صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احساساتی شدن سریع (كظم غيظ يا رفتار جراتمندانه؟!)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قران وحدیث
    نوشته
    8
    حضور
    15 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36

    پرسش احساساتی شدن سریع (كظم غيظ يا رفتار جراتمندانه؟!)




    باسلام خدمت شمازحمت کشان من مشکلی دارموازشماتقاضای راهنمایی دارم. من پسرمجردی هستم 25ساله که در یک خانواده سنتی دریکی ازشهرستانها ی کوچک بزرگ شده ام .پدر ومادر60ساله ام همیشه باهم دعواومشاجره داشته اند. درخونواده ماهم پدر وهم مادر وهم سه برادر بزرگترم همگی ادمای حساسی هستیم. دراین بین من ازهمه برادرام احساساتی تر هستم.من وقتی مشکلی پیش میاد که کسی اعصابم روخرد میکنه یادچاراندوه میشم سریع بغض میکنم وگریه ام میگیره ونمیتونم حرف بزنم یااز خودم دفاع کنم . البته بعضیهابهم میگند که سعی کن خشمت روبروز بدی ولی وقتی من باکوهی ازاحادیث در فضیلت حلم وکظم غیظ مواجه میشم وهمچنین افرادروادمای انتقادناپذیر وحساس میبینم چاره ای جزاین ندارم یاگفته میشه بایدواردجمع بشی وارتباطات اجتماعیت روبیشتر کنی وقتی من دوروبرم رومیبینم ا فرادی هستندکه بی محاباغیبت ومسخره ودروغ میگندحضوردر چنین جمعهایی که من وصله ناجوراون هستم به نظرم منطقی نمیاد درضمن من ادم مذهبی هستم وسعی میکنم در معاشرت بادیگران ملاکهایدینم رورعایت کنم. ممنونم راهنماییم کنید. تابتونم براحساساتم مسلط باشم .

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58289



    با نام و یاد دوست




    احساساتی شدن سریع (كظم غيظ يا رفتار جراتمندانه؟!)







    کارشناس بحث: استاد امیدوار


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط مومد نمایش پست ها
    باسلام خدمت شمازحمت کشان من مشکلی دارموازشماتقاضای راهنمایی دارم. من پسرمجردی هستم 25ساله که در یک خانواده سنتی دریکی ازشهرستانها ی کوچک بزرگ شده ام .پدر ومادر60ساله ام همیشه باهم دعواومشاجره داشته اند. درخونواده ماهم پدر وهم مادر وهم سه برادر بزرگترم همگی ادمای حساسی هستیم. دراین بین من ازهمه برادرام احساساتی تر هستم.من وقتی مشکلی پیش میاد که کسی اعصابم روخرد میکنه یادچاراندوه میشم سریع بغض میکنم وگریه ام میگیره ونمیتونم حرف بزنم یااز خودم دفاع کنم . البته بعضیهابهم میگند که سعی کن خشمت روبروز بدی ولی وقتی من باکوهی ازاحادیث در فضیلت حلم وکظم غیظ مواجه میشم وهمچنین افرادروادمای انتقادناپذیر وحساس میبینم چاره ای جزاین ندارم یاگفته میشه بایدواردجمع بشی وارتباطات اجتماعیت روبیشتر کنی وقتی من دوروبرم رومیبینم ا فرادی هستندکه بی محاباغیبت ومسخره ودروغ میگندحضوردر چنین جمعهایی که من وصله ناجوراون هستم به نظرم منطقی نمیاد درضمن من ادم مذهبی هستم وسعی میکنم در معاشرت بادیگران ملاکهایدینم رورعایت کنم. ممنونم راهنماییم کنید. تابتونم براحساساتم مسلط باشم .
    بسمه‌تعالي
    با عرض سلام و تحيت و تقديم سپاس محضر شما برادر گرامي

    با توجه به نوع تعامل منفي والدين محترم با يكديگر و تاثير آن در سبك تربيتي و همچنين سطح نا ارامي عاطفي در فرزندان، پايين بودن آستانه تحمل يا به عبارتي احساسي بودن، به دور از ذهن نيست.
    در بيشتر موارد احساسي بودن، روي ديگري از اضطراب، دلتنگي، بغضهاي فرو خورده و...است، انچنانكه در فرمايشات شما نيز به آن اشاره شد.

    بر اين مبنا لازم است حضرتعالي نسبت به امور پيرامون و انتظاراتي كه از خود داريد، واقعيت را مد نظر قرار دهيد و نه ايده‌آل را!
    از آنجا كه ظرف ايده‌ال در امور بين فردي و تعاملات اجتماعي، تنها و تنها ذهن است، لذا دسترسي و تحقق آن امكان پذير نيست و در نتيجه ايده‌آل گرايي، ثمري جز احساس نارضايتي ندارد.

    لذا شايسته است سطح توقع از خود و ديگران را تعديل نماييد و از سختگيري اجتناب نماييد. به اين منظور؛
    - در ارتباط با تعاملات بين فردي و اجتماعي، انعطاف داشته باشيد و مخالفت ديگران با خود و همچنين شما با ديگران را امري طبيعي و مفروض بدانيد.

    - با شوخ طبعي، احترام به نظر مخالف، خوش بيني و مثبت انديشي، تمرين لبخند در موقعيتهاي استرس زا، سطح انعطاف‌پذيري، خود را افزايش دهيد.

    - واژه‌ها قدرتي جادويي دارند! لذا با حذف الفاظ و واژه‌هاي الزام آور مانند «بايد»، «حتما»، « هميشه»، «هرگز»، «هيچوقت» در مكالمات بين فردي و همچنين حديث نفس و جايگزيني واژه‌‌هايي مانند « بهتر است»، «احتمالا»، «گاهي اوقات» به جاي آنها،سطح اضطراب و احساس حصر را كاهش دهيد.

    - مهارت جرات ورزي را فرا بگيريد. موضع ما در قبال ديگران محصور در تسليم (پذيرش اجباري) و يا پرخاش نيست. به تعبيري، اينگونه نيست كه يا بايد در مقابل نظرات مخالف ديگران تسليم شويم و يا با عصبانيت و پرخاش با آنها برخورد كنيم، بلكه مي‌توان مخالفت خود را به ارامي بيان نمود بدون اينكه توهين، عصبانيت و پرخاش صورت بگيريد.
    جرات ورزي را، با احترام بيشتر به خود و افكارتان، استفاده از ضمير فاعلي «من»، تمرين «نه» گفتن در قالب عوض كردن موضوع، شوخي و مزاح، بيان عباراتي مانند تا ببينم چي ميشه، اما نظر و برداشت من غير از اينه، از اينكه نميتونم با شما همراه باشم عذر خواهي مي‌كنم و... تمرين كنيد (فضاي مجازي براي آغاز چنين روندي به شما كمك مي‌كند).

    - مهارتها و شيوه‌هاي كاهش اضطراب را فرا بگيريد ( ورزش، تنفس عميق، توجه به تغذيه سالم، خواب مناسب و...)

    - از خودسرزنشگري و همچنين كمال‌زدگي اجتناب نماييد (توضيحات در مباحث مشابه آمده است)
    حضور در جمع و تعاملات اجتماعي را افزايش دهيد و به بهانه اختلاف عقيده و عدم رعايت مسائل شرعي از ناحيه ديگران، خود را از اين حضور محروم نكنيد. چرا كه اولا شما مي‌توانيد مراودات خود را با افراد و مجموعه‌هايي تنظيم كنيد كه مقيد به رعايت مسائل شرعي هستند و ثانيا در صورت تحقق امور خلاف شرع جراتمندانه (بخشهايي از رفتارجراتمندانه توضيح داده شد) نظر خود را بيان كنيد.

    - عصبانيت و خشم در مواردي مذموم و ناپسند، در مواردي كاملا طبيعي و در مواردي هم ضرورت دارد.

    - كظم غيظ، به معناي كنترل خشم است و نه به معناي كتمان ناراحتي! كنترل خشم انتخابي فعال است و حال اينكه پنهان نمودن هيجان و ناراحتي رفتاري منفعلانه است. خصوصيت رفتارهانه منفلانه دامن زدن به زبانه كشيدن خشم دروني است! پس شما در عين حاليكه خشم خود را كنترل مي‌كنيد، نبايد ناراحتي خود را مخفي نماييد. ضمن اينكه عرض شد بسته به موقعيت در مواردي هم خشم ضرورت دارد و نه كنترل آن. پس اول اينكه كظم غيظ منافاتي با بيان احساس ناراحتي ندارد، ثانيا كظم غيظ در برخي مواقع مورد، تاييد نيست.
    نكته‌اي كه قابل يادآوري است اين است كه به نظر مي‌رسد كظم غيظ از موضع قدرت رخ مي‌دهد و نه ضعف و اجبار! بنابراين اگر ما قدرت مخالفت و يا انتقام را نداشته باشيم بلكه مجبور به آن باشيم، كظم غيظي رخ نداده است!!

    - هميشه به لطف و كمك خداي بزرگ باور داشته باشيد و ترس به دل خود راه ندهيد.

    براي شما برادر ارجمند از درگاه الهي، موفقيت را خواستارم.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
    احساساتی شدن سریع (كظم غيظ يا رفتار جراتمندانه؟!)
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    كظم غيظ، به معناي كنترل خشم است و نه به معناي كتمان ناراحتي! كنترل خشم انتخابي فعال است و حال اينكه پنهان نمودن هيجان و ناراحتي رفتاري منفعلانه است. خصوصيت رفتارهانه منفلانه دامن زدن به زبانه كشيدن خشم دروني است! پس شما در عين حاليكه خشم خود را كنترل مي‌كنيد، نبايد ناراحتي خود را مخفي نماييد. ضمن اينكه عرض شد بسته به موقعيت در مواردي هم خشم ضرورت دارد و نه كنترل آن. پس اول اينكه كظم غيظ منافاتي با بيان احساس ناراحتي ندارد، ثانيا كظم غيظ در برخي مواقع مورد، تاييد نيست.
    با سلام و تشکر از توضیحات استاد امیدوار که مثل همیشه مفید و دقیق بودند.

    متأسفانه این دو مقوله معمولاً با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند که شاید علت آن تبلیغ داستان های ایده آل توسط مبلغین باشد.

    مثلاً برای ما تعریف می کنند که جناب مالک اشتر در مقابل توهین شخصی که زباله سبزی بروی ایشان پرتاب کرد حتی برنگشت که نگاه کند و در عوض به مسجد رفت و برای او دعا کرد. ضمیمه کردن این داستان ها ما را به این تلقی اشتباه می اندازد که کظم غیظ یعنی هیچ عکس العملی نشان ندهید که یکی از پیامدهای آن انباشت عقده ها و انرژی منفی در درون فرد است. در حالی که طبق فرمایشات شما این کار صحیح نیست.

    در تکمیل فرمایشات شما آیا می توان گفت که باید حتی الامکان احساس ناراحتی و عصبانیت را بدون فریاد یا توهین یا تحقیر طرف مقابل ابراز کرد؟ بدین ترتیب هم احساس ناخوشایند بیان شده است و هم پیامدهای منفی آن تا حدی کنترل شده است. آیا این برداشت صحیح است؟

    با تشکر.




  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط مؤمن نمایش پست ها

    با سلام و تشکر از توضیحات استاد امیدوار که مثل همیشه مفید و دقیق بودند.

    متأسفانه این دو مقوله معمولاً با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند که شاید علت آن تبلیغ داستان های ایده آل توسط مبلغین باشد.

    مثلاً برای ما تعریف می کنند که جناب مالک اشتر در مقابل توهین شخصی که زباله سبزی بروی ایشان پرتاب کرد حتی برنگشت که نگاه کند و در عوض به مسجد رفت و برای او دعا کرد. ضمیمه کردن این داستان ها ما را به این تلقی اشتباه می اندازد که کظم غیظ یعنی هیچ عکس العملی نشان ندهید که یکی از پیامدهای آن انباشت عقده ها و انرژی منفی در درون فرد است. در حالی که طبق فرمایشات شما این کار صحیح نیست.

    در تکمیل فرمایشات شما آیا می توان گفت که باید حتی الامکان احساس ناراحتی و عصبانیت را بدون فریاد یا توهین یا تحقیر طرف مقابل ابراز کرد؟ بدین ترتیب هم احساس ناخوشایند بیان شده است و هم پیامدهای منفی آن تا حدی کنترل شده است. آیا این برداشت صحیح است؟

    با تشکر.


    بسمه‌تعالي
    با عرض سلام و تحيت محضر حضرتعالي و ديگر عزيزان

    بنده هم از حضرتعالي ممنون و متشكرم

    با احترام، هرچند شايسته است در مورد حدود و ثغور كظم غيظ، كارشناسان محترم اخلاق داوري كنند اما برحسب آنچه كه بنده از كظم غيظ مي‌فهم فرمايش و برداشت حضرتعالي منطبق با واقع است.

    و اخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۹:۳۶
    احساساتی شدن سریع (كظم غيظ يا رفتار جراتمندانه؟!)
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قران وحدیث
    نوشته
    8
    حضور
    15 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36



    سلام دوستان از راهنماییتون ممنونم امامن هنوزدرست جواب سوالم رومتوجه نشدم من دراین موضوعی که مطرح کردم در واقع سه تاسوال داشتم مشکل اصلی من ناتوانی درکنترل احساسات بوده یعنی اینکه سریع بغض میکنم ودر صورت نیاز به همون رفتارجراتمندانه که گفتیدمن گریه ام میگیره ونمیتونم حرف بزنم وصدام میلرزه واگه بخام ازخودم دفاع کنم به صورت فیزیکی چنان تپش قلبی میگیرم که احساس میکنم الانه که بیفتم زمین. خیس عرق میشم گریه ام میگیره بغض میکنم. مسئله دوم وسوم من درمورد نحوه تعامل در اجتماع رو شماجواب دادید .خیلی متشکرم وانشاالله که بتونم درزندگیم پیاده کنم.

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    روانشناسی دینی
    نوشته
    1,087
    حضور
    75 روز 6 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    79
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    6907



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    - واژه‌ها قدرتي جادويي دارند! لذا با حذف الفاظ و واژه‌هاي الزام آور مانند «بايد»، «حتما»، « هميشه»، «هرگز»، «هيچوقت» در مكالمات بين فردي و همچنين حديث نفس و جايگزيني واژه‌‌هايي مانند « بهتر است»، «احتمالا»، «گاهي اوقات» به جاي آنها،سطح اضطراب و احساس حصر را كاهش دهيد.

    - مهارت جرات ورزي را فرا بگيريد. موضع ما در قبال ديگران محصور در تسليم (پذيرش اجباري) و يا پرخاش نيست. به تعبيري، اينگونه نيست كه يا بايد در مقابل نظرات مخالف ديگران تسليم شويم و يا با عصبانيت و پرخاش با آنها برخورد كنيم، بلكه مي‌توان مخالفت خود را به ارامي بيان نمود بدون اينكه توهين، عصبانيت و پرخاش صورت بگيريد.
    جرات ورزي را، با احترام بيشتر به خود و افكارتان، استفاده از ضمير فاعلي «من»، تمرين «نه» گفتن در قالب عوض كردن موضوع، شوخي و مزاح، بيان عباراتي مانند تا ببينم چي ميشه، اما نظر و برداشت من غير از اينه، از اينكه نميتونم با شما همراه باشم عذر خواهي مي‌كنم و... تمرين كنيد (فضاي مجازي براي آغاز چنين روندي به شما كمك مي‌كند).

    - مهارتها و شيوه‌هاي كاهش اضطراب را فرا بگيريد ( ورزش، تنفس عميق، توجه به تغذيه سالم، خواب مناسب و...)

    - از خودسرزنشگري و همچنين كمال‌زدگي اجتناب نماييد (توضيحات در مباحث مشابه آمده است)
    حضور در جمع و تعاملات اجتماعي را افزايش دهيد و به بهانه اختلاف عقيده و عدم رعايت مسائل شرعي از ناحيه ديگران، خود را از اين حضور محروم نكنيد. چرا كه اولا شما مي‌توانيد مراودات خود را با افراد و مجموعه‌هايي تنظيم كنيد كه مقيد به رعايت مسائل شرعي هستند و ثانيا در صورت تحقق امور خلاف شرع جراتمندانه (بخشهايي از رفتارجراتمندانه توضيح داده شد) نظر خود را بيان كنيد.
    سلام به استاد امیدوار و دوستان محترم

    نکات واقعا ارزشمندی هستند برای کاهش اضطراب، با اجازه استاد بنده هم مطلبی عرض کنم،

    دوست بزرگوار مطمئن باشید این حساسیت و بغض شما همانطور که استاد فرمودند ناشی از اضطراب میباشد و این اضطراب یکی از عواملش ممکن است روابط والدینتان باشد. بنده مقداری عزت نفس پایین هم میبینم که باز هم منبعش همان است .

    برای درمان اضطراب که منجر به حساسیت بالا و عدم جرات ورزی یک مثلث درمانی وجود دارد و ان :

    1- روان درمانی است: که نکات مطرح شده توسط کارشناس محترم را باید زیر نظر یک روانشناس حتما خبره بیاموزید و انجام دهید.

    2- ورزش درمانی: که برای کاهش اضطراب غالبا توصیه میشود بخصوص شنا.

    3-دارو درمانی : که در مواقع شدید تر توصیه میشود.

    لذا شما اگر نتوانستید مطالب گفته شده توسط کارشناس را خودتان انجام دهید حتما با مراجعه به یک روانشناس ماهر این مهارت را بیاموزید.
    افسوس که آنچه برده ام باختنی ست
    بشناخته ها تمام نشناختنی ست
    برداشته ام هر آنچه باید بگذاشت
    بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی ست...
    خواجه نصیر الدین طوسی

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    مسائل مذهبی
    نوشته
    326
    حضور
    1 روز 22 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1424



    جهت کمک بیشتر می نویسم که : هرچقدر آرام آرام در جمع خانواده و فامیل و دوستان خوب بیشتر باشید و همینطور شروع به

    حرف زدنهای بیشتر کنید اضطراب شما کمتر می شود در ضمن حساسیت زیادتان را با توجه کمتر به مسائل غیر مهم کم کنید

    و حتی الامکان سعی کنید در محیطهای اضطراب زا نباشید و البته با تمرین تحمل سعه صدرتان را بیشتر نمایید ......

    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط مومد نمایش پست ها
    سلام دوستان از راهنماییتون ممنونم امامن هنوزدرست جواب سوالم رومتوجه نشدم من دراین موضوعی که مطرح کردم در واقع سه تاسوال داشتم مشکل اصلی من ناتوانی درکنترل احساسات بوده یعنی اینکه سریع بغض میکنم ودر صورت نیاز به همون رفتارجراتمندانه که گفتیدمن گریه ام میگیره ونمیتونم حرف بزنم وصدام میلرزه واگه بخام ازخودم دفاع کنم به صورت فیزیکی چنان تپش قلبی میگیرم که احساس میکنم الانه که بیفتم زمین. خیس عرق میشم گریه ام میگیره بغض میکنم. مسئله دوم وسوم من درمورد نحوه تعامل در اجتماع رو شماجواب دادید .خیلی متشکرم وانشاالله که بتونم درزندگیم پیاده کنم.

    بسمه‌تعالي
    دوست و برادر عزيز سلام عليكم
    در ارتباط با بخش اول سوال حضرتعالي لازم به ذكر است كه علائم مذكور بيانگر سطح بالاي اضطراب شماست. لذا پيشنهاد مي‌كنم:
    1- با توكل به خداي متعال شيوه‌ها و فنون مهار و كاهش اضطراب كه در ديگر تاپيكها به آن پرداخته شده است را فرا بگيرد و به آن عمل نماييد.

    2- به صورت تدريجي و گام به گام با موقعيتهاي اضطراب زا مواجه شويد. چرا كه فرار شما از موضوع اضطراب (صحبت كردن) به شدت اضطراب و طولاني شدن آن مي‌افزايد. بنابراين در صورتيكه در ميان جمع خود را وادار به صحبت كردن و اظهار نظر كنيد، رفته رفته اضطراب شما در اين خصوص كاهش مي‌يابد.
    به اين منظور شايسته است در ابتدا به جملات كوتاه بسنده كنيد، از چاشني شوخي و مزاح استفاده كنيد، قبل از صحبت يك نفس عميق و در صورت امكان مقداري آب خنك بنوشيد، شئي مانند خودكار، تسبيح و...در دست داشته باشيد، از سرخ و سفيد شدن خود فاجعه نسازيد و از خود سوال كنيد كه اگر ديگران شاهد اضطراب شما باشند مگر قرار است چه اتفاقي بيفتد؟ تاييد و يا طرد ديگران مگر تا چه اندازه مهم است؟ از آيات و روايات، اشعار و ضرب المثل و... براي چاشني كلام استفاده كنيد و...

    در صورتيكه امور فوق را رعايت كنيد كم كم بر شرايط غلبه پيدا خواهيد كرد انشاءالله. و در صورتيكه طي چنين فرايندي براي شما مشكل بود، همانطور كه سركار همره اشاره فرمودند، از نزديك و به صورت حضوري به يك روانشناس باليني مراجعه كنيد.

    در پناه خداي متعال موفق باشيد
    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
    احساساتی شدن سریع (كظم غيظ يا رفتار جراتمندانه؟!)
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    قران وحدیث
    نوشته
    8
    حضور
    15 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    36



    باسلام خدمت دوستان گرامی ازاینکه سعی کردید منوراهنمایی کنید ممنونم ,استادامیدوارگفتهبودن علت عدم توانایی در کنترل احساسات توسط من وجوداضطراب بالای منه .به همینخاطر من شروع به بررسی گذشته خودم وخاطرات تلخ گذشته ام کردم به نظرم رسیدقدریازگذشته ام بگم شایدبهتربشه قضاوت کرد:اون چیزی که من از گذشته ام میبینم دعواهایمکرر پدر ومادرم باهمدیگه ,بابرادرام ودعواهای برادرام باهمدیگه است ومن که کوچکترین بچه خونوادهبودم مکرر شاهدصحنه قهرمادرم واینکه میگفت من از این خونه میرم واحساس ناامنی کهبه من دست میدادبودم, عدم توانایی برادرام در ارتباط موفقباهمدیگه که سرکوچکترین مسائل باهم درگیریداشتند.ومشاجرات لفظی و فیزیکی, اینکه ماهیچوقت رفیقکه نه حتی دوستای خوبی برای هم نبودیم افرادی که مرتب از هم انتقادمیکردیم وتنهانیازهای حیاتی مارودورهم سریه سفره جمع میکردبدون اینکه بین برادرام احساس محبتامیزی وجودداشته باشه ,البتهمادرم به شدت مارودوست داشت وپدرم نیز, منتها پدرم ناتوان درابراز احساساتش بوده .برادرام وخودم هراز گاهی یادر جبهه مادرم بودیم یاجبهه بابامبنابراین به چشم رقیب به هم نگاه میکردیم حالااینوشمابه این موضوع اضافه کنیدکهمااستعدادبالایی در تحصیل داریم .من امروز خداروشکر یک انسان متدین هستم وبرای حلمشکلاتم به دین پناه میارم >احسب الناس ان یترکوان یقول امنا وهم لایفتنون<شمابگید من چه کارباگذشتم بکنم گذشته ای که به نظرم عامل مهم اضطراببالای منه * راستی ائمه مادر زمان خودشان باافرادی که مسلمان میشدندویقیناگذشته ای نظیر من هم داشتندچه طور اونهاروتزکیه میکردند.چه طورمشکلشون روحل میکردند ,اونوقتکه نظریات بازسازی گذشته وفروید وروان تحلیل گری و... نبود*


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود