صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قضا و قدر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337

    قضا و قدر




    اگه همه چیز بسته به قسمته پس دیگه نقش ما آدمها چیه؟

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11165



    با نام الله






    قضا و قدر





    کارشناس بحث: استاد صدیق


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط YA MOHAMMAD نمایش پست ها
    اگه همه چیز بسته به قسمته پس دیگه نقش ما آدمها چیه؟



    باسلام و ارزوی قبولی طاعات

    قسمت و تقدیر که در ادبیات دینی و کلامی به قضا و قدر مشهور است، به این معناست که تمام وقایع و رویدادهایی که اتفاق افتاده است در علم خداوند مشخص بوده است و عینا به همان صورت که در علم خداوند بوده محقق نیز شده است. توضیح اینکه قضا و قدر الهی بر دو قسم علمی و عینی است.
    مقصود از قضای علمی آن است که خداوند از ضرورت وجود اشیا در ظرف تحقق علل آنها آگاه است.[1] تقدیر علمی نیز آن است که، خداوند پیش از آفرینش هر چیزی به خصوصیات و حدود و اوصاف آن، علم دارد.[2]
    منظور از تقدیر عینی هم این است که، خداوند هر مخلوقى را با اندازه، شرایط، خصوصیات و توان‌هاى مخصوصى به وجود می‌آورد.[3] قضای عینی هم آن است که، خداوند ضرورت وجود را به مخلوقات خویش اعطا می‌کند و از طریق نظام اسباب و علل، وجود آنها را تعیّن خارجی می‌بخشد.[4]
    بنابراین، علم پیشین خداوند به ضرورت وجود اشیا و خصوصیات آنها، همان قضا و قدر علمی و مقدم بر وجود اشیاء است. و قضا و قدر عینی نیز ماقرن با پیدایش اشیاء و به معنای ضرورت وجود انهاست.
    در مورد جریان هر دو قسم از قضا و قدر در حیطه افعال اختیاری انسان، سوالی که قرون متمادی اذهان متفکران و اندیشمندان را مشغول نموده است، رابطه این دو است. اگر قضا و قدر کلیت دارد و حتی در افعال اختیاری انسان نیز جاری است- که هست- پس فعلی که به عنوان فعل اختیاری انسان انجام میشود تحت اراده و قضای الهی است و ازشمول اختیار انسان خارج است. اما این پنداری ناصواب است و دقت در معنا و مفهوم قضا و قدر مشخص میکند که استناد یک فعل اختیاری به فاعل انسانی اش منافاتی با استناد ان به اراده و علم الهی ندارد.
    توضیح اینکه، در مورد قضا و قدر علمی، گفتیم ان دو به این معناست که خداوند پیش از تحقق اشیاء به ضرورت وجود انها و خصوصیات انها علم دارد. اما علم او به هر شیئی به وجود ان شیء با تمام شرایط و ضوابط وجودی اش تعلق گرفته است. یعنی خداوند علم دارد که ان شیء و یا فعل، در ظرف وجود مشخصی ضرورت خواهد یافت و یکی از این شرایط و قیود وجودی در حیطه افعال اختیاری انسان، تعلق اراده انسان به ان شیء است.
    قضا و قدر عینی نیز منافاتی با ارادی بودن و استناد حقیقی افعال به انسان ندارد. زیرا در قضا و قدر عینی نیز تعلق اراده الهی به تحقق و ضرورت یافتن یک موجود در اندازه و شرایط خودش است و یکی از این قیود وشرایط، تعلق اراده به ان شیء و فعل است.
    بنابراین میان استناد افعال اختیاری انسان به قضا و قدر عینی و علمی الهی از یک طرف و استناد انها به اراده انسان از سوی دیگری منافاتی وجود ندارد. خداوند به قضا و قدر مقرّر کرده که انسان با اختیار خود، آن راهی که خداوند از ازل می داند، انتخاب کند. پس تقدیر خداوندی این است که بشر افعال خود را از روی اختیار انجام دهد، نه این که تقدیر او را به انجام یک طرف مجبور سازد. انسان به هر سو که رو آورد، همان قضا و قدر او است که با دست خود آن را انتخاب می‌کند.یعنی خداوند خواسته و مقدّر نموده که بشر کارهای خود را به اراده خود انجام دهد، و سرنوشت خویش را رقم زند.


    [1] . سبحانى، الإلهیات على هدى الکتاب و السنة و العقل، ج 2، ص 171

    [2] . همان

    [3 سبحانى، محاضرات فی الإلهیات، على، ص 226 و 227،

    [4] . الإلهیات على هدى الکتاب و السنة و العقل، ج 2، ص 171.

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط YA MOHAMMAD نمایش پست ها
    اگه همه چیز بسته به قسمته پس دیگه نقش ما آدمها چیه؟
    سلام
    همانطور که من و شما برای گرفتن قسمت و سهم خود از یک کیک تولد سعی و تلاش می کنیم
    انسان نیز برای گرفتن این سهم از زندگی مختارانه و آگاهانه در تلاش است
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    همانطور که من و شما برای گرفتن قسمت و سهم خود از یک کیک تولد سعی و تلاش می کنیم
    انسان نیز برای گرفتن این سهم از زندگی مختارانه و آگاهانه در تلاش است
    والله الموفق
    سلام.شما میفرمایید اگه تلاش کنیم به اون کیک میرسیم.اگه نکنیم چی بالاخره اون تیکه برای ماست...حالا اگه من تلاشی برای سرنوشتم نکنم بازم همونی میشه که درتقدیره؟

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    حضور
    10 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    61



    نقل قول نوشته اصلی توسط YA MOHAMMAD نمایش پست ها
    اگه همه چیز بسته به قسمته پس دیگه نقش ما آدمها چیه؟
    در ابتدا باید گفت اگر مراد پرسشگر محترم از قسمت همان مسله قضا وقدر است باید گفت :
    سهم آدمی از مقدرات الهی اولاً این است که خداوند اراده و اختیار را برای آدمیان مقدر کرده است ؛یعنی خداوند در قضا و قدر عینی خود چنین مقدر کرده که انسان ها با اراده و اختیار خود عمل کنند و هیچ گونه جبری به آنها در نحوة عملکردشان وجود نداشته باشد. از این روی حکیم صدرالمتألهین تصریح کرده:
    « آدمی در مختار بودنش مجبور است ؛یعنی برای او از سوی خداوند مقدر شده که با اراده و اختیار عمل کند. پس اختیار انسان اختیاری نیست بلکه انسان در مختار بودنش مجبور است و نمی‌تواند مختار و با اراده نباشد».(1)
    بنابراین اختیار داشتن انسان جزئی از مقدرات الهی است.
    دوم: اختیار انسان از تقدیرات الهی این است که هرچه را خداوند در قضا و قدر عینی خود برای آدمی مقرر داشته است، انسان با اراده و اختیار و سایر شرایط و علل و عوامل آنها را انجام می دهد، و در انجام آن امور هیچ گونه جبری بر او نیست.(2)

    اگر تقدیر را سرنوشت بدانیم ، در مورد رابطه سرنوشت و اختیار می توان گفت :
    در مورد سرنوشت، دو تفسیر وجود دارد:
    تفسیر نخست مى گوید: سرنوشت هر کس از روز نخست، بدون اطلاع و حضور او، از طرف خداوند تعیین شده و بنابراین هر کس با سرنوشت معیّنى از مادر متولد مى شود که قابل دگرگونى نیست. هر انسانى نصیب و قسمتى دارد که ناچار باید به آن برسد. چه بخواهد و چه نخواهد، ‌و کوشش‌ها براى تغییر سرنوشت بیهوده است. بنابراین تفسیر،‌بدیهى است که انسان موجودى مجبور و بى اختیار است.
    بررسى منابع اسلامى نشان مى دهد این تفسیر مورد تأیید اسلام نیست و قبول و پذیرش آن، تمام مفاهیم مسلّم اسلامى از قبیل:‌تکلیف، جهاد، سعى و کوشش و استقامت را به هم مى ریزد.
    استاد مطهرى مى گوید: «اگر مقصود از سرنوشت و قضا و قدر الهی،‌انکار اسباب و مسببات و از آن جمله قوه و نیرو و اراده و اختیار بشر است، چنین قضا و قدر و سرنوشتى وجود ندارد و نمى تواند وجود داشته باشد».(3)
    اما در تفسیر دوم از سرنوشت، در عین حال که دست تقدیر الهی در زندگی انسان و قضا و قدر الهی را مردود نمی داند، نقش انسان را در تعیین سرنوشت زندگی او می‌پذیرد. در این تفسیر، نقش انسان نه تنها مغایر با سرنوشت نیست، بلکه جزئی از سرنوشت است .
    در سرنوشت و تقدیر انسان چنین است که او سرنوشت خود را تعیین نماید. در واقع اختیارداشتن انسان جزئی از تقدیرات الهی است.


    پی‌نوشت‌ها:
    1. ر،ک: اسفار اربعه، ج 6، ص 376، نشر دار الاحیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا.
    2. آموزش کلام اسلامی، ج 1، ص 328، نشر طه، قم 1378ش.
    3. مجموعة‌آثار، ج1، ص 384.

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337



    نقل قول نوشته اصلی توسط باغچاري نمایش پست ها
    اما در تفسیر دوم از سرنوشت، در عین حال که دست تقدیر الهی در زندگی انسان و قضا و قدر الهی را مردود نمی داند، نقش انسان را در تعیین سرنوشت زندگی او می‌پذیرد. در این تفسیر، نقش انسان نه تنها مغایر با سرنوشت نیست، بلکه جزئی از سرنوشت است .
    در سرنوشت و تقدیر انسان چنین است که او سرنوشت خود را تعیین نماید. در واقع اختیارداشتن انسان جزئی از تقدیرات الهی است.
    سلام ممنون از پاسختون.ببخشید من میخواستم بدونم اگه دعا کنم میتونم سرنوشت بدمو عوض کنم(البته من ناشکری نمیکنم وخوشبختم فقط برای مثال),مثلا قراره من با فلان شخص ازدواج کنم وآینده خوبی نداشته باشم,اما دع کنمو با کس دیگری ازدواج کنم و به طور کل خوشبخت بشم؟

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    علاقه
    گفتگو در مباحث معرفتی
    نوشته
    6,663
    حضور
    32 روز 3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23682



    نقل قول نوشته اصلی توسط YA MOHAMMAD نمایش پست ها
    سلام.شما میفرمایید اگه تلاش کنیم به اون کیک میرسیم.اگه نکنیم چی بالاخره اون تیکه برای ماست...حالا اگه من تلاشی برای سرنوشتم نکنم بازم همونی میشه که درتقدیره؟
    سلام
    شما فرض را عوض کردید نتیجه هم عوض میشود قاعدتا نصیب و سهم کمال انسانی بیشتر نصیب کسی است که تلاش بیشتری می کند
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست




  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد نمایش پست ها
    سلام
    شما فرض را عوض کردید نتیجه هم عوض میشود قاعدتا نصیب و سهم کمال انسانی بیشتر نصیب کسی است که تلاش بیشتری می کند
    والله الموفق
    پس سرنوشت من مطلق نیست وقابل عوض شدن است؟

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط YA MOHAMMAD نمایش پست ها
    پس سرنوشت من مطلق نیست وقابل عوض شدن است؟
    اری همانطور که در پست اول بیان شد، سرنوشت و تقدیر انسان چه به نحو تقدیر علمی و چه تقدیر عینی، مربوط به اموری است که با تمام شرایط و عوامل موثرش محقق خواهد شد. گفتیم که یکی از این شرایط ، تحقق ان عمل با اراده انسان است. به این معنا که خداوند هیج انسانی را مجبور به انجام کاری نمیکند و هر عملی که توسط انسان انجام میگیرد از اختیار و اراده خودش صادر میشود.
    بنابراین سرنوشت انسان به این معنا که تقدیر مشخص شده برای انسان بدون دخالت اراده و اختیار او، به این معنا اصلا چیزی وجود ندارد و چنین سرنوشتی برای انسان قرار داده نشده است.
    اما به معنایی که در مورد قضا و قدر گفته شد، یعنی خداوند میداند که زید در فلان زمان و فلان مکان و در شرایط مشخصی با اختیار خود چه کاری را انجام میدهد و همان عمل ارادی انسان نیز محقق میشود، دو صورت دارد. اگر قضای غیر حتمی باشد، مثلا قرار است شخصی در موقعیت مشخصی متحمل ضرر بدنی یا مالی خاصی شود، دادن صدقه یا انجام یک عمل مقبول نزد خداوند جلوی ان ضرر را میگیرد. اما اگر از قبیل قضای حتمی باشد، غیر قابل تغییر است. مثلا اگر قرار است که یک فرد در زمان مشخص و مکان مشخص از دنیا برود، و این تقدیر برایش حتمی است هیچ عملی نمی تواند جلوی تحقق این عمل را بگیرد. البته در موارد حتمی، نیز اراده و اختیار انسان در چنین اعمالی به عنوان قید ان عمل در تقدیر علمی و عینی او در نظر گرفته شده است.

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود