صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا عالم ذر وجود دارد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337

    اشاره آیا عالم ذر وجود دارد؟




    آیا عالم ذر وجود دارد
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۷/۱۶ در ساعت ۲۰:۳۵

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    4,062
    حضور
    21 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11167



    با نام الله






    آیا عالم ذر وجود دارد؟





    کارشناس بحث: استاد صدرا
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۲/۰۴/۲۷ در ساعت ۲۱:۴۹ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو


    دلی که نشد خانه یاس نرگس

    خراب است و و یران صفایی ندارد








  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    با سلام و عرض ادب

    در خصوص عالم ذر عرض می شود:[1]

    یکی از موضوعاتی که همواره مورد علاقۀ خاص و عام بوده است موضوع عالم ذرّ و به عبارت دیگر«عالم الست»بوده است. همگان علاقمند به درک این حقیقتند که قبل از وجود مادی خود، در چه عالم یا عوالمی بوده اند؛ در قرآن کریم آیاتی ناظر به این مطلب وجود دارد که دیدگاههای مختلفی را در بین مفسرین به خود جلب نموده است.قبل از بیان اقوال، آیات مورد نظر ارائه می گردد .

    خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:


    1
    وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِين؛ و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خداوند، از پيامبران (و پيروان آنها)، پيمان مؤكّد گرفت، كه هر گاه كتاب و دانش به شما دادم، سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مى‏كند، به او ايمان بياوريد و او را يارى كنيد! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آيا به اين موضوع، اقرار داريد؟ و بر آن، پيمان مؤكّد بستيد؟» گفتند: «(آرى) اقرار داريم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشيد! و من نيز با شما از گواهانم».(آل عمران/81).

    2. «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ القِيامَةِ إِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلينَ؛ به ياد آر زمانى را كه پروردگارت از صلب و پشت فرزندان آدم ذريه و نسل آنان را برگرفت و آنان را بر خويشتن گواه ساخت. و گفت: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى.(اين پيمان را گرفتيم) تا روز قيامت نگوييد ما از اين كار غافل بوديم».(اعراف/172).

    3
    أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَكُنّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ؛(چنين پيمان گرفتيم) تا نگوييد پدران ما قبلاً شرك ورزيدند(وبت پرست بودند) و ما فرزندان آنان بوديم. آيا ما را با آن چه كه باطل گرايان انجام داده اند نابود كرده و مجازات مى كنى».(اعراف/173).


    4
    وَكَذلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ وَلعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛پروردگارا آنان را در بهشت جاودانى خود وارد ساز; بهشتى كه آن را به آنان و صالحان از پدران و همسران و فرزندان، وعده داده اى».(اعراف/174).


    تفسير آيات:

    كشف حقيقت در گروی اين است كه آيات ياد شده را جدای از هر نوع موضع گيرى پيشين، تفسير نمود تاروشن گردد آیا اين آیات متذكر جهانى قبل از اين جهان اند، و در مقام بیان حیاتی قبل از حیات دنیوی اند، يا اينكه این آیات هدف ديگرى دارند و ربطى به آنچه در افواه عمومى است ندارند.

    [1].این نوشتار برگرفته از نوشتۀ آیت الله جعفر سبحانی است که با تغییراتی ارائه می گردد.
    آیا عالم ذر وجود دارد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نكات قابل توجه

    1. لفظ ذريه در قرآن کریم نوزده بار ذکر شده است و مقصود از آن در تمامی موارد، نسل انسان است. در اين كه اين لفظ از چه ريشه اى گرفته شده اختلاف است. برخى مى گويند: ذريه از لفظ «ذرأ» به معناى «خلق» گرفته شده است در اين صورت«ذريه» به معناى مخلوق خواهد بود. برخى ديگر مى گويند: اين لفظ از ريشه «ذر» به معناى موجودات ريز، مانند ذرات غبار و مورچه گرفته شده است. برخى ديگر آن را از «ذرو» يا «ذره» مى گيرند كه به معناى پراكندگى است و اگر به فرزندان آدم ذريه مى گويند به خاطر پراكندگى آنان در روى زمين مى باشد.[1]

    2. لفظ ذريه غالباً در مورد انسان هاى كم سن به كار مى رود؛ مانند:«...وَلَهُ ذُرِّيّةٌ ضُعَفاءٌ...؛[2]براى او فرزندان كم سن و سال است». و گاهى در مطلق نسل استعمال مى شود؛ مانند...وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَسُليْمانَ...[3]؛از ذريه (ابراهيم) داوود و سليمان و...». هم چنان كه گاهى اين لفظ در مورد يك فرد به كار مى رود، مانند:«هَبْ لِى مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً...[4]؛ زكريا گفت: پروردگارا! براى من فرزندى پاكيزه عطا فرما».[5]و گاهى در معناى جمع به كار مى رود; مانند:«...وَكُنّا ذُرِّيّةً مِنْ بَعْدِهِمْ...».[6]

    3. معروف در معناى آيه اين است كه خداوند فرزندان آدم را از صلب حضرت آدم بيرون كشيد و آنان را بر يگانگى خود گواه گرفت. در صورتى كه هرگز معناى ظاهرى آيه اين نيست، بلكه مفاد آيه اين است كه از پشت فرزندان آدم (نه خود آدم) ذريه و نسل هاى آنان را برگرفت به گواه اين كه مى گويد:« وَإِذْ أَخَذَ رَبّكَ مِنْ بَنِى آدَم». و هرگز نمى گويد: «وإذ أخذ ربّك من آدم». بنابراین مفاد آيه غير از تفسیر معروف است.

    4. تصريح آيه اينچنین است كه خدا ما را بر نفس خود گواه گرفت و همگى اعتراف نموديم كه او پروردگار ما است. آن جا كه مى فرمايد:« واشهدهم على أنفسهم». در عين حال، اين شهادت و اخذ اعتراف در روز رستاخيز درهاى عذر رابه روى باطل گرايان و شرك ورزان مى بندد و به گواهى آيه 173 مورد بحث حق ندارند بگويند: ما از اين اعتراف بى خبر بوديم.

    اين جا است كه مفاد آيه شكل خاصى به خود مى گيرد؛ از طرفى در اين جهان خاطره اى از آن گواهى گيرى در زواياى روح و روان ما وجود ندارد از طرف ديگر، روز رستاخيز حق نداريم بگوييم: ما از چنين پيمانى بى خبر بوديم. چنان كه مى فرمايد:«... أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ القِيامَةِ إِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلين؛مبادا روز رستاخيز بگوييد ما از چنين پيمانى بى خبر بوديم». در اين صورت اين پرسش پيش مى آيد كه اين چگونه پيمانى است كه با نداشتن آگاهى از آن، درهاى عذر را به روى ما مى بندد؛ به عبارت ديگر شكى نيست كه ما از چنين پيمانى به صورت علم حصولى (يادآورى خاطره رويداد پيمان) غافليم. در صورتى كه در آيه به صورت قاطع مى گويد حق نداريد بگوييد كه ما از چنين پيمانى غفلت داشتيم. اين غفلت از پيمان، چگونه با حكم الهى«أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ القِيامَةِ إِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلينَ» جمع مى شود؟

    5. شكى نيست كه اين آيه خطاب به پيامبر و يا به عموم انسان ها است. اگر آغاز آيه خطاب به پيامبر باشد، ذيل آن (أَنْ تَقُولُوا...) خطاب به همه جهانيان است. قرآن با اين خطاب مى خواهد ما را به جريانى كه قبل از خطاب انجام گرفته متوجه سازد نه جريانى كه در موقع خطاب انجام مى گيرد و يا پس از آن انجام خواهد گرفت. به گواه اين كه لفظ «إذ» در آغاز آيه آمده است و چنين جمله اى در موردى به كار مى رود كه ظرف حادثه در گذشته باشد.




    [1]. مفردات راغب ماده «ذرو»؛ مجمع البيان، ج1، ص 199 آيه (قالَ وَمِنْ ذُرّيتى) «بقره(2)آيه 124».
    [2]. بقره(2) آيه 266.
    [3]. انعام (6) آيه 84.
    [4]. آل عمران(3) آيه 38.
    [5]. و در آيه ديگر در همين موضوع به جاى لفظ «ذريه» لفظ «ولياً» به كار رفته است مانند: (...فَهَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً*يَرِثُنى وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ...) «مريم(19) آيه5و 6».
    [6]. اعراف (7) آيه 173.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۲/۰۴/۳۰ در ساعت ۰۰:۴۶
    آیا عالم ذر وجود دارد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    ما در اینجا نظریات مفسرین را صرف نظر از نقد آن بیان می داریم:

    1) نظريه متكى به احاديث:
    نظريه معروف كه پشتوانه حديثى دارد اين است كه خداوند به هنگام آفرينش آدم، تمام فرزندان آينده او را به صورت موجودات ريز در آورد و به آنان گفت: (أَلستُ بِرَبِّكُمْ) آنان گفتند: (بلى) سپس همگى را به صلب آدم باز گردانيد. و آنان هنگام خطاب الهى داراى عقل و شعور كافى بودند و سخن خدا را شنيدند و پاسخ پرسش او را گفتند و اين پيمان به اين خاطر از آنان گرفته شد كه درهاى عذر را در روز رستاخيز به روى آنان ببندد.[1]

    2) نظریه شریف مرتضی:
    شريف مرتضى درباره آيه بحث جالبى نموده است و پس از نقد نظريه نخست، به نحوى كه گذشت، نظريه جديدى را مطرح مى كند كه خلاصه آن اين است: اخذ اعتراف مربوط به همه فرزندان حضرت آدم نيست، بلكه از آن افرادى است كه پدران كافر و مشرك داشته اند.[2] به گواه اين كه در آيه 173 مى گويد:«أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ...». در اين صورت بايد گفت: آيه مربوط به گروهى است كه در اين جهان بالغ و كامل شده اند و آن چه را كه پيامبران خدا براى آنان آورده بودند، آگاه شدند و به آن اقرار نمودند و به گونه اى بر خويشتن گواهى دادند. آن گاه اضافه مى كند كسانى كه معناى نخستين را برگزيده اند، تصور كرده اند كه لفظ ذريه فقط به موجود غير كامل و غير عاقل اطلاق مى شود، در صورتى كه در قرآن اين لفظ بر افراد كامل نيز اطلاق شده است. چنان كه مى فرمايد:«رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْن الَّتى وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّيّاتِهِمْ...[3]؛ پروردگارا آنان را در بهشت جاودانى خود وارد ساز؛ بهشتى كه آن را به آنان و صالحان از پدران و همسران و فرزندان، وعده داده اى».

    3) نظريه مختار در تفسیر نمونه:
    منظور از اين عالم و اين پيمان همان «عالم استعدادها» و «پيمان فطرت» و تكوين و آفرينش است، به اين ترتيب كه: به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت «نطفه» از صلب پدران به رحم مادران كه در آن هنگام ذراتى بيش نيستند خداوند استعداد و آمادگى براى درك حقيقت توحيد به آنها داده است، هم در نهاد و فطرتشان اين سرّ الهى به صورت يك حسّ درون ذاتى به وديعه گذارده شده است و هم در عقل و خردشان به صورت يك حقيقت خودآگاه! بر اين اساس، همه افراد بشر داراى روح توحيدند و سؤالى كه خداوند از آنها كرده به زبان تكوين و آفرينش است و پاسخى كه آنها داده‏اند نيز به همين‏ زبان است.[4]

    4) نظریه ی علامه طباطبایی(ره):
    انسان و تمام اجزاى جهان كه در بستر زمان قرار دارند، وجود دو رويه دارند; رويى به سوى خدا و رويى به سوى زمان و به عبارت ديگر داراى دو نسبت و دو رابطه اند. از آن نظر كه با خدا ارتباط دارد و خدا بر آن ها محيط است، هيچ جزئى از جزء ديگر غايب نيست؛ نه خدا از آن ها غايب است و نه آن ها از محضر خدا غايب هستند، بلكه تمام موجودات جهان (بى آن كه در آن گذشته و آينده اى باشد) در حضور او قرار دارند. چگونه مى تواند غير اين باشد، در حالى كه جهان كار اوست و هيچ كارى، از آن نظر كه با صاحب كار قائم است، نمى تواند از او پنهان باشد. ولى از آن نظر كه موجودات در دل زمان قرار دارند و با آن آميخته اند، به صورت حوادث متفرق و رويدادهاى گوناگون كه با يكديگر فاصله هاى گوناگونى دارند، جلوه مى كنند. اين عوامل او را از حضور در نزد خدا بى خبر كرده، حجابى ميان ديده قلبى او و خدا پديد مى آورد.

    اين دو محاسبه در نظر مرحوم علامۀ طباطبایی به گونه اى است كه جهان را به دونشأت باطن و ظاهر يا درون و برون تقسيم مى كند. و وجود جمعى جهان، باطن اين وجود متفرق است. علامۀ طباطبایی وجود اين دو نشأت را از آياتى استفاده كرده و مى گويد: جمله (كُنْ فَيَكُون)اشاره به اين دو نشأت جمعى و تدريجى دارد. لفظ «كن» اشاره به وجود جمعى است. بالأخص اگر اين آيه را به آيه ديگر ضميمه كنيم (آيه 50 سوره قمر) كه مى فرمايد:«وَما أَمْرُنا إِلاّ واحدةٌ كَلَمْح بِالْبَصَرِ؛امر و فرمان ما فقط يكى است مانند يك چشم به هم زدن». يكى بودن امر جز اين نمى تواند باشد كه با فرمان «كن» همه حوادث، بدون تفرق و تدريج يك جا وجود داشته باشد و همه اشيا با خطاب «كن» پديد آيند وجمله «فيكون» كه حاكى از تدريج است، اشاره به رويه ديگر اين جهان است كه تدريجى مى باشد. از اين بيان نتيجه مى گيرند كه آيه، ناظر به وجود جمعى انسان ها در حضور خداست؛ حضورى كه غيبت در آن متصور نيست گويى همه فرزندان آدم يك جا از پشت پدران گرفته شده گرد هم جمع آمده اند و در برابر خدا حضور دارند. در اين حالت هر انسانى آفريدگار خود را حضوراً مى يابد و يافته اش گواهى روشن بر وجود خدا و خداوندگارى او است، ولى قرار گرفتن انسان در گردونه زمان و تحولات و تطورات جهان، آدمى را آن چنان مشغول و از خود بى خود مى كند كه از علم حضورى به آفريدگار غافل مى گردد.[5]

    سخن آیت الله سبحانی:
    نگارنده تا اين لحظه كه قلم روى كاغذ جريان دارد به كشف معناى واقعى آيه توفيق نيافته است و اميدوار است كه به قول ابن عباس «القرآن يفسره الزمان» آيندگان به كشف مفاد آن موفق گردند. ظاهر آيه اين است كه در مرحله اى از مراحل وجود، كه هنوز براى ما كشف نشده است، از انسان پيمانى گرفته شده است و امّا اين مرحله چه مرحله اى بوده و در چه زمانى انجام گرفته است، هنوز معلوم نيست.[6]

    موفق باشید.


    [1]. مجمع البيان، ج3، ص 497(ط صيدا)؛ تفسير فخر رازى، ج4، ص 120(ط 1308 مصر).
    [2]. غرر الفوائد (معروف به امالى)،ج1، ص 28ـ30.

    [3]. غافر (40) آيه 8.

    [4].تفسیر نمونه، ج7،ص17.

    [5]. الميزان، ج8، ص 334ـ 336.

    [6].منشور جاوید، ج1،ص60.
    آیا عالم ذر وجود دارد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337



    سلام.ممنون از پاسخی که دادید.درباره این عالم نظر ائمه اطهار چیست؟یعنی حدیثی ازین بزگواران نقل شده.

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10620



    نقل قول نوشته اصلی توسط YA MOHAMMAD نمایش پست ها
    سلام.ممنون از پاسخی که دادید.درباره این عالم نظر ائمه اطهار چیست؟یعنی حدیثی ازین بزگواران نقل شده.
    با سلام و عرض ادب

    در تفسیر نمونه، ج7،ص21 در این رابطه می خوانیم:

    از نظر مضمون و دلالت، مفاهيم روایات با هم كاملًا با مختلف است:بعضى موافق تفسير اول؛بعضى موافق تفسير دوم.و بعضى با هيچ كدام سازگار نيست، مثلًا رواياتى را كه «زرارة» نقل كرده و تحت شماره 3 و 4 و 8 و 11 و 28 و 29 در تفسير «برهان» ذيل آيات مورد بحث آمده، موافق تفسير اول است و آنچه در روايات «عبداللّه بن سنان» كه تحت شماره 7 و 12 در همان تفسير «برهان» ذكر شده، اشاره به تفسير دوم مى‏كند.

    بعضى از اين روايات، مبهم و پاره‏اى از آنها تعبيراتى دارد كه جز به صورت كنايه و به اصطلاح در شكل سمبوليك، مفهوم نيست، مانند روايت 18 و 23 كه از «ابوسعيد خُدْرى» و «عبداللّه كلبى» در همان تفسير نقل شده است.در پاره‏اى از روايات مزبور، تنها اشاره به ارواح بنى‏آدم شده (مانند روايت مفضل كه تحت شماره 20 ذكر شده است).

    به علاوه، روايات فوق بعضى داراى سند معتبر و بعضى فاقد سند مى‏باشند.بنابراين، و با توجه به متعارض بودن روايات فوق، نمى‏توانيم روى آنها به عنوان يك مدرك معتبر تكيه كنيم و يا لااقل همان گونه كه بزرگان علماء در اين قبيل موارد، مى‏گويند، علم و فهم اين روايات را بايد به صاحبان آنها واگذاريم و از هر گونه قضاوت پيرامون آنها خوددارى كنيم.در اين صورت مائيم و متن آياتى كه در قرآن آمده است و همان گونه كه گفتيم، تفسير دوم با آيات سازگارتر است.

    موفق باشید.

    آیا عالم ذر وجود دارد؟
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    علاقه
    خداوند,امام زمان,ایران
    نوشته
    741
    حضور
    25 روز 58 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    5337



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    در تفسیر نمونه، ج7،ص21 در این رابطه می خوانیم:

    از نظر مضمون و دلالت، مفاهيم روایات با هم كاملًا با مختلف است:بعضى موافق تفسير اول؛بعضى موافق تفسير دوم.و بعضى با هيچ كدام سازگار نيست، مثلًا رواياتى را كه «زرارة» نقل كرده و تحت شماره 3 و 4 و 8 و 11 و 28 و 29 در تفسير «برهان» ذيل آيات مورد بحث آمده، موافق تفسير اول است و آنچه در روايات «عبداللّه بن سنان» كه تحت شماره 7 و 12 در همان تفسير «برهان» ذكر شده، اشاره به تفسير دوم مى‏كند.

    بعضى از اين روايات، مبهم و پاره‏اى از آنها تعبيراتى دارد كه جز به صورت كنايه و به اصطلاح در شكل سمبوليك، مفهوم نيست، مانند روايت 18 و 23 كه از «ابوسعيد خُدْرى» و «عبداللّه كلبى» در همان تفسير نقل شده است.در پاره‏اى از روايات مزبور، تنها اشاره به ارواح بنى‏آدم شده (مانند روايت مفضل كه تحت شماره 20 ذكر شده است).

    به علاوه، روايات فوق بعضى داراى سند معتبر و بعضى فاقد سند مى‏باشند.بنابراين، و با توجه به متعارض بودن روايات فوق، نمى‏توانيم روى آنها به عنوان يك مدرك معتبر تكيه كنيم و يا لااقل همان گونه كه بزرگان علماء در اين قبيل موارد، مى‏گويند، علم و فهم اين روايات را بايد به صاحبان آنها واگذاريم و از هر گونه قضاوت پيرامون آنها خوددارى كنيم.در اين صورت مائيم و متن آياتى كه در قرآن آمده است و همان گونه كه گفتيم، تفسير دوم با آيات سازگارتر است.

    موفق باشید.
    ممنونم.من میخواستم بدونم پیامبر یاائمه در این باره بااصحاب صحبتی داشته اند؟

    آمدم کنج این حرم تا که

    یک گدا یا که خاک پا بشوم

    بعد گردش به دور مرقد تو

    عازم کوی کربلا بشوم


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    20
    حضور
    5 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    76



    آیا عالم ذروجود دارد؟
    در قرآن آیاتیوجود دارد (1) که مفادش آن است که از فرزندان آدم پیمان بر ربوبیت خدا گرفته شدهاست؛ اما این که پیمان مذکور چگونه و در چه زمانی بوده، اين آيات توضیحی نمی‏دهد.از این جهت، مفسران در باره این پیمان اختلاف کرده‏اند و نظریاتی چند ارائه دادند:
    در ادامه ، بهبرخی از این نظریه‏ها اشاره می‏کنیم:
    1.نظریهمحدّثان اسلامی‏
    محدثان اسلامیبر اساس فهم برخی از روایات، بر این باورند که خداوند به هنگام آفرینش آدم، تمامفرزندان آینده او را به صورت موجودات ریز درآورد و به آنان گفت: "أَ لَسْتُبِرَبِّكُمْ؟"آنان گفتند: "بلی". سپس همگی را به صلب و پشت آدمبازگردانید. آنان هنگام خطاب الهی، دارای عقل و شعور کافی بودند و سخن خدا را شنیدندو پاسخ او را گفتند.
    به این عالم کهمحل حضور همه انسان ها است "عالم ذرّ" گفته شده ؛ معتقدان به این نظرقائل اند که این پیمان، به این جهت از آنان گرفته شد که راه‏های عذر در روز رستاخیزرا روی آنان ببندد.(2)
    اشکالاتی بر ایننظر وارد شده است که محققان به آن اشاره کرده‏اند.(3)
    2.نظریهبرخی مفسران‏
    گروهی ازمفسران معتقدند باید آیه را بر توحید فطری حمل نمود. اینان در توضیح نظریه خودگفته‏اند: انسان با رشته غرایز و استعدادها و انواع تقاضاها و درخواست‏های طبیعی وفطری، به جهان گام می‏نهد. آدمی هنگام تولد و خروج از صلب پدر و دخول به رحم مادرو در وقت انعقاد نطفه، ذره‏ای بیش نیست؛ ولی در این ذره، استعدادهای فراوان و لیاقت‏هایقابل توجهی است، همچون استعداد و فطرت خداشناسی. با تکامل این ذره در بیرون رحم،تمام استعدادها شکفته شده و به مرحله کمال و فعلیت می‏رسد.
    به عبارت دیگر،خدا انسان‏ها را از پشت پدران و رحم مادران بیرون آورد و آفرینش آن‏ها را با خصوصیاتیترکیب داد که پیوسته پروردگار خود را بشناسند و نیاز خود را به او احساس کنند.
    هنگامی کهانسان‏ها به نیاز خود به خدا توجه پیدا کردند و خود را غرق در نیاز دیدند، گویی بهآنان گفته می‏شود:
    من خدای شما نیستم؟آنان می‏گویند: چرا، گواهی می‏دهیم که خدای ما هستی. (4)
    3.نظریهعلامه طباطبایی‏
    علامه طباطباییمعتقدند: این آیه ناظر به وجود و حضور جمعی انسان‏ها در حضور خدا است؛ حضوری که غیبتدر آن متصور نیست. گویی همه فرزندان آدم یک جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمعآمده‏اند و در برابر خدا حضور دارند. در این حالت، هر انسانی خود را حضورا می‏یابدو یافته‏اش گواهی روشن بر وجود خدا و خداوندگاری او است؛ ولی قرار گرفتن انسان‏هادر گردونه زمان و تحولات جهان، آدمی را چنان مشغول و از خود بی خود می‏کند که ازآن علم حضوری که به آفریدگار خود داشت، غافل می‏گردد. (5)
    آنچه تا این جاآوردیم، دیدگاه‏های برخی محدثان، متکلمان و مفسران راجع به تفسیر آیه ذر بود.
    حال، پس از بیاننظریات مختلف می‏گوییم
    ظاهراً آیه شریفهگفتگویی بین خدا و انسان می‏باشد. در این گفتگو خداوند از انسان‏ها اقرار می‏گیردکه پروردگار آنان است. اقرار گرفتن برای اتمام حجت بر انسان می‏باشد که در آیندهادعای غفلت نکند.
    آیا گفتگو بههمین صورت که در آیه آمده، اتفاق افتاده است؟ موطن و عالمی که این میثاق گرفتهشده، کجا است؟ دنیا یا غیر آن؟ آیا این میثاق، قبل از تولد انسان گرفته شده یا بعداز آن؟
    در پاسخ به اینسؤالات نظریات مختلفی ارائه شده است.
    آیت الله جوادیآملی بعد از بررسی نظریات مفسران در آیه، دو احتمال را موجه دانسته‏اند
    الف:بیان تمثیلی
    اگرچه ظاهر آیهحاکی از گفتگویی بین خدا و انسان و گرفتن اقرار است، ولی این آیه در مقام بیانواقع نیست؛ بلکه مقصود صرفاً تمثیل است.
    خداوند در واقعاز فرزندان آدم اقرار نگرفته، بلکه مراد آن است که گویا خداوند از همه انسان‏هااقرار گرفته است. مسئله ربوبیت خدا و عبودیت انسان، به قدری روشن است که گویا همهانسان‏ها گفتند: بلی. شیوه بیان این آیه، بیان تمثیلی است، مانند آیه یازدهم سورهفصلت که فرمود: "سپس آهنگ آفرینش آسمان کرد و آن بخاری بود، پس از آن به زمینفرمود: خواه یا ناخواه بیایید. آن دو گفتند: "فرمان‏پذیر آمدیم." (6) آندو گفتند: با رغبت می‏آییم؛ در حالی که در واقع گفتگویی بین خدا و آسمان و زمینواقع نشده است.
    پس در آیه میثاق(عالم ذر )، امر و نهی لفظی نیست؛ بلکه در حقیقت، تمثیل است.
    باید توجه داشتکه خود قرآن بیان نموده که در صدد تمثیل است؛ "اگر قرآن را بر کوهی فرو می‏فرستادیم،یقیناً آن کوه را از بیم خدا فروتن و از هم پاشیده می‏دیدی و این مثل‏ها را برایمردم می‏زنیم، باشد که آنان بیندیشند". (7)
    در این آیه،خداوند می‏فرماید که انزال قرآن بر کوه، مَثلی است که برای به تفکر واداشتن انسانبه کار رفته است، بنابراین، احتمال گفتگوی ذکر شده در آیه میثاق، صرفاً تمثیلی استبرای بیان وضوح ربوبیت خدا و عبودیت انسان.
    ب:بیان واقعی
    معنای دوم که بیشتر مورد نظر است، این می‏باشد که آیه صرفاً تمثیل نیست، بلکه به لسان گفتگو ازواقعیتی سخن می‏گوید که در خارج رخ داده و واقعیت این است که خداوند با زبان دوحجت خود، با انسان سخن گفته است: یکی زبان عقل ( پیامبر درونی انسان ) و دیگریزبان وحی از طریق انبیا ( پیامبران بیرونی). این دو حجت، خدا را به انسان می‏نمایانند و ربوبیت او را بیان می‏کنند. این دو،از هیچ انسانی دریغ نشده است.
    با وجود این دوحجت، دیگر انسان نمی‏تواند ادعای فراموشی و غفلت کند.
    نکته‏ای که ازآیه به دست می‏آید، نوعی تقدم این میثاق بر زندگی انسان می‏باشد. از این رو، حجتباطنی ( عقل ) و ظاهری ( وحی )، هر چند تقدم زمانی بر انسان و اعمال ارادی اوندارد، ولی بر مکلف شدن انسان حداقل تقدم رتبی دارد؛ یعنی ابتدا حجت بر عبد تمام می‏شودو سپس مکلف به تکالیف الهی می‏گردد. بنابراین، مقصود آیه، گفتگوی لفظی بین خدا وانسان نیست؛ بلکه اعطای دو حجت محکم الهی به انسان است.
    با توجه بهمعنای فوق، موطن و عالمی که این میثاق الهی در آن رخ داده، دنیا می‏باشد و برای هرانسانی بعد از تولد او چنین چیزی رخ می‏دهد.
    بنابراین، آیهمیثاق هیچ دلالتی بر ازلی بودن انسان یا حتی هر گونه وجودی قبل از تولد برای آدمیندارد؛ بلکه آیه یا صرفاً یک تمثیل است و نه بیان واقع، و یا از واقعیت اعطای حجتباطنی و ظاهری سخن می‏گوید که مربوط به بعد از تولد انسان می‏باشد. (8)
    برای آگاهی بیشتر به این کتاب مراجعه کنید: فطرت در قرآن، تفسیر موضوعی قرآن کریم، آیت‏الله جوادیآملی، نشر اسراء، قم، فصل سوم
    این کتاب به بیاناقوال مختلف در باره آیه میثاق پرداخته و بعد از نقل دیدگاه های گوناگون، دو نظرفوق را پذیرفته است.
    در ضمن برايبررسي مسئله عالم ذر و نقد و بررسي رواياتي كه به آن ها استناد شده مي توانيد بهمنابع زير مراجعه نماييد.
    ا. كتاب فطرتدر قرآن تأليف آيت الله جوادي آملي ، بخش دوم، فصل سوم
    2.تفسير منشورجاويد تأليف آيت الله سبحاني ، جلد دوم، بخش دوم
    3.تفسير نمونهتألیف آیت الله مکارم شیرازی، جلد 7، ص 3
    4.تفسیر الميزان تألیف علامه طباطبایی، جلد ‏8، ص 306
    پی نوشت ها:
    1. سوره اعراف(7) آیه 172 - 174
    2.طوسىمحمد بن حسن‏، التبيان فى تفسير القرآن، دار احياء التراث العربى، بيروت،‏ بيتا.،‏ ج 5، ص 27
    3.طبرسىفضل بن حسن‏، مجمع البيان فى تفسير القرآن انتشارات ناصر خسرو، مكان چاپتهران،1372 ش.‏ ج 4، ص 765،
    4.همان،ج ‏4، ص 766
    5.طباطبايى،سيد محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزهعلميه قم‏، قم، 1417 ق،‏ ج ‏8، ص 307- 323
    سوره فصلت (41)آیه 16 .6
    7.سورهحشر (59) آیه‏21
    8.جوادی آملی، عبدالله، فطرت در قرآن، نشراسراء، قم، ص 123 - 126 و 135


  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    حقیقت
    نوشته
    2,117
    حضور
    32 روز 20 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5955



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    ما در اینجا نظریات مفسرین را صرف نظر از نقد آن بیان می داریم:

    1) نظريه متكى به احاديث:
    نظريه معروف كه پشتوانه حديثى دارد اين است كه خداوند به هنگام آفرينش آدم، تمام فرزندان آينده او را به صورت موجودات ريز در آورد و به آنان گفت: (أَلستُ بِرَبِّكُمْ) آنان گفتند: (بلى) سپس همگى را به صلب آدم باز گردانيد. و آنان هنگام خطاب الهى داراى عقل و شعور كافى بودند و سخن خدا را شنيدند و پاسخ پرسش او را گفتند و اين پيمان به اين خاطر از آنان گرفته شد كه درهاى عذر را در روز رستاخيز به روى آنان ببندد.[1]

    2) نظریه شریف مرتضی:
    شريف مرتضى درباره آيه بحث جالبى نموده است و پس از نقد نظريه نخست، به نحوى كه گذشت، نظريه جديدى را مطرح مى كند كه خلاصه آن اين است: اخذ اعتراف مربوط به همه فرزندان حضرت آدم نيست، بلكه از آن افرادى است كه پدران كافر و مشرك داشته اند.[2] به گواه اين كه در آيه 173 مى گويد:«أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ...». در اين صورت بايد گفت: آيه مربوط به گروهى است كه در اين جهان بالغ و كامل شده اند و آن چه را كه پيامبران خدا براى آنان آورده بودند، آگاه شدند و به آن اقرار نمودند و به گونه اى بر خويشتن گواهى دادند. آن گاه اضافه مى كند كسانى كه معناى نخستين را برگزيده اند، تصور كرده اند كه لفظ ذريه فقط به موجود غير كامل و غير عاقل اطلاق مى شود، در صورتى كه در قرآن اين لفظ بر افراد كامل نيز اطلاق شده است. چنان كه مى فرمايد:«رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْن الَّتى وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّيّاتِهِمْ...[3]؛ پروردگارا آنان را در بهشت جاودانى خود وارد ساز؛ بهشتى كه آن را به آنان و صالحان از پدران و همسران و فرزندان، وعده داده اى».

    3) نظريه مختار در تفسیر نمونه:
    منظور از اين عالم و اين پيمان همان «عالم استعدادها» و «پيمان فطرت» و تكوين و آفرينش است، به اين ترتيب كه: به هنگام خروج فرزندان آدم به صورت «نطفه» از صلب پدران به رحم مادران كه در آن هنگام ذراتى بيش نيستند خداوند استعداد و آمادگى براى درك حقيقت توحيد به آنها داده است، هم در نهاد و فطرتشان اين سرّ الهى به صورت يك حسّ درون ذاتى به وديعه گذارده شده است و هم در عقل و خردشان به صورت يك حقيقت خودآگاه! بر اين اساس، همه افراد بشر داراى روح توحيدند و سؤالى كه خداوند از آنها كرده به زبان تكوين و آفرينش است و پاسخى كه آنها داده‏اند نيز به همين‏ زبان است.[4]

    4) نظریه ی علامه طباطبایی(ره):
    انسان و تمام اجزاى جهان كه در بستر زمان قرار دارند، وجود دو رويه دارند; رويى به سوى خدا و رويى به سوى زمان و به عبارت ديگر داراى دو نسبت و دو رابطه اند. از آن نظر كه با خدا ارتباط دارد و خدا بر آن ها محيط است، هيچ جزئى از جزء ديگر غايب نيست؛ نه خدا از آن ها غايب است و نه آن ها از محضر خدا غايب هستند، بلكه تمام موجودات جهان (بى آن كه در آن گذشته و آينده اى باشد) در حضور او قرار دارند. چگونه مى تواند غير اين باشد، در حالى كه جهان كار اوست و هيچ كارى، از آن نظر كه با صاحب كار قائم است، نمى تواند از او پنهان باشد. ولى از آن نظر كه موجودات در دل زمان قرار دارند و با آن آميخته اند، به صورت حوادث متفرق و رويدادهاى گوناگون كه با يكديگر فاصله هاى گوناگونى دارند، جلوه مى كنند. اين عوامل او را از حضور در نزد خدا بى خبر كرده، حجابى ميان ديده قلبى او و خدا پديد مى آورد.

    اين دو محاسبه در نظر مرحوم علامۀ طباطبایی به گونه اى است كه جهان را به دونشأت باطن و ظاهر يا درون و برون تقسيم مى كند. و وجود جمعى جهان، باطن اين وجود متفرق است. علامۀ طباطبایی وجود اين دو نشأت را از آياتى استفاده كرده و مى گويد: جمله (كُنْ فَيَكُون)اشاره به اين دو نشأت جمعى و تدريجى دارد. لفظ «كن» اشاره به وجود جمعى است. بالأخص اگر اين آيه را به آيه ديگر ضميمه كنيم (آيه 50 سوره قمر) كه مى فرمايد:«وَما أَمْرُنا إِلاّ واحدةٌ كَلَمْح بِالْبَصَرِ؛امر و فرمان ما فقط يكى است مانند يك چشم به هم زدن». يكى بودن امر جز اين نمى تواند باشد كه با فرمان «كن» همه حوادث، بدون تفرق و تدريج يك جا وجود داشته باشد و همه اشيا با خطاب «كن» پديد آيند وجمله «فيكون» كه حاكى از تدريج است، اشاره به رويه ديگر اين جهان است كه تدريجى مى باشد. از اين بيان نتيجه مى گيرند كه آيه، ناظر به وجود جمعى انسان ها در حضور خداست؛ حضورى كه غيبت در آن متصور نيست گويى همه فرزندان آدم يك جا از پشت پدران گرفته شده گرد هم جمع آمده اند و در برابر خدا حضور دارند. در اين حالت هر انسانى آفريدگار خود را حضوراً مى يابد و يافته اش گواهى روشن بر وجود خدا و خداوندگارى او است، ولى قرار گرفتن انسان در گردونه زمان و تحولات و تطورات جهان، آدمى را آن چنان مشغول و از خود بى خود مى كند كه از علم حضورى به آفريدگار غافل مى گردد.[5]

    سخن آیت الله سبحانی:
    نگارنده تا اين لحظه كه قلم روى كاغذ جريان دارد به كشف معناى واقعى آيه توفيق نيافته است و اميدوار است كه به قول ابن عباس «القرآن يفسره الزمان» آيندگان به كشف مفاد آن موفق گردند. ظاهر آيه اين است كه در مرحله اى از مراحل وجود، كه هنوز براى ما كشف نشده است، از انسان پيمانى گرفته شده است و امّا اين مرحله چه مرحله اى بوده و در چه زمانى انجام گرفته است، هنوز معلوم نيست.[6]
    سلام

    طبق باور شیعه معصومین بهترین مفسرین قران هستند
    حال سوال من اینست چرا با وجود تفسیر ائمه که بهترین تفسیر است
    مفسران به دنبال تفسیرهای دیگری هستند ؟
    ایا خود مفسرین به تفسیر ائمه اعتماد ندارند ؟
    یا دنبال تفسیری بهتر هستند ؟
    و اینکه دنبال تفسیر دیگری هستند ایا این متناقض با باورشون مبنی
    براینکه ائمه بهترین مفسران هستند نیست ؟



    خیلی تلاش کردم مردم بفهمند ولی آنها فقط خندیدند...
    چارلي چاپلين


  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود