صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات بسیط نبودن نفس

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877

    راهنما اثبات بسیط نبودن نفس




    بزرگوار

    اگر فلاسفه بگویند، «نفس» بسیط است و «شئونات آن» مصادر آن هستند.
    شما چطور بساطت نفس را رد میکنید؟

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58319



    با نام و یاد دوست






    اثبات بسیط نبودن نفس





    کارشناس بحث: استاد اویس

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها
    بزرگوار

    اگر فلاسفه بگویند، «نفس» بسیط است و «شئونات آن» مصادر آن هستند.
    شما چطور بساطت نفس را رد میکنید؟
    سلام جناب سلمان 14
    ظاهرا شما مطلب را درست دریافت نکرده اید
    ما در فلسفه نه تنها دلیلی برای رد بساطت نفس نداریم بلکه دلیل بر اثبات آن داریم. «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» در عبارات جناب ملاصدرا اشاره به همین حقیقت بساطتت نفس دارد که در عین بساطتش همه قوای خود نیز می باشد و قوای نفس شئون و مظاهر اویند.

    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۲/۰۵/۱۸ در ساعت ۱۳:۵۵


  7. صلوات ها 4


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و خداقوت
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    در عبارات جناب ملاصدرا اشاره به همین حقیقت بساطتت نفس دارد که در عین بساطتش همه قوای خود نیز می باشد و قوای نفس شئون و مظاهر اویند.
    این سوال رو از کابر ask در تاپیک دیگری پرسیدم، مدیران به اینجا انتقالش دادن
    ایشون معتقد بود که تنها موجود بسیط، خدای تبارک و تعالی است.
    و میگفت که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط ask نمایش پست ها
    غیر خدا مرکب است طبق سخن معصومین پس مخلوق اول هم مرکب است و بسیط نیست و تنها موجود بسیط خداوند تبارک و تعالی است
    مَا سِوَى‏ الْوَاحِدِ مُتَجَزِّئٌ‏ وَ اللَّهُ‏ وَاحِدٌ لَا مُتَجَزِّئ‏ وَ لَا مُتَوَهَّمٌ بِالْقِلَّةِ وَ الْكَثْرَةِ وَ كُلُّ مُتَجَزِّئٍ أَوْ مُتَوَهَّمٍ بِالْقِلَّةِ وَ الْكَثْرَةِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ دَالُّ عَلَى خَالِقٍ لَهُ

    آنچه جز خداى واحد است تجزيه پذير است و خدا واحدى است كه نه تجزيه پذير است و نه كم و بيش در ذات او تصور شود و هر آنچه تجزيه پذير است يا آنچه در آن تصور كم و بيش شود مخلوقى است كه دلالت بر خالق خويش دارد.

    الكافي ، ج‏1، ص: 116
    در مورد این حدیث چه می فرمایید؟

    بله اثباتهایی را دیده ام، حتی یک زمان خودم هم با آیدی قبلی با دیگر دوستان روی این بحث میکردیم که «من درک کننده» مجرد است و مادی نیست، استدلال مان هم روی این موضوع بود که «من درک کننده» ثابت است.

    ولی برای بسیط بودن نفس، چه دلایلی هست؟

    فکر نمیکنید، افعالی مثل فکر خوانی و .... دلیل بر عدم بسیط بودن نفوس است؟

    با تشکر

  9. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    یکی از ادله بساطت نفس این است که نفس انسان مى تواند تصوّر معناى واحد را بكند؛ زيرا مى تواند بر بسيارى از چيزها وحدت را حمل و از بسيارى چيزها وحدت را سلب كند. و هيچ كثرتى را نمى توان تصوّر كرد مگر آنكه تصوّر واحد بشود. و اگر نفس قابل تجزيه و تقسيم باشد بايد معناى واحد نيز كه به وسيله نفس تصور شده است قابل تقسيم باشد؛ زيرا تجزيه محلّ مستلزم تجزيه حالّ است، در حالى كه تجزيه و تقسيم معناى واحد محال است. پس لازم است كه نفس منقسم و تجزيه نگردد و يا تصوّرمعناى واحد را نكند و چون بطلان قسم دوّم (عدم تصوّر واحد) روشن است مطلوب يعنى بساطت و عدم تجزيه و تقسيم نفس ثابت مى شود.
    اما در مورد عبارتی که نقل نمودید باید بگویم که فرق است بین واحد حقیقی که خداوند متعال است و به هیچ وجه نه در ذات و نه در انیت او ترکیب و تجزیه راه ندارد با واحد غیر حقیقی چون نفس انسان که اگرچه وجود خارجی او بسیط و غیر قابل تجزیه است اما ماهیت او زوج ترکیبی از وجود و عدم است و در ماهیت خویش مرکب می باشد.
    توصیه من به دوست گرامی سلمان14 همچنان این است که با صرف نظر از این اشکالات و ایرادات به برنامه ریزی مدون برای فراگیری مبانی حکمت متعالیه و معرفت نفس بپردازند زیرا به قطع و یقین اینگونه سوالات گره چندانی از ابهامات علمی حضرتعالی و دیگر دوستان خواننده محترم در این مساله را باز نخواهد کرد و نیازمند به یک سیر مطالعاتی دقیق و ریشه ای است.


    ویرایش توسط اویس : ۱۳۹۲/۰۵/۲۲ در ساعت ۰۹:۰۰


  10. صلوات ها 5


  11. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    بسم الله الرحمن الرحیم
    باسلام و خداقوت
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    یکی از ادله بساطت نفس این است که نفس انسان مى تواند تصوّر معناى واحد را بكند؛
    استاد عزیز، به نظر حقیر انسان معنای واحد را در نمییابد
    بلکه به صورت تعمیم ذهنی، به قول خودمان همچین بگی نگی میفهمد
    معنای کثرت را هم به دلیل درک معنای یک می فهمیم،
    و البته یکی غیر از واحد است.

    والا انگیزه لازم برای معرفت نفس همین است، که اول این مشکل را حل کنم که اصالت وجود درست است، که تا الان با نادرستی آن مواجه شده ام.
    اما اگر صحبت شما از معرفت نفس مشاهده نظم در ساختار وجودی انسان باشد، بله حرف شما استاد گرامی را میفهمم.

    با تشکر،

  12. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    پیاده روی-مطالعه-سفر
    نوشته
    96
    حضور
    1 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    225



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها
    والا انگیزه لازم برای معرفت نفس همین است، که اول این مشکل را حل کنم که اصالت وجود درست است، که تا الان با نادرستی آن مواجه شده ام.
    اما اگر صحبت شما از معرفت نفس مشاهده نظم در ساختار وجودی انسان باشد، بله حرف شما استاد گرامی را میفهمم.
    با سلام

    طرح اصالت وجود توسط صدرا به هدف آماده سازی ذهن فیلسوف جهت پذیرش عرفان نظری بوده است. و ربطی به معرفت نفس که هدفش عرفان عملی است ندارد. هرچند در عرفان نظری مبانی آن طرح شده است.
    ز هجرت می کشم بار جهانی
    که گويی
    من جهانی را ستونم


    موفق باشید.

    ز هجرت می کشم بار جهانی
    که گويی
    من جهانی را ستونم

    به صورت کمترم از نيم ذره
    ز روی عشق از عالم فزونم

  13. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    سلام علیکم
    نقل قول نوشته اصلی توسط کنکاش نمایش پست ها
    طرح اصالت وجود توسط صدرا به هدف آماده سازی ذهن فیلسوف جهت پذیرش عرفان نظری بوده است. و ربطی به معرفت نفس که هدفش عرفان عملی است ندارد. هرچند در عرفان نظری مبانی آن طرح شده است.
    ز هجرت می کشم بار جهانی
    که گويی
    من جهانی را ستونم
    متوجه نشدم،
    چطور ربطی ندارد، وقتی ایشون می فرمایند، حکمت متعالیه؟؟؟؟؟؟

    و راستی این شعر چه ربطی داشت؟

    موید باشید.

  14. صلوات


  15. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    علاقه
    پیاده روی-مطالعه-سفر
    نوشته
    96
    حضور
    1 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    225



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها
    متوجه نشدم،
    چطور ربطی ندارد، وقتی ایشون می فرمایند، حکمت متعالیه؟؟؟؟؟؟
    سلام

    معرفت نفس اگر صرفاً بخواهید نظری مطالعه بفرمایید که باید از مبانی فلسفی آن در حکمت متعالیه شروع بفرمایید و ادامه دهید. این که بخواهید اصالت وجود برای شما اثبات شود باز هم باید حکمت متعالیه را پیگیری کنید چون همانجا به این مقوله پرداخته شده است.
    اما اگر منظور از معرفت نفس به صورت عرفان عملی است، به نظر من بدون مبانی نظری هم می توان در آن راه گام نهاد و نیازی به پیمودن راه فلسفی و نظری ندارد. البته به هر حال بدون استاد نباید در این راه گام نهاد.

    منظور این بود. (شعر هم جنبه تشویق داشت. ربط خاصی نداشت)

    در پناه حق

    ز هجرت می کشم بار جهانی
    که گويی
    من جهانی را ستونم

    به صورت کمترم از نيم ذره
    ز روی عشق از عالم فزونم

  16. صلوات ها 2


  17. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30927



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها
    استاد عزیز، به نظر حقیر انسان معنای واحد را در نمییابد
    بلکه به صورت تعمیم ذهنی، به قول خودمان همچین بگی نگی میفهمد
    معنای کثرت را هم به دلیل درک معنای یک می فهمیم،
    و البته یکی غیر از واحد است.

    والا انگیزه لازم برای معرفت نفس همین است، که اول این مشکل را حل کنم که اصالت وجود درست است، که تا الان با نادرستی آن مواجه شده ام.
    متاسفانه عدم درک صحیح مبانی حکمت متعالیه موجب گشته که با هر جوابی چند سال جدید دیگر برای حضرتعالی ایجاد میشود. به نظر می رسد این نوع سوالات شما نیز علی رغم ضرورت فراگیری پرداخت به مبانی، مربوط به بخش اعتقادات باشد لذا از ادامه این نوع سوالات در بخش اخلاق و عرفان خودداری فرمایید.



  18. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۱۶:۳۹ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود