صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا میشه اسلام رو بدون اعتماد به روحانیون قبول داشت؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837

    غمگین آیا میشه اسلام رو بدون اعتماد به روحانیون قبول داشت؟




    قبل از سوالم بگم
    عذر میخوام سوالمو انقد رک میپرسم!عین اینو ازم پرسیدنو....
    سوالم اینه که میشه اسلامو بدون اعتماد به روحانیون قبول داشت؟کسی که به روحانیون اعتماد ندارد چه طوری اسلامو قبول داشته باشه؟از کجا بدونه که احادیثی که نقل میکنن واقعیه و از خودشون در نیاوردن؟از کجا بدونم چیزایی که در مورد تفسیر یا شان نزول ایات قران میگن درسته؟در مورد شکل عبادات؟در مورد....؟به خصوص احادیث!و کتابهای حدیثی!نویسنده همشون روحانیون بدن.افزایش اعتبار اسلام افزایش اعتبار خود اونهام هست....؟چه طور باید اعتماد کرد

    یا قرانو تحریف نکردن!مثلا یه سری چیزا که توش به عنوان معجزه است رو دست نزدن ولی یه چیزایی اضافه کردن یا کم...
    ویرایش توسط رایحهٔ بهشت : ۱۳۹۴/۰۵/۱۰ در ساعت ۰۳:۳۴
    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست






    آیا میشه اسلام رو بدون اعتماد به روحانیون قبول داشت؟





    کارشناس بحث: استاد صدیقین

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    دو دسته از روحانیون و عالمانی که در قرآن از آنها یاد شده!




    سلام به شما پرسشگر گرامی

    پاسخ های خود _که در ادامه خواهد آمد_ را به آیات و روایات مزین نموده ام اما حتی اگر آیات و روایاتی که نقل کرده ام را نادیده بگیرید و آنها را از پاسخ های بنده حذف نمایید، خواهید دید که تمام مطلب جنبه عقلانی دارد؛ یعنی اگر با خود بنشینید و صادقانه و بی طرفانه قضاوت نمایید، به نظرم به درستی تمام آنچه که در ادامه عرض می کنم، اذعان خواهید کرد. (این را عرض کردم تا اشکال «دور» در پاسخم مطرح نشود و کسی نگوید به همان روایات ساختگی استناد کرده ای! خیر، پایه استدلالم جنبه عقلانی دارد اما برای فهم بهتر مطلب، به آیات محکم قرآنی، و روایات صحیح السند استناد نموده ام).

    **********************

    قرآن کریم از دو دسته عالم و روحانی یاد نموده؛ یک دسته را ستایش، و دسته دیگر را نکوهش می کند. توضیح اینکه:

    دسته اول، علما و روحانیونی هستند که به دستورات الهی و علمشان عمل نموده و حق را پذیرفته و هموراه از آن دفاع نموده و همواره مروّج و مدافع آن بوده اند. قرآن، این دسته از علما و روحانیون را ستایش می کند:

    إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ أَسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ...(مائده/44)
    ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدايت و نور بود و پيامبران، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، با آن براى يهود حكم مى‏ كردند و (همچنين) علما و دانشمندان به اين كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مى ‏نمودند...

    ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
    وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى‏ أَعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدينَ (مائده/82و83)
    برخى از آنها دانشمند و پارسا هستند و تكبر و گردنكشى (بر حكم خدا) نمى‏ كنند
    و چون آياتى را كه به رسول فرستاده شده استماع كنند مى ‏بينى اشك از ديده آنها جارى مى ‏شود، زيرا حقانيت آن را شناخته‏ اند گويند: بارالها، ما ايمان آورديم، پس نام ما را در زمره گواهان صدق (او) بنويس

    اما دسته دوم، علما و روحانیونی بودند که در اسناد هدایتی بشر دست برده و کلماتش را به دلخواه خود و مطابق منافعشان تغییر می دادند و آن را به خورد توده می دادند و بر خلاف آموزه های دینی عمل می کردند و مردم را به نام دین فریب می دادند و گمراه می نمودند؛ آیا خیانتی بالاتر از تحریف آموزه های وحیانی و تغییر معارف آسمانی وجود دارد؟ چه ظلمی بالاتر از انحراف توده مستضعف توسط عالمان خائن متصور است؟

    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ كَثيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ...(توبه/34)
    اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! بسيارى از دانشمندان (اهل كتاب) و راهبان، اموال مردم را بباطل مى‏ خورند، و (آنان را) از راه خدا بازمى‏ دارند!

    مِنَ الَّذينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَليلاً (نساء/46)
    گروهى از يهود كلمات (خدا) را از جاى خود تغيير داده و گويند: (فرمان خدا را) شنيديم و (از آن) سرپيچيم و (به جسارت گويند) بشنو كه (كاش) ناشنوا باشى و گويند ما را رعايت كن. و گفتار ايشان زبان‏بازى و طعنه و تمسخر به دين است. و اگر (به احترام) مى‏گفتند كه ما (فرمان حق را) شنيديم و (تو را) اطاعت كنيم و تو نيز (سخن ما) بشنو و به حال ما بنگر، هر آينه آنان را نيكوتر بود و به صواب نزديكتر، ليكن چون كافر شدند خدا آنها را لعنت كرد، و به جز اندكى ايمان نخواهند آورد

    عالم و روحانی ای که گناه و انحراف را ببیند و توانایی اصلاح داشته باشد اما در مقابل آن ساکت باشد هم از این قماش است:

    لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ (مائده/63)
    چرا دانشمندان نصارى و علماى يهود، آنها را از سخنان گناه‏آميز و خوردن مال حرام، نهى نمى‏كنند؟! چه زشت است عملى كه انجام مى‏دادند!

    با این توضیح، روشن شد که از منظر قرآن کریم، هم عالم و روحانی خوب داریم (افرادی که مصداق دسته اول اند)، و هم عالم و روحانی بد داریم (افرادی که مصداق دسته دوم اند).

    ادامه دارد...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۴/۲۶ در ساعت ۲۳:۲۲

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    رجوع به کارشناس هر فن، مطلبی عُقلایی و مورد قبول همه است




    نقل قول نوشته اصلی توسط mona690 نمایش پست ها
    سوالم اینه که میشه اسلامو بدون اعتماد به روحانیون قبول داشت؟کسی که به روحانیون اعتماد ندارد چه طوری اسلامو قبول داشته باشه؟
    هویت و اصالت یک روحانی به عامل بودن و مروج و مبلغ دستورات اسلام بودنش است. پارسایی، زهد، تقوا، امانت داری، انجام واجبات، ترک محرمات و سایر صفات نیک دیگر، همه اینها مؤلفه هایی است که باید در یک روحانی و عالم تبلور یابد تا او را به عنوان عالمی ربانی و انسانی الهی و مصداق دانشمند مورد ستایش قرآن کریم درآورد.

    چنین کسی _با چنین مؤلفه های ارزنده ای_ به دنبال کسب منافع دنیوی و جمع مال و ثروت نمی رود؛ به دنبال باندبازی و رشوه خواری نمی رود؛ برای کسب میز و صندلی قدرت، هیاهو به راه نمی اندازد؛ می شود «مدرس» که در عین زهد و پارسایی، وزنه قدرتی در مجلس بود! می شود امام خمینی که با همان زندگی ساده اش، می گفت: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! می شود شیخ فضل الله نوری که تک و تنها و مظلوم، سرش بالای دار می رود اما از سخن حق کوتاه نمی آید! می شود علامه طباطبایی که با دلدادگی، عمر شریفش را در راه تبیین معارف الهی قرآن صرف می کند! می شود آیة الله بهجت که نجواهای عاشقانه قنوت نمازهایش، دل هر پیر و برنایی را تکان می داد! اینهاست که هویت یک روحانی الهی و عالم حقیقی را می سازد و او را مورد اعتماد یا بی اعتماد می نماید (این مطلب را در ادامه، بیشتر و بهتر توضیح خواهم داد).

    از سوی دیگر، رجوع «جاهل به عالم»، و به تعبیر دیگر «رجوع به کارشناس در هر فن و موضوع تخصصی ای»، یک کار عُقلایی است و هیچ کس هم منکر آن نیست. شما کسی را سراغ دارید که مثلا برای تهیه نقشه ساختمانش، به پزشک مراجعه کند؟! کسی را سراغ دارید که برای درمان بیماری اش، به سراغ نجّار برود؟! کسی را سراغ دارید که برای تعمیر رایانه اش، از بقالِ سر کوچه، کمک بخواهد؟! هر کاری، فن و تخصصی دارد، و متخصص آن هم کسی است که در آن رشته، درس خوانده و تعلیم دیده و کارشناس شده است؛ پس رجوع به کارشناس در هر فنی، یک شیوه عُقلایی است و هیچ کسی هم منکر آن نیست.

    تعلمیمات دین به همین سادگی یکی دو واحدی که در دبیرستان و دانشگاه می خوانیم، نیست! هزاران آیه و روایت داریم که از دل آنها باید احکام و معارف الهی را دریافت کنیم. همین هزاران روایت هم به علل گوناگون، در طول قرن ها، در معرض ده ها آسیب بوده اند، و سال ها تلاش می طلبد تا با نگاهی تخصصی و کارشناسی آن آسیب ها را شناخت و با تشخیص سره از ناسره و صحیح از ضعیف، حکم واقعی الهی را از دل آنها پیدا کرد، و بدون آشنایی کافی با ابزار این کار، امکان ندارد که همه احکام صحیح و معارف راستین الهی را از آنها دریافت!

    حالا که اجمالا دریافتیم که فهم و تبیین صحیح معارف قرآنی و دستورات دینی، یک فن است و کارشناس خبره می طلبد، جای طرح این پرسش وجود دارد که آیا هر کس که در این حوزه وارد شد و ادعا کرد، من کارشناسی دانا و امین برای تبیین معارف و دستورات دینی هستم، سخنش مقبول است؟!

    پاسخ را از بیان توانای امام صادق (علیه السلام) عرض می کنم...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۴/۲۶ در ساعت ۲۳:۳۲

  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    به کدام عالم و روحانی مراجعه کنیم؟




    امام صادق (علیه السلام) ما را به هر عالم و روحانی ای ارجاع نداده! در محضر صادق آل محمد زانو می زنیم و می پرسیم: آقا! شما برای ما بفرمایید، در زمانی که به شما دسترسی نداریم، در مسایل دینی، به چه کسی مراجعه کنیم تا از آسیب های راه در امان بمانیم و مطمئن باشیم که راه را اشتباه نمی رویم؟

    ببینیم پاسخ ایشان چیست (بخش لازم از فرمایش ایشان که متناسب با بحثمان است را نقل می کنم):

    ... فَإِنَّ عَوَامَّ الْيَهُودِ كَانُوا قَدْ عَرَفُوا عُلَمَاءَهُمْ بِالْكَذِبِ الصُّرَاحِ وَ أَكْلِ الْحَرَامِ وَ الرِّشَا وَ تَغْيِيرِ الْأَحْكَامِ وَ اضْطُرُّوا بِقُلُوبِهِمْ إِلَى أَنَّ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَهُوَ فَاسِقٌ لَا يَجُوزُ أَنْ يُصَدَّقَ عَلَى اللَّهِ وَ لَا عَلَى الْوَسَائِطِ بَيْنَ الْخَلْقِ وَ بَيْنَ اللَّهِ فَلِذَلِكَ ذَمَّهُمْ وَ كَذَلِكَ عَوَامُّنَا إِذَا عَرَفُوا مِنْ عُلَمَائِهِمُ الْفِسْقَ الظَّاهِرَ وَ الْعَصَبِيَّةَ الشَّدِيدَةَ وَ التَّكَالُبَ عَلَى الدُّنْيَا وَ حَرَامِهَا فَمَنْ قَلَّدَ مِثْلَ هَؤُلَاءِ فَهُوَ مِثْلُ الْيَهُودِ الَّذِينَ ذَمَّهُمُ اللَّهُ بِالتَّقْلِيدِ لِفَسَقَةِ عُلَمَائِهِمْ فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا كُلَّهُمْ فَإِنَّ مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّةِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَيْئاً وَ لَا كَرَامَةَ... (وسائل‏الشيعة، ج 27، ص 131، ح 33401)

    ...عوام يهود با اينكه از دروغگويى آشكار و حرامخوارى و رشوه‏گيرى علماى خود و دست بردن آنان در احكام خدا با خبر بودند، و يقين داشتند كه هر كس چنين باشد فاسق است‏ و شايسته نيست كه واسطه ميان خدا و خلق يا پيامبر خدا و خلق باشد، باز از اين گونه عالمان، تقليد و پيروى كردند! عوام ما نيز اگر از علماى خود فسق آشكار و تعصب نابجا و توجه به دنيا و امور حرام مشاهده كنند و باز هم به تقليد از ايشان ادامه دهند، آنان نيز همچون قوم يهودند كه خدا ايشان را به سبب تقليد كردن از عالمان فاسق مذمت كرده است، و اما آن كس از علما كه پاسدار نفس و حافظ دين و مخالف با هواى خود و فرمانبردار امر خدا باشد، بر عوام واجب است كه از او تقليد كنند، و اين جز در بعضى از فقيهان شيعه، نه همه آنان، نيست، پس هر كس از علما مرتكب كارهاى زشت و قبيح شود، و به راهى برود كه ديگر فقيهان فاسد رفتند، چيزى را كه از ما نقل مى‏كند از او نپذيريد، و حرمتى برايش قائل نباشيد...
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۴/۲۷ در ساعت ۰۳:۰۳

  11. صلوات ها 12


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    سیر مطمئن جمع قرآن و تدوین حدیث




    نقل قول نوشته اصلی توسط mona690 نمایش پست ها
    از کجا بدونه که احادیثی که نقل میکنن واقعیه و از خودشون در نیاوردن؟از کجا بدونم چیزایی که در مورد تفسیر یا شان نزول ایات قران میگن درسته؟در مورد شکل عبادات؟در مورد....؟به خصوص احادیث!و کتابهای حدیثی!نویسنده همشون روحانیون بدن.افزایش اعتبار اسلام افزایش اعتبار خود اونهام هست....؟چه طور باید اعتماد کرد یا قرانو تحریف نکردن!مثلا یه سری چیزا که توش به عنوان معجزه است رو دست نزدن ولی یه چیزایی اضافه کردن یا کم...
    آیات کریمه قرآن و بیانات معصومین، چیزی نیست که در خفا و پنهانی دست به دست شده باشد و کسی از آن مطلع نباشد!

    قرآن کریم از زمان نزول مورد اهتمام شدید مسلمین بوده و طبق نقل مورخین، در یکی از جنگ های صدر اسلام تنها هفتاد حافظ قرآن شهید می شوند. نیز مورخین نقل کرده اند که در زمان جمع قرآن، وقتی خلیفه دوم درباره کلمه ای از یک آیه نظری شخصی مطرح می کند، عربی شمشیر بر می کشد و او را به مرگ تهدید می کند که اگر بخواهی چنین بدعتی در قرآن وارد سازی، تو را خواهم کشت! این نشان از اهتمام جدی مسلمین به حفظ قرآن بوده است. اصلا خود پیامبر اسلام کاتب داشته و با نزول آیات، آنها را بر کاتبین و سایر مسلمین می خوانده و کاتبین هم تمام آیات را می نوشته اند. جمیع فرق اسلامی بر صحت قرآن فعلی اتفاق نظر دارند و اذعان دارند که این قرآن فعلی، همان قرآن نازله بر رسول رحمت و مهربانی است. گرچه ترتیب فعلی سوره ها به ترتیب نزول نیست. نیز درباره جای اصلی برخی آیات اختلاف نظرهایی وجود دارد اما به هر حال، در اینکه همین قرآن همان قرآن نازله بر پیامبر است، قاطبه مسلمین و علمای جهان اسلام اتفاق نظر دارند. پس اینکه بخشی از آیات قرآن _نعوذبالله_ ساخته و پرداخته روحانیون باشد، سخنی باطل و از سر ناآگاهی به تاریخ است. برای اطلاعات بیشتر در این موضوع می توانید به کتاب «علوم قرآنی» استاد معرفت، یا «تلخیص التمهید» ایشان (بخش جمع قرآن و بخش عدم تحریف قرآن) مراجعه فرمایید.

    درباره روایات هم عرض می کنم که ائمه طاهرین صدها شاگرد خاص و عام داشته اند و سخنانشان از طریق صدها راوی معتبر به دست ما رسیده است. چیز مخفی ای نبوده که مثلا چند روحانی بیایند و در حجره بنشینند و به نام ائمه روایت جعل کنند! در زمان ائمه، روایات به صورت شفاهی و قرائت و املا نقل می شد و سپس به صورت مکتوب درآمد، به طوری که کتاب های چهارصد گانه روایت، در زمان خود ائمه و با نقل صحابه امین ایشان تدوین شد. سپس در زمان غیبت صغری، اولین جامع روایی شیعه (یعنی کتاب شریف کافی) شکل گرفت و با سال ها زحمات شبانه روزی و طاقت فرسای مرحوم کلینی، روایات شفاهی و مکتوب، از حالت پراکنده جمع آوری، و به صورت منظم و باب باب تدوین شد. در سال های بعد هم بقیه جوامع روایی و شرح ها و نقدها، یکی پس از دیگری به رشته نوشته درآمد.

    یکی از ویژگی های بارز روایات شیعی، دقت فوق العاده در نقل روایت از افراد امین و مورد اعتماد و راستگو بوده است که از زمان خود ائمه تا کنون، این دقت و اهتمام، با حساسیت ویژه وجود داشته است، و ره آوردش هم دو علم مهم «رجال» و «درایه» است که با دقتی مثال زدنی، روایات را از نظر سند و متن مورد بررسی و موشکافی قرار می دهد، و روایات صحیح و مقبول را از روایات ضعیف و جعلی تشخیص می دهد. البته مهارت در این دو فن مهم، سال ها تلاش علمی می طلبد و مرد علم و عمل می خواهد؛ آری،

    نه هر که چهره برافروخت دلبری داند______________________________نه هر که آینه سازد سکندری داند
    نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست_____________________________کلاه داری و آیین سروری داند
    هزار نکته باریکتر ز مو این جاست_________________________________نه هر که سر بتراشد قلندری داند

    با این بیان روشن شد که روحانیون و علمای راستین هرگز در این وادی کمترین قدم کجی برنداشته اند و _نعوذ بالله_ هرگز در آیات قرآن دست نبرده و به نام ائمه روایتی جعل نکرده اند. هر آنکس از روحانی نماهای دنیاپرست و درباری که در این وادی وارد شد و دینش را به ثمن بخس چند درهم و دینار فروخت و به نام دین جعل و تفسیرها نمود، چنین کسانی حتی در زمان حیات ناپاک خودشان رسوای عام و خاص شدند، و امروز هم صفحه سیاه تاریخ زندگانی شان، عبرت ما و آیندگان شده است.

    البته منظورم این نیست که الان هر روحانی ای در قلم و منبرش ادعا نمود «روایت داریم که فلان...» مطلبش را باید پذیرفت! خیر، روحانی عالم و عامل، سیمای روشنی دارد که در روایت پیش گفته صادق آل محمد، تصویر دلربایش روشن گشت.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۲/۰۴/۲۷ در ساعت ۰۳:۱۴

  13. صلوات ها 11


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه
    نوشته
    1,268
    حضور
    26 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    40
    صلوات
    4572

    چکیده پاسخ




    چکیده آنچه که در این چند پست خدمتتان عرض کردم، چنین است:

    1- از منظر قرآن، روحانیون و علما دو دسته اند: گروهی عامل به دستورات الهی و پذیرای حق و مدافع و مروّج آن، و گروهی هم تحریف کننده حقایق دینی و دنیاپرست و دنبال رو مطامع دنیوی؛ گروه اول رستگارند و مورد ستایش قرآن، گروه دوم هم اهل شقاوتند و مورد نکوهش قرآن.

    2- هویت و اصالت یک روحانی به عامل بودن و مروج و مبلغ دستورات اسلام بودنش است. پارسایی، زهد، تقوا، امانت داری، انجام واجبات، ترک محرمات و سایر صفات نیک دیگر، همه اینها مؤلفه هایی است که باید در یک روحانی و عالم تبلور یابد تا او را به عنوان عالمی ربانی و انسانی الهی و مصداق دانشمند مورد ستایش قرآن کریم درآورد.

    3- هر کاری، فن و تخصصی دارد، و متخصص آن هم کسی است که در آن رشته، درس خوانده و تعلیم دیده و کارشناس شده است؛ پس رجوع به کارشناس در هر فنی، یک شیوه عُقلایی است و هیچ کسی هم منکر این موضوع نیست.

    4- کشف، فهم و تبیین صحیح معارف قرآنی و دستورات دینی، از میان هزاران آیه و روایت، یک فن است و کارشناس خبره می طلبد. کارشناسان خبره این فن، به تعبیر امام صادق (علیه السلام) عالمانی هستند كه پاسدار نفس و حافظ دين و مخالف با هواى خود و فرمانبردار امر خدا باشند.

    5- سیر تدوین قرآن و حدیث از مسیر مطمئنی به دست ما رسیده، و جعل و دخل و تصرف روحانیون و علمای راستین، ادعایی از سر ناآگاهی به تاریخ مسلم تدوین حدیث و جمع قرآن است. علمای راستی،ن همواره مدافع آموزه های حقه الهی و در صف اول مبارزه با دشمنان دین و قرآن بوده اند و مطالعه اجمالی تاریخ زحمات پرافتخار و طاقت فرسای آنان، شاهد این مدعاست.

    و آخر دعوانا، ان الحمد لله رب العالمین.

  15. صلوات ها 13


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    الله
    نوشته
    63
    حضور
    4 روز 22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    176



    دوست گرامی علاوه بر چیز هایی که جناب صدیقین گفتند یک چیزه دیگه هست جدای از همه اینا...
    بعضی چیزا به دله
    یعنی مثلا یک جرقه ای در آدم ایجاد میشه و اون جرقه آدمو به سمت دین و کمال انسانیت میبره
    بنده وقتی اسلام آوردم نه شیخ هارو درست و حسابی میشناختم و نه سراغ معجزه ای در قرآن رفته بودم
    به این رسیده بودم که هر چیزی جز دین هدفی دنیویه و این هم بدردم نمیخورد
    حتی انسانیت هم برام معنا نداشت
    انسانیت و خوب بودنی که در راستای یک چیزه والا (جلب رضایت الله) نباشه به درد چه میخورد؟!
    باید اون مبنارو پیدا میکردم
    اون مبنارو تو اسلام یافتم
    بهش بگو چیز بدی نیس
    بهش بگو 1 ثانیه به اینکه قرآن تحریف شده اهمیت نده (البته قرآن هایی که در صدر اسلام نوشته شده موجوده و اساس قرآن تحریف نشده) و برو قرآن بخون بعد خودت تحلیلش کن
    چنین کسانی باید به جایی برسن که به اون مبنا (دین) نیاز پیدا کنن
    عمرا خوده بشر همچین کاری رو بتونه کنه.
    بگو روایاتو بیخیال
    قرآن رو بخون
    از تو قرآن همه چی رو میشه اثبات کرد
    ولی اینا مهم نیستن
    وقتی اینا مهمن که آدم بفهمه به دین نیاز داره
    وقتی فهمید نیاز داره اون وقت خدا خودش راهو بهش نشون میده
    در ضمن خیلی چیز هارو خدا در قرآن نگفته تا خوده پیغمبر به مردم ارائه اش کنه یعنی فقط بصورت کلی گفته...
    بنطرم اینکار یک نکته مهم داشت اونم اینه که معلوم میشد که مردم چقدر به حرف پیشوایشان (رسول الله) اهمیت میدهند...

    ویرایش توسط reza_i7 : ۱۳۹۲/۰۴/۲۷ در ساعت ۰۴:۴۹

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط mona690 نمایش پست ها
    سوالم اینه که میشه اسلامو بدون اعتماد به روحانیون قبول داشت؟کسی که به روحانیون اعتماد ندارد چه طوری اسلامو قبول داشته باشه؟از کجا بدونه که احادیثی که نقل میکنن واقعیه و از خودشون در نیاوردن؟از کجا بدونم چیزایی که در مورد تفسیر یا شان نزول ایات قران میگن درسته؟در مورد شکل عبادات؟در مورد....؟به خصوص احادیث!و کتابهای حدیثی!نویسنده همشون روحانیون بدن.افزایش اعتبار اسلام افزایش اعتبار خود اونهام هست....؟چه طور باید اعتماد کرد
    سلام
    تحقیق کنند
    اگر تحقیق نکنند و از تعالیم دین به این بهانه کناره بگیرند به هیچ وجه معذور نیستند
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  19. صلوات ها 5


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    240
    حضور
    2 روز 4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    837



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    تحقیق کنند
    اگر تحقیق نکنند و از تعالیم دین به این بهانه کناره بگیرند به هیچ وجه معذور نیستند
    سلام
    خب از کجا تحقیق کند؟از کی بپرسه؟از کسایی که بهشون اعتماد نداره؟...
    خوابیدم
    و خواب دیدم پروانه ای هستم
    اکنون که بیدار شده ام نمی دانم آیا
    انسانی هستم که خواب دیده پروانه شده
    یا پروانه ای هستم که خواب انسان بودن را دیده است؟!

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود