صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا «وجود» وجود خارجی دارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    علم دین، علم کامپیوتر
    نوشته
    13
    حضور
    7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17

    چرا «وجود» وجود خارجی دارد؟




    سلام.
    یکی از قسمت‌های برهان صدیقین به عنوان محکم‌ترین برهان اثبات خدا، پذیرفتن حقیقت وجود به عنوان یک حقیقت عینی و خارجی است.
    چگونه می‌توان اثبات کرد که این «وجود»، حقیقتی عینی است و نه صرفاً ذهنی؟ چطور می‌توان گفت که «وجود»، مانند «سفیدی» تنها یک مفهوم ذهنی نیست؟
    متشکرم.

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست






    چرا «وجود» وجود خارجی دارد؟







    کارشناس بحث: استاد صادق




    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۵/۱۳ در ساعت ۰۶:۵۹

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,022
    حضور
    192 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28749



    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست ها
    سلام.
    یکی از قسمت‌های برهان صدیقین به عنوان محکم‌ترین برهان اثبات خدا، پذیرفتن حقیقت وجود به عنوان یک حقیقت عینی و خارجی است.
    چگونه می‌توان اثبات کرد که این «وجود»، حقیقتی عینی است و نه صرفاً ذهنی؟ چطور می‌توان گفت که «وجود»، مانند «سفیدی» تنها یک مفهوم ذهنی نیست؟
    متشکرم.




    با سلام
    وتقدیرازدقت عقلی شما در باب وجود شناختی .
    در ابتدا باید اشاره شود راه اثبات عینی بودن وجود بسیار آسان است
    زیرا به صرف نفی سفسطه واقعیت وعینیتی اثبات می شود و آن واقعیت وجود است ونه ماهیت پس آن که در خارج عینیت دارد وجود است .
    در توضیح این مسله تقریر علامه طباطبایی از برهان صدیقین بسیار راهگشا است
    لذا می گویم :
    برهان صدیقین, برهانی در اثبات وجود باری است که در آن با بحث از حقیقت هستی به وجوب و ضرورت ازلی آن سلوک کنند. در این برهان از شی ء به خود شی ء استدلال می کنند و در آن راه عین مقصود است . در براهین دیگر از غیر حق پی به حق می برند مثلا از ممکن به واجب یا از حادث به مبدأ قدیم یا از حرکت به محرک منزه از حرکت اما در این برهان چیزی جز حق حد وسط برهان نیست.
    ادعائی که شمادر سوال مطرح کردید از تقریر علامه طباطبایی برداشت نمیشود.در مقدمه اول علامه هیچ سخنی از عدم نیست و نمی دانیم که از کجا مطلب فوق را نقل کردید. مقدمه اولیه علامه این است که واقعیتی هست (وجود دارد ) و این مرز فلسفه را از سفسطه جدا می کند. با پذیرش اصل واقعیت ، اصل وجود و هستی را اذعان کردیم ، پس معنا ندارد که بگوییم این واقعیت ،عدم است ، یا اشاره به امر عدمی دارد. بلکه علامه می خواهد در اصل واقعیت ، عدم را نفی کرده و پا به مرز وجود بگذارد ، پس چگونه شما نتیجه می گیرد که این اشاره به عدم دارد!
    توضیح بیشتر تقریر علامه از برهان صدیقین:
    در تقریر علامه طباطبائی به هیچ مقدمه و مبدأ تصدیقی فلسفی (حتی اصالت وجود) نیاز نیست . او می گوید: قبل از آنکه بحث شود آیا واقعیت خارجی ماهیت است یا وجود،اصل واقعیت را می پذیریم که نقطة مقابل سفسطه است زیرا سفسطه انکار اصل واقعیت است و فلسفه اثبات اصل واقعیت . سپس با بیانی مبسوط مستدل می سازد که حتی فرض زوال واقعیت نیز امکان ندارد سپس می گوید: بنابراین اصل واقعیت زوال پذیر نیست زیرا از فرض زوالش ثبوتش لازم می آید و چیزی که از فرض زوالش ثبوتش لازم آید قهرا زوالش مستحیل بالذات است و اگر زوالش ذاتا محال باشد پس ثبوت و تحقق آن ضروری بالذات خواهد بود واین ضرورت ذاتی در فلسفه همان ضرورت ازلی است . نتیجه آن که در اصل واقعیت یک واجب بالذات وجود دارد که به نحو ضرورت ازلی دارای واقعیت است . آنگاه که هر یک از موجودات بررسی شود مشاهده می گردد که هر یک از اینهایا سابقة زوال داشته اند یا لاحقة زوال دارند. پس فهمیده می شود که هیچ یک از اینها واجب بالذات و واقعیت مطلق نیستند بلکه بر آن واقعیت مطلق تکیه می کنند که همان واجب ازلی خواهد بود (1)



    پاورقی :
    1. اسفار ج 6 ص 14ـ 15 حاشیة طباطبائی
    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۰۵/۰۶ در ساعت ۱۳:۲۲

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    علم دین، علم کامپیوتر
    نوشته
    13
    حضور
    7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17



    ضمن تشکر از شما بابت پاسخگویی،
    اشکالی که در این پاسخ می‌بینم، خلط مصداق و مفهوم است. یعنی یک نوع «بازی با کلمات» صورت گرفته است.
    ما وقتی به جهان اطرافمان توجه می‌کنیم، «واقعیت» نمی‌بینیم. بلکه «واقعی» می‌بینیم. همچنان‌که ما «وجود» را نمی‌بینیم، اما «موجود» را می‌بینیم. یا «سفیدی» را نمی‌بینیم، اما «جسم سفید رنگ» را می‌بینیم. در حال حاضر، «واقعیت»، «وجود» و «سفیدی» تنها مفاهیمی ذهنی هستند که ما به آن‌چه که در بیرون می‌بینیم، اطلاق می‌کنیم.
    ویرایش توسط oosmajid : ۱۳۹۲/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۴:۱۵

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    علم دین، علم کامپیوتر
    نوشته
    13
    حضور
    7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17



    همچنان منتظر پاسخگویی اساتید محترم هستم.

  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    الله و چهارده معصوم و دوستان آن ها
    نوشته
    1,527
    حضور
    75 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4592



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست ها
    سلام.
    یکی از قسمت‌های برهان صدیقین به عنوان محکم‌ترین برهان اثبات خدا، پذیرفتن حقیقت وجود به عنوان یک حقیقت عینی و خارجی است.
    چگونه می‌توان اثبات کرد که این «وجود»، حقیقتی عینی است و نه صرفاً ذهنی؟ چطور می‌توان گفت که «وجود»، مانند «سفیدی» تنها یک مفهوم ذهنی نیست؟
    متشکرم.
    ثبوت شیء برای نفس خود ضروری است.یعنی 2،2 است.الف،الف است.علی،علی است.این از مستحکمترین قضایای تحلیلی است.چون اگر خلاف آن را فرض کنیم،مستقیماً به تناقض بر می خوریم.یعنی علی می شود ناعلی که این تناقض است.
    درباره وجود صرف نظر از ماهیت که از آن تعبیر به حقیقت وجود می کنیم،همینطور است.اگر هستی در خارج از ذهن،نیستی باشد یعنی هستی،نیستی است که یک تناقض است.در واقع این مرز بین فلسفه و سفسطه است.
    بنابراین وجود،برای خودش ضرورت وجودی دارد.همین که بگوییم وجود،وجود ندارد عین تناقض است.البته معمولاً برهان صدیقین را اینطور تقریر نمی کنند و قبل از آن مسئله اصالت وجود و تشکیک وجود را مطرح می کنند.ولی برهان صدیقین با این تقریر که شما به آن اشاره کردید،زودتر ما را به نتیجه می رساند.
    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق
    لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم
    یا لثارت الحسین

  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و خداقوت
    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    درباره وجود صرف نظر از ماهیت که از آن تعبیر به حقیقت وجود می کنیم،همینطور است.اگر هستی در خارج از ذهن،نیستی باشد یعنی هستی،نیستی است که یک تناقض است.در واقع این مرز بین فلسفه و سفسطه است.
    اینجا حقیر یک سوال دارم:
    اگر موجودات را بر حسب داشتن چگونگی تقسیم بندی کنیم:
    1- چگونگی دارد
    2- چگونگی ندارد

    مسلم است که موجودی که چگونگی دارد، بر حسب چیز دیگری تعریف میشود، مثلاً علی پا دارد، انسان عقل دارد و ...
    و اینها همه از خواص موجود نیازمند است
    لذا خالق که بیناز است، چگونگی ندارد.

    سوالم این است که چرا موجودی که چگونگی ندارد را «وجود محض» بنامیم.

    با تشکر.

  14. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    الله و چهارده معصوم و دوستان آن ها
    نوشته
    1,527
    حضور
    75 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4592



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست ها
    اشکالی که در این پاسخ می‌بینم، خلط مصداق و مفهوم است. یعنی یک نوع «بازی با کلمات» صورت گرفته است.
    مسئله این است که چه در ذهن و چه در خارج از ذهن (یعنی چه از نظر مفهومی و چه از نظر مصداقی) ثبوت شیء برای نفس خود ضروری است.اگر شما بگویید فقط در ذهن ثبوت شیء برای نفس خود ضروری است،در اینصورت در خارج از ذهن امکان این هست که ثبوت شیء برای نفس خود ضروری نباشد.یعنی امکان این هست که شما،خودتان نباشید!این یعنی آغاز سفسطه و پذیرش تناقض.


    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست ها
    ما وقتی به جهان اطرافمان توجه می‌کنیم، «واقعیت» نمی‌بینیم. بلکه «واقعی» می‌بینیم.
    بسیار خب.دو حالت داریم.چیزی که آن را می بینید به آن می گویید واقعی،واقعیت داشته باشد یا واقعیت نداشته باشد.اگر واقعیت داشته باشد،پس شما یک واقعیت دیده اید و حرف شما نقض شده است (منظور این حرفتان است که گفتید واقعیت نمی بینیم).اگر واقعیت نداشته باشد،چیزی که واقعیت ندارد معدوم است.پس واقعی مورد نظر شما معدوم است و واضح است که معدوم را نمی توان دید.پس باز حرفتان خلاف فرض است.
    لذا در هر صورت باید بپیذیرد که واقعیت هایی می بینیم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست ها
    همچنان‌که ما «وجود» را نمی‌بینیم، اما «موجود» را می‌بینیم.
    باز هم همان است.اگر موجود،وجود باشد پس چون موجود را می بینیم،وجود را هم می بینیم.اما اگر وجود نباشد،پس عدم است.لذا عدم را دیده ایم که باز صحیح نیست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست ها
    یا «سفیدی» را نمی‌بینیم، اما «جسم سفید رنگ» را می‌بینیم.
    باز هم به شیوه بالا،جسم سفید رنگ یا مصداق سفیدی است یا مصداق سفیدی نیست.اگر مصداق سفیدی است،پس چون آن را می بینیم،سفیدی را می بینیم.اما اگر مصداق سفیدی نیست پس جسم سفید رنگی داریم که سفید نیست!این واضح است که تناقض است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط oosmajid نمایش پست ها
    در حال حاضر، «واقعیت»، «وجود» و «سفیدی» تنها مفاهیمی ذهنی هستند که ما به آن‌چه که در بیرون می‌بینیم، اطلاق می‌کنیم.
    همانطور که گفته شد،همه این مفاهیم مصداق دارند.چون با فرض مصداق نداشتنشان به تناقض می رسیم.

    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق
    لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم
    یا لثارت الحسین

  15. صلوات ها 2


  16. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    الله و چهارده معصوم و دوستان آن ها
    نوشته
    1,527
    حضور
    75 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4592



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها
    اینجا حقیر یک سوال دارم:
    اگر موجودات را بر حسب داشتن چگونگی تقسیم بندی کنیم:
    1- چگونگی دارد
    2- چگونگی ندارد
    تقسیم بندی شما کاملاً صحیح و بنا به حصر عقلی است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها
    مسلم است که موجودی که چگونگی دارد، بر حسب چیز دیگری تعریف میشود، مثلاً علی پا دارد، انسان عقل دارد و ...
    و اینها همه از خواص موجود نیازمند است
    لذا خالق که بیناز است، چگونگی ندارد.
    بله درست است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان14 نمایش پست ها
    سوالم این است که چرا موجودی که چگونگی ندارد را «وجود محض» بنامیم.
    ما آن چیستی یا چگونگی را ماهیت نامگذاری کردیم و پذیرفتیم که حیثیتی بجز ماهیت و وجود نیست.یعنی ما از نظر مفهومی فقط وجود و ماهیت و عدم داریم.از نظر مصداقی وجود است و ماهیت.بنابراین در خارج از ذهن چون جز وجود و ماهیت نداریم،پس چیزی که ماهیت ندارد،فقط وجود است.

    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق
    لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم
    یا لثارت الحسین

  17. صلوات ها 2


  18. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    علم دین، علم کامپیوتر
    نوشته
    13
    حضور
    7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17



    نقل قول نوشته اصلی توسط بن موسی نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام

    ثبوت شیء برای نفس خود ضروری است.یعنی 2،2 است.الف،الف است.علی،علی است.این از مستحکمترین قضایای تحلیلی است.چون اگر خلاف آن را فرض کنیم،مستقیماً به تناقض بر می خوریم.یعنی علی می شود ناعلی که این تناقض است.
    درباره وجود صرف نظر از ماهیت که از آن تعبیر به حقیقت وجود می کنیم،همینطور است.اگر هستی در خارج از ذهن،نیستی باشد یعنی هستی،نیستی است که یک تناقض است.در واقع این مرز بین فلسفه و سفسطه است.
    بنابراین وجود،برای خودش ضرورت وجودی دارد.همین که بگوییم وجود،وجود ندارد عین تناقض است.البته معمولاً برهان صدیقین را اینطور تقریر نمی کنند و قبل از آن مسئله اصالت وجود و تشکیک وجود را مطرح می کنند.ولی برهان صدیقین با این تقریر که شما به آن اشاره کردید،زودتر ما را به نتیجه می رساند.
    لبیک یا مهدی
    و من الله توفیق
    قبول دارم که ثبوت شئ برای نفس خود ضروری است. گل، گل است و کتاب، کتاب است. اما چه کسی گفته «وجود، موجود است»؟ ما تنها می‌توانیم بگوییم «وجود، وجود است» که به معنی «وجود، وجود دارد» نیست.
    مثالی می‌زنم. می‌دانیم «سفیدی» در خارج وجود ندارد. در واقع، ما چیزی به اسم «سفیدی» در خارج نداریم که مثلاً مقداری از آن وارد برف شده باشد و برف را سفید کرده باشد. بلکه تنها جهت گیری ملکول‌ها و ذرات سازندهٔ برف باعث بازتابش تمام امواج طیف مرئی نور شده. این نور هنگامی که به چشم ما برخورد می‌کند، پیامی عصبی تولید می‌کند و ذهن ما آن پیام عصبی را به شکل رنگ سفید تفسیر می‌کند. حال ما می‌توانیم بگوییم «سفیدی، سفیدی است». اما نمی‌توانیم بگوییم «سفیدی، سفید است». چون این دو کاملاً متفاوت هستند.

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود