جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه و حکمت اعمال حج واجب چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337

    تعجب فلسفه و حکمت اعمال حج واجب چیست؟





    سلام.
    ببخشید میخواستم بدونم حکمت اعمال حج چیه؟
    مثلا دوخته نبودن لباس مردان,نگه نکردن درآینه و...
    با تشکر



    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58288



    با نام و یاد دوست






    فلسفه و حکمت اعمال حج واجب چیست؟








    کارشناس بحث: استاد مستنبط

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    نوشته
    39
    حضور
    3 روز 19 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    51



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم
    سر حج[1]

    همان‏گونه كه حج براي خدا و وجوب آن از طرف اوست: لِلّهِ عَلَي النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ اِلَيهِ سَبيلا[2] انجام آن نيز بايد «الله» باشد، ... مهم‏ترين سرّ حج، سير إلي الله است، چنان‏كه در بعضي از روايات، آيه كريمه "فَفِرّوا اِلَي الله[3]" بر «حج» تطبيق شده است[4].
    سفر حج، فرار از غيرخدا به سوي خداست و چون خدا همه‏جا هست[5]‏ ... فرار به سوي خدا بدين معناست كه انسان ماسِوي‏الله را ترك كرده و خدا را طلب كند.

    سير حج ‏گزاري كه از غير خدا بريده و به سوي خدا هجرت مي‏كند تا به لقاي او نايل آيد «إلي الله»، «في الله»، «مع الله» و «الله» است، از اين‏رو در بعضي از دعاهاي حج و مانند آن آمده است: بسم الله وبالله وفي سبيل الله وعلي ملَّة رسول الله[6]

    براي كسي كه قصد ورود به حرم دارد ميقات احرام قرار داده شد تا كرامت حرم كه به وسيله مسجدِحرام و كعبه پديد آمده، محفوظ بماند، زيرا احرام در ميقاتْ براي ورود به حرم مانند نماز تحيّت مسجد است كه براي حفظ كرامت مسجد قرار داده شد، با اين تفاوت كه تحيّت مسجد مستحب است، ولي احرام براي ورود به حرم واجب است.

    حج‏ گزار بايد هنگام احرام ‏بستن قصد كند هرچه را خدا بر وي حرام كرده است، او نيز بر خود تحريم كند. گرچه بعضي از امور «موقتًا» و تنها در حال احرام بر انسان حرام است مانند کندن مو، نگاه کردن به آیینه، صید کردن و ...، لکن برخی امور مطلقا حرام است ... پس اِحرام در ميقات بدين معناست كه «خدايا! من تعهّد مي‏كنم كه همه محرّمات را بر خود تحريم كرده و براي هميشه آن‏ها را ترك كنم»[7].
    حقيقت احرام‏


    «احرام‏ بستن» سه جزء واجب دارد كه با انجام آن‏ها احرام محقّق مي‏شود: 1.پوشيدن دو قطعه لباس ندوخته (براي مردان)، 2.قصد احرام براي حج يا عمره، 3.لبيك گفتن.
    احرام‏ بستن، آن‏گونه كه در بيان نوراني امام سجاد(عليه‌السلام) آمده، بدين معناست كه «خدايا! ارتباطم را از غير تو گسستم».

    در احرام كه همراه با برهنه‏ شدن از زينت زندگي دنياست، ظهور توحيد و تجلّي بالغ آن، همچنين تمثل حشر و معاد كه همان بازگشت به مبدأ است امري آشكار است، از اين رو براساس رهنمود امام سجاد (عليه‌ السلام) آن‏كه هنگام احرام بستن، از قلب نگذراند كه «خدايا! از هرچه غير توست دست شستم و فقط به ولاي تو دل بستم»، درحقيقت به ميقات نرفته و احرام نبسته است! -البته مرادْ نفي كمال است نه نفي صحت-

    كندن لباس دوخته، به هنگام احرام، به معناي بيرون‏ آمدن از «جامه گناه» است، چنان‏كه پوشيدن لباس احرام كه لباسي ندوخته، رنگ ‏نگرفته، حلال و پاك است، به معناي در بر كردن «لباس طاعت» است.

    سرّ ديگر دربر كردن آن جامه مخصوص، تذكر به روزي است كه انسان با لباس ندوخته وارد آن مي‏شود و آن روزِ مرگ است كه كفن دربر مي‏كند. بدين‏گونه در مناسك و مراسم حج، برخي اسرار قيامت متجلّي شده و سفر مرگ و حضور در صحنه قيامت در نظر افراد مجسّم مي‏شود.

    همچنين با دربر كردن لباس ساده احرام، امتيازات ظاهري افراد زايل شده و زمينه هرگونه برتري‏طلبي و فخرفروشي از بين مي‏رود[8].

    نگاه نکردن در آیینه، عطر نزدن و مانند این احکام، همه برای این است که هر چه بیشتر مظاهر و مقدمات خود بینی و اموری که باعث می شود انسان به خود توجه کند، کمتر و کمتر شود تا مومن بتواند هر چه بیشتر قلب را متوجه حق تعالی کند.







    [1] جرعه اي از صهباي حج ص 190

    [2] سوره آل عمران، آيه 97.

    [3] به سوی خدا فرار کنید. سوره ذاريات، آيه 50.

    [4] الكافي، ج‏4، ص‏256؛ وسائل الشيعه، ج‏11، ص‏9 ـ 10 و 104 ـ 105.

    [5] سوره بقره، آيه 115؛ سوره زخرف، آيه 84؛ سوره حديد، آيه 4.

    [6] بحار الانوار، ج‏96، ص‏120.

    [7] جرعه اي از صهباي حج ص196

    [8] جرعه اي از صهباي حج ص 200





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود