صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تقدیر ؟ بهشت ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    پرسش تقدیر ؟ بهشت ؟




    سلام

    1. آیا تقدیر ما از قبل نوشته شده؟
    و اگه نه چطور حضرت خضر چرا اون بچه رو کشت و از کجا می دونست اون کودک در آینده آدم بدی می شه؟


    مدیریت خودش می تونه در صورت نیاز این تایپیک رو جابه جا کنه.
    ویرایش توسط حکمت : ۱۳۹۲/۰۴/۲۵ در ساعت ۱۰:۲۹

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11166



    با نام الله






    تقدیر ؟ بهشت ؟





    کارشناس بحث: استاد رئوف
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۵/۱۴ در ساعت ۱۰:۱۸ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,328
    حضور
    28 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965

    جبر و اختیار




    نقل قول نوشته اصلی توسط 31051 نمایش پست ها
    سلام

    1. آیا تقدیر ما از قبل نوشته شده؟
    و اگه نه چطور حضرت خضر چرا اون بچه رو کشت و از کجا می دونست اون کودک در آینده آدم بدی می شه؟


    مدیریت خودش می تونه در صورت نیاز این تایپیک رو جابه جا کنه.

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    آینده از پیش نزد خداوند معلوم است زیرا که برای او آینده و گذشته تفاوتی ندارد و اساسا زمان امری است که مربوط به مکان است و امر فرامکانی، فرازمانی نیز خواهد بود.
    اما این به معنای جبر نیست. انسان ها مختار هستند که افعال خود را آنچنان که می خواهند انجام دهند و در واقع خداوند بر عملی که آنها از روی اختیار خود انتخاب خواهند کرد، علم دارد.

    با توجه به مطالب فوق؛ انسان ها در شکل دهی به آینده خود مختار هستند هر چند خداوند با علم بی کران خود، آگاه است که انسان ها در آینده با اختیار خود چه کارهایی را انجام خواهند داد. و با توجه به رابطه وحیانی بین خدا و پیامبرانش، می توان گفت حضرت خضر نیز از آینده آن کودک آگاه بوده است.

    موفق باشید


  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    علاقه
    کثیفی
    نوشته
    17
    حضور
    1 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    31



    و با توجه به رابطه وحیانی بین خدا و پیامبرانش، می توان گفت حضرت خضر نیز از آینده آن کودک آگاه بوده است
    قصاص قبل از گناه؟

    فکر می کنم این رابطه ی خوبی برای توضیح و یا توجیه این قضیه نیست؛ هر چند تا به امروز دلیل خوبی رو نیافتم. هر چه باشه اون یک انسان و قدرت تفکر داره. و مهم تر از اون اراده ای که در وجودش هست. گوته در جای میگه هیچ قوه ای در وجود آدمی یافت نمیشه که به اندازه ی اراده در آدمی بی حد و حصر باشه!. حتی قدرت تفکر که در دایره ی محدودی قرار میگره و فراتر از اون نمیتونه تصورات انتزاعی خودش رو بروز بده!.

    با خبر بودن از آینده ای که هنوز عملی, خروجی ِ اون نبوده اصلا قابل قبول نیست. اگر همه ی سرنوشت آدمی رو در یک ورق نوشته باشن و خدا به واسطه ی قدرت تفکری که به انسان داده و وجه تمایز اون بوده, بخواد آینده ای که از پیش رقم خورده رو چه به صورت اشتباه و یا به صورت مثبت در اختیار آدمی قرار بده؛ هیچ ادمی از بدو تولد جنایتکار و شمر نیست. پس این عکس العملی که ملاحظه میشه از محیط, نتیجه عمل خود انسان و غیر از این نیست.
    در واقع خود انسان باعث به وجود اومدن شرایطی میشه که مسئولیت هر کاری بر عهده ی اونه. نه تقدیر.

    کشتن یک آدم به واسطه ی گناه ِ نکرده, و از سر تقدیر و یا علم بر اون از وجه الهی, به متزله ی کشتن همه ی انسان هاست. به هر ترتیب انسان بی گناه با کشته شدنش حق مسلمش رو که زندگی باشه از دست داده. و احتمالا به خاطر این زندگی هم بازخواست میشه.


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,006
    حضور
    69 روز 20 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    28
    گالری
    50
    صلوات
    6217



    نقل قول نوشته اصلی توسط 31051 نمایش پست ها
    آیا تقدیر ما از قبل نوشته شده؟
    سلام علیکم
    اصولا در مورد سرنوشت، دو تفسير وجود دارد، تفسير نخست مى گويد: سرنوشت هر كس از روز نخست، بدون اطلاع و حضور او، از طرف خداوند تعيين شده؛ بنابراين هر كس با سرنوشت معيّنى از مادر متولد مى شود كه قابل دگرگونى نيست. هر انسانى نصيب و قسمتى دارد كه ناچار بايد به آن برسد. چه بخواهد و چه نخواهد، ‌و كوشش‌ها براى تغيير سرنوشت بيهوده است. بنا بر اين تفسير، ‌بديهى است كه انسان موجودى مجبور و بى اختيار است. بررسى منابع اسلامى نشان مى دهد اين تفسير مورد تأييد اسلام نيست. قبول و پذيرش آن، تمام مفاهيم مسلّم اسلامى از قبيل: تكليف، جهاد، سعى و كوشش و استقامت، قيامت، حسابرسي و غيره را به هم مى ريزد. استاد مطهرى مى گويد: «اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهي،‌انكار اسباب و مسببات و از آن جمله قوه و نيرو و اراده و اختيار بشر است، چنين قضا و قدر و سرنوشتى وجود ندارد و نمى تواند وجود داشته باشد». (1) اما در تفسير دوم از سرنوشت، در عين حال كه دست تقدير الهي در زندگي انسان و قضا و قدر الهي را مردود نمي داند، نقش انسان را در تعيين سرنوشت زندگي او مي‌پذيرد. در اين تفسير، نقش انسان نه تنها مغاير با سرنوشت نيست، بلكه جزئي از همان سرنوشت است. در سرنوشت و تقدير انسان - چه مومن باشد و چه كافر- چنين است كه او سرنوشت خود را تعيين نمايد. در واقع اختيار داشتن انسان جزئي از تقديرات الهي است. براي روشن شدن رابطه قضا و قدر با اختيار انسان اندكي توضيح مي‌دهيم: قدر: يعني اندازه و اندازه گيري و تعيين حدّ و حدود چيزي. در اصطلاح به اين معنا است كه خداوند براي هر چيزي اندازه اي قرار داده و آن را بر اساس اندازه گيري و محاسبه و سنجش آفريده است. قضا: يعني حكم و قطع و حتميت. در نظام آفرينش،‌موجودات مادي از چندين راه ممكن است به وجود بيايند، مثلاً اگر به خانة شما از چند كوچه راه باشد، ورود به خانه شما از چند راه ممكن است. حال اگر از ميان چندين راه ممكن، علل و اسباب پيدايش يكي از آن‌ها فراهم شد و تنها همان يكي تحقق يافت،‌اين مرحله از تحقق را قضا مي‌نامند. خداوند براي هر چيزي علت‌ها و اسباب هايي قرار داده كه هستي و مشخصات آن بستگي به آن‌ها دارد. اين طور نيست كه هر چه در جهان پديد مي‌آيد، بدون رابطه با قبل و بعد و صرفاً اتفاقي و بي حساب باشد. همان گونه كه در بارش برف و باران و ... عواملي دخالت دارد و هرگز چنين كاري بي علل و اسباب انجام نمي پذيرد، همچنين كارهاي بشر از روي تصادف و اتفاق از او سر نمي زند، بلكه نخست چيزي را تصور مي‌كند، سپس به آن مي‌انديشد و پس از آن كه فايده واقعي يا پنداري آن را پذيرفت، ‌به انجام آن مي‌كوشد. پس انجام هر حادثه‌اي در جهان علت و سببي دارد و اين نظامي است تخلف ناپذير و خداوند نيز چنين مقرّر كرده است. اين مسئله با اصل آزادي و اختيار انسان منافات ندارد،‌ زيرا اختيار و آزادي يكي از اسباب و علل جهان است؛ يعني خداوند خواسته و مقدّر نموده كه بشر كارهاي خود را به اراده خود انجام دهد، و سرنوشت خويش را رقم زند. اين كه مي‌گوييم كارهاي انسان هم به اختيار خود او است و هم قضا و قدر الهي دخالت دارد، به همين معني است كه خدا اراده فرموده و مقدّر كرده كه بشر سرنوشت خود را تعيين كنند. بشر مختار و آزاد آفريده شده، يعني به او عقل و فكر و اراده داده شده است. بشر در كارهاي ارادي خود مانند سنگ نيست كه او را از بالا به پايين رها كرده باشند و تحت تأثير عامل جاذبة زمين خواه ناخواه به طرف زمين سقوط كند. نيز مانند گياه نيست كه تنها يك راه محدود در جلوي او هست و همين كه در شرايط معيّن رشد و نمو قرار گرفت، خواه ناخواه مواد غذايي را جذب و راه رشد و نمو را طي مي‌كند. هم چنين مانند حيوان نيست كه به حكم غريزه كارهايي انجام دهد. بشر هميشه خود را در سر چهار راه هايي مي‌بيند. هيچ گونه اجباري كه فقط يكي از آن‌ها را انتخاب كند ندارد و ساير راه‌ها بر او بسته نيست. انتخاب يكي از آن‌ها به نظر و فكر و اراده او مربوط است؛ يعني طرز فكر و انتخاب او است كه يك راه خاص را معيّن مي‌كند. (2) اين كه از يك طرف مسئله تقدير الهي مطرح است و از طرف ديگر اختيار انسان، به اين معنا است كه خداوند مقرّر كرده كه انسان با اختيار و اراده خود، يكي از راه‌ها را انتخاب كند و آن راهي كه انسان با ارادة خود انتخاب كرده، همان است كه مقدّر است. خداوند به قضا و قدر مقرّر كرده كه انسان با اختيار خود، آن راهي كه خداوند از ازل مي‌داند، انتخاب كند. پس تقدير خداوندي اين است كه بشر افعال خود را از روي اختيار انجام دهد، نه اين كه تقدير او را به انجام يك طرف مجبور سازد. انسان به هر سو كه رو آورد، همان قضا و قدر او است كه با دست خود آن را انتخاب مي‌كند. انسان فقط يك نوع سرنوشت ندارد، بلكه سرنوشت هاي گوناگوني در پيش دارد كه ممكن است هر كدام از آن‌ها جانشين ديگري گردد، مثلاً اگر كسي بيمار شود و معالجه كند و نجات پيدا كند، به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. نيز اگر معالجه نكند و رنجور بماند و يا بميرد، آن نيز به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. اميرالمؤمنين (ع) از كنار ديوار شكسته و كجى برخاست. پرسيدند: از قضاى الهى فرار مى كني؟ فرمود: از قضاى الهى به قدر او پناه مى برم. (3) «يعنى درست است كه تا قانون عليت كه منتهى به فرمان خداست، نباشد، ديوار شكسته سقوط نخواهد كرد، اما همان خداوند به من عقلى داده كه آن خود يك حلقه از سلسله قانون عليت است و يك عامل بازدارنده در برابر اين گونه حوادث. البته ديوار عقل و شعور ندارد و بدون اعلام قبلى سقوط مى كند. اما من مى توانم به قدر الهى پناه ببرم؛ يعنى با عقل خود چنان محل نشستن را اندازه گيرى كنم كه اگر ديوار سقوط كند روى من نيفتد».(4) در قرآن آيات زيادى وجود دارد كه به صراحت اختيار انسان و نقش اراده او را بيان داشته است؛ مانند آيه: « لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى؛ براى انسان چيزى جز حاصل سعى او نيست». (5) و : « ِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ (6) خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمى دهد. مگر خودشان آن را تغيير دهند». از آنچه ذكر شد امكان تغيير قضا و قدر درموارد خاص به خوبي روشن شد. اما تغيير قضا و قدر يا تبديل سرنوشت در روايات متعدد هم بيان شده است كه يكي از مهمترين ابعاد و عوامل اين تغيير مقوله دعا است. استاد مطهري مي‌گويد: "از نظر جهان بيني الهي، جهان هم شنواست و هم بينا،‌ندا و فرياد جاندارها را مي‌شنود و به آن‌ها پاسخ مي‌دهد. به همين جهت دعا يكي از علل اين جهان است كه در سرنوشت انسان مؤثر است. جلو جريان هايي را مي‌گيرد و يا جريان هايي به وجود مي‌آورد. به عبارت ديگر، دعا يكي از مظاهر قضا و قدر است كه در سرنوشت حادثه اي مي‌تواند مؤثر باشد يا جلو قضا و قدري را بگيرد". (7) امام صادق(ع) مي‌فرمايد: "دعا، قضاي الهي را بر مي‌گرداند، اگر چه قضاي الهي محكم شده باشد. از اين رو زياد دعا كن كه آن كليد هر رحمت و بر آوردن هر حاجت است". (8) از امام كاظم (ع) نقل شده : "بر شما باد به دعا كردن زيرا دعا و درخواست از خدا بلائي را كه از مرحله‌قدر و قضا گذشته و جز امضاي آن نمانده (يعني تمامي اسباب آن فراهم شده، ولي هنور در خارج وجود پيدا نكرده) بر مي‌گرداند". (9) امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "خدا را بخوان و دعا كن و مگو كار گذشته است!". (10) البته نبايد از ياد برد كه تاثير تلاش و كوشش يا دعا و ديگر عوامل در تغيير قضا و قدر تاثيري مطلق نيست و همه تقديرات و قضاها قابل تغيير نيستند؛ به عبارت روشن تر فقط قضاي غير حتمي هستند كه تغيير پذيرند نه قضاي حتمي و قطعي. به عبارت روشن تر مقدرات حتمي تغيير ناپذيرند، نه بدان رو كه ذاتا تغيير ناپذيرند، بلكه اراده خداوند بر اين تعلق گرفته است كه حتماً روي دهند، يعني خداوند نمي‌خواهد اين قبيل تقديرات را تغيير دهد، نه اين كه ذاتا تغيير ناپذيرباشند. مثلا زمان قيامت جزو مقدورات حتمي است. به اعمال صالح و ناصالح انسان وابسته نيست و دعا يا تلاش كسي به تاخيرش نمي‌اندازد. جهت آگاهي بيش تر مي‌توانيد به كتاب "علم پيشين الهي و اختيار" نوشته محمد سعيدي مهر؛ همچنين كتاب "انسان و سرنوشت" از استاد مطهري مراجعه فرماييد.
    _________________________
    1. شهيد مطهري، مجموعة‌آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1374ش، ج1، ص 384. 2. همان، ص 385 . 3. شيخ صدوق، التوحيد، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1398 ه ق ، ص 369. 4. ناصر مكارم شيرازي، پيدايش مذاهب، تنظيم مسعود مكارم، محمد رضا حامدى‏، بي تا ، ص 31. 5. نجم (53) آية 39. 6. رعد (13) آية 11. 7. استاد مطهري، مجموعة آثار، همان، ج 1، ‌ص 406. 8. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش، ج 2، ص 470. 9. ترجمه تفسير الميزان‏، موسوى همدانى سيد محمد باقر، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏، قم‏ 1374 ش، ج 2، ص 55. 10. اصول كافي، همان، ج 4، ص 466.

    ویرایش توسط محمدی : ۱۳۹۲/۰۷/۱۹ در ساعت ۰۰:۳۱
    گفتم که مرا برکاتی بفرست
    گفتا که تو اول حسناتی بفرست
    گفتم حسنات من بٌوّد حٌب علی
    گفتا بر جمالش صلواتی بفرست

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    1,328
    حضور
    28 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3965

    اختیار و علم الهی




    نقل قول نوشته اصلی توسط م.ن نمایش پست ها

    قصاص قبل از گناه؟

    فکر می کنم این رابطه ی خوبی برای توضیح و یا توجیه این قضیه نیست؛ هر چند تا به امروز دلیل خوبی رو نیافتم. هر چه باشه اون یک انسان و قدرت تفکر داره. و مهم تر از اون اراده ای که در وجودش هست. گوته در جای میگه هیچ قوه ای در وجود آدمی یافت نمیشه که به اندازه ی اراده در آدمی بی حد و حصر باشه!. حتی قدرت تفکر که در دایره ی محدودی قرار میگره و فراتر از اون نمیتونه تصورات انتزاعی خودش رو بروز بده!.

    با خبر بودن از آینده ای که هنوز عملی, خروجی ِ اون نبوده اصلا قابل قبول نیست. اگر همه ی سرنوشت آدمی رو در یک ورق نوشته باشن و خدا به واسطه ی قدرت تفکری که به انسان داده و وجه تمایز اون بوده, بخواد آینده ای که از پیش رقم خورده رو چه به صورت اشتباه و یا به صورت مثبت در اختیار آدمی قرار بده؛ هیچ ادمی از بدو تولد جنایتکار و شمر نیست. پس این عکس العملی که ملاحظه میشه از محیط, نتیجه عمل خود انسان و غیر از این نیست.
    در واقع خود انسان باعث به وجود اومدن شرایطی میشه که مسئولیت هر کاری بر عهده ی اونه. نه تقدیر.

    کشتن یک آدم به واسطه ی گناه ِ نکرده, و از سر تقدیر و یا علم بر اون از وجه الهی, به متزله ی کشتن همه ی انسان هاست. به هر ترتیب انسان بی گناه با کشته شدنش حق مسلمش رو که زندگی باشه از دست داده. و احتمالا به خاطر این زندگی هم بازخواست میشه.

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    - موضوعی که بارها بحث شده است و در پاسخ جناب محمدی هم به آن پرداخته شده است، عدم تنافی اختیار با آزادی است. اینکه خداوند از پیش به امری علم داشته باشد، منافاتی با آزادی ندارد. به عبارت دیگر، فاعل مختار، با اختیار خود عملی را انجام می دهد.

    - در مورد داستان حضرت خضر و آن نوجوان نیز باید بپذیرم که تمام حکمت های الهی برای ما معلوم نیست و این مسئله نیاز به بررسی بیشتر دارد.

    موفق باشید


  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط 31051 نمایش پست ها
    آیا تقدیر ما از قبل نوشته شده؟
    و اگه نه چطور حضرت خضر چرا اون بچه رو کشت و از کجا می دونست اون کودک در آینده آدم بدی می شه؟
    سلام
    تقادیر به نحو شرطی نوشته میشوند لذا قابل تغییرند
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  15. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست


    سلام و عرض ادب


    تقدیر ؟ بهشت ؟






  16. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    می توان گفت حضرت خضر نیز از آینده آن کودک آگاه بوده است.
    خب چرا اگر جبری در کار نیست چرا بچه رو کشت. چرا برای یکی جبر شد برای دیگری...برای مثال چرا یزید و صدام رو نکشت؟ جواب: زیرا خدا هر کاری بخواهد می کند...شاید حکمتش مثلا دعای خیر پدر و مادر و عظمت غیر قابل انکار پدر و مادر او در خیرات و در راه خدا بودن ها بوده برای این بچه بوده که باعث شده خدا آینده او رو نیاره و بکشش.....لذا پشت پرده چنین جوابای حکمت آمیزی نهفته است
    ویرایش توسط nothing : ۱۳۹۲/۱۰/۱۶ در ساعت ۲۰:۱۳

  17. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    968
    حضور
    16 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1947



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست ها
    - در مورد داستان حضرت خضر و آن نوجوان نیز باید بپذیرم که تمام حکمت های الهی برای ما معلوم نیست و این مسئله نیاز به بررسی بیشتر دارد.
    جواب: حکمتی کاملا منطقی زیرا خدا هر کاری بخواهد می کند...شاید حکمتش مثلا دعای خیر پدر و مادر و عظمت غیر قابل انکار پدر و مادر او در خیرات و در راه خدا بودن ها بوده برای این بچه بوده که باعث شده خدا آینده او رو نیاره و بکشش.....لذا پشت پرده چنین جوابای حکمت آمیزی نهفته است

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود