صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت ولایت فقیه و وکالت فقیه چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837

    پرسش تفاوت ولایت فقیه و وکالت فقیه چیست؟




    چرا نمیگوییم وکالت فقیه؟مگر فقیه رو مردم انتخاب نکردند با انتخاباتی که انجام شد در اول انقلاب پس وکالت فقیه درست تر به نظر میرسد.مردم اگر رای به حکومت جمهوری اسلامی نمیدادند فقیه هم به جکومت نمیرسید پس فقیه از طرف مردم وکیل شده.چرا میگوییم ولایت؟
    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301








    با نام و یاد دوست






    تفاوت ولایت فقیه و وکالت فقیه چیست؟






    کارشناس بحث: استاد کریم




    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۴/۲۸ در ساعت ۱۸:۱۹

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط mona690 نمایش پست ها
    چرا نمیگوییم وکالت فقیه؟مگر فقیه رو مردم انتخاب نکردند با انتخاباتی که انجام شد در اول انقلاب پس وکالت فقیه درست تر به نظر میرسد.مردم اگر رای به حکومت جمهوری اسلامی نمیدادند فقیه هم به جکومت نمیرسید پس فقیه از طرف مردم وکیل شده.چرا میگوییم ولایت؟
    سلام
    مشروعيت فقيه بر اساس نصب عامي ونيابت عامي است كه اؤ ءرف معصوم دارند و مثل حدیث زیر که شیخ صدوق در کمال الدین نقل کرده است که امام عصر(عج)می فرمایند: واما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواةاحادیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجة الله علیهم، در حوادث ورخدادهای پیش آمده به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنها حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا بر آنها می باشم .
    حضرت راویان احادیث را که همان علماء ربانی وفقهاء دین باشند را به عنوان حجت خود بر ما معرفی می کند.
    در حدیث دیگری که معروف به مقبوله عمر بن حنظله است وطولانی می باشد ودر کتاب اصول کافی نقل شده است حضرت شیعیان را از رجوع به قضاتی که از طرف حکام جور تعیین شده اند منع می کند وامر می کند برای حل دعاوی به روایان احادیث رجوع کنند واینها دال بر این است که فقهاء حجت بر ما هستند واین با نصب ائمه معصوم می باشد وکاری که فقهاء خبرگان انجام می دهند کشف مصداق این حجتی است که در عصر غیبت باید به او رجوع کرد.
    تفاوت ولایت فقیه و وکالت فقیه چیست؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۰
    نوشته
    86
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    228



    آيا وليّ فقيه وكيل مردم است يا خير؟



    پاسخ:


    وكيل به كسي گفته مي‌شود كه كاري به او واگذار مي‌شود تا از طرف واگذار كننده انجام دهد(1) به عنوان مثال كسي كه مسئوليت انجام كاري به او سپرده شده است اگر به هر دليل نتواند وظيفه‌اش را انجام دهد فرد ديگري را براي انجام آن كار انتخاب كرده و به او اختيارات لازم را اعطاء مي‌كند تا او در حيطه اختيارات داده شده به انجام آن كار اقدام نمايد.
    براي اداره جامعه اگر سرپرست جامعه پست خود را از مردم دريافت كند تا كارهاي آنان را براساس مصلحت در رأس خودشان انجام دهد وكيل آنان خواهد بود و چنين حكومتي «حكومت وكالتي» است. بنابراين عزل او از اين مقام نيز به دست مردم است، حتّي اگر شرايط لازم را از دست نداده باشد مردم بدون هيچ دليلي مي‌توانند او را عزل كنند.
    در مقابل اگر سرپرست جامعه سمت خود را از خداوند و پيامبر-صلي الله عليه و آله- و ائمة اطهار ـ عليهم السّلام ـ دريافت كرده باشد منصوب از طرف خدا و ائمه و حاكم جامعه خواهد بود و چنين حكومتي «حكومت ولايي» است.(2) حكومت وليّ
    فقيه
    در نظام اسلامي از قسم دوم است او نائب امام عصر (عج) و عهده‌دارهمة شؤون اجتماعي آن حضرت است و تا زماني كه شرايط لازم كه در متون ديني و روايي شيعه بيان شده است را داشته باشد داراي ولايت است و هرگاه يكي از آن شرايط را از دست بدهد خود به خود عزل مي‌شود و احتياجي به عزل كسي هم نيست. البتّه تشخيص اين امر به خاطر تخصصي بودن امر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به عهدة مجلس خبرگان رهبري نهاده شده است.

    بيان قائلين به
    وكالت فقيه
    و بطلان آنآنهايي كه حاكميت
    فقيه
    را از نوع
    وكالت
    دانسته‌اند اول حكومت و حاكميت سياسي را نوعي
    وكالت
    گرفتند كه از جانب مردم به حاكم انتخابي‌شان، واگذار مي‌شود سپس ولايت را به معناي قيموميتي كه مردم از همه گونه حق تصرفي محرومند معنا كردند و نتيجه گرفتند كه پس ولايت به معناي كشورداري و تدبير امور مملكتي نوعي
    وكالت
    از مردمي است كه مالكين مشاع حكومت مي‌باشند.
    اشكال مطلب فوق در اين است كه اولاً تفسير حكومت به
    وكالت
    هيچ گونه مستندي در عرف عام يا عرف خاص ندارد. و حاكميت به هر شكلش هيچ گاه در عرف جامعه، مفهوم
    وكالت
    يا نيابت را تداعي نمي‌كند. لذا حكومت را چنين معنا كردن فاقد استناد عرفي و لغوي است. البتّه در انتخاب وكلاي مجلس يا خبرگان عرفاً مسئله نيابت و
    وكالت
    مطرح است نه در اصل حاكميّت.
    ثانياً: ولايت به معناي اين نيست كه مردم از هرگونه حق تصرّفي محروم باشند. اين معنا در مورد ولايت بر محجورين صادق است، در بخش ولايت به عقائد سهم عمده از آن مردم است و همين كه تشخيص واجدين اوصاف و انتخاب اصلح، به آنان واگذار شده به معناي بها دادن به مردم و ارج نهادن به آراي عمومي است(3) بنابراين وقتي مقدمات باطل شد نتيجه ـ وكيل بودن
    فقيه
    ـ نيز باطل مي‌شود.

    مطلب ديگر اينكه معناي
    وكالت
    و ولايت به علّت تفاوت‌هاي ذيل قابل جمع نيستند.

    اولاً: در بحث
    وكالت
    موكّل اصل است و وكيل فرع. وكيل اختياري ندارد مگر آنچه از موكّل به او اعطا شده است امّا در بحث ولايت
    فقيه
    ، امر، كاملاً به عكس است، ولايت
    فقيه
    اصل است امامت و رسالت اصل است و مردم در پرتو اطاعت از ولايت حركت مي كنند مردم بندگان خدايند و حاكم اسلامي هم از جانب خدا انتخاب مي‌شود و بايد دقيقاً طبق احكام الهي عمل كند و حق سرپيچي از قانون شرعي را ندارد و نبايد به خاطر خواست مردم دست از شريعت بردارد. حاكم اسلامي ممكن است زماني پيامبر و زماني امام معصوم -عليه السلام-، و زماني جانشينان ائمه ـ عليهم السّلام ـ (وليّ
    فقيه
    ) باشد بنابراين بعضي از اختياراتي كه حاكم اسلامي دارد مردم ندارند تا بخواهند به او اعطا كنند و مثلاً حاكم حق دارد به عنوان حد، قصاص و تعزير مطابق با ضوابط معيّن شرعي كسي را مجازات كند. اين حق كه در شرع اسلام براي حاكم معين شده براي مردم قرار داده نشده است. حتّي كسي راجع به خود هم چنين حقي ندارد، لذا خودكشي در اسلام حرام است.(4)

    ثانياً:
    وكالت
    عقدي جايز و قابل فسخ است يعني موكّل هر وقت كه بخواهد مي‌تواند وكيل را از
    وكالت
    عزل كند. امّا در بحث ولايت فقط زماني كه حاكم شرايط لازمي كه در شرع آمده است را از دست بدهد از جانب خدا معزول است و مردم نبايد از او اطاعت كنند. اگر وليّ امر در حكومت اسلامي وكيل مردم باشد لازمه‌اش اين است كه مردم هر وقت بخواهند بتوانند او را عزل كنند در اين صورت حاكم از حاكميّت و اقتداري كه براي هر حكومتي ضرورت دارد برخوردار نخواهد بود.(5)

    ثالثاً: در بحث
    وكالت
    ، وكيل با مرگ موكّل، خود به خود عزل مي‌شود، لذا افرادي كه از طرف مراجع تقليد براي اموري وكيل هستند، بعد از مرگ آن مرجع حق هيچ گونه اختلافي را نخواهند داشت. ولي در مسئله ولايت اين طور نيست. ولي منصوب با مرگ نصب كننده از ولايت خلع نمي‌شود به همين دليل مي‌توان از احاديثي كه توسط پيامبر اسلام -صلي الله عليه و آله- يا امام صادق -عليه السلام- دربارة حاكم اسلامي بيان شده است براي ولايت
    فقيه
    در زمان غيبت استفاده كرد.(6)

    دلايل ولايتي بودن حاكميت
    فقيه
    1ـ تداوم امامت: انسان براي رسيدن به سعادت نيازمند قانون الهي است و چون قانون نيازمند مجري است كه از خطاء و لغزش به دور باشند، خداوند تبارك و تعالي پيامبر -صلي الله عليه و آله- و ائمه ـ عليهم السّلام ـ كه معصومند را به عنوان حاكم منصوب فرمود و به دليل اينكه از حكمت خدا و لطف او به دور است كه «زمان غيبت امام دوازدهم (عج) جامعة اسلامي از مجري و رهبر محروم باشد، براساس ادلّه نقلي صادره از معصومين ـ عليهم السّلام ـ فقهاء جامع الشرايط را كه نزديك‌ترين انسان‌ها به امامان معصوم مي‌باشند به عنوان حاكم اسلامي منصوب فرموده است با بيان مقدمات فوق مشخص شد كه ولايت
    فقيه
    تداوم امامت است. بنابراين همان طور كه امام معصوم ـ عليهم السّلام ـ وكيل مردم نيست جانشينان او هم نمي‌توانند وكيل مردم باشند بلكه ولي امر جامعة اسلامي هستند با اين تفاوت كه وليّ
    فقيه
    چون معصوم نيست بيعت با او در صورت از دست دادن هر كدام از شرايط لازم از بين مي‌رود ولي بيعت با پيامبر و امام معصوم به دليل عصمت آنها هيچ گاه قابل زوال نيست.

    2ـ جامع‌ترين دين:اسلام كامل‌ترين و جامع‌ترين دين الهي است و در همة زمينه‌ها داراي احكام و حقوقي است و غير از حقوق مردم، حقوق فراوان ديگري در اسلام وجود دارد كه حق الله است نه حق النّاس. امّا در
    وكالت
    وظيفة وكيل فقط استيفاي حقوق موكلين (مردم) است. بنابراين رهبري
    فقيه
    هرگز نمي‌تواند به معناي
    وكالت
    باشد بلكه از سنخ ولايت است.

    3ـ احكام اختصاصي امامت و ولايت: در اسلام امور كشور اسلامي را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد. دستة اول امور شخصي است و دستة دوم امور اجتماعي مربوط به جامعه است و دستة سوم اموري است كه اختصاص به مكتب دارد و تصميم‌گيري دربارة آنها مختص امامت و ولايت مي‌باشد. در مورد امور دستة اول و دوم، همان طور كه افراد جامعه مي‌توانند شخصاً انجام دهند، مي‌توانند وكيل بگيرند امّا در امور دستة سوم، مانند احكام حكومتي اسلام نظير اقامة حدود، اعلام جنگ و صلح و...
    وكالت
    جاري نمي‌شود. زيرا دستة سوم در محدودة حقوق موكلين (مردم) نيست تا بتوانند ديگري را وكيل كنند. بنابراين نمي‌توان حاكم اسلامي را كه عهده‌دار اين امور است وكيل مردم دانست بلكه او وكيل امام معصوم و وليّ امت اسلامي خواهد بود.(7)



    پاورقی:
    1. - مصباح يزدي، محمد تقي، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، مؤسسة امام خميني، قم. 1377، ج 2، ص 17.
    2. - جوادي آملي، عبدالله، ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت، قم، مركز نشر اسراء 1378، ص 210.
    3. - معرفت، محمد هادي، ولايت فقيه، مؤسسة التمهيد، قم: 1377، ص 59.
    4. - مصباح يزدي، محمد تقي، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، قم، مؤسسة امام خميني، 1377، ج 2، ص 18.
    5. - هادوي تهراني، مهدي، ولايت و ديانت، قم، مؤسسة فرهنگي خانة فرد، 1378، ص 16.
    6. - جوادي آملي،عبدالله، ولايت فقيه، قم، نشر فرهنگي رجاء، 1367، ص 110.
    7. - جوادي آملي، عبدالله، ولايت فقيه ولايت فقاهت و عدالت، قم، مؤسسه اسراء، 1378، ص 211.

    ویرایش توسط رحمان : ۱۳۹۲/۰۴/۳۱ در ساعت ۲۲:۱۶

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۱
    علاقه
    لا ادری
    نوشته
    659
    حضور
    17 روز 6 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1143



    سلام علیکم

    با توجه به آنکه مشروعیت ولی فقیه منوط به نصب عام از سوی امام عصر شده و در میان دو روایت از سوی معصومین نقل شده است ، لذا درخواست دارم که در گام اول صحت سندی احادیث مورد احتجاج ثابت شود چرا که به فرمایش قرآن کریم : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ باید ابتدا صحت خبر مشخص شود .

    هم روایت اسحاق بن یعقوب و هم روایت عمر بن حنظله ، انشاءالله اگر صحت احادیث مشخص شد ، بحث دلالی هم صورت بپذیرد .


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,030
    حضور
    192 روز 12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28762



    [QUOTE=mona690;368586]چرا نمیگوییم وکالت فقیه؟مگر فقیه رو مردم انتخاب نکردند با انتخاباتی که انجام شد در اول انقلاب پس وکالت فقیه درست تر به نظر میرسد.مردم اگر رای به حکومت جمهوری اسلامی نمیدادند فقیه هم به جکومت نمیرسید پس فقیه از طرف مردم وکیل شده.چرا میگوییم ولایت؟[/QUOTE]
    با سلام وتقدیر ازتلاش شما برای درک عمیق از مسایل سیاسی اسلام . در ابتدا باید اشاره شود که در اول انقلاب مردم ولی فقیه را انتخاب نکردند وبرای ولایت داشتن حضرت امام خمینی رای گیری نشد بلکه برای اصل رویش اداره کشور انتخابات بر گذار شد ومردم به نظام جمهوری اسلامی رای دادند . با توجه به این نکته حال در خصوص بحث ولایت ویا وکالت فقیه از نظر علمی باید گفت :
    آنچه برخی در باب نظام سیاسی و حکومتی اسلام به نام وکالت مطرح نموده ،رویکرد و تفسیر او از مسله است، و این نگاه ممکن است به عنوان یک نظر و برداشت از نظام سیاسی برای طرفدارانش معتبر باشد. آنچه را امام خمینی به عنوان یک فقیه و اسلام شناس جامع با استفاد از آموزه های اسلامی مطرح نمود، ولایت فقیه است،نه وکالت فقیه.در نگاه امام ولایت فقیه در عصر غیبت در محدوده خاص خود که اجرای احکام اسلام باشد، ادامه ولایت ائمه است.
    بر خلاف تصور آن عده (حایری ) همان طور که ولایت ائمه به معنای ولایت بر دیوانگان و کودکان صغیر و مانند آن ها نبود، بلکه ولایت بر مردم عاقل و بالغ و برای اجرای احکام الهی بود، ولایت فقیه نیز چنین است
    . اگر انبیا و ائمه(ع) ولایت و حکومت بر جامعه دارند ، ولایت ظهوری از ولایت خدا و به اذن و فرمان اوست . اگر در عصر غیبت برای فقیه
    جامع الشرایط ولایت و مدیریتی در محدودة تشریع و قانون اسلام بر جامعه مسلمانان وجود دارد، باید به اذن و فرمان خداوند باشد و گرنه انسان‌ها آزاد آفریده شده هیچ انسانی سرپرست دیگری نیست.
    ولایت فقیه به معنای ولایت مدیریتی بر جامعه اسلامی است که به منظور اجرای احکام و تحقق ارزش‌های دینی و شکوفا ساختن استعدادهای افراد جامعه و رساندن آنان به کمال و تعالی در خور خویش صورت می‌گیرد، نه این که ولایت بر تشریع و قانون‌گذاری و وضع احکام داشته باشد.(1)
    بر اساس اندیشه متعالی مصلح بزرگ معاصر امام خمینی (سلام الله علیه) ولایت فقیه مطلقه ، بدین معنا است که فقیه در اجرای احکام و شریعت نورانی اسلام و تحقق بخشیدن به آرمان پیامبر و ائمه(ع) مثل خود آن ها ولایت مطلقه دارد . ولایت فقیه در اجرای احکام محدود و مقید به چیزی نیست، یعنی ولی فقیه در قلمرو و ولایت خود که اجرای احکام و حدود الهی است، دارای ولایت مطلقه است،‌همان طور که پیامبر و ائمه(ع) در اجرای احکام و حدود الهی و سایر امور ولایت مطلق داشته‌اند.
    تفصیل دیدگاه امام (ره) در کتاب «ولایت فقیه»‌ایشان ملاحظه فرمایید.
    درباره مطلق بودن ولایت فقیه، استاد جوادی آملی بیان ژرفي دارد:
    گرچه ظاهر برخی از ادله نقلی آن است که خود انسان تحت ولایت فقیه عادل است، مانند مقبوله عمر بن حنظله «جعلته علیکم حاکماً»(2)که خطاب به شخص است، یعنی فقیه جامع شرایط حکومت را حاکم بر شما قرار دادم و یا در آیه ولایت.(3)و یا آن جا که فرمود: « پیمبر بر مومنین از خود شان سزاوار تر است »(4) که همگی محور ولایت تشریعی را ذوات آدمی معرفی می‌کند، لیکن طبق ظاهر بعضی از ادله نقلی دیگر، آنچه مدار ولایت تشریعی والیان دینی است، شئون و امور جامعه است ،نه خود ذوات انسانی، زیرا مفاد ضرورت اطاعت از پیامبر و و صاحبان امر (5) این است که رهبران الهی ولی امر امت هستند، نه ولیّ گوهر هستی آن ها، نیز آنچه از سخنان حضرت علی(ع) برمی‌آید، آن است که رهبر دینی، کسی است که به امر مسلمانان و شأن اداره جامعه سزاوارتر باشد :«أیّها الناس إنّ أحقّ الناس بهذا الأمر أقواهم علیه و أعلمهم بأمر الله فیه»(6) که منظور از «هذا الأمر» تدبیر جامعه و اداره امور امت است، نه سیطره بر ذوات آنان.
    با توجه به آموزه‌های یاد شده دو نکته به دست می‌آید:
    اول: محور ولایت فقیه عادل، شأن جامعه اسلامی است،نه ذوات مردم و گوهر هستی آنان.
    دوم: مدار ولایت فقیه عادل، شأن تمام افراد جامعه حتى خود فقیه عادل است.
    بنابر این ولی فقیه ولایت مطلقه دارد و نه ولایت نسبی اما معنای ولایت مطلقه قلمرو و شئون اداری جامعه و اجرای احکام و حدود الهی است ،نه مطلقه به آن معنایی که ولایت الهی داشته، یا حتی ولایت معصومین دارد.
    در فقه رضوی آمده: «منزله الفقیه فی هذا الوقت کمنزله الانبیاء فی بنی اسرائیل؛(7)جایگاه فقها در این زمان مانند جایگاه انبیا میان بنی اسرائیل است».
    بر اساس این گونه داده‌های دینی می توان گفت که به لحاظ منابع دینی دلایل متعدد و فراوان ولایت فقیه را همراهی می کند . کمبود در این جهت وجود ندارد . در روایات فراوان درباره ولایت فقیه جامع شرایط سخن گفته شده است.
    در تبیین دلیل تلفیقی از عقل و نقل بر اثبات زعامت فقیه عادل در عصر غیبت می توان گفت:
    صلاحیت دین اسلام برای بقا و دوام تا قیامت، یک مطلب قطعی و روشن است. هیچ گاه بطلان و ضعف و کاستی در آن راه نخواهد داشت. تعطیل نمودن اسلام در عصر غیبت و عدم اجرای احکام و حدود آن ،سدّ از سبیل خدا و مخالف با ابدیت اسلام در همة شئون عقاید و اخلاق و اعمال است . از این دو جهت، هرگز نمی‌توان در دوران غیبت که ممکن است به هزاران سال بیانجامد، بخش مهم احکام اسلامی را به دست نسیان سپرد . حکم جاهلیت را به دست زمام‌داران خودسر اجرا کرد. نمی‌توان به بهانة اینکه حرمان جامعه از برکات ظهور حضرت(ع) نتیجة تبهکاری و بی‌لیاقتی خود مردم است، زعامت دینی زمان غیبت را نفی نمود و حدود الهی را تعطیل کرد.
    تعطیل اسلام، هیچ‌گاه مورد رضایت خداوند نیست . به همین دلیل، انجام این وظایف بر عهدة نمایندگان خاص و عام حضرت ولی عصر(ع) است. بررسی احکام سیاسی و اجتماعی اسلام گویای این مطلب است که بدون زعامت فقیه جامع الشرایط، تحقق این احکام امکان‌پذیر نیست . عقل با نظر نمودن به این موارد حکم می کند که خداوند یقیناً اسلام و مسلمانان را در عصر غیبت بی‌سرپرست رها نکرده و برای آنان جانشین معصوم تعیین نموده است.
    در عصر غیبت فقهای جامع‌الشرایط احکام فردی و عبادی را در کمال دقت استنباط نموده، به آن عمل می کنند. به دیگران نیز اعلام می نمایند. احکام سیاسی و مسایل اجتماعی اسلام را نخست از منابع دین به دست آورده و آن گاه اجرا می کنند.(8)

    انشا ء الله موفق باشید .
    پی‌نوشت‌ها:
    1. جوادی آملی، ولایت فقیه،نشر مرکز اسرا،قم، 1387 ش، ص 129، 133 و 134.
    2. محمد باقر مجلسی ، بحار الانوار ، دار الاحیاء التراث العربی ، بیروت، 1403 ق، ج 2، ص 221.
    3. مائده (5) آیه 55.
    4. احزاب (33) آیه 6.
    5. نساء (4) آیه 59.
    6. نهج البلاغه، موسسه امیر المومنین، قم، 1380ش، خطبه 173.
    7. جوادی آملی ، ولایت فقیه، ص 179.
    8. همان.

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط mona690 نمایش پست ها
    چرا نمیگوییم وکالت فقیه؟مگر فقیه رو مردم انتخاب نکردند با انتخاباتی که انجام شد در اول انقلاب پس وکالت فقیه درست تر به نظر میرسد.مردم اگر رای به حکومت جمهوری اسلامی نمیدادند فقیه هم به جکومت نمیرسید پس فقیه از طرف مردم وکیل شده.چرا میگوییم ولایت؟
    سلام
    برای رای دادن دو تفسیر قابل تصور است : پذیرش وکالت ، پذیرش ولایت
    پس صرف رای دادن دلیل بر توکیل نیست . باید ببینیم جایگاه کسی که به او رای می دهیم از نظر قانون چیست ؟ وکالت یا ولایت
    و اما رای به خود قانون به معنای انحصار تفسیر بقیه رای ها در وکالت نیست
    یعنی کسی نمی تواند بگوید رای به نظام جمهوری به این معناست که هر انتخاباتی در قالب این نظام توکیل است بلکه جایگاه افراد را از این جهت قانون تعیین می کند
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837



    سلام خدمت شما و ممنون به خاطر پاسخ جامعتون
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    در ابتدا باید اشاره شود که در اول انقلاب مردم ولی فقیه را انتخاب نکردند وبرای ولایت داشتن حضرت امام خمینی رای گیری نشد بلکه برای اصل رویش اداره کشور انتخابات بر گذار شد ومردم به نظام جمهوری اسلامی رای دادند .
    این بخش رو متوجه نشدم.منظور شما این است که امام بدون رای مردم هم ولایت داشتند؟یعنی اگر مردم این رو نمیپذیرفتند گناه کار بودند و مطابق اسلام عمل نکردند؟اگر این طور باشد پس این حکمی که برای ان رای گیری شده حکم اسلام بوده یعنی امام اول انقلاب اجرا شدن یا نشدن یک حکم اسلام رو به رای عامه گذاشتند؟!این درست است از نظر اسلام؟
    اگر تفسیر بنده از این حرف نادرست است لطفا اصلاح کنید
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    بر اساس اندیشه متعالی مصلح بزرگ معاصر امام خمینی (سلام الله علیه) ولایت فقیه مطلقه ، بدین معنا است که فقیه در اجرای احکام و شریعت نورانی اسلام و تحقق بخشیدن به آرمان پیامبر و ائمه(ع) مثل خود آن ها ولایت مطلقه دارد . ولایت فقیه در اجرای احکام محدود و مقید به چیزی نیست، یعنی ولی فقیه در قلمرو و ولایت خود که اجرای احکام و حدود الهی است، دارای ولایت مطلقه است،‌همان طور که پیامبر و ائمه(ع) در اجرای احکام و حدود الهی و سایر امور ولایت مطلق داشته‌اند.
    جناب صادق ممکنه همین مطلب رو از دید اسلامی اثبات کنید منظورم اینه که همون طور که شما هم گفتین شکی نیست که خداوند راضی نیست احکام دین اجرا نشود ولی اینکه اجرای این احکام فقط و فقط باید توسط فقیه انجام شود چه دلیلی دارد؟مثلا قوانین جامعه را حقوق دان ها بنویسند و بعد فقط فقها این رو با اسلام تطبیق دهند و بعد این قوانین توسط غیر فقیه اجرا شود چه منعی دارد؟چرا حتما فقها باید حاکم باشند؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    مقبوله عمر بن حنظله «جعلته علیکم حاکماً»
    با توجه به متن کامل این حدیث،حاکم در اینجا به معنی قاضی نیست؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
    و یا آن جا که فرمود: « پیمبر بر مومنین از خود شان سزاوار تر است »(4) که همگی محور ولایت تشریعی را ذوات آدمی معرفی می‌کند، لیکن طبق ظاهر بعضی از ادله نقلی دیگر، آنچه مدار ولایت تشریعی والیان دینی است، شئون و امور جامعه است ،نه خود ذوات انسانی، زیرا مفاد ضرورت اطاعت از پیامبر و و صاحبان امر (5) این است که رهبران الهی ولی امر امت هستند، نه ولیّ گوهر هستی آن ها، نیز آنچه از سخنان حضرت علی(ع) برمی‌آید، آن است که رهبر دینی، کسی است که به امر مسلمانان و شأن اداره جامعه سزاوارتر باشد :«أیّها الناس إنّ أحقّ الناس بهذا الأمر أقواهم علیه و أعلمهم بأمر الله فیه»(6) که منظور از «هذا الأمر» تدبیر جامعه و اداره امور امت است، نه سیطره بر ذوات آنان.
    ممکنه بعضی از این ادله نقلی رو بیان کنید.تا مسئله کامل جا بیافتد
    بنده علم رجال نمیدونم اما میدونم احادیث بحار الانوار نیاز به بررسی سندی دارد این این حدیث که نقل کردید: - روایت: «منزله الفقیه فی هذا الوقت کمنزله الانبیاء من بنی اسرائیل»، (بحارالانوار، ج 78، ص 346).
    موثق است؟
    باز هم متشکرم به خاطر پاسخ کامل و مفصلتون
    ویرایش توسط mona690 : ۱۳۹۲/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۲:۰۳
    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    حضرت راویان احادیث را که همان علماء ربانی وفقهاء دین باشند را به عنوان حجت خود بر ما معرفی می کند.
    در حدیث دیگری که معروف به مقبوله عمر بن حنظله است وطولانی می باشد ودر کتاب اصول کافی نقل شده است حضرت شیعیان را از رجوع به قضاتی که از طرف حکام جور تعیین شده اند منع می کند وامر می کند برای حل دعاوی به روایان احادیث رجوع کنند واینها دال بر این است که فقهاء حجت بر ما هستند واین با نصب ائمه معصوم می باشد وکاری که فقهاء خبرگان انجام می دهند کشف مصداق این حجتی است که در عصر غیبت باید به او رجوع کرد.
    در مورد روایطی که گفتید این طور به نظر میاد که منظور این است که انها قاضی باشند
    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    مشروعيت فقيه بر اساس نصب عامي ونيابت عامي است كه اؤ ءرف معصوم دارند و مثل حدیث زیر که شیخ صدوق در کمال الدین نقل کرده است که امام عصر(عج)می فرمایند: واما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواةاحادیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجة الله علیهم، در حوادث ورخدادهای پیش آمده به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنها حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا بر آنها می باشم .
    این روایت از نظر سندی معتبر و موثق است؟(چون بنده مطالبی در مورد سند این ورایت خواندم در کتاب ولایت فقیه خود امام خمینی که گفتند در سندش باید تامل کرد!...!

    و سوال بنده که با توضیحات شما بدون جواب ماند:
    اگر این طور است که فقها حجت امام زمان اند پس حکومت منحصرا برای انهاست پس دلیل رای گیری اول انقلاب چه بود؟
    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    [SIZE=3سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش تفاوت ولی فقیه با وکیل فقیه ؟؟؟؟ بسیار ساده است تفاوت در تعریف لفظ وکالت و لفظ ولایت است که نتیجه ی آن دامنه وحیطه ی اختیارات عملی ومعنوی فقیه است .[/SIZE]

  21. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۹/۰۷, ۱۱:۲۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود