صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ساحران با معجزه حضرت موسی ایمان آوردند یا سخنان هارون؟ (شبهه دجال کذاب احمدالحسن)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    494
    حضور
    6 روز 18 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    741

    آیا ساحران با معجزه حضرت موسی ایمان آوردند یا سخنان هارون؟ (شبهه دجال کذاب احمدالحسن)




    سلام
    در سوره اعراف آيه 122 زماني كه ساحران به حضرت موسي عليه السلام ايمان آوردند گفتند ايمان آورديم به رب موسي و هارون اما در سوره طه آيه 70 زماني كه ساحران ايمان آوردند گفتند ايمان آورديم به رب هارون و موسي چرا در سوره اعراف ابتدا نام موسي وسپس نام هارون آورده شده است اما در سوره طه ابتدا نام هارون و سپس نام موسي آمده است؟

    من در بحث با پیروان دجال احمدالحسن که جز مدعیان مهدویت است از آنها خواستم که اگر حق هستید معجزه به من نشان بدهید ولی آن ها گفتند که هیچ شخصی با معجزه ایمان نیاورده! من گفتم ساحران با معجزه ایمان آورده اند و آن ها شروع کردند به گفتن اینکه در آیه قرآن آمده
    فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى
    که احمدالحسن چون علم لدنی دارد! این آیه را اینگونه تفسیر کرده که چون اسم هارون اول آمده و در قرآن هست که وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي که هارون زبانش از موسی فصیح تر بود پس ایمان ساحره به خاطر سخنان و استدلال هارون بود نه معجزه موسی.چرا که نام او مقدم است در این آیه.و ادعا می کردند که کسی از این تفسیر آگاه نبوده و این حجت الهی! اینگونه پرده های قرآن را کنار می زند و قرآن را تفسیر می کند،آیا صحیح است که ایمان ساحران به خاطر استدلال هارون بوده نه معجزه موسی؟

    که البته من هم جواب هایی به آن ها دادم و جواب هایی هم اکنون در ذهن من است.اما می خواستم نظر شما را هم بدانم،آیا چنین چیزی که آن ها می گفتند درست است؟
    و من الله التوفیق

    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۵/۱۰ در ساعت ۰۳:۴۲

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58286



    با نام و یاد دوست



    آیا ساحران با معجزه حضرت موسی ایمان آوردند یا سخنان هارون؟ (شبهه دجال کذاب احمدالحسن)





    کارشناس بحث: استاد صدیقین


    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۵/۰۸ در ساعت ۱۰:۰۵ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    معجزه های بی فایده!




    سلام به شما پرسشگر گرامی
    اینکه کسی ادعا کند من از جانب خدای متعال چیزهایی از قرآن می فهمم که دیگران نمی فهمند یا نمی توانند بفهمند، توهمی است که هیچ دلیل عقلی یا نقلی معتبری آن را پشتیبانی نمی کند لذا ادعایی بی ارزش است، و توضیحش درباره آیه کریمه قرآن هم مصداق روشن تفسیر به رای است. مطابق روایت رسول رحمت و مهربانی، هر کس که قرآن را تفسیر به رای نماید، جایگاهی از آتش دوزخ برای خود فراهم کرده است.

    اگر کسی با معجزه ایمان نیاورده، پس نعوذ بالله خداوند بیکار بود که دو برهان روشن (یعنی ید بیضاء و اژدها شدن عصا) را به موسی داد تا با آنها به سراغ فرعونیان برود؟ فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِه‏... (قصص/32) اين دو [معجزه عصا و يد بيضا] برهان روشن از پروردگارت بسوى فرعون و اطرافيان اوست.

    اگر قرار است کسی با این معجزات ایمان نیاورد، پس همراه ساختن آنها با یک پیامبر چه دلیلی دارد؟! اگر کسی با معجزه ایمان نمی آورد، اعطای معجزه به پیامبران به چه دردی می خورد؟! خدای این آدم آنقدر بیکار و الاف است که بیخود و بی جهت به پیامبرش معجزه های بی فایده می دهد؟! معجزه هایی که دل بزرگ موسای شجاع را هم به لزره درمی آورد به گونه ای که از هیبت و عظمتش می گریزد:

    وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى‏ أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنينَ (قصص/31)
    عصايت را بيفكن! هنگامى كه (عصا را افكند و) ديد همچون مارى با سرعت حركت مى‏ كند، ترسيد و به عقب برگشت، و حتّى پشت سر خود را نگاه نكرد! ندا آمد: برگرد و نترس، تو در امان هستى!
    .
    .
    .
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۶:۵۰

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    دروغگوی کم حافظه!




    می دانید ریشه این طرفند کودکانه چیست و چرا چنین مطالبی مطرح می شود؟!

    این دروغگوی کم حافظه، برای کاسبی و کلاه گذاشتن سر خلق الله ساده دل، ادعای نبوت و مهدویت نموده! از قضا، همیشه هم افراد ساده دلی که دوست دارند یک آدمی را در حد پرستش، اطاعت کنند و چشم و گوش بسته به دنبالش راه بروند، پیدا می شوند. این ساده لوحان بیچاره، خوراک این جور افرادند. اینها از عالِم و درس خوانده، به شدت فراری اند چون زود دستشان را رو می کنند، پس همیشه به سراغ همین بیچاره های کم اطلاع و از همه جا بی خبر می روند، و با ادعای نبوت و امامت و مهدویت و نیابت، حسابی کیسه شان را پُر، و عقده هایشان را خالی می کنند!

    البته به همین سادگیا هم نیست! گاهی اوقات بین این آدم های ساده دل، یکی دو تا بچه زرنگ هم پیدا می شوند که بازار کاسبی این شیادها را بهم می ریزند! از قضا، در محله کاسبی این شیاد، چند تا بچه زرنگ بودند که ادعاهای عجیب و غریب این بابا به گوششون خورده بود! برای اینکه هم تفریحی کرده باشند و هم اوقات فراغتشان را پر کرده باشند، به سراغ جناب شیاد می روند و در جلوی جمع، از او می خواهند که برای اثبات ادعاهای نبوت و امامت و نیابتش، معجزه ای ارائه دهد!

    اما او شیاد است و با منبع اعجاز ارتباطی ندارد و طبیعتا معجزه ای هم ندارد، لذا ناچار است دردسر این تقاضا را از سر خود باز کند! چکار می کند؟

    خطاب به مردم ساده دلی که دور و برش جمع شده اند، می گوید: «ایها الناس! پیروان خوب من! لطفا گوش کنید! این دو عزیز دلبندمان از ساحت ما تقاضای معجزه نموده اند! اما زهی! خیال باطل! اولا تا کنون کسی در طول تاریخ با معجزه ایمان نیاورده! دوما معجزه من، یه چیزیه که خدا یواشکی درِ گوش خودم گفته؛ تاکید می کنم: فقط درِ گوش خودم گفته، و تا حالا هم هیشکی اون چیز رو نفهمیده»!

    مردم ساده دل، هاج و واج می مونن که: خدایا! یعنی اون چیز، چیه! عجب چیزیه! هیشکی! هیشکی تا حالا نفهمیده و خدا هم مستقیما درِ گوش خود این بابا گفته! الله اکبر!

    جناب شیاد همین که می بینه داره حُقش می گیره، به چشم های خیره و احمقانه، و دهن های باز مردم دور و برش نگاهی می کنه و می گه: «ایها الناس! اون چیزی که گفتم خدا فقط به خودم گفته، اینه که: چون در آیه 70 سوره طه، اول اسم هارون اومده و سپس اسم موسی، پس معنای این آیه اینه که ساحران با بیان فصیح هارون بود که به خوبی و خوشی ایمان آوردند، و اون جریان بلعیدن شدن سحرشان توسط عصای اژدها شده موسی _که بارها و بارها و با آب و تاب فراوان در قرآن اومده_، هیچ اثری روی عقل های وارفته اون ساحران نداشته! چه معجزه ای؟! چه کشکی؟! هارون اومد چند دقیقه با اون کافرای نادان صحبت کرد و با چند کلمه قشنگ و چند تا پند و اندرز پدرانه، زیر و رویشان کرد! از این رو، به اون رو شدند و ایمان آوردند! همین!»

    مردم ساده دل، انگشت به دهن می مانند که: اَه ه ه! جل الخالق! چی گفت!

    بچه زرنگا که با این هوچی گری ها سرشون کلاه نمی ره، پرسیدند: جناب! پس چرا در آیه 122 سوره اعراف، اول اسم موسی اومده، و بعدش اسم هارون؟

    جناب شیاد، که از حماقت مردم دلشاد شده بود و قند توی دلش آب می کرد، اخمی کرد و گوشه سرش رو خاروند و گفت: عجب گیری هستین ها! گفتم که! خدا اینو فقط به خودم گفته و هیشکی هم تا حالا نفهمیده!

    بچه زرنگا که دیگه حسابی دست شیاد رو خونده بودند، دوباره پرسیدند: پس چرا خدا در متن قرآن ننوشته که هارون فلان و بهمان گفت و ساحران از گفته های هارون، ایمان آوردند؟ چرا خدا _هم در سوره اعراف و هم در سوره طه_، ایمان آوردن ساحران را بلافاصله بعد از بلعیده شده سحرشان توسط عصای اژدها شده موسی، بیان می کنه؟!

    جناب شیاد که حسابی از دست این وروجک های ناقلا کلافه شده بود، عصبانی شد و گفت: ای بابا! عجب بچه های بی تربیتی هستین! به شماها یاد ندادن توی حرف بزرگترا دخالت نکنین؟! چرا بساط ما رو بهم می ریزین؟! داریم کاسبیمونو می کنیم! ببینم! اصلا کی خواست شما ایمون بیارین! به جان خودم _که تازگیا امام و پیغمبر و نایب خاص شدم و قراره چند تا سِمَت دیگه هم بگیرم_، تا حالا هیشکی تو طول تاریخ، با معجزه ایمون نیاورده! حالا می خواین باور کنین، می خواین باور نکنین!

    *********************

    القصه!
    قصه ما به سر رسید، اما این آقا شیاده یه کمی به هدفش رسید، و با همین ادعاهای آبکی، چند احمق ساده لوح رو هم دور خودش جمع کرد، و برای خودش کیا بیایی درست کرد، و جریاناتی به راه انداخت و خلاصه...

    *********************

    اگر بخواهیم درباره اینجور ادعاهای احمقانه، شرح و تفسیر و طنز و داستان بنویسیم، باید همه عمر عزیزمون رو به بطالت پاسخ دادن به این اباطیل، و توضیح این مسایل ساده و ابتدایی صرف کنیم!

    توضیح آیات کریمه ای که خواستید را در پست بعدی عرض خواهم کرد...
    شکیبا باشید
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۰۲/۰۶ در ساعت ۱۸:۲۱

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    علت ایمان آوردن ساحران (1)




    پاسخ
    ------------------------

    با مطالعه ساده و اجمالی سوره مبارکه اعراف و طه، به خوبی تمام ماجرای داستان موسی و ساحران برایمان روشن می شود و جای هیچ شک و شبهه ای هم باقی نمی ماند که ساحران تنها با دیدن معجزه عصای موسی ایمان آوردند. با مطالعه آیات این دو سوره، این نکات بدست می آید (برای اینکه مباحث خیلی طولانی نشود، این نکات را با استناد به آیات کریمه قرآن و به صورت فهرست وار عرض می کنم):

    1- دو چیز در مقابله ساحران با حضرت موسی دخالت داشت؛
    یکی طمع به پاداش های فرعون و کسب جاه و مقام در دستگاه او:

    وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبينَ، قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبينَ (اعراف/113و114)
    و ساحران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: « [آيا] اگر ما پيروز شويم براى ما پاداشى خواهد بود؟»، گفت: «آرى، و مسلماً شما از مقربان [دربار من‏] خواهيد بود»

    و دیگری به خاطر زور و اجبار فرعون:
    ...وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ... (طه/73)
    ...و آن سحرى كه ما را بدان واداشتى...

    2- ساحران در سحرشان تبحر داشتند و می دانستند که اساس سحر بر حقه است:

    ... فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظيمٍ (اعراف/116)
    ... و هنگامى (كه وسايل سحر خود را) افكندند، مردم را چشم‏بندى كردند و ترساندند و سحر عظيمى پديد آوردند.

    ... فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى‏ (طه/66)
    ... در اين هنگام طناب ها و عصاهاى آنان بر اثر سحرشان چنان به نظر مى‏ رسيد كه حركت مى‏ كند!

    3- ساحران از سخنان موسی و ارشادهای او _که قبل از انجام معجزه عصا بیان نمود_ به شک و تردید افتادند و احتمال دادند که موسی بر حق باشد اما این شک و تردید در حد نزاع باقی ماند و از گفته های موسی ایمان نیاوردند:

    قالَ لَهُمْ مُوسى‏ وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى‏، فَتَنازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوى‏ (طه/61و62)
    موسى به [ساحران‏] گفت: «واى بر شما، به خدا دروغ مبنديد كه شما را به عذابى [سخت‏] هلاك مى‏ كند، و هر كه دروغ بندد نوميد مى‏ گردد.» [ساحران‏] ميان خود، در باره كارشان به نزاع برخاستند و به نجوا پرداختند

    4- حق و باطل، بعد از ارائه معجزه موسی مشخص شد و تا قبل از آن، این حق و باطل برای ساحران مشخص نبود:

    وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ، فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (اعراف/117و118)
    و به موسى وحى كرديم كه: «عصايت را بينداز» پس [انداخت و اژدها شد] و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعيد. پس حقيقت آشكار گرديد و كارهايى كه مى‏ كردند باطل شد

    5- ساحران، به محض باطل شدن سحرشان توسط عصای اژدها شده موسی، یقین کردند که کار موسی، سحر نیست بلکه جنبه اعجازی دارد چون خودشان در سحر تبحر داشتند و سحر را از غیر سحر، به خوبی تشخیص می دادند و فهمیدند که کار موسی، سحر نیست لذا ایمان آوردند:

    وَ أَلْقِ ما في‏ يَمينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى‏، فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى‏(طه/69و70)
    و آنچه در دست راست دارى بينداز، تا هر چه را ساخته‏ اند ببلعد. در حقيقت، آنچه سرهم‏بندى كرده‏ اند، افسونِ افسونگر است، و افسونگر هر جا برود رستگار نمى شود.» پس ساحران به سجده درافتادند. گفتند: «به پروردگار موسى و هارون ايمان آورديم»

    وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ، فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ، فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرينَ، وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدينَ، قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمينَ، رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ (اعراف/117تا122)
    (ما) به موسى وحى كرديم كه: «عصاى خود را بيفكن» ناگهان (بصورت مار عظيمى در آمد كه) وسايل دروغين آنها را بسرعت برمى‏ گرفت، (در اين هنگام،) حق آشكار شد و آنچه آنها ساخته بودند، باطل گشت. و در آنجا (همگى) مغلوب شدند و خوار و كوچك گشتند. و ساحران (بى‏ اختيار) به سجده افتادند. و گفتند: «ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم. پروردگار موسى و هارون»


    ادامه...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۵/۲۶ در ساعت ۰۸:۱۶

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    علت ایمان آوردن ساحران (2)




    6- ساحران قبل از مسابقه سحر با موسی، از فرعون می ترسیدند و با زور و اجبار و نیز وعده های رنگین او، به کارزار با موسی تن دادند:

    وَ جاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قالُوا إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبينَ، قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبينَ (اعراف/113و114)
    و ساحران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: « [آيا] اگر ما پيروز شويم براى ما پاداشى خواهد بود؟»، گفت: «آرى، و مسلماً شما از مقربان [دربار من‏] خواهيد بود»

    و دیگری به خاطر زور و اجبار فرعون:
    ...وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ... (طه/73)
    ...و آن سحرى كه ما را بدان واداشتى...

    اما بعد از بلعیده شدن سحرشان توسط عصای اژدها شده موسی، به رسالت او یقین آوردند و از تهدید ترسناک و شکنجه وحشتناکی که فرعون به آنها وعده داد، هیچ نترسیدند زیرا به صدق معجزه موسی یقین قلبی پیدا کرده بودند (این یقین و ایمان محکم، بعد از بلعیده شدن سحر توسط عصای اژدها شده موسی به وجود آمد و قبل از آن، اثری از این یقین و ایمان وجود ندارد):

    ...فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ في‏ جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى‏، قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‏ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذي فَطَرَنا... (طه/71و72)
    به يقين دست ها و پاهايتان را بطور مخالف قطع مى‏ كنم و شما را از تنه‏هاى نخل به دار مى‏ آويزم و خواهيد دانست مجازات كدام يك از ما دردناكتر و پايدارتر است!» گفتند: «سوگند به آن كسى كه ما را آفريده، هرگز تو را بر دلايل روشنى كه براى ما آمده، مقدّم نخواهيم داشت...

    7- خود ساحران هم تصریح نمودند که علت ایمانشان، همین آیات و معجزات الهی بوده:

    قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‏ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذي فَطَرَنا... (طه/72)
    گفتند: «سوگند به آن كسى كه ما را آفريده، هرگز تو را بر دلايل روشنى كه براى ما آمده، مقدّم نخواهيم داشت...

    وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا... (اعراف/126)
    انتقام تو از ما، تنها بخاطر اين است كه ما به آيات پروردگار خويش، هنگامى كه به سراغ ما آمد، ايمان آورديم...

    8- در سوره طه و اعراف، در صحنه مواجه ی موسی با فرعون، و نیز در صحنه مواجه ی موسی با ساحران، هیچ آیه ای دال بر سخن گفتن هارون وجود ندارد؛ هر چه سخن است تنها از زبان موسی نقل شده است.

    با این توضیحات روشن شد که به طور قطع و یقین، علت ایمان آوردن ساحران، دیدن معجزه ی عصای موسی بوده، و نه چیز دیگر!
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۵/۲۶ در ساعت ۰۷:۵۶

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    علت جابجایی نام موسی و هارون، در سوره های اعراف و طه




    با توضیحاتی که عرض کردم روشن شد که جابجایی نام موسی و هارون در آیه 70 طه و 122 اعراف، ظاهرا دلیل خاصی جز رعایت سجع و وزن آهنگ انتهایی آیات ندارد و تفاوت این ترتیب ها موجب شده تا آهنگ موزون آیات، حفظ شود.

    در سوره اعراف، وزن آیات قبل و بعد، با کلمه «هارون» تناسب دارد لذا ابتدا نام موسی و سپس نام هارون را آورد:

    فَغُلِبُوا هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرينَ (119)
    وَ أُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدينَ (120)
    قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمينَ (121)
    رَبِّ مُوسى‏ وَ هارُونَ (122)
    قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هذا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْها أَهْلَها فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (123)
    لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعينَ (124)
    قالُوا إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ (125)
    وَ ما تَنْقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآياتِ رَبِّنا لَمَّا جاءَتْنا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ تَوَفَّنا مُسْلِمينَ (126)

    اما در سوره طه، وزن و سجع آیات قبل و بعد، با کلمه موسی تناسب دارد لذا ابتدا نام هارون و سپس نام موسی را آورد:

    قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى‏ (68)
    وَ أَلْقِ ما في‏ يَمينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى‏ (69)
    فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى‏ (70)
    قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ في‏ جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى‏ (71)
    قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‏ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضي‏ هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا (72)
    إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ (73)
    إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيى‏ (74)

    اگر در این دو سوره، جای هارون و موسی را عوض کنید، وزن و سجع و آهنگ موزون آیات به هم می خورد.

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    لجاجت قوم موسی با هارون!




    هارون نبی، سمت جانشین و همیار موسی را داشته است:

    ...وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‏ في‏ قَوْمي...‏ (اعراف/142)
    ...و موسى [هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت: «در ميان قوم من جانشينم باش»...‏

    ...وَ جَعَلْنا مَعَهُ أَخاهُ هارُونَ وَزيرا (فرقان/35)
    ...و برادرش هارون را ياور او قرار داديم

    همان طور که عرض کردم در سوره طه و اعراف، در صحنه مواجه موسی با فرعون و موسی با ساحران، هیچ آیه ای دال بر سخن گفتن هارون وجود ندارد؛ هر چه سخن است تنها از زبان موسی نقل شده. تنها در یک جا، گفته های هارون نبی نقل شده و آن زمانی است که موسی برای مناجات با پروردگار، قومش را ترک کرد و برای عبادت به کوه طور رفت و هارون را جانشین خود ساخت. در این زمان، حیله گری به نام سامری پیدا شد و مردم را فریفت و گوساله پرست نمود! هارون هم تلاش نمود که مردم را از این انحراف باز دارد (قرآن کریم سخنان هارون در این صحنه ها نقل می کند)، اما قوم موسی نسبت به او سرکش بودند و سخنانش را نپذیرفتند و قبول نکردند:

    وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُوني‏ وَ أَطيعُوا أَمْري
    قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى‏ (طه/90و91)
    و پيش از آن، هارون به آنها گفته بود: «اى قوم من! شما به اين وسيله مورد آزمايش قرار گرفته ‏ايد! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پيروى كنيد، و فرمانم را اطاعت نماييد!»
    ولى آنها گفتند: «ما هم چنان گرد آن مى‏ گرديم (و به پرستش گوساله ادامه مى ‏دهيم) تا موسى به سوى ما بازگردد!»


    نه تنها سخنش را نپذیرفتند، بلکه او را در مخمصه و تنگنا قرار دادند و خواستند او را بکشند(!):

    ...قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَني... (اعراف/150)
    ...[هارون] گفت: «فرزند مادرم! اين گروه، مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند...


  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    429
    حضور
    16 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    703



    سلام به دوستان عزیز و جناب کارشناس صدیقین محترم خسته نباشید...

    با اجازه , بنده یک سری صحبت ها پیرامون تاپیک و عنوان تاپیک و مطالب ذکر شده دارم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط ask نمایش پست ها
    (شبهه دجال کذاب احمدالحسن)
    به نظرم شایسته بود که عنوان تاپیک تایید نمی شد " دجال کذاب ".
    بعضی کاربرا و کارشناس ها رو طرفداران جناب احمدالحسن دوست دارند, و صحبت هاشون و غیره... .
    به هر حال اسکدین از فرقه های مختلف و عقاید مختلف توش هستند.
    مثلا اسکدین دوست شیعه و سنی داره, حالا یکیشون یک تاپیک بزنه:
    امام صادق ع دجاله , یکی بزنه ابوبکر دجاله؟
    خب این دیگه آخه میشه بحث منطقی و حدیثی و قرآنی و تاریخی ؟

    خوب بعد اگر یک دفعه اینها هم, اسم مثلا مراجع تقلید بزرگ و دیگران که عقیده ی طرف مقابل هست رو به عنوان دجال آوردند,
    بعد شما نمی تونید (و حق ندارید) تاپیک اونها رو حذف کنید و عنوانش رو تغییر بدید ,
    چون شما مقصر بودید که شروع کننده و تایید کننده ی تاپیک بودید
    و اگر حذف کنید , در این صورت عدالت رو رعایت نکردید.
    و من این آیه رو به شما هدیه می دم :

    (( اي كساني كه ايمان آورده‏ايد ... دشمني با گروهی شما را به گناه ترك عدالت نكشاند، عدالت كنيد كه به پرهيزكاري نزديكتر است. (مائده 8) ))

    امیدوارم اسکدین بیشتر از پیش فکری به حال عنوان تاپیک های توهین آمیز داشته باشه. تشکر
    __________________________________________________ _____________________________________________

    از این بگذریم...
    .
    .
    .

    سلام مجدد به جناب کارشناس صدیقین عزیز

    ممنون از, حالا, قصه و داستانی که وقت گذاشتید و نوشتید.
    من خوندم ولی, هنگام خودن مطلب شما , کاملا
    مصداق " شیاد " رو توی نوشته های شما (که منظورتون کی بود رو) از ذهنم بیرون کردم و متن رو خوندم.
    در مورد قصه کاملا درسته و یا حداقل خیلی درسته , وجود داره , اتفاق افتاده و می افته و حداقل احتمال این مسائلی که گفتید هست واسه مدعی ها و پیروانشون و حتی خود امام زمان علیه السلام هنگام ظهورشون.

    اما نکته اول بحث که باید ذکر بشه اینه :

    جناب Ask گفتند با انصار جناب احمد الحسن ظاهرا بحث کردند و انصار ایشون گفتند که جناب احمد الحسن , این تفسیر رو کردند :

    نقل قول نوشته اصلی توسط ask نمایش پست ها

    هارون زبانش از موسی فصیح تر بود
    پس ایمان ساحره به خاطر سخنان و استدلال هارون بود نه معجزه موسی.چرا که نام او مقدم است در این آیه.



    1- این کذب محض هست و هرگز جناب احمد الحسن همچین تفسیری نکردند , در غیر اینصورت رفرنس کتاب بدید به من ببینم.
    2-حرف انصار ایشون واسه کسی سند نیست مگر روایاتی که می گند , انصار ایشون شاید دروغ بگند و شاید نفوذی باشند به نام انصار , شما اگر محققید باید رفرنس کتاب ایشون رو بگیرید و سخن رو از سر منشأش دنبال کنید. و اینجا کامل نقل کنید.
    3- تازه اصلا معلوم نیست انصار ایشون همچین چیزی گفته باشند و یا منظورشون این بوده باشه. شاید شما برداشتتون اشتباه بوده از گفته های اونها.
    __________________________________________________ ____

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    این ادعاهایی که نقل فرمودید تعجب آور است و نشان می دهد که این فرد و فریب خوردگان ساده لوحش، آیات روشن قرآن را هم نمی خوانند و اگر هم می خوانند نمی فهمند!

    جناب صدیقین , ظاهرا :

    خانه از پای بست ویــــران است ......... خواجه در فکر نقش ایوان است__________________________________________________ _____
    ادامه دارد انشالله...
    .
    .
    .




    ویرایش توسط BaghiatoSalam : ۱۳۹۲/۰۵/۲۷ در ساعت ۰۱:۴۹
    کِی جهـــــــان را عاقلان مملو بـــــــود از متقین؟ _______ در غدیر و کربلا , قرآن و یا در اسکدین
    این درست است طفره رفتن, قفل مطلب, حذف آن؟_______ چون نباشد پاسخی مردانه زین مردانِ دین
    (البته در اسکدین متقین و پاسخگوی منصف و واقعی نیز وجود دارد)
    ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ(136 نساء))
    (ای کسانی که ایمان آوردید , ( واقعا ) ایمان بیارید به خدا و رسولش و کتاب)

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    429
    حضور
    16 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    703



    .
    .
    .
    ادامه پست قبلی...


    جناب صدیقین عزیز ,
    اگر ناراحت نمی شید , بر فرض کذب بودن ایشون و ادعاهایش و یا هر مدعی دیگر , نوشته های شما جای نقد داره :


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    اینکه کسی ادعا کند من از جانب خدای متعال چیزهایی از قرآن می فهمم که دیگران نمی فهمند یا نمی توانند بفهمند،
    حرف و کارها و ادعایی که ائمه علیهم السلام داشتند و می کردند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    توهمی است که هیچ دلیل عقلی یا نقلی معتبری آن را پشتیبانی نمی کند لذا ادعایی بی ارزش است،
    دقیقا از نظر کسایی که ایمان نداشتن بهشون و نتونستند بشناسنشون , تازه از خودی ها هم این مدلی وجود داشت. غیر از اینه ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    و توضیحش درباره آیه کریمه قرآن هم مصداق روشن تفسیر به رای است.
    که ائمه ع در این زمینه سنگ تمام گذاشتن.
    چه از نظر مومنین به ایشان علیهم اسلام و مخصوصا از نظر کافرین به آنها , تماما تفسیر به رای بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    مطابق روایت رسول رحمت و مهربانی، هر کس که قرآن را تفسیر به رای نماید، جایگاهی از آتش دوزخ برای خود فراهم کرده است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیقین نمایش پست ها
    این چه امام و پیغمبریست که پیش پیش آتش دوزخ را برای خود می خرد؟!
    به هر حال یا ائمه ع جهنمی هستند العیاذبالله...
    یا اینکه چاره ای نیست و ما باید بین این ادعاها فرق بذاریم و یا اینکه اول مدعی رو بشناسیم کامل و بعد بگیم یک شخص عادی تفسیر به رای می کنه , نه یک خلیفه الله.
    درسته ؟

    چون اساسا وظیفه ی امامان ع هست که تفسیر کنند تاویل کنند حتی به رای , اصلا رای اونایی نداره , مدعی هستند که حرف خداست , علم خداست.
    و به هر حال نمیشه راحت فهمید که دارند راست میگن یا دروغ , مگر اینکه قبلش ایمان بیاریم که خلیفه الله هستند و اعتماد کنیم ,
    چون همانطور که میدونید احادیث معتبر عجیب غریبی از گفته های امامان ع وجود داره و شاید اگر جای امام صادق ع بنویسیم ,
    مثلا فلان مدعی دروغین اینو گفته , میخندیم و تکذیبش میکنیم.


    ادامه دارد انشالله...
    .
    .
    .

    کِی جهـــــــان را عاقلان مملو بـــــــود از متقین؟ _______ در غدیر و کربلا , قرآن و یا در اسکدین
    این درست است طفره رفتن, قفل مطلب, حذف آن؟_______ چون نباشد پاسخی مردانه زین مردانِ دین
    (البته در اسکدین متقین و پاسخگوی منصف و واقعی نیز وجود دارد)
    ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ(136 نساء))
    (ای کسانی که ایمان آوردید , ( واقعا ) ایمان بیارید به خدا و رسولش و کتاب)

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود