صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ز گهواره تا گور دانش یا آرامش همسر؛ کدامیک را بجویم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    خدای خوبم....همسرم.... سوال پرسیدن و فکر کردن و...
    نوشته
    720
    حضور
    15 روز 9 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    3
    گالری
    42
    صلوات
    4587

    ز گهواره تا گور دانش یا آرامش همسر؛ کدامیک را بجویم؟




    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    عباداتتون قبول باشه انشاءالله
    22 سالمه. دانشجوی الکترونیکم.یکی دو ترم دیگه تموم میکنم.
    یه ساله که عقد کردیم
    با همسرم هییییییییچ مشکلی ندارم

    من آدمی ام که اعصابم به شدت به مشغولیت ذهنیم و درسم ربط داره
    مثلا اگه نمره ام کم بشه و یا در تحویل پروژه ها عقب بیفتم و یا نتونم به طور مناسب درسامو بخونم به شدت قاطی میکنم و حتی دیگه لبخند هم به لب ندارم
    قابل توجه که در حالت عادی و برخوردهای روزانه ی معمولیم همیشه شادم و لبخند دارم.یه ادم پر انرژی و شیطون و سرحال
    اما وقتایی که از درسام عقب میفتم حتی حوصله حرف زدن با فرشته مهربونم، همسرم رو هم ندارم!!!!!!
    خودم متوجه عمق قضیه میشم...
    مثلا در اوج این حالت و اخم و سکوت و ناراحتیم(که مربوط به عقد موندن در درس و کارهامه) وقتی کارم پیش میره مثلا اون مسئله ای که دارم روش کار میکنم به نتیجه میرسه یه دفعه از این رو به اون رو میشم
    و دوباره برمیگردم به اصل خودم


    با تمااااااااااااااام عشق و علاقه ای که به درس و رشته ام دارم
    با وجود اون همه تخیلات و تصورات علمی و کاری ای که درباره ایندم داشتمٰ، حالا نمیخوام که لحظه ای لبخندمو از همسرم دریغ کنم

    این شخصیت علم دوستی من اینقدر مشخص و زبانزد بود که همه ی اطرافیانم میدونن
    مطمئنم اگه ادامه تحصیلم رو تا اینجا تموم کنم و ادامه ندم مورد مذمت همه قرار میگیرم.میدونم که باید جواب خانواده ام و فامیل ها و دوستا و حتی فامیل همسرم رو بدم که همیشه پیگیر درسم و آمادگی برای کنکور ارشدم بودن.
    و مطمئنم که همه مخالفت میکنن
    اما برای من زندگیم مهمه تره

    حالا میخوام یه کاری کنم
    چون اینبار دیگه واقعا عقلم جواب نمیده و نمیتونم آینده رو ببینم که چی پیش میاد!نمیدونم که اگه درگیر درس و ارشد با اون همه مشکلاتش بشم چی سر زندگیم میاد!!نمیدونم که اگه روزی همسرم از اینهمه درگیریم خسته بشه چیکار میکنه و من باید چیکار کنم؟؟!!
    متاسفانه چون علاقه ی من رو نسبت به درسم دیده همش اصرار داره که ادامه بدم ولی من میدونم که یه وقتایی اذیت میشه
    نمیدونم که اگه تصمیم ادامه تحصیل نداشته باشم چی بر سر اعصابم میاد؟؟!!نمیدونم که میتونم این کمبود رو تحمل کنم یا نه!!!نمیدونم که با نرسیدن به اون همه آرزوهای گذشته ام چی میکشم؟؟!اونم وقتی که چند قدم مونده بود بهش


    آیا اینبار اجازه دارم استخاره کنم؟؟!!!!

    شما میتونید قبلش مشاوره بدید اما من مشاور خانواده و اطرافیانم رو نمیخوام.چون اونا اذیت شدن همسرم رو نمیبینن و فقط به فکر آرزوهای دیرینه من و موفقیت من هستن...پدر و مادرم منتظر دیدن مدرک دکترای من هستن.22 سال نذاشتن دست به هیچ کاری بزنم تو خونه و همه چی فراهم کردن که من به هدفم برسم.

    خودم با اون همه علایقم چیکار کنم؟!


    چیکار کنم؟؟!!
    استخاره جایزه؟؟

    متن کتاب راهکارهای عملی درمان وسواس

    ****اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم****

  2. صلوات ها 10


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست






    ز گهواره تا گور دانش یا آرامش همسر؛ کدامیک را بجویم؟





    کارشناس بحث: استاد امیدوار

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط maedeh-r نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    عباداتتون قبول باشه انشاءالله
    22 سالمه. دانشجوی الکترونیکم.یکی دو ترم دیگه تموم میکنم.
    یه ساله که عقد کردیم
    با همسرم هییییییییچ مشکلی ندارم

    من آدمی ام که اعصابم به شدت به مشغولیت ذهنیم و درسم ربط داره
    مثلا اگه نمره ام کم بشه و یا در تحویل پروژه ها عقب بیفتم و یا نتونم به طور مناسب درسامو بخونم به شدت قاطی میکنم و حتی دیگه لبخند هم به لب ندارم
    قابل توجه که در حالت عادی و برخوردهای روزانه ی معمولیم همیشه شادم و لبخند دارم.یه ادم پر انرژی و شیطون و سرحال
    اما وقتایی که از درسام عقب میفتم حتی حوصله حرف زدن با فرشته مهربونم، همسرم رو هم ندارم!!!!!!
    خودم متوجه عمق قضیه میشم...
    مثلا در اوج این حالت و اخم و سکوت و ناراحتیم(که مربوط به عقد موندن در درس و کارهامه) وقتی کارم پیش میره مثلا اون مسئله ای که دارم روش کار میکنم به نتیجه میرسه یه دفعه از این رو به اون رو میشم
    و دوباره برمیگردم به اصل خودم


    با تمااااااااااااااام عشق و علاقه ای که به درس و رشته ام دارم
    با وجود اون همه تخیلات و تصورات علمی و کاری ای که درباره ایندم داشتمٰ، حالا نمیخوام که لحظه ای لبخندمو از همسرم دریغ کنم

    این شخصیت علم دوستی من اینقدر مشخص و زبانزد بود که همه ی اطرافیانم میدونن
    مطمئنم اگه ادامه تحصیلم رو تا اینجا تموم کنم و ادامه ندم مورد مذمت همه قرار میگیرم.میدونم که باید جواب خانواده ام و فامیل ها و دوستا و حتی فامیل همسرم رو بدم که همیشه پیگیر درسم و آمادگی برای کنکور ارشدم بودن.
    و مطمئنم که همه مخالفت میکنن
    اما برای من زندگیم مهمه تره

    حالا میخوام یه کاری کنم
    چون اینبار دیگه واقعا عقلم جواب نمیده و نمیتونم آینده رو ببینم که چی پیش میاد!نمیدونم که اگه درگیر درس و ارشد با اون همه مشکلاتش بشم چی سر زندگیم میاد!!نمیدونم که اگه روزی همسرم از اینهمه درگیریم خسته بشه چیکار میکنه و من باید چیکار کنم؟؟!!
    متاسفانه چون علاقه ی من رو نسبت به درسم دیده همش اصرار داره که ادامه بدم ولی من میدونم که یه وقتایی اذیت میشه
    نمیدونم که اگه تصمیم ادامه تحصیل نداشته باشم چی بر سر اعصابم میاد؟؟!!نمیدونم که میتونم این کمبود رو تحمل کنم یا نه!!!نمیدونم که با نرسیدن به اون همه آرزوهای گذشته ام چی میکشم؟؟!اونم وقتی که چند قدم مونده بود بهش


    آیا اینبار اجازه دارم استخاره کنم؟؟!!!!

    شما میتونید قبلش مشاوره بدید اما من مشاور خانواده و اطرافیانم رو نمیخوام.چون اونا اذیت شدن همسرم رو نمیبینن و فقط به فکر آرزوهای دیرینه من و موفقیت من هستن...پدر و مادرم منتظر دیدن مدرک دکترای من هستن.22 سال نذاشتن دست به هیچ کاری بزنم تو خونه و همه چی فراهم کردن که من به هدفم برسم.

    خودم با اون همه علایقم چیکار کنم؟!


    چیکار کنم؟؟!!
    استخاره جایزه؟؟
    بسمه‌تعالي
    با عرض سلام وتحيت محضر شما خواهر گرامي
    توجه شما را به نكات زير جلب مب‌كنم:
    1- براي خود و آرمانهايتان زندگي كنيد و نه براي ديگران و قضاوتهاي ايشان.
    2- سعي كنيد اولويتهاي خود را بر مبناي واقعيت و شرايط تنظيم كنيد و از انعطاف در عرصه‌هاي مختلف زندگي غفلت نكنيد
    3- از تلقين اين نكته كه اعصاب و زندگي شما به درس گره خوررده است فاصله بگيريد.
    4- از تفكر دو قطبي و خطي اجتناب كنيد. به نظر مي‌رسد با شرايط شما، درست‌ترين گزينه اين است كه نه درس را فداي زندگي كنيد و نه زندگي را فداي درس. شما مي‌توانيد به تحصيل خود ادامه دهيد ولي قدري حساب شده ‌تر. به اين معني كه نسبت به ادامه تحصيل عادي برخورد كنيد و از استرس در اين موضوع خودداري كنيد. لازمه اين امر اين است كه از "بايد" و " انحصار" در كسب نمره الف فاصله بگيريد. طبيعتا اگر شما خود را به اين امر ملزم بدانيد، حاصلي جز تشويش و استرس و...نصيب شما نخواهد شد. پس بهترين راه انتخاب حد وسط است هم به درستان ادامه دهيد و هم از سخت‌گيري در اين موضوع اجتناب كنيد. به نظر بنده اين يكي دو ترم باقي مانده فرصت خوبي است تا شما با تمرين از ايده‌ال‌گرايي به سمت واقع‌گرايي حركت كنيد. در صورتيكه بتوانيد در اين مدت به خود اثبات كنيد كه مي‌توانيد بين تحصيل و زندگي مشترك جمع كنيد، براي ادامه مقاطع بالاتر جاي نگراني نيست. منتها همانطور كه عرض كردم به شرط اينكه موفقيت در تحصيل را مساوي با نمره الف و يا موفقيت در يك پروژه ندانيد.
    5- تفكر تساوي گونه از جمله تحريفات شناختي است كه از فرمايشات شما استنباط مي‌شود، حضرتعالي سخت به آن دچار هستيد. بجاي تفكر تساوي نگر، تفكر واگرا را دنبال كنيد. و از كمال‌زدگي در انجام امور وتصميات اجتناب نماييد( روشهاي مبارزه با كمال‌گرايي و كمال‌زدگي در برخي تاپيكها امده است)
    6- مورد استخاره جايي است كه بعد از مشورت همچنان ترديد در تصميم‌گيري وجود داشته باشد.

    در پناه خداي متعال موفق باشيد.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
    ز گهواره تا گور دانش یا آرامش همسر؛ کدامیک را بجویم؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,365
    حضور
    15 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3246



    نقل قول نوشته اصلی توسط maedeh-r نمایش پست ها
    خودم با اون همه علایقم چیکار کنم؟!


    چیکار کنم؟؟!!
    استخاره جایزه؟؟
    سلام و عرض ادب خدمت شما.

    انسان موفق انسان تک بعدی نیست. درس و تحصیل همه زندگی نیست. هر چیزی بجای خودش نیکوست و خارج از موضعش ناپسند است.

    به نظر حقیر تا می توانید سراغ استخاره نروید و شک و تردید خود را با مشورت و نهایتاً توکل به خدا به آرامش نسبی تبدیل کنید. اگر استخاره کردید و پاسخ عجیبی گرفتید بعد از مدتی شک می کنید ... سراغ استخاره مطمئن تری می روید ... جواب جدیدی دریافت می کنید ... دوباره شک می کنید که آیا اصلاً خداوند از طریق استخاره پاسخ انسان ها را می دهد یا خیر ... بعد تحقیق می کنید می بینید که استخاره در متون دینی خیلی منبع محکمی ندارد ... متحیرتر می شوید و ...

    این نظر شخصی بنده بود. امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید.





  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,852
    حضور
    28 روز 22 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3877



    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و خداقوت

    شاید نباید نظر بدم
    همین الان تو یه تاپیک دیگه کارت زرد گرفتم
    که به تو چه وقتی نمی دونی نظر میدی

    ولی به نظر حقیر(کاری به انتخابتون ندارم، مسئله استرس بیش از حدتون در درس رو میگم)

    این مشکل شما از اینجا ناشی شده که ارزش مطلق برای تحصیل قائلید.
    تحصیل و درس و همه و همه و هرچی که هست
    اگر میتونید همه رو ببرید زیر چتر برای خدا و صلاح خدا
    شما یک توان دارید که اون رو در راه خدا برای هر هدفی که دارید مصرف میکنید
    میخواد نتیجه بده، میخواند نتیجه نده(انشاءا... نتیجه بده).

    اما چگونه مصرف کردن این توان و به چه میزان بستگی به دیدگاههای شما دارد
    اگه میخواید با خدا مشورت کنید
    به نظرتون پیش از اون نباید، دستورات خدا را در این موارد ببینید؟
    مثلاً خدا در مورد همسرداری چه گفته؟
    در مورد تحصیل علم و وجوبش چه گفته؟

    امیدورام که مشکلات فکریتون رو بیشتر نکرده باشم.

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    دین - علم - سیاست - شطرنج
    نوشته
    300
    حضور
    13 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    1720



    سلام
    تو بین فامیل و دوستان شخصی شناخته میشم که خیلی درس میخونه.
    با اینکه میخواستم تو یکی از دانشگاه های تهران قبول بشم ولی رتبه م نرسید و الان تو یکی از شهرهای مجاورمون دارم رشته مورد علاقه م رو روزانه می خونم و خدا رو هم شاکرم.
    هدفم از گفتن اینا این بود که باور کنین ما هم دوست نداریم زندگیمون تک بعدی بشه. به هیچ وجه دوست نداریم. ما هم تفریح رو دوست داریم. با دیکران بودن رو دوست داریم و ... . ولی نمیشه. یعنی اگه بخوای تو تحصیل به یه جایی برسی باید قید همه ی اونا رو بزنی. باید شادی کردن دیگرون رو ببینی ولی سرت تو کتاب باشه، باید تفریح کردن دیگرون رو ببینی و سرت تو کتاب باشه و ... . یکی از مهمترین دلایل افزایش سن ازدواج برا پسرای درس خون هم همین شده. وقتی برا ازدواج ندارن. بازم میگم، باور کنین تقصیر ما نیست. مجبوریم این جوری باشیم. خدا کنه مسئولین ما هم واقعا" یک بار هم شده شرایط این جور افراد رو درک کنند و مشکلات موجود رو از سر راه بردارن. البته ما امیدواریم.
    این روزها، خیلی به آن روزها فکر می کنم.
    شما چطور؟
    (یادداشت های کاربری من - صفحه 3 - نوشته دوم)
    منتظر نظراتتون هستم.


    یادداشت های کاربری من (23 نوشته)

    شهید محمّدرضا رمضانی چمازی


  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۰
    علاقه
    خدای خوبم....همسرم.... سوال پرسیدن و فکر کردن و...
    نوشته
    720
    حضور
    15 روز 9 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    3
    گالری
    42
    صلوات
    4587



    ممنون از دوستان
    کاربر فلفلی حرف دلم رو زدن!
    دلم خنک شد.هو و و و وففففففف
    متن کتاب راهکارهای عملی درمان وسواس

    ****اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم****

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    نویسندگی، مطالعه و تحقیق
    نوشته
    1,375
    حضور
    1 روز 7 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    28
    گالری
    423
    صلوات
    11370



    به نام علی اعلی


    سلام علیکم

    طاعات و عبادات همه قبول درگاه حق تعالی باشد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط maedeh-r نمایش پست ها
    ممنون از دوستان
    کاربر فلفلی حرف دلم رو زدن!
    دلم خنک شد.هو و و و وففففففف

    نقل قول نوشته اصلی توسط felfely نمایش پست ها
    سلام
    تو بین فامیل و دوستان شخصی شناخته میشم که خیلی درس میخونه.
    با اینکه میخواستم تو یکی از دانشگاه های تهران قبول بشم ولی رتبه م نرسید و الان تو یکی از شهرهای مجاورمون دارم رشته مورد علاقه م رو روزانه می خونم و خدا رو هم شاکرم.
    هدفم از گفتن اینا این بود که باور کنین ما هم دوست نداریم زندگیمون تک بعدی بشه. به هیچ وجه دوست نداریم. ما هم تفریح رو دوست داریم. با دیکران بودن رو دوست داریم و ... . ولی نمیشه. یعنی اگه بخوای تو تحصیل به یه جایی برسی باید قید همه ی اونا رو بزنی. باید شادی کردن دیگرون رو ببینی ولی سرت تو کتاب باشه، باید تفریح کردن دیگرون رو ببینی و سرت تو کتاب باشه و ... . یکی از مهمترین دلایل افزایش سن ازدواج برا پسرای درس خون هم همین شده. وقتی برا ازدواج ندارن. بازم میگم، باور کنین تقصیر ما نیست. مجبوریم این جوری باشیم. خدا کنه مسئولین ما هم واقعا" یک بار هم شده شرایط این جور افراد رو درک کنند و مشکلات موجود رو از سر راه بردارن. البته ما امیدواریم.

    به نظرم جناب استاد امیدوار به طور کامل پاسخ رو ارائه کردند

    فقط اینکه گفتید کاربر فلفلی حرف دل شما رو زدند دقیقا همون نکته ای هستش که استاد امیدوار اشاره کردند:

    تفکر تساوی گرا و کمال زده یعنی اینکه اگر به تمام موفقیت نرسید یعنی که اصلا به هیچ مقداری موفق نبوده اید

    یعنی که یا باید در یک کار و در تمام مراحل آن موفق باشید یا اینکه اگر اینگونه نشد دیگر در آن کار موفق نیستید!

    که برای راه حل و درمان آن به این پست از استاد امیدوار دقت نمایید:



    http://www.askdin.com/thread29344.html#post374243

    از استاد امیدوارم هم پوزش می طلبم

    ببخشید کمی پا توی کفشتون کردم

    التماس دعا


    یا علی


    می خـواسـتــم ز آدمیــان دلـبـری کنـم

    گفتـم که «یـا عـلـی» دل پروردگار رفت






  17. صلوات ها 9


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    دین - علم - سیاست - شطرنج
    نوشته
    300
    حضور
    13 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    1720



    نقل قول نوشته اصلی توسط حاج علی نمایش پست ها
    به نظرم جناب استاد امیدوار به طور کامل پاسخ رو ارائه کردند

    فقط اینکه گفتید کاربر فلفلی حرف دل شما رو زدند دقیقا همون نکته ای هستش که استاد امیدوار اشاره کردند:

    تفکر تساوی گرا و کمال زده یعنی اینکه اگر به تمام موفقیت نرسید یعنی که اصلا به هیچ مقداری موفق نبوده اید

    یعنی که یا باید در یک کار و در تمام مراحل آن موفق باشید یا اینکه اگر اینگونه نشد دیگر در آن کار موفق نیستید!

    که برای راه حل و درمان آن به این پست از استاد امیدوار دقت نمایید:


    درخواست راهنمایی در خصوص احساس عدم استقلال(تنبلي- كمال‌زدگي)

    از استاد امیدوارم هم پوزش می طلبم

    ببخشید کمی پا توی کفشتون کردم

    التماس دعا


    یا علی
    سلام
    مشتکر از پستتون.
    حرفتون درسته ولی ما می گیم که شرایط طوری بوده که این جوری شدیم و طوری هست که باید این طوری باشیم!
    ما هم اگه نخوایم، باید برای ادامه تحصیل همچین تفکر و طرز زندگی رو ادامه بدیم.
    منم حدود یه سالی میشه که طرز فکرم این شده که نباید همه ش درس همه ش درس و ... باشیم. ولی باور کنین نمیشه...
    به نظرم نمیشه عوض کرد ولی برای کنار اومدن با این وضعیت چه راهی رو پیشنهاد می دید؟
    متشکر
    این روزها، خیلی به آن روزها فکر می کنم.
    شما چطور؟
    (یادداشت های کاربری من - صفحه 3 - نوشته دوم)
    منتظر نظراتتون هستم.


    یادداشت های کاربری من (23 نوشته)

    شهید محمّدرضا رمضانی چمازی


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه، نقاشی، نوشتن، شعر خوندن، ورزش، خرید کردن!!!، نشستن پای صحبت بزرگترا،...
    نوشته
    378
    حضور
    15 روز 9 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    14
    صلوات
    2558



    سلام
    من هم یه جورایی با این مشکل دست به گریبانم
    متاسفانه برای حل این مشکلم تصمیمی گرفتم که کم کم دارم به درست بودنش شک می کنم
    من 23 سالمه و دانشجوی سال آخر کامپیوترم
    به خاطر درسم از همه ی زندگیم زدم ، با وجود داشتن موقعیت های فوق العاده ولی ازدواج نکردم(گاهی از این تصمیمم پشیمون میشم چون ته دلم یه حس تنهایی بد جوری اذیتم می کنه. تنهایی ای که با پدر و مادر و اطرافیانم نمی تونم پرش کنم)
    آخه درد یکی دو تا نیست که...
    فکر کنین اومدم به یه بدبخت بله گفتم و ازدواج کردم...منی که تا الان همه ی دغدغه ی ذهنی ام درس بوده و فقط خودمو با آرزوهام دیدم، می تونم انقدری از خودم فداکاری نشون بدم که یه زندگی خوب داشته باشم؟
    مصیبت من اینه که انقد محصور درس بودم که هییییییییییییییییییییییچ حسی نسبت به زندگی مشترک و تشکیل خانواده ندارم.
    این خیلی بده که من یک لحظه هم نمی تونم خودمو در مقام یک زن خانه ی ایرانی تصور کنم...
    دختر بودنم رو به همه ی جایگاه های این عالم ترجیح میدم و از این احساسم هیچ راضی نیستم.

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 4

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود