صفحه 1 از 21 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا چیست؟ کیست؟ و رفتارش چگونه است ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955

    خدا چیست؟ کیست؟ و رفتارش چگونه است ؟




    سلام

    خوب سوال اول که مشخصه خداکیست یا چیست ؟

    ایا فقط درتعریف وجود داره یا در جهان واقعی هم وجود داره ؟
    اما در باره چگونگی رفتار خداوند


    در بحث های خداشناسی و تعریف از ذات خدا یکی از مسایلی که مطرح می شود
    عدم تغییر در ذات خداوند است
    اما در قران که دقت می کنیم با عباراتی مثل محبت خدا یا خشم خدا یا انتقام خدا
    یا گرفتن تصمیمات مقطعی از طرف خداوند مواجه می شویم
    که شبهه رفتار انسانی را در ذهن تداعی می کند .با احساساتی کاملا انسانی
    خدایی که با پیامبر حرف می زند و خبر به او می دهد حتی در زندگی خصوصی
    ان حضرت هم خبر رسانی می کند

    خوب این خدا با این احساسات چطور با تعریف خدایی که تغییر در ذاتش چیست
    یکسان است ؟
    ایا خدای قران با خدای لایتغیر یکی است ؟ چگونه ؟



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله






    خدا چیست؟ کیست؟ و رفتارش چگونه است ؟





    کارشناس بحث: استاد صدیق
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۵/۰۹ در ساعت ۱۷:۴۲ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    خوب سوال اول که مشخصه خداکیست یا چیست ؟

    ایا فقط درتعریف وجود داره یا در جهان واقعی هم وجود داره ؟
    باسلام
    تعریف خدا مشخص است در ادبیات دینی، کلامی یا فلسفی. در ادبیات فلسفی خداوند واجب الوجودی است که هیچ جنبه نقص در او راه ندارد، نامتناهی است و دارای کامل ترین مرتبه صفات کمالی است. هیچ محدودیتی ندارد و خالق تمام موجودات است با واسطه یا بی واسطه. در ادبیات دینی، او، الله جل جلاله است که خالق کل شیء است و رب العالمین. تمام صفات کمال را دارد و تمام هستی از او.
    اما این تعاریف، در صدد معرفی موجودی واقعی هستند. خداوند موجودی است واقعی نه خیالی که زائیده خیال و وهم ما باشد. ادله و براهینی که برای اثبات وجود او اورده اند برای همین است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    خوب این خدا با این احساسات چطور با تعریف خدایی که تغییر در ذاتش چیست
    یکسان است ؟
    ایا خدای قران با خدای لایتغیر یکی است ؟ چگونه ؟
    اوصافی که به خداوند نسبت داده میشود در یک دسته بندی کلی بر دو نوع است. اوصافی که انسان ها نیز به نوعی از انها برخوردارند مانند علم و حیات و قدرت و ... و اوصافی که مختص به ذات اوست و هیچ موجود دیگری از انها بهره مند نیست مانند وجوب وجود.
    در مورد دسته اول، به جهت شباهت در نام گمان میشود که این اوصاف به همان صورتی که در انسانها هست در خداوند نیز وجود دارد در حالیکه این اتحاد تنها در مفهوم است نه در مصداق. مثلا وقتی وصف علم به خداوند نسبت داده میشود و گفته میشود که خداوند عالم است، در وهله اول گمان میشود که عالم بودن و فرایند علم یافتن خداوند به چیزی همانند انسانهاست که با تأمل و تروی به مطلبی می رسند. همینطور سایر صفات دیگر. اما با توجه به مباحث خداشناسی فلسفی و دینی، از انجا که خداوند موجودی است که کمال مطلق را دارد و هیچ حالت انتظاری برایش معنا ندارد و همه چیز برایش بالفعل است، واجب الوجود از جمیع جهات است و هیچ نحوه محدودیتی ندارد، بنابراین باید این اوصاف را به صورتی تفسیر کنیم که با این اصول اولیه عقلی منافاتی نداشته باشد. همان راهی که میان تشبیه و تعطیل است. یعنی نه به ورطه تشبیه ذات الهی با موجودات دیگر بیفتیم«لیس کمثله شیء» و نه اینکه مانند معطلین در بحث خداشناسی بگوییم هیچ نمیدانیم و قائل به تعطیلی فکر و اندیشه باشیم. بلکه راهی میانه را در پیش بگیریم.
    (اموزش فلسفه، ج 2، درس 65تا 67) راهی که اهل بیت در پیش گرفتند. به همین جهت، اهل بیت در مقام تعلیم صفات خداوند متعال، این مفاهیم را با قید تنزیه و نفی مشابهت با صفات مخلوقین به کار می برده اند و مثلا می فرمودند: «عالم لا کعلمنا، قادر لا کقدرتنا»(منهاج البراعه، ج 13 ص 238)


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۲/۰۵/۱۴ در ساعت ۱۱:۱۵

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    خوب سوال اول که مشخصه خداکیست یا چیست ؟

    ایا فقط درتعریف وجود داره یا در جهان واقعی هم وجود داره ؟
    اما در باره چگونگی رفتار خداوند
    سلام
    خدای تعالی حقیقت وجود و اساس موجودات است بلکه
    هرآنچه وجود دارد ظهور و تجلی اوست لذا در عینیت وجود ما بالاصاله با خدای متعال طرفیم و بالتبع با چیزی بنام مخلوقات


    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    در بحث های خداشناسی و تعریف از ذات خدا یکی از مسایلی که مطرح می شود
    عدم تغییر در ذات خداوند است
    اما در قران که دقت می کنیم با عباراتی مثل محبت خدا یا خشم خدا یا انتقام خدا
    یا گرفتن تصمیمات مقطعی از طرف خداوند مواجه می شویم
    که شبهه رفتار انسانی را در ذهن تداعی می کند .با احساساتی کاملا انسانی
    خدایی که با پیامبر حرف می زند و خبر به او می دهد حتی در زندگی خصوصی
    ان حضرت هم خبر رسانی می کند

    خوب این خدا با این احساسات چطور با تعریف خدایی که تغییر در ذاتش چیست
    یکسان است ؟
    ایا خدای قران با خدای لایتغیر یکی است ؟ چگونه ؟
    خدای متعال ذاتی لایتغیر دارد اما شوونات وجودی او که در شرع مقدس مخلوقاتشان می نامند دارای تغییر و تحول اند
    و از آنجا خدای متعال از طریق وسائط با خلق در ارتباط است تغییرات رفتاری وسائط به او نسبت داده می شود چه اینکه وسائط در اصل و فرع وجودشان وابسته محض به اویند و این موجب فنای اشیاء و افعالشان در اوست لذا هرچند زمین و ابر باران فرود می آورند اما چون وجود زمین و ابر و اثرشان فانی در حق تعالی است او می فرماید :
    هوالذی من السماء ماءا
    و اگر انسان چنان پاک گردد که وجودش محل تجلی نور الهی شود او و فعلش نیز به حق تعالی قابل نسبت است همچنانکه به نبی اکرم ص فرمود :
    و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی
    تو پرتاب نکردی خدا پرتاب کرد
    و هوالله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    279
    حضور
    23 روز 20 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    1741



    سلام

    وقتی عنوان این تاپیک رو دیدم، یاد یه شعری افتادم... ببخشید شاید نباید اینجا میذاشتمش ولی خوندنش خالی از لطف نیست ...

       
    پیش از اینها فکر می کردم خدا
    خانه ای دارد کنار ابر ها

    مثل قصر پادشاه قصه ها

    خشتی از الماس خشتی از طلا

    پایه های برجش از عاج و بلور

    بر سر تختی نشسته با غرور

    ماه برق کوچکی از تاج او

    هر ستاره پولکی از تاج او

    اطلس پیراهن او آسمان

    نقش روی دامن او کهکشان

    رعد و برق شب طنین خنده اش

    سیل و طوفان نعره ی توفنده اش

    دکمه ی پیراهن او آفتاب

    برق تیر و خنجر او ماهتاب

    هیچ کس از جای او آگاه نیست

    هیچ کس را در حضورش راه نیست

    پیش از اینها خاطرم دلگیر بود

    از خدا در ذهنم این تصویربود

    آن خدا بی رحم بود و خشمگین

    خانه اش در آسمان دور از زمین

    بود ،اما میان ما نبود

    مهربان و ساده و زیبا نبود

    در دل او دوستی جایی نداشت

    مهربانی هیچ معنایی نداشت

    هر چه میپرسیدم از خود از خدا

    از زمین از اسمان از ابر ها

    زود می گفتند این کار خداست

    پرس و جو از کار او کاری خطاست

    هر چه می پرسی جوابش آتش است

    آب اگر خوردی جوابش آتش است

    تا ببندی چشم کورت می کند

    تا شدی نزدیک دورت میکند

    کج گشودی دست ،سنگت می کند

    کج نهادی پا ی لنگت می کند

    تا خطا کردی عذابت می دهد

    در میان آتش آبت می کند

    با همین قصه دلم مشغول بود

    خوابهایم خواب دیو و غول بود

    خواب می دیدم که غرق آتشم

    در دهان شعله های سرکشم

    در دهان اژدهایی خشمگین

    بر سرم باران گرز آتشین

    محو می شد نعره هایم بی صدا

    در طنین خنده ی خشم خدا ...

    نیت من در نماز ودر دعا

    ترس بود و وحشت از خشم خدا

    هر چه می کردم همه از ترس بود

    مثل از بر کردن یک درس بود ..

    مثل تمرین حساب و هندسه

    مثل تنبیه مدیر مدرسه

    تلخ مثل خنده ای بی حوصله

    سخت مثل حل صد ها مسئله

    مثل تکلیف ریاضی سخت بود

    مثل صرف فعل ماضی سخت بود

    تا که یک شب دست در دست پدر

    راه افتادیم به قصد یک سفر

    در میان راه در یک روستا

    خانه ای دیدیم خوب و آشنا

    زود پرسیدم پدر اینجا کجاست

    گفت اینجا خانه ی خوب خداست

    گفت اینجا می شود یک لحظه ماند

    گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند

    با وضویی دست ورویی تازه کرد

    گفتمش پس آن خدای خشمگین

    خانه اش اینجاست ؟اینجا در زمین؟

    گفت :آری خانه ی او بی ریاست

    فرشهایش از گلیم و بوریاست

    مهربان و ساده و بی کینه است

    مثل نوری در دل آیینه است

    عادت او نیست خشم و دشمنی

    نام او نور و نشانش روشنی

    خشم نامی از نشانی های اوست

    حالتی از مهربانی های اوست

    قهر او از آشتی شیرینتر است

    مثل قهر مهربان مادر است

    دوستی را دوست معنی می دهد

    قهر هم با دوست معنی می دهد

    هیچ کس با دشمن خود قهر نیست

    قهری او هم نشان دوستی ست

    تازه فهمیدم خدایم این خداست

    این خدای مهربان و آشناست

    دوستی از من به من نزدیکتر

    از رگ گردن به من نزدیکتر

    آن خدای پیش از این را باد برد

    نام او راهم دلم از یاد برد

    آن خدا مثل خیال و خواب بود

    چون حبابی نقش روی آب بود

    می توانم بعد از این با این خدا

    دوست باشم دوست ،پاک و بی ریا

    می توان با این خدا پرواز کرد

    سفره ی دل را برایش باز کرد

    می توان در بارهی گل حرف زد

    صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

    چکه چکه مثل باران راز گفت

    با دو قطره صد هزاران راز گفت

    می توان با او صمیمی حرف زد

    مثل یاران قدیمی حرف زد

    می توان تصنیفی از پرواز خواند

    با الفبای سکوت آواز خواند

    می توان مثل علف ها حرف زد

    با زبانی بی الفبا حرف زد

    می توان در باره ی هر چیز گفت

    می توان شعری خیال انگیز گفت

    مثل این شعر روان و آشنا

    تازه فهمیدم خدایم این خداست

    این خدای مهربان و آشناست

    دوستی از من به من نزدیک تر

    از رگ گردن به من نزدیک تر

    ویرایش توسط تندیس : ۱۳۹۲/۰۵/۱۴ در ساعت ۱۸:۲۰

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اوصافی که به خداوند نسبت داده میشود در یک دسته بندی کلی بر دو نوع است. اوصافی که انسان ها نیز به نوعی از انها برخوردارند مانند علم و حیات و قدرت و ... و اوصافی که مختص به ذات اوست و هیچ موجود دیگری از انها بهره مند نیست مانند وجوب وجود.
    در مورد دسته اول، به جهت شباهت در نام گمان میشود که این اوصاف به همان صورتی که در انسانها هست در خداوند نیز وجود دارد در حالیکه این اتحاد تنها در مفهوم است نه در مصداق. مثلا وقتی وصف علم به خداوند نسبت داده میشود و گفته میشود که خداوند عالم است، در وهله اول گمان میشود که عالم بودن و فرایند علم یافتن خداوند به چیزی همانند انسانهاست که با تأمل و تروی به مطلبی می رسند. همینطور سایر صفات دیگر. اما با توجه به مباحث خداشناسی فلسفی و دینی، از انجا که خداوند موجودی است که کمال مطلق را دارد و هیچ حالت انتظاری برایش معنا ندارد و همه چیز برایش بالفعل است، واجب الوجود از جمیع جهات است و هیچ نحوه محدودیتی ندارد، بنابراین باید این اوصاف را به صورتی تفسیر کنیم که با این اصول اولیه عقلی منافاتی نداشته باشد. همان راهی که میان تشبیه و تعطیل است. یعنی نه به ورطه تشبیه ذات الهی با موجودات دیگر بیفتیم«لیس کمثله شیء» و نه اینکه مانند معطلین در بحث خداشناسی بگوییم هیچ نمیدانیم و قائل به تعطیلی فکر و اندیشه باشیم. بلکه راهی میانه را در پیش بگیریم.(اموزش فلسفه، ج 2، درس 65تا 67) راهی که اهل بیت در پیش گرفتند. به همین جهت، اهل بیت در مقام تعلیم صفات خداوند متعال، این مفاهیم را با قید تنزیه و نفی مشابهت با صفات مخلوقین به کار می برده اند و مثلا می فرمودند: «عالم لا کعلمنا، قادر لا کقدرتنا»(منهاج البراعه، ج 13 ص 238)

    سلام

    اگر صفات خدا رو مانند مهربان یا جبار یا صفات دیگری را در نظر بگیریم حال سوال این است این مهربانی خدا عام است ؟
    بر همه یکسان است ؟ بصورت یک قانون کلی حاکم بر جهان است ؟ یا شدت و ضعف دارد ؟
    همچنین برای دیگر صفات خدا هم این سوال مطرح است ؟
    به عبارتی دیگر رفتار خدا با جهان چگونه است ؟ ایا بصورت قوانین و سنتها است ؟ که برهمه جا و همه کس بدون استثنا
    اعمال می شود ؟ یا اینکه در این بین گاهی خدا شدت و ضعف عمل دارد ؟
    مثلا خدا تصمیم می گیرد ابر این قوم مهلت دهد از ان قوم انتقام بگیرد ؟



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    و از آنجا خدای متعال از طریق وسائط با خلق در ارتباط است
    سلام

    این موردی که فرمودین مدتهاست ذهنمو درگیر کرده
    و شبیه حرف مشرکان است
    به قول دکتر شریعتی اسلام امد تا این واسطه ها را حذف کند و ارتباط مستقیم
    بین خدا و خلق او بر قرار کند

    و در ایات قران هم به ارتباط مستقیم اشاره دارد
    انجا که می فرماید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
    حال شما از وجود واسطه سخن می گویید
    دلیلتون بر وجود واسطه بین خدا و خلق او چیست ؟



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نظیر نمایش پست ها
    سلام

    این موردی که فرمودین مدتهاست ذهنمو درگیر کرده
    و شبیه حرف مشرکان است
    به قول دکتر شریعتی اسلام امد تا این واسطه ها را حذف کند و ارتباط مستقیم
    بین خدا و خلق او بر قرار کند

    و در ایات قران هم به ارتباط مستقیم اشاره دارد
    انجا که می فرماید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
    حال شما از وجود واسطه سخن می گویید
    دلیلتون بر وجود واسطه بین خدا و خلق او چیست ؟
    سلام
    منظورم از وسائط واسطه های بین خدا و خلقه و نه بالعکس یعنی جهت عکس مد نظرم نبوده و نیست هرچند آنجا هم حرف داریم
    خوب دلیل هم نمیخواد بببینید خدا چطور به شما رزق میده ؟
    با یک دست کذایی تو دهنتون غذا میذاره ؟ یا اسباب خلقی فراهم میکنه و رزق رو به شما میرسونه؟
    یا مهرشو چطور با مهربانی دوستان و اشنایان به شما میچشونه
    و باقی ارتباطات حق تعالی با خلق که همه از طریق اسبابه
    و اما مطمئنا منظور جناب شریعتی نفی این وسائط یا وسائط دیگر در ارتباط دوطرفه خدا و خلق نبوده
    که اینها هست در ساختارهستی هست و قابل انکار نیست
    بلکه مقصود دین برداشتن استقلال وجودی از وسائط هست
    به نحوی که بتوانی
    در عین حضور آنها خدا را فاعل در همه افعال ببینی
    و هوالله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و خداقوت

    در یک تقسیم بندی موجود:
    یا چگونگی دارد، یا چگونگی ندارد.

    موجودی که چگونگی دارد، مثلاً مثل کره زمین گرد است، رفت و آمد دارد، چرخش دارد و ....
    همه این چگونگی ها در تقابل با دیگر چگونگی ها معنا دارند،
    پس موجود دارای چگونگی در میان و در تقابل با دیگر موجودات است(لذا محدود است).
    علاوه بر این موجو دارای چگونگی مجبور است که به شیوه ای خاص(همان چگونگی) رفتار داشته باشد.
    با رد تسلسل در عامل اجبار میرسیم به موجودی که چگونگی ندارد.
    پس:
    خدا چگونگی ندارد(چیستی ندارد تا بگوییم چیست و چه نیست) اما قطعاً یک شی و یک موجود است ولی نه در تقابل با دیگر موجودات.

    این که خدا کیست؟

    خالق است، یک موجود است اما یک نه به معنای اینکه شما میگی، یک لیوان اینجاست، یک کامپیوتر اینجاست.

    رفتار خدا چگونه است؟

    ما از بررسی سوالاتمان در مورد هستی، می یابیم که موجودی باید باشد، که عالم را خلق کرده باشد، اما نمی دانیم چگونه خلق کرده(چون ما مخلوق او هستیم)

    درمیابیم که مهربان بوده و گرنه ما را خلق نمی کرد و ... میدانیم که مهربانی او مانند مهربانی ما نیست که تحت تاثیر عواطف باشد.

    خدا خشم میکند، اما نه خشمی مانند خشم انسان که تحت تاثیر چیز دیگری قرار گیرد.

    در مورد رفتار خدا، ما ضرورتها را به زبان خودمان میفهمیم، از طرفی هر آنچه که ناشی از نقص و نیاز است را هم باید از وصف و توصیفات او باید دور کنیم.

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    منظورم از وسائط واسطه های بین خدا و خلقه و نه بالعکس یعنی جهت عکس مد نظرم نبوده و نیست هرچند آنجا هم حرف داریم
    خوب دلیل هم نمیخواد بببینید خدا چطور به شما رزق میده ؟
    با یک دست کذایی تو دهنتون غذا میذاره ؟ یا اسباب خلقی فراهم میکنه و رزق رو به شما میرسونه؟
    یا مهرشو چطور با مهربانی دوستان و اشنایان به شما میچشونه
    و باقی ارتباطات حق تعالی با خلق که همه از طریق اسبابه
    و اما مطمئنا منظور جناب شریعتی نفی این وسائط یا وسائط دیگر در ارتباط دوطرفه خدا و خلق نبوده
    که اینها هست در ساختارهستی هست و قابل انکار نیست
    بلکه مقصود دین برداشتن استقلال وجودی از وسائط هست
    به نحوی که بتوانی در عین حضور آنها خدا را فاعل در همه افعال ببینی
    و هوالله الموفق
    سلام

    البته منم منظورم واسطه از این طرف به ان طرف است یعنی بین انسان و خدا
    وگرنه واسطه از طرف خدا به انسان که مشخص است خدا امرش را در این جهان با واسطه
    انجام می دهد یعنی توسط افراد یا گروها و یا طبیعت

    اما مهم جهت عکس است که ایا ما هم برای ارتباط با خدا احتیاج به واسطه داریم یا مستقیم
    البته طبق ایات قران که می فرماید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را یا میگوید من از رگ گردن به شما نزدیکترم
    معلوم است که نیاز به واسطه نیست و سوالم منم فعلا در این رابطه نیست
    بلکه چگونگی عملکرد و رفتار خداوند در جهان هستی است
    البته منظور دکتر شریعتی همان حذف واسطه های اینسویی است
    و ایشون معتقد است واسطه باعث ایجاد یک طبقه و گروه انحصار طلب می شود و ...



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  21. صلوات


صفحه 1 از 21 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود