صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: استدلال وجود خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15

    استدلال وجود خدا




    سلام.يه مدته اين شبهه توذهنم اومده ،يکي کمک کنه تو رو خدا!اونم اينه که:شايد اين که از برهان وجودي و . . . به وجود داشتن خدا ميرسيم واسه اينه که ما موجوداتي طبيعي هستيم و تو طبيعت هميشه ديديم که نميشه يه چيز از هيچ بوجود بياد،ولي شايد در جايي وراي اين طبيعت امکان وجود چيزي از هيچ وجود داشته باشه!
    تو رو خدا يکي بگه چرا اشتباهه،

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست






    استدلال وجود خدا






    کارشناس بحث: استاد صدیق


  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط anvi نمایش پست ها
    سلام.يه مدته اين شبهه توذهنم اومده ،يکي کمک کنه تو رو خدا!اونم اينه که:شايد اين که از برهان وجودي و . . . به وجود داشتن خدا ميرسيم واسه اينه که ما موجوداتي طبيعي هستيم و تو طبيعت هميشه ديديم که نميشه يه چيز از هيچ بوجود بياد،ولي شايد در جايي وراي اين طبيعت امکان وجود چيزي از هيچ وجود داشته باشه
    باسلام
    هر یک از براهینی که برای اثبات خدا مطرح شده و استفاده میشود، از یک طریقی به اثبات خدا میرسد. برهان وجودی از راه تحلیل مفهوم وجودی که کامل تر از ان فرض ندارد و یا برهان حدوث و قدیم از راه حادث بودن برخی موجودات و وابستگی انها برای موجود بودن به موجودی که حادث نیست و همینطور مابقی براهین. هیچ یک از این براهین ربطی به این ندارد که ما موجوداتی طبیعی هستیم. مثلا برهان وجوب وامکان یا برهان حدوث اگرچه از موجودات ممکن شروع میکند اما موجود ممکن ربطی به موجودات عالم طبیعت ندارد.
    بعلاوه. این مطلب که هر چیزی که بوجود می اید نمیتواند از هیچ بوجود امده باشد، واضح و در ظاهر خیلی صحیح نیست. اگر مراد شما این است که هر موجودی که وجود نداشته و وجود نداشتن برایش ضروری نیست و در نتیجه نبودنش نیز ممکن است، برای بوجود امدن نیاز به موجودی غیر از خودش دارد، در ان صورت این مطلب مفاد اصل علیت است. اما اصل علیت ربطی به عالم طبیعت ندارد و ما علیت را از راه طبیعت نفهمیدیم. بلکه پشتوانه علیت، بداهت و وجدان است و هر کسی با عقل خودش می فهمد که امکان ندارد که موجودی که وجود برایش ضرورت ندارد و معلول است، بدون علت محقق شده باشد. بنابراین این مطلب ربطی به عالم طبیعت نداشته و به این خاطر نیست که ما درگیر با عالم طبیعت هستیم و چنین حکمی را نموده ایم.
    بله اگر فهم ما از علیت به واسطه علیت های طبیعی باشد سخن شما میتوانست احتمال صدق داشته باشد و میتوانستیم بگوییم که امکان دارد در عوالمی دیگر که عالم طبیعت نیست، ممکن است که موجودی باشد که نیاز به علت نداشته باشد؛ چون طبق ان فرض ما علیت را تنها در موجودات طبیعی و در روابط میان موجودات طبیعی دیده ایم. ولی ما علیت را از راه وجدان و با مشاهده نفس خود و افعالش یا به واسطه بداهتش می فهمیم پس در عوالم فوق طبیعی نیز قابل جریان است.


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط anvi نمایش پست ها
    سلام.يه مدته اين شبهه توذهنم اومده ،يکي کمک کنه تو رو خدا!اونم اينه که:شايد اين که از برهان وجودي و . . . به وجود داشتن خدا ميرسيم واسه اينه که ما موجوداتي طبيعي هستيم و تو طبيعت هميشه ديديم که نميشه يه چيز از هيچ بوجود بياد،ولي شايد در جايي وراي اين طبيعت امکان وجود چيزي از هيچ وجود داشته باشه!
    تو رو خدا يکي بگه چرا اشتباهه
    سلام
    هیچ عدم است و عدم یعنی نیستی چطور از نیستی هستی پدید آید ؟
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    باسلام
    هر یک از براهینی که برای اثبات خدا مطرح شده و استفاده میشود، از یک طریقی به اثبات خدا میرسد. برهان وجودی از راه تحلیل مفهوم وجودی که کامل تر از ان فرض ندارد و یا برهان حدوث و قدیم از راه حادث بودن برخی موجودات و وابستگی انها برای موجود بودن به موجودی که حادث نیست و همینطور مابقی براهین. هیچ یک از این براهین ربطی به این ندارد که ما موجوداتی طبیعی هستیم. مثلا برهان وجوب وامکان یا برهان حدوث اگرچه از موجودات ممکن شروع میکند اما موجود ممکن ربطی به موجودات عالم طبیعت ندارد.
    بعلاوه. این مطلب که هر چیزی که بوجود می اید نمیتواند از هیچ بوجود امده باشد، واضح و در ظاهر خیلی صحیح نیست. اگر مراد شما این است که هر موجودی که وجود نداشته و وجود نداشتن برایش ضروری نیست و در نتیجه نبودنش نیز ممکن است، برای بوجود امدن نیاز به موجودی غیر از خودش دارد، در ان صورت این مطلب مفاد اصل علیت است. اما اصل علیت ربطی به عالم طبیعت ندارد و ما علیت را از راه طبیعت نفهمیدیم. بلکه پشتوانه علیت، بداهت و وجدان است و هر کسی با عقل خودش می فهمد که امکان ندارد که موجودی که وجود برایش ضرورت ندارد و معلول است، بدون علت محقق شده باشد. بنابراین این مطلب ربطی به عالم طبیعت نداشته و به این خاطر نیست که ما درگیر با عالم طبیعت هستیم و چنین حکمی را نموده ایم.
    بله اگر فهم ما از علیت به واسطه علیت های طبیعی باشد سخن شما میتوانست احتمال صدق داشته باشد و میتوانستیم بگوییم که امکان دارد در عوالمی دیگر که عالم طبیعت نیست، ممکن است که موجودی باشد که نیاز به علت نداشته باشد؛ چون طبق ان فرض ما علیت را تنها در موجودات طبیعی و در روابط میان موجودات طبیعی دیده ایم. ولی ما علیت را از راه وجدان و با مشاهده نفس خود و افعالش یا به واسطه بداهتش می فهمیم پس در عوالم فوق طبیعی نیز قابل جریان است.
    ممنون از پاسختون،يه چيز ديگه الان به ذهنم امد،ميدونم حرف بيخردانه ايه ولي خب شبهه،شبهه هس ديگه!
    اين که من ميگم طبيعت،منظورم اين نيس که ما با ديدن يه شئ طبيعي به اين قوانين رسيديم،منظورم اينه که مثلا فرض کنيد که يه کودک داشته باشيم از بچگي تو يه اتاق حبسش کنيم ،بعد ازش بپرسيم جهان کجاس، ميگه همين اتاق،خب ما هم همينيم ديگه،از بچگي ديديم نان از ارده،ارد از گندمه و . . .خب برا همين تصور اين که يکباره،نان از هيچي درس بشه برامون عجيب غريب و نشدنيه!برا همين ميگم ما متاثر طبيعتيم!
    پيشاپيش از پاسختون متشکرم


  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط anvi نمایش پست ها
    ممنون از پاسختون،يه چيز ديگه الان به ذهنم امد،ميدونم حرف بيخردانه ايه ولي خب شبهه،شبهه هس ديگه!
    اين که من ميگم طبيعت،منظورم اين نيس که ما با ديدن يه شئ طبيعي به اين قوانين رسيديم،منظورم اينه که مثلا فرض کنيد که يه کودک داشته باشيم از بچگي تو يه اتاق حبسش کنيم ،بعد ازش بپرسيم جهان کجاس، ميگه همين اتاق،خب ما هم همينيم ديگه،از بچگي ديديم نان از ارده،ارد از گندمه و . . .خب برا همين تصور اين که يکباره،نان از هيچي درس بشه برامون عجيب غريب و نشدنيه!برا همين ميگم ما متاثر طبيعتيم!
    سلام
    برای انسان آن چیزی معتبر و متبع است که عقل اونو درک کنه لذا فراتر از عقل اعتباری نداره
    و البته اینکه از عدم چیزی پدید نمیاد از ضروریات عقلی است که هیچ نیازی به دلیل نداره یعنی صرف تصورش برای تصدیقش کافی است
    مگر اینکه بگوییم : تصور ما از عدم غلط است و این عدمی که مد نظر ماست عدم مطلق نیست بلکه نوعی عدم نسبی است و عدم مطلق اصلا قابل تصور نیست چه اینکه عدم مطلق عقلا نه در عقل و نه در خارج آن نمی تواند تحقق داشته باشد
    این عدمی که ما تصور می کنیم تقریبا یک فضای تاریک خالی است و فضا از جهت فضا بودنش عدم نیست و خود وجودی است و از این وجود چیزی قابل تحقق می باشد . بله این را می توان گفت . ولی از عدم مطلق عقلا چیزی حاصل نمی شود .
    و هوالله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط anvi نمایش پست ها
    ممنون از پاسختون،يه چيز ديگه الان به ذهنم امد،ميدونم حرف بيخردانه ايه ولي خب شبهه،شبهه هس ديگه!
    اين که من ميگم طبيعت،منظورم اين نيس که ما با ديدن يه شئ طبيعي به اين قوانين رسيديم،منظورم اينه که مثلا فرض کنيد که يه کودک داشته باشيم از بچگي تو يه اتاق حبسش کنيم ،بعد ازش بپرسيم جهان کجاس، ميگه همين اتاق،خب ما هم همينيم ديگه،از بچگي ديديم نان از ارده،ارد از گندمه و . . .خب برا همين تصور اين که يکباره،نان از هيچي درس بشه برامون عجيب غريب و نشدنيه!برا همين ميگم ما متاثر طبيعتيم!
    همانطور که عرض کردم، فهم اینکه موجودی که نبوده و حالا موچود شده، نمیتواند وجودش از خودش باشد و نیازمند به علتی نباشد، از راه عقل و وجدان انسانها است. یعنی هر کسی در درون خودش میفهمد که هر پدیده ای نیازمند به پدید اوردنده ای است. بچه ای که تازه متولد شده خودش متوجه میشود، اگر گریه کند مثلا مادرش به او شیر میدهد. بنابراین او این رابطه را میان گریه کردن و فهم گرسنگی او از جانب مادر را می فهمد. این رابطه همان علیت است و هر شخصی این را میفهمد و ربطی به قرار گرفتن در اتاق تنگ و تاریک دنیا ندارد.

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    خيلي ممنون

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    حضور
    2 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16

    شاد




    با سلام و عرض ادب و احترام
    سوالی که این دوستمون داشتن رو من هم خیلی وقته دارم.
    جواب هایی رو هم شنیدم که قانعم نکردن!
    امیدوارم نظرم به دردتون بخوره.
    من لازم می دونم اول یه توضیحی رو بدم!
    وقتی صحبت از برهان علت و معلول پیش میاد منظورمون دربارهی به وجود اومدن و به وجود اوردن چیزیه. این درحالیه که اصلا در جهان چیزی نه به وجود میاد و نه از بین می ره! چون توی درس علوم تجربی هم همه مون خوندیم که لاوازیه که دانشمند شیمی بود که البته بهش لقب پدر علم شیمی رو هم دادن به این قانون جهان شمول (تاکید می کنم قانون جهان شمول یعنی قانونی که تو هر جا درسته و استثنایی هم نداره مثل افزایش حجم آب از 4 درجه سانتی گراد تا صفر درجه!) پی برد که می گه: ماده و انرژی نه به وجود میان و نه از بین می رن و فقط از صورتی به صورت دیگر و یا به هم تبدیل می شن!همون چیزی که انیشتین مطرح کرده بود تبدیل جرم به انرژی و بالعکس. خوب تا این جا رو توضیح دادم که بگم اصلا این برهان کمپلت غلطه چون جهان اطراف ما و هر اون چه که توش هست اصلا خلق نشده! و نابود هم نمی شه فقط ماده و انرژی موجود در عالم بر اثر فعل و انفعالات به یکدیگر تبدیل میشن و این درحالیه که جرم موجود همواره ثابت می مونه! جهان از انفجار بزرگ منبسط میشه ، ستاره ها از گاز ها به وجود میان ، کهکشان ها شکل می گیرن ،بعد ستاره ها می میرن موادشون رو تو فضا پخش میکنن و ... یعنی می خوام بگم ماود و انرژی همواره در حال تبدیل شدن به حالات دیگر و تغییر شکل هستن نه این که به وجود بیان یا از بین برن! این مسئله به وجود اومدن یا از بین رفتن یه اصطلاح عامیانست که مفهومش بین ما بد جا افتاده!
    حالا نمی دونم چه جوری دارن از این برهان برای اثبات یک خالق آفریننده صحبت می کنن که برعکس این اصلا وجود هم چین خالقی رو نقض می کنه!
    حالا خوش حال میشم نظرات دوستان رو هم درباره ی این موضوع بدونم!
    امیدوارم به دردتون خورده باشه!
    تا بعد

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    علاقه
    Programming
    نوشته
    522
    حضور
    5 روز 17 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    1291



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    هیچ عدم است و عدم یعنی نیستی چطور از نیستی هستی پدید آید ؟
    والله الموفق

    سلام ...
    من این مطلب رو دقیقا در یک ژورنال خارجی خوندم ... که اثبات شده "نیستی مطلق" به شدت نامتعادل هست و میتونه بدون وجود خالق و ناظم "هستی" بوجود بیاورد ...
    گویا این اثبات در حد نظریه هم نیست و مورد آزمایش هم قرار گرفته ... در مورد سندش هم خاطرم نیست اونو کجا خوندم .... ولی فکر میکنم جناب وایسلی گوجا هم در یکی
    از استدلال هاشون از این مطلب استفاده کردند ... شاید ایشون در جریان باشند ...
    سلام ...
    از همتون خداحافظی میکنم ... به عللی دیگه نمیتونم به این سایت سر بزنم ...
    امیدوارم که همتون خوب و خوش و سرزنده باشین ...

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود