صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: و این بار طلاق...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932

    و این بار طلاق...




    سلام دوستان عزیز اسک دینی طاعاتتون قبول حق انشاالله
    نمیدونم چرا اینهمه دعای شب های قدر این نتیجه رو داد... خدا میدونه که چی به صلاحمه اما خیلی عجیب همه چیز پیش رفت...

    امیدوارم منو خاطرتون باشه که مشکل جدی با عصبی بودن همسرم و کینه ای بودنش داشتم به طوریکه کوچکترین اتفاقاتو بعد سه
    سال به وضوح و با نفرت تو دلش نگه داشته(در قبال همه اما نسبت به خانواده من خیلی شدیدتر)
    من داشتم این زندگی پر استرس که دائم مواظب باشم نکنه ناراحت شه نکنه تاثیر بد اعتقادی روش بذاره... زندگی سختی بود اما توان تحملشو داشتم.

    تا اینکه دوباره بر اثر یک موضوع ناچیز دعوای شدیدی کرد و مثل اغلب اوقات از حربه توهین و فحش به خانواده من استفاده کرد و گفت گمشو برو خونه همونا...

    شب سختی رو گذروندم و دائم فکر میکردم که چرا من تحمل میکنم؟ اون چرا چنین حقی داره که هر برخوردی با من داشته باشه؟


    خلاصه تا فردا ظهرش اصلا همو ندیدیمو حرفی نزدیم و ایشون بدون هیچ کلامی خونرو ترک کرد.
    حتی حق قهر و ترک خونه هم با اونه درصورتی که بدترین رفتارو داشته؟زنگ زدم به یکی از آشناهام(خانوادمو و همسرم ندیدن و ایشون استاد جلسات مذهبی و بسیار فعال هستن و آدم پخته و تجربه دارین) گفتم موضوع مهمی وایشون گفتن بیا خونم.


    منم رفتم خونشون.قبلا تا حدی در جریان زندگیم بودن و همیشه میگفتن باید به پدرت موضوعو بگی(پدر و مادرم در دوران عقد مخصوصا و حتی همین الان بارها صداهای ایشونو شنیده بودن و حتی تا صبح گریه میکردن اما من نمیذاشتم وارد زندگیم شن و میگفتم من میتونم خودم زندگیمو اداره کنم)
    خلاصه ایشون منو واقعا مجبور کردن به خونه پدرم برم و میگفتن هیچ راهی جز این نمونده.


    همسرم وقتی فهمید به جای اینکه شرمنده شه عصبانی شدو گفت من نمیام با بابات حرف بزنم خودت پاشو بیا خونه.اما من دیگه برای برگشت همه پلها خراب شده بود و راهه رفته رو نمیتونستم نصفه رها کنم.

    الان سه روزه خونه پدرمم و همسرم در حد جنون عصبانی شده که من به خانوادم گفتم و بردنش دکترو الان تحت درمانه و دارو مصرف میکنه(اونم به خانوادش گفت) اما میگه من نمیام اونجا حرفی بزنم.


    متاسفانه مامانش زنگ زدنو با مامانم برخورد بدی دو طرف داشتن و هر دو طرف سعی کردن بگن بچه شما کلی ایراد داره و من خیلی ازین موضوع داغون شدم اما مامان من واقعا قابل کنترل نیستن و هرکاری بخوان انجام میدن.
    الان تو مرحله عجیبی ناخواسته افتادم.طلاق یکی از راه های پر رنگ جلومه که همه بهم تاکید دارن.حتی میاوری که زمان ازدواجم پیشش رفتم و ایوشن بهم گفته بودن که به درد هم نمیخورین هم میگفتن باید تلاش بر ساختن باشه اما نهایتش میتونه به طلاق برسه.
    اینقدر شوک زده بودم تا سه روز طول کشید حالم جا بیاد بیام تایپیک بزنم.


    من میدونم اگر حتی برگردیم سر خونه زندگیمون همسر من تا آخر عمرم عذابم میده.اون که کوچکترین انتقادی رو حاضر به تحملش نیست حالا به این شکل مورد انتقاد قرار گرفته و دیگه به جنون رسیده.

    پدر همسرم امشب قراره بیان خونه ما تا تکلیفمون مشخص بشه.

    کمک کنین حالم خیلی بده
    تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری ، شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن...

  2. صلوات ها 20


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست




    و این بار طلاق...





    کارشناس بحث: امیدوار



  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیز اسک دینی طاعاتتون قبول حق انشاالله
    نمیدونم چرا اینهمه دعای شب های قدر این نتیجه رو داد... خدا میدونه که چی به صلاحمه اما خیلی عجیب همه چیز پیش رفت...

    امیدوارم منو خاطرتون باشه که مشکل جدی با عصبی بودن همسرم و کینه ای بودنش داشتم به طوریکه کوچکترین اتفاقاتو بعد سه
    سال به وضوح و با نفرت تو دلش نگه داشته(در قبال همه اما نسبت به خانواده من خیلی شدیدتر)
    من داشتم این زندگی پر استرس که دائم مواظب باشم نکنه ناراحت شه نکنه تاثیر بد اعتقادی روش بذاره... زندگی سختی بود اما توان تحملشو داشتم.

    تا اینکه دوباره بر اثر یک موضوع ناچیز دعوای شدیدی کرد و مثل اغلب اوقات از حربه توهین و فحش به خانواده من استفاده کرد و گفت گمشو برو خونه همونا...

    شب سختی رو گذروندم و دائم فکر میکردم که چرا من تحمل میکنم؟ اون چرا چنین حقی داره که هر برخوردی با من داشته باشه؟


    خلاصه تا فردا ظهرش اصلا همو ندیدیمو حرفی نزدیم و ایشون بدون هیچ کلامی خونرو ترک کرد.
    حتی حق قهر و ترک خونه هم با اونه درصورتی که بدترین رفتارو داشته؟زنگ زدم به یکی از آشناهام(خانوادمو و همسرم ندیدن و ایشون استاد جلسات مذهبی و بسیار فعال هستن و آدم پخته و تجربه دارین) گفتم موضوع مهمی وایشون گفتن بیا خونم.


    منم رفتم خونشون.قبلا تا حدی در جریان زندگیم بودن و همیشه میگفتن باید به پدرت موضوعو بگی(پدر و مادرم در دوران عقد مخصوصا و حتی همین الان بارها صداهای ایشونو شنیده بودن و حتی تا صبح گریه میکردن اما من نمیذاشتم وارد زندگیم شن و میگفتم من میتونم خودم زندگیمو اداره کنم)
    خلاصه ایشون منو واقعا مجبور کردن به خونه پدرم برم و میگفتن هیچ راهی جز این نمونده.


    همسرم وقتی فهمید به جای اینکه شرمنده شه عصبانی شدو گفت من نمیام با بابات حرف بزنم خودت پاشو بیا خونه.اما من دیگه برای برگشت همه پلها خراب شده بود و راهه رفته رو نمیتونستم نصفه رها کنم.

    الان سه روزه خونه پدرمم و همسرم در حد جنون عصبانی شده که من به خانوادم گفتم و بردنش دکترو الان تحت درمانه و دارو مصرف میکنه(اونم به خانوادش گفت) اما میگه من نمیام اونجا حرفی بزنم.


    متاسفانه مامانش زنگ زدنو با مامانم برخورد بدی دو طرف داشتن و هر دو طرف سعی کردن بگن بچه شما کلی ایراد داره و من خیلی ازین موضوع داغون شدم اما مامان من واقعا قابل کنترل نیستن و هرکاری بخوان انجام میدن.
    الان تو مرحله عجیبی ناخواسته افتادم.طلاق یکی از راه های پر رنگ جلومه که همه بهم تاکید دارن.حتی میاوری که زمان ازدواجم پیشش رفتم و ایوشن بهم گفته بودن که به درد هم نمیخورین هم میگفتن باید تلاش بر ساختن باشه اما نهایتش میتونه به طلاق برسه.
    اینقدر شوک زده بودم تا سه روز طول کشید حالم جا بیاد بیام تایپیک بزنم.


    من میدونم اگر حتی برگردیم سر خونه زندگیمون همسر من تا آخر عمرم عذابم میده.اون که کوچکترین انتقادی رو حاضر به تحملش نیست حالا به این شکل مورد انتقاد قرار گرفته و دیگه به جنون رسیده.

    پدر همسرم امشب قراره بیان خونه ما تا تکلیفمون مشخص بشه.

    کمک کنین حالم خیلی بده
    بسمه‌تعالي
    خواهر گرامي سلام عليكم. از وضعيت پيش‌آمده متاسفم و اميدوارم خداي بزرگ، با لطف خود اين موضوع را ختم به خير نمايد.
    همانطور كه بارها عرض شد، رفتار و نحوه برخورد همسر شما در موضوعات مختلف غير منطقي و به دور از انتظار است، اما اينكه تا چه اندازه عوامل ارتباطي و چه اندازه عوامل شخصيتي در اين نوع برخورد دخيل هستند نيازمند، ارزيابي حضوري است.
    بر اين اساس به نظر مي رسد نگاه موردي به مسئله اخير (نزاع و قهر شما)، گره گشا نيست بلكه لازم است به صورت عميق و ريشه‌اي اساس چنين ارتباط و شخصيتي مورد تحليل قرار بگيرد تا از اين طريق حضرتعالي با در اختيار داشتن نقشه راه، دريابيد كه چه بخشي از اين موضوعات قابل پيشگيري، كنترل و مديريت است و چه ميزان از آن خير!!
    در صورتيكه بعد از ارزيابي حضوري، اختلال شخصيت، تشخيص داده شود، براي پيشبرد زندگي، ضرورت دارد تا از مداخلات دارويي و روان‌درماني بهره گرفته شود.

    خواهر گرامي!
    با توجه به شرايط شما در مجموع نبايد اقدام شتابزده و عجولانه‌اي را دنبال كنيد، بلكه لازم است به اندازه كافي به خود و ايشان فرصت دهيد و انشاءالله با مراجعات حضوري و كمك گرفتن از متخصصين امر نقشه راه خود را بدست آوريد آنگاه بر مبناي آن تصميم‌گيري نماييد.

    در اين ايام با بركت از درگاه خداي سبحان، عاقبت بخيري و خوشبختي شما را مسئلت دارم.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
    و این بار طلاق...
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 18


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    با توجه به شرايط شما در مجموع نبايد اقدام شتابزده و عجولانه‌اي را دنبال كنيد،
    بسیار متاسفم ..........انشالله هر انچه به صلاحته پیش بیاد
    حرف جناب امیدوار و نشنیده نگیر

    ویرایش توسط مهر... : ۱۳۹۲/۰۵/۱۴ در ساعت ۱۵:۵۴

    و این بار طلاق...

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3286



    می تونمدرک کنم که چه شرایط سختیه که داری ایشالا که همه چیز حل میشه و به خوبی زندگی میکنین.


  11. صلوات ها 10


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    اللهم عجل لولیک الفرج

    سلام
    امیدورام هرچی صلاحه اتفاق بیافته

    بیشک طلاق رو آخرین راه بگذارید و با کمک مشاوران حضوری کمک کنید تا مشکل حل شود

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    929
    حضور
    15 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    13
    صلوات
    2409



    هوالعالم
    خدا به شما صبر بده
    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    من میدونم اگر حتی برگردیم سر خونه زندگیمون همسر من تا آخر عمرم عذابم میده.اون که کوچکترین انتقادی رو حاضر به تحملش نیست حالا به این شکل مورد انتقاد قرار گرفته و دیگه به جنون رسیده.
    گاهي وقتا يك قدم به عقب يعني برگشت از راه صد ساله اي كه يك شبه طي شده و همين ميتونه همه چي رو ارام كنه ...
    امروز كه به قرص خوردن افتادن يعني قبول كردن كه مشكل دارند و انشاالله از فرداها براي رفعش قدم برميدارن .

    مشكل روحي رواني ما از كفر يا ميل به روانگردان و الكل امثالهم نباشه
    100 درصد ريشه يابي و 99 درصد ريشه كن خواهد شد انشاالله

    خوبه كه ادم روي عيب ديگري سر پوش بذاره
    اما به شرطي كه اين ديگري وجود عيب و نقص رو قبول كنه تا بهش عادت نكنه
    در غير اينصورت بايد با كمك و مشورت خدا و اهل خدا به كمك اين فرد ناآگاه رفت
    چون ناخودآگاه عمل ميكنه !

    يا علی جان در بند دنیا نیستم ** بنده ی هر لبخند دنیا نیستم

    | با اذن خدای رحمان بشکن پیمان با شیط!ن
    برای دوری از زنا نه حمار را! عشق مرغ عشق و نجابت حیوان به ظاهر پست را مثال بزن که به حکم و حکمت خداوند خیانت به جفت نداشته و گاها در غم فراق یار دق می کنند.به حبشی ها بگو ! سحر نزدیک است وبانگ اذان عشق و بام مساجد دنیا برازنده شما!اگر امروز حرکت کنید!

    چشمي كه با طمع به خورشيد مي نگرد عاقبت كار كور مي شودحتي.دربرنورازودورميشود.

  15. صلوات ها 10


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    من میدونم اگر حتی برگردیم سر خونه زندگیمون همسر من تا آخر عمرم عذابم میده.اون که کوچکترین انتقادی رو حاضر به تحملش نیست حالا به این شکل مورد انتقاد قرار گرفته و دیگه به جنون رسیده.
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    خواهر گرامی از شنیدن این خبر بسیار متأثر شدم . از پیشنهادات کارشناس محترم نیز سپاسگزارم . میدانم که با شعور بالایتان ، شما این پیشنهادات را در اولویت قرار خواهید داد .. اگر دوستان مایل باشند به صورت عمومی این مسأله را به بحث بگذاریم و جوانب مختلف آن و راهکارهای مختلف برای این جوانب را ارایه دهیم . به هر حال مشورت در دین اسلام توصیه ی آیات وروایاتمان است . از طرفی این موضوع با عقول دیگر نیز به اشتراک گذارده میشود تا انشاءالله برای سایر دوستان نیز راه گشا باشد .

    الحمدلله از حضور کارشناس بادرایت والبته باسواد در امر مشاوره هم برخوردار هستیم اگر ایشان نیز لطف کنند ودر مباحث همراهیمان کنند جای دلگرمی بسیار است .


    ومن الله التوفق

  17. صلوات ها 10


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زیست شناسی و مشاوره
    نوشته
    320
    حضور
    4 روز 8 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    10
    گالری
    7
    صلوات
    2215



    سلام خواهر عزیزم
    واقعا متاسفم

    طلاق عرش الهی را به ارزه در میاره ولی بعضی وقتها ادامه ی یه زندگی اثرات خیلی بدتری میذاره

    امیدوارم خدا کمکتون کنه

    من درجریان مشاجرات گذشتتون نیستم
    فقط خواهر عزیزم اگه کاری میتونید انجام بدین تلاشتونو بکنید و زندگیتونو نجات بدین
    وگرنه توسل کنید به فاطمه ی زهرا (س) و ازشون کمک بخواهید
    من یه نماز توسل خیلی کوچک با اثر واقعا بزرگ براتون میذارم
    هم خودم هم هرکس ازش استفاده کرده خیلی نتیجه دیدیم

    دورکعت نماز به نیت هدیه بفاطمه الزهرا(س)
    مثل نماز صبح فقط توی قنوت بخونید:
    اللهم بفاطمه و ابیها ،بفاطمه و بعلها ، بفاطمه و بنیها ، بفاطمه وسرّالمستودع علیها اقضٍ حاجتی و صلّی الله علیه و آله
    بعد صلوات بعد نیت و دوباره صلوات
    درآخر نماز هم تسبیحات حضرت زهرا (س) را بفرستید


    از ته دل براتون دعا میکنم و از همه ی دوستان هم میخوام دعا کنند تا انشالله مشکلتون حل بشه
    انشالله دیشب به خیر گذشته باشه


  19. صلوات ها 9


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    مطالبی دینی - روانشناسی - بهداشتی
    نوشته
    12
    حضور
    11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    38



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام دوستان عزیز اسک دینی طاعاتتون قبول حق انشاالله
    نمیدونم چرا اینهمه دعای شب های قدر این نتیجه رو داد... خدا میدونه که چی به صلاحمه اما خیلی عجیب همه چیز پیش رفت...

    امیدوارم منو خاطرتون باشه که مشکل جدی با عصبی بودن همسرم و کینه ای بودنش داشتم به طوریکه کوچکترین اتفاقاتو بعد سه
    سال به وضوح و با نفرت تو دلش نگه داشته(در قبال همه اما نسبت به خانواده من خیلی شدیدتر)
    من داشتم این زندگی پر استرس که دائم مواظب باشم نکنه ناراحت شه نکنه تاثیر بد اعتقادی روش بذاره... زندگی سختی بود اما توان تحملشو داشتم.

    تا اینکه دوباره بر اثر یک موضوع ناچیز دعوای شدیدی کرد و مثل اغلب اوقات از حربه توهین و فحش به خانواده من استفاده کرد و گفت گمشو برو خونه همونا...

    شب سختی رو گذروندم و دائم فکر میکردم که چرا من تحمل میکنم؟ اون چرا چنین حقی داره که هر برخوردی با من داشته باشه؟


    خلاصه تا فردا ظهرش اصلا همو ندیدیمو حرفی نزدیم و ایشون بدون هیچ کلامی خونرو ترک کرد.
    حتی حق قهر و ترک خونه هم با اونه درصورتی که بدترین رفتارو داشته؟زنگ زدم به یکی از آشناهام(خانوادمو و همسرم ندیدن و ایشون استاد جلسات مذهبی و بسیار فعال هستن و آدم پخته و تجربه دارین) گفتم موضوع مهمی وایشون گفتن بیا خونم.


    منم رفتم خونشون.قبلا تا حدی در جریان زندگیم بودن و همیشه میگفتن باید به پدرت موضوعو بگی(پدر و مادرم در دوران عقد مخصوصا و حتی همین الان بارها صداهای ایشونو شنیده بودن و حتی تا صبح گریه میکردن اما من نمیذاشتم وارد زندگیم شن و میگفتم من میتونم خودم زندگیمو اداره کنم)
    خلاصه ایشون منو واقعا مجبور کردن به خونه پدرم برم و میگفتن هیچ راهی جز این نمونده.


    همسرم وقتی فهمید به جای اینکه شرمنده شه عصبانی شدو گفت من نمیام با بابات حرف بزنم خودت پاشو بیا خونه.اما من دیگه برای برگشت همه پلها خراب شده بود و راهه رفته رو نمیتونستم نصفه رها کنم.

    الان سه روزه خونه پدرمم و همسرم در حد جنون عصبانی شده که من به خانوادم گفتم و بردنش دکترو الان تحت درمانه و دارو مصرف میکنه(اونم به خانوادش گفت) اما میگه من نمیام اونجا حرفی بزنم.


    متاسفانه مامانش زنگ زدنو با مامانم برخورد بدی دو طرف داشتن و هر دو طرف سعی کردن بگن بچه شما کلی ایراد داره و من خیلی ازین موضوع داغون شدم اما مامان من واقعا قابل کنترل نیستن و هرکاری بخوان انجام میدن.
    الان تو مرحله عجیبی ناخواسته افتادم.طلاق یکی از راه های پر رنگ جلومه که همه بهم تاکید دارن.حتی میاوری که زمان ازدواجم پیشش رفتم و ایوشن بهم گفته بودن که به درد هم نمیخورین هم میگفتن باید تلاش بر ساختن باشه اما نهایتش میتونه به طلاق برسه.
    اینقدر شوک زده بودم تا سه روز طول کشید حالم جا بیاد بیام تایپیک بزنم.


    من میدونم اگر حتی برگردیم سر خونه زندگیمون همسر من تا آخر عمرم عذابم میده.اون که کوچکترین انتقادی رو حاضر به تحملش نیست حالا به این شکل مورد انتقاد قرار گرفته و دیگه به جنون رسیده.

    پدر همسرم امشب قراره بیان خونه ما تا تکلیفمون مشخص بشه.

    کمک کنین حالم خیلی بده
    برگشت به خونه فقط به یک شرط:
    هر دو نفرتان به یک روانشناس مراجعه می کنید ، مشکلات تان را می گویید و هر دو نفرتون قول می دهید که به توصیه های روانشناس عمل کنید. اگر حاضر به اینکار نشد در طلاق تردید نکنید!

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود