صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدم امکان ارتباط با امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    نجوم و دین و مذهب اسلام و سیاست
    نوشته
    456
    حضور
    16 روز 11 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    2026

    عدم امکان ارتباط با امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری




    عدم امكان ارتباطگروهي از بزرگان شيعه، بر اين باورند که در زمان غيبت کبري، امکان ارتباط با امام زمان عليه السلام براي شيعيان وجود ندارد و برابر دستور حضرت، مدعي ديدار را بايد تکذيب کرد. کساني که به روشني اين نظر را پذيرفته اند، عبارت اند از: الف. محمدبن ابراهيم، معروف به نعماني، از علماي قرن چهارم و نويسنده کتاب الغيبة معروف به غيبت نعماني. ب. فيض کاشاني در کتاب وافي ج. کاشف الغطا، در رساله حق المبين و... د. شيخ مفيدرحمه الله، ايشان، امکان ديدار با حضرت را در غيبت کبري، برابر روايات، مخصوص خادمان حضرت مي داند.
    تاخواست قلم ،نقطه ضعفش بنگارد*****بیچاره ندانست علی نقطه ندارد

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58308



    با نام و یاد دوست






    عدم امکان ارتباط با امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری





    کارشناس بحث: استاد مقداد


  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط safareeshghe نمایش پست ها
    عدم امكان ارتباطگروهي از بزرگان شيعه، بر اين باورند که در زمان غيبت کبري، امکان ارتباط با امام زمان عليه السلام براي شيعيان وجود ندارد و برابر دستور حضرت، مدعي ديدار را بايد تکذيب کرد. کساني که به روشني اين نظر را پذيرفته اند، عبارت اند از: الف. محمدبن ابراهيم، معروف به نعماني، از علماي قرن چهارم و نويسنده کتاب الغيبة معروف به غيبت نعماني. ب. فيض کاشاني در کتاب وافي ج. کاشف الغطا، در رساله حق المبين و... د. شيخ مفيدرحمه الله، ايشان، امکان ديدار با حضرت را در غيبت کبري، برابر روايات، مخصوص خادمان حضرت مي داند.
    با عرض سلام و ادب

    در مورد امكان ملاقات با امام زمان ، میان علمای شیعه اتفاق نظر وجود ندارد، در این زمینه دو نظر عمده كه در مقابل هم می باشد وجود دارد:

    1. نظر مخالف. 2. نظر موافق.

    این اختلاف نظر نیز مربوط به ملاقات در عصر غیبت كبری است.

    قبل از اینكه به نقل دیدگاه ها و دلائل آن بپردازم، لازم است برای روشن شدن موضوع سؤال، نكته ای را در رابطه با انواع و حالات ملاقات، یادآور شوم تا محل اختلاف به خوبی مشخص شود

    و آن اینكه ارتباط با حضرت مهدی (عج) از نظر حالات، سه نوع می باشد:

    1. ارتباط روحی و عرفانی.
    2. ارتباط در عالم خواب.
    3. ارتباط فیزیكی و رؤیت با چشم ظاهری.

    آنچه محل اختلاف است و در كتابها و حكایات مطرح می باشد، ناظربه نوع سوم از ملاقات است.
    كسانی كه منكر امكان ارتباط و ملاقات با حضرت در غیبت كبری هستند، برای اثبات ادعای خود به تعدادی از روایات، از جمله توقیع خود حضرت به نائب خاص حضرت، استناد می كنند، چون حضرت مدعی مشاهده را تكذیب نموده است «ألا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحه فهو كاذب مفتر.»(1)
    یعنی «آگاه باشید هر كس قبل از خروج سفیانی و ندای آسمانی مدعی دیدار من بشود، او دروغ گفته و افترا بسته است.»

    طبق این دیدگاه نقل ملاقاتهایی كه در كتابها و قصص و حكایات، وجود دارد را نمی توان پذیرفت.
    در مقابل، اكثریت علما و بزرگان شیعه قائل به امكان ملاقات می باشند و وقوع آن را فی الجمله می پذیرند و دلیل اصلی تحقق ملاقات را، ‌حكایات تشرفات می دانند كه از سوی اشخاص موثق و مورد اعتماد نقل شده است.

    از نظر كسانی كه امكان ملاقات با حضرت را ممكن می دانند و بر آن صحه می گذارند، دلیل معتبری بر نفی امكان ملاقات وجود ندارد. طبق این دیدگاه در مورد تكذیب ملاقات روایاتی در كار نیست بلكه طبق تحقیق فقط یك روایت است و آن نیز توقیع حضرت می باشد.(2)

    از این توقیع نیز پاسخهای مختلفی داده شده است كه بهترین پاسخ این است كه به تناسب حكم و موضوع با استفاده از لفظ «مفتر» منظور حضرت، صرف دیدار و ملاقات نیست
    بلكه دیداری است كه همراه با نیابت باشد، مثل اینكه شخصی مدعی نیابت خاصه می شود و می گوید: من امام را مشاهده می كنم و حضرت من را وكیل خود قرار داده است و شما باید در كارها به من مراجعه كنید، حضرت چنین ادعایی را دروغ و افترا خوانده است.

    اصل صدور توقیع نیز در مقام نیابت است و امام به علی بن مهر سمری فرموده است كه كسی را از جانب ما نصب مكن زیرا دوران غیبت صغرا و و نیابت خاصه به پایان رسیده است، در چنین شرایطی اگر كسی ادعای مشاهده و رؤیت داشته باشد معلوم است كه منظورش مشاهده حاكی از نیابت نمی باشد.(3)

    بنابراین، ملاقات با امام زمان هیچ استحاله ای ندارد، زیرا رؤیت شخصی كه در دنیا با بدن مادی زندگی می كند و در میان مردم حضور دارد، امری است طبیعی و ندیدن برخلاف عادت روی مصالحی است كه غیبت را اقتضا كرده است.

    در توقیع حضرت نیز گرچه مشاهده، نفی و تكذیب شده است، ولی این مشاهده به قرینه ذیل توقیع و سوء استفاده های احتمالی، حمل برمشاهده همراه با ادعای نیابت می شود(4)

    بعضی از اهل تحقیق نظیر: آیت الله صافی، در مورد توجیه توقیع و اخبار تشرفات، حمل بر نیابت و سفارت را یكی از احتمالات قوی در معنای توقیع دانسته اند و معتقداند كه: مراد از توقیع نفی مشاهده مطلق و شرفیابی نیست بلكه مقصود، نفی ادعایی كه دال بر تعیین شخصی خاصی به نیابت باشد،(5)می باشد.

    وی علاوه بر احتمال مذكور، وجه دیگری را نیز مطرح نموده است، می گوید: ممكن است مراد از توقیع نفی ادعای اختیاری بودن مشاهده و ارتباط باشد،یعنی اگر مشاهده و ارتباط با حضرت را اختیاری ادعا كند، به این صورت كه هر وقت بخواهد خدمت امام شرفیاب می شود، كذّاب مفتری و این ادعا از احدی در زمان غیبت كبری پذیرفته نیست.(6)



    پی نوشت:
    1- كمال الدین، ج 2، ص 294، باب 45، حدیث 45،
    2- سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری، ص 180
    3- سیمای آفتاب، ص 181.
    4- مهدی تجسم امید و نجات، عزیزالله حیدری، ص 209،
    5- امامت و مهدویت، آیت الله صافی گلپایگانی، ج 3
    6-همان، ص 65.
    عدم امکان ارتباط با امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    1,017
    حضور
    40 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    26
    صلوات
    3623



    سلام
    امام زمان علیه السلام در جزیره خضرا محصور هست و زیاد نمی تونه بیان توی جمع ...اکثر کسانی هم که او را می بینن قالب فرعی امام را می بینن نه اصل او را (به گمانم البته)
    برای همین خدا اجازه داد که از قدرت های ماورا طبیعی که فقط مخصوص امامان هست استفاده کنه مثل تکثیر هزاران بدن در هفت عالم ماده و هزاران بدن در عوالم برزخی و هزار هزار بدن در عوالم تو در توی درون که فقط خدا و امامان از وجود آنها خبر دارن و البته بغلاوه امام خمینی (یعنی پیامبران هم ممکنه این و بلد نبوده باشن تا این حد!!!)

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط عزرائیل نمایش پست ها
    سلام
    امام زمان علیه السلام در جزیره خضرا محصور هست و زیاد نمی تونه بیان توی جمع ...اکثر کسانی هم که او را می بینن قالب فرعی امام را می بینن نه اصل او را (به گمانم البته)
    برای همین خدا اجازه داد که از قدرت های ماورا طبیعی که فقط مخصوص امامان هست استفاده کنه مثل تکثیر هزاران بدن در هفت عالم ماده و هزاران بدن در عوالم برزخی و هزار هزار بدن در عوالم تو در توی درون که فقط خدا و امامان از وجود آنها خبر دارن و البته بغلاوه امام خمینی (یعنی پیامبران هم ممکنه این و بلد نبوده باشن تا این حد!!!)
    علیک سلام.

    دوست عزیز!

    در رابطه با مسائل اینچنینی باید بر طبق سند و مدرک عقلی و نقلی مطالبی بیان کرد نه بر طبق حدس و گمان.

    در رابطه با جزیزره خضراء مطالبی خدمت شما عرض می کنم:

    در مورد جزيزه خضراء در مجموع دونظر مختلف وجود دارد.
    برخي‌آن را صحيح و معتبر و قابل استناد مي دانند.
    بعضي ديگر آن را مجعول و شبيه به افسانه مي دانند و مي گويند ،استناد به آن درست نيست .

    دلايل صحت داستان جزيره خضرا ء:

    طرفداران، صحت اين داستان مي گويند؛ اگر اين داستان ، داستان ساختگي ،رماني و افسانه اي بود هيچ گاه بزرگان ، مفاخر شيعه به آن توجه نمي كردند و در كتابهايشان آن را نقل نمودند .
    كساني كه اين داستان را نقل كرده اند :
    1-«فضل بن يحيي» از علماي قرن هفتم كه او داستان را بلاواسطه در حله در منزل سيد فخر الدين حسن بن علي موسوي مازندراني ، از زبان زين الدين ، علي بن فاضل مازندراني شنيد، سپس آنرا در كتابي به نام «الجزيره الخضراء » نگاشت و همين كتاب در آينده مأخذ و منبع كتب سايرين شد و اولين كتابي كه در اين مورد نوشته شده همين كتاب است.

    2- قاضي نور الله شوشتري دركتاب پر ارج مجالس المؤمنين آن را آورده است.

    3- محقق كركي آن را به فارسي ترجمه كرده است.

    4- علامه مجلسي آن را در كتاب بحار الانوار درج كرده است.

    5- شيخ حر عاملي آن را در كتاب اثبات الهدي درج كرده است. و دهها نفر ديگر كه اين داستان را در كتابهاي خود آوردند.
    طرفداران صحت اين داستان مي گويند ،اگر اين داستان يك موضوع جعلي و افسانه اي بود اين همه برزگان بر آن استناد نمي كردند و آن را در كتاب خود درج نمي كردند .

    دلايل جعلي و افسانه اي بودن داستان جزيزه خضرا ء :

    اولا : درست است كه اين داستان را بسياري از بزرگان نقل كرده اند،ولي وقتي دقت شود،آن يك داستان و از يك شخص بيشتر نيست و قهرمان داستان تنها علي بن فاضل مازندراني و منبع همه آنها كتاب فضل بن يحيي است .

    ثانيا : اين داستان سند معتبري ندارد،زيرا داستان از يك كتاب خطي نا شناخته نقل شده كه خود مرحوم مجلسي در باره اش مي نويسد ، چون من اين داستان را در كتب معتبر نيافتم ،باب جداگانه اي را به آن اختصاص دادم تا با مطالب كتاب مخلوط نشود.

    ثالثا : در متن داستان تناقضاتي ديده ميشود ،چنانكه در يك جا سيد شمس الدين به راوي داستان گفت :من نايب خاص امام هستم و خودم آن حضرت را تا كنون نديده ام و پدرم نيز آنجناب را نديده ، ليكن سخنش را شنيده است، اما جدم هم خودش را ديده ، و هم حديثش را شنيده است، اما همين سيد شمس الدين در جاي ديگر به راوي داستان گفت: من هر روز صبح جمعه براي زيارت امام به آن كوه مي رويم و خوب است تو هم بروي و شفيع محمد هم به راواي داستان گفت: فقط سيد شمس الدين و امثالش مي توانند خدمت امام زمان مشرف شوند چنانكه ملاحظه مي فرماييد اين مطالب با هم تناقض دارند .

    رابعا : در داستان مذكور به تحريف قرآن تصريح شده كه قابل قبول نيست و مورد انكار شديد علماي اسلام است.

    خامسا : موضوع اباحه خمس در زمان غيبت مطرح شده و مورد تأييد قرار گرفته ، كه آن هم از نظر فقها مردود است .

    به هر حال داستان به طور رمانتيك تهيه شده كه خيلي عجيب و غريب به نظر مي رسد، يك نفر به نام زين الدين از عراق به قصد تحصيل علوم به شام و از آنجا به همراه استادش به مصر و از آنجا به همراه استادش به اندلس (اسپانيا) سفر مي كند، پس از طي اين مسافت طولاني مريض مي شود. استادش او را رها مي كند و بعد از بهبودي با شنيدن نام جزيزه روافض آن چنان به ديدن آن مشتاق مي شود كه استادش را فراموش مي كند به پيمودن راه و دور خطر ناك به جزيره رافضيها مي رسد، در آن جا نام جزيزه خضراء را مي شنود ، با اينكه بنا بود پس از چهارماه كشتي بيايد ،پس از چهل روز آمد و پس از يك هفته توقف او را به همراه خود به دريا مي برند و در وسط بحر ابيض آبهاي سفيدي را مي بيند كه شيرين و گورا است.
    بر فرض چشم پوشي از همه اين اشكالات نمي توانيم بپذيريم كه سكونت حضرت دائما در آن جزيره هست ، اگر اصل اين جزيره و داستان صحت داشته باشد ممكن است حضرت مدتي در آنجا مانده باشد و گرنه حضرت به طور نا شناس در بين مردم زندگي مي كنند، لذا او را در جاهاي مختلف ديده اند كما اينكه امام صادق «عليه السلام » فرموده اند.

    پس انحصار زندگي حضرت در جزيزه خضرا ء صحيح نيست .

    منابع جهت مطالعه بیشتر :
    1-تجسم اميد و نجات ، عزيز الله حيدري
    2-سيماي مصلح جهان ، مراد فيضي
    3-سيماي آفتاب ، دكتر حبيب الله طاهري
    4-ارتباط معنوي با حضرت مهدي ، حسين گنجي
    عدم امکان ارتباط با امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    ثقلین
    نوشته
    990
    حضور
    22 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2214



    نقل قول نوشته اصلی توسط safareeshghe نمایش پست ها
    عدم امكان ارتباط...
    با عرض سلام.
    قبلاً اینجا بحث شده=>>
    http://www.askdin.com/thread29847.html

    امکان ارتباط با امام عصر ارواحنا فداه با فلسفه غیبت منافات دارد.
    داستانهای ملاقات، حجّیّت شرعی ندارند.
    توقیع شریف یک روایت معتبر می‌باشد.
    علاوه بر توقیع شریف، روایات دیگری هم بر عدم امکان مشاهده‌ی آن حضرت دلالت می‌کنند.


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hadi99g نمایش پست ها
    با عرض سلام.
    قبلاً اینجا بحث شده=>>
    http://www.askdin.com/thread29847.html

    امکان ارتباط با امام عصر ارواحنا فداه با فلسفه غیبت منافات دارد.
    داستانهای ملاقات، حجّیّت شرعی ندارند.
    توقیع شریف یک روایت معتبر می‌باشد.
    علاوه بر توقیع شریف، روایات دیگری هم بر عدم امکان مشاهده‌ی آن حضرت دلالت می‌کنند.
    با عرض سلام و ادب

    هر چند موضوع امکان یا عدم امکان ارتباط با امام زمان(عج) بحثی اختلافی است،ولی دلایل و مستندات عقلی و نقلی بر امکان ارتباط با امام زمان(عج) وجود دارد.جهت مطالعه بیشتر پیرامون این موضوع به لینک های زیر مراجعه فرمایید:



    http://www.bsharat.com/id/1/9mah/2.html

    http://www.hawzah.net/fa/magazine/ma...518/4535/32622
    عدم امکان ارتباط با امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    پژوهش
    نوشته
    220
    حضور
    20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    326



    بزرگان زیادی در حال حاضر نیز هستند قائل به این قولند . ( عدم ملاقات و روئیت و مشاهده امام عصر ارواح العالمین له الفداء )

    الحق بنابر روایات صحیحه غیر از توقیع شریف روئیت امام زمان صلوات الله علیه امکان پذیر نمی باشد چه برسد به ملاقات .

    توقیع شریف بسیار دقیق است که نشانگر این است از امام معصوم صلوات الله علیه صادر شده است .

    مضاف بر آن روایات حدود 30 روایت دلالت صریح و روشن دارد مشاهده امکان پذیر نمی باشد روئیت که هیچی سر جای خودش .

    ملاقاتها هم نه حجت هستند و نه ثابت صرفا فقط نقل می شوند و کسی دنبال صحت سند و صحت نقل و صحت دلالت نمی رود و و الا ...

    به هر حال انصاف این است مشاهده غیر قابل اثبات است و امکان پذیر نمی باشد .

    لطفا به این سایت حتما سر بزنید واقعا جالبه .

    http://h-varjani.blogfa.com/cat-3.aspx

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات تاریخی
    نوشته
    1,739
    حضور
    26 روز 19 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    4711



    با سلام خدمت جناب یونس بن عبدالرحمن

    در اینکه توقیع شریف،معتبر و غیر قابل خدشه می باشد،بحثی نداریم.ولی آنچه مهم است این است که با توجه‌ به‌ اهميت‌ و نقش‌ تعيين‌‌كننده‌ بحث‌ توقيع‌ در سرنوشت‌ مسئله محل‌ نزاع‌، اين‌ دليل‌، به بحث‌ همه‌‌جانبه‌ و بررسي‌ جامع‌ نیاز دارد. از اين‌رو،‌ لازم‌ است‌ كه‌ اين‌ بحث‌ در ضمن‌ مراحل‌ چهارگانه‌ متن‌، سند، دلالت‌ و حل‌ تعارض‌ ميان‌ آن‌ با نقل‌ تشرفات‌ مورد توجه‌ كافي‌ قرار گيرد.

    استنباط عدم‌‌امكان‌ رؤیت‌ حضرت‌ بقیة‌الله‌ تا زمان ‌رسیدن‌ به‌ ظهور، به‌ استناد جمله «فلاظهور» و عام‌ دانستن‌ معنای‌«المشاهدة‌»، به‌ هیچ‌وجه ‌تام‌ نیست و چنین‌ استنباطی‌ از عدم‌توجه به‌ دو مطلب‌ اساسی‌ در مورد‌ توقیع‌ سرچشمه می‌گیرد:

    1. ضرورت‌ شناخت‌ فضای‌ فكری‌ جامعه‌ بشری‌ در عصر صدور توقیع‌ درباره مشاهده حضرت‌ و توجه‌ به‌ موضوع‌ توقیع‌ كه‌ می‌تواند فلسفه‌ صدور توقیع‌ شریف‌ به‌ شمار رود.

    2. ضرورت‌ متن‌شناسی‌ و توجه‌ به‌ شواهد و قرینه‌های تعبیه‌ شده‌ در متن‌ توقیع‌، که بهترین ‌روش‌ برای‌ فهم‌ درست توقیع‌ و روشن‌ شدن‌ مفاد آن‌ به شمار می‌آید.
    مع‌الأسف، به هیچ‌كدام‌ از این‌ دو مطلب‌ در استدلال‌ و استنباط منكران‌ ارتباط، به‌ خوبی‌ عنایت‌ نشده است‌.

    بر اساس‌ توضیحات‌ ارائه‌ شده‌، بررسی‌ متنی‌ و دقت‌ و غور كافی‌ در كلمات‌ توقیع‌ و ارتباط بخش‌های آن‌، ما را به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رساند كه‌ توقیع،‌ از تكذیب‌ مدعیان‌ وساطت‌ و ارتباط خاص‌ خبر می‌دهد. منظور از «فلاظهور» با توجه‌ به‌ تعابیر ذیل‌ آن‌، ظهور به‌ معنای‌ اصطلاحی‌ و قیام‌ نهایی‌ حضرت‌ است،‌ نه‌ ظهور به‌ معنای‌ لغوی‌ و مطلق‌ بروز. منظور از «فمن‌ ادعی‌ المشاهده‌» نیز به ‌قرینه‌ الف‌‌ولام‌ و توصیف‌ مدعی‌ با دو عنوان‌ «كذاب‌ مفتر»، داعیه‌‌داران‌ وساطت‌ وارتباط خاص‌ است‌؛ نظیر آن‌چه‌ درباره نواب‌ اربعه‌ مطرح‌ بوده‌، با این‌ ویژگی‌ كه‌ ارتباط به ‌صورت‌ دو جانبه‌ بوده‌ و تصمیم‌ سفیر حضرت‌ نیز در تحقق‌ و انجام‌ دیدار خصوصی‌ با ایشان نقش‌ داشته‌ است‌. با صدور این توقیع چنین‌ ادعایی‌ كه‌ تماس‌ با حضرت‌ را برای‌ خود دست‌رس‌‌پذیر وانمود كند و میان ‌خود و ایشان نقش‌ و جایگاهی قائل‌ شود، تكذیب‌ می‌گردد و در عصر غیبت‌ كبرا‌ این‌ باب‌ بسته‌ اعلام‌ گردیده‌، نه‌ هر نوع‌ رؤیت‌ و امكان‌ تشرفی‌.

    بنابراین‌، برآیند مفاد توقیع‌ چنین خواهد بود که ممنوع بودن ادعای‌ مشاهده‌ با توجه‌ به‌ «كذاب‌ مفتر» كاملاً مشخص‌ است. تركیب‌ دو صفت‌ دروغ‌ و افترا هم، بیان‌گر جنس‌ و فصل‌ این ‌ادعا بوده‌ و مشخص‌ می‌كند که منظور از توقیع‌، ادعای‌ مشاهده‌ و ارتباط، با این‌ دو ویژگی ‌است.
    اساساً، شأن‌ نزول‌ این‌ توقیع‌ كه‌ به‌ صورت‌ تكذیبیه‌ مطرح‌ شده،‌ تكذیب‌ مدعیان‌ دروغین‌ و جلوگیری‌ از شكل‌گیری‌ «باب‌» شدن‌ افراد سودجو و فرصت‌طلبی‌ است‌ كه‌ شاید در آینده‌ با دست‌آویز قرار دادن‌ این‌ مسئله، آن‌ را وسیله رسیدن‌ به‌ اغراض‌ مادی‌ و شهرت‌طلبی‌ خود قرار دهند.

    این‌ تكذیبیه‌، هرگز كسانی‌ را دربر نمی‌گیرد كه‌ بنا به‌ اقتضای‌ مصالح‌ خاصی‌، آن‌ هم‌ صرفاً با تصمیم‌ یك‌جانبه حضرت اذن‌ تشرف‌ می‌یابند. پس اگر كسی‌ به‌ طور اتفاقی‌ یا بر اثر توجه‌ و توسل‌ به‌ آن‌ حضرت‌، در بعضی‌ موارد به‌ فیض‌ ملاقات‌ برسد، نه‌ تنها در نقل‌ آن‌ دروغ‌گو نیست و جواز تكذیب‌ آن‌ از این‌ توقیع‌ به‌ دست‌ نمی‌آید، بلكه‌ به‌ فیض‌ و سعادتی‌ بزرگی نیز رسیده‌ است‌. گرچه‌ كسانی‌ كه‌ این‌ توفیق‌ الهی‌ نصیب‌ آنان‌ شده‌ است، نوعاً به‌ دلیل دوری‌ از شائبه ‌ریا و شهرت،‌ از نقل‌ آن‌ سر باز می‌زنند یا فقط آن را نزد اشخاصی‌ كه‌ محرم‌ راز باشند، به‌ ودیعه‌ می‌گذارند. شاید یكی‌ از دلایل‌ این‌ كتمان‌ و محافظت‌ نیز ترس‌ از تخطئه‌ كسانی‌ باشد كه ‌به‌ طور افراطی‌ و غیرمنطقی‌، هر نوع‌ سخنی‌ را در این‌ زمینه‌، با حربه‌ انكار و تكذیب‌ دروغ‌ می‌‌پندارند و طرد و نفی‌ می‌كنند.[1]

    به‌ نظر می‌رسد، راه‌ اعتدال‌ و نگاه‌ منصفانه‌ در این‌‌باره تفکیک میان‌ تشرفات‌ معتبر و ادعاهای‌ بی‌اساس‌ و كذب‌ است و باید معیارهای‌ صحیح‌ را در پذیرش‌ یا رد چنین‌ قولی‌ به‌ كار بست‌؛ دقیقاً همان‌ روشی‌ كه‌ فقها همواره‌ در مورد نقل‌ احادیث‌ و روایات‌ به‌ كار می‌برند و در قبول‌ و رد خبر،‌ ملاك‌ و ضوابط خاصی‌ نظیر وثاقت‌ راوی‌، درستی مذهب‌ او، اتصال‌ سند روایت‌ و... را اعمال‌ می‌کنند. مسئله ارتباط و نقل‌ تشرفات‌ نیز باید با چنین‌ روشی‌ پالایش‌ شود و ‌اخبار موثق‌ و تشرفات‌ معتبر، از ادعاهای‌ بی‌اساس‌ جداسازی‌ شود و قضاوت‌ در این‌ مورد نباید یك‌كاسه‌ و یك‌سان‌ باشد.

    لطفاً مقاله لینک زیر را با دقت مطالعه فرمایید:

    http://www.bsharat.com/id/1/9mah/2.html


    پی نوشت:
    [1] . این‌ روی‌كرد افراطی،‌ فریاد بعضی‌ از نویسندگان‌ را بلند کرده كه‌ دردمندانه‌ می‌گویند: وای‌ به‌ حال‌ امتی‌ كه‌ به‌ عده‌ای‌ از اخیار، فقط به ‌خاطر این‌که به‌ محضر امام‌ زمانش‌ تشرف‌ داشته‌اند، تهمت‌ دروغ‌ و فریب‌ می‌زنند. (حسین علی‌پور، كرامات‌ حضرت‌ ولی‌‌عصر4، ص‌36، تصحیح مسجد مقدس جمکران، قم 1380 شمسی).
    عدم امکان ارتباط با امام زمان (عج) در عصر غیبت کبری
    خدا یک علی(ع) داشت،الحمدلله آن هم امام ما شد.« مرحوم آیت الله شیخ محمد کوهستانی»

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    علاقه
    پژوهش
    نوشته
    220
    حضور
    20 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    326



    جناب آقای مقداد و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته .

    خب از آن جا که بحث خارج خون هستی و از فضلاء پس لا باس یه گعده طلبگی داشته باشم موجز و اجمالی .

    قبل از هر چیزی برادر من بگم اون مقاله که لینک دادی را خوندم خب همه مطالبش را قبول ندارم و جای نقد و بررسی دارد که جاش این جا نیست .

    ملتفت که هستید دوست عزیز در مذهب امامیه حجت فقط کتاب و سنت است که خیلی از بزرگان عقل و اجماع را نیز قبول ندارند . ( نهایت امر حجیت منحصر در این چهار دلیل است لذا غیر از این من درآوردی و بدعت خواهد بود . )

    یه نکته دیگر را هم تذکر بدم دوست عزیز و آن اینکه در حال حاضر بزرگان طراز اولی هستن که قضیه مشاهده را قبول ندارند شاید راضی نباشند اسم ببرم ولی یکی از این بزرگان مرجع بزرگ شیعه جناب آقای سیستانی است توقیع شریف ایشان هست می شود مراجعه کرد و دید .

    لذا تمام ادله را نگاه کردند و به این نتیجه رسیدن مسلما .

    بالعکس یکی از اساتید بنده جناب علامه دهر سید ... هر وقت با ایشون بحث می کنم می فرماید : هنوز قانع نشدم ولی اکثر ملاقاتها را قبول ندارم.

    صاحب موسوعة الامام المهدی صلوات الله علیه – که کتابی بهتر از این نمی شناسم در زمینه مهدویت – و با این که ایشان معقتد به مشاهده علی وجه الاجمال هستن ولی تمامی این ملاقاتها را رد می کنن از لحاظ علمی بعد می فرماید یکی دو رویت است که اسنادشان صحیح است ... خودتان مراجعه بفرمایید ..

    استنباط عدم‌‌امكان‌ رؤیت‌ حضرت‌ بقیة‌الله‌ تا زمان ‌رسیدن‌ به‌ ظهور، به‌ استناد جمله «فلاظهور» و عام‌ دانستن‌ معنای‌«المشاهدة‌»، به‌ هیچ‌وجه ‌تام‌ نیست و چنین‌ استنباطی‌ از عدم‌توجه به‌ دو مطلب‌ اساسی‌ در مورد‌ توقیع‌ سرچشمه می‌گیرد:

    1. ضرورت‌ شناخت‌ فضای‌ فكری‌ جامعه‌ بشری‌ در عصر صدور توقیع‌ درباره مشاهده حضرت‌ و توجه‌ به‌ موضوع‌ توقیع‌ كه‌ می‌تواند فلسفه‌ صدور توقیع‌ شریف‌ به‌ شمار رود.

    2. ضرورت‌ متن‌شناسی‌ و توجه‌ به‌ شواهد و قرینه‌های تعبیه‌ شده‌ در متن‌ توقیع‌، که بهترین ‌روش‌ برای‌ فهم‌ درست توقیع‌ و روشن‌ شدن‌ مفاد آن‌ به شمار می‌آید.
    مع‌الأسف، به هیچ‌كدام‌ از این‌ دو مطلب‌ در استدلال‌ و استنباط منكران‌ ارتباط، به‌ خوبی‌ عنایت‌ نشده است‌.
    استنباط عدم ظهور صرفا به خاطر جمله فلا ظهور نیست بلکه بالعکس این توقیع شریف بسیار بسیار گویاست و متاسفانه چه در این مقاله که لینک دادید و یا جاهای دیگر بحث علمی دقیق و مستوعبی در این زمینه ندیدم .

    نکته مهم دیگر این است که روایات در عدم روئیت زیاد است و ده تا نیست که به زور بشه تاویل و توجیه هش کرد .

    نکته مهم دیگر این است که علمای بسیار بزرگی از فحول امامیه از قدماء تا به الان قائل به عدم روئیت هستند و این مساله ساده ایی نیست برادر من .

    مطلب اول شما که بسیار واضح و روشن است هم عصر صدور و هم حالت و حال و هوای صدور روایت بسیار روشن و حکمت صدور را بیان کرده است.

    مطلب دوم شما که شواهد و قرینه هاست نیز تقریبا همان است یه عبارت اخری است .

    من فکر می کنم چه از لحاظ لغوی و چه از لحاظ دلالی و با توجه به زمان و مکان صدور و همچنین شخص مخاطب امام حجت سلام الله علیه ( نائب چهارم ) و همچنین بحث لغوی که نوعا به آن نپرداخته اند و یا مساله مشاهده را با رویت خلط کرده اند همه اینها گواه بر این است که مشاهده – و نه روئیت – منتفی شده و امام با تعبیر لقد وقعت الغیبة التامة باب روئیت را تا زمان ظهور بسته است .

    بر اساس‌ توضیحات‌ ارائه‌ شده‌، بررسی‌ متنی‌ و دقت‌ و غور كافی‌ در كلمات‌ توقیع‌ و ارتباط بخش‌های آن‌، ما را به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رساند كه‌ توقیع،‌ از تكذیب‌ مدعیان‌ وساطت‌ و ارتباط خاص‌ خبر می‌دهد. منظور از «فلاظهور» با توجه‌ به‌ تعابیر ذیل‌ آن‌، ظهور به‌ معنای‌ اصطلاحی‌ و قیام‌ نهایی‌ حضرت‌ است،‌ نه‌ ظهور به‌ معنای‌ لغوی‌ و مطلق‌ بروز. منظور از «فمن‌ ادعی‌ المشاهده‌» نیز به ‌قرینه‌ الف‌‌ولام‌ و توصیف‌ مدعی‌ با دو عنوان‌ «كذاب‌ مفتر»، داعیه‌‌داران‌ وساطت‌ وارتباط خاص‌ است‌؛ نظیر آن‌چه‌ درباره نواب‌ اربعه‌ مطرح‌ بوده‌، با این‌ ویژگی‌ كه‌ ارتباط به ‌صورت‌ دو جانبه‌ بوده‌ و تصمیم‌ سفیر حضرت‌ نیز در تحقق‌ و انجام‌ دیدار خصوصی‌ با ایشان نقش‌ داشته‌ است‌. با صدور این توقیع چنین‌ ادعایی‌ كه‌ تماس‌ با حضرت‌ را برای‌ خود دست‌رس‌‌پذیر وانمود كند و میان ‌خود و ایشان نقش‌ و جایگاهی قائل‌ شود، تكذیب‌ می‌گردد و در عصر غیبت‌ كبرا‌ این‌ باب‌ بسته‌ اعلام‌ گردیده‌، نه‌ هر نوع‌ رؤیت‌ و امكان‌ تشرفی‌.

    این فرموده شما که می فرماید مراد مدعیان وساطت است که در ذیل روایت نفی شد و اصلا بحث در رابطه با اتمام نیابت و وساطت است چطور می شود امام تکرار کند آن چرا که در ذیل کلامش فرموده و این از عرب بدوی صادر نمی شود چه برسد از امام زمان صلوات الله علیه که امیر البیان است .

    مساله مهم دیگر این است که این ادعای وساطت نیاز به دلیل دارد که دلیلی نیست بلکه با توجه به مضمون رفیع روایت شریفه و دیگر روایات وساطت کاملا منتفی است .

    چطور می شود امام زمان صلوات الله علیه بفرماید کسی که ادعای مشاهده – نه روئیت – کند کذاب مفتر است و خود کلام خود را نقض کند و سبب تهمت به دیگران شود در ضمن این که علامه سید بحر العلوم مثلا و العیاذ بالله کذاب مفتر است چون بر اساس این روایت قطعا کذاب مفتر است امام کلام جدی گفته شوخی یا خنده نداشته و العیاذ بالله .

    ما هم که وظیفه داریم بگویم کذاب مفتر و بلکه معتقد به این باشیم .

    مساله بسیار حساس این است که بر فرض هم قائل باشیم که مراد از مشاهده - و نه روئیت - وساطت و این چیزا باشد باز هم ما مکلفیم طرفی که بر فرض مشاهده کرده را کذاب و نه فقط کذاب بلکه مفتر هم بدانیم .


    اساساً، شأن‌ نزول‌ این‌ توقیع‌ كه‌ به‌ صورت‌ تكذیبیه‌ مطرح‌ شده،‌ تكذیب‌ مدعیان‌ دروغین‌ و جلوگیری‌ از شكل‌گیری‌ «باب‌» شدن‌ افراد سودجو و فرصت‌طلبی‌ است‌ كه‌ شاید در آینده‌ با دست‌آویز قرار دادن‌ این‌ مسئله، آن‌ را وسیله رسیدن‌ به‌ اغراض‌ مادی‌ و شهرت‌طلبی‌ خود قرار دهند.
    خب بر اساس بیانات اجمالی سابق این کلام پذیرفته شدنی نیست نهایت امر یه نوع فهم است که با فهم دیگر سازگاری ندارد .

    خب من معتقدم بهترین راه این است که حضرتعالی یا دوستان دیگر ملاقات معروف و مشهور مثل سید بحر العلوم را مطرح کنند و به بحث در ذیل سند نقل و همچنین دلالت آنها پرداخته شود اون معلوم می شود حضرتعالی مماشات می کنید و قبول می کنید یا خیر . ؟

    به هر حال برادر من جناب آقای مقداد من قصد بافشاری و یا لجاجت و العیاذ بالله ندارم بحث علمی است واقعا اگر حجج حضرتعالی قوی باشد و بتوانید صحت این ملاقات چه از لحاظ سند و چه از لحاظ دلالی و همچنین رفع تناقض اینها با روایات کثیرة حل کنید من با کمال میل قبول می کنم .

    ویرایش توسط یونس بن عبد الرحمن : ۱۳۹۲/۰۷/۰۷ در ساعت ۰۱:۵۲
    لطفا به این سایت حتما سر بزنید واقعا جالبه .

    http://h-varjani.blogfa.com/cat-3.aspx

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود