، بر اين باور هستند که اين آيه در باره علي کرم الله وجهه نازل شده است.

    و همچنين گفته است:

    والآية عند معظم المحدثين نزلت في علي.

    روح المعاني، ج6، ص186.

    از ديدگاه بيشتر محدثين، اين آيه در باره علي بن ابي طالب عليه السلام نازل شده است.

    آيه ابلاغ

    {يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا اُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ} المائدة: 67.

    اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، به طور کامل (به مردم) ابلاغ کن؛ و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام نداده اى. خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، حفظ مى کند.

    ابن أبي حاتم در تفسير خود از ابو سعيد خدري نقل کرده است:

    نزلت هذه الآية... في علي بن أبي طالب.

    تفسير ابن أبي حاتم، ج 4 ص1172.

    اين آيه در باره علي بن ابي طالب نازل شده است.

    آلوسي در تفسير خود مي‌نويسد:

    روي ابن مردويه عن ابن مسعود قال كنا نقرأ على عهد رسول الله (ص): بَلِّغْ مَا اُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إنّ عليّاً وليُّ المؤمنين وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ.

    روح المعاني، ج6، ص193

    ابن مردويه از ابن مسعود نقل مي‌کند که ما در زمان رسول الله صلي الله عليه واله وسلم اين آيه را اينگونه مي‌خوانديم: آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است که «علي ولي مومنين است» را به طور کامل (به مردم) ابلاغ کن، و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام نداده اى.

    و سيوطي اين روايت را اين چنين نقل کرده است:

    بَلِّغْ مَا اُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إنّ علياً مَولَي المؤمنين وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ.

    الدر المنثور ج2ص298 و فتح القدير ج 2 ص60 والمنار: ج 6ص463.

    آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است که «علي مولاي مومنين است» را به طور کامل (به مردم) ابلاغ کن، و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام نداده اى.

    آيه اکمال دين

    {أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الاِْسْلاَمَ دِيناً}.

    المائدة: 3

    امروز، دين شما را برايتان کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم.

    خطيب بغدادي با سند معتبر نقل کرده است که اين آيه بعد از معرفي اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم، نازل شده است:

    وَهُوَ يَوْمُ غَدِيرِ خُمٍّ لَمَّا أَخَذَ النَّبِيُّ ﴿ص﴾ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَقَالَ: " أَلَسْتُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ؟ "، قَالُوا: بَلَى يا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: "
    مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ "، فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: بَخٍ بَخٍ لَكَ يَابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلايَ وَمَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ: {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}.

    تاريخ بغداد ج8 ص284

    روز غدير خم، زماني که پيامبر دست علي بن ابي طالب را گرفت، سپس فرمود: آيا من سرپرست مومنان نيستم؟ گفتند: بله اي رسول خدا! فرمود: هرکس که من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست. پس از آن، عمر بن خطاب گفت: تبريک تبريک بر تو اي فرزند ابي طالب ؛ زيرا از اين پس تو مولاي من و مولاي کل مسلمانان هستي، سپس اين آيه نازل شد: امروز، دين شما را برايتان کامل کردم.

    ابن کثير نقل کرده است که عمر خطاب به اميرمؤمنان عليه السلام گفت:

    أصبحت اليوم ولي كل مؤمن.

    البداية والنهاية ج 7 ص350.

    تو از اين پس، سرپرست تمام موم--نان شدي.

    ولايت علي بن ابي طالب درسنت

    حديث ولايت

    علماي اهل سنت با سندهاي صحيح نقل کرده‌اند که رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود:

    إنّ عليّا منّي وأنا منه وهو وليّ كلّ مؤمن بعدي.

    به راستي علي از من است و من از او هستم و او سرپرست همه مؤمنان، پس از من است.

    حاکم نيشابوري پس از نقل اين روايت گفته:

    صحيح على شرط مسلم.

    اين روايت صحيح است و شرايط صحيح مسلم را دارد.

    المستدرك ج 3 ص 110.

    شمس الدين ذهبي نيز در تلخيص المستدرک اين روايت را «صحيح» دانسته است.

    محمد ناصر الدين الباني نيز در باره اين روايت گفته:

    صحّحه الحاكم الذهبي وهو كما قالا.

    اين روايت را حاکم و ذهبي تصحيح کرده‌اند. اين روايت، صحيح است همان‌گونه است که حاکم و ذهبي گفته‌اند.

    السلسلة الصحيحة، ج5، ص222.

    دلالت کلمه ولي بر خلافت

    براي فهم دقيق معناي کلمه «ولي» بايد به سراغ کلمات خلفاي اهل سنت در صدر اسلام برويم که آن‌ها از اين معنا چه فهميده است. ابن کثير در البدايه والنهايه گفته است:

    قال ابوبكر: قد وُلِّيتُ أمركم ولست بخيركم. إسناد صحيح.

    البداية والنهاية ج 6 ص 333.

    ابوبکر (در نخستين سخنراني خود بعد از خلافت) گفت: من حاکم شما شدم؛ و حال آن که از شما بهتر نيستم.

    مسلم در صحيح خود نقل کرده است که عمر بن خطاب گفت:

    فلمّا توفّي رسول اللّه قال أبو بكر: أنا وليّ رسول اللّه (ص)... ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْر وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَوَلِيُّ أَبِي بَكْر.
    مسلم ج5 ص 152 ح 4468.

    زماني که رسول خدا وفات کرد ابوبکر گفت: من جانشين رسول خدا هستم.... بعد ابوبکر فوت کرد من جانشين رسول خدا و جانشين ابوبکر شدم.

    روشن است که نمي‌توان معناي کلمه «ولي» را در اين روايات به معناي «دوست»، «ناصر» و... گرفت؛ بلکه تنها مي‌توان به معناي حاکم، خليفه، سرپرست گرفت؛ زيرا اگر به معناي دوست باشد، اين معنا استفاده مي‌شود که ابوبکر و عمر گفته‌اند که تا رسول خدا زنده بود، ما با شما دوست نبوديم و الآن دوست شده‌ايم.

    حديث الخلافة

    ابن أبي عاصم در کتاب السنۀ مي‌نويسد که رسول خدا صلي الله عليه وآله خطاب به اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:

    وأنت خليفتي في كلّ مؤمن من بعدي

    تو پس از من، جانشين من در ميان همه مؤمنان هستي

    الباني در باره سند اين روايت گفته:

    إسناده حسن.

    سند اين روايت «حسن» است

    كتاب السنة لابن أبي عاصم، ص551.

    حاکم نيشابوري اين روايت را اين چنين نقل کرد است که رسول خدا صلي الله عليه وآله خطاب به اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:

    إِنَّهُ لا يَنْبَغِي أَنْ أَذْهَبَ إِلا وَأَنْتَ خَلِيفَتِي.

    شايسته نيست که من از ميان مردم بروم؛ مگر اين که شما جانشين من باشي.

    المستدرك ج3 ص133.

    الباني وهابي در باره سند اين روايت مي‌گويد:

    صحّحه الحاكم والذهبي وهو كما قالا.

    السلسلة الصحيحة ج 5 ص222.

    اين روايت را حاکم و ذهبي تصحيح کرده است و اين روايت صحيح است، همان‌گونه حاکم و ذهبي گفته‌اند.

    حديث امامت

    ابونعيم اصفهاني با سند معتبر در کتاب معرفۀ الصحابه نقل کرده است که رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود:

    انْتَهَيْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَى السِّدْرَةِ الْمُنْتَهَى، فَأُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ بِثَلاثٍ: «أَنَّهُ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ، وَسَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ، وَقَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ إِلَى جَنَّاتِ النَّعِيمِ».

    معرفة الصحابة، ج 3 ص 1587،

    هنگامي كه در شب معراج به سدرة المنتهي رسيدم، خداوند به من در باره علي (ع) سه چيز وحي كرد:

    به راستي كه او پيشواي پرهيزگاران، سردار مسلمانان و جلودار روسفيدان به سوي بهشت سرشار از نعمت خداوند است.

    اين روايت معتبر است ؛ چنانچه حاکم نيشابوري گفته است:

    صحيح الاسناد.

    المستدرك ج3 ص138.

    سند اين روايت صحيح است.

    ادامه در قسمت دوم .
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۷/۲۵ در ساعت ۲۳:۰۲

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    136
    حضور
    2 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    233

    اثبات امامت در پنج دقيقه - قسمت دوم




    ادله اهل سنت بر خلافت ابوبكر

    اثبات ولايت اميرمؤمنان عليه السلام از کتاب‌هاي اهل سنت، هدف اصلي ما بود؛ اما اين کار زماني کامل مي‌شود که بطلان خلافت خلفاي سه گانه نيز از کتاب‌هاي اهل سنت ثابت شود. در اين بخش به اين مهم خواهيم پرداخت.

    آيا نصي و حديثي در خلافت ابوبكر وارد شده؟

    با قاطعيت تحدي مي‌کنيم که هيچ دليلي از قرآن و سنت صحيح رسول خدا صلي الله عليه وآله؛ حتي از کتاب‌هاي اهل سنت براي مشروعيت خلافت ابوبکر، عمر و عثمان وجود ندارد؛ چنانچه در صحيح بخاري آمده است که عمر بن خطاب در زمان احتضارش گفت:

    إِنْ أَسْتَخْلِفْ فَقَدْ اسْتَخْلَفَ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي أَبُو بَكْرٍ وَإِنْ أَتْرُكْ فَقَدْ تَرَكَ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي رَسُولُ اللَّهِ (ص).

    صحيح البخاري، ج8، ص126، ح 7218.

    اگر جانشين انتخاب كنم كاري كرده ام كه كسي كه از من بهتر بود يعني ابو بكر انجام داده است. واگر ترك كنم به درستي كاري كردم كه كسي كه بهتر از من بود يعني رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ترك كرده نموده است.

    تفتازاني از بزرگترين دانشمندان علم کلام اهل سنت تصريح کرده است:

    والنص منتف في حق أبي بكر.

    شرح المقاصد، ج5، ص255.

    هيچ نصي (دليل قرآني و روائي) در باره خلافت ابوبکر وجود ندارد.

    آيا اجماع بر خلافت ابوبكر منعقد شده؟

    علماي اهل سنت وقتي ديده‌اند که نصي براي اثبات خلافت ابوبکر نيست، به اجماع پناه برده‌اند و ادعا نموده‌اند که صحابه با اجماع او را انتخاب کرده‌اند؛ در حالي اين که ادعا نيز با صحيح‌ترين روايات اهل سنت سازگار نيست؛ چنانچه بخاري در صحيح خود نقل کرده است که عمر بن خطاب سخنراني کرد و گفت:

    كَانَتْ بَيْعَةُ أَبِي بَكْرٍ فَلْتَةً... وَلَكِنَّ اللَّهَ وَقَى شَرَّهَا.

    وَلَيْسَ فيكم من تُقْطَعُ الْأَعْنَاقُ إليه مِثْلُ أبي بَكْرٍ من بَايَعَ رَجُلًا من غَيْرِ مَشُورَةٍ من الْمُسْلِمِينَ فلا يتابع هو ولا الذي تابعه تَغِرَّةً أَنْ يُقْتَلَا.

    صحيح البخارى، ج 8، ص26، ح6830.

    مبادا کسي در ميان شما باشد که همانند ابوبکر که کساني به سوي او تمايل پيدا کنند؛ اگر با کسي بدون مشورت با مسلمانان بيعت شود، از او پيروي نمي‌شود؛ زيرا هم کسي که با او بيعت شده و هم کسي که بيعت کرده‌اند، خود را در معرض کشتن قرار مي‌دهند.

    قرطبي از بزرگترين مفسران اهل سنت تصريح کرده است که عمر به تنهايي ابوبکر را انتخاب کرد و هيچ اجماعي در کار نبوده است:

    فإن عقدها واحد من أهل الحلّ والعقد فذلك ثابت... ودليلنا: أنّ عمر – رض - عقد البيعة لأبي بكر ولم ينكر أحد من الصحابة ذلك.

    تفسير القرطبي ج 1 ص 269.

    اگر خلافت توسط يکي از اهل حلّ و عقد شکل گرفت خلافت ثابت مي‌گردد.... دليل ما براي اين مدعا اين است که: عمر به تنهايي براي ابوبکر بيعت گرفت و هيچکدام از صحابه منکر نشدند.

    همچنين بخاري در صحيح خود از زبان عمر بن خطاب نقل کرده است که تمام انصار و نيز علي بن أبي طالب عليه السلام، زبير بن عوام و تمام طرفداران آن‌ها با خلافت ابوبکر مخالف بودند:

    أَنَّ الأَنْصَارَ خَالَفُونَا وَاجْتَمَعُوا بِأَسْرِهِمْ فِي سَقِيفَةِ بَنِي سَاعِدَةَ، وَخَالَفَ عَنَّا عَلِيٌّ وَالزُّبَيْرُ وَمَنْ مَعَهُمَا...

    صحيح البخارى ج 8 ص 26 ح 6830

    تمامي انصار با ما مخالفت كردند و در سقيفه بني ساعده جمع شدند، و نيز علي (عليه السلام) و زبير و كساني كه همراه آن‌ها بودند، با ما مخالفت كردند.

    و ابن تيميه،‌ در منهاج السنۀ مي‌نويسد:

    وكان أكثر بني عبد مناف ـ من بني أمية وبني هاشم وغيرهم ـ لهم ميل قوي إلى عليّ بن أبي طالب يختارون ولايته.

    منهاج السنة ج 7 ص 47.

    بيشتر بني عبد مناف ـ از بني اميه و بني هاشم و ساير قبايل ـ علاقه فراواني داشتند که خلافت علي بن ابي طالب را بپذرند.

    و طبري و ابن أثير در تاريخ شان نقل کرده‌اند که تمام انصار و يا بعضي از آن‌ها گفتند که ما تنها با علي بن أبي طالب عليه السلام بيعت مي‌کنيم:

    فقالت الأنصار أو بعض الأنصار: لا نبايع إلاّ عليّاً.

    الكامل ج 2، ص 325 وتاريخ الطبري ج 2 ص 443.

    و در بخاري به نقل از عائشه آمده است که حضرت زهرا و اميرمؤمنان عليهما السلام تا شش ماه با ابوبکر بيعت نکردند:

    عن عائشة:... وَعَاشَتْ ]فَاطِمَةُ[ بَعْدَ النَّبِيِّ (ص) سِتَّةَ أَشْهُر... وَلَمْ يَكُنْ علي يُبَايِعُ تِلْكَ الأَشْهُرَ.

    صحيح البخارى ج 5 ص82 ح 4240 و ح 4241

    (حضرت زهرا سلام الله عليها) بعد از پيامبر صلي الله عليه واله وسلم شش ماه زنده بود... و علي در اين مدت هرگز با او (ابوبکر) بيعت نکرد.

    و ابن حزم اندلسي در باره اجماعي که علي بن أبي طالب عليه السلام آن را قبول نداشته باشد، گفته است:

    ولعنة اللّه على كلّ إجماع يخرج عنه على بن أبى طالب ومن بحضرته من الصحابة.

    المحلى ج 9 ص 345.

    لعنت خداوند بر هر اجماعي که علي بن ابي طالب عليه السلام و اصحابي که در محضرش هستند در آن جمع حضور نداشته باشند.

    آيا در خلافت ابوبكر دموکراسي حاکم بود وبه زور متوسل نشدند؟

    بخاري در صحيح خود به نقل از عائشه مي‌نويسد که عمر بن خطاب در زمان انتخاب ابوبکر مردم را مي‌ترساند و در ميان مردم نفاق وجود داشت:

    خَوَّفَ عُمَرُ النَّاسَ وَإِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا.

    صحيح بخاري، ج4، ص195، ح 3669.

    و طبري در تاريخ خود مي‌نويسد که عمر بن خطاب پس به خلافت رسيدن ابوبکر مي‌گفت:

    ما هو إلاّ أن رأيت أسلم، فأيقنت بالنصر.

    تاريخ الطبري ج 2 ص 458.

    هنگامي که قبيله اسلم را كه ديدم يقين به پيروزى پيدا کردم.

    قبيله اسلم همان قبيله چماق به دست مي باشد که از مردم به زور براي خليفه بيعت مي گرفت.

    آيا نماز ابوبكر به جاي پيامبر دليل بر خلافت اوست؟

    علماي اهل سنت وقتي ديده‌اند که دست شان از دليل و نص خالي است، به قضيه نماز خواندن ابوبکر در زمان بيماري رسول خدا صلي الله عليه وآله استناد کرده‌اند و مي‌گويند که اگر او شايستگي خلافت دنيوي را نداشت، رسول خدا صلي الله عليه وآله او را به امامت نماز که امامت اخروي است نمي‌گماشت؛ در حالي که طبق روايت صحيح بخاري هنگامي که رسول خدا صلي الله عليه وآله فهميد که ابوبکر به مسجد رفته تا امامت جماعت را به عهده گرفته است، براي اين که براي او طرفدارانش دستاويزي براي آينده نشود، به مسجد رفت و ابوبکر را کنار زد و ابوبکر کناري ايستاد و تنها مکبر بود و با صداي بلند تکبير مي‌گفت:

    وَأَبُو بَكْر يُسْمِعُ النَّاسَ التَّكْبِيرَ.

    صحيح البخاري ج 1 ص 174 ح 712.

    ابوبكر صداى تكبير را به مردم مى رساند.

    همچنين در کتاب‌هاي اهل سنت آمده است که تعدادي از صحابه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله به دستور آن حضرت امام جماعت بوده‌اند. ابي داود در سنن خود مي‌نويسد:

    اسْتَخْلَفَ ابْنَ أُمِّ مَكْتُومٍ يَؤُمُّ النَّاسَ وَهُوَ أَعْمَى.

    سنن أبي داود ج 1 ص 143 ح 595.

    پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم ابن امّ مكتوم را كه شخصي نابينا بود به امامت مردم در نماز برگزيدند.

    حتي علماي اهل سنت تصريح کرده‌اند که خود رسول خدا صلي الله عليه وآله پشت سر عبد الرحمن بن عوف نماز خوانده است:

    النبي (ص) صَلَّى خَلْفَ عبد الرحمن بن عَوْفٍ.

    مصنف ابن أبي شيبة ج 2 ص 119 ح 7170.

    رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم پشت سر عبدالرحمن بن عوف نماز خواند.

    پس اگر نماز گذاردن کسي به جاي پيامبر (ص) دليل بر خلافت اوست، چرا عبد الله بن ام مکتوم و يا عبد الرحمن بن عوف جانشين پيامبر (ص) نشدند؟

    از اين گذشته، علماي اهل سنت نقل کرده‌اند که رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود:

    من أصل الدين الصلاة خلف كل بر وفاجر.

    سنن الدارقطني ج 2 ص 44 ح 1747.

    جواز نماز خواندن پشت سر هر نيک و بدکاري، از اصل دين است.

    خلافت عمر بن خطاب

    پيش از اين خوانديم که علماي اهل سنت براي اثبات مشروعيت خلافت ابوبکر، به اجماع استدلال کرده‌اند، حال سؤال اين است که اگر مبناي خلافت با شورا و اجماع صحابه است،چرا عمر توسط ابوبكر نصب شد، چرا براي انتخاب او نيز شورا تشکيل نشد؟

    ابن أثير در اسد الغابه مي‌نويسد که ابوبکر گفت:

    إني استخلفت عليكم بعدي عمر بن الخطاب، فاسمعوا له وأَطيعوا

    أسد الغابة ج 4 ص 180، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت

    ابوبکر گفت: من بعد از خودم بر شما عمر بن خطاب را جانشين قرار دادم، حرف شنو و مطيع او باشيد.

    و ابن حبان در کتاب الثقات مي‌نويسد که ابوبکر در هنگام انتخاب عمر گفت:

    اللهم وليته بغير أمر نبيك.

    الثقات ج 2 ص 193

    خدايا من عمر را بدون اجازه پيامبرت، ولي امر مسلمان‌ها قرار دادم

    هنگامي که ابوبکر، عمر بن خطاب را انتخاب کرد، صحابه به شدت اعتراض کردند؛ چنانچه ابن أبي شيبه مي‌نويسد:

    أن أبا بكر حين حضره الموت أرسل إلى عمر يستخلفه فقال الناس: تستخلف علينا فظاً غليظاً، ولو قد ولينا كان أفظ وأغلظ، فما
    تقول لربك إذا لقيته وقد استخلفت علينا عمر.


    المصنف ج 8 ص 574.

    وقتي ابوبکر در حال احتضار قرار گرفت، كسي را به دنبال عمر فرستاد تا او را جانشين خود كند، مردم گفتند: كسي را بر ما مسلط مي‌كني كه خشن و بد اخلاق است، اگر او حكومت را به دست گيرد، سخت‌گيرتر و خشن‌تر خواهد شد، جواب خدا را چه خواهي داد كه عمر را بر ما مسلط مي‌كني؟

    سند اين روايت صحيح و تمام روات آن ثقه هستند:

    وكيع بن الجراح: ثقة.
    تقريب التهذيب ج 2 ص 283.
    إسماعيل بن أبي خالد: ثقة.
    تقريب التهذيب ج 1 ص 93.
    زُبيد بن الحارث: ثقة، ثقة.
    تهذيب التهذيب ج 3 ص 268.

    همچنبن ابن سعد به نقل از عائشه مي‌نويسد که علي بن أبي طالب عليه السلام و طلحه نيز اعتراض کردند:

    لما حضرت أبا بكر المتوفي استخلف عمر فدخل عليه علي وطلحة فقالا من استخلفت قال عمر قالا فماذا أنت قائل لربك قال بالله تعرفاني لأنا أعلم بالله وبعمر منكما.

    الطبقات الكبري ج 3 ص 196.

    وقتي زمان مرگ ابو بکر فرا رسيد، عمر را به جانشيني خويش انتخاب کرد ؛ پس علي و طلحه به نزد او آمده و گفتند: چه کسي را انتخاب کرده اي؟ پاسخ داد عمر را! گفتند: با اين كار، پاسخ پروردگارت را چه خواهي داد؟ ابوبكر گفت: خدا را به من ميشناسانيد؟ من به خدا و به عمر از شما دانا تر هستم.

    سند اين روايت نيز صحيح است:
    الضحاك بن مخلد. وثقه ابن معين والعجلي.
    تهذيب التهذيب ج 4 ص 397.
    عبيد الله بن أبي زياد: وثقه العجلي. والحاكم.
    تهذيب التهذيب ج 7 ص 14.
    يوسف بن ماهك: وثقه ابن معين والنسائي.
    تهذيب التهذيب ج 11 ص371.

    حتي ابن تيميه حراني نيز اعتراف کرده است که صحابه معترض بوده‌اند:

    وقد تكلّموا مع الصديق في ولاية عمر وقالوا ماذا تقول لربك وقد وليت علينا فظا غليظا؟ فقال: أبالله تخوفوني!.

    منهاج السنّة ج 6 ص 155.

    صحابه با ابوبكر در باره جانشيني عمر با او صحبت (اعتراض) كردند و گفتند: چرا يك فرد خشن و تند را بر خلافت برگزيده اي؟ فردا جواب خدا را چه خواهى داد؟ ابوبكر گفت: من را از خدا ميترسانيد؟!

    شوراي 6 نفره خلافت عثمان توسط مردم انتخاب شدند يا توسط شخص عمر

    اهل سنت براي اثبات مشروعيت خلافت عثمان به انتخاب او توسط شوراي شش نفره استناد کرده‌اند. براي ابطال اين قضيه نيز دلايل متعددي وجود دارد؛ از جمله:

    عمر بن خطاب معتقد به شوري نبود!

    در کتاب‌هاي اهل سنت روايات وجود دارد که ثابت مي‌کند خليفه دوم به شورا اعتقاد نداشته است و تصريح مي‌کرد که اگر اشخاصي زنده بودند، آن‌ها را خودش انتخاب مي‌کرد نه اين که انتخاب را به شورا واگذار کند؛ از جمله عبارات ذيل از او نقل شده است:

    لو كان سالم حيا ما جعلتها شوري

    الاستيعاب ج 2 ص 568، بتحقيق: علي محمد البجاوي، 2، نشر: دار الجيل- بيروت.

    لو كان سالم حيا ما تخالجني الشك في توليته عليكم أو في تأميره.

    تأويل مختلف الحديث ص 115؛ المحصول للرازي ج 4 ص 322؛

    اگر سالم زنده بود شك وترديدي راجع به سر پرست (خليفه) قرار دادن او بر شما در من پيدا نميشد.

    لو أدركت أبا عبيدة بن الجراح لوليته... ولو أدركت معاذ بن جبل ثم وليته... ولو أدركت خالد بن الوليد ثم وليته.

    اگر ابا عبيده جراح زنده بود او را سرپرست (خليفه) شما قرار ميدادم.... اگر معاذ بن جبل و يا خالد بن وليد زنده بود او را سرپرست (خليفه) شما قرار ميدادم.

    عمر بن شبة النميري البصري، تاريخ المدينة المنورة، ج2، ص61، ح1496

    دستور قتل مخالفين در شوراي عمر، مظهر دموكراسي يا ديكتاتوري !

    تعدادي از علماي اهل سنت نقل کرده که عمر بن خطاب دستور داد که اين شش نفر با همديگر مشورت کنند و اگر کسي از آن‌ها بر خلاف ديگران نظر داد، گردن او را بزنيد:

    وقال (عمر بن الخطاب) للمقداد بن الأسود إذا وضعتموني في حفرتي فاجمع هؤلاء الرهط في بيت حتى يختاروا رجلا منهم وقال لصهيب صل بالناس ثلاثة أيام وأدخل عليا وعثمان والزبير وسعدا وعبد الرحمن بن عوف وطلحة إن قدم وأحضر عبد الله بن عمر ولا شيء له من الأمر وقم على رؤوسهم فإن اجتمع خمسة ورضوا رجلا وأبى واحد فاشدخ رأسه أو اضرب رأسه بالسيف وإن اتفق أربعة فرضوا رجلا منهم وأبى اثنان فاضرب رؤوسهما فإن رضي ثلاثة رجلا منهم وثلاثة رجلا منهم فحكموا عبد الله بن عمر فأي الفريقين حكم له فليختاروا رجلا منهم فإن لم يرضوا بحكم عبد الله بن عمر فكونوا مع الذين فيهم عبد الرحمن بن عوف واقتلوا الباقين إن رغبوا عما اجتمع عليه الناس

    تاريخ المدينة، ج 2 ص 82، نشر: دار الكتب العلمية - بيروت
    تاريخ الطبري ج 2 ص 581، نشر: دار الكتب العلمية – بيروت
    الكامل في التاريخ ج 2 ص 461، نشر: دار الكتب العلمية - بيروت

    عمر بن خطاب به مقداد بن أسود گفت: وقتي مرا داخل قبر گذاشتيد، اين 6 نفر را در يك خانه‌اي جمع كنيد تا اينها يك نفر را از ميان خودشان براي خلافت انتخاب كنند. به صُهيب هم گفت: تو 3 روز براي مردم نماز بخوان و علي و عثمان و زبير و سعد بن أبي وقاص و عبد الرحمن بن عوف و طلحه ( اگر بود) را جمع كنيد و عبد الله بن عمر (پسر مرا) هم حاضر شود (و او حق رأي ندارد) و با شمشير، بالاي سر اين 6 نفر بايست. اگر 5 نفر اتفاق نظر داشتند و يك نفر را براي خلافت انتخاب كردند و نفر ششم با آنان مخالفت كرد، سر او را با شمشير بشكافت (يا سرش را با شمشير بزن). اگر 4 نفر اتفاق نظر داشتند و 2 نفر مخالفت كردند، سر آن 2 نفر را بزن و اگر 3 نفر روي يك نفر اتفاق نظر داشتند و 3 نفر ديگر روي يك نفر ديگر اتفاق نظر داشتند، عبد الله بن عمر حَكَم است و نظر هر كدام را قبول داشت، حُكْم همان است. اگر نظر عبد الله بن عمر را قبول نكردند، نظر آن گروهي مورد قبول است كه عبد الرحمن بن عوف در آن گروه است و اگر بقيه مخالفت كردند، آنها را بكشيد.


    طبق اين روايت، عمر بن خطاب دستور داد که فرزند عبد الله داور نهايي است و اگر افراد شورا به نتيجه نرسيدند، او داوري خواهد کرد. حال سؤال اين است که عبد الله عمر كه صلاحيت طلاق زن خود را ندارد چگونه داوري اساسي ترين مسائل جامعه اسلامي را عهده دار مي شود؟!

    ابن سعد متوفاي 230هـ در کتاب الطبقات مي‌نويسد:

    عن إبراهيم قال: قال عمر من أَسْتَخْلِفُ؟ لَوْ كَانَ أَبُو عُبَيْدَةَ بنُ الْجَرَّاحِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: يَا أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ فَأَيْنَ أَنْتَ مِنْ عَبْدِ اللَّهِ بن عُمَرَ؟ فَقَالَ: قَاتَلَكَ اللَّهُ وَاللَّهِ مَا أَرَدْتَ اللَّهَ بِهَذَا أَسْتَخْلِفُ رَجُلاً لَيْسَ يُحْسِنُ يُطَلقُ امْرَأَتَهُ.

    الطبقات الكبرى، ج3، ص343، نشر: دار صادر بيروت
    جامع الأحاديث للسيوطي ج 13 ص 382،
    تاريخ الخلفاء للسيوطي ج 1 ص 145، نشر: مطبعة السعادة - مصر

    از ابراهيم نقل شده است که عمر گفت: من چه كسي را خليفه كنم؟ اگر أبو عبيدة بن جراح بود، او را خليفه مي‌كردم. مردي به او گفت: اي امير المومنين! چرا پسرت عبد الله را خليفه نمي‌كني؟ عمر گفت: خداوند تو را بكشد! (اين چه حرفي است كه مي‌زني؟!) به خدا قسم! خداوند را با اين سخنت در نظر نگرفته‌اي. آيا مردي را خليفه كنم كه نمي‌تواند همسرش را طلاق بدهد؟!

    نتيجه آن که:

    اميرمؤمنان عليه السلام توسط خداوند انتخاب و توسط رسول خدا صلي الله عليه وآله معرفي شده است ؛ اما از آن طرف هيچ دليلي براي اثبات مشروعيت خلافت خلفاي سه گانه حتي در کتاب‌هاي اهل سنت وجود ندارد.

    الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکين بولايۀ علي بن أبي طالب عليه السلام.

    والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته

    موفق باشيد

    گروه پاسخ به شبهات
    مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    45
    حضور
    1 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    126



    إِنْ أَسْتَخْلِفْ فَقَدْ اسْتَخْلَفَ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي أَبُو بَكْرٍ وَإِنْ أَتْرُكْ فَقَدْ تَرَكَ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي رَسُولُ اللَّهِ (ص).

    صحيح البخاري، ج8، ص126، ح 7218.

    اگر جانشين انتخاب كنم كاري كرده ام كه كسي كه از من بهتر بود يعني ابو بكر انجام داده است. واگر ترك كنم به درستي كاري كردم كه كسي كه بهتر از من بود يعني رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ترك كرده نموده است.
    دو خواهش و یک سوال;
    لطف کنین آدرس دقیق ر وبذارین...مثلا: صحیح البخاری، کتاب ایمان،باب 2 ،ص فلان...
    در ضمن خوشحال میشم لینک دانلود دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم رو بذارین...
    سوال: این حقیقت داره که کتابهای صحیح مثل صحیح مسلم و ... در هر چاپشون دچار ویرایش و تغییر در متن میشوند؟؟

  7. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    دفاع از حضرت زهرا (س)-سید عباس-اکبر بیرامی
    نوشته
    1,424
    حضور
    33 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    2
    گالری
    2
    صلوات
    2980



    نقل قول نوشته اصلی توسط saman151 نمایش پست ها
    سوال: این حقیقت داره که کتابهای صحیح مثل صحیح مسلم و ... در هر چاپشون دچار ویرایش و تغییر در متن میشوند؟؟
    شک نکنید که همین شکلی است که شما می فرمایید .
    کتاب در سایت شامله هست رجوع کنید
    منبع کامل کتاب الاحکام باب الاستخلاف

    قابل توجه تهمت زنندگان ::
    ان شاء الله در آن دنیا با هم صحبت می کنیم و فقط یک سوال دارم چرا واقعا تهمت زدند ؟؟؟
    نکند ظاهر و باطن و عالم الغیب بودند نعوذ بالله ؟؟؟
    امام سجاد ع می فرمایند:
    لاستحل رجال مسلمون دمی * یرون أقبح ما یأتونه حسنا
    ای بسا اگر برخی لباب علمم ظاهر کنم مردم می گند امام سجاد بت پرسته یک مشت مسلمان خونم را می ریزن





  8. صلوات


  9. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali-Reza نمایش پست ها
    اثبات امامت در پنج دقيقه - قسمت اول
    سلام

    ماشا الله اين كه يك ساعت هست نه پنج دقيقه


    با تشكر

  10. صلوات ها 5


  11. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط saman151 نمایش پست ها
    لطف کنین آدرس دقیق ر وبذارین...مثلا: صحیح البخاری، کتاب ایمان،باب 2 ،ص فلان...

    بخارى و مسلم از عبد اللّه بن عمر روايت مي‌كنند:
    عن عبدالله بن عمر قال: قيل لعمر: ألا تستخلف؟ فقال: إن أستخلف فقد استخلف من هو خير منّي: أبو بكر، وإن أترك فقد ترك من هو خير منّي: رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم.
    به عمر گفته شد: چرا براي بعد از خود خليفه تعيين نمي‌كني؟ در جواب گفت: اگر خليفه تعيين كنم، كاري كه شخص بهتر از من كرده را انجام داده‌ام. و اگر خليفه تعين نكنم باز هم كار كسي كه بهتر از من بوده را انجام داده‌ام و آن رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم است.
    صحيح بخاري، ج 4، ص2256، ح 7218، كتاب الأحكام، باب الاستخلاف 51 ـ
    صحيح مسلم، ج 3 ، ص1454، ح 1823،كتاب الإمارة، باب الاستخلاف وتركه.

    اين هم تفضيل و شرحش::::::::::::

    نووي شارح صحيح بخاري در شرح اين روايت مي‌گويد:
    وفي هذا الحديث دليل على أنّ النبي صلى اللّه عليه وسلم لم ينصّ على خليفة، وهو إجماع أهل السنّة وغيرهم.
    اين حديث دليلي است بر اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم بر هيچ خليفه‌اي براي بعد از خود نصّ و تصريحي نداشته است كه اين نظر اجماعي اهل سنْت نيز مي‌باشد.
    صحيح مسلم بشرح النووي، 12/205.

    نظر ابن كثير هم جالب به نظر مي‌رسد:
    إنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم لم ينصّ على الخلافة عيناً لأحد من الناس ، لا لأبي بكر كما قد زعمه طائفة من أهل السنّة، ولا لعليّ كما يقوله طائفة من الرافضة.
    اين حديث دليلي است بر اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم بر هيچ خليفه‌اي براي بعد از خود نصّ و تصريحي نداشته است كه اين نظر اجماعي اهل سنْت نيز مي‌باشد.
    البداية والنهاية، ابن كثير، ج 5، ص 219
    مواقف عضد الدين ايجي، ص400
    قواعد العقائد ابوحامد غزالي، ص226
    الفرق بين الفرق عبدالقاهر بغدادي، ص349



  12. صلوات ها 2


  13. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط saman151 نمایش پست ها
    در ضمن خوشحال میشم لینک دانلود دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم رو بذارین...
    صحيح بخاري::::::::::

    صحيح البخاري (ط. دار ابن كثير)

    صحيح مسلم:::::::::::

    صحيح مسلم (ط. الحلبي) (ت: عبد الباقي)

    تذكر:::: دوستاني كه اهل تحقيق و پزوهش هستند در نظر داشته باشند شبكه ولايت براي جمع اوري كتب خود كه تصاوير انرا در بكه به نمايش مي گذارد از سايتبالا استفاده مي كندو كتب خود را به صورت تصويري دانلود مي كند و كساني كه اهل تحقيق هستند مي توانند وارد اين سايت شود و كتاب مورد نظر خود را بزجست نمايند

    برادر سامان اگر مطلبي هست ما در خدمت شما هستيم در غير اين صورت التماس دعا داريم

    يا مولا علي ع مدد

    ویرایش توسط kheymegahabalfazl : ۱۳۹۲/۰۹/۲۲ در ساعت ۲۲:۲۹

  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    2
    حضور
    1 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    کدام تحقیق؟
    یک سایت سنی یا وهابی یا زرتشتی یا مسیحی یا یهودی بگید که سالم باشه....
    همشو فیلتر کردید بعد میگید در مورد مذهبتون تحقیق کنید؟
    توی تمام سایت های شیعه پشت سر همه ادیان حرف ها زده اند و گفته اند که فقط ما بر حقیم.اگر شما بر حقید چرا مردم را زندانی کرده اید چرا نمیگذارید خودشان تحقیق کنند؟چرا سایت ها را بسته اید؟
    اگر برحق هستید از گمراه شدن مردم نترسید از گمراه کردن مردم بترسید...
    همه شما جوابگو هستید در قیامت......همه تان...
    خدانگهدار

  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    عاشق اباالفضل ع (مريدشم، ديوونشم)
    نوشته
    1,682
    حضور
    57 روز 10 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3272



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد رسول نمایش پست ها
    همشو فیلتر کردید بعد میگید در مورد مذهبتون تحقیق کنید؟

    سلام با تشكر
    برادر عزيزم و يا خواهر عزيزم اينجا سازمان فيلترينگ نيست و ما هم رئيس اي تي كشور نيستيم برادرم

    دوما هر مملكتي براي خود خط و خطوط قرمزي دارد و هر كسي از ان عبور كند تير غيب كه همان سازمان فيلترينگ هست گريبان او را خواهد گرفت

    سوما سايت هاي ما نيز در كشور هاي مخالف و معاند در معرض فيلتر و انسداد هست

    چهارم هر كسي بايد پايبند به قوانين و حقوق شهروندي شود بنده خود دوستاني داشتم كه در سايتشان مطالبي در باره خليفه دوم نوشته بودند كه در ان توهين هايي بود كه سازمان انرا فيلتر كرد پس اينكه فقط شما فيلتر مي شويد نيست شما بايد همه حوانب را ببينيد و هر كسي تخطي از قوانين كند با او برخود مي شود حال دوست باشد يا دشمن

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد رسول نمایش پست ها
    توی تمام سایت های شیعه پشت سر همه ادیان حرف ها زده اند و گفته اند که فقط ما بر حقیم
    بنده كم و بيش در اديان هم پزوهش مي كنم، اگر سري به كانال هاي نصارا و مجوس بزنيد خواهيد ديد كه انها هم اسلام را دين متوحش جلوه مي دهند و ادعاي حقانيت مي كنند، اينكه هر كسي با هر عقيده اي ادعاي عقانيد كند امري طبيعي هست و نيازي به جنجال و هياهو ندارد شما مي تواند مواضع خود را در ميز مباحثه بگذاريد تا حقير با شما بحث علمي كنم از عقل تا نقل

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد رسول نمایش پست ها
    اگر شما بر حقید چرا مردم را زندانی کرده اید چرا نمیگذارید خودشان تحقیق کنند؟

    گويا منظور شما از زندادي برادر محققين و پزوهش گران مواد مخدر و حوزه علمي توليد كريستال و شيشه و پايپ هست كه البته انها نيز در پيرامون مواضع خود محقيق اجتماع هستند البته از نوع بزهكار و نابسامان

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد رسول نمایش پست ها
    سایت ها را بسته اید؟
    امريكا نيز ادعاي حقانيت مي كنند براي چه اجازه كار به سانتارفيوژ هاي ما نمي دهد؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد رسول نمایش پست ها
    اگر برحق هستید از گمراه شدن مردم نترسید از گمراه کردن مردم بترسید...
    إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ﴿3﴾
    ما راه را به او نشان داديم خواه شاكر باشد و پذيرا گردد يا ناسپاس (3)

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد رسول نمایش پست ها
    همه شما جوابگو هستید در قیامت......همه تان...
    معكم انشا الله---- نتنها ما بلكه شما نيز بابت مطالبي كه قلم فرسايي نموديد پاسخ گو هستيد

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد رسول نمایش پست ها
    خدانگهدار
    از مصاحبت با شما بسيار خوشنود شدم و برايم باعث مباهات بود

    موفق و مويد باشيد الله سبحان تعالي حافظ شما باشد

  18. صلوات ها 3


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    علم
    نوشته
    639
    حضور
    1 روز 6 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    341



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali-Reza نمایش پست ها
    همچنبن ابن أبي حاتم در تفسير خود از عتبة بن أبي حكيم همين مطلب را نقل کرده است:

    تفسير ابن أبي حاتم ج 4 ص1162.
    قطعا منظور شما این روایت است:
    6551 - حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْأَشَجُّ , ثنا الْفَضْلُ بْنُ دُكَيْنِ أَبُو نُعَيْمٍ الْأَحْوَلُ , ثنا مُوسَى بْنُ قَيْسٍ الْحَضْرَمِيُّ , عَنْ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ , قَالَ: تَصَدَّقَ عَلِيٌّ بِخَاتَمِهِ وَهُوَ رَاكِعٌ فَنَزَلَتْ: {إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتَوْنَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}
    عزیز من راوی اول این حدیث یعنی سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ گه البته با اینکه ثقه هستند اما یکی از علمای شیعه است که اتفاقا اصلا جز اصحاب نبوده است!!!
    چگونه کسی که خودش از اصحاب نبوده می تواند بر شان نزول یک آیه شهادت دهد؟؟؟
    سلمة بن كُهَيْل بن حصين الإمام، الثبت، الحافظ: أبو يحيى الحضرمي. حدث عن: أبيه، وجندب بن عبد الله، وأبي جحيفة، وأبي الطفيل وغيرهم. وروى عنه منصور، والأعمش، وشعبة، والثوري وغيرهم. كان من علماء الكوفة الأثبات على تشيع كان فيه. توفي سنة إحدى وعشرين ومائة.
    عن سفيان عن سلمة بن كهيل قال: اجتمعنا في الجماجم أبو البختري الطائي وميسرة أبو صالح وضحاك المِشْرَقِيّ وبكير الطائي فأجمعوا على أن الإرجاء بدعة والولاية بدعة والبراءة بدعة والشهادة بدعة
    المعرفة والتاريخ (2/ 648) وطبقات ابن سعد (6/ 316) وتهذيب الكمال (11/ 313 - 317) والسير (5/ 298 - 300) والوافي بالوفيات (15/ 322 - 323) وشذرات الذهب (1/ 159).
    الإبانة (2/ 905/1270) والسنة لعبد الله (ص.89 - 90) وأصول الاعتقاد (5/ 1050/1784) والإيمان لأبي عبيد (22 بنحوه).

    در ضمن أبو سعيد الأشج متوفی سال 257 هجری است و این در حالی است که ابن أبي حاتم نویسنده کتاب خود در سال 245 هجری به دنیا امده است و در آن زمان نهایتا 12 سال سن داشته است!!!



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali-Reza نمایش پست ها
    آلوسي در باره شأن نزول اين آيه گفته است:

    وغالب الأخباريّين على أنّ هذه الآية نزلت في‌علي‌كرّم اللّه‌وجهه.

    روح المعاني، ج6، ص167.

    اکثر صاحبان روايت، بر اين باور هستند که اين آيه در باره علي کرم الله وجهه نازل شده است.

    واقعا به شخصه ممنون می شوم عین همین جمله را در تفسیر فوق پیدا کنید و عکسش را درج کنید!
    ما که ندیدیم!!!




    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali-Reza نمایش پست ها
    ابن أبي حاتم در تفسير خود از ابو سعيد خدري نقل کرده است:

    نزلت هذه الآية... في علي بن أبي طالب.

    تفسير ابن أبي حاتم، ج 4 ص1172.

    اين آيه در باره علي بن ابي طالب نازل شده است.
    خوب اینم متن فوق:
    6609 - حَدَّثَنَا أبي ثنا عثمان بن حرزاد، ثنا إِسْمَاعِيلُ بْنُ زَكَرِيَّا، ثنا عَلِيُّ بْنُ عَابِسٍ عَنِ الأَعْمَشِ ابنى الْحجابِ، عَنْ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيِّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ:
    نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ.

    اما با هم این متن رو بررسی سندی می کنیم:
    عطية بن سعد بن جنادة معروف به عطیه العوفی نزد علمای حدیث ضعیف است:
    ابن حجر در موردش می گوید صدوق يخطىء كثيرا وكان شيعيا مدلسا

    و همچنین علي بن عابس الأسدي نیز ضعیف الحدیث است!!!
    رتبته عند ابن حجر : ضعيف
    رتبته عند الذهبي : ضعفوه
    رواه التهذیبین ش 4757



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali-Reza نمایش پست ها
    آلوسي در تفسير خود مي‌نويسد:

    روي ابن مردويه عن ابن مسعود قال كنا نقرأ على عهد رسول الله (ص): بَلِّغْ مَا اُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إنّ عليّاً وليُّ المؤمنين وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ.

    روح المعاني، ج6، ص193

    ابن مردويه از ابن مسعود نقل مي‌کند که ما در زمان رسول الله صلي الله عليه واله وسلم اين آيه را اينگونه مي‌خوانديم: آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است که «علي ولي مومنين است» را به طور کامل (به مردم) ابلاغ کن، و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام نداده اى.
    اعتقاد به این روایت یعنی اعتقاد به تحریف قرآن و جالب آنکه اهل سنت به شدت مخالف با این روایت هستند!
    صاحب روح المعانی ابتدای صفحه ی مذکور می گوید:
    وزعمت الشيعة أن المراد «بما أنزل إليك» خلافة علي كرم الله تعالى وجهه....
    و در واقع دیدگاه های شیعه را بر این آیه می آورد...
    سپس شعری را درج می کند که در آن به این دیدگاه ایراد می گیرد:

    عجبت من قوم أتوا أحمدا ... بخطة ليس لها موضع ---- الی آخر

    و در انتها نیز می گوید: ثم نعود على استدلال الشيعة بالإبطال



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ali-Reza نمایش پست ها
    خطيب بغدادي با سند معتبر نقل کرده است که اين آيه بعد از معرفي اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم، نازل شده است:

    وَهُوَ يَوْمُ غَدِيرِ خُمٍّ لَمَّا أَخَذَ النَّبِيُّ ﴿ص﴾ بِيَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَقَالَ: " أَلَسْتُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ؟ "، قَالُوا: بَلَى يا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: "
    مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ "، فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: بَخٍ بَخٍ لَكَ يَابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلايَ وَمَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ: {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}.

    تاريخ بغداد ج8 ص284

    روز غدير خم، زماني که پيامبر دست علي بن ابي طالب را گرفت، سپس فرمود: آيا من سرپرست مومنان نيستم؟ گفتند: بله اي رسول خدا! فرمود: هرکس که من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست. پس از آن، عمر بن خطاب گفت: تبريک تبريک بر تو اي فرزند ابي طالب ؛ زيرا از اين پس تو مولاي من و مولاي کل مسلمانان هستي، سپس اين آيه نازل شد: امروز، دين شما را برايتان کامل کردم.
    محقق كتاب تاريخ بغداد پس از ذکر این روایت در ذیل آن گفته است که به کتاب ابن جوزی رجوع کنیم!
    خوب با هم ذیل روایت خطیب بغداد رو نگاه میکنیم!
    نوشته شده:
    انظر: المنتظم، لابن الجوزي 14/28.
    در واقع کلید ماجرا آنجاست پس ما هم به سراغ کلید که در دست ابن جوزی است می رویم:
    أَبُو معَاذ الشاه، ثَنَا حبشون بن مُوسَى، ثَنَا عَليّ بن سعيد الرَّمْلِيّ، ثَنَا ضَمرَة، عَن ابْن شَوْذَب، عَن مطر الْوراق، عَن شهر بن حَوْشَب، عَن أبي هُرَيْرَة عَن النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم " من صَامَ يَوْم ثَمَانِي عشر من ذِي الْحجَّة كتب لَهُ صِيَام سِتِّينَ شهرا وَهُوَ غَدِير خم، ثمَّ أَخذ يَدي عَليّ فَقَالَ: " من كنت مَوْلَاهُ، فعلى مَوْلَاهُ ". وَقَالَ لَهُ عمر: بخ بخ، يَا ابْن أبي طَالب، أَصبَحت مولَايَ،وَمولى كل مُسلم، فَأنْزل الله {الْيَوْم أكملت لكم دينكُمْ} " الحَدِيث.

    ابن جوزی روایت را از الشاه بن عبد الرحمن المزني معروف به أَبُو مُعَاذٍ الشَّاهُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْهَرَوِيُّ شنیده است و ایشان مجهول الحال است!!!


    حالا به راویان شیعه و راویان غالی و یخطی کاری نداریم دیگه...

    البته دوستان توجه داشته باشند مشکل فقط بر سر قسمت نزول آیه اکمال است وگرنه اهل سنت موضوع غدیر را به تواتر قبول دارند:
    فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ "



    خوب عزیز من کسی که می خواهد امامت را در پنج دقیقه اثبات کند باید هم این همه سوتی در حرف ها و مدارک و استنادهایش باشد!!!

    لازم به یادآوری هست زمانی که جناب آقای قزوینی ویژه برنامه مذکور را پخش می کردند از طرف روم صدای اهل سنت ایران در پالتالک به دفعات با برنامه ایشان تماس گرفته شد و حتی صدا بر روی میکرفون روم برای عموم مردم پخش شد که آقا جان نماینده روم صدای اهل سنت ایران حاضر است در همین خصوص با جناب آقای قزوینی صحبت کند و جواب های علمی بدهد اما در مجموع بعد از هفت تماس در شش شب (یک شب دو بار تماس گرفته شد) هیچگونه تمایلی از سوی شبکه مذکور برای برقراری تماس دیده نشد!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط kheymegahabalfazl نمایش پست ها
    يا مولا علي ع مدد
    راستی تا یادم نرفته داداش شما خودت رو مثلااااا اهل سنت می دونستیا!!!

    اشکال نداره عزیزم کم حافظه ای دیگه...
    میزاریمش به پای تقیه.

    خوب صد البته من شکی ندارم که شما می گوئید آن زمان سنی بودید و اکنون شیعه شده اید!
    چاره ای جز گفتن این جمله نداری عزیزم....
    ویرایش توسط ohfreedom : ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ در ساعت ۰۳:۲۶

صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود