صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه؛ قتل و غارت در اسلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    11
    حضور
    9 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    50

    اشاره شبهه؛ قتل و غارت در اسلام




    با سلام خدمت تموم دوستان

    با یکی سر اسلام بحث میکردم تا اینکه گفت: من به این چیزا کاری ندارم و با قتل و غارتی که اسلام آورد مشکل دارم...
    منم ازش وقت خواستم که جواب قانع کننده بهش بدم

    اگر ممکنه در این مورد توضیح بدین (ساده و اجمالی و با بیان چند حدیث)

    یا علی
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۸/۰۷ در ساعت ۱۹:۴۷

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    175 روز 1 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58316



    با نام و یاد دوست






    شبهه؛ قتل و غارت در اسلام





    کارشناس بحث: استاد اندیشمند

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    با سلام خدمت شما بزرگوار

    قبل از اینکه شما از ایشون وقت بگیرید تا پاسخ قانع کننده بدهید باید از ایشون سوال قانع کننده می پرسیدید زیرا سوال ایشون صرف ادعا و کلی گویی است و شما باید از ایشون میخواستید سند حرف خودش رو بیاره.
    بسیاری از این کسانی که چنین سوالی میپرسند واضح است اصلا آشنایی به تاریخ اسلام ندارند و صرفا به شنیده های خودشون اتکا می کنند.

    احتمالا منظور ایشون از این قتل و غارت جنگ هایی بوده است که در زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) رخ داده است و اینها را بهانه خشونت طلبی اسلام آورده است که لازم است توضیحی در این مورد داده شود:

    آيا جنگ مطلقاً بد است، حتى در مقام دفاع از يك حق، و يا تهاجم و تجاوز بد است؟ پس بايد مورد و منظور جنگ را به دست آورد كه براى چه منظور و هدفى است. يك وقت است كه جنگ تهاجم است، يعنى فرد يا ملتى چشم طمع به حقوق ديگران مثلًا به سرزمين ديگرى مى‏دوزد، چشم طمع به ثروت مردمى مى‏دوزد و يا اينكه تحت تأثير جاه طلبى فراوان و تفوق طلبى و برترى طلبى قرار مى‏گيرد و ادعا مى‏كند كه نژاد من فوق همه نژادها و برتر از همه نژادهاست، پس بر همه نژادهاى ديگر بايد حكومت كند.اين هدفها هدفهاى نادرست است.

    ولى اگر جنگى براى دفع تهاجم باشد؛ ديگرى به سرزمين ما تهاجم كرده است، به مال و ثروت ما چشم دوخته است، به حريت و آزادى و آقايى ما چشم دوخته و مى‏خواهد آن را سلب كند و آقايى خود را به ما تحميل كند، اينجا دين چه بايد بگويد؟ آيا بايد بگويد: جنگ مطلقاً بد است، دست به اسلحه بردن بد است، دست به شمشير بردن بد است، ما طرفدار صلحيم؟! بديهى است كه اين سخن مسخره است.

    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    اگر كسى بگويد كه من مخالف جنگم و جنگ مطلقاً بد است، چه جنگى كه تهاجم باشد و چه جنگى كه دفاع و مبارزه با تهاجم باشد، اشتباه كرده است. جنگ تهاجمى قطعاً بد است و جنگ به معنى ايستادگى در مقابل تهاجم قطعاً خوب است و از ضروريات زندگى بشر است.

    اگر خداوند به وسيله بعضى از افراد بشر جلو بعضى ديگر را نگيرد خرابى و فساد همه جا را مى‏گيرد. و لهذا تمام كشورهاى دنيا نيروى دفاع را براى كشور واجب و لازم مى‏دانند. يك ارتشى كه وظيفه‏اش جلوگيرى از تجاوز است وجودش لازم و ضرورى است؛[1]

    در اسلام سخن از دوگونه جهاد است:

    يكي جهاد دفاعي و ديگري جهاد ابتدايي. اولين آيات مربوط به جهاد در قرآن كه در سال دوم ورود پيامبر به مدينه نازل شده، مربوط به جهاد دفاعي مسلمانان است. خداوند در اين آيات به كساني كه جنگ بر آنها تحميل شده. اجازة جهاد داده و علت اين امر را مورد ستم قرار گرفتن آنها مي‌داند.[2] و در آية بعد تأكيد مي‌كند كه اين مسلمان‌ها، كساني هستند كه به ناحق از شهر و خانة خود رانده شده‌اند و تنها جرم آنها اين بوده كه خداي يكتا را پروردگار خود مي‌دانسته‌اند.[3]خداوند در همان آيه فلسفه جالبي را براي اين اجازه جهاد بيان مي‌كند، كه اگر خداوند بعضي از مردم را به وسيلة بعضي ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه‌ها و معابد يهود و نصارا، و مساجدي كه نام خدا در آن بسيار برده مي‌شود، ويران مي‌گردد![4]



    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    1,278
    حضور
    1 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    5
    صلوات
    3932



    در آيه صد و نود سوره بقره نيز به مسلمان‌ها فرمان نبرد با كساني صادر شده كه با آنها مي‌جنگند. و در آية سي و شش سوره توبه، خداوند خواهان پيكار دسته جمعي مسلمين با مشركين مي‌باشد، به اين علت كه آنها به طور جمعي به جنگ با مسلمان‌ها پرداخته‌اند.

    از ملاحظة اين آيات بدست مي‌آيد كه يكي از اهداف اصلي اسلام در جهاد، دفاع مشروع در برابر بيگانگاني است كه زندگي مسلمين را مورد تهديد جدي قرار داده‌اند.[5] آيا در اينجا عقل مي‌پسندد كه ما دست متجاوز را باز گذاشته و دست مظلوم را ببنديم و از وي بخواهيم از حقِ دفاع خود صرفنظر كند؟!

    قسم دوم از جهاد، جهاد ابتدايي است. جهاد ابتدايي در جايي بر مسلمان‌ها واجب مي‌شود كه عده‌اي از مسلمان‌ها تحت فشار و آزار مشركان باشند. در اين حالت اسلام اجازه مي‌دهد جهت رهايي آنها، مسلمين به نبرد با مشركين بپردازند.[6] و يا آن‌كه عده‌اي در صدد برآيند راه تبليغ و ترويج دين اسلام را سدّ نمايند، در اين مورد نيز اسلام جهت مهيا نمودن زمينه توصيه و دعوت اسلامي، اجازه جهاد داده است. و ديگر اينكه جهت آزادي بشر از قيود شرك و گرايش به ايمان، اسلام اجازه مي‌دهد كه با مشركان جهاد شود. اين سه مورد از موارد مهمّ اجازه جهاد ابتدايي به مسلمان‌ها مي‌باشد. [7]

    [1] مجموعه ‏آثاراستاد شهيد مطهرى،ج‏20 ،ص221 -223 با دخل و تصرف
    [2] ر.ك: سوره حج، آيه 39.
    [3] ر.ك: سوره حج، آيه 40.
    [4] همان.
    [5] ر.ك: مفاهيم القرآن، جعفر سبحاني، ج 7، ص 495، مؤسسه امام صادق، 1412، كه تحت عنوان جهاد دفاعي، دفاع را بر دو قسم دانسته است: دفاع از حوزه اسلام و دفاع از جان و مال و مشابه آن، و دربارة هر يك توضيحاتي داده است.
    [6] ر.ك: نساء، 75.
    [7] در این پاسخ از نرم افزار پاسخ بهره گرفته شده است.


    اللهم صل علي محمد و آل محمد

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    تدریس؛ تحقیق
    نوشته
    1,315
    حضور
    25 روز 21 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    109
    آپلود
    2
    گالری
    74
    صلوات
    3896




    سلام

    می بخشید که پابرهنه پریدم وسط


    نقل قول نوشته اصلی توسط اندیشمند نمایش پست ها
    قبل از اینکه شما از ایشون وقت بگیرید تا پاسخ قانع کننده بدهید باید از ایشون سوال قانع کننده می پرسیدید زیرا سوال ایشون صرف ادعا و کلی گویی است و شما باید از ایشون میخواستید سند حرف خودش رو بیاره.
    صرفا برای غنای بحث

    بیکند شهری بود از سغد . سغد مرکز تجاری بین المللی در شرق ایران در زمان ساسانیان بود و شهری بسیار زیبا و ثروتمند . اندربیکند" مردی بود که وی را دو دختر با جمال ( زیبا ) داشت . ورقا ابن نصر " فرمانده سپاه اعراب هر دو دختر را از خانه بیرون کشید . مرد ایرانی گفت : در میان این شهر بزرگ چرا دختران مرا میبری ؟ ورقا پاسخی نداد . مرد بجست و کاردی بر وی بزد . ورقا زخمی شد ولی کشته نشد . چون خبر به قتیبه رسید . گفته شد که همه شهر "حرب" هستند . در نتیجه شهر به کلی منهدم گشت . مردان قادر به جنگ قتل عام گشتند و اموال شهر به تصرف در آمد . سپس کشتار سمرقند و خوارزم شد . بعد از آن گرگان به محاصره "یزید مهلب" در آمد . طبری مینویسد او به مناسبت این مبارزه طولانی ایرانیان طبرستان با اعراب و کشتن عده زیادی از مسلمانان در آنجا آنقدر از مردمان آنها خواهد کشت که خونشان به جریان بیافتد و آسیاب ها بگردش درافتد و با خون آنها گندم و نان بپزند . محاصره بعد از 7 ماه به پایان رسید .یزید مهلب 1000 نفر را در دره ای برد و همگان را قتل عام نمود . ولی خونشان به جریان نیافتاد . لیکن دستور داد آب را به خونها ببندند تا جریان بیافتد گزارش این نبرد حاکی از آن است که 14000 هزار ترک در شبه جزیره و 40000 تن ایرانی در نبرد گرگان کشته شدند و هزاران اسیر بدست آمد و 30 میلیون درهم غنائم بدست آمد . که یک پنجم آن به مبلغ 6 میلیون درهم راهی دمشق شد .

    یا


    یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر "تمیشه" بود که به سختی با سپاه اعراب نبرد کرد . "سعید عاص" شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه "سعید ابن عاص" مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند.

    یا


    بلاذری مینوسید :"اشعث ابن قیس" آذربایجان را فتح کرد و درب آن شهر را به روی سپاه اعراب گشود . در زمان عثمان وی والی آذربایجان شد او شماری زیادی از خانواده های عرب را روانه آذربایجان کرد تا در آنجا سکنی گزینند . عشایر عرب از بصره و کوفه و شام راهی آذربایجان شدند . به گفته وی عده معدودی از عربان زمینهای عجمان را خریدند . لیکن اکثر عربان برای مصادره کردن زمینهای مجوسان با یکدیگر مسابقه نمودند - یعنی هر گروهی هرچه میتوانست مصادره میکرد . بدین صورت اموال و زمینهای ایرانیان یکی پس از دیگری به تاراج گذاشته شد .

    یا


    بلاذری مینویسد : پس از فتح استخر همه مردمان شهر از لب تیغ گذشتند . کسی جان سالم بدر نبرد .بلاذری میگوید : عامر سوگند یادکرده بود بعد از اینهمه مدت مقابله ایرانیان استخر در برابر لشگر اعراب پس از فتح آنان - آنقدر از مردم آنجا خواهم کشت که جوی خون سرازیر شود .بلاذری کشته شدگان ایرانی را در گور حدود 40 هزار تن تخمین زد . او خبر از قتل عام بیش از 100 هزار تن ایرانی در استخر توسط عبدالله عامر خبر میدهد .



    در حمله به سیستان؛ مردم مقاومت بسیار و اعراب مسلمان خشونت بسیار کردند بطوریکه ربیع ابن زیاد (سردار عرب) برای ارعاب مردم و کاستن از شور مقاومت آنان دستور داد تا صدری بساختند از آن کشتگان (یعنی اجساد کشته شدگان جنگ را روی هم انباشتند) و هم از آن کشتگان تکیه گاهها ساختند؛ و ربیع ابن زیاد بر شد و بر آن نشست و قرار شد که هر سال از سیستان هزار هزار (یک میلیون) درهم به امیر المومنین دهند با هزار غلام بچه و کنیز. (کتاب تاریخ سیستان صفحه۳۷، ۸۰ - کتاب تاریخ کامل جلد1 صفحه ۳۰۷)


    در حمله به شاپور نیز مردم پایداری و مقاومت بسیار کردند بگونه ای که عبیدا (سردار عرب) بسختی مجروح شد آنچنانکه بهنگام مرگ وصیت کرد تا به خونخواهی او؛ مردم شاپور را قتل عام کنند؛ سپاهیان عرب نیز چنان کردند و بسیاری از مردم شهر را بکشتند. (کتاب فارسنامه ابن بلخی؛ صفحه 116 -کتاب تاریخ طبری؛ جلد پنجم صفحه 2011)




    در حمله به الیس؛ جنگی سخت بین سپاهیان عرب و ایران در کنار رودی که بسبب همین جنگ بعد‌ها به «رود خون» معروف گردید در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان؛ خالد ابن ولید نذر کرد که اگر بر ایرانیان پیروز گردید «چندان از آنها بکشم که خون‌هاشان را در رودشان روان کنم» و چون پارسیان مغلوب شدند؛ بدستور خالد «گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند؛ می‌آوردند و در رود گردن می‌زدند» مغیره گوید که «بر رود؛ آسیاب‌ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود؛ قوت سپاه را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند؛ آرد کردند ... کشتگان (پارسیان) در الیس هفتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری؛ جلد چهارم؛ صفحه ۱۴۹۱- کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران؛ جلد دوم برگ 123)




    در شوشتر؛ مردم وقتی از تهاجم قریب الوقوع اعراب با خبر شدند؛ خارهای سه پهلوی آهنین بسیار ساختند و در صحرا پاشیدند. چون قشون اسلام به آن حوالی رسیدند؛ خارها به دست و پای ایشان بنشست؛ و مدتی در آنجا توقف کردند. پس از تصرف شوشتر؛ لشکر اعراب در شهر به قتل و غارت پرداختند و آنانی را که از پذیرفتن اسلام خودداری کرده بودند گردن زدند. (کتاب الفتوح صفحه ۲۲۳ – کتاب تذکره شوشتر؛ صفحه۱۶)




    در چالوس رویان؛ عبدالله ابن حازم مامور خلیفه‌ی اسلام به بهانه (دادرسی) و رسیدگی به شکایات مردم؛ دستور داد تا آنان را در مکان‌های متعددی جمع کردند و سپس مردم را یک‌یک به حضور طلبیدند و مخفیانه گردن زدند بطوریکه در پایان آنروز هیچ کس زنده نماند ... و دیه‌ی چالوس را آنچنان خراب کردند که تا سالها آباد نشد و املاک مردم را بزور می‌بردند. (کتاب تاریخ طبرستان صفحه ۱۸۳ - کتاب تاریخ رویان؛ صفحه ۶۹)




    در حمله به سرخس؛ اعراب مسلمان «همه‌ی مردم شهر را بجز یک صد نفر؛ کشتند. (کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم؛ صفحه 208و 303)



    در حمله به نیشابور؛ مردم امان خواستند که موافقت شد؛ اما مسلمانان چون از اهل شهر کینه داشتند؛ به قتل و غارت مردم پرداختند؛ بطوریکه «آنروز از وقت صبح تا نماز شام می‌کشتند و غارت می‌کردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 282)




    در حمله‌ی اعراب به گرگان؛ مردم با سپاهیان اسلام به سختی جنگیدند؛ بطوریکه سردار عرب (سعید بن عاص) از وحشت؛ نماز خوف خواند. پس از مدتها پایداری و مقاومت؛ سرانجام مردم گرگان امان خواستند و سعید ابن عاص به آنان «امان» داد و سوگند خورد «یک تن از مردم شهر را نخواهد کشت» مردم گرگان تسلیم شدند؛ اما سعید ابن عاص همه ی مردم را بقتل رسانید؛ بجز یک تن؛ و در توجیه پیمان شکنی خود گفت: «من قسم خورده بودم که یک تن از مردم شهر را نکشم! .. تعداد سپاهیان عرب در حمله به گرگان هشتاد هزار تن بود. (کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه ۲۱۱۶ - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم ؛ صفحه ۱۷۸)




    پس از فتح "استخر" (سالهای 28-30 هجری) مردم آنجا سر به شورش برداشتند و حاکم عرب آنجا را کشتند. اعراب مسلمان مجبور شدند برای بار دوم"استخر" را محاصره کنند. مقاومت و پایداری ایرانیان آنچنان بود که فاتح "استخر" (عبدالله بن عامر) را سخت نگران و خشمگین کرد بطوریکه سوگند خورد که چندان بکشد از مردم "استخر" که خون براند. پس خون همگان مباح گردانید و چندان کشتند خون نمی‌رفت تا آب گرم به خون ریختندپس برفت و عده کشته شدگان که نام بردار بودند "چهل هزار کشته" بودند بیرون از مجهولان .(کتاب فارسنامه ابن بلخی صفحه 135-- کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 163)




    رامهرمز نیز پس از جنگی سخت به تصرف سپاهیان اسلام در آمد و فاتحان عرب؛ بسیاری از مردم را کشتند و زنان و کودکان فراوانی را برده ساختند و مال و متاع هنگفتی بچنگ آوردند. (کتاب الفتوح؛ صفحه 215)




    مردم کرمان نیز سالها در برابر اعراب مقاومت کردند تا سرانجام در زمان عثمان؛ حاکم کرمان با پرداخت دو میلیون درهم و دو هزار غلام بچه و کنیز؛ بعنوان خراج سالانه؛ با اعراب مهاجم صلح کردند. (کتاب تاریخ یعقوبی صفحه 62 -کتاب تاریخ طبری جلد پنجم صفحه 2116, 2118 - کتاب تاریخ کامل؛ جلد سوم صفحه 178,179)

    نقل قول نوشته اصلی توسط اندیشمند نمایش پست ها
    آيا جنگ مطلقاً بد است، حتى در مقام دفاع از يك حق، و يا تهاجم و تجاوز بد است؟ پس بايد مورد و منظور جنگ را به دست آورد كه براى چه منظور و هدفى است. يك وقت است كه جنگ تهاجم است، يعنى فرد يا ملتى چشم طمع به حقوق ديگران مثلًا به سرزمين ديگرى مى‏دوزد، چشم طمع به ثروت مردمى مى‏دوزد و يا اينكه تحت تأثير جاه طلبى فراوان و تفوق طلبى و برترى طلبى قرار مى‏گيرد و ادعا مى‏كند كه نژاد من فوق همه نژادها و برتر از همه نژادهاست، پس بر همه نژادهاى ديگر بايد حكومت كند.اين هدفها هدفهاى نادرست است.

    ولى اگر جنگى براى دفع تهاجم باشد؛ ديگرى به سرزمين ما تهاجم كرده است، به مال و ثروت ما چشم دوخته است، به حريت و آزادى و آقايى ما چشم دوخته و مى‏خواهد آن را سلب كند و آقايى خود را به ما تحميل كند، اينجا دين چه بايد بگويد؟ آيا بايد بگويد: جنگ مطلقاً بد است، دست به اسلحه بردن بد است، دست به شمشير بردن بد است، ما طرفدار صلحيم؟! بديهى است كه اين سخن مسخره است.
    هیچ کدام از موارد ذکر شده دفاع نبود. همگی تهاجم بود...
    ویرایش توسط Anoushiravan : ۱۳۹۲/۰۵/۲۵ در ساعت ۰۰:۰۵
    وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ
    دعام کنید
    للَّهِ مِنْ عِبادِهِ خِيَرَتانِ، فَخِيَرَتُهُ مِنَ الْعَرَبِ قُرَيْشٌ وَمِنَ الْعَجَمِ فارْسٌ.
    از بندگان خدا دو گروه برگزيده و نيكو هستند. بندگان نيكو و برگزيده عرب، قريش مى‏باشد و بندگان نيكو و برگزيده عجم فارس‏ها هستند.
    المناقب، ابن شهر آشوب: 4/ 167؛ بحار الأنوار: 46/ 4؛ ربيع الابرار: 1/ 402402

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    43
    حضور
    1 روز 6 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    65



    نقل قول نوشته اصلی توسط Anoushiravan نمایش پست ها
    صرفا برای غنای بحث
    انوشیروان گرامی جسارتا بنده هم پابرهنه وسط این بحث آمدم تا متذکر شوم شبهه گفته شده این است که من با غارتی که اسلام آورد مشکل دارم ! و نه با غارتی که مسلمانان کردند !
    متاسفانه شما طوری در پست خود مطرح کردید که گویا نعوذبالله آن قتل و غارت گفته شد در تواریخ براساس اصول قرآنی و سخنان حضرت پیامبر (ص)بوده است در حالیکه در زمان حیات آن حضرت کمتر اثری از اینگونه اعمال دیده شده و در یک مورد که توسط خالد بن ولید و بدون اجازه پیامبر (ص) انجام شد هم آن حضرت ضمن توبیخ خالد بن ولید حضرت علی (ع ) را به دلجویی و جبران خسارت قبیله مورد تهاجم فرستادند .پس همانگونه که جناب طاهر گفتند کسی که مدعی قتل و غارت توسط اسلام است باید استنادی از قرآن و یا سنت حضرت پیامبر (ص ) بیاورد .

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    892
    حضور
    16 روز 10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1567



    سلام
    1-در مورد جنگ و حمله به مکه از مدینه برای فتح مکه نیز اگر امکانش هست توضیح بفرمایید
    2-در مورد حملات اعراب به ایران هم اگر میشود توضیح بفرماایدد

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    ثقلین
    نوشته
    990
    حضور
    22 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2214



    آیا حضرت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در حمله اعراب به ایران شرکت داشتند یا نه، و آیا امیرالمؤمنین علیه‌السلام به این حمله راضی بودند یا نه؟

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۱
    نوشته
    43
    حضور
    1 روز 6 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    65



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hadi99g نمایش پست ها
    آیا حضرت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در حمله اعراب به ایران شرکت داشتند یا نه، و آیا امیرالمؤمنین علیه‌السلام به این حمله راضی بودند یا نه؟
    در حمله عمر و سپاه اسلام به ايران آيا امام علي(ع) و امام حسن و حسين عليهم السلام و كلا صحابه و بزرگان اسلام شركت داشتند؟(حاوی لینک است )
    ویرایش توسط صادق صادق : ۱۳۹۲/۰۵/۲۵ در ساعت ۲۳:۴۸

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۲۴, ۰۶:۴۶ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود