جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اختیاری بودن اعمال انسان در بوته نقد

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937

    اشاره اختیاری بودن اعمال انسان در بوته نقد




    چرا ما انسانها مختاریم؟؟؟
    آیا می توان دلیلی را بر این ادعا ذکر کرد.

    دلایل اختیار انسان:
    2 سنخ دلیل در این مقام آورده شده است:
    1.این دلیل که قوت کمتری دارد بیان می دارد در صورت مبور بودن انسانها همه محاکم قضائی و مذمتها و تشویقها بیهوده و لغو خواهد شد فلذا ادعای جبر انسانها نتایج هولناکی را خواهد داشت.
    2.دلیل بعدی که قوت بیشتری دارد بحث علم حضوری به اختیار را توسط انسانها مطرح می نماید و می گوید انسانها حضورا می یابند که مختارند پس مختارند _با توجه به اینکه علم حضوری خطابردار نیست-.
    نقد دلیل اول:
    پاسخ این مطلب روشن است و آن اینکه انسانها بنابر پیش فرض غلطی یعنی اختیار دارند این عملکرد را دارند و آن پیش فرض هم مبتنی بر دلیل دوم است و اگر آن نقد شد این عملکرد هم بتبع نقد خواهد شد
    در ضمن بعضی وقتها با توجه به غیر اختیار و عمدی بودن عمل می توانیم طرف مقابل را مذمت یا مجازات نماییم مانند این همه قتل غیر عمد که همه مجازات می شوند برای مثال فردی که به علت هواس پرتی پایش جایی گیر می کند و در حال افتادن دست به دیگری و بقل دستیش می اندازد او هم اتفاقا افتاده و سرش کنار جدول می خورد و مرگ مغزی می شود.
    نقد دلیل دوم:
    پاسخ به بحث علم حضوری نیاز به یک مقدمه دارد و آن اینکه علم حضوری انسان در این موارد به چه تعلق می گیرد؟
    آیا به این تعلق می گیرد که می بینم من مختارم یا به این گزاره تعلق می گیرد من مختارم
    برای مثال آن انسان معتاد و هشیش و کوکایین و شیشه کش که در توهم به سر می برد و می بیند که دارد مثلا پرواز می کند یا برف می اید یا در فضاست و... به اینها علم حضوری دارد یعنی راست می گوید که می بینم برف می اید اما در خارج برفی نمی بارد یعنی او به گزاره می بینم برف می بارد یقین دارد و علم حضوری اما به گزاره برف می اید خیر لذا می بینیم در عالم خارج هم برفی نمی بارد
    یا فلاسفه می گویند انسان به همه قضایای تصوریه و تصدیقیه علم حضوری دارد پس چگونه این همه اختلاف در عقاید را تبیین می کنند؟؟؟؟
    مثلا کفار و مومنین به دو چیز متناقض علم حضوری دارند و در حالی که نمی شود هر دو صادق باشند
    فلاسفه پاسخ می دهند انها به تصوراتشان علم حضوری دارند یعنی به گزاره یقین دارم یا می بینم الف ب است
    اما به گزاره الف ب است علم حضوری ندارند فلذا نمی توان از گزاره می بینم الف ب است صادق و گزاره الف ب است کاذب است
    فلذا مثلا ما مومنان در بحث با افراد کافر در مورد قضیه یقین دارم خدا نیست(که توسط مخاطب ابراز شده)بحث نمی کنیم
    بلکه در مورد گزاره خدا نیست بحث می کنیم
    چون یقین او در مورد این گزاره مطابق با واقع است اما معلوم نیست متعلق یقین او مطابق با واقع باشد
    مَثل این مطلب مَثل صدق و کذب دو گزاره زیر است:
    گفتم خدا نیست
    خدا نیست
    که گزاره اول صادق و گزاره دوم کاذب است
    اما برویم سر اصل مطلب:
    ما انسانها به گزاره :یقین دارم یا می بینم اختیار دارم ،علم حضوری داریم و این مطلب مطابق با واقع است و هیچ اشکالی در آن نیست
    اما معلوم نیست متعلق این یقین یعنی اختیار دارم ، مطابق با واقع و نفس الامر باشد.
    فلذا نمی توان به هیچ وجه اختیار انسان را اثبات کرد.

    باتشکر
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۴/۰۹/۰۶ در ساعت ۱۱:۵۸
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله




    اختیاری بودن اعمال انسان در بوته نقد







    کارشناس بحث: استاد رئوف



    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  4. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,333
    حضور
    28 روز 20 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3973

    اختیار




    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    چرا ما انسانها مختاریم؟؟؟
    آیا می توان دلیلی را بر این ادعا ذکر کرد.

    دلایل اختیار انسان:
    2 سنخ دلیل در این مقام آورده شده است:
    1.این دلیل که قوت کمتری دارد بیان می دارد در صورت مبور بودن انسانها همه محاکم قضائی و مذمتها و تشویقها بیهوده و لغو خواهد شد فلذا ادعای جبر انسانها نتایج هولناکی را خواهد داشت.
    2.دلیل بعدی که قوت بیشتری دارد بحث علم حضوری به اختیار را توسط انسانها مطرح می نماید و می گوید انسانها حضورا می یابند که مختارند پس مختارند _با توجه به اینکه علم حضوری خطابردار نیست-.
    نقد دلیل اول:
    پاسخ این مطلب روشن است و آن اینکه انسانها بنابر پیش فرض غلطی یعنی اختیار دارند این عملکرد را دارند و آن پیش فرض هم مبتنی بر دلیل دوم است و اگر آن نقد شد این عملکرد هم بتبع نقد خواهد شد
    در ضمن بعضی وقتها با توجه به غیر اختیار و عمدی بودن عمل می توانیم طرف مقابل را مذمت یا مجازات نماییم مانند این همه قتل غیر عمد که همه مجازات می شوند برای مثال فردی که به علت هواس پرتی پایش جایی گیر می کند و در حال افتادن دست به دیگری و بقل دستیش می اندازد او هم اتفاقا افتاده و سرش کنار جدول می خورد و مرگ مغزی می شود.
    نقد دلیل دوم:
    پاسخ به بحث علم حضوری نیاز به یک مقدمه دارد و آن اینکه علم حضوری انسان در این موارد به چه تعلق می گیرد؟
    آیا به این تعلق می گیرد که می بینم من مختارم یا به این گزاره تعلق می گیرد من مختارم
    برای مثال آن انسان معتاد و هشیش و کوکایین و شیشه کش که در توهم به سر می برد و می بیند که دارد مثلا پرواز می کند یا برف می اید یا در فضاست و... به اینها علم حضوری دارد یعنی راست می گوید که می بینم برف می اید اما در خارج برفی نمی بارد یعنی او به گزاره می بینم برف می بارد یقین دارد و علم حضوری اما به گزاره برف می اید خیر لذا می بینیم در عالم خارج هم برفی نمی بارد
    یا فلاسفه می گویند انسان به همه قضایای تصوریه و تصدیقیه علم حضوری دارد پس چگونه این همه اختلاف در عقاید را تبیین می کنند؟؟؟؟
    مثلا کفار و مومنین به دو چیز متناقض علم حضوری دارند و در حالی که نمی شود هر دو صادق باشند
    فلاسفه پاسخ می دهند انها به تصوراتشان علم حضوری دارند یعنی به گزاره یقین دارم یا می بینم الف ب است
    اما به گزاره الف ب است علم حضوری ندارند فلذا نمی توان از گزاره می بینم الف ب است صادق و گزاره الف ب است کاذب است
    فلذا مثلا ما مومنان در بحث با افراد کافر در مورد قضیه یقین دارم خدا نیست(که توسط مخاطب ابراز شده)بحث نمی کنیم
    بلکه در مورد گزاره خدا نیست بحث می کنیم
    چون یقین او در مورد این گزاره مطابق با واقع است اما معلوم نیست متعلق یقین او مطابق با واقع باشد
    مَثل این مطلب مَثل صدق و کذب دو گزاره زیر است:
    گفتم خدا نیست
    خدا نیست
    که گزاره اول صادق و گزاره دوم کاذب است
    اما برویم سر اصل مطلب:
    ما انسانها به گزاره :یقین دارم یا می بینم اختیار دارم ،علم حضوری داریم و این مطلب مطابق با واقع است و هیچ اشکالی در آن نیست
    اما معلوم نیست متعلق این یقین یعنی اختیار دارم ، مطابق با واقع و نفس الامر باشد.
    فلذا نمی توان به هیچ وجه اختیار انسان را اثبات کرد.

    باتشکر

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دو مطلب:

    - اولا از لحاظ منطقی شما تنها هنگامی می توانید مدعی شوید که به هیچ وجه نمی توان، اختیار را ثابت کرد که تمام دلایل اختیار را مورد بررسی قرار دهید و تنها با نقد دو مورد نمی توان ادعایی به این کلیت کنید. نقدهای شما بر فرض صحت تنها بیان گر آن است که این دو استدلال اشکال دارد.

    - اما در مورد اختیار

    اختیار یک حالت درونی است و موهبتی است که از سوی خداوند به انسان داده شده است هر انسانی به بداهت وجود آن را درک می کند و در این بین شواهد بسیاری وجود دارد که علم حضوری انسان ها را تایید کند:

    - اینکه انسان ها برای زندگی خود اهدافی تعیین می کنند و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی می کنند و تلاش می کنند، تنها در صورت داشتن اختیار معنا دارد.

    - اینکه اگر انسان ها کاری را خطا انجام دهند، تاسف می خورند و سعی می کنند دفعه بعدی این کار را انجام ندهند، نشان داشتن اختیار است.

    - اینکه انسان در مواقع مهمی از زندگی دچار تردید و شک می شوند و بر سر دو راهی های زندگی معطل می مانند، تنها با داشتن اختیار تبیین می شود.

    - اینکه این همه پیامبران و امام از سوی خداوند پیام هایی برای خوب بودن و بهتر شدن برای انسان ها آورده اند تنها در صورتی معنا دارند که انسان ها توان و اختیار انتخاب اعمال را داشته باشند.
    و ....

    تمام این شواهد نشان می دهد که علم حضوری ما صحیح است و ما واقعا دارای اختیار هستیم. البته ممکن است فردی بگوید من مجبورم و خیال می کنم که مختار هستم. نمی توان برای او استدلال فلسفی اقامه کرد زیرا این یک مسئله درونی است و فرد می تواند منکر شود، بلکه باید او را به خودش و نیز شواهد ارائه شده ارجاع داد تا خودش در صورتی که واقعا در پی حقیقت باشد، به آسانی دریابد که مختار است.

    موفق باشید


  5. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    فلسفه
    نوشته
    927
    حضور
    6 روز 13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    937



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دو مطلب:

    - اولا از لحاظ منطقی شما تنها هنگامی می توانید مدعی شوید که به هیچ وجه نمی توان، اختیار را ثابت کرد که تمام دلایل اختیار را مورد بررسی قرار دهید و تنها با نقد دو مورد نمی توان ادعایی به این کلیت کنید. نقدهای شما بر فرض صحت تنها بیان گر آن است که این دو استدلال اشکال دارد.

    - اما در مورد اختیار

    اختیار یک حالت درونی است و موهبتی است که از سوی خداوند به انسان داده شده است هر انسانی به بداهت وجود آن را درک می کند و در این بین شواهد بسیاری وجود دارد که علم حضوری انسان ها را تایید کند:

    - اینکه انسان ها برای زندگی خود اهدافی تعیین می کنند و برای رسیدن به آنها برنامه ریزی می کنند و تلاش می کنند، تنها در صورت داشتن اختیار معنا دارد.

    - اینکه اگر انسان ها کاری را خطا انجام دهند، تاسف می خورند و سعی می کنند دفعه بعدی این کار را انجام ندهند، نشان داشتن اختیار است.

    - اینکه انسان در مواقع مهمی از زندگی دچار تردید و شک می شوند و بر سر دو راهی های زندگی معطل می مانند، تنها با داشتن اختیار تبیین می شود.

    - اینکه این همه پیامبران و امام از سوی خداوند پیام هایی برای خوب بودن و بهتر شدن برای انسان ها آورده اند تنها در صورتی معنا دارند که انسان ها توان و اختیار انتخاب اعمال را داشته باشند.
    و ....

    تمام این شواهد نشان می دهد که علم حضوری ما صحیح است و ما واقعا دارای اختیار هستیم. البته ممکن است فردی بگوید من مجبورم و خیال می کنم که مختار هستم. نمی توان برای او استدلال فلسفی اقامه کرد زیرا این یک مسئله درونی است و فرد می تواند منکر شود، بلکه باید او را به خودش و نیز شواهد ارائه شده ارجاع داد تا خودش در صورتی که واقعا در پی حقیقت باشد، به آسانی دریابد که مختار است.

    موفق باشید
    با سلام
    دلیلی غیر اینها نیست
    اگر هست بگویید
    بعد همانطور که گفتم علم حضوری و درونی ما چیزی بیش از این نمی گوید :می بینم که مختارم
    اما این کجا و قضیه من مختارم کجا
    نگاه کنید مثالی برایتان می زنم:
    هیپنوتیزمها وقتی بهشان دستور داده می شود در همان هنگام علم حضوری به اختیارشان دارند اما در حقیقت مجبورند
    ممکن است ما هم چنین باشیم
    باتشکر
    [CENTER]خیام:[COLOR=#ff0000][B][SIZE=3][SIZE=2]قومی به گمان فتاده در راه یقین!

  6. صلوات


  7. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,333
    حضور
    28 روز 20 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3973

    علم حضوری




    نقل قول نوشته اصلی توسط velayat نمایش پست ها
    با سلام
    دلیلی غیر اینها نیست
    اگر هست بگویید
    بعد همانطور که گفتم علم حضوری و درونی ما چیزی بیش از این نمی گوید :می بینم که مختارم
    اما این کجا و قضیه من مختارم کجا
    نگاه کنید مثالی برایتان می زنم:
    هیپنوتیزمها وقتی بهشان دستور داده می شود در همان هنگام علم حضوری به اختیارشان دارند اما در حقیقت مجبورند
    ممکن است ما هم چنین باشیم
    باتشکر

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    دوست گرامی، تمام دانش بشری نهایتا بر علم حضوری استوار است و اگر علم حضوری انسان را نفی کنیم، هیچ راه معرفتی نخواهیم داشت و در این صورت به شک مطلق خواهیم رسید. بنابراین پیش فرض بحث، پذیرش علم حضوری است.
    در مورد بحث هیپنوتیزم هم نیازمند بررسی دقیق تری در مورد ساختار و شرایط آن هستیم و بر فرض هم که به نحوی که شما می گوید باشد، وقتی علم بشر به چگونگی این پدیده رسید، می فهمد که در این مورد خاص اشتباه کرده است به عبارت دیگر، همین ساختار معرفتی، قابلیت خود اصلاحی دارد و ایرادات خود را نیز درک می کند اما این بدان معنا نیست که تمام یافته های آن غیر معتبر باشند.

    موفق باشید


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود