صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: همسرم اصرار داره که به خونه ی پدر و مادرامون بریم!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    12
    حضور
    9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43

    همسرم اصرار داره که به خونه ی پدر و مادرامون بریم!




    با سلام.
    ما الان دو ماهی میشه که از خونمون زدیم بیرون و اومدیم سرکشی. همسرم مرد خوبیه ولی بعضی عادت های بد داره. یکیش هم اینه که هیچ تعلقی نسبت به خونش نداره . البته داره. ولی به بهونه ی گرما ول کرده و می گه مگه ما اح.. ق یم که تو این گرما اینجا بمونیم. تعطیل هستیم میریم خونه ی پدر و مادرامون ماه رمضون هم هست. کی حوصله ی غذا درست کردن داره!ووو ما همیشه سر این مساله بحثمونه. من اعتقاد دارم ادم نباید خودشو سبک کنه. میگم نباید حتی خونه ی پدر و مادرمون زیاد بمونیم. از طرفی من نیاز دارم مستقل باشم. اینجا که میایم خونه ی پدرم یک شهره و پدر همسرم یک شهر. باید به طور مساوی تقسیم بشه وگرنه مادر شوهرم بق میکنه. از طرفی من تو خونه ی بابام راحت ترم. اما خونه پدر همسرم دوتا پسر جوون داره و دامادشون هم مرتب اونجاست و من باید همش پوشیده باشم. از طرفی اگه یک روز از اتاق بیرون نیام همه میگن : چت شده مگه قهر کردی... بگذریم که آدم تو خونه ی خودش نباشه خیلی حقوق دیگش هم ضایع میشه!! مرتب اینها رو به همسرم میگم و حتی بهش هم میگم حلال نمیکنم. اما اون به خرجش نمیره! الان هم سر اینکه اون میگه می خوام پیش مادرم باشم و من باهاش لج کردم و اومدم خونه ی بابام. اونم میگه تو بیا پیش من. داره لج میکنه. بیشتر میخواد پیش دوستاش باشه. منم لج کردم و پیشش نمیرم. آخه چرا خودش فکر نمیکنه؟ نمی دونم خدا از این کارم راضیه یا نه؟ درسته من نسبت به اون وظیفه دارم. ولی پس وظیفه ی اون نسبت به من چی میشه؟ نمیدونم من حق دارم مجبورش کنم بریم خونمون؟ من اجازه دارم بدون اجازه برم خونمون؟نمیدونم چطوری باید حالیش کنم که این کارش اشتباهه.به هر راهی متوسل شدم. رک بهش گفتم داری حقوقمو ضایع میکنی!. ولی به خرجش نمیره. نه میاد بریم خونه ی خودمون و نه میاد خونه ی بابام. البته اینجوری نبود. حالا به بهانه ی گرما و از روی لجبازی نمیاد خونه ی بابام و گرنه مشکلی نداشت. البته همیشه حساسه که باید حتما به طور مساوی خونه ی پدر و مادرامون باشیم. منم میگم نمیتونم زیاد خونه ی بابای شما بمونم چون راحت نیستم. (حتی خونه ی بابای خودمم نمیخوام زیاد بمونم ) الان هم که حتما باید نیت ده روز کنم وگر نه روزه ندارم. به علاوه پدر و مادر من تنها هستن. داماد شما همیشه خونه ی شماست. من دوست ندارم زیاد با یک مرد نا محرم سر یک سفره بشینم.جالبه که رو پوششم هم حساسه ولی درک نمیکنه چقد برام سخته که صبح تا شب آماده باشم و بیرون اتاق شال سرم باشه. جدای همه ی اینها از بس هر هفته مسافرم بین این شهر و اون شهر نمی تونم رو کارام تمرکز کنم و درسامو بخونم و یک کلاسی برم و .....
    لطفا بگید وظیفه ی من چیه؟البته این بیرون بودن ما کلی خرج هم پامون میندازه که اون هم مشکلیه که دوست دارم جداگانه راجع بهش بگم.


  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58298





    با نام و یاد دوست



    همسرم اصرار داره که به خونه ی پدر و مادرامون بریم!





    کارشناس بحث: استاد امیدوار



  5. صلوات ها 9


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط بانو ذلفا نمایش پست ها
    با سلام.
    ما الان دو ماهی میشه که از خونمون زدیم بیرون و اومدیم سرکشی. همسرم مرد خوبیه ولی بعضی عادت های بد داره. یکیش هم اینه که هیچ تعلقی نسبت به خونش نداره . البته داره. ولی به بهونه ی گرما ول کرده و می گه مگه ما اح.. ق یم که تو این گرما اینجا بمونیم. تعطیل هستیم میریم خونه ی پدر و مادرامون ماه رمضون هم هست. کی حوصله ی غذا درست کردن داره!ووو ما همیشه سر این مساله بحثمونه. من اعتقاد دارم ادم نباید خودشو سبک کنه. میگم نباید حتی خونه ی پدر و مادرمون زیاد بمونیم. از طرفی من نیاز دارم مستقل باشم. اینجا که میایم خونه ی پدرم یک شهره و پدر همسرم یک شهر. باید به طور مساوی تقسیم بشه وگرنه مادر شوهرم بق میکنه. از طرفی من تو خونه ی بابام راحت ترم. اما خونه پدر همسرم دوتا پسر جوون داره و دامادشون هم مرتب اونجاست و من باید همش پوشیده باشم. از طرفی اگه یک روز از اتاق بیرون نیام همه میگن : چت شده مگه قهر کردی... بگذریم که آدم تو خونه ی خودش نباشه خیلی حقوق دیگش هم ضایع میشه!! مرتب اینها رو به همسرم میگم و حتی بهش هم میگم حلال نمیکنم. اما اون به خرجش نمیره! الان هم سر اینکه اون میگه می خوام پیش مادرم باشم و من باهاش لج کردم و اومدم خونه ی بابام. اونم میگه تو بیا پیش من. داره لج میکنه. بیشتر میخواد پیش دوستاش باشه. منم لج کردم و پیشش نمیرم. آخه چرا خودش فکر نمیکنه؟ نمی دونم خدا از این کارم راضیه یا نه؟ درسته من نسبت به اون وظیفه دارم. ولی پس وظیفه ی اون نسبت به من چی میشه؟ نمیدونم من حق دارم مجبورش کنم بریم خونمون؟ من اجازه دارم بدون اجازه برم خونمون؟نمیدونم چطوری باید حالیش کنم که این کارش اشتباهه.به هر راهی متوسل شدم. رک بهش گفتم داری حقوقمو ضایع میکنی!. ولی به خرجش نمیره. نه میاد بریم خونه ی خودمون و نه میاد خونه ی بابام. البته اینجوری نبود. حالا به بهانه ی گرما و از روی لجبازی نمیاد خونه ی بابام و گرنه مشکلی نداشت. البته همیشه حساسه که باید حتما به طور مساوی خونه ی پدر و مادرامون باشیم. منم میگم نمیتونم زیاد خونه ی بابای شما بمونم چون راحت نیستم. (حتی خونه ی بابای خودمم نمیخوام زیاد بمونم ) الان هم که حتما باید نیت ده روز کنم وگر نه روزه ندارم. به علاوه پدر و مادر من تنها هستن. داماد شما همیشه خونه ی شماست. من دوست ندارم زیاد با یک مرد نا محرم سر یک سفره بشینم.جالبه که رو پوششم هم حساسه ولی درک نمیکنه چقد برام سخته که صبح تا شب آماده باشم و بیرون اتاق شال سرم باشه. جدای همه ی اینها از بس هر هفته مسافرم بین این شهر و اون شهر نمی تونم رو کارام تمرکز کنم و درسامو بخونم و یک کلاسی برم و .....
    لطفا بگید وظیفه ی من چیه؟البته این بیرون بودن ما کلی خرج هم پامون میندازه که اون هم مشکلیه که دوست دارم جداگانه راجع بهش بگم.
    بسمه‌تعالي
    خواهر محترم ضمن عرض سلام وتحيت مطالب زير را تقديم مي‌كنم:
    1- از لحاظ شرعي خانم مي‌بايست براي خروج از منزل رضايت همسرش را كسب كند.
    2- يكي از اساتيد خانواده درمانگر ( دكتر سيد جلال يونسي) مي فرمودند؛ اختلافات خانوادگي بعد از ايام تعطيلات افزايش مي‌يابد و ما بعد از ايام نوروز بيشترين آمار مراجعه كنننده را در اختلافات خانوادگي داريم. بر اين مبنا ايشان قائل بودند كه بايد ميزان توقف در منزل بستگان حتي المقدور كاهش يابد و به جاي آن فراواني آن را ارتقاء داد. مثلا بجاي اينكه در يك مرحله 10 روز توقف داشته بشيم، ديدار خود را به 5 مرحله نيم روزه اختصاص دهيم و...
    اين نكته را عرض كردم كه بگويم در اين خصوص حق با شماست و شما درست مي‌فرماييد!! اما چرا تا حالا نتيجه نگرفته‌ايد ( قطع نظر از ويژگيهاي شخصيتي همسر شما، چون اين ويژگيها براي ما نامعلوم است)، شايد به دلائل زير بوده است:
    - لج بازي
    - عدم همدلي
    - دستوري برخورد كردن
    - مقايسه كردن خانواده‌ها و شرايط آنها
    و..

    در اين خصوص به نظر مي رسد، لازم است كه،
    - به منظور افزايش سطح تفاهم، مهارتهاي ارتباطي (كه در تاپيكهاي مشابه آمده است) خود را افزايش دهيد و از جر و بحث با ايشان بپرهيزيد و به صورت استدلالي سعي در متقاعد كردن وي نداشته باشيد، بلكه سعي كنيد مواردي را كه اشاره نموديد به هنگام گفتگو در قالب سوالي به وي منتقل كنيد. مثلا بجاي اينكه به وي بگوييد حلال نمي‌كنم و...از ايشان سوال كنيد كه به نظر شما راه اينكه نه شما اذيت بشيد و نه من به خاطر محدوديتهايي كه برام پيش مياد اذيت بشم، چه راه جايگزيني رو پيشنهاد ميديد؟
    - سعي كنيد آسيبهاي چنين رفتاري را از زبان ديگر افراد بازگو كنيد و نه از زبان خودتان. مثلا گفته شود روانشناسان به خاطر آسيبهايي كه اقامتهاي طولاني به دنبال دارد مخالف آن هستند.
    - آنچه كه مهم است اين است كه يا بايد از ابتدا چنين اتفاقي صورت نگيرد و يا در غير اينصورت سعي كنيد همراهي لازم را با وي نشان دهيد. چرا كه مقاومت شما نه نفعي به حال شما دارد و نه ايشان، در حاليكه همراهي شما با وي در ادامه مسير انعطاف و درك متقابل او را به همراه خواهد داشت. در صورتيكه با رفتار خود بتوانيد ايشان را متقاعد كنيد كه شرايط وي را درك مي‌كنيد، او نيز خود را متعهد مي‌داند كه شرايط شما را درك كند.

    در پناه خداي بزرگ موفق باشيد.

    ویرایش توسط اميدوار : ۱۳۹۲/۰۵/۰۹ در ساعت ۱۴:۱۲
    همسرم اصرار داره که به خونه ی پدر و مادرامون بریم!
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    سلام .....
    تموم مشکلات خانوم اینه که دوست داره ..توی خونه راحت باشه .........و نمیتونه جاهایی که پوششون راحت نیست زیاد اقامت داشته باشن .........
    بعضی از شوهر ها از خونه گریزونن
    چون خونه براش جذابیتی نداره
    سعی کنید همسرتون و به خونه و خانواده علاقه مند کنید .............
    یا شاید هنوز باورشون نشده که مستقل شدن
    یا به خاطر مسائل مالی اش این حرف و زدن
    یه دوستی میگفت
    شوهر من به خاطر کم شدن مسائل مالی مدام منو مجبور میکنه که به خونه ی پدر و مادرش یا پدر و مادریم بریم
    پدر و مادر بنده خدا که نمیدونستن دلیل این مهمونی های زود به زود و طولانی مدت چیه ؟
    اما خانوم که میدونستن میگفت شرم داشتم که تو خونه ی مادرم غذا بخورم ....خجالت میکشیدم تو صورت مادرم نگاه کنم
    چون احساس میکردم از نگام میخونه که مادرم من به خاطر اینکه خرج خونه ام کمتر باشه اومدم سرت خراب شدم
    اما اقا همچنان بی خیال
    خانوم هم اقا رو راضی کرد و به سر کار رفت ... البته همه ی اقایون دوست ندارن همسرشون بیرون از خونه کار کنن ...خانوم ها میتونن با کم کردن توقع شون ..یبا قناعت کردن ..تو مسائل مالی به همسرشون کمک کنند
    اما یه مورد دیگه بود که اقا دوست داشتن به خونه ی مادر خودشون برن
    چون مادرشون تنها بود و میخواست به مادرش ثابت کنه که مادر من تنهات نذاشتم ..........
    یا یه اقای دیگه مدام خونه ی مادر و پدر خودشون بودند
    چون توی محله ی مادرشون تموم دوستان بچگی و جوونی شون اونجا زندگی میکردند
    در ضمن از دست پخت همسرشون ناراضی بودند و به خاطر دست پخت خوب مادرشون مدام
    مهمونی میرفتن
    دلیل کار همسرتون و چند چیز تصور کردم
    شاید هم اشتباه باشه
    1-جذاب نبودن خونه
    2 فرار از ماه رمضون به واسطه مهمونی
    امیدوارم که اینجور هم نباشه
    دلایل اش و پیدا کنید و سعی کنید رفعشون کنید



    همسرم اصرار داره که به خونه ی پدر و مادرامون بریم!

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط بانو ذلفا نمایش پست ها
    با سلام.
    ما الان دو ماهی میشه که از خونمون زدیم بیرون و اومدیم سرکشی. همسرم مرد خوبیه ولی بعضی عادت های بد داره. یکیش هم اینه که هیچ تعلقی نسبت به خونش نداره . البته داره. ولی به بهونه ی گرما ول کرده و می گه مگه ما اح.. ق یم که تو این گرما اینجا بمونیم. تعطیل هستیم میریم خونه ی پدر و مادرامون ماه رمضون هم هست. کی حوصله ی غذا درست کردن داره!ووو ما همیشه سر این مساله بحثمونه. من اعتقاد دارم ادم نباید خودشو سبک کنه. میگم نباید حتی خونه ی پدر و مادرمون زیاد بمونیم. از طرفی من نیاز دارم مستقل باشم. اینجا که میایم خونه ی پدرم یک شهره و پدر همسرم یک شهر. باید به طور مساوی تقسیم بشه وگرنه مادر شوهرم بق میکنه. از طرفی من تو خونه ی بابام راحت ترم. اما خونه پدر همسرم دوتا پسر جوون داره و دامادشون هم مرتب اونجاست و من باید همش پوشیده باشم.
    سلام
    دوستان مطمئنا راهنمای می کنند ولی عرض بنده این است که با مدارا و خردمندی و احترام پیش بروید کم کم تجربه ها و بزرگتر شدنها افراد را می سازد و البته از گفتگوی منطقی محبت آمیز غفلت نشود
    و هوالله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    بعضی از شوهر ها از خونه گریزونن
    چون خونه براش جذابیتی نداره
    سعی کنید همسرتون و به خونه و خانواده علاقه مند کنید .............
    یا شاید هنوز باورشون نشده که مستقل شدن
    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش به نظرم مهر ...گرامی به نکته ی خوبی اشاره نموده اند . که جای بحث آن مسلما" در تخصص کارشناس بزرگوار مربوطه است اما یک راهکاربرای تنوع به همسرتان پیشنهاد بدهید چون شما فرزند هستید بیشتر پدر ومادرهایتان انتظار دارند که از طرف شما ها مورد احترام و پذیرایی قرار گیرند .وبه همین دلیل سعی کنید یکی دو نوبت شما آنها را به منزلتان دعوت وپذیرایی کنید .مثلا" برای یک هفته یا دو سه روز ! اینطوری هم همسرتان نظرش مورد احترام قرار گرفته وهم شما میتوانید با توجه به محرمیت پدر شوهرتان آزاد تر باشید در ضمن میتوانید مثلا" بگویید دوروزی پدر مادر خودتان یا شوهرتان برای استراحت وآرامش تنها میهمان شما باشند وروز سوم شام برادر شوهر هایتان و... را هم دعوت کنید . خلاصه به همسرتان بفهمانید که بهتر ومعقول تر این است که شما باید میزبان پدر و مادر هایتان باشید . مطمئن باشید این شیوه ایشان را متعادل میکند .چندین موردمشابه را امتحان کرده ایم . البته اگر لازم شد پیامدها وحواشی مطلب را هم مورد بررسی قرار میدهیم تا به دلیل این تعادل هم برسیم موفق وسلامت باشید .

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    12
    حضور
    9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43



    نقل قول نوشته اصلی توسط ••ostad•• نمایش پست ها
    برای تنوع به همسرتان پیشنهاد بدهید چون شما فرزند هستید بیشتر پدر ومادرهایتان انتظار دارند که از طرف شما ها مورد احترام و پذیرایی قرار گیرند .وبه همین دلیل سعی کنید یکی دو نوبت شما آنها را به منزلتان دعوت وپذیرایی کنید .مثلا" برای یک هفته یا دو سه روز !
    سلام. تشکر از شما.
    من خیلی دوست دارم پذیرایی از پدر شوهر و مادر شوهرمو ولی ما تو دو تا شهر دور از هم هستیم. شهر ما گرمه و تو تابستون هیشکی نمیاد.پدر و مادر خودم دو ماه سه ماهی یک بار سر میزنن. شوهرم اینجا نتوتسته یک دوست خوب پیدا کنه.کسی که تفکرات سیاسیش مثل خودش باشه. یکی از دلایلی که دوست داره مرتب بریم سر کشی بیشتر دوستاش هستند تا پدر و مادرش.

    الهی راضیم گردان به رضایت

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    12
    حضور
    9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43



    با سلام و تشکر.
    قبول دارم که با کسب تجربه ادم ها بهتر میشوند. ولی گاهی اوقات یک نکته ای را بارها تجربه می کنیم ولی باز هم دفعه ی بعد دقیقا سر همان موضوع باید با هم بحثمون بشه. طوری که من دچار استیصال میشم. حالت خفگی بهم دست میده. گاهی یک چیزی رو بارها بهش میگم ولی باز حرف خودشو میزنه!!!من بهش میگم تو مدارهای منطقیت مشکل داره اصلا حرف منو درک نمیکنی پس دیگه هیچی نمیگم.

    الهی راضیم گردان به رضایت

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    شوهر من به خاطر کم شدن مسائل مالی مدام منو مجبور میکنه که به خونه ی پدر و مادرش یا پدر و مادریم بریم
    پدر و مادر بنده خدا که نمیدونستن دلیل این مهمونی های زود به زود و طولانی مدت چیه ؟
    اما خانوم که میدونستن میگفت شرم داشتم که تو خونه ی مادرم غذا بخورم ....خجالت میکشیدم تو صورت مادرم نگاه کنم
    چون احساس میکردم از نگام میخونه که مادرم من به خاطر اینکه خرج خونه ام کمتر باشه اومدم سرت خراب شدم
    اما اقا همچنان بی خیال
    اللهم عجل لولیک الفرج

    سلام

    چه ایرادی داره پدر و مادر ها کمک کنند؟

    اگر این عمل مشمول حقوق فرزندان و خرجیشون بشه که دیگه خجالت نداره

    یکی ممکنه پول نداشته باشه و فقیر باشه یا به مشکل بخوره خب برند خونه پدر و مادر!

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهر... نمایش پست ها
    در ضمن از دست پخت همسرشون ناراضی بودند و به خاطر دست پخت خوب مادرشون مدام
    مهمونی میرفتن
    خب یک آشپذر استخدام کنند ندارند پول بدند برند آشپزی یاد بگیرند نه کمک کنند همسرشون یاد بگیره


    نقل قول نوشته اصلی توسط بانو ذلفا نمایش پست ها
    من خیلی دوست دارم پذیرایی از پدر شوهر و مادر شوهرمو ولی ما تو دو تا شهر دور از هم هستیم. شهر ما گرمه و تو تابستون هیشکی نمیاد.پدر و مادر خودم دو ماه سه ماهی یک بار سر میزنن. شوهرم اینجا نتوتسته یک دوست خوب پیدا کنه.کسی که تفکرات سیاسیش مثل خودش باشه. یکی از دلایلی که دوست داره مرتب بریم سر کشی بیشتر دوستاش هستند تا پدر و مادرش.
    خب چرا شما توی یک شهر بینابین مادراتون سکنی نمی گزینید که خنک تر باشه؟

    اگر نمی تونید با گرمی محبتتون گرمی بیرون رو از یاد ببرید!

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    12
    حضور
    9 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43



    سلام ممنون از پاسختون. اما مشکل ما نه دستپخته و نه مشکل مالی خدار وشکر. اتفاقا برعکس ما موقعی که میریم خنه ی پدر شوهرم مدام باید پول خرج کنیم. چون همه جور توقع هست! فک کنم بیشتر همون دوستای دوران بچگی و عدم احساس استقلال مشکل باشن.
    الهی راضیم گردان به رضایت

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود