صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی وحدت (شخصی) وجود

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    الله و چهارده معصوم و دوستان آن ها
    نوشته
    1,527
    حضور
    75 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4592

    بررسی وحدت (شخصی) وجود




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    در این تاپیک قصد داریم وحدت شخصی وجود را که معمولاً به آن وحدت وجود می گویند بررسی کنیم.چه از نظر عقلی و چه از نظر نقلی و روایی.
    وحدت وجود یعنی این که همه موجودات یکی هستند.یعنی همه چیز یکی است.مثلاً انسان،درخت است.درخت آب است و ... .شاید بشود گفت که تقریباً همه عرفا به وحدت وجود عقیده دارند.اما وقتی این مسئله را با روایات بررسی می کنیم،می بینیم که روایات کاملاً در تضاد با اندیشه عرفا هستند.ولی فطرت انسان خلاف وحدت وجود است.یعنی از وقتی که بچه به دنیا می آید،کثرت و کثیر بودن و واحد نبودن اشیاء را درک می کند.برای مثال فرق بین شیر و هوا را می فهمد و این دو را جدا از هم می داند.ولی طبق وحدت وجود این دو یکی هستند و فقط ادراک ما فرق دارد.

    یک برهان در رد وحدت شخصی برای آغاز بحث:

    تعریف ضدین:دو چیز که با هم جمع نمی شوند.
    تعریف نقیضین:دو چیز که با هم جمع نمی شوند و رفع هم نمی شوند.منظور از این که رفع نمی شوند این است که نمی توانیم بگوییم هیچ کدام نیستند.
    از دو تعریف بالا واضح است که هر نقیضین،ضدین هستند.اما عکس قضیه صادق نیست.یعنی لزومی ندارد بگوییم هر ضدین،نقیضین هستند.

    مقدمه 1:در خارج ضدینی تحقق دارند.
    فرض می کنیم در خارج ضدین نداشته باشیم.چون هر نقیضین،ضدین هستند بنابراین حاصل سخن این است که نقیضینی هم نداریم و این یعنی رفع نقیضین که محال است.
    مقدمه 2:ضدین قابل جمع نیستند.
    این از تعریف ضدین به دست می آید.

    فرض خلف:همه چیز واحد است.یعنی همه چیز با موجودی به نام موجود a برابر است.یعنی انسان موجود a است و در عین حال درخت هم موجود a است و ... .
    از فرض خلف نتیجه می گیریم که الف=موجود a و ضدالف هم=موجود a.لذا الف=ضد الف که این یعنی جمع ضدین که محال است.لذا فرض خلف باطل و حکم ثابت است.
    پس همه چیز واحد نیست و کثرتی در کار است.

    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق
    لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم
    یا لثارت الحسین

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58286



    با نام و یاد دوست






    بررسی وحدت (شخصی) وجود







    کارشناس بحث: استاد سمیع

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    در این تاپیک قصد داریم وحدت شخصی وجود را که معمولاً به آن وحدت وجود می گویند بررسی کنیم.چه از نظر عقلی و چه از نظر نقلی و روایی.
    وحدت وجود یعنی این که همه موجودات یکی هستند.یعنی همه چیز یکی است.مثلاً انسان،درخت است.درخت آب است و ... .شاید بشود گفت که تقریباً همه عرفا به وحدت وجود عقیده دارند.اما وقتی این مسئله را با روایات بررسی می کنیم،می بینیم که روایات کاملاً در تضاد با اندیشه عرفا هستند.ولی فطرت انسان خلاف وحدت وجود است.یعنی از وقتی که بچه به دنیا می آید،کثرت و کثیر بودن و واحد نبودن اشیاء را درک می کند.برای مثال فرق بین شیر و هوا را می فهمد و این دو را جدا از هم می داند.ولی طبق وحدت وجود این دو یکی هستند و فقط ادراک ما فرق دارد.

    یک برهان در رد وحدت شخصی برای آغاز بحث:

    تعریف ضدین:دو چیز که با هم جمع نمی شوند.
    تعریف نقیضین:دو چیز که با هم جمع نمی شوند و رفع هم نمی شوند.منظور از این که رفع نمی شوند این است که نمی توانیم بگوییم هیچ کدام نیستند.
    از دو تعریف بالا واضح است که هر نقیضین،ضدین هستند.اما عکس قضیه صادق نیست.یعنی لزومی ندارد بگوییم هر ضدین،نقیضین هستند.

    مقدمه 1:در خارج ضدینی تحقق دارند.
    فرض می کنیم در خارج ضدین نداشته باشیم.چون هر نقیضین،ضدین هستند بنابراین حاصل سخن این است که نقیضینی هم نداریم و این یعنی رفع نقیضین که محال است.
    مقدمه 2:ضدین قابل جمع نیستند.
    این از تعریف ضدین به دست می آید.

    فرض خلف:همه چیز واحد است.یعنی همه چیز با موجودی به نام موجود a برابر است.یعنی انسان موجود a است و در عین حال درخت هم موجود a است و ... .
    از فرض خلف نتیجه می گیریم که الف=موجود a و ضدالف هم=موجود a.لذا الف=ضد الف که این یعنی جمع ضدین که محال است.لذا فرض خلف باطل و حکم ثابت است.
    پس همه چیز واحد نیست و کثرتی در کار است.

    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق

    باسمه تعالی
    باسلام:
    به دلیل تناسب موضوع بحث ، به تاپیک http://www.askdin.com/thread29046-8.html#post381084 مراجعه بفرمایید که در آنجا به طور مفصل به این مساله خواهیم پرداخت.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۱:۳۹

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    پیاده روی-مطالعه-سفر
    نوشته
    96
    حضور
    1 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    225



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    مقدمه 1:در خارج ضدینی تحقق دارند.
    فرض می کنیم در خارج ضدین نداشته باشیم.چون هر نقیضین،ضدین هستند بنابراین حاصل سخن این است که نقیضینی هم نداریم و این یعنی رفع نقیضین که محال است.
    با سلام

    این که در خارج دو امر متناقض نداشته باشیم کجا معنی این را می دهد که هیچ کدام از دو نقیض را نداریم!!!
    عدم و وجود نقیض هم هستند.
    هر دو را نداریم. فقط وجود داریم. حال این نه رفع نقیضین است و نه جمع نقیضین. ضدین هم نداریم.

    این که شخصی بگوید در خارج نقیضین نداریم، مقصودش این است که اجتماع نقیضین نداریم. و این بدیهی است. نه این که هیچ کدام از دو نقیض در خارج نداریم. این که یعنی هیچی نداریم. و معتقدین به وحدت شخصی همچین حرفی نزده اند.

    بیشتر توضیح می فرمایید. لطفاً

    با تشکر

    ویرایش توسط کنکاش : ۱۳۹۲/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۳:۴۱
    ز هجرت می کشم بار جهانی
    که گويی
    من جهانی را ستونم

    به صورت کمترم از نيم ذره
    ز روی عشق از عالم فزونم

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    از فرض خلف نتیجه می گیریم که الف=موجود a و ضدالف هم=موجود a.لذا الف=ضد الف که این یعنی جمع ضدین که محال است.لذا فرض خلف باطل و حکم ثابت است.
    اخوی اینی که اینجا خودتان رد میکنید، خداوکیلی، همانی نیست که میخواستید ثابت کنید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها
    شما آخر سر نتیجه گرفتید:
    موجود، وجود است.
    پس
    انسان، وجود است.
    پلاتیپوس، وجود است.

    پس انسان = پلاتیپوس.

    و همه این شاهکارها، براساس خلط میان یک «فعل» و یک «مفهوم ماهوی».

    با عرض پوزش.

  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    الله و چهارده معصوم و دوستان آن ها
    نوشته
    1,527
    حضور
    75 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4592



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط کنکاش نمایش پست ها
    با سلام

    این که در خارج دو امر متناقض نداشته باشیم کجا معنی این را می دهد که هیچ کدام از دو نقیض را نداریم!!!
    عدم و وجود نقیض هم هستند.
    هر دو را نداریم. فقط وجود داریم. حال این نه رفع نقیضین است و نه جمع نقیضین. ضدین هم نداریم.

    این که شخصی بگوید در خارج نقیضین نداریم، مقصودش این است که اجتماع نقیضین نداریم. و این بدیهی است. نه این که هیچ کدام از دو نقیض در خارج نداریم. این که یعنی هیچی نداریم. و معتقدین به وحدت شخصی همچین حرفی نزده اند.

    بیشتر توضیح می فرمایید. لطفاً

    با تشکر
    اگر ضدین در خارج باشند،در اینصورت نمی توانیم بگوییم همه چیز موجود الف است.چون در اینصورت جمع ضدین می شود.حال فرض کنید کسی بگوید ضدین در خارج نیستند.یعنی در خارج دو چیز نداریم که ضد باشند.چون هر نقیضین،ضدین هستند لذا دو چیز نداریم که نقیض باشند در خارج.یعنی در خارج هیچ کدام از نقیضین نیستند،چون هیچ کدام از ضدین نیستند و این ارتفاع نقیضین است.

    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق
    لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم
    یا لثارت الحسین

  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    پیاده روی-مطالعه-سفر
    نوشته
    96
    حضور
    1 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    225



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    اگر ضدین در خارج باشند،در اینصورت نمی توانیم بگوییم همه چیز موجود الف است.چون در اینصورت جمع ضدین می شود.حال فرض کنید کسی بگوید ضدین در خارج نیستند.یعنی در خارج دو چیز نداریم که ضد باشند.چون هر نقیضین،ضدین هستند لذا دو چیز نداریم که نقیض باشند در خارج.یعنی در خارج هیچ کدام از نقیضین نیستند،چون هیچ کدام از ضدین نیستند و این ارتفاع نقیضین است

    سلام

    شمااین گزاره که «در خارج دو چیز که نقیض هم باشند نداریم» را هم ارز «در خارج هیچ کدام از نقیضین نیستند» گرفته اید. و این اشتباه است.

    اگر کسی ادعا کند که در خارج ضدین نیست. منظورش این است که در خارج دو امر که ضد هم باشند نیست. نتیجتا : دو امر که نقیض هم باشند هم نیست. کجای این ارتفاع نقیضین است. نگفته هیچ کدام از دو امر نیست. گفته دو امر که نقیض هم باشند در خارج نیست. و این کاملا صحیح و بدیهی است.

    یعنی ما دو امر که نقیض هم باشند را از خارج رفع نکرده ایم. بلکه یکی از دو وجه را رفع کرده ایم و گفته ایم در خارج فقط یک موجود است که نقیضی در واقع ندارد. بلکه نقیضش ممتنع و عدم است.

    در پناه حق

    ویرایش توسط کنکاش : ۱۳۹۲/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۵:۴۵
    ز هجرت می کشم بار جهانی
    که گويی
    من جهانی را ستونم

    به صورت کمترم از نيم ذره
    ز روی عشق از عالم فزونم

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    شرمنده،
    شما از ابتدا میفرمایید: چیزها
    بعد میخواهید ثابت کنید، چیزها = یک چیز نیست!!!
    خب این از اول معلوم است(تازه اگر از استدلال هم درست باشد)

    به نظر حقیر این موضوع نیاز به اثبات ندارد که وحدت شخصی باطل است.
    چرا که هیچ کس بدون استفاده از معانی مختلف نمیتواند حتی حرف بزند،
    تا چه رسد به اینکه این را نقض یا اثبات کند.

  16. صلوات


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    الله و چهارده معصوم و دوستان آن ها
    نوشته
    1,527
    حضور
    75 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4592



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط کنکاش نمایش پست ها
    شمااین گزاره که «در خارج دو چیز که نقیض هم باشند نداریم» را هم ارز «در خارج هیچ کدام از نقیضین نیستند» گرفته اید. و این اشتباه است.

    اگر کسی ادعا کند که در خارج ضدین نیست. منظورش این است که در خارج دو امر که ضد هم باشند نیست. نتیجتا : دو امر که نقیض هم باشند هم نیست. کجای این ارتفاع نقیضین است. نگفته هیچ کدام از دو امر نیست. گفته دو امر که نقیض هم باشند در خارج نیست. و این کاملا صحیح و بدیهی است.

    یعنی ما دو امر که نقیض هم باشند را از خارج رفع نکرده ایم. بلکه یکی از دو وجه را رفع کرده ایم و گفته ایم در خارج فقط یک موجود است که نقیضی در واقع ندارد. بلکه نقیضش ممتنع و عدم است.
    فرض می کنیم در خارج دو چیز که نقیض هم باشند نیستند.پس الف و ناالف که نقیض هم هستند،هیچ کدام نیستند.که این می شود رفع نقیضین.
    اگر کسی بگوید همه چیز یکی است و همه مصداق موجود الف هستند،در اینصورت باید وجود مصادیقی برای مفهوم ضدین را رد کند.یعنی بگوید ضدین مصداق ندارند.پس برهان اینطور می شود:
    1-ضدین مصداق ندارند (فرض خلف).
    2-هر نقیضین،ضدین هستند (طبق تعریف).
    3-نقیضین مصداق ندارند (نتیجه از 1 و2).
    4-گزاره آخر رفع نقیضین است.

    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق
    لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم
    یا لثارت الحسین

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    پیاده روی-مطالعه-سفر
    نوشته
    96
    حضور
    1 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    225



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    فرض می کنیم در خارج دو چیز که نقیض هم باشند نیستند.پس الف و ناالف که نقیض هم هستند،هیچ کدام نیستند.که این می شود رفع نقیضین.
    سلام

    خیر اینطور نیست. اگر در خارج دو چیز که نقیض هم باشند نباشند معنیش این نمیشود که هیچکدام نیستند. بلکه معنیش این است که هر دو همزمان با هم حضور ندارند. و فقط یکیشان وجود دارد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    1-ضدین مصداق ندارند (فرض خلف).
    2-هر نقیضین،ضدین هستند (طبق تعریف).
    3-نقیضین مصداق ندارند (نتیجه از 1 و2).
    4-گزاره آخر رفع نقیضین است.
    ببینید باز هم همان اشتباه را به بیان دیگر انجام داده اید. وقتی می گوییم فقط یک موجود در خارج است. مقصود این است که تا آن موجود در خارج هست ضدش مصداق ندارد. نه که خودش هم مصداق نداشته باشد.
    شما استدلال را طوری شروع می کنید که انگار مدعی گفته باشد که نه خود شیء و نه ضدش هیچکدام مصداق ندارند. در حالی که مدعی این را نمی گوید.
    درباره نقیضین هم همین است. موجود واحد خارجی مصداق دارد ولی نقیضش مصداق عینی ندارد. پس ارتفاع نقیضین نشده است.
    نقیضش صرفاً یک مفهوم معدوم ممتنع است که مصداق ندارد.

    موفق باشید.

    ز هجرت می کشم بار جهانی
    که گويی
    من جهانی را ستونم

    به صورت کمترم از نيم ذره
    ز روی عشق از عالم فزونم

  20. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود