صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با خونسردی همسرم چیکار کنم؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    حضور
    1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    26

    با خونسردی همسرم چیکار کنم؟




    سلام
    من 1ماهه که ازدواج کردم و عاشق همسرم هستم
    ولی اون تو مسایل زیادی خونسرد و کارها رو پشت گوش میندازه ولی من اصلا اینجوری نیستم
    این 1ماه بخاطر حاظر نبودن خونمون خونه مادرشوهرم زندگی میکردیم خدارو شکر رابطم باهاشون خیلی خوبه ولی دوست دارم زودتر برم خونم
    من باید برای انجام دادن کارها { از زنگ زدن به اوستا کار تا خرید وسایل خونهو حتی خوندن نماز} 100بار بگم تا همسرم اون کارو انجام بده تازه آخرش عصبی میشم
    دلم نمیخواد اینکارو بکنم چون میدونم پیشروی این برخوردا باعث میشه از هم و این جر و بحثا سرد بشیم
    میشه کمکم کنید که باید چیکار کنم؟؟؟

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,525
    حضور
    175 روز 3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58317



    با نام و یاد دوست






    با خونسردی همسرم چیکار کنم؟





    کارشناس بحث: استاد امیدوار
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۵/۰۲ در ساعت ۱۷:۴۲

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط nastaranstory نمایش پست ها
    سلام
    من 1ماهه که ازدواج کردم و عاشق همسرم هستم
    ولی اون تو مسایل زیادی خونسرد و کارها رو پشت گوش میندازه ولی من اصلا اینجوری نیستم
    این 1ماه بخاطر حاظر نبودن خونمون خونه مادرشوهرم زندگی میکردیم خدارو شکر رابطم باهاشون خیلی خوبه ولی دوست دارم زودتر برم خونم
    من باید برای انجام دادن کارها { از زنگ زدن به اوستا کار تا خرید وسایل خونهو حتی خوندن نماز} 100بار بگم تا همسرم اون کارو انجام بده تازه آخرش عصبی میشم
    دلم نمیخواد اینکارو بکنم چون میدونم پیشروی این برخوردا باعث میشه از هم و این جر و بحثا سرد بشیم
    میشه کمکم کنید که باید چیکار کنم؟؟؟
    بسمه‌تعالي
    ضمن عرض سلام وتحيت
    اينكه فرموده‌ايد چكار كنم؟ به نظرم بخشي از پاسخ صحيح در فرمايشات خود شما آمده است و آن اينكه از امرو نهي كردن به ايشان و سوق به سمت فضاي مجادله شديدا اجتناب كنيد.
    اما بخش ديگر اين پاسخ به كشف چرايي اين رفتار از ناحيه همسرتان برميگردد. دلائل مختلفي براي اين رفتار وجود دارد كه تعين علت مربوطه نياز به اطلاعات و شناخت بيشتري از تاريخچه زندگي وي دارد. لذا در صورت امكان يا اطلاعات بيشتري از نحوه تعامل ايشان با افراد و موضعات مختلف، زندگي گذشته، شكست ها و موفقيتها، سبك زندگي( تغذيه، خواب، روابط عمومي)، علاقمنديها و موضوعات مورد تنفر وي در اختيار بنده بگذاريد و يا اينكه با شماره 09640 بخش مشاوره تماس حاصل فرماييد.
    با تشكر
    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
    با خونسردی همسرم چیکار کنم؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  7. صلوات ها 12


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    30
    حضور
    1 روز 5 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    121



    نقل قول نوشته اصلی توسط nastaranstory نمایش پست ها
    سلام
    من 1ماهه که ازدواج کردم و عاشق همسرم هستم
    ولی اون تو مسایل زیادی خونسرد و کارها رو پشت گوش میندازه ولی من اصلا اینجوری نیستم
    این 1ماه بخاطر حاظر نبودن خونمون خونه مادرشوهرم زندگی میکردیم خدارو شکر رابطم باهاشون خیلی خوبه ولی دوست دارم زودتر برم خونم
    من باید برای انجام دادن کارها { از زنگ زدن به اوستا کار تا خرید وسایل خونهو حتی خوندن نماز} 100بار بگم تا همسرم اون کارو انجام بده تازه آخرش عصبی میشم
    دلم نمیخواد اینکارو بکنم چون میدونم پیشروی این برخوردا باعث میشه از هم و این جر و بحثا سرد بشیم
    میشه کمکم کنید که باید چیکار کنم؟؟؟
    سلام ...
    امیدوارم که خوب و سلامت باشین ...
    به نظرمن مساله شما میتونه در آینده براتون مشگلات زیادی رو درست کنه ... دسته کم نگیریدش ... دلایل زیادی میتونه برای این مساله وجود داشته باشه ... شکست های مکرر در زندگی ... افسردگی ... (و نه لزوما)

    و اما ...
    یکی از دوستان من با یه مردی که به قول شما خونسرد بود ازدواج کرد ... میگفت من دوست دارم شوهرم کاری با من نداشته باشه ( غیرتی نباشه) راحت بتونم برم سر کار ... راحت بتونم درس بخونم ... دوست من اوایل زندگیش راضی بود ولی بعد از مدتی دید که اصلا شوهرش کاری باهاش نداره ... مریض بشه ... مشگل داشته باشه ... نیاز به کمک داشته باشه ... هیچی ... الان میگه کاشگی با یکی ازدواج میکردم هر چند وقت یه بار یه سیلی بهم میزد ولی اینجوری خونسرد و بی مسولیت نبود ...

    به نظر من تکلیف این مسایل رو زودتر با خودتون روشن کنید :
    1- ایشون تنبل هستن ... یا اینکه خونسرد هستن ...
    2- اگر شما مریض بشین ... براتون اتفاقی بیوفته پشتتون هستن ... یا اینکه تو تخیلات خودشون هستن ...
    3- آیا ایشون نسبت به شما غیرت دارند ... یا نه ...

    و اما در مورد راهکار ...
    راهکار این مساله فقط با خوده ایشون هست ... ایشون خودشون باید به این نتیجه برسن که رفتارشون ایراد داره ..

    میدونم خیلی ها با این حرفم مخالفت میکنن ... ولی اگر من جای شما بودم ... شاید تندی از ایشون جدا میشدم ...

    چون ...
    اولا این مرد آینده نداره ...
    ثانیا : نمیشه بهش تکیه کرد ...
    ثالثا : نمیشه خونسردی هاشون رو تحمل کرد ... مثلا لوله آب میترکه ... شما باید بری لوله کش بیاری ...
    رابعا : اینجور آدمها عوض نمیشن ... همینجوری میمونن ...
    ویرایش توسط Ftmh Mohammadi : ۱۳۹۲/۰۵/۰۴ در ساعت ۰۰:۱۳

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    علاقه
    ***
    نوشته
    112
    حضور
    12 روز 11 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    841



    ببخشید احساس نمیکنید دارید یکم مسئله رو گنده میکنید؟
    یا فازه منفی میدید؟
    ایشون تازه یک ماه از زندگیشون میگذره میتونن مسائلشون رو به راحتی حل کنن!
    میدونم ممکنه آزار دهنده باشه ولی باید مسئله رو حل کرد!نه اینکه کلا ازبین بردش!
    اینکه شما میگید تندی جدا مشدم اصلا درست نیست......اوله زندگی شونه باید بتونن مسائلشون رو با همدیگه حل کنن نه اینکه تندی جدا بشن!!!!
    راهکار رو جنابه امیدوار دارن لطف میکنن من راهکاره خاصی نندارم ولی اصلا این راهکاره شما کاملا غیره منطقیه!

  11. صلوات ها 7


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ftmh Mohammadi نمایش پست ها
    و اما در مورد راهکار ...
    راهکار این مساله فقط با خوده ایشون هست ... ایشون خودشون باید به این نتیجه برسن که رفتارشون ایراد داره ..

    میدونم خیلی ها با این حرفم مخالفت میکنن ... ولی اگر من جای شما بودم ... شاید تندی از ایشون جدا میشدم ...
    اللهم عجل لولیک الفرج


    سلام

    با عرض پوزش اما فکر نکنم قیاص زندگی افراد درست باشه چون شخصیت افراد متفاوت است و هدفشون و مشکلاتشون هرچند ممکن هم هست که اشتراکاتی داشته باشند

    پس بهتره راه کار بر اساس مشکل خود ایشان مطرح شود و جدایی رو پیش کشیدن اونم در این مدت کم!! به نظر من معقول نیست!


    نقل قول نوشته اصلی توسط nastaranstory نمایش پست ها
    من 1ماهه که ازدواج کردم و عاشق همسرم هستم
    خواهر گرامی شما یک ماه است که با همسرتون زیر یک سقف هستید و هنوز هم به طور کامل جدا نشید!

    یا شدید منظورتون از خونه مادر شوهر چیست؟
    در خونه مجزا یا خیر مهمان؟

    شناخت افراد در یک ماه بعید می دونم بشه صورت بگیره
    سعی کنید علل رو پیدا کنید و روی یک کاغذ یاد داشت کنید

    و اون ها رو اگر مایل بودید اینجا قرار بدید تا در صورت امکان کمکتان کنیم یا با مشاوران تلفنی تماس بگیرید

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    192
    حضور
    9 روز 5 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    932



    سلام خانم محترم.

    من کاملا میتونم حال شمارو بفهمم چون همسر من در این زمینه تا حدی شبیه همسر شمان، البته من میدونم علت این پشت گوش انداختن کارهای همسرم خونسردی نیست(برعکس فوق العاده آدم جوشی هستن)تنبلیه.
    راه حلی که تا حد زیادی به من کمک کرده اینه:
    کاملا رهاش کنین! در حد یکبار اونم به شکل یادآوری بهش بگین خواستم یاداوری کنم که به فلان کس زنگ بزنی.همین و بس.
    بذارین چند بار پشت سر هم ضربه بخوره(مثلا لوه کش نگه بیاد و دو روزی مشکل داشته باشینو بعد که نتیجه کارشو دید خودش بره بگه) اینطوری کم کم عادت میکنه که خودش باید به فکر کاراش باشه.همسر من حتی وقتی بازار میرفتیم قیمت و سوالایی که از مغازه دار داررو انتظار داشت من بپرسم! تا این حد مسئولیت هیچ کاری رو به عهده نمیگرفت!

    معمولا این مدل مردا به خاطر تربیتشون که تو خونه اصلا کار نمیکردن و هیچ مسئولیتی به عهدشون نبوده و حالا سختشونه که یک سری مسئولیت های جدید بهشون اضافه شده.
    شما فقط خونسردی خودتو حفظ کن و ظرفیتتو بالا ببر که اگه با احمال کاری ایشون چند باری سختی کشیدین واکنش بدی نشون ندین.

    به مرور زمان کم کم ایشون از فضای بیخیالی درباره مسائلتون بیرون میاد.ولی این طرز رفتاری که تا الان داشتین خیلی اشتباه بوده و کلا بذارینش کنار(هر کاری رو دائم بهش گوشزد میکردین و هم اعصاب اونو خورد میکردینو هم خودتون و بیشتر باعث میشدین که لج کنه)
    تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری ، شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن...

  15. صلوات ها 11


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    کامپیوتر
    نوشته
    70
    حضور
    2 روز 4 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    333



    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    کاملا رهاش کنین! در حد یکبار اونم به شکل یادآوری بهش بگین خواستم یاداوری کنم که به فلان کس زنگ بزنی.همین و بس.
    بذارین چند بار پشت سر هم ضربه بخوره(مثلا لوه کش نگه بیاد و دو روزی مشکل داشته باشینو بعد که نتیجه کارشو دید خودش بره بگه) اینطوری کم کم عادت میکنه که خودش باید به فکر کاراش باشه.
    کاملا پسندیدم این حرفها رو
    ایشالا خوشبخت بشین. جای هیچ نگرانی نیست و سعی نکنید مسئله رو برا خودتون غول کنید.( به قولی خودتونو تو آنپاس نزارید)
    موفق و خوشبخت باشید
    نترس از باختن،تا ساختن دوباره فاصله ای نیست

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    حضور
    1 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    26



    نقل قول نوشته اصلی توسط اميدوار نمایش پست ها
    بسمه‌تعالي
    ضمن عرض سلام وتحيت
    اينكه فرموده‌ايد چكار كنم؟ به نظرم بخشي از پاسخ صحيح در فرمايشات خود شما آمده است و آن اينكه از امرو نهي كردن به ايشان و سوق به سمت فضاي مجادله شديدا اجتناب كنيد.
    اما بخش ديگر اين پاسخ به كشف چرايي اين رفتار از ناحيه همسرتان برميگردد. دلائل مختلفي براي اين رفتار وجود دارد كه تعين علت مربوطه نياز به اطلاعات و شناخت بيشتري از تاريخچه زندگي وي دارد. لذا در صورت امكان يا اطلاعات بيشتري از نحوه تعامل ايشان با افراد و موضعات مختلف، زندگي گذشته، شكست ها و موفقيتها، سبك زندگي( تغذيه، خواب، روابط عمومي)، علاقمنديها و موضوعات مورد تنفر وي در اختيار بنده بگذاريد و يا اينكه با شماره 09640 بخش مشاوره تماس حاصل فرماييد.
    با تشكر
    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين

    همسر من 26 سالشه و فرزند شهیده هنوز به دنیا نیومده بودن که پدرشون شهید شدن مادرشونم وقتی ایشون 5 دبستان بودن دوباره ازدواج کردن {با فردی که 4تا بچه داشت}
    هر دوتامون دانشجو هستیم و همسرم هم کارمند از نظر تغذیه و خواب هیچ مشکلی نداریم و کمتر غذای بیرون و بیشتر خونگی و سالم میخوریم روابط اجتماعی هم من و هم همسرم بالاست
    مثل هر مرد دیگه ای همسر منم اونجوریه غیرتی هست ولی تعصبی نیست عاشق غذا و غذا خوردنه و خیلی چیزا که نمیتونم همشو اینجا جا بدم
    همسر من واقعا مرد خوبیه و از همه نظر به من کمک میکنه و از همه مهم تر اینه که واقعا عاشقمه ولی این سست بودنش توی کارا و اینکه من باید کاری رو 100بار بگم تا انجام بدن اذیتم میکنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ftmh Mohammadi نمایش پست ها
    سلام ...
    امیدوارم که خوب و سلامت باشین ...
    به نظرمن مساله شما میتونه در آینده براتون مشگلات زیادی رو درست کنه ... دسته کم نگیریدش ... دلایل زیادی میتونه برای این مساله وجود داشته باشه ... شکست های مکرر در زندگی ... افسردگی ... (و نه لزوما)

    و اما ...
    یکی از دوستان من با یه مردی که به قول شما خونسرد بود ازدواج کرد ... میگفت من دوست دارم شوهرم کاری با من نداشته باشه ( غیرتی نباشه) راحت بتونم برم سر کار ... راحت بتونم درس بخونم ... دوست من اوایل زندگیش راضی بود ولی بعد از مدتی دید که اصلا شوهرش کاری باهاش نداره ... مریض بشه ... مشگل داشته باشه ... نیاز به کمک داشته باشه ... هیچی ... الان میگه کاشگی با یکی ازدواج میکردم هر چند وقت یه بار یه سیلی بهم میزد ولی اینجوری خونسرد و بی مسولیت نبود ...

    به نظر من تکلیف این مسایل رو زودتر با خودتون روشن کنید :
    1- ایشون تنبل هستن ... یا اینکه خونسرد هستن ...
    2- اگر شما مریض بشین ... براتون اتفاقی بیوفته پشتتون هستن ... یا اینکه تو تخیلات خودشون هستن ...
    3- آیا ایشون نسبت به شما غیرت دارند ... یا نه ...

    و اما در مورد راهکار ...
    راهکار این مساله فقط با خوده ایشون هست ... ایشون خودشون باید به این نتیجه برسن که رفتارشون ایراد داره ..

    میدونم خیلی ها با این حرفم مخالفت میکنن ... ولی اگر من جای شما بودم ... شاید تندی از ایشون جدا میشدم ...

    چون ...
    اولا این مرد آینده نداره ...
    ثانیا : نمیشه بهش تکیه کرد ...
    ثالثا : نمیشه خونسردی هاشون رو تحمل کرد ... مثلا لوله آب میترکه ... شما باید بری لوله کش بیاری ...
    رابعا : اینجور آدمها عوض نمیشن ... همینجوری میمونن ...


    نه تورو خدا نگید من عاشق همسرمم و اونم همینطوره
    اون حتی طاقت سردرد منو نداره چه برسه به مریضی
    همسرمن تنبل نیست و کاری رو اگه شروع کنه به نحو احسنت و بهترین شکل تمومش میکنه ولی این شروع کردنشه که طول میکشه
    مثلا توی دانشگاه کاراشون همیشه بهترین چون اگه شر.ع کنن خیلی با دقت کارشونو انجام میدن
    و همینطور که گفتم غیرت دارن ولی تعصب بیجا نه

    نقل قول نوشته اصلی توسط کبوتر عشق نمایش پست ها


    اللهم عجل لولیک الفرج


    سلام

    با عرض پوزش اما فکر نکنم قیاص زندگی افراد درست باشه چون شخصیت افراد متفاوت است و هدفشون و مشکلاتشون هرچند ممکن هم هست که اشتراکاتی داشته باشند

    پس بهتره راه کار بر اساس مشکل خود ایشان مطرح شود و جدایی رو پیش کشیدن اونم در این مدت کم!! به نظر من معقول نیست!




    خواهر گرامی شما یک ماه است که با همسرتون زیر یک سقف هستید و هنوز هم به طور کامل جدا نشید!

    یا شدید منظورتون از خونه مادر شوهر چیست؟
    در خونه مجزا یا خیر مهمان؟

    شناخت افراد در یک ماه بعید می دونم بشه صورت بگیره
    سعی کنید علل رو پیدا کنید و روی یک کاغذ یاد داشت کنید

    و اون ها رو اگر مایل بودید اینجا قرار بدید تا در صورت امکان کمکتان کنیم یا با مشاوران تلفنی تماس بگیرید
    خونه ما طبقه پایین خونه خانواده همسرم هست و یه کم کار بنایی داشته و خدارو شکر الان تموم شده واسه همین ما مجبور بودیم تا تموم شدن کار خونه خودمون خونه مادرشوهرم اینا بمونیم
    من و همسرم یه 1 سالی نامزد بودیم و یه جورایی اخلاقیاتش دستم اومده


    نقل قول نوشته اصلی توسط شمیم الزهرا نمایش پست ها
    سلام خانم محترم.

    من کاملا میتونم حال شمارو بفهمم چون همسر من در این زمینه تا حدی شبیه همسر شمان، البته من میدونم علت این پشت گوش انداختن کارهای همسرم خونسردی نیست(برعکس فوق العاده آدم جوشی هستن)تنبلیه.
    راه حلی که تا حد زیادی به من کمک کرده اینه:
    کاملا رهاش کنین! در حد یکبار اونم به شکل یادآوری بهش بگین خواستم یاداوری کنم که به فلان کس زنگ بزنی.همین و بس.
    بذارین چند بار پشت سر هم ضربه بخوره(مثلا لوه کش نگه بیاد و دو روزی مشکل داشته باشینو بعد که نتیجه کارشو دید خودش بره بگه) اینطوری کم کم عادت میکنه که خودش باید به فکر کاراش باشه.همسر من حتی وقتی بازار میرفتیم قیمت و سوالایی که از مغازه دار داررو انتظار داشت من بپرسم! تا این حد مسئولیت هیچ کاری رو به عهده نمیگرفت!

    معمولا این مدل مردا به خاطر تربیتشون که تو خونه اصلا کار نمیکردن و هیچ مسئولیتی به عهدشون نبوده و حالا سختشونه که یک سری مسئولیت های جدید بهشون اضافه شده.
    شما فقط خونسردی خودتو حفظ کن و ظرفیتتو بالا ببر که اگه با احمال کاری ایشون چند باری سختی کشیدین واکنش بدی نشون ندین.

    به مرور زمان کم کم ایشون از فضای بیخیالی درباره مسائلتون بیرون میاد.ولی این طرز رفتاری که تا الان داشتین خیلی اشتباه بوده و کلا بذارینش کنار(هر کاری رو دائم بهش گوشزد میکردین و هم اعصاب اونو خورد میکردینو هم خودتون و بیشتر باعث میشدین که لج کنه)
    سعی میکنم ولی اینکه یه کاری رو زمین بمونه و انجام نشه اذیت میشم ولی سعی میکنم
    همونطور که بالا گفتم همسرم یا کاری رو انجام نمیده یا اگه شروع کنه به نحو احسنت انجام میده مشکل من همون شروع کاراست
    در کل از راهکاری که دادین ممنون

  19. صلوات ها 7


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,353
    حضور
    30 روز 9 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12339



    نقل قول نوشته اصلی توسط nastaranstory نمایش پست ها
    همسر من 26 سالشه و فرزند شهیده هنوز به دنیا نیومده بودن که پدرشون شهید شدن مادرشونم وقتی ایشون 5 دبستان بودن دوباره ازدواج کردن {با فردی که 4تا بچه داشت}
    هر دوتامون دانشجو هستیم و همسرم هم کارمند از نظر تغذیه و خواب هیچ مشکلی نداریم و کمتر غذای بیرون و بیشتر خونگی و سالم میخوریم روابط اجتماعی هم من و هم همسرم بالاست
    مثل هر مرد دیگه ای همسر منم اونجوریه غیرتی هست ولی تعصبی نیست عاشق غذا و غذا خوردنه و خیلی چیزا که نمیتونم همشو اینجا جا بدم
    همسر من واقعا مرد خوبیه و از همه نظر به من کمک میکنه و از همه مهم تر اینه که واقعا عاشقمه ولی این سست بودنش توی کارا و اینکه من باید کاری رو 100بار بگم تا انجام بدن اذیتم میکنه
    بسمه‌تعالي
    با عرض سلام وتحيت
    هرچند توضيحات جنابعالي باز هم مختصرتر از آنست كه بتوان تخشيص قطعي داد (البته اين ايراد به شما برنمي‌گردد بلكه اقتضاي مشاوره هاي اينترنتي محدوديت و..است) اما؛
    اگر ديگران در اين موضوع شما را تاييد نمي‌كنند و نظري متفاوت با شما دارند، نتيجه‌اي كه بدست مي‌آيد اين است كه شما فرد سختگيري هستيد.
    ولي اگرديگران نيز با شما در اين موضوع هم عقيده‌اند و همانگونه كه شما درباره وي مي‌انديشيد قضاوت مي‌كنند، فرضهاي زير محتمل است:
    يا ايشان بر خلاف شما و ديگران به ضروت انجام كاري نمي‌رسند و ضرورتي در انجام آن نمي‌بينند و يا در ضروت آن ترديد دارند، كه در اين صورت احتمال كمال‌زدگي و وسواس ايشان وجود دارد. كه در اينصورت نياز به يك مشاوره تخصصي است.
    و يا اينكه علي الرغم درك ضرورت، حوصله انجام كارها را ندارند كه اگر اين بي حوصلگي فراگير باشد و در كنار ساير علائم افسردگي قرار بگيريد (چون اين علامت به تنهايي كافي نيست) مي‌توان ايشان را فردي افسرده قلمداد نمود كه بازهم نياز به مشاوره تخصصي است.
    اما اگر اين بي رغبتي ناشي از تنبلي باشد نه وسواس و افسردگي، به نظرم راهكارهايي كه سركار شميم ارائه فرمودند راهكارهايي منطقي است كه انشاءالله جواب خواهد داد.

    و آخر دعوانا ان الحمدالله رب العالمين
    با خونسردی همسرم چیکار کنم؟
    مقام معظم رهبری:
    ✔ باید كاری كنیم كه فرزندان،حتما دست مادر را ببوسند . . .
    . . . اسلام به دنبال این است.
    .
    .
    .
    مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
    مادرت را ببوس،
    پایش را ببوس تا به گریه بیفتد، خودت هم به گریه می افتی،
    آن وقت کارت روی غلتک می افتد و همه درهایی که به روی خود بسته ای، خدا باز می کند.
    این که فرمود بهشت زیر پای مادر است یعنی تواضع کن.

  21. صلوات ها 8


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود